دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

مجموعه مقالات. اشعار وآثار علمی .پژوهشی. فرهنگی. اجتماعی دکتر حمیدرضا ابراهیم زاده

نجوای من

يكشنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۳، ۰۸:۳۷ ق.ظ



وقتی خدای به این مهربانی و بزرگی، بزرگتر و سرپرست ما باشد:

چه باک که چقدر کوچک و چه باک که چقدر خطاکار باشیم.
حتی من هم به آینده‌ی تلخ خود خوشبینم
و به آرزوهایم خوراک می‌دهم تا پروار شوند
آن قدر که قوچ آرزوها و امیالم به وسعت باور نکردنی و محال بزرگ شود و پرواز کند.
سپس آن را قربانی و فدای کسی می کنم
که دوستم دارد و دوستش دارم

خدای من
کافر شدن به تو محال است
دوست داشتم محض احترام بگویمت شما
اما نشد چون تو تویی.
دوست نداری که شما صدایت کنم
می‌خواهی آنقدر صمیمی باشم که ذوب در گنجایشت شوم مثل قطره در اقیانوس...

عزیزم

هرچه آرزوها و امیالم بزرگ باشد لیکن تو بزرگتر و مقتدرتری .
من انباشته از آرزوها و آرمانهایی هستم که در عقل به آن محال می گویند و در نقل به آن زوال.
اما تو که وکیل و سرپرستم باشی چه باک که عقل و نقل چه بگویند.
من پروارم از توکل 
بگو
کجا و چه وقت خودم را قربانی‌ات کنم
تا خشنودی‌ات را درک کنم...

حمیدرضا ابراهیم زاده    12/12/1392  



تمامی حقوق نشر برای مولف محفوظ است

 


  • حمیدرضا ابراهیم زاده

چالشی به نام مداحان خود سر

چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۶:۳۴ ق.ظ

چالشی به نام مداحان خودسر

منبر بعنوان قدیمی ترین رسانه ی جهانی درخدمت ترویج  دانش وآگاهی واحقاق  حقوق مردم   بوده است.

رسانه ی منبردر حقیقت خدمت گزار وخادم انسان وکارگزار وامانتدار وحی ورسالت انبیا ست و منبر ازآن جایی مقدس شد که درخدمت بشر وتکامل  انسان وبرای صیانت ازکرامت انسان تجلی یافت.

دراین بین مادحین هم به منظور پاسداشت کرامت انسان و یادآوری ویادبود کریمان وبویژه  رثای سیدالشهدا ازاین رسانه بهره می بردند.

تغییرات فراوانی در شکل گیری ساختار سازمانی وجایگاه  اجتماعی و فرهنگی مادحین  شکل پذیرفت و درنهایت به جهت برخی از مسائل  جامعوی و قشریگری  عوام،  مداحان توانستند براریکه ی وقت وساحت  عرف واخلاقیات جامعه نفوذ پیدا کنند واین درحالی بود که هیچ آموزش وکنترلی  برآنان مستولی نبوده ونیست.

مداحان   درسیر تطور  جایگاه خود از نوحه گری ومرثیه سرایی وشعر خوانی به موعظه و خطابه روی آوردند و مشکل از  آنجایی شروع شد که  خطابه ها وموعظه هایشان  فاقد پشتوانه ی تهذیب وتعلیمات لازم   بوده وعلی رغم شور بسیار بالا ازقلت شعور لازم دربیان مسائل ومطالب  رنج برده اند. وهمین امر بزرگترین آفت  موضوع به شمار رفته وبلکه باعث خدشه به اصل نصوص منقول از جانب مادحین گردیده است. وعمدتا یکی از عوامل رویگردانی مردم از موضوع مناسک دینی بد سلیقگی و مداخله ی مداحان دراموری که به آن اشراف ندارند است.

مداخلاتی که گاه می توان ازآ ن به طلبکاری مداح از تشیع وخود برتربینی آنان به علت قلت تهذیب و پارسایی تعبیرکرد.

مداحی گری  شغل وهنر  وحرفه ای برای  تولیدعلم وفرهنگ وکالا و ترقی اقتصاد وفرهنگ و... نیست.

با صراحت می توان گفت : امروزه مداح جماعت  از گریاندن مردم ارتزاق می کند. وسوگ مردم درحقیقت معاش آنان گردیده است. بدیهی است که تناقض وتقابلی نیز به تدریج دراین بین رخ خواهد داد وان نیز در جامعه  اسلامی  چهره خوشی ندارد

در احادیث آمده است که کسب درآمد با قرآن و...کراهت دارد.

حق القدم و حق الوعظ وحق القلم هایی که پا از گلیم حق درازتر کرده اند بی تردید مرضی رضای خدا نخواهد بود وآفتی برای  فرهنگ جامعه ی اسلامی و بلکه توسعه ی جامعه اسلامی است.

افرادی که بنام امام حسین و معصومین  (ع) برای معاش ومنفعت خود  وگروه وسلیقه ها بازار گرمی می کند.نمی توانند مروج سیره اهل بیت باشند.!

همانانی که  ازبنیه صدا وسر و زبان برای جیبشان  برسرحضور درمراسم عزا  قیمتهای نجومی وآنچنانی  پیشنهاد می دهند. چگونه می توانند به کرامت انسانی خدمت کنند!

متاسفانه انحرافات  و بلند پروازی های این دسته ازمادحین  فشار سنگینی را بر ذاکرین راستین اهل بیت و به ویژه روحانیون ومبلغین ودانش آموختگان مکتب قرآن واهل بیت وارد کرده است.

تناقض وتنفری که این قشر ازافراد برای مردم به ویژه عوام  درحوزه دیانت وارد کردند  بی نهایت سمی ومهلک است

مداحی که  با قلت تهذیب و سواد اجتماعی و خروارها خروار غرور وافاده اجازه ی  استنباط واجتهاد درحوزه ی  آیات واحادیث وفقه.تاریخ وجامعه و سیاست. اقتصاد  را بخودش داده وبلکه دیگران را نیز تشویق وتحریک به پذیرش نظرات شاذ خود می کند که غالب این افاضات ازنظرحقوقی واجتماعی انحراف وبزه محسوب می شود . ودرواقع فرصت طلبی محسوب می شود که در ناهنجاری های اجتماعی وفرهنگی و سیاسی ،خواسته یا ناخواسته بوق گروهها وسلیقه های متفاوت شده وازدرک عمق و اصل موضوع عاجزاست.

ازاین جهت این دسته از مادحین   بعنوان اوباش سیاسی شناخته می شوند. ودر قامت اوباشی گری ومطابق با ساختار حرکتشان داعیه ی  قیم بودن برای مردم  را داشته  ومدعی می شوند که  دلسوز وطن وشهدا ومردم وائمه هدا بوده  وسرباز ولایت ونظام هستند.! درحالی که درحقیقت ناخواسته  تخریب چی ساحت  اهل بیت ونظام و امنیت ملی  هستند.

با تحقیرآگاهی وانحراف درحقایق ومقدس مابی و هویت  هتاک ونقد ناپذیرانه ی آنان ، نخبگان  درمحاق قرار می گیرد

اگرچه مداح بدون  شعر وشاعر و مشاور شعر  هیچ است. البته   برخی ازشعرا نیز دراین بین  تن به  جفا داده  و با پسرفت جایگاه ارزشمند خود  تن به  شعرفروشی ومنبر فروشی می دهند. چیزی درحد خود فروشی ،که جایگاه شعر ومداح را متزلزل می کند.

  حال شاعران آیینی یا مهندسان فرهنگی  حقیقی و متعهد جامعه کجای کار دیده می شوند؟؟؟

از قدیم  وباستان شعر رسانه  ای برای باز گوکردن آئین واحقاق  حق مردم وآموزشگاهی برای آگاهی بخشیدن  تربیت نفوس بود.

 اگر شاعری به هرعلتی درباری شد و یا انحرافی در رسالتش پدید آمد، شعر و هویت شاعرانه اش ازپویایی ساقط شد.

شاعرومداح  دو روی  سکه  ی  ترویج  سیره ی اهل بیت هستند. وهردو باید به زیور ادب وپارسایی وعلم وحلم  آراسته وبه  اسلحه شجاعت و تدبیر مسلح باشد.

بنا بر این مداح بدون ریشه ی علمی و اخلاقی وتقوا یی مضر جامعه است.

پشتوانه ی قرآن و ادب دربرابر معصومین ملاک ریشه سالم است .

  مداحان افراطی در سالهای اخیر ازخود افرادی  منفور وهتاک وجرثومه های جسور نشان داده اند ،که بنام بت شکنی هنجار ها شکستند وبت شدند. حریم ها دریدند و عملا بوق تبلیغاتی اشخاص فرصت طلب سیاسی  شده وخود را دستاویزی برای  تخریب هویت اهل بیت و سلب امنیت  نظام ومیهن قرار داده اند

آنان نه  درقامت حزب لایق ومستحق  چارت بندی هستند ونه درقامت معتمدین ومتدینین ومقیدین به اخلاق اسلامی  قابلیت احترام را دارند.

مگراینکه خلافش ثابت شود  وبی چشمداشت نوکری  اهل بیت رابکنند وجیب ها وزبان ودل ودستها وچشمهایشان پاک وطاهر باشد.

گروههای افراطی هرجا که باشند وهربلندگویی که بدست بیاورندعملا مردم برایشان مانند دین بازیچه ای نیستند

درمناسک  عاشورایی و مناسک  مذهبی که همه ی مردم به ویژه امام عصر و رهبرانقلاب  درسوگ  سربه زانو برده اند

 مداحان حق ندارند خارج از خشنودی خدا و فارغ از حب ورضای اهل بیت یک جمله بسازند

خیانت است به قرآن واهل بیت که اینگونه مراسمات ومحافل ملی را تبدیل به کارناوال وشوهای تبلیغاتی کنند.

مداح چه با مطالعه چه بی مطالعه حق اظهار نظر درمسایلی که به امنیت ملی وعزت ملی مرتبط هست  ندارد.

مداح جماعت حق اظهار نظر  درمباحث  تخصصی و کارشناسانه  ندارد.

حدیث امام صادق وائمه معصومین درباره ارزش گریاندن بر ذاکرین راستین اهل بیت صدق می کند که خود عامل به تقوا و زندگی شان  ترویج قرآن و اهل بیت است.

البته روی سخنم  با مداح هایی هست که درتعریف من  شغلی جز گریاندن و بورس ساختن ندارند وازآرایه ی تهذیب وادب فراری هستند. وگرنه ذاکرین راستین اهل بیت خود سینه ی سوخته ماجراها وخون به دل شدگان این مرارت هاهستند.

صرف داشتن شهرت دلیلی براین نیست که درمسائلی که نیاز به کار کارشناسی تخصصی  دارد ورود پیدا کرده و انسجام ملی را بااحساسات فردی ویا گروهی مخدوش کرد ویا وارد به عرصه ای شد که جایگاه واقعی آن مصداق مثال : پای ازگلیم خود دراز کردن باشد.

بااین اوصاف صنف بازیگران،  وافراد مشهوری مثل هنرمندان و ورزشکاران هم می توانند در  عرصه های فرهنگی، اجتماعی ، اقتصادی وسیاسی مداخله نموده  واز مسیرشهرت خود جایگاههای  غیراز تخصصشان را اشغال واسباب  آفت برای جامعه ی پویای اسلامی  فراهم سازند .گاه اظهار نظرهایی  که  نمونه اش فراوان دراین سالهای اخیر به چشم می آید.ازسوی افرادی که شهرت هایی در رشته های خاص ورزشی ویا هنری دارند باعث بروز تناقض و ابتذال در حریم جامعه گردیده است وبخشی از بیماری جامعه درحوزه توسعه سیاسی وفرهنگی است...


والی الله المصیر

حمیدرضا ابراهیم زاده

2شهریور 1394



*نکته: این متن قبلا بصورت مصاحبه  منتشر شده بود و درحال حاضر بصورت متن ومطلب درآمده است.

تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ است.
  • حمیدرضا ابراهیم زاده

خانواده و آموزشگاه

 خانواده  به عنوان مقدس ترین و موثرترین نهاد جامعه ی بشری شناخته شده است.

قداست خانواده به این است که تربیت وآموزش وایجاد نسل وساختار  هویت درآن جریان دارد.

خانواده ی متعادل وپویا به خانواده ای اطلاق می شود که دررگ های آن آموزش وتربیت وهمکاری و همدلی متقابل و مستمر جریان داشته باشد .

اما خانواده ی دیگری هم نقش تربیت و هویت سازی  را برای تکامل و پویش وتعادل نسل ها را ایفا می کند. وآن خانواده ی دوم یا مدرسه است که درآن اعضای تیم های آموزشی وتربیتی  به رسالت ووظائف خود درقبال پرورش باورها ی نیک و تطهیر روح وجان  وتداوم مستمر  آموزش دانش ، عمل می کنند

دانشمندان وبه ویژه جامعه شناسان ورفتارشناسان اجتماعی  وسیاستمداران وپژوهشگران حوزه ی توسعه ،آموزش وپرورش را به عنوان محور بی بدیل توسعه می شناسند.

متون ونصوص دینی در اسلام عزیز و باورهای ما  نشان ازاین دارد که آموزش وتربیت هدفمند راه رشد وتکامل است.

کتاب  قرآن کریم  به عنوان معجزه ی نبی اکرم نماد دانش به بشریت معرفی شده است و توصیه موکدی بر  فهمیدن درست وپژوهش در همه ی حوزه های هستی شناسی دارد.

سیره ی معصومین حکایت ازآن دارد که آموزش وآموختن دریچه ی برتری وپارسایی است

تاجائیکه امام متقین خود را بنده ی کسی می داند که به او حرفی بیاموزاند

امام زین العابدین  کتابی دارد به نام رساله ی حقوق که درآن برای  تکامل ورشد  انسان  توجه به 51 حق ضروری دانسته شده است. و راه برون رفت از عقب ماندگی و ستمدیدگی و ستمکاری  و درواقع  عدم تکرار فجایعی همچون عاشورا ، دانستن وآموزش حقوق شهروندی معرفی شده است.

آنچه که جوامع را از تحول وپویایی وحیات باز می دارد درحقیقت جهل وتوهم دانایی است

نادانستن و توهم دانستن  همه ی آن چیزی است که جوامع را مستبد و عقب مانده  نگه می دارد.

آموزش ودانستن درشریعت اسلام فریضه وجهاد به شمار می رود. و خداوند دراولین کلامش با نبی اکرم ایشان را به خواندن وعلم اندوزی می کند.وبه او و بلکه بشریت زمان حال  و آینده وواپسین کتاب  هدیه می کند وآن را معجزه ی رسالتش می خواند.

آنچه که اکنون  جوامع ما را تهدید می کند عدم توجه به آموزش وپرورش وتهاجم توهم دانایی درحوزه های مختلف اجتماعی وفرهنگی واقتصادی است.

با وجود برخی از  تفاوت های فرهنگی  جامعه ی دین سالارمدنی  ما با جوامع  توسعه یافته ی غربی ، انقلاب های بزرگی  که  درحوزه های صنعت واقتصاد وکشاورزی ورسانه و تکنولوژی وشهر سازی ورفاه مدنی درجوامع توسعه یافته رخ داده اند توجه ونقطه ی اتکایشان به جدی گرفتن نقش آموزش وپرورش در رسیدن به توسعه مطلوب بوده است.

خانواده های جوامع پیشرفته به این نتیجه رسیده اند که راه رسیدن به رفاه اجتماعی و برون رفت از مصائب و بحران های جامعوی همچون  تورم. نقدینگی. اعتیاد. بیکاری . طلاق و جرائم سازمان یافته و جنایات ،در حقیقت  امتیاز دادن به  بعد آموزشی و داشتن آموزش وپرورش توسعه محور و هدفمند و هوشیار است.

جامعه ی دینی ما نیز برای برون رفت از بحران های اقتصادی واجتماعی وفرهنگی و... ازاین امر مستثنا نیست وقطع یقین برای پویایی هرجامعه ای با هر مدلی از توسعه، نیازمند  به آموزش وپرورش  هدفمند وسالم هستیم که درآن باورهای نیک وآموزه های  واقعی دین و دانش ، حیات داشته باشد.

بااین نگرش مدارس و آموزشگاهها و دبیرستانها ودانشگاهها وموسسات علمی وپژوهشی وآموزشی  بعنوان کارگاه توسعه سازی  وآینده ساز  جامعه ی ما خواهند بود ونقش حیاتی  وارزشمند ی را برای شکل گیری مدل پیشرفت ایرانی اسلامی ایفا خواهد کرد.

کادر آموزشی متعهد ومتخصص ومتعبد هرآموزشگاهی  مهندسان توسعه ی ما خواهند بود

شورای عالی برنامه ریزی تحصیلی وکتب درسی ما. نویسندگان وشعرا وفرهیختگان ونخبگان ما باید درفرایند این توسعه نهایت دقت وحسن سلیقه را بکارگیرند تا دراین گرانیگاه فرزندان ما ، ویا درحقیقت سرمایه های اجتماعی  ما وثروت ها وذخایر میهن مان دراین کارگاه ها  به نیروهای ی باارزش افزوده ومتخصصان ومدیرانی تربیت یافته در دامن  فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی به آینده ی وطن وبلکه دنیای ما   مبدل شوند.


نتیجه تصویری برای انجمن اولیا ومربیان



افزایش بهای سرمایه های اجتماعی ما ویا موفقیت نسل نو و بلکه  تلاش های ما برای رسیدن به توسعه ی پایدار میسر نیست مگر با همت عالی  و همکاری و همیاری و همدلی وتعامل   همه ی اعضای جامعه به ویژه نخبگان. نویسندگان. شعرا . دانشمندان و آموزگاران واساتید وهنرمندان وطبقات علمی ودینی ،  با کادرآموزشی  مدارس و آموزشگاهها. بوده  تا تیم های  عملیاتی و پرتلاش  آموزش درکارخود موفق وخرسند وسرفراز باشند.

ودراین مقطع ، همدلی وهمیاری تنگاتنگ اولیا ومربیان  باهم ودقت نظر درشیوه های آموزشی وتربیتی و رفع موانع کمک آموزشی سهولت امر را برای شتاب بهتر موفقیت ها رقم خواهد زد.

والی الله المصیر

حمیدرضا ابراهیم زاده

نهم مهرماه 1396



*با نهایت احترام تقدیم به مادرم حضرت نیلوفر


تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ می باشد


  • حمیدرضا ابراهیم زاده

گروه اقلیت

دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ۱۲:۴۰ ب.ظ

گروه اقلیت

ما انسان ها برای رشد وتکامل، دگردیسی و دگرگونی های متنوعی  را تجربه می کنیم وبه دلیل همین دگرگونی ها به بلوغ وتکامل  می رسیم

با دقتی در تاریخچه انسان شناسی در می یابیم که  انسان کهن نسبت به انسان امروزی بسیار خام ونابالغ است ودگرگونی های کمتری را را بخود اختصاص داده است و به همین مناسبت دیرینه شناسان انسان های کهن را در مسیر فراگیری رفتار زیستی به گونه های متفاوتی از کهن تا مدرن دسته بندی کرده اند .

پس از انقلاب کشاورزی وشهرنشینی و صنعتی،  قدرت انسان برای درک  آفریدگار بیشتر وبهتر شده است. پرده برداری از رازهای آفرینش با پیشرفت دانش وتکنولوژی درهمه ی عرصه ها رخ داده است . وانسان درپویش ها وپایش های علمی از مرحله ی بدوی خود به مرحله ی مدرن تری حرکت کرده است.

دگرگونی هایی که به واسطه ی آن انسان را به اقتدار کشانیده و او را از نسل های پیشین خود متمایز ساخته است

امروزه  شکوه و اوج  درک  دانش  فیزیک وشیمی وزیست شناسی و... شعورانسان را بالغ تر از پیش نموده است ووی را با شتاب بیشتری به سمت تکامل وجانشینی علی الاطلاق خداوند سوق می دهد

ابر باد ومه وخورشید وفلک  برای تحقق بلوغ انسانیت به سربازی وفداکاری مشغولند ولی اکثر انسانها همچنان درتردید وناسپاسی به سر می برند.  وغبار حق ناشناسی و ناسپاسی را از وجود خود نمی روبد.

به فرموده ی آفریدگار دانا :

  وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَشْکُرُونَ ﴿ بقره : ٢٤٣

وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ﴿یوسف: ٢١

وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یُؤْمِنُونَ ﴿هود: ١٧

وبه تعابیری قرآن مملو ازاین حکایت است که:

قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ ﴿العنکبوت: ٦٣  

أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیْئًا وَلَا یَهْتَدُونَ ﴿البقرة: ١٧٠

فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا یَفْقَهُونَ ﴿المنافقون: ٣

أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَکِن لَّا یَشْعُرُونَ ﴿بقره: ١٢

به گواهی قرآن بسیاری از لا ها ولن های قرآن برای این است که پروردگار برای رساندن خیر وتکامل به انسان اورا دعوت به دقت وتدبر می کند ولی انسان  ناسپاسی می کند و به دنبال خامی و قهقرا تمایل دارد.

هنگامی که پرده های نادانی با نور دانش  از ذهن و زندگی مردم کنار می رود و بسیاری از تردیدها و تاریکی ها ازبین می رود  دراین میان بسیاری از ناسپاسان هنوز به پوشاندن  واقعیت ها اهتمام دارند. دراصطلاح  دینی به آنها کافر می گوئیم.

کفر غبار و پوششی است برای نادیده گرفتن واقعیت ها و واژه ی کافرمتضاد با  شاکراست.کافرناسپاس است وشاکر سپاسگزار.

انا هدینا السبیل اما شاکرا واما کفورا / (سوره انسان - 3)

انبوه ناسپاسان بیشتربه این دلیل است که ایشان  دل به اندک خرد خویش گرم داشته اند و قطره وجودشان را از دریای دانش پروردگار جدا می دانند.درحالیکه  " نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاءُ وَفَوْقَ کُلِّ ذِی عِلْمٍ عَلِیمٌ  " ﴿یوسف: ٧٦

 جناب ابلیس اولین کافری است که با خرد اندک خویش مامور به سجده برخرد قدسی آدم گردید ورو برتافت ونفرین شد.

همه سجده کردند ولی ابلیس گمان برد که برتری هایی دارد و کفر ورزید .

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ ﴿البقرة: ٣٤

ذات اقدس ربوبی از خردورزان  انتظار تکلیف دارد و بی خردان معاف ازتکلیف می مانند.

سپاسگزاری هم تکلیفی است که از اهل خرد و مدعیان عقلگرایی انتظار می رود.

اما آنچه که پیداست توهم دانایی  و ناسپاسی عقلگرایانی است که در اکثریت قرار گرفته اند.ومورد طعنه پروردگارند.

سپاسگزاری وقدر شناسی از مواهب ونعمات خود نعمتی مضاعف برهدیه های خدایی است

لئن شکرتم لازیدنکم  (ابراهیم 7 )

قدرشناسی وسپاسگزاری از تلاش و هدیه وعنایت همنوعان  وپروردگار در تداوم وافزایش لطف ومرحمت تاثیر بسزایی دارد

وبرخلاف آن ناسپاسی می تواند مانع دریافت  لطف وفیض و هدایا باشد

که امام  هشتم فرمود:

مَنْ لَمْ یَشْکُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْکُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَل‌»؛ [1] کسی که نعمت دهنده از مخلوقات را شکرگزار نباشد، شکرگزار خداوند نیز نخواهد بود». این روایت به صراحت بر مطلب مورد نظر دلالت دارد.

آنکه سپاسگزار آفریده های خدا نیست  نمی تواند  سپاسگزار آفریدگار باشد.

چه بسیار کم هستند گروه سپاسگزاران وچه بسیار زیادند گروه ناسپاسان .

امام صادق (علیه السلام) فرمود:«در تورات نوشته شده:سپاس کن آن‌را که بر تو نعمت داده و نعمت بده آن‌را که از تو سپاس‌گزار است، با سپاس کردن نعمت‌ها پایان نمی‌پذیرد، اما کفران، نعمت‌ها را باقی نمی‌گذارد، شکر و سپاس باعث زیادی نعمت‌ها و ایمنی از دگرگونی‌ها شود». [۲]

دگرگونی و تبدیل نعمت ها به نقمات وبلا هایی  که می تواند  ناشی ازناسپاسی باشد.

که فرمود : "ولئن کفرتم ان عذابی لشدید  (سوره ابراهیم - 7)

امام سجاد (علیه السلام)‌ فرمود:«خدا هر دل غمگینی را دوست دارد، و هر بنده‌ی سپاس‌گزاری را دوست دارد، روز قیامت خدای تبارک و تعالی به یکی از بندگانش می‌فرماید از فلانی سپاس‌گزاری کردی؟ عرض می‌کند:پروردگارا! من تو را سپاس گفتم، خدای تعالی فرماید:چون از او سپاس‌گزاری ننمودی، مرا هم سپاس نگفته‌ای، سپس امام فرمود:شکرگزارترین شما خدا را کسی است که از مردم بیشتر شکرگزاری کند». [۳]

در حکایتی از  اسرارالتوحید شیخ  ابی  سعید آمده است که :

خواجه بوالفتح شیخ گفت که شیخ قدس الله روحه العزیز در نشابور بود یکروز ببستقان می شد و وخواجه علی طرطوسی باشیخ ما بهم بود، شیخ در راه می گفت:" اللهم اجعلنی من الاقلین " چون ببستقان رسیدند خواجه علی از شیخ پرسید که که دراین راه برلفظ شیخ بسیار می رفت " اللهم اجعلنی من الاقلین" شیخ گفت خدای تعالی می گوید: اعملوا آل داوود شکرا وقلیل من عبادی الشکور ( 13 سبا) ما می خواستیم که ان قوم باشیم کی شکر نعمت او بجای آریم.(؟!) [4]

سعدی علیه الرحمه در دیباچه ی گلستان چنین نگاشت که:

منّت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربتست و به شکر اندرش مزید نعمت (سورهٔ ابراهیم - آیهٔ ۷) هر نفسی (نفس) که فرو می رود ممدّ حیاتست و چون بر می آید مفرّح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمتی شکری واجب

از دست و زبان که برآید                   کز عهده شکرش به در آید

اِعملوا آلَ داودَ شکراً وَ قلیلٌ مِن عبادیَ الشکور (سوره سبأ - آیه ۱۳)

بنده همان به که ز تقصیر خویش         عذر به درگاه خدای آورد

ورنه سزاوار خداوندیش                      کس نتواند که به جای آورد

باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه روزی به خطای منکر نبرد

ای کریمی که از خزانه غیب                گبر و ترسا وظیفه خور داری

دوستان را کجا کنی محروم                 تو که با دشمن این نظر داری

فرّاش باد صبا را گفته تا فرش زمرّدی (زمردین) بگسترد و دایه ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات در مهد زمین بپرورد درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق در بر گرفته و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع (نوروز) (گل) کلاه شکوفه بر سر نهاده عصاره نالی (تاکی) به قدرت او شهد فایق شده و تخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند                 تا تو نانی به کف آریّ و به غفلت نخوری

همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار                      شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری [5]

 پروردگارا ما را ازسپاسگزاران نعمت های خویش و قدردان تلاشها و زحمات حق دارانمان  قرار بده. (آمین)

والی الله المصیر

حمیدرضا ابراهیم زاده

23 مهرماه 1397

 

منابع   :

1-      شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا(ع)، ج ۱، ص ۲۷.   

2-      شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج ۱۵، ص ۳۱۵، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.

3-      کلینی، محمد بن یعقوب، الاصول من الکافی، محقق و مصحح:غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ۲، ص ۹۹، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق

4-      شیخ ابی سعید ابی الخیر ،اسرارالتوحید،به اهتمام دکتر ذبیح الله صفا  ص330 ،انتشارات فردوس ،چاپ سوم 1388

5-      شیخ مصلح الدین سعدی،کلیات سعدی ،بامقدمه وتصحیح محمد علی فروغی ص66 ، نشر طلوع چاپ پانزدهم  1387




*تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

تغییر درسرنوشت تمدن وجامعه

دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۳۵ ق.ظ

مصاحبه

"اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم". سوره رعد، آیه یازده

کاربردی کردن این قسمت از آیه شریفه در زندگی امروز چگونه است ؟

 

بنام سلام بهترین ادب است برای انعقاد کلام

رشد وتکامل انسان مستلزم تحول وعید ومعاداست

انسان باید ازساختن وتحول وتکامل فردبه ساختن جامعه وتمدن برسد

هیچ تمدنی بدون زیرساختهای باور واندیشه وتشکیلات سازمانی اعتقادی وفرهنگی سامان نیافت

سازمان هر تشکیلاتی وهرم هر تمدنی به یک باور منوط وپیوسته است

ومبدا پیدایش هرنوع فکری ساختار وباورهای فردی آن مجموعه یا سرمایه های بزرگ آن مجموعه است

برای هرتحول وساختاری:  فرد به فرد خانواده به خانواده. ایل به ایل. شهر به شهر وملت به ملت وجامعه به جامعه باید خواهان این تغییرباشند.

چه تغییر معنوی مثبت وچه منفی ومخدوش.

همه ی جوانب تحول وتغییر به تصمیم واراده ی  افراد وابسته است

وخداوند هرگزدراین تغییر تصرفی ندارد چون مربوط به باورهای اکتسابی افراد است

به اکراه واجبار نمی شودبهشت و تغییر وتکامل وتحول ساخت

مسیر بهشت زورکی ازجهنم هم گزنده تر خواهدبود...

پس ادیان درخدمت انسانیت هستند تا انسان وهویت انسانی وکرامت او شاکله ی تحول واقتدار وعزت وآرامش را بپذیرد

 

 

 نتیجه تصویری برای تغییر

---------------------


 جناب استاد پاسخ شما

مفید و فوق العاده است

تحول را حضرتعالی در نهاد بشر دانستید و خواست او توسط پیش نویس خدا

ی سوال تحولی که انسان خطا کار پیش می گیرد و خانواده ای و یا به قول شما ایل یا کشوری را منحل می کند خدا چگونه این را برای فرد خطاکار جبران می کند؟ و یا برای آن خانواده یا افراد اسیب دیده جبران می کند !

برای روشن تر شدن موضوع توضیح تفصیلی در صورت تمایل دهید متشکرم

 

***       

 

خداوند بسیاری ازمصائب و ابتلائات محتوم جمعی را برای بشرازاین منظر  منجربه شهادت واجر دانسته وبرای مصیبت دیدگان پاداش بزرگ خواهان است

 مثلا برای قومی عذاب می اورد ودراین راستا  بی گناهانی هم دراین ابتلا ومصیبت صدمه می بینند

درخواست صبر برای مصیبت زده ازاین منظر قابل بررسی است

الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ ﴿البقرة: ١٥٦﴾

 

أَوَلَمَّا أَصَابَتْکُم مُّصِیبَةٌ قَدْ أَصَبْتُم مِّثْلَیْهَا قُلْتُمْ أَنَّىٰ هَٰذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنفُسِکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿آل‌عمران: ١٦٥﴾

 

مقام صابرین وجایگاه وامتیازات دنیوی واخروی آنان دردرک پذیرش لذتهای بهشت دنیا وآخرت بسیار ارزشمند وبالاست


یکی از رازهای صابرین (بردباران)وصامتین(سکوت کنندگان)وصائمین (روزه داران)است.

دربرابر طعنه ها وتوهمات وتوهین ها، نه از ترس بلکه بخاطر حیا وصبر طاقت می آورند بلاها را به جان می خرند وآزمونهای سخت و بلند را می پذیرند

آنها با نماز وتوکل وبردباری به  چشمه ها وجاهایی می رسند که ما فکرش را هم نمی توانیم بکنیم.

هم جایگاه دنیایی آنها براهل نظررفیع است وهم مقامات اخروی بلند و ارزشمندی دارند...

 والی الله المصیر


حمید رضا  ابراهیم زاده

24تیر1394


* تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

خانه دوراست ونزدیک

يكشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ۰۵:۰۰ ب.ظ


پدر

پسر

روح القدس

خانه دور است ونزدیک. سردی غربت استخوانم را درید ونغمه ی دردم را برید.

دریا

رود

چشمه

خانه دور است ونزدیک.جوششی سبزدرون اقیانوس تمنایم را ملتهب می کند

کوه

تپه

سنگ

خانه دور است ونزدیک. .زلزله ای ازاعماق دریای درونم کوه تکانی می کند.

جنگل

درخت

ساقه

خانه دور است ونزدیک.توفان سهمگینی ازکوهستان درونم برجنگل هجمه می کند.

آتش

شعله

جرقه

خانه دیگر سوخته.

جنگل دل زیر خروار آتش داغ ها افروخته.

ساقه با سنگ وجرقه چشمه رابا استخوانم دوخته .

 

پروردگارا به آغوش تو مشتاق ترم.


حمید رضا ابراهیم زاده

 

سه شنبه ۳    بهمن    ۱۳۹۱


* تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف محفوظ است.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

غم غصه بهانه

جمعه, ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ۱۲:۰۳ ق.ظ

 

پدر  پسر روح القدس

 

غرب

 

غروب  

 

غربت

 

غافل من از توحیرت در بزمگاه عزت هم شعله با مروت.

 

غم

 

غصه

 

غریبی

 

  غش  با سلاح غیبی آشفته است حبیبی ازفرط خود فریبی

 

غبن

 

غفلت

 

غریزه

 

 غفران ، عیش وانگیزه. در خلوت وپاکیزه  ، عاشق  کش وستیزه

 


غبار


غرور

 

غیرت

 


 

غوغا شده شاه  سوار اومده.

با شادی و حرارت  از کار زار اومده

  همپای باران عشق تا لاله زار اومده

همراه با ترانه  ببین بهار اومده .

از وصف شور وشادی  غنچه به بار اومده

صبا به دیدن تو به انفجار اومده.

پشت سرت رو نگاه ببین که یار اومده

به شوق وصل  باتو  زار ونزار اومده

 برای دیدن تو با افتخار اومده.

 


حمیدرضا ابراهیم زاده


26/12/1393



تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

آب چشمه اقیانوس

پنجشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ۰۵:۳۰ ب.ظ

پدر پسر روح القدس


آب

چشمه

اقیانوس

آنکه ذوب دریا گشت لاجرم بی جان بر ساحلش رسواگشت.

ذکر
ذاکر
مذکور
قدمی مانده به احساس حضور. عقلها مست غرور.نقل ها تشنه ی شور.

باران
شبنم
نم نم
ثروت اشک را دستهای پاک مستان می سرود.مردم چشم ترم توشه ی دنیا نمود.
خورشید
دریا
آزفنداک

صحرا سکوت را درحجله گاه می برد.باران چو نقاش بزرگ هفت رنگ بر بومی سپرد...

دست
انگشت
اشاره

ای شب پرستاره پائیز برام بهاره.
یه وقت نگی دوباره باید بارون بباره.
سحرشده یه باره.
چشمام نداره چاره .
با طرفه ی شراره.دنیا رو کردآواره. واله و بی قراره....

حمید رضا ابراهیم زاده
12مهر1392

تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ است


  • حمیدرضا ابراهیم زاده

درسی که یزید به انسانها آموخت

سه شنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۰۰ ب.ظ


یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ

 وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَا إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ




نتیجه تصویری برای درسی که حسین به انسانها آموخت هاشمی نژاد



درسی که یزید به آدم آموخت

این بودکه هرگز

درسودای باطل خویش آفتاب  آزادی وحق را نتوان خاموش کرد

یزیدبه  آدمیان این درس را آموخت که

تکیه برجای بزرگان نتوان زد به گزاف

 

 

 و یزید که ادب طلب وتمنا  نمی دانست 

 حسین را به مصالحه ی با باطل خود فرا خواندواورااز طغیان علیه خود برحذر داشت

یزید به آیندگان آموخت

که راه گریز از یزید ماندن ؛سوارشدن بر کشتی نجات حسین  است

یزید  ازحسین اسطوره ی آزادی وآزادگی به جهانیان معاصر وآیندگان نشان داد

ومردم را سالهای متمادی برسفره ی درسهای حسین نشاند


**************


یـزیـد بن معاویه نامه‌اى به همراه اشعارى براى عبداللّه بن عباس یا طبق نقلى، براى عمرو بـن سـعـیـد، حـاکـم مکه فرستاد تا آن را در مراسم حج بخواند، یزید چون از روحیه مردم مدینه و روحـیـه سـلحشورى سیدالشهدا علیه السلام مطلع بود و مى‌دانست که آنان زیر بار حکومت غاصبانه یزید نـمـى‌روند،  تصمیم گرفت از باب مصالحه و نرمش،از وقوع جنگ جلوگیری کند، زیرا مى‌دانست جنگ و کـشـتـه شـدن حـسین بن على علیه السلام براى او گران تمام مى‌شود،

مردم مدینه وقتى اشعار یزید را دیـدند، آن را خدمت امام حسین علیه السلام فرستادند، رهبر آزادگان جهان با یک نظر به فراست دانست کـه ایـن اشـعـار را یزید فرستاده، لذا در پاسخ او به یک آیه از قرآن کریم بسنده کردند که خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله مى‌فرماید:


بـسـم اللّه الـرحمن الرحیم

"فان کذبوک فقل لی عملی و لکم عملکم انتم بریئون مما اعمل و انا بری مما تعملون./ والسلام"

؛ اگـر کـفـار تـو را تـکـذیب کردند، بگو من مسؤول اعمال خودم هستم و شما هم مسؤول اعمال خودتان، شما از اعمال من بیزار هستید و من هم از آنچه شما انجام مى‌دهید بیزار هستم.

اینک چند نمونه از اشعار یزید:


یا قومنا لا تشبوا الحرب اذ سکنت                     تمسکوا بحبال الخیر واعتصموا

قد غرت الحرب من قد کان قبلکم                      مـن القـرون و قـد بادت به الامـم

فانصفوا قومکم لا تهلکوا بذخا                          فرب ذى بذخ زلت به القدم (1)


"آتش جنگ را که خاموش است شعله‌ور نسازید،

و به راه خیر چنگ بزنید. جنگ، اقوام گذشته را مغرور کرد و جمیعت‌هائى را نابود ساخت.

در حـق خـویـشـان خـود، نـیـکـى کنید و کبر و بزرگى را کنار بگذارید که چه بسا افراد متکبر قدم‌هایشان لغزید."


تحلیل پاسخ امام علیه السلام

سیدالشهدا علیه السلام با تمسک به آیه شریفه سوره یونس، اعلان برائت از کفار و مشرکین و منافقین و همه دشـمـنـان اسلام مى‌نماید که اصولا هیچ راه مصالحه و سازش با آنها وجود ندارد و در واقع این آیه اجـمالى است از آنچه در سوره کافرون آمده که شش نفر از کفار به رسول خدا صلی الله علیه و آله پیشنهاد کردند کـه:

"یک سال تو خدایان ما را عبادت کن، یک سال هم ما خداى تو را پرستش مى‌کنیم، در نتیجه اگـر مـسـلـک ما بهتر بود، تو ضرر نکرده‌اى، و اگر دین تو بهتر بود، ما ضرر نکرده‌ایم و شریک در کیش تو شدیم." (2)

اما در این حال سوره کافرون نازل شد و پاسخ محکمى به همه این پیشنهادات داد، زیرا قرآن کریم هـرگـونـه هـمکارى و مساعدت و مودت و دوستى و مطاوعه و سازش با کفار و مشرکین و دشمنان اسلام را ممنوع کرده است. خـداونـد مـتعال می‌فرماید:

"یا ایهاالذین امنوا لاتتخذوا عدوی و عدوکم اولیا تلقون الیهم بالمودة و قد کفروا بما جاکم من الحق"(3)

اى مؤمنین! دشمنان من و خودتان را، دوست نگیرد، شما نسبت به آنها اظهار محبت مى‌کنید در حالی که به آنچه از حق براى شما آمده کافر شده‌اند.

مفسرین چنین نقل کرده‌اند که شان نزول آیه در مورد حاطب بن ابى بلتعه است.


پی‌نوشت‌ها:

1- مقتل خوارزمى، ج1 / ص 218/ تاریخ ابن عساکر، ص 203 ناسخ ، ج2، ص 28.

2- مجمع البیان 10/552 / تفسیر فخر رازى 32/144.

3- ممتحنه / 1.


حمیدرضاابراهیم زاده

12آبان1393



* تمامی حقوق مربوط به این اثردر انحصارمولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

توهم دانایی

دوشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ۰۶:۲۸ ب.ظ

توهم دانایی

  بزرگترین دشمن انسان نادانی  نیست بلکه توهم دانایی است !

 توهم دانایی سرطانی است که می تواند برهر فردی از هرنوع جنس وطبقه وسن و مقامی  مستولی گردد واغلب با علائم دلواپسی وجلوه گری ها ی افراطیانه ظاهر می شود

توهم دانایی ممکن است در سپهر سیاست. اقتصاد و فرهنگ و بسیاری از حوزه های تخصصی رخ دهد.

  یکی از این توهمات روشنفکری در عقیده و ابراز موضوع عفاف و نجابت و  متانت و وقار بانوی شرقی و ایرانی است که با موهومات شعاری و توهم زدگی یا سلیقه شخصی بدست نمی آید بلکه شاخص آن فارغ از معیارهایی که در دین بیان شده است ، در ادبیات اصیل ایرانی هم ریشه دارد.

 به تعبیر دیگر اگر یک بانوی ایرانی حتی اگر مسلمان هم نباشد، چنانچه بخواهد اصالت ایرانی داشته باشد ، باید براساس معیارهای برآمده از ادبیات و فرهنگ غنی خود رفتار کند و الا هویت او بی معنا می گردد.


نتیجه تصویری برای توهم دانایی

مثلا به اعتقاد فردوسی ؛ آنچه زن را زیبا و شایسته تخت سروری می کند متانت، وقار، عفاف و حجاب است.فردوسی پوشیده رویی را از مسائل بسیار مهم برمی شمارد. به گونه ای که آن را هنر زنان و مایه افتخار و سربلندی آنان می داند.

 او از زبان شه بانوی ایران، چنین بیان می کند:

    مرا از هنر موی بُد در نهان

    که آن را ندیدی کس اندر نهان

    فردوسی حجاب زنان را مایه ارزشمندی و شکوه آنان می داند. به همین سبب در بسیاری از موارد به جای واژه «زن» عبارت هایی چون «پوشیده روی» و «پوشیده رخ» را به کار می برد. هنگامی که «جندل» فرستاده «فریدون» می خواهد دختران پادشاه یمن را برای پسران فریدون خواستگاری کند؛ از زبان فریدون دختران او را «پوشیده روی» و «پوشیده رخ» خطاب می کند، و می گوید:

    ز کار آگهان آگهی یافتم

    بدین آگهی تیز بشتافتم

    کجا از پس پرده پوشیده روی

    تو داری سه پاکیزه نامجوی ...

 سه پوشیده رخ را سه دیهیم جوی

    سزا را سزاوار بی گفتگو

 حکیم فرزانه ایران حتی دختران تورانیان ـ دشمنان ایران ـ را نیز «پوشیده روی» می خواند.

 همه دخت توران پوشیده روی

همه سر و بالا همه مشک بوی

زنان شاهنامه همواره مواظب تن خود هستند، و آن را از چشم دیگران می پوشانند. و به این امر می بالند و افتخار می کنند. به طوری که منیژه با افتخار می گوید:

    منیژه منم دخت افراسیاب

    برهنه ندیده تنم آفتاب

 حال با این معیارها می توان دریافت که بانوی ایرانی به متانت و وقار ونجابت و اصالتش بانوی شایسته  ای است .

بانوی شایسته و نجیب ایرانی  نه با  پول و ثروت ، نه با خودنمایی و  پوشیدن  لباسهای سخیف و مانتوی تنگ بدن نما و ساپورت پوشیدن  در انظار عمومی و نه با تیپ و قیافه های آنچنانی که درجامعه مشاهده می شود همسو و  مشابهت دارد

جالب هم این است که اتفاقا  حامیان این  تیپ ها خودشان را بیش از متدینین ، متدین وایرانی می دانند !

مشکل این نیست که نسبت به فرهنگ خودشان جهل دارند ( که البته دارند ) بلکه ریشه اصلی این ناهنجاری توهم دانایی است.

والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده

12اردیبهشت 1395



تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ است


  • حمیدرضا ابراهیم زاده

معلم شایسته

شنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۱۴ ق.ظ

معلم  شایسته  و نقش ربوبیت مربی

مربی به مفهوم پرورنده و آموزگاراست که از رب آمده است و رب یعنی پروردگار.

خداوند اولین مربی ومعلم انسان ها است.

انسانها برای گذراز تحجر و رسیدن به تمدن، به دگرگونی های مهمی دست یازیدند. راهنمایان و مربیان شایسته ی زیادی را درخود دیده اند تا به انسانهای بالغ و مدرن فعلی تبدیل شوند.

انسانها درگذار دوره ی دگرگونی هایشان به انقلاب کشاورزی و شهرسازی و صنعتی،  به عنصر پرورش و اهلی کردن خود و سایر موجودات  همت گماشتند تا بتوانند دراین مسیر به رفاه و موفقیت برسند . یکی از این  اهلی کردن های مهم زندگی انسان ها اهلی کردن چارپایان به ویژه اسب بوده است.  و اهلی کردن اسب سرکش ،کار دشواری است و دقت و هنر بسیار بالایی را می طلبد.

رام کردن مانند نوازندگی است و رامشگر کسی است که با هنر و تدبیر و درایت خود ازاجسام خشکی مانند چوب وسیم و پوست، آهنگ ها وصداهای زیبایی را می آفریند که  بردباری و هوش از شنونده گان می رباید.  رامش  بسیاری از وحوش در واقع پرورش و دگرگون سازی ژرفی را در وجود تربیت شونده ایجاد می کند و روشن است که مربی درخود هنرها وحکمت ها و ظرائفی دارد که او را نسبت به سایر افراد متمایزمی کند.

هرچه قدر مربی سوارکاری و مربی رامش اسب ظرافت بیشتری در پرورش اسب و سوار کار بخرج دهد، موفقیت بیشتری برای اسب وسوارکار رقم خواهد خورد.

بنا براین تربیت عنصرمهم وکلیدی پیشرفت ودگرگونی است. واز نگاه هیچ اندیشمندی به عنوان بستر توسعه و تحول دور نمانده است.

پروراندن  وپخته کردن نفوس هنری است بسیار دقیق وظریف که  با خود باوری بالا و دانش امن به فرجام می رسد.

زیتون پرورده محصول تلاش یک پرورنده ی هنرمند و هدفمند است که زیتون تلخ را به آن خوشمزگی می پروراند.

عنصر تربیت و پرورش برای دگرگون کردن وتحول وحرکت است.

قصه های قرآن مملو از پرورش ودگرگونی از بد مزگی وبی مزگی وتلخی به خوشمزگی است.

در قصه های قرآن از دگرگون کردن و پرورش دادن  بسیار سخن به میان آمده است.

درمیان قصه های قرآن ، شخصیت حضرت موسی بعنوان یکی از کلیدی ترین عناصر قصه های قرآن یاد شده است.

زندگی موسی از بدو تولد تا پایان عمرش سراسر پند وتربیت و رشد وحرکت بوده است.

یکی ازمهمترین اضلاع زندگی موسی پرورش جسمی وکالبدی ایشان درنزد فرعون زمانش بوده است. و همین ضلع از زندگی موسی او را هویتی مبارز و با بینش می بخشد. به این دلیل که موسی ازآب می آید وبا آب زندگی می کند  ازآب می رود و نماد ستم را درآب فرو می برد.

موسی در کاخ فرعون پرورش می یابد و به عنوان عنصرمبارز در مبارزه با بزرگترین نماد قدرت، بر او چیره می شود.

موسای کلیم نماد دانش ظاهر ونماد مبارزه با قدرت ها به دنیای آن روز شناسانده می شود وخود را برترین دانای زمان خویش می پندارد و زیتون وجودش را یگانه ی دهر می بیند.

جناب موسی بن عمران  برای ادعایش درباره دانای کامل بودن خویش همان تلخی زیتون را داشت.

البته پیامبر اولوالعزمی با مجموعه مختصات موسی (ع) حق داشت چنین ادعایی داشته باشد.

اما پروردگار چنین تلخی را نتابید و او را  با خضرنبی روبرو کرد.

خضرهمان نماد دانش باطن است  که چراغ  سرالاسرار حقایق  با دانش وتدبیر وبینش او روشن می گردد.

مواجهه ی دو نماد علم ظاهر و علم باطن با همدیگر، شبیه تلاقی دو دریا با یکدیگراست.

زیتون وجود موسی در رویارویی با نمک و ضربه و چاشنی تربیتی خضر چه شود؟!

موسی پرسید:  چگونه ببینم کسی را که ازمن دانا تراست؟

پاسخ شنید: که سفر کن و خبر بیاب .

و دریای مواج موسی در سفری مملو از اشارات به دریای دانش خضرمی پیوند که فرمود:

فوجدا عبدا من عبادنا آتیناه رحمه من عندنا وعلمناه من لدنا علما .(65کهف)

که جناب خضر؛

بنده ای  است مثل همه ی بنده های من.

رحمت  ومهرم در او فوران می زند.

دانایی او متصل است به دانش من...

و موسی دراین سفر به شدت وشگفتی  با واقعیتی ژرف در فهم ودرک دنیای ظاهرخویش مواجه می شود و دگرگون می گردد.

بااین مقدمه دریچه ای ازحکمت ها به درون موسای کلیم گشوده می شود و نور دانش و بینش براو می تابد و موسی از وسعت وشدت تابش این دانش بزرگ از حال می رود...(اعراف143)

همه مربیان شایسته باید این سه ویژگی رادرخود داشته باشند؛

احساس بنده بودن.

رحمت ومهرورزی و مفید فایده بودن برای همه ی نفوس

همواره دانش جو  و پژوهشگر بودن ویا اتصال به دانش روز داشتن.

برای پرورش وتربیت همه ی افراد این سه مولفه لازمه ی موفقیت وشایستگی هر معلم بالیاقت وشایسته ای است.

امام زین العابدین هم معلم شایسته ای بود که درک بالایی در فهم نیازهای مردم زمان خویش داشت. وآن هم پرورش و آموزش مردم  برای توسعه پذیری بود.

بسترهایی که ایشان درچشم انداز جامع خود برای توسعه مردم  وجامعه روا می دید ، دقیقا  عالی ترین نیاز جامعه اش بود.

ازاین رو ایشان پیشوای زمان خود است زیرا  همه ی نجابت وشرافت و دقت وظرافت یک انسان کامل ویک رهبر پارسا در وجود ایشان چیده شده بود . وهمچنین پیشوایان شایسته قبل از او و بعد از او نیز چنین  امتیاز و رویکردی داشته اند.

ایشان پیشوای متفکر وباهوشی بود که تلاش کرد جامعه ی بی تربیت را به اندیشه وا دارد و شاگرد پروری کرد تا مسلمان بسازد و سرباز ساخت تا پیرو دانش  بمانند.و باب ستم و زیان و امام کشی  بسته بماند...

نقش پر رنگ پیشوایان و مربیان ومعلمان عزیز در رهیافت به پیشرفت ودگرگون سازی و پرورش برهیچ کس پوشیده نیست.

 پر برکت باد جان وتندرستی ومال وآبروی همه ی کسانی که در پرورش افراد وجامعه ی خود  تلاش و جانفشانی و روشنگری می کنند .

 والی الله المصیر


حمیدرضا ابراهیم زاده

13 مهر1397


* به بهانه ی  پنجم اکتبر روزجهانی معلم وآموزگار


تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ است.
  • حمیدرضا ابراهیم زاده