دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب مقالات. اشعار و آثار پژوهشی. فرهنگی. اجتماعی حمیدرضا ابراهیم زاده

۵ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

انرژی کیهانی. بخش دوم

جمعه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۳۷ ق.ظ

اکنون که همه سرنوشت ما مشخص شده است پس اراده و اختیار ما چه تأثیری خواهد داشت؟ 

یکی از جنجالی‌ترین مباحث کلامی، مبحث جبر و اختیار است. انسان شاکله‌اش این است در مجموعه مختصات زمانی و مکانی خاص و محدود  به حیات و ممات میرسد. اگر بحثمان این باشد که والدین‌مان میتوانستند برنامه‌ریزی درستی  کنند تا در سعادتمان خللی نباشد با شما موافقم، چون فرزندان میوه‌های والدین هستند و هر چه کاشتند درو میکنند. البته این عمل محدود به حوزه نطفه‌بندی نیست بلکه تربیت در مراحل بعد هم مهم است. بالاخره مسئولیت از همین جا آغاز میشود. حتی رسول خدا و امامان ما اصرار دارند که برای داشتن بچه‌های خوب قبل از جماع وضو بگیرند، یا غسل کنند لحظات خاص و مکانهای خاص را بیابند و برای ایجاد نطفه نام خدا را ببرند و بقیه‌اش را به خدا واگذارند. بالطبع اگر غیر از این باشد حتی پسر نوح هم یکی از شرائط را نداشته باشد اذیت میشود. و پسر امام هادی جعفر کذاب میشود.... این است که حجم بسیاری از روایات تربیتی را مسئله تشکیل نطفه و تغذیه والدین. نقش وراثت و... تشکیل می دهد. و قسمت دوم تربیت محیط و تربیت  خانوادگی، طبقه فرهنگی و اجتماعی خانواده، منش و سلوک والدین و بویژه همسالان و مربیان و اساتید و... نیز در پرورش روحیه و مهندسی تفکر ما نقش دارند.

اما راه برون رفت از این بخش، از وجود که ما در آن دخالتی نداشتیم: به فرض ،حال که این شرائط برای حضور ما در نظر گرفته نشد. با وجود اینکه آن بخش از برنامه وجودی قابل بازگشت نیست اما واقعییت اینست که شالوده‌ی برنامه نویسی خدا برای ما در بدترین شرائط نیز به نفع ماست. مثلا فرمود: چه بسا چیزهایی را دوست دارید ولی برایتان خوب نیست و چه بسا از چیزهایی بدتان می‌آید اما برایتان خوب است. کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَّکُمْ   وَعَسَىٰ أَن تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ   وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ  وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ [بقره:٢١٦]

خیلی از چیزها برایمان خوب نیست اما خوشمان می‌آید و خیلی از چیزها برایمان خوش نیست اما برایمان خوب است. نمونه‌اش تلخی دارو برای کودک خوشایند نیست اما برایش خوب است و سلامتی‌اش را تأمین می‌کند. و همینطور خوردن چیپس و پفک و... برای سلامتی وساختار ژنتیکی کودکان بسیار مضر است. اما از آن خوشش می‌آید. دلیل این رفتار عدم آگاهی و احاطه نسبت به دوست داشتنی‌هایمان است.

 فرایندی که ذات اقدس ربوبی برای سعادتمان در نظر گرفته است بسیار پیچیده و منظم است. همه ی ما مکررا دیدیم: برخی از افرادی که بدون دست و پا و چشم و یا خللی دراعضا بدنیا  آمده‌اند موفق‌ترین افراد جامعه هستند. مثلا خانمی با نقص دست راست بهترین خیاط و کارآفرین نمونه شد و این خانم میگفت من سیزده تا کارگر دارم و روزانه نزدیک به  صد لباس تحویل میدهم و ماهانه یک میلیون تومان به شاگردها و کارگرانم حقوق می‌دهم و... یا بازیگری در تلویزیون رمز موفقیتش را دماغ  عجیبش می‌داند. او حاضر نبود دماغش را عمل کند و قناسی بینی‌اش را عامل موفقیتش  می‌داند. نقاشی را دیدم که با پا اثر خلق می‌کرد. همواره کمبودها و نقایص باعث اکتشافات بزرگی شدند که جهان از برکت همین نقص و ضعف بهرمند شده است. این جمله را از پدرم شنیدم که  :«اگر عیب و نقص و رکود وسختی برای انسان نبود هیچ اختراعی بوجود نمی آمد و مردم فقط حیوانی می زیستند.» حتی خالق ظرافتهای ظاهر وباطن هم به قطعییت  فرموده  است: انسان را در رنج آفریدم. لقد خلقناالانسان فی کبد. (سوره بلد - 4 ). وان لیس للانسان الا ما سعی – (سوره نجم - 39)

و عقل سلیم میگوید که نتیجه رنج چیزی جز گنج نیست.

در این فاصله  بعلت آزمون یاتقدیر وبرنامه ریزی حکیمانه ی آفرینشگر معشوق نواز،بعضی از انسانها شقی و بعضی دیگر سعید میشوند. شقاوت و سعادت یک مدل برنامه ریزی شده‌ای است که خودمان بمرور زمان این برنامه را می‌نویسیم. مثلا جالب است جناب مولانا در مثنوی از ضرب المثل شبه حدیثی استفاده می‌کند:کل ناقص ملعون یعنی هر کی که عیبی دارد خدا ازش خوشش نیامده.(مثنوی معنوی  دفتر پنجم سرفصل شماره 1335)

البته نگاه من از نقصان و عیب نقص در نحوه و شیوه تفکر است نه کور و کچل و شل و... با این نگاه ما با حسادت و بدخواهی مان زمینه شقاوتمان را می‌چینیم. و یکی با خوشبینی و خیراندیشی‌اش زمینه سعادتش را فراهم میکند. ما میتوانیم با غلبه بر اقتضائات روحی و ذاتی‌مان حتی  حر شویم. او بالاخره عاقبت به خیر شد چون به  خدایش اتکا کرد. و دیگر مفتی و رایگان خدا دوستش نداشت جنبید و خودنمایی کرد. خدا هم خوشش اومد بالاخره ذات خدا، عاشق پیشگی است، قبولش کرد و بی معرفتیها را ندیده گرفت.

شنیدید که توی قرآن نوشته است:

یهب من یشاء.تعز من تشا .تذل من تشا وترزق من تشاو...خدا دلش بخواهد بی‌حساب وکتاب  می‌دهد. چون هر چه بخواهد اراده میکند و عینیت می‌یابد: اذا قضی امرا فانمایقول له کن فیکون-مریم 35

اینجاست که اگر خدا به عدلش با ما رفتار کند همه ما بازنده‌ایم. او به فضل و مهرش با معشوق (انسان) رفتار میکند. به معشوقه‌های شلوغ و اذیت کنش تا میتواند فرجه میدهد و هر جسارتی را اگر بخواهد می‌بخشد اما دقیقا روی حق الناس، موضوع کرامت انسانی را به میان می‌آورد و میفرماید  از او رضایت بگیر که دست من نیست. گاهی وقتها پا پیش میگذارد و میگوید فلانی را ببخش تا ببخشمت یا بخشیده شوی. کافیست که خداوند به مقتضیاتش جامه عمل بپوشاند. 

البته چند تا اصل است مثل اصالت عمل که هر کاری در این دنیا می‌کنیم بازتابی دارد و نفس عمل پویاست:خیر یا شر. جنبه خیر آن اینست که بما نیکی‌ها را چند برابر نموده و بما باز میگرداند. مهم نیت عمل است. استادم میگفتند حتی سفره‌ی غذا را  می‌تکانی نیت کن که به گروه مورچه گان کمک می‌کنی. همان دم خدا به تو نظر نیک میکند. سیر کردن گرسنه چه آدم باشد یا حیوان. چه کافر یا مومن باشد چه سگ باشد چه مورچه موهباتی را نصیب آدم میکند که بقول استادمان: عقل انسان عاجز از اندیشه شد در کار دوست. در نهج‌الفصاحه حدیثی هست که میفرماید: چنانچه خدا به بنده‌ای خوشبین شود و برایش نیکی بخواهد حاجت‌های مردم را در دستش قرار میدهد. (ترجمه پاینده- شماره144) .این ما هستیم که باید به این اشارات آگاه باشیم. مثلا سوره مریم آیه 96به نکته‌ای اشاره کرد و فرمود هر کس که{ به توحید و نبوت و معاد} ایمان بیاورد وعمل صالح کند{برای مخلوقات خدا قدم خیر بردارد} بزودی رحمانیت خدا شامل حالش گردیده و  عشق و محبت او را در دلهای مردم فراهم میکند یعنی کاری میکند ملت عاشق او گردند.

یا دربحث پارسایی مقدماتی که خدواند تربیت و سرپرستی پارسایان را خودش بعهده می‌گیرد. (انتهای آیه 282بقره وآیه 29 سوره انفال)نکات بسیار ظریفی در کاتالوگ آفرینش وجود دارد که بنظرم  همه دانشهای مهم و ضروری که حتی الان هم کشف نشدند را توضیح داد. چه برسد به برون رفت از این مخمصه. از همه مهمتر سوره فرقان آیه‌ای دارد که میفرماید اگر کسی برگردد (توبه: بازگشت از مسیر غیرمعقول و از ادامه مسیر منفی مشمئز شود) و ایمان بیاورد( توحید، نبوت و معاد) عمل صالح انجام دهد همه گناهانش را به نیکی‌ها تبدیل میکنم. یعنی بردار منفی از حالت صفر خارج و بلکه برعکس مثبت هم نشان داده می‌شود. آیه71.

آیا این فاز دادن به معشوق نیست؟ شما اگر عاشق کسی باشید بسیاری ازسختی هایش وشاید تمام حرکات منفی‌اش را نادیده می‌گیرید و می‌بخشید اما زیادی عاشقش باشید حتی شاید کارش را منفی ندانید و حمایتش کنید...

خدا که یک قدم ما را بطرفش با چند صد هزار گام بلند اجابت میکند اینگونه نادیده گرفته میشود. در همین دیوان عشقش فرمود: چنانچه کسی  تحییت و درودی گفت (زنده باد. باعث شادی و نشاط شدن) شما تحییتی  نیکوتر یا همانند آن را به او بگوئید...(86 سوره نساء.)

انس با قرآن شیوه زندگی و طرزتفکر آدم را تغییر می دهد و انسان را از دگم بودن  و گزافه باز می‌دارد. و حال اینکه بما گفته‌اند قران را شخص زنده بپندارید. آنوقت عجائب آن را می‌بینید. گفتمانش هم با فطرت ما مطابق است.

از مهمترین راهکارهای خدا برای اختیار ما اینست که مسیرها را باز کرده و گفته اگر اینطرف بروی خوبست. بد بروی بد می‌بینی. او میداند که ما چه میکنیم و چه خواهیم کرد اما دست ما را برای آزادی عمل باز نگه داشته است. مثل معلمی که می‌داند آخر سال این بچه تجدید می‌شود اما و مگری هم دارد که بیاید و مسیرش را تغییر دهد. اما با این نمرات درخشان شازده آخرش مشروط میشود.

انّا هدیناه السبیل اما شاکرا واما کفورا- ( دهر یا انسان آیه3)

جالبترین بخشهای اختیار و اراده برای تغییر اینست که ما باید بخواهیم که خدا برایمان مدد بفرستد. وگرنه اگر خدا آدمهای یکدست می‌خواست اینهمه پدیده‌های رنگارنگ را نمی‌آفرید.آیه 99 سوره یونس: پروردگارعاشق ،ایمان اجباری را نفی می کند و می فرماید ایمان اجباری چه سود؟آیا ایمان و باورداشتن  جزء عشق است؟ هل الدین الا الحب؟ 

بالطبع با این نگرش که خدا همه چیز را میداند و قادر بر تغییر است اما منتظر می‌ماند تا بنده انتخابگر مسیر سرنوشت خویش باشد. راه آزادی عمل و اراده برای شدن و تحول و ترقی همواره باز است....

           حمیدرضا ابراهیم زاده



کلیه حقوق برای مولف محفوظ است.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

انرژی کیهانی .بخش نخست

چهارشنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۳۵ ق.ظ

       بسم الله الرحمن الرحیم

                              انــرژی کیــهـانی 

انرژی کیهانی بسیار منظم و پویاست. و انسان درک چندانی از آن ندارد. تشعشعات صبحگاهی کیهان ساعت بیولوژیک بدن را منظم می‌کند و به او انرژی مثبت می‌دهد. غالب امواج مضر کیهانی که با نظارت خدا و اقدامات آغازین آفرینش مهار شده است نیزدرطبیعت وجود دارد ولی برای زمینیان خطر جدی نیست. اما پاره‌ای از مداخلات و تلاشهای  ابلیس بر همان امواج و انرژی‌ها باعث کنترل او بر بعضی آدم‌ها میشود چون ابلیس قول داد با انسان مبارزه کند نه فقط با مومن و مسلمان (سوره یوسف-5).  بالطبع تلاشش را میکند تا با ابزار بیماریها و وسوسه‌ها با انسان بجنگد یا گول می‌زند یا دشمنی فیس توی فیس میکند. دعواها و جنگها را راه می‌اندازد.

اما تاثیر امواج و تشعشعات بر رفتارها و روحیات و خلق و خو و حتی ژنتیک و استخوان‌بندی و رنگ پوست و شکل قامت و...انسانها و نباتات و حیوانات و... بسیار موثر است. مثلا انقلابهای سال 2012 و2011 توسط گروهی از حکما، پیش بینی شده بود و شاید یکی از دلایل این پیش‌بینی، گسترش امواج فرابنفش و اوج توفانهای خورشیدی و تأثیر آن بر غدد وترشحات هورمونی وتبعا" خلقیات انسان در مناطقی از زمین است. و بواسطه‌ی قرارگرفتن در معرض این تشعشعات مردم در بعضی از فعالیت ها انفعالی‌تر و تندترعمل میکنند. ستاره‌ها برخلاف اینکه خاک بی‌جان نشان می‌دهند بطور کل برهمه‌ی سرنوشتمان موثرند. و با قرارگرفتن در مجموعه مختصات خاص فیزیکی در مدار زمین بر احوال و کیفیت تولد و مرگمان نقش ویژه‌ای دارند. اگر به قیافه مردم دقت کنید هر کسی در عین شباهت ها نابرابری‌هایی دارد که مربوط به ساختار ژنتیک اوست و جالب است تشعشعات کیهانی تأثیر مستقیم بر ژنتیک انسان دارد. بیماری‌های ژنتیکی، بیماریهای آنی و لاعلاج و ناشناخته و بسیاری از رفتارهای بد و خوب از این موقعییت کیهانی ناشی می‌شوند. و بقول استادم حتی شیطان تلاش میکند تا انسان نتواند خود را در معرض تابش امواج مثبت قرار دهد. مثلاً خوابیدن هنگام طلوع باعث حلول 24 بیماری و نهادینه کردن سرطان‌های حوزه شکمی و مغز و اعصاب می‌شود. دیابتی‌ها با اینکه به خواب بیشتر و منظمی نیاز دارند اما باید بیدار شوند و این لحظات را در معرض تابش امواج مثبت قرار گیرند. 

در بعضی از کتابهای روایی احادیثی مبنی بر تشکیل نطفه کودک کجا و کی و چگونگی جماع و آمیزش جنسی وجود دارد .و ما در این روایات مشاهده میکنیم که: مثلا نطفه منعقده در شب فلان باعث شقاوت نوزاد می‌شود یا بالعکس او را عالم و مهربان می‌کند. یا آمیزش را در بعضی از مکانها و ایام ممنوع کردند چون بر تأثیر منفی و ممنوع آن واقف بودند. الان هم حکما بعضی از ایام را برای بعضی از کارها خوب و یا بد می‌دانند. بدین صورت هر فردی بسته به لحظه بدنیا آمدنش تفسیر می‌شود. مثلاً خصلتهای فرد را با توجه به جنسیت و آیتم های دیگر بر طبق روز و ماه و سال تولد گمانه میزنند. در صورتیکه واقعییت گمانه به همان لحظات تشکیل نطفه‌اش و همینطورحالات و تغذیه والدین از بدو پیدایش برمی‌گردد. اما چون غالبا در نه ماهگی متولد می‌شوند زمان را به عقب و جلونمی‌برند. براین اساس هیچ شش ماهه یا هشت ماه و چند روزی با این نحوه‌ی حساب منجمین درست تفسیر نمی‌شود. اما در کلیت کارشان درست است. ....

با این نگرش جناب شیطان دلش می‌خواهد نطفه‌ای بدون بسم‌الله درست شود تا یک رفیق و سرباز بخودش اضافه کند. بالطبع والدین بی‌توجه هم از این کودکان آسیب‌هایی خواهند دید... البته تقصیر بچه نیست که در بزرگسالی شیطان دوست می‌شود اما می‌تواند بواسطه عوامل دیگر از این محبس برهد. عواملی چون پارسائی وبرنامه‌ریزی برای نیک زیستن...

موضوع دیگر اینست که نقش ابلیس در بیماریهای ژنتیکی برای کافه و قاطبه‌ی اهل حکمت به اثبات رسیده است.

اگر به توفیقاتی دست نیافت یک ابن ملجم گیر می‌آورد تا علی را از پای در آورد. یوسف را به چاه حسادت و زندان تهمت گرفتارمیکند و ابراهیم را اذیت میکند و عیسی و موسی را هم گرفتار میکند تا بتواند دشمنی‌اش را با انسان ثابت کند. از آن طرف خداوند هم در مقابل لشکرکشی ابلیس سربازانش را اعم از باکتری و سنگ و گردباد و پشه و انسان و...را برای حمایت از یارانش گسیل می‌دارد. در کــل ابلیس بیشتر با بزرگان درگیر می‌شود و با افراد عادی درگیری خاصی ندارد بلکه طعمه‌های کوچکی را وادار میکند و بدامشان می‌اندازد. بعضیها هم که احتیاج به طعمه ندارند خودشان آویزان شیطان هستند و بقول گفتنی دست شیطون را از پشت بستند...
اما بعضی از ایام که از لحاظ منجمین نحس است. وضعیت و مختصات زمین و یا نیمکره و منطقه خاص در نسبت به موضع سایر ستارگان و سیاره ها باعث حلول شرائط خاص شده و آن بخش از زمین بیشتر در معرض تشعشعات و امواج مغناطیسی منفی بیشتری قرار دارند.

بدیهی است که دراین هنگام، موقعییت خدا هم برای آزمایش و تنبیه جور است. قرار نیست با این شرائط کسی را بیازارد. اما این شرائط آزمون را برای اهل امتیاز و تنبیه را برای در راه‌ماندگان تنظیم میکند. حتی این آزمون و تنبیه هم قابل پیشگیری است. با صدقه و التماس به عاشق همه چی قابل حل و رفع و رجوع است. والی الله المصیر.

س: امر شناخت روح مجرد چرا طلوع سپیده است.؟
سلام هی حتی مطلع الفجر(قدر) لحظات شارژ مفید و کسب انرژی سحرگاهان و صبحدم است . والصبح اذا تنفس.(تکویر) هم خواص تشعشعات مفید کیهانی و هم مختصات الکتریکی بدن جانداران و انسانها طوریست که سرعت بالاتری برای درک و فهم و جذب انرژی دارد. بخش پوشیده‌ای هم دارد که عرفا آن را ساعت (بین الطلوعین) تعویض فرشته شب و روز می‌دانند و منطقه فراغی برای طلب رزق واطاله عمر برای بیداران است. و گفته میشود بیداری و تفکر در این لحظات جزو ساعات گذر عمر محسوب نمی‌شود. و ارواح هم اوج می‌گیرند و به جایگاههایشان پر می‌کشند و حضورشان در بین زندگان در این لحظات قطعی است.زیرا غالب ارواح اذن یاری و امداد و دلجویی به بستگان و علاقمندانشان را می‌گیرند و تلاشهایی هم می‌کنند. اما کو گوش شنوا......

مهم اینست که موجودات زیادی برای حفظ حیاتمان می‌کوشند و ما از حضورشان مطلع نیستیم. ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند تا تو نانی بخوری و به غفلت نروی ...

ولی با سپاسگذاری از خالق کل شی به آنها نیز ابراز محبت می‌کنیم. و چون روزانه با گروه زیادی از فرشتگان برای معاش و تلاشهایمان روبرو هستیم، بالطبع با دوستی و دشمنی شان نیز به واسطه ی  اعمال و نیات خود روبرو می‌شویم.

پس: اگر فرشته‌ها به کسی دل ببندند هر لحظه از خدا برایش خیر و بهروزی می‌طلبند و بالعکس.

                        ادامه دارد....

                        حمیدرضا ابراهیم زاده 


کلیه حقوق برای مولف محفوظ است.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

به خیال رویت ای دوست

پنجشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۵، ۰۸:۴۲ ق.ظ

به خیال رویت ای دوست

من بی پناه آمده ام

به نسیم کوی تو

با ناله وآه آمده ام

به هوای مهرتو

آهوی دشتستان شدم

 به دیدار تو ای شاه

این همه راه آمده ام

امام رضا

 

به خیال روی تو

چه بی چراغ آمده ام

چشم بسته وبی پا

بادل داغ آمده ام

وتو ای ضامن آهو

که چلچراغ ابدی

ازدل شط وکویر و

دره ی مهجور فراغ آمده ام

هم تو پناهگاهمی

هم توچراغ راهمی

 

 

آقای من

ضامن من نمی شوی؟که بی پناه آمده ام؟


 حمیدرضاابراهیم زاده  

10شهریور1393

 

* تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ است

 

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

علامه امام خویی

دوشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۲۵ ب.ظ


ولادت :

فقیه صمدانی وعلامه ی یگانه ی دوران   مفسر قرآن کریم و مرجع عالیقدر جهان تشیع

آیة الله الـعظمی  علامه  حاج سید ابوالقاسم خوئی،

در شب نیمه رجب ۱۳۱۷ ه ق برابر با28 آبان 1278 در شهرستان خوی از تـوابـع آذربایجان غربی، در یک خانواده علمی و مذهبی دیده به جهان گشود

پدر بزرگوار ش، مـرحوم آیة الله سید علی اکبر خوئی، از شاگردان پرتلاش  آیة الله شیخ عبداالله مامقانی بود که پس از فـراغت از تحصیل به زادگاه خود مراجعت نموده و به وظایف روحانی خود اشتغال می ورزید پس از مطرح شدن مشروطیت در ایران و موضع گیریهایی که دو طرف موافق و مخالف داشتند، او در سـال ۱۳۲۸ هـ ق شهرستان خوی را به قصد سکونت در نجف اشرف ترک گفت سید ابوالقاسم جوان نیز در سن ۱۳ سالگی، همراه برادرش سید عبداللّه خوئی در سال ۱۳۳۰ به پدر خود پیوستند و در نجف شروع به فراگرفتن ادبیات عرب، منطق و سطوح عالیه نمودند درحدود ۲۱ سالگی بود که شایستگی آن را پیدا نمود تا در درس خارج بزرگترین مدرس حوزه علمیه نجف، یعنی مرحوم آیة الله العظمی شیخ الشریعه اصفهانی حاضر شود و خوشه چین علوم و معارف او گردد البته جز آن استاد بزرگ، اساتیددیگری هم در رشته های مختلف و در مقاطع تحصیلی متفاوت داشته است که خودآن مرحوم در کتاب معجم رجال الحدیث به اسامی برخی از آن اعاظم تصریح دارد.






اساتید او در مراحل مختلف تحصیلی، بزرگان و استوانه های فقاهتی زیربوده اند:

۱ ـ آیة الله شیخ الشریعه اصفهانی (۱۲۸۹ ـ ۱۳۶۱ ه ق).

۲ ـ آیة الله شیخ مهدی مازندرانی (متوفی ۱۳۴۲ ه ق).

۳ ـ آیة الله شیخ ضیا الدین عراقی (۱۲۸۹ ـ ۱۳۶۱ ه ق).

۴ ـ آیة الله شیخ محمد حسین اصفهانی کمپانی (۱۲۹۶ ـ ۱۳۶۱ ه ق).

۵ ـ آیة الله شیخ محمد حسین نائینی (۱۲۷۳ ـ ۱۳۵۵ ه ق).

خـود آن مـرحـوم تـصریح دارد که:

من از دو استاد اخیر الذکر (آیة الله نائینی و آیة الله کمپانی) بـیشترین بهره را برده ام و نزد هر کدام از بزرگان فوق الذکر، دوره کاملی از اصول و خارج فقه، یا کـتابهای متعددی از فقه را حاضر شده ام مرحوم نائینی آخرین استاد من بود که تا آخر عمر ملازم مـحـضر او بودم و از او اجازه روایتی گرفته ام او به من اجازه داد که کتب اربعه را از ایشان روایت کـنـم و ایـشان نیز از شیخ و استادخود محدث نوری (۱۲۵۴ ـ ۱۳۲۰ ه ق) و او از استاد خود، شیخ مرتضی انصاری (م۱۲۸۱ ه ق) روایت می نمود و طریقه شیخ انصاری نیز تا ائمه اطهار (علیهم السلام)، بسیار روشن و واضح است.

 

آثار و تالیفات

معظم له شاید یکی از موفق ترین مراجع عصر اخیر از نظر تالیف و تصنیف وتقریر بوده باشند، چون عـلاوه بـر تـالیفات گران سنگ و پرمحتوایی که خود انجام داده اند، به همان مقدار یا بیشتر از آن شاگردان و فارغ التحصیلان مکتب فقهی، اصولی و تفسیری او تقریرات او را نگاشته و نشر داده اند در دو جدول زیر ستون تالیفات وتقریرات او با استفاده از منبع پیشین اجمالا مشخص می گردد:.

۱ ـ البیان فی تفسیر القرآن۱ ج (تفسیر).

امتاسفانه تفسیر البیان ایشان درهمان مقطع آغازین بعلت وفات امام  ناتمام ماند. اما به نقل واعتراف بزرگان وعلمای تفسیر . تفسیر البیان ایشان یکی از منحصر به فرد ترین تفاسیراز آغاز تا  معاصر محسوب می شود.

رب السماء انزل فرقانه علی النبی المصطفی الخاتمی

تفسیر البیان خیر البیان ابوالقاسم الخویی


۲ ـ نفحات الاعجاز در دفاع از کرامت و عظمت قرآن۱ ج (علوم قرآن).

۳ ـ اجود التقریرات ۲ ج (اصول).

۴ ـ تکملة منهاج الصالحین۱ ج (فقه).

۵ ـ مبانی تکملة منهاج الصالحین۲ ج (فقه).

۶ ـ تهذیب و تتمیم منهاج الصالحین۲ ج (فقه).

۷ ـ المسائل المنتخبه۱ ج (فقه).

۸ ـ مستحدثات المسائل۱ ج (فقه).

۹ ـ تعلیقه علی العروة الوثقی۱ ج (فقه).

۱۰ ـ رساله فی اللباس المشکوک ۱ ج (فقه).

۱۱ ـ منتخب الرسائل۱ ج (فقه).

۱۲ ـ تعلیقه علی المسائل الفقهیه۱ ج (فقه).

۱۳ ـ منتخب توضیح المسائل۱ ج (فقه).

۱۴ ـ تعلیقه علی توضیح المسائل۱ ج (فقه).

۱۵ ـ تلخیص المنتخب ۱ ج (فقه).

۱۶ ـ مناسک الحج (عربی) ۱ ج (فقه).

۱۷ ـ مناسک حج (فارسی) ۱ ج (فقه).

۱۸ ـ تعلیقه المنهج لاحکام الحج۱ ج (فقه).

۱۹ ـ معجم رجال الحدیث ۲۳ ج (رجال).

۲۰.التنقیح فی شرح العروة الوثقی

۲۱.مستند العروة الوثقی

به این ترتیب مجموع آثار چاپ شده ایشان ۴۳ جلد می باشد البته جز این آثارمطبوع، آثار خطی ودست نویس  و چـاپ نـشـده و نـوارهای پیاده نشده بسیاری دارند که هنوز به مرحله استفاده همگانی نرسیده است.

 

اساتید و بزرگانی که علامه ازآنها تاثیر گرفته بودند:

آیة الله العظمی خوئی نزد مشایخ و اساتید مختلفی علم و دانش فراگرفته است اساتید او را در فقه و اصول در آغاز مقاله از خود او شنیدیم، اکنون به برخی از اساتیداو در علوم دیگر اشاره می کنیم:

۱ ـ آیة الله شیخ محمد جواد بلاغی (۱۲۸۲ ـ ۱۳۵۲) وی استاد کلام و عقائد و تفسیر عصر خود در نجف اشرف بود مبارزات قلمی او با مسیحیان و یهودیان و مادیون مشهور و آثار او در این باره برای اهل تحقیق روشن است مرحوم آیة الله العظمی خوئی کلام و تفسیر را نزد او فرا گرفته و از او نیز در آثار خود یاد می کند.

۲ ـ سید ابوتراب خوانساری: رجالی عصر خویش در نجف اشرف، آیة الله خوئی رجال و درایه را نزد او فرا گرفته و او حق عظیمی بر غالب رجالیون پس از خود دارد.

۳ ـ سید ابوالقاسم خوانساری: ریاضی دان عصر خویش، حضرت آیة الله خوئی ریاضیات عالی را نزد او فرا گرفته است.

۴ ـ سید حسین بادکوبه ای: استاد بلامنازع فلسفه و عرفان (۱۲۹۳ ـ ۱۳۵۸) وی استاد فلسفه آیة الله خوئی بوده است.

۵ ـ حاج سید علی قاضی: عارف و سالک عصر خود که گروهی را در اخلاق و عرفان پرورش داده و مترجم ما مدتها در مکتب او به سیر و سلوک پرداخته است.



 

ویژگی ها

کـسانی که مدتی در محضر این عالم جلیل القدر به کسب فیض پرداخته اند، بر این ویژگیها اتفاق نظر و تاکید دارند:

 

 عـلاقه به تدریس

آن مرد بزرگ از دوران جوانی به تدریس و بحث وگفتگوهای علمی علاقه فـراوانـی داشت با اینکه بار مرجعیت در سنین اخیر بر دوش او سنگینی می کرد، ولی از تدریس و تـحـقـیـق و نـگـارش دست برنداشت حتی درسفرهای خود به مشاهد مشرفه، کار علمی را ترک نمی کرد و کارهای موقتی که یک محقق می تواند در سفر انجام دهد، جز برنامه خود قرار می داد و چـه بـسا در مجلسی که گروهی به دیدن او می آمدند، او از کار مقابله و غیره استفاده می کرد در عـلاقـه او بـه بـحـث و گـفـتـگـو هـمـیـن بـس کـه چـه بسا ساعاتی با طرف مقابل به بحث و گفتگومی پرداخت و احساس خستگی نمی کرد.

در شـیوه آموزشی، راه سقراط را می پیمود و با طرح سؤالها و شنیدن جوابها ازطرف، چه بسا او را نـسـبـت به رای و اندیشه خود قانع می ساخت، همچنان که سقراط نیز به این روش معروف بود و می گفت: معلم بیش از آن که آموزنده باشد، پرورش دهنده فکر است.


حفظ قرآن کریم در دوران کهنسالی

علامه خویی در اغتنام از فرصت زبان زد بوده اند واز هر فرصتی برای آموختن و سودمند بودن استفاده می کردند

گفته می شود  که ایشان درمسیر رفت وبرگشت از محل تدریس به منزل وبالعکس  مبادرت به حفظ قرآن کریم کرده بودند که بیشتراین محفوظات مربوط به دوران هشتاد سالگی ایشان است

 

  تواضع و فروتنی فزون از حد

او از دوران جوانی تا سنین بالا که مرجعیت عظیمی پیدا کرد، به یـک حـالـت زیست و زندگی طلبگی را از دست نداد و پیوسته باکمال ابهت و عظمت مانند یک دانـشـجـوی دیـنی سخن می گفت و سخن می شنید و ازدوستان و بزرگان و کوچکان پذیرایی مـی کـرد عجب و خودبینی در او راه نداشت،ولی در عین حال از آرا و اندیشه های خود تا حد توان دفاع می کرد.

 

  احـتـرام بـه بـزرگـان

او بـزرگـان را بیش از حد تکریم می کرد، به خاطر دارم روزی که در مسجد ی درس می گفت، حضرت آیة الله حکیم پس از درس او در همان جایگاه تدریس می کرد، اسـتـاد پـس از فـراغـت از تـدریس به خاطر مذاکره تلامیذ، کمی درجایگاه تدریس باقی ماند که نـاگـهـان آیة الله حکیم وارد مسجد شد وقتی چشم آیة الله خوئی به وی افتاد، با یک دستپاچگی خاصی کفش و لوازم دیگر خود را برداشت ودست به سینه ایستاد و معذرت خواست.

 

شاگردان

ایشان در دو مقطع خاص، دو نوع اصحاب استفتا و فتوی داشته اند:

 

  دور نخستین

۱ ـ آیة الله حاج شیخ صدرا بادکوبه ای.

۲ ـ آیة الله شهید سید محمد باقر صدر.

۳ ـ آیة الله حاج شیخ مجتبی لنکرانی.

۴ ـ آیة الله حاج میرزا جواد آقا تبریزی.

۵ ـ آیة الله حاج میرزا کاظم تبریزی.

۶ ـ آیة الله حاج سید جعفر مرعشی.

 

  دور دوم

کـه پـس از اخـراج ایـرانیان از حوزه علمیه نجف، ترکیب هیات فتوی به هم خورد و این حضرات به عنوان اعضای شورای فتوای ایشان برگزیده شدند:.

۷ ـ آیة الله حاج سید علی سیستانی.

۸ ـ آیة الله حاج سید علی بهشتی.

۹ ـ آیة الله حاج شیخ محمود فیاض.

۱۰ ـ آیة الله حاج شیخ مرتضی خلخالی.

۱۱ ـ آیة الله حاج شیخ علی اصغر احمدی شاهرودی.

۱۲ ـ آیة الله حاج شیخ جعفر نائینی.

 

  دیگر شاگردان

۱۳ ـ آیة الله حاج میرزا علی غروی تبریزی، صاحب التنقیح.

۱۴ ـ آیة الله شیخ مرتضی بروجردی، مؤلف مستند العروة الوثقی (باب صلوة).

۱۵ ـ آیة الله سید رضا خلخالی، مقرر معتمد العروة الوثقی.

۱۶ ـ آیة الله سید محمد تقی خوئی، مؤلف مستند العروة الوثقی (نکاح ۲ جلد).

۱۷ ـ آیة الله سید مهدی خلخالی، مؤلف فقه الشیعه (اجتهاد و تقلید ۵ جلد).

۱۸ ـ آیة الله شیخ محمد اسحاق فیاض، مؤلف محاضرات فی اصول الفقه (۵ج).

۱۹ ـ آیة الله سید سرور بهسودی، مؤلف مصباح الاصول (۲ ج).

۲۰ ـ آیة الله سید ابوالقاسم کوکبی تبریزی، مؤلف مبانی الاستنباط (۴ ج).

۲۱ ـ آیة الله سید علاءالدین بحرالعلوم، مؤلف مصابیح الاصول (۱ ج).

۲۲ ـ آیة الله سید علی شاهرودی، مؤلف د راسات فی الاصول العملیه (۱ ج).

۲۳ ـ آیة الله شیخ محمد علی توحیدی تبریزی، مؤلف مصباح الفقاهه (۷ ج).

به عنوان اعضا شورای فتوای ایشان برگزیده شدند.

۲۴ ـ آیة الله سید محمد حسین فضل اللّه، مؤلف من وحی القرآن، ۲۴ مجلد.

۲۵ ـ الشیخ اسد حیدر، مؤلف الامام الصادق و المذاهب الاربعه.

۲۶ ـ الشیخ عبدالله الخنیزی، مؤلف ابوطالب مؤمن قریش.

۲۷ ـ السید عبدالرزاق المقرم، مؤلف الصدیقه الزهرا، مقتل الحسین.

۲۸ ـ الشیخ محمد جواد مغنیه، مؤلف الفقه علی مذاهب الخمسه و الکاشف.

۲۹ ـ الشیخ محمد باقر شریف القرشی، مؤلف النظام التربوی فی الاسلام.

۳۰ ـ السید محمد تقی الحکیم، مؤلف الاصول العامه للفقه المقارن.

۳۱ ـ الشیخ محمد تقی الجواهری، مؤلف غایة المامول من علم الاصول.

۳۲ ـ الشیخ عبداللّه نعمه، مؤلف دلیل القضا الجعفری.

۳۳ ـ الشیخ مهدی، مؤلف دراسات فی قواعد اللغه العربیه (۲ ج).

۳۴ ـ الشیخ عبدالهادی الفضلی، مؤلف فی علم العروض، نقد اقتراح.

۳۵ ـ الشیخ محمد الخاقانی، مؤلف نقد المذهب التجربی.

۳۶ ـ السید محمود الهاشمی، مؤلف تعارض الادلة الشرعیه.

۳۷ ـ السید مرتضی الحکمی، مؤلف نظریة الحرکة الجوهریه عند صدرالمتالهین.

۳۸ ـ الشیخ محمد علی البهاولی، مؤلف فی ضلال الصحیفة السجادیه.

۳۹ ـ الشیخ محمد امین زین الدین، مؤلف الاسلام ینابیعه، غایاته، اهدافه.

۴۰ ـ الشیخ محمد مهدی شمس الدین، مؤلف فی الاحتجاج السیاسی الاسلامی.

۴۱ ـ السید هاشم معروف الحسنی، مؤلف المبادی العامه للفقه الجعفری.

۴۲ ـ الشیخ محمد مهدی الاصفی، مؤلف النظام المالی و تداول الثروة فی الاسلام.

۴۳ ـ آیة الله شیخ قربانعلی کابلی، مؤلف تحریر العروة الوثقی.

۴۴ ـ آیة الله سید محمد تقی حسینی جلالی، مؤلف فقه العترة فی زکاة الفطره.

۴۵ ـ آیة الله سید علی شاهرودی، مؤلف محاضرات فی الفقه الجعفری (۳ ج).

۴۶ ـ آیة الله شیخ رضا لطفی، مؤلف الدرر الغوالی فی فروع العلم الاجمالی.

۴۷ ـ آیة الله سید عباس مدرسی یزدی، مؤلف نموذج فی الفقه الجعفری و بلغه الطالب فی شرح المکاسب (۲ جلد).

۴۸ ـ آیة الله سید محمد تقی طباطبائی، مؤلف شرح الناسک فی شرح المناسک و مبانی منهاج الصالحین.

۴۹ ـ آیة الله شیخ محمد تقی جعفری، مؤلف الامر بین الامرین (جبر وتفویض).

۵۰ ـ آیة الله غلامرضا عرفانیان، مؤلف الرای السدید فی الاجتهاد و التقلید.


 



از دیگر شاگردان مطرح او می توان  به :

علامه امام  موسی صدر

آیت الله ناصر مکارم شیرازی

آیت الله سید علی خامنه‌ای .

 آیت الله حسین وحید خراسانی  

   مرحوم ایت الله   محمدتقی بهجت

  آیت الله سید محمدصادق روحانی    

    آیت الله سید موسی شبیری زنجانی

و آیات عظام:

 سید محمد نبوی دزفولی

مرحوم  میرزا علی فلسفی

    سید محمد هاشم غضنفری خوانساری

    شیخ موسی زین العابدینی

    سید محمد علی موحد ابطحی

    سید صادق روحانی

    سید محمد روحانی

    سید عزالدین حسینی زنجانی

    شیخ حسن صافی اصفهانی

    سید تقی طباطبایی قمی

    میرزا جواد تبریزی

     میرزا علی غروی تبریزی

    سید عبدالکریم موسوی اردبیلی

    محمود انصاری قمی

    سیدمحمدعلی علوی گرگانی

    علی اکبر برهان

    محمدصادق سعیدی

    سید محمدمهدی موسوی خلخالی

    سید باقر موسوی عسکری

    محسن کوچه‌باغی تبریزی

    سید محمدرضا طباطبایی یزدی

    محمدرضا جعفری

    سید علی محمد دستغیب

        مسلم ملکوتی

    دکتر سید جعفر شهیدی

    علامه محمدتقی جعفری

    محمد صادقی تهرانی

    سید جلال‌الدین فقیه ایمانی

    سید محمدحسین حسینی طهرانی

    محمدصالح کمیلی

    ابوالقاسم گرجی

    محمد اسحاق فیاض

    محمد هاشم صالحی

        احمد وائلی

    شیخ محسن علی نجفی

    شیخ محمد اسحاق فیاض

    سید طیب جزایری

    هادی باریک بین

    شمس الدین نجفی

     مجتبی تهرانی

    سید علی بهشتی

    سید سعید حکیم

    شیخ کاظم تبریزی

    سید ابوالقاسم کوکبی

    شیخ مرتضی بروجردی

    شیخ محمدتقی ایروانی

    سید علاء الدین بحرالعلوم

    محمد آصف محسنی

      شیخ محمد علی توحیدی

   

خدمات اجتماعی و آثار باقیه و جاودانی :






علامه ی دهر، حضرت  امام  آیة الله الـعظمی خوئی (ره) در سلسله نور و رحمت فقاهت، فردشاخص و چهره بسیار مـمـتـازی بـود که دهها اثر ماندنی و بنای خیر جاودان از او به یادگار مانده است علاقه ایشان به گسترش اسلام در سطح جهان، انگیزه ای شده بودکه دهها مرکز مهم اسلامی و تبلیغی در نقاط مـختلف جهان به وجود آورند این مؤسسات مراکز نشر اسلام و معاهد نشر مکتب تشیع هستند این مـراکـز در شـهرهای مذهبی قم و مشهد مقدس، اصفهان و دیگر شهرهای ایران به وجود آمده اند، آنـچـنـان که در کشورهای هندوستان، پاکستان، عراق، لبنان و مخصوصا در انگلستان و آمریکا دو مـرکـز بـسـیـار بـاشکوه و آبرومندی به وجود آورده اند و مبلغانی که آشنا به زبانهای زنده جهان بـوده انـد، بـه مـناطق مختلف اعزام نموده اند اینک فهرست اجمالی برخی ازخدمات اجتماعی و اسلامی آن فقیه فقید نامور در اینجا یاد می شود:  

۱ ـ مـدیـنة العلم حوزه علمیه قم، با امکانات وسیع و خانه ها و منازل مسکونی طلاب، و کتابخانه جهت طلاب علوم دینی، به صورت شهرک علم و دانش.

۲ ـ مدرسه علوم دینی در ۷ طبقه و کتابخانه معظم مشهد جهت طلاب ومحصلین علوم اسلامی.

۳ ـ دارالعلم اصفهان جهت طلاب و عاشقان معارف اسلامی.

۴ ـ مجتمع امام زمان (عج) در اصفهان.

۵ ـ مـرکز تبلیغی و آموزشی لندن ساختمان کامل و مجهزی که تمام نیازمندیهای مسلمانان را در نظر دارد.

۶ ـ المجتمع الثقافی الخیری بمبئی ـ هندوستان.

۷ ـ مبره الامام الخوئی لبنان.

۸ ـ مدرسه دارالعلم نجف اشرف ـ عراق.

۹ ـ مدارس دینی بانکوک (تایلند) و داکار (بنگلادش).

۱۰ ـ مکتبة الثقافة و النشر للطباعه و الترجمه و التوزیع (انتشاراتی پاکستان).

۱۱ ـ مکتبة الامام الخوئی الاسلامی نیویورک ـ آمریکا.

۱۲ ـ مرکز الامام الخوئی (سوانزی).

۱۳ ـ مدرسه دارالعلم بانکوک (تایلند).

۱۴ ـ مکتبة الامام الخوئی (کتابخانه بزرگ نجف اشرف ـ عراق).

۱۵ ـ مدرسة الامام الصادق (پسرانه) لندن ـ انگلستان.

۱۶ ـ مدرسة الزهرا (دخترانه) لندن ـ انگلستان.

۱۷ ـ مرکز اسلامی امام خوئی در فرانسه.

۱۸ ـ مسجد و مرکز اسلامی در شهر لوس آنجلس ـ آمریکا.

۱۹ ـ مسجد و مرکز اسلامی در شهر دیترویت ایالت میشیگان آمریکا.

۲۰ ـ دهها بنای خیر و مرکز تعلیم و تربیت در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس.

 


آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی از نگاه دیگران

  آیت الله خامنه‌ای:

 

    عمر طولانی و پربرکت این مرد بزرگ که نزدیک به یک قرن امتداد یافت، سرشار از آزمایش‌های الهی و نشانگر سعی و تلاش یک انسان مؤمن و پرهیزگار است. ایشان در بسیاری از علوم اسلامی رایج در حوزه‌های علمیه از اساتید مسلم و کم‌نظیر به حساب می‌آمد. فقیهی بزرگ و اصولی‌ای عمیق و مفسری نوآور و رجالی‌ای صاحب مکتب و متکلمی زبر دست بود.

 

مرحوم شیخ محمدجواد مغنیه:

 

    او آفتابی است که اشعه‌های روشنگر آن در هر زمان و به هر نقطه‌ای پرتو افکنی می‌کند. او استاد من و استاد بزرگان علم و دانشمندان نجف می‌باشد. او همانند محوری است که علوم اسلامی به دور او می‌چرخد. او کسی است که حوزه نجف مرهون زحمات و فعالیت‌های علمی وی می‌باشد


آیة الله الـعـظمی خوئی در مدت زعامت خود با مصائب و مشکلات فراوانی روبرو شد، زیرا پس از تسلط عبدالکریم قاسم بر عراق و کودتاهای مکرر، وضع روحانیت و مردم نجف، دچار مشکل شد.

کمونیست های وطنی از یک سو و بعثیهای بی رحم از طرف دیگر، عرصه را برروحانیت تنگ کردند خـصـوصـا از سال ۱۳۸۹ که بعثیها روی کار آمدند، مصائب فراوانی آفریده و آیة الله حکیم و پس از وی آیة الله خوئی را با مشکلات انبوهی روبرو نمودند در شهامت و استقامت این مرد بزرگ همین بس که از دوران تسلط بعثیها تا به امروز که ربع قرن از آن می گذرد، آنان نتوانستند از این مرجع بـزرگ، برگی به نفع خود دریافت کنند، یا در جنگ تحمیلی علیه ایران، دست خطی از او بگیرند واو پـیـوسـته با حفظ مرجعیت و حوزه علمیه نجف، کوچکترین باجی به آنان نداد و درعین حال نـاملایمات را تحمل می کرد، تا آنجا که متجاوز از ده سال است که گروهی ازنردیک ترین یاران او به جرم خدمت و دیانت به زندان افتاده اند و از سرنوشت آنان خبری نیست، حتی یکی از فرزندان او یـعـنـی آقای سید ابراهیم خوئی به وسیله بعثیان ربوده شده و هیچ نوع نام و نشانی از او در دست نیست.

وفات یا شهادت


او بـه خـاطـر نـاملایمات و  استبداد وخفقان حزب بعث  از یک طرف و کهولت سن از طرف دیگر، دچار بیماری سختی شد و هر چه علاقمندان و بزرگان تلاش کردند که برای ایشان پزشکی از خارج بیاورند، یا او را به خارج ببرند، حزب بـعـث با آن موافقت نکرد ودرنهایت  به بیمارستان بغداد منتقل گشت و با یک مداوای مرموز او را مـرخـص کـردند .

و هیچ روشن نیست که چگونه و به چه علتی از جهان رفت و در تاریخ مرجعیت شـیـعـه ایـن مـسـالـه بـه تـجـربـه ثـابـت شـده است هر مرجعی که به بیمارستان بغداد منتقل گشت،مرموزانه درگذشت و شما می توانید این مساله را در تاریخ زندگی حاج شیخ احمد کاشف الغطا (م ۱۳۴۴) و حاج آقا حسین قمی (م ۱۳۶۶) و آیة الله حکیم (م ۱۳۹۰) وغیره به روشنی بیابید.

سرانجام اسطوره فقه و فقاهت   پس از عمری بابرکت درسن 94 سالگی ، عصر  روز۱۷ مرداد ۱۳۷۱  هشتم ماه صفر ۱۴۱۳ در شهر  کوفه جان به جان آفرین سپرد.

 خبر رحلت آن بزرگوار ساعتها پنهان  ماند وسرانجام رادیو بغداد مجبور به بازگویی آن شـد انتشار خبر درگذشت او موجی ازاندوه در میان شیعیان پدید آورد شیعیان مظلوم عراق که در ترس  و وحشت  عظیمی به سر می برند، خود را آماده تشییع جنازه ی ایشان نمودند، ولی متاسفانه حکومت بعث، حـتـی در خـود نجف اجازه تشییع نداد و آن مرحوم در یک حکومت نظامی محلی در نیمه شب درصحن شریف حرم امام علی (ع) در مدخل مسجد الخضرا که جایگاه تدریس او بود به خاک سپرده شد.

و در تشییع او جز چند نفر از شاگردان او و فرزند عزیزش سید محمد تقی خوئی کسی حضور نداشت.


روحش شاد وبا امیرالمومنین محشور باد.


حمید رضاابراهیم زاده

 27آبان 1393


  • حمیدرضا ابراهیم زاده

تسلیت به استاد واعظی نژاد

جمعه, ۱ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۰۵ ب.ظ


اوست جاودانه تا ابد

ومرگ پلی است که دوستی را به دوست می رساند.

سرور گرامی واستاد فرزانه وارزشمند:

حضرت آیت الله حاج آقای واعظی   زید عزه

باسلام وتحیات وعرض ادب وارادت

رحلت ناگوار صبیه ی مکرمه  باعث اندوه و تاثرخاطرمان شد

این مصیبت  مولمه را به ساحت مبارک حضرتعالی وخانواده ی معزز ومعزی تسلیت عرض نموده واز درگاه ذات اقدس ربوبی برای آن عزیز سفر کرده آمرزش الهی وعلو درجات مسئلت نموده وبرای حضرتعالی و خانواده ی بزرگوار وداغدارتان وهمه ی منتسبین به بیت شریف ، بردباری  فراوان  همراه با پاداش های بزرگ تمنا داریم

دوام عزت وسلامتی وتوفیق تان آرزوی قلبی ماست.

با احترامات فائقه


حمیدرضا ابراهیم زاده و برادران

30تیر1395


  • حمیدرضا ابراهیم زاده