دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

مجموعه مقالات. اشعار وآثار علمی .پژوهشی. فرهنگی. اجتماعی دکتر حمیدرضا ابراهیم زاده

آخرین مطالب

باز اجل

چهارشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۲ ق.ظ

 

مدتی قبل بازی چالاک بر فراز باغ  رحل اقامت بگزید .  وهمسایه ی بلبل  زاری شد که سالها برمنبروعظ  یگانه  سراینده ی  محفل باغ ما بود و در توصیف  ودلداگی  وسرسپردگی به  دختر حضرت رز سخنسرایی هزاردست و استادی  حاذق بود .

از قضا نتوان گریخت که باز اجل سخن  عندلیب زار را در توسل به صوت ولحن برای کردار عاشقی خوش آمد  و تلاش  برای اقامت مدامش را درباغ  پسندید وغروبگاهی بلبل ،غزل رحیل خواند ودربیان  دگر شد مفقود.

   مدتی خبری ازبلبل زار نبود.  تااینکه چندروز پیش زیردرخت انار باقیمانده ی کالبدش را یافتم . ومدهوش  جمجمه اش را به موزه  ذهن هوشیاران سپرده ام تا یادمان باشد که باز اجل همیشه جمجمه برجای می گذارد.



 درجمجمه ات صفیر بلبل جویم افسوس  که این باغ سفیر تو نجست



واین پندی است از آموزه های حضرت حق. دریک کلام  بازاجل  پیوسته درکمین بلبل وجود وطبع ما ست. 

اینما تکونوا یدرک کم الموت ولو کنتم فی بروج مشیده : (سوره ی نسا آیه78)

مرگ شمارا هرکجا که باشید ، هرچند دردژهای استوار  ، در می بابد...

پیام آورمحبت فرمود:

یاد مرگ، ازبین برنده ی شهوت هاست

اکثرواالذکر هادم اللذات مامن قلیل الا وکثره ومامن کثیر الا وقل له

مرگ اندیشی ازبین برنده ی  افراط در شهوت گرایی است که کمترین اثرش زائل کردن  ریشه ی ستم در پیگیری شهوات است

 

حمیدرضاابراهیم زاده

22تیر1396



تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

نظرات (۳)

دفاعی بنام مرگ :
بلبلی خوش سیما و خوش گفتار هر روز پرنده های باغ را به خوبی ، مهربانی وانصاف و هزار صفت نیک دیگه به شکل زیبا فرا می خواند
گنجشک ها می خندید
کلاغ با غار غار های بی جاش وسط صحبت ها می پرید
هد هد با ذوق هر روز منتظر مطلب نو بود
یکروز باز که از باغ می گذشت یک مرتبه کینه بلبل را به دل گرفت
به کمین برای صیدش نشست .
بلبل گفت : قصد من هدایته شما چرا ناراحتی ؟
باز گفت : خوبی و انصاف و مهربانی برایت چه ارزشی داره !که از از سر صدایت و خوش صدا بودت تو را انسان در دام قفس می اندازد .
بلبل گفت : من حرف حق می زنم حتی به قیمت اسیر شدن !


بقیه:
باز گفت : تو را در خانه به اسارت می برن ما چه گناهی داریم که سر از باغ وحش در میاریم
بلبل و باز در آسمان به جنگ هم پرداختن
و بلبل مظلومانه در چنگ باز جان داد
سر اش را باز برید و بر سر شاخه ای زد و پرنده ها را جمع کرد
بعد گفت این سزای خوش صدایی است
این هم عوض خوبی بلبل ....
مدتی باغ پر بود از پچ پچ های یواشکی پرنده ها ...
هد هد از همه غصه دار تر
گذشت تا روزی باز قصد متاهل شدن به سرش زد
خانواده باز ماده برای تحقیق سر از باغ در آوردن
سکوت بود
سکوت
ناگهان هدهد گفت : دختر خود را به این جانی ندهید
گنجشک های جیک جیک کنان پر زدن
کلاغ خشکش زده بود .
نگاه تیز باز به سمت هد هد بود .
هدهد صدایش صاف کرد و گفت : آن که زیر این درخت می بینید جمجمه بلبل خوب باغ ما بود که در عین ناجوانمردی توسط این باز کشته شد .
آخه صدای بلبل هم جای حسادت داشت که به بهانه واهی کشتیش ...
پنچه های باز نمایان شد
سمت هدهد قصد شومی داشت .
ولی باز هدهد گفت : مردن در سر شاخه ارزش نداره
ولی من هم حق گویم مثل بلبل از زور و بازویت هم ترسی ندارم .
یا من فی الممات قدرته(جوشن کبیر)
آن وقت که اجل نزدیکه زبان ها خیلی گویا نیست حتی یک لااله الا الله
خدایا رحم کن و مردن ما به گفتن سخن حق و دفاع از حق قرار بده
آمین
پاسخ:
احسنت براین قریحه وذکاوت

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی