دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

مجموعه مقالات. اشعار وآثار علمی .پژوهشی. فرهنگی. اجتماعی دکتر حمیدرضا ابراهیم زاده

آخرین مطالب

۱۲ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است

مادرانه

يكشنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۵، ۱۲:۱۶ ق.ظ


خدایا من مادری دارم که به وجودش مباهات می کنم و تو نداری.


ساحرتر از مادر برای دانستن احوال درونم، کاوشگری نیست.

اوکه همه‌ی زوایای پنهان درون مرا می‌شناسد و بر یکایک ظرفیت هندسی اضلاعم آگاه است.

زیرا من جزئی از درون او هستم. و هندسه‌ام برای او دایره‌ی کوچکی بیش نیست.

مادر آنقدر نگران سلامت و سعادت مائی که نمی دانی کی روزت می‌شود. 

برایت میگویم مادر روزت مبارک با یک آغوش تبسم و یک سبد شادمانی.






زن بودن یک اولویت و امتیاز است برای جاودانه شدن



 زن مجلای جمال الهی است



زن ماندن افتخاری است که هر مونثی به آن نائل نمی‌شود



زنان و مادران دنیا همه‌ی روزها روزتان است. و امروز روز روزتان است. 

      فرخنده باد روزی که همه‌ی دنیا به یادتان جشن می‌گیرند.



حمیدرضاابراهیم زاده

30 اردیبهشت 1390

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

روز فرخنده ی مادر

شنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۱۷ ق.ظ

روز فــرخـــنده‌ی مـــــادر

نتیجه تصویری برای روزمادر


ولادت بانوی سبز حضور، خاتون بهشت عقبی و دنیا حضرت فاطمه‌ی زهرا(س) مبارک باد.

بااینکه فرزندانش حضور و طعم شیرین مادر را زود هنگام از دست دادند، اما ارادتمندان و فرزندان معنویش به یُمن  برکت وجود نازنینش روز ولادتش را روز مادر نام نهادند. تا خاطر عزیزش را شاد کنند.

مادر نماد مجسم  مهر و شفقت و عشق و ایثار و تبسم است.

نعمت وجود و حضورش در دنیا برای هرصاحب نعمتی دُرّ گرانبهاست. و برای کسانیکه از نعمت وجودش بی‌بهره‌اند یک دنیا آرزو ست.

شاید این پندار در ذهن بسیاری از مردم باشد؛ هر زنی که فرزندی زائیده باشد مادر است.

اما به پندار من همه زنان و دخترانی که عواطف مادرانه و مهر و عشق به تربیت و پرورش نسل دارند مادرند.

مادرانی که شاید هرگز ازدواج نکرده باشند و مادرانی که شاید هرگز فرزندی نداشته باشند. 

ای آنهائی که توان داشتن فرزند  را ندارید و این روزها غمگینید.!

بدانید همه‌ی ما پرورش یافتگان مکتب عشق و وفا و ادب، فرزندان شمائیم. همه‌ی کودکانی که شما مهر خود را برایشان مصروف می دارید فرزندان شما هستند.

شاید این روزها کمی بر شما ایجاد ملال کند. اما واقعییت اینست که  وجود نازنین شما مانند کسانی که مادرانشان را از دست دادند و یا از نعمت حضورشان بی‌بهره‌اند، برای مهر و محبت و جاودانگی می‌تپد.

شما را به نوع دوستی و تکریم کرامت انسانی و عشق ورزی به روح تربیت و اعتلای مقام مادرانه  فرا می‌خوانم. در هر سن و لباس و قامت و شغلی که هستید. برای تربیت و پرورش نسل نو از هیچ تلاشی فرو گذار نباشید.

نیازی نیست معلم و نویسنده و شاعر باشید. نیازی نیست عمه و خاله باشید. نیازی نیست مدیر و کارمند جایی باشید نیازی نیست به بهزیستی  تعلق خاطر داشته باشید نیازی نیست که ....

فقط کافیست عواطف مادرانه‌ی خویش را بروز دهید. با کوشش در هر لباس و اخلاص در هر ایده‌ای ، شما مادران موفق جامعه‌ی ما هستید.

و خود می‌دانید مادر بودن امتیازی معنویست نه مادی. و همه‌ی کسانیکه مادران مادی محسوب شده‌اند هرگز مادر صدایشان  نزدند. و از نعمت محبت فرزندانی که در رحم خویش پروراندند محرومند.

مادران فرزند کُش، و فرزندان مادر کُش، واژه‌ای غریب نیست که نشنیده باشید.

و اینک شما مادران معنوی با مادران عزیزی که فرزند در دامان پاک خویش پرورانده‌اند دارای مسئولیت یکسان بر جامعه هستید.

و دوستانی که این روزها از برکت حضور مادرانتان محروم مانده‌اید. و هنوز پدر و خاله دارید. و یا در آغوش و دامن همسران پدر رشد کرده‌اید. در حق آنها نیکی کنید. و پدر را بخاطر اینکه بهترین دوست ایام خوشی و ناخوشی مادران‌تان بوده‌اند حضورشان را مغتنم شمارید.وخاله هایتان را عزیز بدارید.

و همسر پدر(نامادری) را محترم بدارید. که آنها هم سمت مادری بر ما دارند. بزرگواری در این است که نامادری‌هایمان تکریم کنیم. و بدانیم که حضورش از حکمتهای خداست و فلسفه‌ای مکتوم و ارزشمند ی او را نیز مادر نامید. 

شاید بدترین و تلخ‌ترین و گزنده‌ترین واژه برای او شنیدن کلمه‌ی نامادری باشد. اما دلش به این خوش است که نایش همراه مادر است.

مادران عزیز روزتان مبارک. عمرتان دراز، سلامتیتان پاینده. سعادت تان جاودانه باد.

می‌دانیم بهترین  هدیه‌ای که می‌توان به شما داد، تبسم  ناشی از موفقیت و سلامتی ماست. اما بهترین پاسخی که در ازای ابراز وفا داریمان از شما متوقعیم شنیدن دعای طلب خیر و عاقبت به خیری و سعادت برای ماست.

به جبران همه‌ی آرامش‌هایی که ازشما مادران سلب کردیم از خداوند برایتان آرامش و سلامتی و شادابی می‌طلبیم.

 زنـــــده بـــاد مــادر.

حمید رضا ابراهیم زاده.

7/2/1391


کلیه حقوق برای مولف محفوظ است.


  • حمیدرضا ابراهیم زاده

ترجمه ی حدیث کسا

دوشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۵، ۰۶:۵۶ ب.ظ

ترجمه ی حدیث کسا


 ازشیطان رانده شده به خدا پناه می برم

  بنام خداوند بخشنده ه ی مهربان


جابر می گوید:   از فاطمه زهرا  شنیدم که فرمود: پدرم رسول خدا برمن  دریکی از روزها  وارد شد

و فرمود: سلام بر تو اى فاطمه در پاسخش  گفتم : درود بر تو باد.

 فرمود: در بدنم سستى و ضعفى را حس مى کنم

گفتم :سوگندبه خدا اى پدرجان تورا از سستى و ضعف پناه مى دهم

 فرمود: اى فاطمه برایم کساء یمانى را بیاور و مرا با آن بپوشان .

 من کساء یمانى را برایش آوردم

  و او را با آن پوشاندم و هم چنان به او مى نگریستم . در آن حال چهره اش همانند ماه شب چهارده مى درخشید

    پس ساعتى نگذشت که دیدم فرزندم حسن وارد شد و

 گفت :سلام بر تو اى مادر .گفتم : بر تو باد سلام اى نور دیده ام.و میوه دلم. 

گفت : مادرجان من در نزد تو بوى خوشى استشمام مى کنم گویا بوی جدم رسول خدا است .

گفتم : آرى همانا جد تو در زیر کساء است پس حسن بطرف کساء رفت

وگفت : سلام بر تو اى جد بزرگوار اى رسول خدا آیا به من اجازه مى دهى که با تو در زیر کساء وارد شوم ؟

 فرمود: سلام بر تو باد اى فرزندم و اى صاحب حوض من . اجازه ات  دادم.

 پس حسن نزد آن جناب به زیر کساء رفت.

ساعتى نگذشت که پسرم حسین وارد شد و گفت : سلام بر تو اى مادر

 گفتم : بر تو باد سلام اى فرزند من و اى نور دیده  و میوه ی دلم.

 فرمود: مادر جان من در نزد تو بوى خوشى استشمام مى کنم، گویا بوى جدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)است . 

گفتم آرى همانا جد تو و برادرت در زیر کساء هستند.

 حسین نزدیک کساء رفته گفت : سلام بر تو اى جد بزرگوار، سلام بر تو اى کسى که خدا او را برگزید.

 آیا به من اذن مى دهى که با شما در زیر کساء داخل شوم

 فرمود: و بر تو باد سلام اى فرزندم و اى شفاعت کننده  ی امتم . به تو اذن دادم پس او نیز با آن دو در زیر کساء وارد شد.

 در این هنگام ابوالحسن على بن ابیطالب وارد شد و فرمود سلام بر تو اى دختر رسول خدا.

 گفتم : و سلام بر تو باد اى ابا الحسن و اى امیر مؤ منان.

فرمود: اى فاطمه من بوى خوشى نزد تو استشمام مى کنم

 گویا بوى برادرم و پسر عمویم رسول خدا است ؟

 گفتم : آرى  او است که با دو فرزندت در زیر کساء هستند.

 پس على نیز به طرف کساء رفت و گفتسلام بر تو اى رسول خدا آیا اذن مى دهى که من نیز با شما در زیر کساء باشم ؟

رسول خدا به او فرمود: و سلام بر تو باد   اى برادر من و اى وصى و خلیفه و پرچمدار من به تو اذن دادم.

 پس على نیز وارد در زیر کساء شد، در این هنگام من نیز به طرف کساء رفتم

و عرض کردم :سلام بر تو اى پدرجان اى رسول خدا آیا به من هم اذن مى دهى که با شما در زیر کساء باشم ؟

 فرمود: و سلام  بر تو باد اى دخترم و اى پاره تنم به تو هم اذن دادم ، پس من نیز به زیرکساء رفتم ،

و چون همگى در زیر کساء جمع شدیم . پدرم رسول خدا دو طرف کساء را گرفت و با دست راست بسوى آسمان اشاره کرد

 و فرمود: خدایا  اینان خاندان من و خواص ونزدیکانم هستند  گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است.

 هرچه ایشان را بیازارد مرا مى آزارد  .  و هرچه  که ایشان را به اندوه در آورد  مرا به اندوه مى اندازد .

هر که با ایشان بجنگد من  با او وارد  جنگ می شوم

 و هر که با ایشان سازش کند با او سازش می کنم.

ودشمنم  باهرکس که با ایشان دشمنى کند و دوستم با هر کس که ایشان را دوست بدارد .

 اینها از من هستند و من  نیز از  ایشانم . پس درودها  و برکتها  و مهر  و آمرزش و خوشنودیت  را بر من و بر ایشان بفرست .

و پلیدى را از ایشان دور کن و بخوبى  پاکیزه شان کن .

 پس خداى عزوجل فرمود: اى فرشتگان من و اى ساکنان آسمانهایم براستى که من نیافریدم بنای آسمان را  و زمین رانگستردانیم

 و   ماه را نتابانیدم و  مهر  رادرخشان نکردم و  فلک  راچرخان نکردم  و دریارا  روان نکردم  و کشتى را درجریان نینداختم .

 مگر بخاطر دوستى این پنج تنی که در زیر کسایند.

 پس جبرئیل امین عرض کرد: پروردگارا  در زیر کساء چه کسانی هستند؟

خداى عزوجل فرمود: آنان خاندان نبوت و سرچشمه ی رسالتند: آنان فاطمه  و پدر  و شوهر و دو فرزندش  هستند.

جبرئیل گفت: پروردگارا آیا به من هم اذن مى دهى که به زمین فرود آیم تا ششمین آنها باشم ؟

. خدا فرمود: آرى به تو اذن دادم.

 پس جبرئیل امین به زمین آمد و گفت : سلام بر تو اى رسول خدا، علىّ اعلى  سلامت مى رساند و تحیت و اکرام مخصوص برایت روا داشته است

 و مى فرماید: به عزت و جلالم سوگند که من نیافریدم  بنای آسمان  و زمین گسترده و ماه تابان و مهر درخشان و فلک چرخان و دریاى روان و  کشتى درجریان را مگر بخاطر شما وبرای و محبت و دوستى شما.

و به من نیز اجازه داده است که با شما در زیر کساء باشم .پس آیا  اى رسول خدا شما هم  بمن اجازه  مى دهى ؟

رسول خدا(ص ) فرمود :و سلام بر تو باد اى امین وحى خدا. آرى. به تو هم اذن دادم .

پس جبرئیل با ما وارد در زیرکساء شد و به پدرم گفت : همانا خداوند بسوى شما وحى کرده و مى فرماید:

 ((حقیقت این است که خدا مى خواهد  پلیدى (و ناپاکى ) را از شما خاندان ببرد و شما را با پاکیزگى کامل،تطهیر کند  )) .

على علیه السلام به پدرم گفت :

 اى رسول خدا به من بگو  نشستن  ما در زیر کساء چه فضیلتى (و چه شرافتى ) نزد خدا دارد؟

پیغمبر(صلی الله علیه وآله و سلم ) فرمود:

سوگند به آن خدائى که به حق مرا به پیامبرى برانگیخت و به رسالت و نجات دادن (خلق ) برگزید که این خبر (و سرگذشت ) ما در انجمن و محفلى از محافل مردم زمین  یاد نمی شود که در آن گروهى از شیعیان و دوستان ما باشند جز آنکه بر ایشان رحمت (حق ) نازل شود و فرشتگان  به گردشان  فرا گیرند و براى آنها آمرزش خواهند تا آنگاه که از دور هم پراکنده شوند،

 على (که این فضیلت را شنید) فرمود: با این ترتیب به خدا سوگند ما رستگار شدیم و سوگند به پروردگار کعبه که شیعیان ما نیز رستگار شدند،

دوباره پیغمبر فرمود: اى على! سوگند به آنکه مرا بحق به نبوت برانگیخت و به رسالت و نجات دادن (خلق ) برگزید این خبر (و سرگذشت ) ما درانجمن ومحفلى از محافل مردم زمین که در آن گروهى از شیعیان و دوستان ما باشند  و در میان آنها اندوهناکى باشد  ذکر نشود جزآنکه خدا اندوهش را برطرف کند و هیچ غمناکى نیست جز آنکه خدا غمش را بگشاید و حاجت خواهى نباشد جز آنکه خدا حاجتش را برآورد،

على گفت : بدین ترتیب به خدا سوگند ما کامیاب و سعادتمند شدیم وبه خدا سوگندکه شیعیان ما نیز رستگار  وخوشبخت شدند.


- ترجمه :          حمید رضا ابراهیم زاده  

15 اسفند1393


تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف محفوظ است.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

ناخدای قمار باز

جمعه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۳۵ ق.ظ
 

ســلام پــدر

کشتی ام درحال غرق شدن است. 

همیشه از این گرانیگاه می‌ترسیدم. می‌گویند آدم از آنچه که بترسد و بدش آید  به سرش می‌آید.

بقول استادم که تمرکز کردن به هر امری باعث حلول و بروزهمان پدیده می شود و چیزهایی که از آن بیزارم بمن هجوم می‌آورند تا بگویند تو ...

مدتی است که مصمم هستم با هر چیزی که  تحقیرم می کند و می آزارد، فاصله‌ای بلند پیداکنم.

من از ستاره بودنم همین را آموختم که فاصله را رعایت کنم.

حقیقت دارد که به  آخرخط رسیده‌ام؟

و اکسید جیوه فرمولی برای خداحافظی است.؟

خواستن و توانستن دو مقوله‌ی ممتاز و جدای از هم هستند اگر مکمل هم شوند به آرزوهایمان می‌رسیم.

ببین که آرزوهایم پس از این همه پرواربندی  در حال پرپر شدن است.

می‌خواهم، نمی‌توانم.

می‌طلبم ، نمی‌یابم.

آزمون

آزمون هولناکی است. آنچه را که خواندی و از بری.اما قادر به بیان و تحملش نیستی.!

چقدر ناامیدی  خشن و وحشتناک است.

مثل لحظات مردن و تسلیم شدن در تلاطم دریای خروشانی که تشنه‌ی بلعیدن توست.

وای از هنگامیکه دریا تشنه باشد.

من  زاده‌ی دریایم!

وهنوزهم  از ساحل شنی دریا دنیا را می بینم.

اما از به دنیا آمدنم از زیستنم و از بودنم هیچ لذتی نمی‌برم...

وای ازهیجان خواهی من!

هیچ عایدم نیست جز ناگواری و تلخکامی . باز هم  کامم  زهر گشت از تلخی  می!

قماربازم.

قماربازهمیشه بازنده.

آه ای پسر انسان تو دیگر چرا ؟

پدرم فرمود قطعاً انسان در زیانکاریست...

پدرجان !

من عاشقم .مرا ترس از زیانکاری چه باک؟

هنگامی که به خواسته‌ات نمی‌رسی.

هنگامیکه عشقت در عطش محبوس است. 

و هنگامی که نمی‌توانی به چشمهای معشوقت نگاه کنی.

و هنگامیکه به آرامش نمی‌رسی چه سود که باشی و پرپر شدنش را ببینی؟

حالا چه سود که زمینی باشم یا آسمانی؟

باید از کدام سیاره و ستاره باشم؟  

پروفسور باشم یا بی‌سواد؟

دارا باشم یا بی‌نوا؟

التماس و التجا برای دوست داشتن کسی که دوستش داری و محبت برای گدایی آرامش.

و گدایی برای جلب محبت.

آیا این گدایی سُبک کردن بال پرواز است؟

یا سبکی روح بلند و یا سبُکی ارزش و مقداری که از خاک است؟

یک دم با دم یارهم دم بودن.

یک دم بدون احساس درد و نیاز زیستن.

 یکدم از دنیای خود پرواز کردن.

که همین قماری بزرگ است...

و باز قماری جدید که همه‌ی درونت را ببازی.

دارایی و سواد؟

علم بهتر است یا ثروت؟

پسر انسان !

شما بگو که آیا علم و ثروت لذت بخش هستند؟

بی‌تردید دارایی و سواد و زیبایی همه نسبی‌اند کسی نمی‌تواند از همه داشته‌هایش احساس لذت و نشاط داشته باشد.

و تو ای پسرانسان سرمایه‌ات عاشقی است؟  

من چقدر بیچاره‌ام.

 گنجشک و خروس و پرستو و مرغان و روبهان بهتر از تو لذت می‌برند و در آرامشند.

می‌آمیزند و در نشاط و طراوت متنعمند.

بقایشان و لقایشان چه آسان بدست می‌آید راحت می‌خوابند و راحت بیدار میشوند. و راحت می‌میرند.

حتی اگر نقشه‌ی آدم‌ها هم که برایشان مستولی باشد. بازهم ما می شویم زندانی خیال و آزادیشان.

ما می‌اندیشیم و تلاش می‌کنیم و در آمیزش مان دقت می‌کنیم و گاه از لذات مشروع خود چشم‌پوشی می کنیم تا نقشه ی پروردگار را براحوالمان تغییر دهیم.

 آیا لذت همین است که عزیز باشی؟

آیا لذت این است که ازغریزه چشم پوشی کنیم؟

من بیچاره و فلک زده در جستجوی چیستم؟!

عشق؟

عشقی که بی خانمانم کرد؟

عشقی که هرگز نمی‌دانم چه مزه‌ای دارد؟

یا اینکه نمی‌توانم هزینه‌ی عاشق شدنم را بپردازم؟

عشقی که  دیگران آداب و ادبش را رسم می‌کنند؟

من از معشوقم می‌ترسم. و از آدابش بیمناکم. و نیز نمی‌خواهم او را از دست بدهم.

ای روزگارکهنسال تو دیدی که چه بلایی به سرم آمده.

آنهایی را که دوستشان دارم ازدست می‌دهم. 

و دیگرنسبت بمن هیچ تعهدی ندارند. من می‌مانم و تنهایی.

من می‌مانم و داغی که در درونم می‌خروشد.

من می‌مانم و ناگفته‌هایی که با من می‌جنگند...

داد از غریبگی. امان از تنهایی، بیداد از بی‌رحمی و بی‌مهری...

معشوقا اگر روزی بر خاک گرم گورم گذر کردی ببین که چه آیینه شدم برایت.

چشمم را بردار و خاکش کن که تو تحمل دیدنم را نداری.

برای تو بود که عشاقم را در مقابل آفتاب کباب کردم.

و برای تو بود که به غربت پناه بردم. 

و برای تو بود که خودم را در این قمار باختم. 

و برای تو بود که کامم از تلخی می چون زهر می‌گشت.

این بارچه زود دلم برای خودم تنگ می شود...

پدر درودت را می‌خواهم و نسیمی که برایم رایحه معشوق را بیاورد.

ان شاء‌الله آمنین.

  حمــیدرضـا ابـراهیــم‌‌زاده

  تبریز 1391/2/22

 

 

کلیه حقوق برای مولف محفوظ است.

 


  • حمیدرضا ابراهیم زاده

انتزاع حضور

پنجشنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، ۰۱:۴۳ ب.ظ

از دیر باز

 از  دورترها بگویم

تنهایی زمین را

قطره های نور

پیدایش عرش بزرگ

انتزاع حضور

 کشمکش شیطان وآدم

زمین آدمیان را بلعید

 زمین انجیری بزرگی است

که هم رشد می کند

وهم می پوکاند

دنیارا هم می بلعد

 چه جنگهایی که نشد وچه تجاوزهایی که برمردم خاموش روا نشد؟

چه دخترانی که زنده بگو نشدند

وچه زنانی که درهمهمه ی سکوت هوسهای  مرگبار آلوده نشدند.

چه پادشاهان دیو سیرتی که زمین وزمان درتپش چنگالهای خونین شان به ستوه آمده بودند

حتی زمین  او راهم بلعید

چه پیامبران و اولیایی که مقدس ترین ونیک سیرت ترین انسانهای روزگاربودند ودرخاک آرام گرفتند

چه زیبا صورتان ولاله رخانی که در زمین فخر ومباهات نکردند

مهرویانی که با هر عشوه ای ملتی را به تلاطم مغناطیسی وا می داشتند،

لیلی صفتانی که جهان عشق وعاشقی وفتانت؛انگشت حیرت بر دهان گرفته اند

خوش صورتانی که صنم بودند وصنم ها وچهره ها وچشم ها ولب های  زیبایشان درخاک ،سبزه وانجیر شدند

چه خونهایی که ریخته نشد

چه دانشمندانی که به خاک اسیرند  وکشف هیچ زاویه ای آنها را از دلتای مرگ گریز نداد....

اینک دامن های آلوده ی دنیا از آندلس تا به ایران صنم می خواهد از بهرجلای معصومیت، عشوه می باید تا به گور...

حمیدرضاابراهیم زاده

13 آذر1376 قم


تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

قمار در ولایت لایک

سه شنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ۰۷:۱۳ ق.ظ

 قمار درولایت لایک

انسانها به پیروی از بستر کالبدی خود نیازها و اشتهایی را در خود دارند

که اغلب این نیازها در هرم زیستی پایه ای وبرخی دیگر از نیازها در مرتبه ی عالی هستند1

اشتهاها وشهوات  ازسافل تااعلی درجه بندی میشوند

 وهرکس بسته به درک وتربیت و تکاملش به نیازهایش   اولویت می دهد

و به شهواتش رنگ ولعاب میدهد.

وشهوات هرچه عالی ترمی شوند بالندگی و کرامت بیشتری هم درخود دارد

شهوت نیاز هست.

انواع شهوات از پایه تا تاج

شهوت شکم  ویا خوردن

شهوت خواب

شهوت زیر شکم ویا جنسی.

شهوت جلوه گری

شهوت کلام وحرف زدن

شهوت ماجرا جویی وکنجکاوی وتجسس

شهوت شهرت طلبی ونام آوری  و تحسین خواهی

شهوت دانایی ومطالعه و...

شهوت جاودانگی

لذت از لایک وفالوور هم دربطن و ردیف شهوت جلوه گری  خودش را پنهان کرده است

امروزه تفاخر و تکاثر به  لایک وفالوور یک بیماری وعارضه اجتماعی مبدل شده است

بی عفتی کردن. جلوه گری باحجاب. دروغگویی.فریب و تجسس درحریم خصوصی. خیانت وجنایت. مد ولباس پرستی. مدلینگ شدن و...

 این بیماری  هزینه ی مادی ومعنوی زیادی را به گردن خانواده ها و جامعه انداخته است

مردم انگار مسخ ودست نشانده وعروسک خیمه شب بازی مهندسان فرهنگی وسیاسی واقتصادی این نرم افزارها شده اند.

فراموششان شده است که که دراین بازی های پنهان خود را می بازند

خود باختگی در قمار لایک خواهی

توانایی ها. وقت و صمیمیت وصله رحم ها وسادگی ها و نجابت ها وسبک زندگی شان را می بازند تا دیده شوند!

دراین قمار  بعضی ها حتی ریخت وقیافه شان را  بر باد دادند تا لایک وفالوور جمع کنند

کسانیکه باورهای اصیل مردم را خالی وعقیم  کردند ودر آن پوشال توهم چپانده اند می دانستند  که برای تصاحب هرچیزی ولخت کردن هرکسی اول باید ذهنشان را لخت کرد

ذهن مسخ و عریان شده هر رنگ ولعابی را می پذیرد . وبه هرخواری تن می دهد

شیطان هم تکامل پذیر و سیاس ومقتضیات پذیر وانقلابی است .

 انقلابی که شیطان به راه انداخته است.انسان هارا از عمق مدرنیته به اعماق تحجر می کشاند وغرق می کند

شیطان قمارباز قابلی است.

پس ازشکست در قمار سجده برآدم. برآشفت  وسوگند خورد تا آدمیت را مسخ وعریان نگه دارد...2

وانقلاب ها کرد و فتنه ها  دوخت. وپیامبرها کشت وبه زندان انداخت.

  اینجاست که انسان را به حیوانیت نخستین خود  تشویق می  کند

او می داند ومی فهمد ومی تواند از لذتهای  کالبدی و حیوانی بشر  برای کوروکر کردن شامه ی  دل وجان وچشم وزبان وگوش انسان  و برای نشنیدن حرف حق وندیدن کرامت انسانی بهره ببرد.

وانسان مدرن اکنون فراموشش شده است که شیطان دشمن  روشن ودیرینه ی او نمی تواند بلوغ وتکاملش را ببیند.3

او همه ی آنچه را که باورها واصالت ونجابت می دانیم را هدف قرار می دهد وبرای عقیم سازی باورهایمان سربازمی گیرد وراهکارهای ریسک ناپذیر خلق می کند.

ومی دانیم که این دشمن  مدون ، به همه ی زوایای زندگی بشر چشم دوخته است و حتی فضای مجازی هم ازچشمش دورنمانده است

مدلینگ ها وپوششان. تن نمایی های زنانی که مدعی فخر ووقارومتانت و نجابتند نشانگر وموید این اصل است که عقیم سازی باورهای مردم با یک مهندسی پیچیده ای رخ داده است.

اینکه  از ابزارهای مدرن برای اهداف متحجرانه استفاده می شود برهیچ سلیم النفسی پوشیده نیست.

  ولی  انگارگوش مدعیان مدرنیته که لذت را دربازگشت به  تحجر می بینند بدهکارنوای فطرت شان نیست

فطرتی که انسان را پویا و ارزشمند وعزیز می خواهد.4

روش و دین خدا در فطرت همه ی انسانها برنامه نویسی شده است.

فطرت انسان، تکامل وکرامت وغنای اورا می خواهد ولی  شیطان به شدت انسان رافقر وجمود وفحشا وتحجر دعوت می کند.5

مردم بیداری می خواهند و می دانند که بختک تحجر برجانشان خانه کرده است.

وقتی شیطان با دل کسی رابطه برقرارکند  وساکن حرم دل کسی شود اورا نسبت به فطرتش نامحرم میکند.6

اگر شیطان   قلب کسی را مس ولمس کند اورا ازپای درمی آورد

از این روست که فرموده اند:

دل حرم وخانه ی خداست به کسی جز خدا اجازه ی سکونت  درآن ندهید...7

خیانت است که درب خانه ی خدا را به  روی غیر بازبگذاریم.وشیطان را درآن  مهمان  وقرین کنیم.8

واکنون این بختک بر دل  عزیزان خدا  خانه کرده است

کسی باید برخیزد و بیدارشان کند .و هزینه ی باروری باورهای مردم را تمام وکمال بپردازد.

این مهندسان فکر وفرهنگ واعتقاد واقتصادند که باید شبیخون شیطان برای عقیم سازی باورهای راسخ وراستین انسان را عقیم بگذارند

همه ی ما وظیفه داریم سربازی  خوب وفداکار برای خدا باشیم.

همه ی ما وظیفه داریم خدا را یاری کنیم

ان  ینصرکم الله  فلا غالب لکم9

حمید رضا ابراهیم زاده

15 اسفند 1395

 

منابع

1-      هرم سلسله مراتب نیازهای انسانی : ابراهام مازلو

2-      قرآن مجید سوره صاد آیه 82

3-      قرآن مجید سوره یوسف آیه 5

4-      قرآن مجید سوره روم آیه 30

5-      قرآن مجید سوره بقره آیه 268

6-      قرآن مجید سوره اعراف آیه 201

7-      امام صادق(ع) می‌فرماید: القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیرالله؛ دل حرم خداست، پس در حرم خدا، غیرخدا را ساکن مکن .(بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۲۵).

8-      قرآن مجید سوره نسا آیه 38

9-      قرآن مجید سوره آل عمران آیه 160


تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

تیر غیب

شنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۵۹ ق.ظ

تیر غیب


واژه ای غریب که گرفتار آمدن به آن بسی تلخ ودرد ناک است

درد عجیبی است که از پستو های رفتار وپندار افراد بر جان شان می گدازد

 ستم کردن در لوای بی انصافی  وخود برتری بینی کمان این چله را به کشش وامی دارد وبه ناگهی از غیب تیری بر می جهد و دقیقا به سیبل اعماق نباید ها جا خوش می کند

تیر غیب ناشناس  ونا بهنگام می آید  و کسی جز خدا موقعیت زمان ومکان دقیق اصابتش را نمی داند

دردناک ترین نوع داغ این است که دلخوشی های آدمی را ازمیان بردارند ویا براو ستم روا دارند.

اینجاست که  خدا هرگز از حق مظلوم نمی گذرد.

مراقب پندارها وگفتارها و رفتارهایمان باشیم و از قضاوت کردن های نابجا بپرهیزیم.

گاه به تبسمی یا به اخمی یا به طعنه ای کسانی را می آزاریم که پناهی جز خدا ندارند وهجمه به اینان دقیقا غیرت خدا را به قهر وا می دارد

آبرو وحریم شخصی افراد بزرگترین داشته ها ودلخوشی های آنان است هرکسی   که با آبروی اهل باور  خود را مشغول کند بی تردید درمصاف با خدا اعلان نبرد کرده است.

و هرآن به تلافی بی انصافی هایش تیری درچله ی غیب به سمت  سیبل  وجودش دور خیز میکند وشتاب برمی دارد...

 

حمیدرضاابراهیم زاده

26 بهمن1394



تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

فاطمه ی زهرا کیمیای حیات

چهارشنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۳:۰۰ ب.ظ
   فاطمه ی زهرا (س)


روزی که او به دنیا آمد.

وزنه سنگین حضورش هستی و عالم ایجاد را بر آن داشت که به موهبت این ولادت بر خود ببالد.


ولادت
بانوی مکرم اسلام حضرت زهرای  مرضیه
 
.در شهر مکه ودر روزبیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت از دامن مادر پاکدامنش خدیجه چشم به جهان گشود

نتیجه تصویری برای حضرت زهرا

دنیای ما خاکیان فقط هیجده سال  حضورنازنینش را تاب آورد.

و از آن پس ناگزیر شد وجود نازنین او را به افلاکیان واگذارد.

آن هنگام که بی‌خردان بر پیامبر عیب می‌جستند که او را پسر و یا فرزندی نیست که کفایت او و امتش را بکند. پروردگار کوثر او را کفایت همه‌ی عالمیان قرار داد و در دیوان عاشقانه‌اش نوشت:         

انا اعطیناک الکوثر...

عطیه‌ای گرانبها و جاودانه که جهان را مسحور نگاه زیبای خویش فرمود. و منت خدا برای جهانیان شد.

کائنات او را بانوی دو سرا و صاحب حوض کوثرمی‌شناسد و پدر کریم و ارجمندش که پیامبر خاتم است، او را پاره تن خویش خوانده است. 

((حورای انسیه )) از زمره‌ی بانوانی است که خداوند برایش بهترین لطیفه‌ها را قائل شده است. و همه ملائک و قدسیان را به حضور چنین عطیه‌ای فرشته‌خو نوید داده و منت گزارده است...

بی‌تردید آزردن زهرای اطهر آسیب رساندن به خدا و رسولش است و محبت کردن و مهرورزی به او شاد کردن قلب خدا و رسولش است.

از بزرگترین آموزه‌های عمومی حیات کوتاه آن بانوی بزرگ، اشاره به بخشش لباس عروسی خود به مستمندی درمانده بود. که  پرسیدند چرا این لباس زیبای عروسی را بخشودی ؟

فرمود: دوست داشتنی ترین متاعم را بخشیدم، که خداوند مرا به آن امر فرمود .

لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُوا مِن شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ .

 دوست داشتنی‌هایتان را ببخشید ...(92 آل عمران).

* ایشان می فرمود:

خَیْرٌ لِلِنّساءِ انْ لایَرَیْنَ الرِّجالَ وَلایَراهُنَّ الرِّجالُ. 

بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است که مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

(بحارالا نوار: ج 43، ص 54، ح 48.)

الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ. 

 همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش ، چون بهشت زیر پاى مادران است ؛ و نتیجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود.

( کنز العمّال : ج 16، ص 462، ح 45443.)



نتیجه تصویری برای حضرت زهرا



فاطمه کیمیای حیای حیات وتاج آفرینش است

 

 رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود.

در  بسیاری از مواقع می‌فرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید.

به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود.

 

همه ی حدیث دانان و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده‌ای، این کلام را نقل نموده‌اند که حضرت رسول می‌فرمود:

 

"فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است."

از طرفی دیگر، قرآن کریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می‌دارد که هر چه پیامبر می‌فرماید، سخن وحی است. پس می‌توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد.


پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می‌فرمود. گاه در جواب خرده‌گیران، لب به سخن می‌گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می‌فرمود: "من بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم."

در قرآن  از فاطمه وذریه ی طاهرینش به نزدیکان وقربی یاد شده است .

محبت به زهرای اطهر ومعصومین (ع) توصیه ی اکید خداوند است که فرمود:


قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی (سوره شورا آیه23)

*


ازدواج

وصلت فرخنده وبابرکت ایشان درروز اول ذیحجه سال دوم هجری  با امام علی (ع) برگزارگردید


پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

 اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت.

بدین ترتیب بود که مقدمات ازدواج آسان  وآسمانی  آنها فراهم شد.

حضرت فاطمه (علیها السلام) با مهری اندک (پانصد درهم بود که هر درهم معادل یک مثقال نقره بود:هر مثقال 18 نخود است که  برابر با ۳۳٫۳۳ مثقال طلای امروز است.این مهریه تقریبا برابر با ۱۴ سکه بهار آزادی می شود)

( بحار الانوار، ج‏43، ص 94; کشف الغمة، ج‏1، ص‏359)

 ثمره این ازدواج مبارک، 5 فرزند به نامهای حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن بود


شهادت


شهادت معصومانه ومظلومانه اش  در شهر مدینه  ودر روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری رخ داد

به توصیه ی ایشان پیکر مطهرش مخفیانه وتوسط همسرش امام علی (ع) غسل وکفن  وتجهیزشد

وهمانطور مخفیانه وغریبانه وشبانگاه در بقیع بی نشان  مدفون گردید


حمیدرضا ابراهیم زاده

1390/1/7


* تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

سوگند به عصر

سه شنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۴۴ ق.ظ


بسم الله الرّحمن الّرحیم


والعصر ان الانسان لفی خسر الّاالذین ءامنوا وعملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر

(سوره103 مکی)

قسم به عصر؛ عصرهمان افشرده و عصاره و باقیمانده چیزی است که در انتهای فشارباقی می‌ماند.

اسبی که با فعالیت و جهش رعد آسایش عرق می‌کند.

محصول سعی وتلاش وفشاراسب برای نیل به هدف عصاره وعرق اوست.

البته در برخی از تفاسیر به روزگار و زمانه ، گیتی، نمازوسطی، عصر رسالت و نبوت وعصرقائم و.. هم یاد شده است، که خداوند به آن قسم یادکرده است.

سوگند به عصرکه آدمی در زیانکاریست، این آغاز یک هشداراست به انسان، انسان فراموشکار و غیر جاودان .

این زیانکاری مفرط با (انّ ) و (الف و لام ) انسان مشخص می‌شود، زیانکاری‌های مادی و معنوی، مالی و دینی، جسمی و روحی و هرگونه ضرر و زیانی که قابل جبران نیست.

از نگاه روانشناسان و انسان‌شناسان، همه ی انسانها وبلکه حیوانات در هنگام غروبگاهان احساس انزوا وتنهایی و غربت و زیانکاری دارند و در پایان روزهمه کردارها وعملکردهایشان را مرور و واکاوی می‌کنند.

و در این محاسبه به زیانکاری خود پی می‌برند اما آنانیکه با برنامه‌تر و با انرژی بیشتری حرکت می‌کنند این سرعت را درک کرده و با شتاب بیشتری بدنبال ترقی هستند ، با مطالعه در سیره معصومین و بزرگان علمی و عملی با سرعت بالای ذهنی این افراد روبرو می‌شویم. لیکن غروب غریبانه‌ای که جان انسان و باطنش را می‌آشوبد و شاید هم از ازل هنگامه غروب و عصر که از ادامه روز ناامید می‌شویم از سیاهی شب نیز نگران خواهیم شد. و اندوه از دست دادن روز همان غربت است.

در هر صورت انسان زیانکار است زیرا روزی از عمرش کاسته شده و به لحظات مرگش نزدیکتر می‌شود این درماندگی و احساس غبن و نقص و کاستی برای انسان امری محتوم و ناگزیر است . بالطبع ما انسانهای فراموشکار با عدم درک شرایط حال و گذشته و آنچه که در پیش و روی ماست، بیشتر زیانکاریم.

الا الذین آمنوا: مگر اینکه اهل اراده و ایمان باشد. ایمانی که ضابطه‌مندکننده آدمی است، ایمانی که برنامه ساز و برنامه‌ریز و منشاء تحول است. در گرو و مقید بودن به قانون یا هدف متعالی  برای آدمی اسباب ترقی و آرامش را فراهم می‌کند. سرسپاری به نظم خاصیت توفیق است .

امام موسی صدر میفرماید: « جهانی که ما در آن زندگی میکنیم منظم آفریده شده است : والسماء رفعها و وضع المیزان الاتطغوا فی المیزان اگر ما می‌خواهیم فعالیت هایمان به ثمر برسد و.. باید منظم باشیم » .

پذیرش قانون الهی برای انسان موجب ترقی و رفاه و آرامش اوست . و اجرای هر حکم صادره از خداوند برای پرهیزکاری و پارسایی انسان و عمل به احکام ، ضامن تأمین عزت و امنیت و رفاه انسانهاست. ایمان به خدا و روز جزا بمفهوم احساس نظارت و حضور رب اعلی است. ذات اقدس ربوبی نیز در مقابل این حضور ، به بندگان مطیع و ساعی‌اش درجات و کرامات و توفیقاتی در حوزه برکت در جسم و مال و سلامتی روحی و آرامش درونی هدیه می‌کند که احساس غبن و زیان نکند انسان اگر احساس کند خدا در همه لحظات و اماکن حضور قطعی دارد هرگز طغیان و سرکشی نمی‌کند و احساس پوچی و تنهایی و زیانکاری از او برداشته می‌شود ایمان بخدا باعث پایندگی حقوق و کرامت انسانی است اما ایمان ستمکاران و منافقان و بزدلان و بزهکاران خفیف و بی‌ارزش بوده و راهبر مقاصد عالی نیست. بلکه تحریفاتی است که در لباس ایمان در ذهنشان جا خوش کرده است. قلب مومن حرم خدا می شود و هرگز غیر او در خود ساکن نمی‌کند امام صادق میفرماید: 

« القلب حرم الله فلاتسکن فی حرم الله غیره- مستدرک ا لوسایل ج 2 ص302» البته شرایط تشکیلات ایمان به نوع آئین بستگی ندارد . در آیه62سوره بقره برای همه ادیانی که به خدا و روز جزا ایمان دارند و عمل صالح انجام می‌دهند، برایشان پاداش در نظر گرفته شده و امیدواری داد تا از چیزی نگران نباشند و نهراسند. البته پیش نیازها و پس نیازهای زیبایی نیز در این آیه وجود دارد که مطالعه و بحث جدایی را میطلبد. همه دانشها با ورود دانش جدید به تکامل رسیدند و همه ادیان نیز با مقتضیات زمانشان به تکامل رسیدند و این تکامل ادیان منسوخ کننده آئین‌های سابق نیست بلکه ایمان به انبیا گذشته و کتابهایشان در اسلام واجب است « والذین یؤمنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک وبالاخرة هم یوقنون- بقره 5و4». و حتی جدیت تامی را در آیه آمن الرسول اشاره میکند (بقره  285) که هیچکدام از انبیا با هم تفاوتی ندارند. گذشت زمان و مقتضیات زمان و مکان، شرایط جدید و تحولات جدیدی را در حوزه رسالت فراهم کرد تا دین اسلام عالی‌ترین دین فرازمان مطرح شود. مراجعه به آیات 85-83 آل عمران خالی از لطف نیست.

وعملواالصّالحات؛ عمل صالح درحقیقت هر نوع فعالیت فکری و خدمات عملی و زبانی و قلمی و مالی و جسمی برای نیکو شدن است کارهای نیک ؛ رفتارهای عرف پسند و شرع مدار است. یعنی شریعت آن را نهی نمی‌کند و عرف نیز آن را می‌پسندد و مفید حال کافه مردم است و وجدان اجتماعی آن را مقدس و مؤثر می‌شناسد و مستلزم حکم شرعی هم نیست. کمک کردن به همنوعان، امداد فکری و مشاوره‌ای و اعتباری و توان بخشیدن به اهل نیاز، به خانواده و اقوام و همشهریان  و همنوعان. محبت کردن به والدین و خانواده و مردم ، تلاش برای معاش و رفاه نسبی خانواده ، تحصیل برای ارتقاء جامعه و ملت. از اختراع و تدریس و قانونگذاری و تحصیل و تربیت و تزکیه تا جهاد و هجرت، خوردن و خوابیدن برای تحقق امر الهی همگی در اسلام عبادت هستند.

و همه این نیکی‌ها عمل صالح محسوب می‌شوند که در هر آئین و مرامی محترم و مقدس است. بنابراین عمل صالح محدوده خاصی ندارد و تعطیل‌بردار نیست. هر نیت و عملی که باعث رفاه و آسانی و امنیت خلایق شود عمل صالح است . حتی رأی دادن یا  ندادن، «انماالاعمال باالنیات - پیامبر». «الیه یصعد کلم الطیب والعمل الصالح یرفعه- سوره  فاطر آیه  10 » کلمه طیب وعمل  صالح مترقی است..

وتواصوا بالحق؛ تواصوا بر وزن تفاعل به عملی دو طرفه گفته می‌شود مثل توافق . که تواصی یا پیگیری حق ، حق‌طلبی و عمل کردن تدریجی ، توکل به خدا و حق‌پژوهی در هر مقطع زمانی و مکانی که یکی از شیوه‌های معصومین بود و بر مردم و همه کسانیکه خواهان امنیت و ترقی  و کمال هستند واجب است که برای تحقق این امر تلاش کنند. حق‌طلبی امام حسین منجر به حادثه عاشورا شد و امام برای تحقق احیای دین و عزت اسلام هزینه سنگینی را پرداخت، که تا قیام قیامت ذهن حق‌طلبان این مرثیه شورانگیز را مرور می‌کند. امام در این چالش مهجه قلب خود و خانواده‌اش را به عنوان هزینه پاسداری پرداخت. حق‌طلبی برای مسلمان صاحب ارزش است.

البته خداوند مدافع همه کسانیست که در راه حق و از حق دفاع کردند ( سوره حج آیه 38 ). و گاه حضور فرشتگان را برای یاریشان گسیل می‌دارد ( سوره فصلت آیه 30 ) ثمره حق‌طلبی اعتلای کلمه حق است. که خداوند بعنوان تنها حق حقیقی جهان مدافعینش را حمایت می‌کند...

اهتمام ورزیدن به امورمسلمین علاوه برعملی صالح بودن حق طلبی است. به فرموده روشن نبی اکرم: « هر کس صبح برخیزد و به امور مسلمین اهمیتی ندهد مسلمان نیست » در حقیقت پیامبر فتوای مسلمان ماندن را این گونه صادر نموده است.

این نکته نیزضروریست که: تواصو: وصییت کردن و سفارش کردن به یکدیگر و پذیرش آن و انجام پی درپی و تدریجی و گام به گام، به دفعات متناوب است تواصی به حق هم حق شناسی و عمل کردن به حق و تقویت و تبلیغ و ترویج حق است. و تواصی به صبر هم صبرشناسی و مدارا خواهی (تسامح وتساهل ). نه دراصول بلکه درسلیقه‌ی اجرایی و ترویج صبر است. ( مراجعه به آیه99 سوره یونس بسیارروشنگراست ) .

همه انقلابها و قیام‌هایی که در حوزه امر انبیا و صالحان صورت پذیرفته بویژه پس از اسلام که برای اعتلای حق بوده ولو اینکه منجر به شکست نظامی و جنگی شده باشد در نزد صاحب حق پیروزی محسوب می‌شود.

( البته مراجعه به مقدمه صحیفه سجادیه فراز63 بسیار روشنگر است).

بنابراین دفاع از حق مستلزم پرداخت هزینه گزاف مادی و معنوی است.

« احسب الناس ان یترکو ان یقولوا آمنّا وهم لایفتنون-  سوره عنکبوت 2».  

بقول مرحوم شهید بهشتی: « بهشت را به بها بدهند نه به بهانه ».

انقلاب مهدی قائم نیز بمفهوم احیای کلمه حق است، روزگاری که اباطیل لباس حق بر تن می‌کنند و غبار فتنه را حجاب حق می‌کنند و حتی کج‌راه‌ها و انحرافات و قیوداتی  از سر منفعت‌طلبی توسط علمای نامنزه دینی تولید می‌شود و در یک کلمه تدلیس و تزویر به اوج قدرت می‌رسد.

امام عصر درهم کوبنده آن بتهای دست ساخته خواهد بود و در برابر فرعون و قارون و هامان و مدعیان کذاب  زمانش قیام می‌کند. آنها از امام نشانه می‌خواهند و امام مسیح‌وار غبارها را می‌روبد آنها از امام انتقاد می‌کنند و حتی صلاحیتش را محرز نمی‌شمارند و او را محاکمه می‌کنند و امام وادار به قوه قهریه می‌شود و همه یاغیان را از دم تیغ می‌گذراند. و همه توابین را می‌بخشد و حق محرومان و مستضعفین را از مستکبران می‌ستاند. و پیروانش به حمایت از مولایشان  برمی‌خیزند و جان و مالشان را هزینه  آمادگی فهم و باورشان و دانش اندوزی و آمادگی دفاعی و مالی و...کرده و چه هنگام ظهور مطیع و خاضع در رکاب امام خواهند بود.

وتواصوا بالصبر؛ تواصی به صبر آنروی سکه حق طلبی است میفرماید که « اهدناالصراط المستقیم » در نمازهایمان می‌گوییم : پروردگارا ما را به راه استقامت پایدار و موفق بدار. راه راست و مستقیم همان راه استقامت و پایداری و صبراست. همان تقارب و تضارب حق است. جانبداری از حق بدون تحمل و پایداری امکانپذیر نیست .   

اقسام صبراز دیدگاه آیات و روایات:

1- صبر بر بلا  

  2- صبر بر مصیبت و فراق    

3- صبر بر مشقات 

4- صبر بر گناه .          

البته مومنان مراقب هم هستند همچنان که مومن آیینه مومن است امر به معروف و نهی از منکر تواصی به حق و صبر است که باعث تقویت ایمان و اصلاح اخلاق خواهد بود در غروبگاهان مسلمانان صدراسلام سوره والعصر را همراه با احوالپرسی برای هم می‌خواندند و با آن به ایمان خود طراوت می‌بخشودند.  و درود بر همه راه شناسان و رهروان راه حق.

حمیدرضاابراهیم زاده 1381/4/30

 

رجوع به  منابع ذیل راهگشاست:

-تفسیر سوره ی  والعصر /پرتوی از قرآن مرحوم طالقانی

-ادیان در خدمت انسان: امام موسی صدر. نشر موسسه تحقیقاتی امام صدر

- نای نی: امام موسی صدر

- ویژگی های کلی اسلام دکتر یوسف قرضاوی/نشر احسان

– تفسیر سوره عصر محمد تقی شریعتی-/.

کلیه حقوق برای مولف است . 



  
  • حمیدرضا ابراهیم زاده

چرائی افزایش جرائم در جامعه

شنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۵، ۰۸:۱۵ ب.ظ

چرائی افزایش جرائم حیوان آزاری

س:

بافرهنگی یابی فرهنگی؟

یک کلیپ حاکی از ضرب وشتم بیرحمانه سگی بخت برگشته توسط انسان نماها درجایی همین نزدیکیها ودران سودریدن شکم قوچ باردار وبیرون راندن محتویات شکمی(جنین) وسربریدن خرس وبافخر عکس وفیلم گرفتن ازان ودر جایی دیگر ازپای درامدن پلنگ وگرگ باگلوله شبانان نااگاه ویابه جان هم انداختن سگهابرای ماست مالی کردن عقده هاو...

به نظرشما مرز بافرهنگی وبی فرهنگی چه تعریفی دارد؟ایا بالیدن به عمق فرهنگ چند هزارساله باستان وجدیدا اسلامی ازنوع ایرانی سازنده است یادرست وسنجیده رفتارکردن واعمال اداب ومعاشرت انسانی در حق خود وهمنوع وموجودات این جهان؟چرا ما تا این اندازه خودازار ودیگر ازار وبیرحم وبی مروت شده ایم؟

ج:

باسلام

متاسفانه آنچه که می بینیم واقعیت دارد

وباید گفت در این نگاه  فقر فرهنگی و پز وتخیل متمدن بودن باهم در تناقضند

پدیده ی شوم ومذموم

آدم ربایی. تجاوز به عنف. خیانت به.. .زنا. فحشا .ربا. دروغ توطئه. قتل  در سرزمینی که منشور حقوق بشر درآن نگاشته وقدمت دیرینه دارد بسیار گزنده است

کشوری که درآن مردم مفهوم محبت وایثار را از هرجامعه ی دیگری بهتر لمس ودرک می کنند

فخر ومباهات به وطن ومرامی که مهر ومودت وایثار وهمدلی درآن رواج دارد  افتخار ماست..

چندی است که با افزایش آماری وحشتناک در حوزه ی جرائم خشن وطن درخود می سوزد وتبدار است

پدیده ی  بی فرهنگی. وخیره سری و اصرارعامدانه درارتکاب به  جنایات  نیاز به آسیب شناسی وبازیابی وبازآموزی اعتقادی و  فرهنگی  داردو یکی از عوامل بی تربیتی ، تخلیه وخلا باورهای نیک و جایگزینی واشباع شدن باورهای زشت ومبهم است.

باید بگوئیم

تغییراتی  در سبک اندیشیدن و رفتارکردن رخ داده است

جامعه ی متمدن  ایرانی   با پندار نیک و گفتار نیک و رفتار نیک زبانزد ملل ونحل است وبه خود مباهات می کند.

چه شد که همین جامعه مومن   در قتل و تجاوز و خیانت و رشوه وربا و طلاق و بی مبالاتی ، بلاد کفر لس آنجلس ولاس وگاس 60 سال پیش را رو سفید کرد؟

بالطبع حقایقی خفته درزیر این آتش جریان دارد که اسباب این همه تلخکامی را فراهم می کند

خالی شدن بطن جامعه از باورهای نیک ومتعالی بزرگترین دلیل این تعارضات است.

عقده های روانی ناشی از فقر اعتقادی وفکری واپسگرایی و تحجرو از آن طرف  تورم وتبعیض و ریاکاری و...می تواند رابطه ی موثری در ایجاد این فرایند نسبت به هم و زنگ خطری برای  حوزه های اجتماعی و امنیتی داشته باشد

خلا باورها وعدم تطهیر وبروزرسانی باورها باعث می شود که نسل ها با تعارض اخلاقی مواجه شوند

هرروزخبرهای وحشتناکی از قتل وتجاوز می شنویم.

امنیت بانوان  بسیار بسیار ضعیف شده  است.

جرائم هوشمند وسازمان یافته دربرابر امنیت  وآسایش ملی قد علم کرده اند

نگرانی های فزاینده  ای نسبت به امنیت خانواده  در همه ی خانوارها مشخص است

 پلیس هم با هزینه بالا  دربرابر این عصیانگری ها می ایستد و  دستگاه قضا برنامه هایی برای پیشگیری ازجرائم و نقره داغ کردن ومبارزه باچنین رفتارهایی طرح کرده است

ما نیزمی گوئیم همراه باآموزش وتربیت پایه های فکری نسل جدید قاطعیت مبارزه با جرائم این چنینی لازم است

اشد مجازات ویا حتی اعدام برای متجاوزین به عنف وجانیان ناموسی  دراین شرائط واقعا لازم است .

البته موقعی اجرای این احکام نتیجه بخش است که رشوه بگیران و اختلاس کنندگان  و متجاوزان بیت المال  وبی تدبیران نسبت به مال وفرهنگ ملت هم توبیخ وبه اشد مجازات تنبیه  شوند.

وقتی قواره ی  ارتشا و بی تدبیری درایران به قامت معاونین ارشد رئیس جمهور سابق رسیده است.

 وقتی دروغگویی وبی تدبیری وپوپولیسم یک ابتکار برای سواری خوردن ازمردم رنجکشیده ونجیب ترسیم شده باشد طبیعی است که یاغی گری دربرابر قانون باب می شود.

تهمت وافترا وارتشا طبیعی جلوه داده می شود . وخشونت رشد تصاعدی  پیدا می کند...

 

اما حیوان آزاری  و  بی توجهی به محیط زیست ریشه در فرهنگ های  غلط وبومی  جامعه دارد

آلودگی آب وهوا. تعرض به حریم دریا ورودخانه. آتش سوزی جنگل ها. تغییر کاربری اراضی حاصل خیز به مجتمعات ساختمانی. شکار بی رویه پرندگان .خشکاندن رودخانه ها  ودریاچه ها ومردابها و...همگی از بی مبالاتی در رفتار وکج اندیشی وبد سلیقگی شهروندان وبویژه مسئولین ومدیران مان دارد

همه ساله چهارشنبه سوری مبدل به فاجعه می شود وسیزده بدر ها مبدل به درد سر برای محیط زیست.

همیشه عده ای بی فرهنگ وبی تربیت هستند که از بلوا و حیوان آزاری  ورفتارهای مازوخیسمانه لذت می بردند. وآن را تفریح  وحتی تجارت وممر درآمد خود می پندارند

درکودکی خروس بازی ونزاع خروس.  مرا به یاد اسپار تاکوس می انداخت.

خوی وحشی گری وددمنشانه ای که ازجرزهای تاریخ برجای مانده است

اخیرا در زنجان  نمایش متاثرکننده ی نزاع سگ ها  . کشتن توله های خرس درکوهستان. شکاروشکنجه ی پلنگ و...

وجدیدا هم  ماجراهای زنجیره ای حیوان آزاری درکشور نشان از همان خلا نشاط فرهنگی دارد.

درگذشته  بازی های گروهی. تجمعات مضحک شامورتی بازی و.... صله رحم ها بود الان تک تک این رفتارهای پرنشاط فرهنگی حذف  ویا منقرض شده اند

نمایشهای خیابانی و کنسرت ها کم شده اند. رقص وسماع محلی  وورزشهای بومی  درحال انقراض هستند.

ورزشهای پرنشاطی که بعنوان آثار فرهنگی فاخر ثبت میراث فرهنگی شده اند، همه وهمه تحت شعاع نافرمی های پذیرش مدرنیته قرار گرفته وبه یک باره درحال فراموشی هستند

باید برای توسعه یافتگی، آموزش توسعه پذیری وزیر ساخت سازی  توسعه را هم داشته باشیم و گرنه همه فرصت ها مبدل به تهدیدات خواهند بود

داشتن ماشین و موبایل و تکنولوژی  خیلی خوب است اما راه استفاده کردن مفیدش را  باید آموزش بدهیم

فعالیت در فضای مجازی بسیارخوب  است اما لازمه اش فهم و درک کاربری این امکانات و آگاهی از ماجراهای این فضا است

کودکی که از نوشابه ی گازدارچیزی نمی داند  بمحض سرکشیدن بطری نوشابه درخود احساس انفجار می کند...

عدم فهم استفاده از تکنولوژی وتوسعه همیشه باعث درد سر وتهدید است

بااین حال برای برچیدن عقده های همنوع آزاری،نیازمند تربیت وتقویت حقوق شهروندی و پیشگیری و تحکم قانونی هستیم

والی الله المصیر

 

حمید رضا ابراهیم زاده

5اسفند94


* تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده