دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

مجموعه مقالات. اشعار وآثار علمی .پژوهشی. فرهنگی. اجتماعی دکتر حمیدرضا ابراهیم زاده

۱۵ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

به دنبال الگو

جمعه, ۳۰ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۰۰ ق.ظ

به دنبال الگو

جامعه برای پویایی وحرکت خود نیازمند راهنما والگوهای کارآمد است.

الگوهای نیک یا اسوه ی حسنه ، ابعادی متوازن ومتعادل  دارند

توازن وتعادل وپویایی درهویت هرکسی که به چشم بیاید آن فرد الگوست.

موفقیت های زیادی درتخصص های اجتماعی وفرهنگی وعلمی وارزشی وجوددارد.که  موفقین آن تخصص ها بعضا الگوهای پیشرفت دیگران درهمان رشته ی تخصصی می شوند

تخصص هایی که بتواند به تولید دانش و اخلاق. عزت ملی. تولید اقتصادی و.... خدمت کند قهرمانانش الگو های دانشی. اخلاقی .اقتصادی  وارزشی جامعه می شوند ومورد توجه ودقت وتکریم مردم قرارمی گیرند.

به عقیده ی من نام آوران وممتازان تخصص ها گاه الگوهای چند بعدی جامعه می شوند.

 دانشمندان حوزه ی دانش های مولد فقط مدال آوران رشته ی علمی خود نیستند بلکه نام آوران شجاعت واخلاق و ادب ووقارند وازاین رو می توانندبه  عزت وافتخارملی مبدل شوند.

بنابراین بسیاری از نام آوران می توانند بارعایت ادب ووقار وتهذیب در معاشرت واخلاق. درپوشش وگویش به  الگوهای ملی مبدل شوند

خدمت وخیانت بسیاری ازنام آوران در پیدایش الگوهای رفتاری و اخلاقی و اجتماعی پیداست.

هرنام آوری به صرف داشتن شهرت درتخصص خود نمی تواند ونباید نامنزه سخن بگوید ویا یا نامنزه لباس بپوشد ویا نامنزه افاضه ی فیض کند

هرمتخصص نام آوری به اندازه ی توانایی خود دررشته ی تخصصی اش حق اظهارنظر وافاضه ی فیض دارد .

اینطورنیست یک وزنه بردار.هنرپیشه  و...باهرپوشش وگویشی که خلاف شان خود و وقار ملی باشد به حوزه ی سیاسی و تخصص علمی ورود پیدا کند واسباب تزاحم ومداخله ی بیجا  شود وهم با پوشش وگویش متعارض ونامناسب، هویت فرهنگی واجتماعی جامعه را مخدوش کند  و اثری بد ومنفی درجامعه بگذارد وبرود.

نام آوران مسئولیت اخلاقی فراوانی را درجامعه دارند که باید به بایسته ها وظرافت های آن دقت کنند.

ادب حکم می کند الگوهای هررشته با درنظر گرفتن شرائط اجتماعی وفرهنگی جامعه ومقتضیات جامعوی وملی خود همراه باشند.

هنگامی که به دنبال کارآمدی الگو های نیک وجامعه شمول وحتی جهانشمول می رویم به هویت این الگو اضلاع وزوایای متوازن ومتعادل می دهیم

حقیقت این است که الگوهای نیک ،با تلاش خود وبا خودسازی درحوزه های اخلاقی درمعاشرت. درگویش. درپوشش ودرپویش های اجتماعی بخود وقار می دهند.

ومردم همواره به دنبال نیکی های جامعوی حرکت کردند

فطرت مردم زیبا پذیر است.زیرا آفریدگار اورا زیبا وزیبا دوست وزیبا پژوه آفرید.

انسان سالم یعنی زیبا پسند.

طبیعی است که بد سلیقی درهرضلع از هویت رفتاری نام آوران می تواند هویت جامعه را مخدوش کند

نام آوران درهررشته ای وظیفه دارند با توجه به مقتضیات نیک اجتماعی  پویا باشند.

خدمت وخیانت الگو های متخصص ویا نام آوران درهمین است که چقدر به عزت ووقارملی واجتماعی وفرهنگی خود پایبند ی داشته وبه هویت جامعه ی خود احترام می گذارند.

روح انسجام ملی و اجتماعی.نوع دوستی. همراهی باارزشها .صیانت از کرامت انسانی دروجود هر موفقی که باشد اورا مبدل به الگو خواهد کرد.

البته اسوه ی حسنه درقرآن* به صورت مصداق نام برده شده است که پیروی ازاین الگو ها برای ما فرض است.

ولی به پیروی ازاین الگو ها می توان الگو های بسیاری را درجامعه یافت وازانان تجلیل وپیروی کرد.

الگوهای شجاعت درمبارزه با ترس وطمع. مبارزه با فساد وگناه. مبارزه با خیانت . مبارزه با نفس اماره .مبارزه بافقر. مبارزه با جهل ونادانی .مبارزه با توهم دانایی. مبارزه با رکود .مبارزه با بیماری و...

الگوهای موفق وموقری که درجامعه آنهارا پروفسورسمیعی. مریم میرزا خانی. ریزعلی دهقان فداکار . شهید حاج حسین بصیر. نابغه ی قرآنی محمدحسین طباطبایی. شاعره ی پارسا پروین اعتصامی.شاهکارنقاشی استاد فرشچیان. شاهکار آوازاستاد شجریان. وبسیاری از حاذق های هنرهای زیبا. دانشهای ارزشمند.کارآفرینان و... می شناسیم

اگر سپاسگزارشان نباشیم چگونه بتوانیم سپاسگزار آفریدگارشان بمانیم؟!


*پانوشت؛ الگوهای نیک درقرآن: سوره احزاب آیه 21 – سوره ممتحنه آیات 4و6

والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده


26تیر1396



 تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ می باشد
  • حمیدرضا ابراهیم زاده

توصیه ی صادقانه (نگاهی به حدیث عنوان بصری)

پنجشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۶، ۰۵:۰۰ ب.ظ

توصیه‌ی صادقانه

همواره اخلاق معاشرت در جامعه همراه با حوادث روزگار مورد دستخوش جو زمان قرار می گیرد.ومتاسفانه با تحولات خشن آن نیز همراه است.و انسان همواره نیازمند تکریم وتحول وترقی است. وهمچنان به دنبال گمشده اش دنیارا بررسی وفتح می کند.

آنچه که انسان به آن در هر زمانی نیازمند است حفظ کرامت انسانی برای عزت و سعادت خویش است.امامان وپیشوایان راستین وراسخان دانش نیز برای ترویج همین تکریم به وظایف خطیر خود گماشته شدند تا در خدمت انسانیت وعلو مقامش مجاهده کنند.

امام صادق علیه السلام نیز یکی از راسخان دانش وپیشوایان صادقی است که برای تعالی انسان وترویج تعالیم  ارزشمند الهی زندگی خود را همچون اجداد ونوادگان صالحش به این امر موقوف داشته است. این بزرگوار منشوری برای حراست از کیان کرامت انسان دارد که بی شک در هر عصر وزمانه ای پاسخگوی خلاء اخلاقی در معاشرت های اجتماعی وفردی است.  این روایت به حدیث عنوان بصری مشهوراست وبرای هر منش ومرام وآئینی قابل تاثیر وتحسین وکاربرد است.

 متن‌ کامل‌ روایت‌ عنوان‌ بصری  

 این‌ روایت‌ از حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ علیه‌ السّلام‌ نقل شده است‌، و مجلسی‌ در کتاب‌ بحار الانوار ذکر نموده‌ است‌؛ و دستورالعمل‌ جامعی‌ است‌ که‌ از ناحیه ی  آن‌ إمام‌ هُمام‌ نقل‌ شده‌ است‌، ما:

«ـ میگویم‌: من‌ به‌ خطّ شیخ‌ ما: بهاء الدّین‌ عامِلی‌ قَدَّس‌ الله‌ روحَه‌ چیزی‌ را بدین‌ عبارت‌ یافتم‌:

 شیخ‌ شمس‌ الدّین‌ محمّد بن‌ مکّیّ (شهید اوّل‌) گفت‌: من‌ نقل‌ می کنم‌ از خطّ شیخ‌ احمد فراهانی‌ رحمه‌ الله‌ از عُنوان‌ بصری‌؛ و وی‌ پیرمردی‌ فرتوت‌ بود که‌ از عمرش‌ نود و چهار سال‌ سپری‌ می‌گشت‌.

 او گفت‌: حال‌ من‌ اینطور بود که‌ به‌ نزد مالک‌ بن‌ أنس‌ رفت‌ و آمد داشتم‌. چون‌ جعفر صادق‌ علیه‌ السّلام‌ به‌ مدینه‌ آمد، من‌ به‌ نزد او رفت‌ و آمد کردم‌، و دوست‌ داشتم‌ همانطوریکه‌ از مالک‌ تحصیل‌ علم‌ کرده‌ام‌، از او نیز تحصیل‌ علم‌ نمایم‌.

 «پس‌ روزی‌ آن حضرت‌ به‌ من‌ گفت‌: من‌ مردی‌ هستم‌ مورد طلب‌ دستگاه‌ حکومتی‌ (آزاد نیستم‌ و وقتم‌ در اختیار خودم‌ نیست‌، و جاسوسان‌ و مفتّشان‌ مرا مورد نظر و تحت‌ مراقبه‌ دارند.) و علاوه‌ بر این‌، من‌ در هر ساعت‌ از ساعات‌ شبانه‌ روز، أوراد و اذکاری‌ دارم‌ که‌ بدانها مشغولم‌. تو مرا از وِردم‌ و ذِکرم‌ باز مدار! و علومت‌ را که‌ می خواهی‌، از مالک‌ بگیر و در نزد او رفت‌ و آمد داشته‌ باش‌، همچنانکه‌ سابقاً حالت‌ اینطور بود که‌ به‌ سوی‌ وی‌ رفت‌ و آمد داشتی‌.

.پس‌ من‌ از این‌ جریان‌ غمگین‌ گشتم‌ و از نزد وی‌ بیرون‌ شدم‌، و با خود گفتم‌: اگر حضرت‌ در من‌ مقدار خیری‌ جزئی‌ را هم‌ تفرّس‌ می‌نمود، هر آینه‌ مرا از رفت‌ و آمد به‌ سوی‌ خودش‌، و تحصیل‌ علم‌ از محضرش‌ منع‌ و طرد نمی‌کرد.

 پس‌ داخل‌ مسجد رسول‌ الله‌ صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ شدم‌ و بر آن حضرت‌ سلام‌ کردم‌. سپس‌ فردای‌ آن‌ روز به‌ سوی‌ روضه‌ برگشتم‌ و در آنجا دو رکعت‌ نماز گزاردم‌ و عرض‌ کردم‌: ای‌ خدا! ای‌ خدا! من‌ از تو میخواهم‌ تا قلب‌ جعفر را به‌ من‌ متمایل‌ فرمائی‌، و از علمش‌ به‌ مقداری‌ روزی‌ من‌ نمائی‌ تا بتوانم‌ بدان‌، به‌ سوی راه‌ مستقیم‌ و استوارت‌ راه‌ یابم‌!»

«و با حال‌ اندوه‌ و غصّه‌ به‌ خانه‌ام‌ باز گشتم‌؛ و بجهت‌ آنکه‌ دلم‌ از محبّت‌ جعفر مملو گردیده‌ بود، دیگر نزد مالک‌ بن‌ أنس‌ نرفتم‌. بنابراین‌ از منزلم‌ خارج‌ نشدم‌ مگر برای‌ نماز واجب‌ (که‌ باید در مسجد با امام‌ جماعت‌ بجای‌ آورم‌) تا به‌ جائیکه‌ صبرم‌ تمام‌ شد.

 در این حال‌ که‌ سینه‌ام‌ گرفته‌ بود و حوصله‌ام‌ به‌ پایان‌ رسیده‌ بود نعلَین‌ خود را پوشیدم‌ و ردای‌ خود را بر دوش‌ افکندم‌ و قصد زیارت‌ و دیدار جعفر را کردم‌؛ و این‌ هنگامی‌ بود که‌ نماز عصر را بجا آورده‌ بودم‌.»

«پس‌ چون‌ به‌ درِ خانه ی حضرت‌ رسیدم‌، اذن‌ دخول‌ خواستم‌ برای‌ زیارت‌ و دیدار حضرت‌. در این حال‌ خادمی‌ از حضرت‌ بیرون‌ آمد و گفت‌: چه‌ حاجت‌ داری‌؟!

 گفتم‌: سلام‌ کنم‌ بر شریف‌.

 خادم‌ گفت‌: او در محلّ نماز خویش‌ به‌ نماز ایستاده‌ است‌. پس‌ من‌ مقابل‌ درِ منزل‌ حضرت‌ نشستم‌. در اینحال‌ فقط‌ به‌ مقدار مختصری‌ درنگ‌ نمودم‌ که‌ خادمی‌ آمد و گفت‌: به‌ درون‌ بیا تو بر برکت‌ خداوندی‌ (که‌ به‌ تو عنایت‌ کند). من‌ داخل‌ شدم‌ و بر حضرت‌ سلام‌ نمودم‌. حضرت‌ سلام‌ مرا پاسخ‌ گفتند و فرمودند: بنشین‌! خداوندت‌ بیامرزد!»

  «پس‌ من‌ نشستم‌، و حضرت‌ قدری‌ به‌ حال‌ تفکّر سر به‌ زیر انداختند و سپس‌ سر خود را بلند نمودند و گفتند: کنیه‌ات‌ چیست‌؟!

 گفتم‌: أبوعبدالله‌ (پدر بنده ی خدا)!

 حضرت‌ گفتند: خداوند کنیه‌ات‌ را ثابت‌ گرداند و تو را موفّق‌ بدارد ای‌ أبوعبدالله‌! حاجتت‌ چیست‌؟!

 من‌ در این‌ لحظه‌ با خود گفتم‌: اگر برای‌ من‌ از این‌ دیدار و سلامی‌ که‌ بر حضرت‌ کردم‌ غیر از همین‌ دعای‌ حضرت‌ هیچ‌ چیز دگری‌ نباشد، هرآینه‌ بسیار است‌.

«سپس‌ حضرت‌ سر خود را بلند نمود و گفت‌: چه‌ میخواهی‌؟!

 عرض‌ کردم‌: از خداوند مسألت‌ نمودم‌ تا دلت‌ را بر من‌ منعطف‌ فرماید، و از علمت‌ به‌ من‌ روزی‌ کند. و از خداوند امید دارم‌ که‌ آنچه‌ را که‌ دربارة‌ حضرت‌ شریف‌ تو درخواست‌ نموده‌ام‌ به‌ من‌ عنایت‌ نماید.

 حضرت‌ فرمود: ای‌ أبا عبدالله‌! علم‌ به‌ آموختن‌ نیست‌. علم‌ فقط‌ نوری‌ است‌ که‌ در دل‌ کسی‌ که‌ خداوند تبارک‌ و تعالی‌ اراده ی  هدایت‌ او را نموده‌ است‌ واقع‌ میشود. پس‌ اگر علم‌ می خواهی‌، باید در اوّلین‌ مرحله‌ در نزد خودت‌ حقیقت‌ عبودیّت‌ را بطلبی‌؛ و بواسطه ی  عمل‌ کردن‌ به‌ علم‌، طالب‌ علم‌ باشی‌؛ و از خداوند بپرسی‌ و استفهام‌ نمائی‌ تا خدایت‌ ترا جواب‌ دهد و بفهماند.»

 «گفتم‌: ای‌ شریف‌! گفت‌: بگو: ای‌ پدر بنده ی خدا ( أبا عبدالله‌ )!

 گفتم‌: ای‌ أبا عبدالله‌! حقیقت‌ عبودیّت‌ کدام‌ است‌؟

 گفت‌: سه‌ چیز است‌: اینکه‌ بنده ی خدا برای‌ خودش‌ درباره ی آنچه‌ را که‌ خدا به‌ وی‌ سپرده‌ است‌ مِلکیّتی‌ نبیند؛ چرا که‌ بندگان‌ دارای‌ مِلک‌ نمی‌باشند، همه ی اموال‌ را مال‌ خدا می‌بینند، و در آنجائیکه‌ خداوند ایشان‌ را امر نموده‌ است‌ که‌ بنهند، میگذارند؛ و اینکه‌ بنده ی  خدا برای‌ خودش‌ مصلحت‌ اندیشی‌ و تدبیر نکند؛ و تمام‌ مشغولیّاتش‌ در آن‌ منحصر شود که‌ خداوند او را بدان‌ امر نموده‌ است‌ و یا از آن‌ نهی‌ فرموده‌ است‌.

 بنابراین‌، اگر بنده ی  خدا برای‌ خودش‌ مِلکیّتی‌ را در آنچه‌ که‌ خدا به‌ او سپرده‌ است‌ نبیند، انفاق‌ نمودن‌ در آنچه‌ خداوند تعالی‌ بدان‌ امر کرده‌ است‌ بر او آسان‌ می‌شود. و چون‌ بنده ی خدا تدبیر امور خود را به‌ مُدبّرش‌ بسپارد، مصائب‌ و مشکلات‌ دنیا بر وی‌ آسان‌ میگردد. و زمانی‌ که‌ اشتغال‌ ورزد به‌ آنچه‌ را که‌ خداوند به‌ وی‌ امر کرده‌ و نهی‌ نموده‌ است‌، دیگر فراغتی‌ از آن‌ دو امر نمی‌یابد تا مجال‌ و فرصتی‌ برای‌ خودنمائی‌ و فخریّه‌ نمودن‌ با مردم‌ پیدا نماید.

 پس‌ چون‌ خداوند، بنده ی  خود را به‌ این‌ سه‌ چیز گرامی‌ بدارد، دنیا و ابلیس‌ و خلائق‌ بر وی‌ سهل‌ و آسان‌ میگردد؛ و دنبال‌ دنیا به‌ جهت‌ زیاده‌اندوزی و فخریّه‌ و مباهات‌ با مردم‌ نمیرود، و آنچه‌ را که‌ از جاه‌ و جلال‌ و منصب‌ و مال‌ در دست‌ مردم‌ می‌نگرد، آنها را به‌ جهت‌ عزّت‌ و علوّ درجه ی خویشتن‌ طلب‌ نمی‌نماید، و روزهای‌ خود را به‌ بطالت‌ و بیهوده‌ رها نمی‌کند.

 و اینست‌ اوّلین‌ پلّه‌ از نردبان‌ تقوی‌. خداوند تبارک‌ و تعالی‌ میفرماید:

 آن‌ سرای‌ آخرت‌ را ما قرار میدهیم‌ برای‌ کسانیکه‌ در زمین‌ اراده ی بلندمنشی‌ ندارند، و دنبال‌ فَساد نمی‌گردند؛ و تمام‌ مراتبِ پیروزی‌ و سعادت‌ در پایان‌ کار، انحصاراً برای‌ مردمان‌ با تقوی‌ است‌.»

 «گفتم‌: ای‌ أباعبدالله‌! به‌ من‌ سفارش‌ و توصیه‌ای‌ فرما!

 گفت‌: من‌ تو را به‌ نُه‌ چیز وصیّت‌ و سفارش‌ می‌نمایم‌؛ زیرا که‌ آنها سفارش‌ و وصیّت‌ من‌ است‌ به‌ اراده‌ کنندگان‌ و پویندگان‌ راه‌ خداوند تعالی‌. و از خداوند مسألت‌ می‌نمایم‌ تا ترا در عمل‌ به‌ آنها توفیق‌ مرحمت‌ فرماید.

 سه‌ تا از آن‌ نُه‌ امر درباره ی  تربیت‌ و تأدیب‌ نفس‌ است‌، و سه‌ تا از آنها در باره ی حلم‌ و بردباری‌ است‌، و سه‌ تا از آنها درباره ی علم‌ و دانش‌ است‌. پس‌ ای‌ عنوان‌ آنها را به‌ خاطرت‌ بسپار، و مبادا در عمل‌ به‌ آنها از تو سستی‌ و تکاهل‌ سر زند!

 عنوان‌ گفت‌: من‌ دلم‌ و اندیشه‌ام‌ را فارغ‌ و خالی‌ نمودم‌ تا آنچه‌ را که‌ حضرت‌ می فرماید بگیرم‌ و اخذ کنم‌ و بدان‌ عمل‌ نمایم‌.»

«پس‌ حضرت‌ فرمود: امّا آن‌ چیزهائی‌ که‌ راجع‌ به‌ تأدیب‌ نفس‌ است‌ آنکه‌: مبادا چیزی‌ را بخوری‌ که‌ بدان‌ اشتها نداری‌، چرا که‌ در انسان‌ ایجاد حماقت‌ و نادانی‌ میکند؛ و چیزی‌ مخور مگر آنگاه‌ که‌ گرسنه‌ باشی‌؛ و چون‌ خواستی‌ چیزی‌ بخوری‌ از حلال‌ بخور و نام‌ خدا را ببر و به‌ خاطر آور حدیث‌ رسول‌ اکرم‌ صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ را که‌ فرمود:

 هیچوقت‌ آدمی‌ ظرفی‌ را بدتر از شکمش‌ پر نکرده‌ است‌. چنانچه اگر بقدری‌ گرسنه‌ شد که‌ ناچار از تناول‌ غذا گردید، پس‌ به‌ مقدار ثُلث‌ شکم‌ خود را برای‌ طعامش‌ بگذارد، و ثلث‌ آنرا برای‌ آبش‌، و ثلث‌ آنرا برای‌ نفَسش‌.»

 «و امّا آن‌ سه‌ چیزی‌ که‌ راجع‌ به‌ بردباری‌ و صبر است‌: پس‌ کسیکه‌ به‌ تو بگوید: اگر یک‌ کلمه‌ بگوئی‌ ده‌ تا می‌شنوی‌ به‌ او بگو: اگر ده‌ کلمه‌ بگوئی‌ یکی‌ هم‌ نمی‌شنوی‌!

 و کسیکه‌ ترا شتم‌ و سبّ کند و ناسزا گوید، به‌ وی‌ بگو: اگر در آنچه‌ میگوئی‌ راست‌ میگوئی‌، من‌ از خدا میخواهم‌ تا از من‌ درگذرد؛ و اگر در آنچه‌ میگوئی‌ دروغ‌ میگوئی‌، پس‌ من‌ از خدا می خواهم‌ تا از تو درگذرد.

 و اگر کسی‌ تو را بیم‌ دهد که‌ به‌ تو فحش‌ خواهم‌ داد و ناسزا خواهم‌ گفت‌، تو او را مژده‌ بده‌ که‌ من‌ درباره ی تو خیرخواه‌ می‌باشم‌ و مراعات‌ تو را می‌نمایم‌.

 «و امّا آن‌ سه‌ چیزی‌ که‌ راجع‌ به‌ علم‌ است‌: پس‌، از علماء بپرس‌ آنچه‌ را که‌ نمیدانی‌؛ و مبادا چیزی‌ را از آنها بپرسی‌ تا ایشان‌ را به‌ لغزش‌ افکنی‌ و برای‌ آزمایش‌ و امتحان‌ بپرسی‌. و مبادا که‌ از روی‌ رأی‌ خودت‌ به‌ کاری‌ دست‌ زنی‌؛ و در جمیع‌ اموری‌ که‌ راهی‌ به‌ احتیاط‌ و محافظت‌ از وقوع‌ در خلافِ امر داری‌ احتیاط‌ را پیشة‌ خود ساز. و از فتوی‌ دادن‌ بپرهیز همانطور که‌ از شیر درنده‌ فرار میکنی‌؛ و گردن‌ خود را جِسر و پل‌ عبور برای‌ مردم‌ قرار نده‌.

 ای‌ پدر بنده ی خدا (أبا عبدالله‌) دیگر برخیز از نزد من‌! چرا که‌ تحقیقاً برای‌ تو خیر خواهی‌ کردم‌؛ و ذِکر و وِرد مرا بر من‌ فاسد مکن‌، زیرا که‌ من‌ مردی‌ هستم‌ که‌ روی‌ گذشت‌ عـمر و ساعات‌ زندگی‌ حساب‌ دارم‌، و نگرانم‌ از آنکه‌ مقداری‌ از آن‌ بیهوده‌ تلف‌ شود. و تمام‌ مراتب‌ سلام‌ و سلامت‌ خداوند برای‌ آن‌ کسی‌ باد که‌ از هدایت‌ پیروی‌ میکند، و متابعت‌ از پیمودن‌ طریق‌ مستقیم‌ می‌نماید.))./

امیدوارم با اشاعه این روایت گامی برای ترویج فرهنگ اخلاق صادقانه درجامعه بر داشته باشم.

- نکته :

یکی از اساتیدالزام کرده بود این حدیث را حفظ کنیم وهر صبح شنبه و سه شنبه یکبار مرور کنیم.حتی همیشه این حدیث را همراهمان داشته باشیم. بنظرم دلیلش دسترسی به کنترل خودمان بود.

            حمیدرضا ابراهیم زاده  -  20 اسفند1391

 


  • حمیدرضا ابراهیم زاده

پیشوای صادق

پنجشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۱۰ ق.ظ

 

شهادت ششمین اختر تابناک امامت و ولایت رهبرفقه پویای جعفری و پیشوای آزادگان جهان

حضرت امام جعفر صادق را به محضر حضرت ولیعصر وشیعیان جهان وعموم ارادتمندان

وعلاقمندان خاندان اهل بیت عصمت وطهارت تسلیت وتعزیت عرض می نمائیم.

 

                               مدیریت وبگاه دایره ی مینا 

 

 

زندگینامه امام جعفرصادق(ع)

 

نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفایده(

کنیه: ابو عبداللّه

لقب: صادق

نام پدر: حضرت محمد بن على (ع(

نام مادر: معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بکر

تاریخ ولادت: یکشنبه 17 ربیع الاول ، سال 83 هجرى

مطابق باسوم اردیبهشت سال81 خورشیدی

 


مکان ولادت: مدینه

مدت عمر : 65 سال

علت شهادت: مسمومیت

قاتل : منصور دوانیقى (خلیفه عباسى)

زمان شهادت: یکشنبه 25 شوال ، سال 148 هجرى

 

 

مطابق با26 آذرماه سال144 خورشیدی


مدفن مطهر: قبرستان بقیع ( مدینه (

زندگی امام جعفر صادق (ع)امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الاول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدینه دیده به جهان گشود. اما بنا به گفته شیخ مفید و کلینى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. لکن ابن طلحه روایت نخست را صحیح ‏تر مى‏داند و ابن خشاب نیز در این باره گوید: چنان که ذراع براى ما نقل کرده، روایت نخست، سال 80 هجرى، صحیح است. وفات آن امام )ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روایتى نیمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است. با این حساب مى‏توان عمر آن حضرت را 68 یا 65 سال گفت که از این مقدار 12 سال و چند روزى و یا 15 سال با جدش امام زین العابدین (ع) معاصر بوده و 19 سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زیسته است که همین مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار مى ‏آید و نیز بقیه مدتى است که سلطنت هشام بن عبد الملک، و خلافت ولید بن یزید بن عبد الملک و یزید بن ولید عبد الملک، ملقب به ناقص، ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد ادامه داشته است.

فضایل امام جعفر صادق (ع) 

مناقب آن حضرت بسیار است که به اختصار از آنها یاد مى‏کنیم. فضایل امام صادق بیش از آن است که بتوان ذکر کرد. جمله ای از مالک بن انس امام مشهور اهل سنت است که: «بهتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده و در هیچ قلبی خطور نکرده است.» از ابوحنیفه نیز این جمله مشهور است که گفت: «ما رأیت افقه من جعفر بن محمد» یعنی: «از جعفر بن محمد، فقیه تر ندیدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنویم ضریس می گوید: امام صادق در این آیة شریفة: کل شیء هالک الا وجهه، یعنی: «هر چیز فانی است جز وجه خدای متعال،» فرمود: «نحن الوجه الذی یوتی الله منهم» یعنی «ماییم آیینه ای که خداوند از آن آیینه شناخته می شود.» بنابراین امام صادق (ع) فرموده است او آیینه ذات حق تعالی است.

شیخ مفید در ارشاد می‏نویسد: علومى که از آن حضرت نقل کرده‏ اند به اندازه ‏اى است که ره توشه کاروانیان شد و نامش در همه جا انتشار یافت. دانشمندان در بین ائمه (ع) بیشترین نقل ها را از امام صادق روایت کرده ‏اند. هیچ یک از اهل آثار و راویان اخبار بدان اندازه که از آن حضرت بهره برده ‏اند از دیگران سود نبرده ‏اند. محدثان نام راویان موثق آن حضرت را جمع کرده ‏اند که شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقیده و گفتار، به چهار هزار نفر مى‏رسد.

بیشترین حجم روایات، احادیثی است که از امام صادق (ع) نقل شده است، اهمیت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به میزانی است که شیعه به ایشان منسوب شده است: “شیعه جعفری”. کمتر مسئله دینی (اْعم از اعتقادی، اخلاقی و فقهی) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. کثرت روایات منقول از امام صادق (ع) به دو دلیل است:

یکی اینکه از دیگر ائمه عمر بیشتری نصیب ایشان شد و ایشان با شصت و پنج سال عمر شیخ الائمه محسوب می شود (148 – 83 هجری) ، و دیگری که به مراتب مهمتر از اولی است، شرائط زمانی خاص حیات امام صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امویان، انتقال قدرت از امویان به عباسیان و آغاز خلافت عباسیان است. امام با حسن استفاده از این فترت و ضعف قدرت سیاسی به بسط و اشاعه معارف دینی همت می گمارد. گسترش زائد الوصف سرزمین اسلامی و مواجهه اسلام و تشیع با افکار، ادیان، مذاهب و عقاید گوناگون اقتضای جهادی فرهنگی داشت و امام صادق (ع) به بهترین وجهی به تبیین، تقویت و تعمیق هویت مذهبی تشیع” پرداخت. از عصر جعفری است که شیعه در عرصه های گوناگون کلام، اخلاق، فقه، تفسیر و… صاحب هویت مستقل می شود. عظمت علمی امام صادق (ع) در حدی است که ائمه مذاهب دیگر اسلامی از قبیل ابوحنیفه و مالک خود را نیازمند به استفاده از جلسه درس او می یابند. مناظرات عالمانه او با ارباب دیگر ادیان و عقاید نشانی از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهمیت این جهاد فرهنگی امام صادق (ع) کمتر از قیام خونین سید الشهداء (ع) نیست.

امام و فقه اسلامی :
فقه شیعه امامیه که به فقه جعفری مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زیرا قسمت عمده احکام فقه اسلامی بر طبق مذهب شیعه امامیه از آن حضرت است و آن اندازه که از آن حضرت نقل شده است از هیچ یک از (ائمه) اهل بیت علیهم السلام نقل نگردیده است. اصحاب حدیث اسامی راویان ثقه که از او روایت کرده اند به 4000 شخص بالغ دانسته اند.

در نیمه اول قرن دوم هجری فقهای طراز اولی مانند ابوحنیفه و امام مالک بن انس و اوزاعی و محدثان بزرگی مانند سفیان شوری و شعبه بن الحجاج و سلیمان بن مهران اعمش ظهور کردند. در این دوره است که فقه اسلامی به معنی امروزی آن تولد یافته و روبه رشد نهاده است. و نیز آن دوره عصر شکوفایی حدیث و ظهور مسائل و مباحث کلامی مهم در بصره و کوفه بوده است.

حضرت صادق (ع) در این دوره در محیط مدینه که محل ظهور تابعین ومحدثان و راویان و فقهای بزرگ بوده، بزرگ شد، اما منبع علم او در فقه نه «تابعیان» و نه «محدثان» و نه «فقها» ی آن عصر بودند بلکه او تنها از یک طریق که اعلاء و اوثق طرق بود نقل می کرد و آن همان از طریق پدرش امام محمد باقر (ع) و او از پدرش علی بن الحسین (ع) و او از پدرش حسین بن علی (ع) و او از پدرش علی بن ابیطالب (ع) و او هم از حضرت رسول (ص(بود و این ائمه بزرگوار در مواردی که روایتی از آباء طاهرین خود نداشته باشند خود منبع فیاض مستقیم احکام الهی هستند.

آثار امام صادق (ع  :(
غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر، کتابت مستقیم خود ایشان نیست و غالبا املای امام (ع) یا بازنوشت بعدی مجالس ایشان است. بعضی از آثار نیز منصوب است و قطعی الصدور نیست.

- 1
از آثار مکتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشی (غیر از نجاشی رجالی) است. نجاشی صاحب رجال معتقد است که تنها تصنیفی که امام به دست خود نوشته اند همین اثر است.

2
- رساله ای که شیخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روایت کرده است شامل مباحث فقه و کلام .

- 3
کتاب معروف به توحید مفضل، در مباحث خداشناسی و رد دهریه که املاء امام (ع) و کتاب مفضل بن عمر جعفی است.

4
- کتاب الاهلیلجه که آن نیز روایت مفضل بن عمر است و همانند توحید مفضل در خداشناسی و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.

 - 5
مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه که منسوب به امام صادق (ع) و بعضی از محققان شیعه از جمله مجلسی،‌ صاحب وسایل (حرعاملی) و صاحب ریاض العلما، صدور آن را از ناحیه حضرت رد کرده اند.

- 6
رساله ای از امام (ع) خطاب به اصحاب که کلینی در اول روضه کافی به سندش از اسماعیل بن جابر ابی عبدالله نقل کرده است.

 -  7
رساله ای در باب غنائم و وجوب خمس که در تحف العقول مندرج است.

8
-  بعضی رسائل که جابربن حیان کوفی از امام (ع) نقل کرده است.

 - 9
کلمات القصار که بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند که تماما در تحف العقول آمده است.

 - 10
چندین فقره از وصایای حضرت خطاب به فرزندش امام موسی کاظم (ع) سفیان شوری،‌ عبدالله بن جندب، ابی جعفر نعمان احول، عنوان بصری،‌ که در حلیه الاولیاء و تحف العقول ثبت گردیده است

ولادت امام و نامگذاری :  امام جعفر صادق، امام ششم شیعیان، در هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه متولد گردید. کنیه ایشان ابو عبدالله و لقبشان صادق می باشد. پدر ارجمندشان امام باقر و مادرش ام فروة است. رسول خدا سالها قبل ولادت آن حضرت را خبر داده و فرموده بود نام او را صادق بگذارید، زیرا از فرزندان او کسی است که همنام اوست، اما دروغ می گوید «جعفر کذّاب».


دوران قبل از امامت: در دوران قبل از امامت، حضرت شاهد فعالیتهای پدر خویش در نشر معارف دینی و تربیت شاگردان وفا دار و با بصیرت بود. امام باقر در مناسبتهای مختلف به امامت و ولایت فرزندش جعفر صادق تصریح فرموده و شیعیان را پس از خودش به پیروی از او فرا می خواند. لذا احادیث، زیادی مبنی بر نص امامت حضرت صادق نقل شده است.

امام صادق در سال 114 هجری قمری پس از شهادت پدرش در سن 31 سالگی به امامت رسید. دوران امامتش مصادف بود با اواخر حکومت امویان که در سال 132 به عمر آن پایان داده شد و اوایل حکومت عباسیان.

اوضاع جامعه در آغاز امامت حضرت :در آغاز امامت حضرت افرادی از شیعیان و حتی بستگان حضرت حاضر به قبول امامت ایشان نبودند، لذا حضرت از راههای گوناگونی کوشیدند آنها را به قبول راه صحیح وادار سازند و دراین زمینه به اذن خداوند معجزاتی نیز انجام دادند.

دوران امام جعفر صادق در میان دیگر دورانهای ائمه اطهار، دورانی منحصر به فرد بود و شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر آن حضرت در زمان هیچ یک از امامان وجود نداشته است و این به دلیل ضعف بنی امیه و قدرت گرفتن بنی عباس بود.

این دو سلسله مدتها در حال مبارزه با یکدیگر بودند که این مبارزه در سال 129 هجری وارد مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی گردید.

این کشمکش ها و مشکلات سبب شد که توجه بنی امیه و بنی عباس کمتر به امامان و فعالیتشان باشد، از این رو این دوران، دوران آرامش نسبی امام صادق و شیعیان و فرصت بسیار خوبی برای فعالیت علمی و فرهنگی آنان به شمار می رفت.

جنبش فرهنگی در دوران امامت حضرت :عصر آن حضرت همچنین عصر جنبش فرهنگی و فکری و برخورد فرق و مذاهب گوناگون بود. پس از زمان رسول خدا دیگر چنین فرصتی پیش نیامده بود تا معارف اصیل اسلامی ترویج گردد، بخصوص که قانون منع حدیث و فشار حُکّام اموی باعث تشدید این وضع شده بود. لذا خلأ بزرگی در جامعه آنروز که تشنة هرگونه علم و دانش و معرفت بود، به چشم می خورد.

امام صادق با توجه به فرصت مناسب سیاسی و نیاز شدید جامعه، دنباله نهضت علمی و فرهنگی پدرش را گرفت و حوزه وسیع علمی و دانشگاه بزرگی به وجود آورد و در رشته های مختلف علمی و نقلی شاگردان بزرگی تربیت کرد. شاگردانی چون: هشام بن حکم، مفضل بن عمر کوفی جعفی، محمد بن مسلم ثقفی، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، جابر بن حیان و . . . . تعداد شاگردان امام را تا چهار هزار نفر نوشته اند.

ابوحنیفه رئیس یکی از چهار فرقه اهل سنت مدتی شاگرد ایشان بود و خودش به این موضوع افتخار کرده است.

امام از فرصت های گوناگونی برای دفاع از دین و حقانیت تشیع و نشر معارف صحیح اسلام استفاده می برد. مناظرات زیادی نیز در همین موضوعات میان ایشان و سران فرقه های گوناگون انجام پذیرفت که طی آنها با استدلال های متین و استوار، پوچی عقاید آنها و برتری اسلام ثابت می شد.

همچنین در حوزه فقه و احکام نیز توسط ایشان فعالیت زیادی صورت گرفت، به صورتی که شاهراههای جدیدی در این بستر گشوده شد که تاکنون نیز به راه خود ادامه داده است.

بدین ترتیب، شرایطی مناسب پیش آمد و معارف اسلامی بیش از هر وقت دیگر از طریق الهی خود منتشر گشت، به صورتی که بیشترین احادیث شیعه در تمام زمینه ها از امام صادق نقل گردیده و مذهب تشیع به نام مذهب جعفری و فقه تشیع به نام فقه جعفری خوانده می شود.

حاکمان معاصر :همانطور که گفته شد امام بین دو دوره عباسی و اموی و دوران گذار از امویان به عباسیان می زیست. ایشان ازمیان خلفای اموی با افراد زیر معاصر بود:

- 1 
هشام بن عبدالملک (105- 125 ه. ق)
- ولید بن یزید بن عبدالملک (125-126(
- 3 
یزید بن ولید بن عبدالملک (126(
- 4
ابراهیم بن ولید بن عبدالملک (70 روز از سال 126(
- 5
مروان بن محمد (126-132(

و از خلفای عباسی نیز معاصر بود با :

 

- عبدالله بن محمد مشهور به سفاح (132-137(
- 2
ابوجعفر مشهور به منصور دوانیقی (137-158(

نباید تصور کرد که امام به کلی خود را از جریانات و امور سیاسی دور نگه داشت، بلکه همواره از وقتهای مناسب برای ترویج حقانیت خود و بطلان هیأت حاکمه بهره می برد و بدین منظور نمایندگانی را نیز به مناطق مختلف بلاد اسلامی می فرستاد.
عباسیان برای کسب قدرت و محبوبیت در دلهای مردم از وجهه اهل بیت پیامبر استفاده می کردند و حتی شعارشان الرضا فی آل محمّد بود. آنان به دنبال اشخاصی با وجهه مردمی بودند که هم از بستگان پیامبر باشند و هم درمیان مردم محبوبیت داشته باشند. لذا بهترین شخص در نظر عباسیان امام صادق بود.

امام صادق پیشنهاد آنان را رد کردند و فرمودند: نه شما از یاران من هستید نه زمانه، زمانه من است. حتی برخی از بستگان آن حضرت نزدیک بود با این پیشنهاد ها فریب به خورند، اما امام با روشنگری خاص خود به آنان فهماندند که به ظاهر توجه نکنند. امام می دانست که عباسیان نیز هدفی جز رسیدن به قدرت ندارند و اگر شعار طرفداری از اهل بیت را مطرح می کنند، صرفاً به خاطر جلب حمایت توده های شیفته اهل بیت است. امام می دید که سران سیاسی و نظامی عباسیان در خط مستقیم اسلام و اهل بیت نیستند و لذا حاضر نبود با آنان همکاری کرده و به اقداماتشان مشروعیت بخشد.

چنانکه در تاریخ می بینیم که چه جنایاتی کردند و چه خونهایی ریختند تا پایه های عباسیان محکم گردد.
از حوادث مهم در زمان امامت حضرت، قیام عمویش زید بن علی است که شکست خورد و با شهادت زید به پایان رسید.

 

شهادت حضرت صادق علیه السلام : پس از به قدرت رسیدن عباسیان، همانطور که آن حضرت پیش بینی کرده بود فشار بر شیعیان افزایش یافت و با روی کار آمدن منصور این فشار به اوج خود رسید. امام نیز از این فشار ها مستثنی نبود. این دوران، یعنی چند سال آخر عمر آن حضرت بر خلاف دوران اولیه امامتشان،‌ دوره سختی ها و انزوای دوبارة آن حضرت و حرکت تشیع بود. منصور شیعیان را به شدت تحت کنترل قرار داده بود.

 


سرانجام کار به جایی رسید که با تمام فشارها، منصور چاره ای ندید که امام صادق را که رهبر شیعیان بود از میان بردارد و بنابراین توسط عواملش حضرت را به شهادت رساند. آن حضرت در سن 65 سالگی در سال 148 هجری به شهادت رسید و در قبرستان معروف بقیع در کنار مرقد پدر و جدّ خودش مدفون گردید .

در زمینه فضایل و مکارم اخلاقی حضرت صادق روایات و وقایع بسیار زیادی نقل شده است. آن حضرت با رفتار کریمانه و خلق و خوی الهی خود بسیاری از افراد را به راه صحیح هدایت فرمود، به گونه ای که پیروان دیگر مکاتب و ادیان نیز زبان به مدح آن حضرت گشوده اند
  • حمیدرضا ابراهیم زاده

باز اجل

چهارشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۲ ق.ظ

 

مدتی قبل بازی چالاک بر فراز باغ  رحل اقامت بگزید .  وهمسایه ی بلبل  زاری شد که سالها برمنبروعظ  یگانه  سراینده ی  محفل باغ ما بود و در توصیف  ودلداگی  وسرسپردگی به  دختر حضرت رز سخنسرایی هزاردست و استادی  حاذق بود .

از قضا نتوان گریخت که باز اجل سخن  عندلیب زار را در توسل به صوت ولحن برای کردار عاشقی خوش آمد  و تلاش  برای اقامت مدامش را درباغ  پسندید وغروبگاهی بلبل ،غزل رحیل خواند ودربیان  دگر شد مفقود.

   مدتی خبری ازبلبل زار نبود.  تااینکه چندروز پیش زیردرخت انار باقیمانده ی کالبدش را یافتم . ومدهوش  جمجمه اش را به موزه  ذهن هوشیاران سپرده ام تا یادمان باشد که باز اجل همیشه جمجمه برجای می گذارد.



 درجمجمه ات صفیر بلبل جویم افسوس  که این باغ سفیر تو نجست



واین پندی است از آموزه های حضرت حق. دریک کلام  بازاجل  پیوسته درکمین بلبل وجود وطبع ما ست. 

اینما تکونوا یدرک کم الموت ولو کنتم فی بروج مشیده : (سوره ی نسا آیه78)

مرگ شمارا هرکجا که باشید ، هرچند دردژهای استوار  ، در می بابد...

پیام آورمحبت فرمود:

یاد مرگ، ازبین برنده ی شهوت هاست

اکثرواالذکر هادم اللذات مامن قلیل الا وکثره ومامن کثیر الا وقل له

مرگ اندیشی ازبین برنده ی  افراط در شهوت گرایی است که کمترین اثرش زائل کردن  ریشه ی ستم در پیگیری شهوات است

 

حمیدرضاابراهیم زاده

22تیر1396



تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

درباره ی مریم ستاره

دوشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۶:۴۱ ب.ظ
 

درباره ی مریم ستاره ی درخشان سپهر ریاضیات


همیشه نام دانشمندان را از لای کتابها وپستوی تاریخ  یافته ایم...

غبار هیاهو وکدورت  آسمان  نخبگی مجال دیدن ستارگان  را با چشم های غیر مسلح بما نمی دهد.

 بسیاری از نخبگان و دانشمندان درکنار ما و درمیان ما زیسته اند که کمتر برای تکریم شان  همت و دقت کرده ایم

واینک به لطف تلسکوپ  فضای مجازی این روزها توانسته ایم  افول ستاره ی دنباله دار  مریم میرزاخانی را درآسمان زندگی مان  ببینیم.

افسوس که چه زود دیرمی شود.

ستاره ای که روزهای گذشته در نهایت تاثر وتاسف افول کرد  ستاره ی مریم  بود

مریم همان هموطن. همشهری وهمکلاسی ماست که دربین ما آرام زیست وما بی توجه از نبوغش گاه طعنه ها وگاه خرده ها به اوگرفته ایم.

مریم همانی است که قبلا هشدارازدست دادنش را درجاده اهواز- تهران شنیده بودیم

این چه سری است که همیشه به نخبگان ما کم توجهی ویا بی توجهی می شود.

وگاه  سبب می شویم که خاموش ازکنارمان مهاجرت می کنند

و بعد متوجه جای خالی شان می شویم ویا وقتی که به آسمان پرکشیدند  آذرخش رفتنشان رانظاره گرمی شویم.

بگذریم :

ستاره های زیادی را دراین آسمان کدر ندیده گرفتیم که مریم هم درآن گم است!

صیانت وتکریم  از نام آوران آسمان دانش وارزش، آداب وآموزش همگانی را می طلبد.....

خدا عاقبت همه ی ما را ختم بخیرکند

و مرحوم پروفسور مریم میرزا خانی را هم بیامرزد و روحش را شاد کند. وشعله ی دانشش را برافروخته ترفرماید.



نتیجه تصویری برای مریم میرزا خانی


پروفسور مریم میرزا خانی

متولد13 اردیبهشت 1356 تهران  است که تحصیلات خود رادر دبیرستان فرزانگان تهران آغازکرد ودر دانشگاه شریف تهران درخشید از نام آورترین نخبگان ریاضی جهان به شماررفت

در سال ۲۰۱۴ به خاطر کار بر «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه‌ای آنها» برندهٔ مدال فیلدز شد، که بالاترین جایزه در ریاضیات است.

تا به امروز وی تنها زن و تنها ایرانی برنده ی مدال فیلدز است.

زمینهٔ تحقیقاتی او مشتمل بر نظریه تایشمولر، هندسه هذلولوی، نظریه ارگودیک و هندسه هم‌تافته بود.

مریم میرزاخانی در دوران تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران، برندهٔ مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی در سال‌های ۱۹۹۴ (هنگ‌ کنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) شد. و در این سال به‌عنوان نخستین دانش‌آموز ایرانی نمرهٔ کامل را به دست آورد.

وی نخستین دختری بود که در المپیاد ریاضی ایران طلا گرفت و به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت؛ و نخستین دانش آموز ایرانی بود که دو سال مدال طلا گرفت.او سپس در سال ۱۹۹۹ مدرک کارشناسی خود را در رشتهٔ ریاضی از دانشگاه شریف و دکترایِ خود را در سال ۲۰۰۴ از دانشگاه هاروارد به سرپرستی کورتیس مک‌ مولن، از برندگان مدال فیلدز، گرفت.

از مریم میرزاخانی به‌عنوان یکی از ده ذهنِ جوان برگزیدهٔ سال ۲۰۰۵ از سوی نشریهٔ پاپیولار ساینس در آمریکا و ذهن برتر در رشتهٔ ریاضیات تجلیل شد.وی همچنین  برنده جوایزی چون  جایزه ستر از انجمن ریاضی آمریکا در سال ۲۰۱۳ و جایزهٔ کلی بود. وی از یازدهم شهریورماه ۱۳۸۷ (اول سپتامبر ۲۰۰۸) در دانشگاه استنفورد استاد دانشگاه و پژوهشگر رشتهٔ ریاضیات بود. پیش از این، او استاد دانشگاه پرینستون بود.

مریم میرزاخانی در سال‌های ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ (سال سوم و چهارم دبیرستان) از دبیرستان فرزانگان تهران موفق به کسب مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری شد و بعد از آن در سال ۱۹۹۴ در المپیاد جهانی ریاضی هنگ کنگ با ۴۱ امتیاز از ۴۲ امتیاز مدال طلای جهانی گرفت. سال بعد یعنی ۱۹۹۵ در المپیاد جهانی ریاضی کانادا با ۴۲ امتیاز از ۴۲، رتبهٔ اول طلای جهانی را به دست آورد.

دکترعبادالله محمودیان استاد دانشگاه صنعتی شریف و از مسولان برگزاری المپیاد ریاضی در گفتگویی پیرامون مریم میرزاخانی که در سالنامه شرق ۱۳۹۳ منتشر شده گفته است:

  "  در سال ۱۳۷۲ از دکتر حدادعادل درخواست کردم اجازه دهند ایشان (مریم میرزاخانی) در المپیاد شرکت کنند چون آن زمان فقط سال سومی‌ها امکان شرکت در المپیاد را داشتند و ایشان سال دوم بودند. در نهایت هم انتخاب شدند و سال بعد شرکت کردند و خانم میرزاخانی طی دو بار شرکت در المپیاد جهانی هر دوبار طلا گرفت. در ۳۰ تیر سال ۱۳۷۳ وقتی که از المپیاد برمی‌گشتند دکتر حدادعادل در سرمقاله روزنامه اطلاعات همه این ماوقع را نوشت."

مریم میرزاخانی اولین دختری بود که به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت و همچنین اولین دختری بود که در المپیاد ریاضی ایران طلا گرفت. وی اولین کسی بود که دو سال مدال طلا گرفت و اولین فردی بود که در آزمون المپیاد ریاضی نمره کامل گرفت.


نتیجه تصویری برای مریم میرزا خانی


میرزاخانی دورهٔ لیسانس و فوق لیسانس ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف طی کرد.

وی در سال ۲۰۰۴ با اخذ مدرک دکترای دانشگاه هاروارد به سرپرستی کورتیس مک‌مولن، از برندگان جایزه فیلدز، در دانشگاه‌های پرینستون و استنفورد به تدریس مشغول شد. یک سال بعد در سال ۲۰۰۵ نشریه پاپیولار ساینس آمریکا او را به عنوان یکی از ۱۰ ذهنِ جوان جهان برگزید و تجلیل کرد. میرزاخانی مدتی در پرینستون درس می‌داد ولی بعد به استنفورد رفت و کار تدریس و پژوهش را در آن‌جا پی گرفت. او در شهریور ۱۳۸۷ (اول سپتامبر ۲۰۰۸) و در ۳۱ سالگی به درجه استادی و این دانشگاه رسید.


عضویت در آکادمی ملی علوم آمریکا و فرهنگستان هنر و علوم

مریم میرزاخانی در مه سال ۲۰۱۶ به عضویت در آکادمی ملی علوم برگزیده شد. او نخستین زن ایرانی-آمریکایی است که به عضویت در این آکادمی برگزیده می‌شود.

 

وی در آوریل سال ۲۰۱۷ میلادی به عضویت آکادمی علوم و هنر آمریکا در آمد. مراسم معارفه او قرار بود در اکتبر همان سال برگزار شود.


زندگی شخصی

 

سلیقهٔ سینمایی میرزاخانی بازتابی از ذات بدون مرز پژوهش اوست، که درگیر کاویدن «خصوصیات اشکال هندسی نامعمول» است. او می‌گوید:

«گاهی مواقع احساس می‌کنم در یک جنگل بزرگ هستم و نمی‌دانم به کجا می‌روم؛ ولی به طریقی به بالای تپه‌ای می‌رسم و می‌توانم همه چیز را واضحتر ببینم. آنچه آن گاه رخ می‌دهد، واقعاً هیجان انگیز است.»

 

فیلم مورد علاقهٔ او، داگویل، نگاهی خشن به آمریکای دوران رکود بزرگ است.وی گفته که در کودکی آرزو داشته نویسنده شود. او گفت:

«وقتی که بچه بودم رویایم این بود که نویسنده شوم. هیجان‌انگیزترین لحظاتم را به خواندن رمان می‌گذراندم، در واقع هر چیزی را به دستم می‌رسید می‌خواندم.» همسر وی یان وندراک، نیز دانشیار ریاضی دانشگاه استنفورد، و پژوهشگر سابق علوم کامپیوتر نظری مرکز تحقیقات آی‌بی‌ام و اهل جمهوری چک است و از او دارای یک فرزند به نام آناهیتا می‌باشد.

حادثه تصادف دراهواز

 در اسفندماه ۱۳۷۶ اتوبوس حامل دانشجویان ریاضی شرکت‌کننده در بیست و دومین دورهٔ مسابقات ریاضی دانشجویی، که در آن تیم متشکل از میرزاخانی، ایمان افتخاری و حسین نمازی در آن رتبهٔ اول کشور را کسب کرده بودند، که از اهواز راهی تهران بود (مسابقات ریاضی دانشجویی در اهواز برگزار شد) به دره سقوط کرد و طی آن شش تن از دانشجویان نخبهٔ ریاضی دانشگاه صنعتی شریف شامل آرمان بهرامیان، رضا صادقی - برندهٔ دو مدال طلای المپیاد جهانی - علیرضا سایه‌بان، علی حیدری، فرید کابلی، دکتر مجتبی مهرآبادی و مرتضی رضایی دانشجوی دانشگاه تهران که اغلب از برگزیدگان المپیادهای ملی و بین‌المللی ریاضی بودند، جان باختند و مریم میرزاخانی از جمله دانشجویان بازمانده از این سانحه بود.

بیماری و درگذشت

  در تیر ماه  جاری (۱۳۹۶ ) اعلام شد  که میرزاخانی به دلیل ابتلا به سرطان  و وخامت حالش در بیمارستانی در آمریکا بستری است.

 پروفسورمیرزاخانی از چهار سال پیش‌تر به سرطان سینه مبتلا بود، و این سرطان به مغز استخوان وی سرایت کرده بود.

متاسفانه تلاش برای نجاتش موثرواقع نشد وایشان  در ۲۴ تیر ۱۳۹۶ در ۴۰ سالگی در آمریکا درگذشت.

نتیجه تصویری برای مریم میرزا خانی


بی تردید تا روزی که معادلات و راه حل های  مریم درسپهر ریاضیات ،می درخشد؛ مریم زنده است  وستاره اش می درخشد.

 

حمیدرضاابراهیم زاده

25تیرماه1396


تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ می باشد



  • حمیدرضا ابراهیم زاده

چالشی به نام مداحان خود سر

پنجشنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۴:۳۴ ب.ظ

چالشی به نام مداحان خودسر

منبر بعنوان قدیمی ترین رسانه ی جهانی درخدمت ترویج  دانش وآگاهی واحقاق  حقوق مردم   بوده است.

رسانه ی منبردر حقیقت خدمت گزار وخادم انسان وکارگزار وامانتدار وحی ورسالت انبیا ست و منبر ازآن جایی مقدس شد که درخدمت بشر وتکامل  انسان وبرای صیانت ازکرامت انسان تجلی یافت.

دراین بین مادحین هم به منظور پاسداشت کرامت انسان و یادآوری ویادبود کریمان وبویژه  رثای سیدالشهدا ازاین رسانه بهره می بردند.

تغییرات فراوانی در شکل گیری ساختار سازمانی وجایگاه  اجتماعی و فرهنگی مادحین  شکل پذیرفت و درنهایت به جهت برخی از مسائل  جامعوی و قشریگری  عوام،  مداحان توانستند براریکه ی وقت وساحت  عرف واخلاقیات جامعه نفوذ پیدا کنند واین درحالی بود که هیچ آموزش وکنترلی  برآنان مستولی نبوده ونیست.

مداحان   درسیر تطور  جایگاه خود از نوحه گری ومرثیه سرایی وشعر خوانی به موعظه و خطابه روی آوردند و مشکل از  آنجایی شروع شد که  خطابه ها وموعظه هایشان  فاقد پشتوانه ی تهذیب وتعلیمات لازم   بوده وعلی رغم شور بسیار بالا ازقلت شعور لازم دربیان مسائل ومطالب  رنج برده اند. وهمین امر بزرگترین آفت  موضوع به شمار رفته وبلکه باعث خدشه به اصل نصوص منقول از جانب مادحین گردیده است. وعمدتا یکی از عوامل رویگردانی مردم از موضوع مناسک دینی بد سلیقگی و مداخله ی مداحان دراموری که به آن اشراف ندارند است.

مداخلاتی که گاه می توان ازآ ن به طلبکاری مداح از تشیع وخود برتربینی آنان به علت قلت تهذیب و پارسایی تعبیرکرد.

مداحی گری  شغل وهنر  وحرفه ای برای  تولیدعلم وفرهنگ وکالا و ترقی اقتصاد وفرهنگ و... نیست.

با صراحت می توان گفت : امروزه مداح جماعت  از گریاندن مردم ارتزاق می کند. وسوگ مردم درحقیقت معاش آنان گردیده است. بدیهی است که تناقض وتقابلی نیز به تدریج دراین بین رخ خواهد داد وان نیز در جامعه  اسلامی  چهره خوشی ندارد

در احادیث آمده است که کسب درآمد با قرآن و...کراهت دارد.

حق القدم و حق الوعظ وحق القلم هایی که پا از گلیم حق درازتر کرده اند بی تردید مرضی رضای خدا نخواهد بود وآفتی برای  فرهنگ جامعه ی اسلامی و بلکه توسعه ی جامعه اسلامی است.

افرادی که بنام امام حسین و معصومین  (ع) برای معاش ومنفعت خود  وگروه وسلیقه ها بازار گرمی می کند.نمی توانند مروج سیره اهل بیت باشند.!

همانانی که  ازبنیه صدا وسر و زبان برای جیبشان  برسرحضور درمراسم عزا  قیمتهای نجومی وآنچنانی  پیشنهاد می دهند. چگونه می توانند به کرامت انسانی خدمت کنند!

متاسفانه انحرافات  و بلند پروازی های این دسته ازمادحین  فشار سنگینی را بر ذاکرین راستین اهل بیت و به ویژه روحانیون ومبلغین ودانش آموختگان مکتب قرآن واهل بیت وارد کرده است.

تناقض وتنفری که این قشر ازافراد برای مردم به ویژه عوام  درحوزه دیانت وارد کردند  بی نهایت سمی ومهلک است

مداحی که  با قلت تهذیب و سواد اجتماعی و خروارها خروار غرور وافاده اجازه ی  استنباط واجتهاد درحوزه ی  آیات واحادیث وفقه.تاریخ وجامعه و سیاست. اقتصاد  را بخودش داده وبلکه دیگران را نیز تشویق وتحریک به پذیرش نظرات شاذ خود می کند که غالب این افاضات ازنظرحقوقی واجتماعی انحراف وبزه محسوب می شود . ودرواقع فرصت طلبی محسوب می شود که در ناهنجاری های اجتماعی وفرهنگی و سیاسی ،خواسته یا ناخواسته بوق گروهها وسلیقه های متفاوت شده وازدرک عمق و اصل موضوع عاجزاست.

ازاین جهت این دسته از مادحین   بعنوان اوباش سیاسی شناخته می شوند. ودر قامت اوباشی گری ومطابق با ساختار حرکتشان داعیه ی  قیم بودن برای مردم  را داشته  ومدعی می شوند که  دلسوز وطن وشهدا ومردم وائمه هدا بوده  وسرباز ولایت ونظام هستند.! درحالی که درحقیقت ناخواسته  تخریب چی ساحت  اهل بیت ونظام و امنیت ملی  هستند.

با تحقیرآگاهی وانحراف درحقایق ومقدس مابی و هویت  هتاک ونقد ناپذیرانه ی آنان ، نخبگان  درمحاق قرار می گیرد

اگرچه مداح بدون  شعر وشاعر و مشاور شعر  هیچ است. البته   برخی ازشعرا نیز دراین بین  تن به  جفا داده  و با پسرفت جایگاه ارزشمند خود  تن به  شعرفروشی ومنبر فروشی می دهند. چیزی درحد خود فروشی ،که جایگاه شعر ومداح را متزلزل می کند.

  حال شاعران آیینی یا مهندسان فرهنگی  حقیقی و متعهد جامعه کجای کار دیده می شوند؟؟؟

از قدیم  وباستان شعر رسانه  ای برای باز گوکردن آئین واحقاق  حق مردم وآموزشگاهی برای آگاهی بخشیدن  تربیت نفوس بود.

 اگر شاعری به هرعلتی درباری شد و یا انحرافی در رسالتش پدید آمد، شعر و هویت شاعرانه اش ازپویایی ساقط شد.

شاعرومداح  دو روی  سکه  ی  ترویج  سیره ی اهل بیت هستند. وهردو باید به زیور ادب وپارسایی وعلم وحلم  آراسته وبه  اسلحه شجاعت و تدبیر مسلح باشد.

بنا بر این مداح بدون ریشه ی علمی و اخلاقی وتقوا یی مضر جامعه است.

پشتوانه ی قرآن و ادب دربرابر معصومین ملاک ریشه سالم است .

  مداحان افراطی در سالهای اخیر ازخود افرادی  منفور وهتاک وجرثومه های جسور نشان داده اند ،که بنام بت شکنی هنجار ها شکستند وبت شدند. حریم ها دریدند و عملا بوق تبلیغاتی اشخاص فرصت طلب سیاسی  شده وخود را دستاویزی برای  تخریب هویت اهل بیت و سلب امنیت  نظام ومیهن قرار داده اند

آنان نه  درقامت حزب لایق ومستحق  چارت بندی هستند ونه درقامت معتمدین ومتدینین ومقیدین به اخلاق اسلامی  قابلیت احترام را دارند.

مگراینکه خلافش ثابت شود  وبی چشمداشت نوکری  اهل بیت رابکنند وجیب ها وزبان ودل ودستها وچشمهایشان پاک وطاهر باشد.

گروههای افراطی هرجا که باشند وهربلندگویی که بدست بیاورندعملا مردم برایشان مانند دین بازیچه ای نیستند

درمناسک  عاشورایی و مناسک  مذهبی که همه ی مردم به ویژه امام عصر و رهبرانقلاب  درسوگ  سربه زانو برده اند

 مداحان حق ندارند خارج از خشنودی خدا و فارغ از حب ورضای اهل بیت یک جمله بسازند

خیانت است به قرآن واهل بیت که اینگونه مراسمات ومحافل ملی را تبدیل به کارناوال وشوهای تبلیغاتی کنند.

مداح چه با مطالعه چه بی مطالعه حق اظهار نظر درمسایلی که به امنیت ملی وعزت ملی مرتبط هست  ندارد.

مداح جماعت حق اظهار نظر  درمباحث  تخصصی و کارشناسانه  ندارد.

حدیث امام صادق وائمه معصومین درباره ارزش گریاندن بر ذاکرین راستین اهل بیت صدق می کند که خود عامل به تقوا و زندگی شان  ترویج قرآن و اهل بیت است.

البته روی سخنم  با مداح هایی هست که درتعریف من  شغلی جز گریاندن و بورس ساختن ندارند وازآرایه ی تهذیب وادب فراری هستند. وگرنه ذاکرین راستین اهل بیت خود سینه ی سوخته ماجراها وخون به دل شدگان این مرارت هاهستند.

صرف داشتن شهرت دلیلی براین نیست که درمسائلی که نیاز به کار کارشناسی تخصصی  دارد ورود پیدا کرده و انسجام ملی را بااحساسات فردی ویا گروهی مخدوش کرد ویا وارد به عرصه ای شد که جایگاه واقعی آن مصداق مثال : پای ازگلیم خود دراز کردن باشد.

بااین اوصاف صنف بازیگران،  وافراد مشهوری مثل هنرمندان و ورزشکاران هم می توانند در  عرصه های فرهنگی، اجتماعی ، اقتصادی وسیاسی مداخله نموده  واز مسیرشهرت خود جایگاههای  غیراز تخصصشان را اشغال واسباب  آفت برای جامعه ی پویای اسلامی  فراهم سازند .گاه اظهار نظرهایی  که  نمونه اش فراوان دراین سالهای اخیر به چشم می آید.ازسوی افرادی که شهرت هایی در رشته های خاص ورزشی ویا هنری دارند باعث بروز تناقض و ابتذال در حریم جامعه گردیده است وبخشی از بیماری جامعه درحوزه توسعه سیاسی وفرهنگی است...


والی الله المصیر

حمیدرضا ابراهیم زاده

2شهریور 1394



*نکته: این متن قبلا بصورت مصاحبه  منتشر شده بود و درحال حاضر بصورت متن ومطلب درآمده است.

تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ است.
  • حمیدرضا ابراهیم زاده

صداقت در محاق گل می دهد

يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۰۰ ب.ظ

پرسش:

باسلام و...

چرا صداقت نسبت به گذشته در زندگی مردم کمرنگ شده است؟

جواب: باسلام و درود فراوان


صداقت اززمره ی باورهای نیک فردی وجامعوی است و دریک جمله کوتاه ،صداقت یعنی راستگویی ودرست کرداری.

صداقت  و باورهای نیک ازبین نمی روند بلکه از حالتی وصورتی به حالات و ابعاد دیگر در می آیند.

باورهای نیک ممکن است مخدوش ومنزوی شود ویا درمحاق قرار گیرد. اما  نابود نمی شود.

هرگز بذر نیکی  و خیر نمی پوسد و ازبین نمی رود.بلکه  همواره درجریان وحرکت وپویایی است.

اساسا هیچ تهاجمی به نیکی ها نمی تواند اورا ازپای دربیاورد بلکه باعث صلابت واقتدارش می شود.

این کویر وجود افراد وجامعه است که به باران وآبیاری نیاز دارد.

بارانی از جنس توجه عاشقانه و رایحه ی محبت ملوکانه ی ذات اقدس نیکی.

عشق .محبت . دوست داشتن همدیگر بزرگترین علامت خیر وصداقت است

کسی که عشق و دوست داشتن را مخفی می کند .آن را ازبین نمی برد بلکه به آن کافر می شود

وکسی که آن را ابراز می کند درحقیقت دارد به خودش خدمت می کند و محبت را رواج می دهد و لو اینکه در ظاهر برایش تلخ بنمایاند اما در باطن به او ریشه  می دهد وتنومندش می کند

صداقت را نباید تحقیر کرد.

فرجام تحقیر صداقت، ازبین بردن اصالت صداقت نیست بلکه  به منزله ی هتاکی  برای مخدوش کردن آن بوده  ودرنهایت به     تقویت آن  منجرمی شود.

کسی که  هویت و وقار صداقت را مخدوش می کند ویا در پی مسدود کردن ودرمحاق قرار دادن صداقت است ؛ به صداقت  کافراست.

علت همه ی این تظاهرات وبی صداقتی ها دوچیزاست؛

 ترس از دست دادن خواستنی ها و  توقع وطمع بی اندازه برای بدست آوردن خواستنی ها.

بی صداقتی از خلا توقعات منزه سرچشمه می گیرد.

توقعات نامنزه در عصر بلوغ  وتحولات تکنولوژی  لبه ی بی صداقتی را  تیزتر می کند وآسیب بیشتری را به ساحت ودل وجان جامعه وارد می کند

ازاین روبرای صیانت ازباورهای نیک وبالاخص صداقت باید هزینه ی سنگینی را پرداخت. وبه بهای این هزینه ی گزاف صداقت ارزش گذاری می شود و شاکله ی آن معتبر ومقدس وزیبا می شود.

صداقت درکنار خود سادگی وصمیمیت را بعنوان رفقای همیشگی به همراه دارد.

پایداری برای سلامت و صیانت از صداقت درحقیقت مجاهدت و پاسداری از حق وحق طلبی است وحق طلبی کفه ی دیگر ی هم دارد وآن بردباری برای پرداخت هزینه و بهای  سنگین حق طلبی است.

والی الله المصیر


حمیدرضاابراهیم زاده

18تیرماه1396 خورشیدی


تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

عوارض و هزینه های توسعه پذیری

چهارشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۱۷ ب.ظ


در توسعه پذیری همراه با همگام سازی جهانی  ، مقتضیات و تحولات و خاستگاههای  مهم اعتقادی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی واقتصادی  بین المللی  وجود دارد  که  یکی ازعمده ترین دلایل فرار از توسعه پذیری و یا عدم توسعه یافتگی به شمار می آید .

درحقیقت اصل همگام سازی جهانی توسعه باعث فراراز پیشرفت پویا وپایدار ویا رکود وعدم توجه به توسعه پذیری است

به دلیل  آنچه را که تفاوت های ماهوی حوزه های جهان بینی فکری و اعتقادی و اقتصادی  و فرهنگی واجتماعی جوامع  می نامیم ، مدل های متفاوت ومتنوعی در سبک زندگی (Life style) جوامع وسطح زندگی و نوع گفتمان وسلوک و جهانبینی  بومی مردم در زیست بوم آنان وجود دارد. که  نوع وسطح  نیازها وچگونگی معاشرت آنان را تحت شعاع خود قرار می دهد.

بنا براین ممکن است درپاره ای ازمباحث توسعه پذیری  همه جانبه وهمگام  با معادلات جهانی بدلیل تعارضات جامعوی  با عدم اقبال ملی ویا عدم پذیرش قانون اساسی  آن جوامع  روبرو شود.

با بررسی تفاوت های فرهنگی واجتماعی  ملل مختلف  درمی یابیم که همگونگی وپیوستگی  تفاوت ها دشوار و یا اجتماع نقیضین محال است.

مثلا  : جامعه ی  ایرانی با مجموعه مختصات هویت ایرانی وجهانبینی الهی واسلامی  تعارضات فراوانی با ساختارجوامع تبتی وبودایی دارد.

مباحث اولیه اعتقادی جامعه بودایی وتبتی از توحید  وماهیت پروردگار گرفته تا حلیت خوردنی ها وآشامیدنی ها تعارضات فراوانی را درپذیرش قواعد فرهنگ   و به تبع در حوزه های اقتصادی حجم مبادلات تجاری در کالاهای مصرف فرهنگی و خوراکی  با آنها خواهد داشت.

باورها ورسوم وعادات زندگی جوامع  تفاوت ها وتعارضاتی را باسایر ملل وجوامع ایجاد می کنند که  همین تعارضات،باعث  ثقالت ویا سنگینی معاشرت اجتماعی واقتصادی آنان نسبت به یکدیگراست.

اما بخشهایی ازتمنیات و آمال ملی  وفرهنگ ها ورفتارها و قوانین بشر دوستانه ی جوامع تبتی با جامعه ایرانی مشترک و یا سازگاراست.

معمولا دولت ها میادین مشترکی رادر حوزه های  سیاسی واجتماعی واقتصادی ورفتارهای فرهنگی  جستجو می کنند و روابط خود را با کشورهای دیگر گشایش می دهند و مثلا : حجم مبادلات تجاری واقتصادی در تسلیحات. خدمات صنعتی وصنایع دفاعی  و سایر صنایع  پزشکی وسوخت و ارزاق ... را تعیین و افزایش می دهند.

لیکن همچنان تعارضات جامعوی مهمی ، درحوزه ی بینش های اجتماعی واعتقادی واقتصادی و فرهنگی ملل می توان جست که  روابط کشورها  ویا جوامع را تحت شعاع قرار می دهد.

مثلا : کشورمیانمار( برمه)    بارویکرد نسل کشی مسلمانان و به آتش کشیدن جان ومال و زندگی مسلمانان بومی  این کشور ، جنایات  ضد بشری مرتکب شده و یا تعارضات علنی  و مخاطره انگیزی را به جهان مخابره کرد . طبیعی است که روابط اینگونه کشورها با کشورهای توسعه یافته ویا جوامع متمدن  مسدود ویا درحد ضعیفی برقرارمی شود که عموما سفارت خانه وسفیری هم ندارند.

بزرگترین دلیل قطع روابط  اقتصادی وسیاسی  کشورها با یکدیگر مناقشات حوزه حقوق بشر یا مداخلات در مسائل داخلی یکدیگر ویا فتنه انگیزی آنان نسبت به یکدیگراست که نشان دهنده ی تعارض درباورها ی  جامعوی است.

معمولا جوامع توسعه نیافته وعقب مانده درخود  ضمختی ها ویا آشوب های ضد بشری فراوانی دارند که به مذاق جوامع مدنی ناخوشایند ونامطبوع است و به همین دلیل ارتباطات  اجتماعی واقتصادی بسیار کمی  فی مابین آنان صورت می گیرد

جوامعی که درآنها  گروههای  فاشیستی وتروریستی به هرجنایتی مرتکب می شوند اغلب جایگاهی دربین جوامع مستقل ومتمدن ندارند.

البته روابط   گروهها ی تروریستی با کشورهای توسعه یافته می تواند با واسطه گری پنهان  قاچاقچیان سلاح وانسان ومواد مخدر صورت پذیرد که درقانون همه ی جوامع به عنوان جرم  شناخته می شود و این رابطه محکوم به خطر وخطا ورسوایی است.

به دنبال واکاوی  رسوایی های مالی بسیاری  نخبگان سیاسی وسران دولتی  کشورهای خاص، درمی یابیم که رابطه ی مخفیانه ی  آنان با گروههای عقب مانده ویا تروریست ها  افشا شده ویا در معاملات وداد وستد های پنهانی ونامشروع ویا غیررسمی  با همدیگر دچار تشتت شده اند.

بنابراین تضاد درباورها وسبک زندگی باعث می شود که ملل واقوام مختلف بوجود بیایند و برای یکرنگ کردن ویا پیشرفت متحد الشکل جوامع،  چرخ های توسعه ی پایدار جهانی  دچار لغزش ویا لنگش باشد.


نتیجه تصویری برای توسعه پایدار



اگرچه همواره  مدل توسعه ی جوامع پیشرفته وپویا با لحاظ همه ی فعالیت های نیک اجتماعی واقتصادی وسیاسی وفرهنگی با جوامع پیشرفته ی دیگر با تفاوتهایی  همراه است .اما درنهایت نقاط مشترک  مهم و فراوانی  بین آنان وجود دارد که می توان به مطالباتشان در حوزه ی صلح و امنیت پایدار و رفاه ملی وسلامت وبهداشت وآموزش های همگانی  جوامع  فوق اشاره کرد.

شاخص های مبارزه با رشوه واختلاس.شاخص های مبارزه با پولشویی و تورم ومبارزه با بی سوادی وخشونت و تروریسم و شاخص های میزان افزایش امید به زندگی. افزایش شغل  ودرآمد . افزایش تولید وبهره وری.شاخص های جرم وجنایات و... کاهش بزه های اجتماعی  وجرم وجنایت .کاهش رشوه واختلاس . کاهش تورم ونقدینگی . کاهش زندانیان . کاهش فقر وفلاکت . کاهش  بیکاری واعتیاد وطلاق و ....دارای ( نرم مشترک ) میانگین یکسان بین المللی است . که دغدغه ی همه رهبران سیاسی و سران دولت های جهان است وهمه ی جوامع جهانی  آن را پذیرفته و قبول دارند.

تمام اهداف وآرمانهایی که گفته شد اهداف وآرمان هایی است  که دولت ها توقع دارند به آن برسند درحقیقت نمودار  پیشرفت وتوسعه ی آنان محسوب می شود.

حرکت به سمت کاهش نرخ های تورم وبیکاری واعتیاد وجرم و زندانی و رشوه واختلاس و رانت خواری  وافزایش تولید و بهره وری اقتصادی  وتولید دانش و توسعه بانکداری بدون ربا  چیزی جز توسعه یافتگی نیست .

 ازآن سو با دقت در عمق باورها  و مشی اعتدال در سلیقه های اجرایی  وتوجه به نیازها وتطبیق وتسهیل وتنزیه وتطهیر  قوانین اساسی کشورها وتوجه ودقت وظرافت  دولت ها به  الزامات و پیوست های فرهنگی واقدامات مناسب آموزشی و در نهایت تحولات مثبت  جامعوی آن جامعه، پیشرفت پذیری رخ می دهد. و مهندسی فکری و فرهنگی واقتصادی واجتماعی وسیاسی جوامع  شکل می گیرد .

پیشرفت پذیری درصورتی رخ می دهد که همه جوانب حرکت برای  تحول اززیر ساخت های مطمئن و بستر مناسب برخوردار شده و تفاهمات  جهان شمول فرهنگی بین ملت ها  شناخته شود. وبرای کم رنگ کردن تفاوت های فرهنگی به تفاهمات فرهنگی توجه بیشتری شود وبرای کاهش هزینه های عوارض تضاد وتعارض به سمت باورهای مشترک  تنسک جست.

برای پیشگیری از جنگ ویا برخورد تمدن ها بهترین راه این است که مناقشات را رمزگشایی کرده وبرای رفع آن  منصفانه ودقیق تلاش کرد و با آراستن کرامت انسان و دل بستن به کرامت انسانی نقاط مشترک باورهای ملی را به همدیگر بشناسانند ونیازهای مشترک جوامع را ارزیابی  ودقت نظر قرار دهند و برمحورعدالت و محبت وکرامت انسان به سوی پیشرفت پایدار حرکت کنند.

مبتنی است که براین اساس سازمان های مختلف بین المللی درجهت اعتلای توسعه پایدار وصلح جهانی  تاسیس می شود


نتیجه تصویری برای توسعه پایدار



ساختار سازمان های بین المللی  براین است که نیازهای مشترک ملل را بررسی نموده و دولت ها وحکومت هارا به پاسداشت کرامت انسان وصلح جهانی وتوسعه وامنیت پایدار جهانی تشویق کنند

  سازمان فرهنگی یونسکو درخود اهداف بشر دوستانه را دنبال می کند. برنامه ها و مصوباتی که این سازمان پی گیری می کند درحقیقت  آموزش مردم جهان برای برون رفت از فقر همه جانبه وترویج آیین مهرورزی  وتوجه به محیط زیست و توسعه ی پایداراست

حتی موضوع المپیک با توجه به اساسنامه ی آن،نیز این هدف را دنبال می کند که ملت ها با فرهنگ و آداب و رسوم هم آشنا شوند. ودرحقیقت آرمان  بلند  بازی ها ورقابت های المپیک ویا سایر برنامه های بین المللی  آشنایی وتوجه به همزیستی مسالمت آمیز واحترام  متقابل به  زبان  و نژاد  یکدیگر ونوع دوستی وآشنایی ملل با فرهنگ وآداب ورسوم یکدیگر وصدور اندیشه ها و کمک های بشردوستانه است. همچنانی که سازمان جهانی صلیب سرخ  فعالیت هایش را به کمک به همنوع ونجات انسانها معطوف کرده است.



تصویر مرتبط



مهمترین عنصر پویش و حرکت ،و اساسی ترین قوه ی محرکه ی حرکت به سمت  پیشرفت  پویا و پایدار و همه جانبه ی  جهانی در این است که همه مردم ازآموزش  همگانی ودسترسی به دانش بدون تبعیض برخوردار بوده وازحقوق خود آگاه شده  ونسبت به آینده ورفاه خود وامنیت زمین وهمه اهالی زمین دغدغه داشته باشند.

والی الله المصیر

 

حمیدرضاابراهیم زاده

تهران

19/2/1389

 

تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

علل به انقراض رسیدن گویش تبری

دوشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۱۵ ق.ظ

خطر به انقراض کشیده شدن  گویش شیوا وزیبای مازندرانی


در دو دهه اخیر مردم مازندران با فشار نامرئی فرهنگی واجتماعی  وتبعیض فرهنگی متعددی برگویش وفرهنگ خود متحمل شدند به نحوی که  پنداشتند یکی ازبزرگترین دلائل پیشرفت اجتماعی و اقتصادی آنها دورماندن ازفرهنگ وسبک زندگی وزیست بوم مازنی است

ازقبل ترها تهاجم مشقت ها وناملایمات اجتماعی واقتصادی بر مردم تبرستان  باعث شد که  گمان برند رشد تحصیلی  فرزندان  ونسل جدید در  تسلط بر تکلم گویش فارسی وتغییر معاشرت وسبک زندگی است

 بارسوب  تغییراتی که بصورت نرم وخزنده برپیکره ی  بافت فرهنگی وفولکور مازندرانی حاکم می شد ،می شود دریافت که  مازندرانی ها ناخواسته به تهرانیزه شدن  روی آوردند و سبک زندگی خود را با الگوی  پایتخت مرتبط  ومنطبق کردند.

 از جمله علائم  ریز ومویرگی این جریان  تلاش مردم برای مخفی کردن گویش مازندرانی در ادارات ونهاد ها ومعاشرت ها و مشارکت های اجتماعی  است . مردم سختکوش ورنجکشیده   برای احقاق حقوق اداری سعی کردند تا به زبان رسمی وفارسی روی بیاورند. واین پدیده درحقیقت  به معنای  شکستن حس افتخار به  داشته ها وعدم اعتماد به نفس  و عدم اعتماد به بنیه غنی فرهنگ وگویش مازنی  است.

دراین مقطع همزمان تحقیر گویش و تمسخر وبه استهزا کشیدن لهجه  به بهانه خنداندن در  فیلم ها بویژه شبکه استانی مازندران   فعال شد

برنامه های بسیارسخیف  مبتذلی که از اواسط دهه هفتاد وآغاز رسمیت شبکه ای بنام مازندران صورت گرفت . برنامه هایی   فاقد آموزه ها ی فرهنگی واجتماعی  که فقط برای خنداندن وسرگرمی لحاظ می شد و به شدت در تخریب گویش همت می کرد. هیچگونه کارشناسی فرهنگی  برای تنظیم  ابعاد نقش کاراکترهای لوده ای چون عمو یادگار ونوروز وشهروز و... وجود نداشت بد برنامگی وبی تحرکی  وفقدان تدبیر ویا زیر ساخت های تفکر فرهنگی واجتماعی مدیران شبکه مازندران در تدوین ومهندسی اشاعه ی فرهنگ وفولکورمازندران بزرگترین عامل  تخریب و سو استفاده وتحقیر گویش وفولکورتبری  گردید تا جائیکه بالاخره  سریال موهن پایتخت ساخته شد وهمای غیر معمولی  پایتخت بر دوش مازنی ها جا خوش کرد و مازندرانیان  فاقد تدبیر وکاراکترهای سرخوش ولوده  این تهاجم ویا برنامه را اداره کرد. وتبر تبعیض وتحقیر را برکمر تبریان کوفت.

ندای انتقاد از نماینده ولی فقیه وائمه ی جمعه ونمایندگان استانی ونخبگان استان  برخاست

خشم وتذکر در محافل ومصلاها و صحن   مجلس بخاطر هجمه های توهین آمیز اهالی پایتخت، علنی شد

 بااین اوصاف گوش مدیران  به انتقاد دوستداران گویش وفولکور فرهنگی مازندران  بدهکار نشد.

از قدیم الایام مازندران  بخاطر طراوت وزیبایی های منحصر بفردش  گردشگاه ویا حیات خلوت امرا بود و  مجتمعات وویلاهای رفاهی دولتی وغیر دولتی دراین سرزمین  دربطن کوه وجنگل وسواحل دریا  تاسیس شد .

همچنین  سرسبزی ومناظر بکر وزیبای مازندران جاذب گردشگران ایرانی  وخارجی  است.مسافرت های رفاهی وتفریحی  تهاجمی هموطنان با فرهنگ های متفاوت وسبک کاملا متفاوت بازندگی مردم مازندران باعث تضاد در رویکردهای فرهنگی  بومیان می شود..به نحوی که امروز  چون سالهای قبل از انقلاب ازمفهوم دریا وگردشگر  قرابت فساد اخلاقی وتباهی اقتصادی مستفاد می شود. و بی برنامگی  وفقدان تدبیر مدیران حوزه ی  فرهنگ وگردشگری واقتصاد وجامعه  ... باعث تسریع  تخریب فرهنگ وحتی زیست بوم مازندران عزیز می شود.


از سویی سیل مهاجرتهای بی رویه ی خوش نشین های غیر بومی در جای جای روستاها وشهرهای مازندران ازآغازدهه هشتاد بالا رفت. مراتع وکشتزارها وباغات به شهرک ها و ویلاهای اقماری مبدل شد . ساخت وسازهای بی رویه غیر بومیان به حدی رسید که روستائیان  زحمتکش وخدوم  ، زمین ها ومراتع حاصلخیر را درازای بدست آوردن اندکی رفاه برای خود وفرزندان برباد دادند.

آنهایی که هرگز عواید کار وکشاورزی  پاسخگوی نیازهایشان نمی شود. آنهائی که جز رنج ازبرنج  چیزی حاصلشان نمی شود. آنهایی که در سن کهنسالی برای حفظ آبرو وادار هستند برای امرار معاش و هزینه ی دارو درمان درگل ولای تقلا کنند...

وبالاخره باید چون فلسطینیان سرنوشتی بنام آوارگی قسمت شان شود

عدم توسعه روستایی وبی توجهی به روستائیان  ضربه مهلکی را برمعیشت مردم فهیم ونجیب وموقر روستا فرود آورد وبه تبع آن نارضایتی  از زندگی با محوریت کشاورزی  سبک زندگی روستایی  رامنجرمی  شود وبه این ترتیب  نسل نو و فرزندانشان را حتی بافروش مراتع و خانه سراها به شهرها  واشتغالات موهوم گسیل داشتند وناگفته به  آنها  آموختند که حتی گویش تبری هم می تواند به رفاهشان آسیب بزندو...

بااین تناقضات وتهاجمات بی رویه،  مازندران در سراشیبی  تغییرفرهنگی وبلکه تغییر درسبک زندگی قرارگرفت.



از دل نی جوشید نای نیلگون من


برای بهبود وجبران مافات لازم است و انتظارمی رود:

-     همه مدیران ومسئولین استانی وشهری ازبومیان مازندرانی وازشیفتگان خدمت به زبان وفرهنگ مازندرانی باشند

-   ترویج  مدون گویش شیوا وزیبا ووزین مازندرانی با عاملیت صدا وسیما  وآموزش وپرورش  و میراث فرهنگی وجهانگردی وارشاد استان

-     صدا وسیما دریک حرکت  جهادی هربرنامه و پدیده وکاراکتر لوده ای که با گویش وفرهنگ مازندرانی سروکار دارد   را حذف کند .

-      مدیر کل صدا و سیمای مازندران الزاما باید اصالت مازندرانی داشته و بومی  تبرستان سرسبز باشد وبه دغدغه های فرهنگی واجتماعی  مردم  اهمیت دهد و به حوزه کارسنگین  خود کاملا  اشراف داشته باشد

-      برنامه سازان  وتهیه کنندگان بومی مازندران اولویت ایده های فاخر خود را با گویش ومعرفی فرهنگ وفولکور وفرصت های فرهنگی واجتماعی زیست بوم مازندران انتخاب کنند  وباانتخاب ومهندسی دقیق تری به برنامه ها ی فرهنگی واجتماعی روی آورند

-     بسیج حمایت از فرهنگ وزبان وکالا ی مازندرانی در داخل استان شکل بگیرد.

-    برند سازی کالاها و پدیده ها وواژگان واسامی واعلام  خاص مازنی:

کالاها ومیوه ها وپدیده های منحصر به فرد مازندران به همان عنوان مازندرانی درکل کشورمعرفی شوند وهرگزاقدامی برای  تغییر وترجمه ی آن واژه ها  واسامی صورت نپذیرد

-       مبلغین ومروجین وروحانیون تمام تلاش خود را برای اشاعه گویش مازنی بکار ببرند

-    دولت با جدیت به توسعه ی روستایی وحمایت از روستائیان وکشاورزان اهتمام ویژه ای داشته باشد .

-     جامعه شناسان ورفتارشناسان مازندرانی برای  اشاعه فرهنگ وفولکور ومعاشرت وگویش سبک مازندرانی، درصدا وسیمای استان حاضر شوند وبرنامه های کارشناسی ویژه ای را برای ترمیم زخمهای فرهنگی واجتماعی مردم داشته باشند.

-      نهادها وسازمانهای گردشگری وفرهنگی واقتصادی واجتماعی مازندران تعامل سازنده تری برای احقاق حقوق اجتماعی وفرهنگی واقتصادی مردم مازندران داشته باشند

-       حسن نیت ووحدت وهمدلی وهمزبانی ونوع دوستی  مردم مازندران مثال زدنی است.همت عالی نخبگان مازندران برای اعتلای مازندران رامی طلبد. نخبگانی که می توانند به استان برگردند ونخبگانی که می تواند درهرجایگاه  ومنزلتی نافع فرهنگ ومبلغ  فولکور وارزشهای تبرستان باشند

-       فرصت های فرهنگی وفولکوریک مازندران می تواند منجر به رونق و پویش های اقتصادی کلان واشتغال وتوسعه فرهنگی واجتماعی در سطح استان منجر شود. که این امر نیازمند تعامل و تعاون مدیران ونخبگان استان است ...

 - فرهنگستان زبان وادبیات فارسی به جای مبارزه با ترویج  لهجه ها و زبانهای بومی ایران زمین ورفتارهای متناقض  وبرانداز، به  لهجه ها وگویش ها وزبانهای بومی ایران بها بدهد وبرای احیای آنها  کمیته های فعال استانی در بطن آموزش  وپرورش وآموزش عالی وارشاد و... ،مرکب از نخبگان و جامعه شناسان و زبان شناسان ولهجه دانان  وهنرمندان و... بومی آن استان ویا منطقه  ایجاد کند

- ازشرق  و ابتدای شهرستان گلوگاه تا انتهای غربی ترین مناطق شهرستان رامسر کو به کوی وشهر به شهر اقسام لهجه ها و گویش ها و تفاوت گویش و الفاظ وواژگان بصورت رنگین کمانی از زیبایی های فولکوریک سماعی وبصری وفرهنگی عیان ونهفته است. زبان وگویش  مازندرانی برای بقای همه ی لهجه ها وگویش ها نیازمند ترویج وهمدلی وپایداری همگانی دربرابر تهرانیزه شدن در همه ی حوزه های فرهنگی وسبک زندگی است.واین امر میسر نیست مگر با تشکیل کارگروه های استانی انس و دوستی با زبان مادری...

والی الله المصیر

 حمیدرضاابراهیم زاده

اول تیرماه1395



*تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

حریم خصوصی افراد آبروی آنهاست

جمعه, ۹ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۰ ق.ظ

 

 حریم خصوصی  واژه و مفهومی است که تعاریف  متعدد و وسیعی دارد

وبرای تعریف  واستدلال آن باید به مقتضیات  و محدود ه اش توجه کر د

در واقع، حریم خصوصی خط قرمزی برای حدود حضور جامعه در زندگی شخصی افراد محسوب می‌شود.

 حریم خصوصی محدوده ای ازپندارها و گفتارها ورفتارها واشیاء ومکانها وزمانها وپدیده های خصوصی فرد و  افراد وخانواده ها و گروههاست که  فقط درقید ملکیت خودشان  احاطه شده است و اشراف  ودستبرد دیگران به این محدوده به معنای نقض و تجاوز به حریم محسوب شده و بزه وجرم تلقی می گردد.

 بنابراین می‌توان گفت؛

حریم خصوصی تمایل اشخاص است به اینکه آزادانه تصمیم بگیرند که تحت چه شرایطی و تا چه میزانی خود وضعیت و رفتارشان را برای دیگران فاش کنند.

دریک نگاه کلی حریم خصوصی همه افراد محترم است. 

  

 به‌ رغم سابقه کوتاه غرب در حمایت  از حریم خصوصی، حمایت از حریم خصوصی  درپهنه ی  حقوق اسلامی از پیشینه‌ ای طولانی برخوردار است. حریم خصوصی پیش از آنکه در غرب و کنوانسیون‌ها و اسناد بین‌المللی حقوق بشر پیش‌بینی شود، با تاکید بسیار در منابع اسلامی مورد توجه بوده و در آیات متعددی از قرآن مجید، بر لزوم رعایت حریم خصوصی اشخاص تاکید شده است.

 

سنت پیامبر اکرم(ص) و سیره ائمه اطهار(ع) نیز سرشار از توصیه‌هایی در پرهیز از نقض مصادیق مختلف حریم خصوصی است. همان‌طور که گفته شد، احترام به حریم و امور خصوصی دیگران از توصیه‌های تاکید شده اسلام است.

   در منابع اسلامی نظیر قرآن، سنت و اجماع، احکام متعددی درباره وجوه مختلف حریم خصوصی وجود دارد. البته، واژه و اصطلاح حریم خصوصی در آیات قرآن و در روایات اسلامی استعمال نشده است و موضع اسلام در مواجهه با حریم خصوصی، موضع به‌اصطلاح تحویل‌گرایانه است؛ یعنی حریم خصوصی، در قالب احاله به حقوق و آزادی‌های دیگر نظیر حق مالکیت، منع تجسس، اصل برائت، منع سوء‌ظن و اشاعه فحشا و سب و هجو، قذف، سخن چینی و غیبت و خیانت در امانت مطرح شده است.

 

خدا وحریم خصوصی

 

خداوند ستارالعیوب است

پوشاننده ی  راز وسر

 

کسی که رازهای دیگران را افشا می کند دشمن خداست

آبروی افراد عصاره وجود معنوی آنهاست. هیچ چیزی به اندازه ی آبرو برای افراد ارزشمند نیست

آبرو محصول تلاشهای فکری وعقاید وزحمات واکتسابات تدریجی معنوی ومادی افراداست

برای آبرو وشرف جان فدا کردن مقدس است

 

برای آبرو وشرف دفاع کردن جهاد درراه خداست

 خداوند خزانه دار آبروی افراد است

 اگر خدا بخواهد کسی را مفتضح کند خودش پرده ها را برمی دارد

 اما کسی که مدام در تعقیب وتجسس و فضولی  وعیب جویی است  دشمن خداست

 

خداوند ولایت افراد جاسوس و هتاک وفضول را برعهده نمی گیرد چون دشمن ستاریت خدا دشمن آبروی مردم دشمن با کرامت مومن وخود خداست

 

هرکسی که به شرف وکرامت وآبروی فرد. افراد قوم . ملیت توهین  وپرخاش میکند شرافتی ندارد ومجرم است

 

امام صادق علیه السلام فرمودند:« المؤمنُ اعظمُ حرمه من الکعبه»  حرمت مومن از حرمت کعبه بالاتر است.(خصال ص27)

 

آبروی مومن از حریم کعبه هم مقدس تراست

 

هرکسی که آبروی مومنی را بریزد علنا با خدا وارد جنگ شده است

 

ان الله یدافع عن الذین آمنوا/خدا مدافع اهل باور است- حج38

 

الله ولی الذین آمنوا - 256 بقره

 

خدا سرپرست اهل ایمان است. هرکسی که به  خدا وصفات خدا باوردارد مومن است

 

کسی حق ندارد با اووآبرویش مبارزه کند.

 

اگرکسی باآبروی مومنی بازی کرد علنا وارد جنگ با خدا می شود وباید منتظر مقابله  مثل هم باشد

 

خداوند   افرادی که درحریم دیگران تجسس میکنند را طرد میکند وولایتشان را نمی پذیرد وحتی شیطان هم ازآنان مشمئزاست

 

زیرا اندک غیرتی که درشیطان است نمی تواند بپذیرد  درخیل سربازان ویارانش جاسوس و هتاک حاضر  باشد

 

خداوند اسرار پنهانی زیادی دارد  که نمی خواهد کسی برآن آگاهی یابد

 

اگرجن وانسی به سراغ این رازها وحریمها برود قطعا با طرد  وگوشمالی خدا مواجه می شود

 

عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَىٰ غَیْبِهِ أَحَدًا  جن26

 

 إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ صافات10

 

مگر آنها که در لحظه‌ای کوتاه برای استراق سمع به آسمان نزدیک شوند، که «شهاب ثاقب» آنها را تعقیب می‌کند!

 

 

الف) منع تجسس در امور مردم

 

 در قرآن کریم یکی از گناهان بزرگ، تجسس در امور دیگران به شمار می رود. البته لازم به ذکر است مراد از تجسس، کشف عیوب دیگران است. آیه 11 سوره حجرات یکی از اخلاقی ترین آیات قرآن در این رابطه است که خداوند انسان ها را از تجسس در امور یکدیگر نهی نموده است.

 

همچنین خداوند در سوره حجرات، آیه 11، خطاب به مؤمنان می فرماید:

 «یا ایهاالذین امنو اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم و لاتجسسوا... ای کسانی که ایمان آورده اید از بسیاری گمان ها بپرهیزید زیرا بعضی از گمان ها گناه است و هرگز در کار دیگران تجسس نکنید...»

 

در تفسیر این آیه نوشته اند: یکی از اصحاب پیامبر شبی در مدینه به تجسس مشغول بود از دیوار بالا رفت و بی اجازه وارد منزل مردی شد و صاحب خانه را با عده ای در حال شرب خمر دید. پس از اینکه مرد را به جرم شرب خمر خواند، مرد گفت: عجله نکن! اگر من یک گناه کردم تو چهار خطا مرتکب شدی. اول اینکه از راه دیوار وارد منزل من شدی که این خلاف گفته قرآن است چرا که در آیه 189 سوره بقره آمده:

«و لا تأتو البیوت من ظهورها و لکن البرمن اتقی البیوت من ابوابها.»


 ****

 

دوم اینکه بدون اذن صاحبخانه داخل شدی که این خلاف آن چیزی است که در قرآن آمده، چرا که در آیه 27 سوره نور آمده:

 

 «و لا تدخلو بیوتا غیر بیوتکم حتی تستأنسوا.»

 

گناه سوم هم این است که هنگام وارد شدن سلام نکردی. در سوره نور آمده است: «و سلموا علی اهلها».

 

گناه چهارم هم این است که زندگی شخصی مرا مورد تفتیش قرار دادی که در آیه 11 سوره حجرات به این مورد تفتیش قرار دادید که در آیه 11 سوره حجرات به این مورد به وضوح اشاره شده است. پس از شنیدن این صحبت ها، این صحابی از او عذرخواهی کرد.

 

در واقع تجسس در پیرامون اشخاص درباره چیزهایی است که افراد پنهان می کنند و دوست ندارند که دیگران از آن آگاه شوند. رازهای پنهانی مردم، بیشتر نقاط ضعف و رفتارهای ناپسند آنهاست که آشکار شدن هر یک از آنها موجب کوچکی و پستی می شود و معمولا این نقاط ضعف، راز هر کس است که البته انسان از بیان رازش به دیگران نهی شده است، همچنان که امام صادق (ع) فرموده اند:

«راز تو جزیی از خون توست پس نباید که در رگ های غیر تو جریان یابد.»

 

 در این زمینه از پیامبر اکرم (ص) نقل است که ای جماعتی که به زبان اسلام آورده اید لغزش های مسلمانان را نجویید که هر کس لغزش های برادرش را بجوید؛ خداوند لغزش های او را پیگیری می کند و هر کس را که خدا عیب جویی کند، رسوایش سازد هر چند اندرون خانه باشد.»

 

 امام علی (ع) نیز در همین رابطه فرمودند:

«تفتیش در امور دیگران از بدترین گناهان است. پس از آن اجتناب کن.»

همچنین علی (ع) در نامه معروف خود به مالک اشتر فرمود:

«فان فی الناس عیوبا الوالی احق من سترها...»

 

یعنی؛ در مردم عیوبی است که حکم در پوشاندن آن سزاوارتر است، به عبارت دیگر یعنی تو به عنوان والی مردم به دنبال عیوب شان نباش.

 

 ب) منع غیبت

 

آیه 12 سوره حجرات: «ولایغتب بعضکم بعضا، ایحب احرکم ان یاکل لحم افیه عمیقا، فکرهتموا.»

در معنی غیبت آمده است: در غیاب کسی درباره او چیزی بگویی که اگر بشنود ناراحت شود.

سرمایه بزرگ انسان در زندگی، حیثیت و آبرو و شخصیت اوست و هر چیزی آن را به خطر اندازد مانند آن است که جان او را به خطر انداخته و بلکه گاه ترور شخصیت از ترور شخصی مهم تر است.

 

شارع اسلام از این جهت از غیبت نهی فرموده که:

«غیبت اجزای مجتمع بشری را یکی پس از دیگری فاسد می سازد. در اثر غیبت افراد حس منفی به هم پیدا می کنند، با یکدیگر قطع رابطه کرده و در نتیجه جدایی افراد در سطح جامعه حاصل می شود. پس غیبت در حقیقت ترور هویت و شخصیت اجتماعی افراد است.»

 

فرق غیبت با تجسس در این است که غیبت، عیب انسان را برای دیگران آشکار می کند و تجسس یعنی از اسرار او نزد خودمان آگاه شویم. در حدیثی از پیامبر (ص) نقل است:

«تاثیر غیبت در دین اسلام از خوره در جسم او سریع تر است.» در روایت دیگری، امام صادق (ع) فرموده اند:

«کسی که به منظور عیب جویی و آبروریزی مؤمنی سخنی نقل کند تا او را از نظر مردم بیندازد خداوند او را از ولایت خویش بیرون کرده به سوی ولایت شیطان می فرستد اما شیطان هم او را نمی پذیرد.»

 

 

ج) عیب جویی مردم و وظیفه او بر عیب پوشی

 

 ویل لکل همزه لمزه/ وای بر هر غیبت کننده عیب جو! (آیه اول سوره همزه)

 

امام علی (ع) در این زمینه می فرمایند: از آمیزش با کسانی که دنبال عیب های مردم می گردند، دوری کنید زیرا همنشین آنها نیز از ایشان در امان نیست.

 

پیامبر (ص) می فرماید: فرزند آدم را همین گناه بس که با آبروی برادر مسلمانش بازی کند.

بلکه خداوند عیب پوشی و آبروداری را می پسندند و آن را وظیفه انسان مومن می داند. همچنین پیامبر (ص)  می فرماید: «هر که از برادر خود گناهی بداند و آن را بپوشاند، خداوند در روز قیامت عیب او را می پوشاند.»

 

در روایات دیگری به وظیفه آبروداری و رازداری نسبت به همسایه بسیار سفارش شده است. امام سجاد (ع) می فرمایند: «حق همسایه این است که در غیاب او آبرویش را حفظ کنی و حضورش را احترام نهی. دنبال عیب هایش نباش و اگر بدی از او دیدی بپوشانی.»

 

از طرفی وقتی در فقه امامیه که پایه حقوق موضوعه ایران نیز بر آن استوار گردیده است، گفته می شود: «شهود در جرم زنا باید بدون فاصله زمانی یکی پس از دیگری شهادت دهند. اگر بعضی از شهود شهادت بدهند و بعضی دیگر بلافاصله برای ادای شهادت حضور پیدا نکنند، یا شهادت ندهند، زنا ثابت نمی شود بلکه در این صورت شهادت دهنده مورد حد (80 شلاق) قرار می گیرد.» این، معنایش اهمیت فوق العاده به حقوق حریم خصوصی افراد است.

 

در دعاهای معنوی دین مان نیز مصادیق زیادی از این بحث، به خصوص در بعد عیب پوشی داریم.

 

 از جمله در دعای کمیل آمده: «کم من قبیح سترته؛ چه بسیار زشتی هایی که من مرتکب شدم و تو آن را پوشاندی» و در جایی دیگر آمده: «لا تفضحنی بخفی ما اطلعت علیه من سری و لا تعاجلنی بالعقوبه عل ما عملته فی خلواتی من سوء فعلی و اسائتی و دوام تفریطی و جهالتی و کثره شهواتی؛ رسوایم نکن برای آنچه در نهان انجام داده ام و تو می دانی و شتاب نکن در عقوبت آنچه در خلوت خودم از بدکاری و تقصیرکاری و نادانی و شهوت های بسیارم انجام داده ام.»

 

د) ورود به منازل و حریم خصوصی افراد

 

در اینجا می توان به آیات 27 و 28 سوره نور اشاره کرد: «ای کسانی که ایمان آورده اید، در غیر منزل خودتان بدون اجازه و سلام کردن به صاحب منزل وارد نشوید.» و در ادامه می گوید: «اگر کسی در منزل نبود، وارد نشوید تا اینکه به شما اجازه ورود بدهند و اگر به شما گفته شد برگردید این بر شما پاکیزه تر است.»

 

 حتی این حکم نسبت به فرزندان در ورود به حریم خصوصی والدین هم مصداق دارد.

قاعده ای که در این رابطه در اصول فقه مطرح است این است که در اسلام نه ضرر داریم و نه ضرر وارد کردن به کسی (لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام)، ریشه این اصل هم به این مطلب برمی گردد که زمان پیامبر (ص)، شخصی به نام جندق در خانه یکی از انصار، درخت نخلی داشت. این شخص وقت و بی وقت برای سرکشی به این درخت و بدون اجازه و اذن وارد منزل شخصی او شده و حریم خانوادگی اش را نادیده می گرفت. پیامبر از جندق خواستند که از درخت بگذرد ولی او قبول نکرد. پیامبر به مرد انصاری گفت درخت را قطع کند و دیگر به جندق اجازه ورود به خانه ات را نده.

بدون هماهنگی واجازه نمی توان وارد منزل وساحت شخصی افراد شد

 

ه) تفتیش عقاید و مخدوش کردن باورها


فکر وعقیده ی مردم  نیز همچون  مال وناموس  و... جزئی از  حریم  خصوصی مردم است

که امام صادق (ع) می فرمایند: استر  ذهبک وذهابک و مذهبک.

سه چیز را مخفی بدار و هر جایی مگو: رفت و آمد مقصدت و  دارایی ات  و دیدگاه هایت را.

(التحفة السنیة (مخطوط)، السید عبد الله الجزائری: 330- 331)

 تفتیش عقاید نیز ورود به حریم خصوصی مردم محسوب می شود

همچنین  تحریک وتشویق  خزنده وپنهان برای تغییر ساختار فکر وفرهنگ و عقیده نیز تعرض به حریم خصوصی افراد است.

هرآنچه که باورهای ارزشمند ومتعالی ملت ها وهنجارهای  نیک اجتماعی جوامع را مخدوش و منقلب کند به مفهوم تعرض به حریم خصوصی افراد وجامعه محسوب می شود.

مصادیق جدید و امروزی تر حریم خصوصی

 

-          تلفن همراه هوشمند

-           پیامک ها. گفتگو ها

-           ایمیلها

-           یادداشت ها ونوشتجات شخصی

-          آلبوم تصاویر و فیلم ودفتر تلفن و... افراد حریم خصوصی افرادند

-          حساب های شخصی مالی وکاربری مجازی و...


نباید بدون اجازه افراد به حریم وآبروی آنان نزدیک شد و دستبرد زد

 

سرقت در نگاه هم گناه است

 

سرقت نگاه همان سرک کشیدن درحریم خصوصی است. چشم چرانی کردن هست

 

 به هر انگیزه ی نمی شود وارد حساب های شخصی . شغل. موقعیت. وهرچیزی که ازدید دیگران شد

حد واندازه ی تحقیق برای خود ادب وآدابی دارد واز حد که بگذر تجسس وتاذی معنا می دهد

کنجکاوی که از حد بگذرد فضولی وتجسس است

- استفاده کننده از تکنولوژی باید حریم  شناس باشد.

- وصل شنود ودوربین مخفی و هکر برای اشراف ودریافت احوالات خصوصی افراد چه با جنبه ی تجسس وچه با قید کنجکاوی و عیبجویی  جرم و گناه کبیره است.مگراینکه ازناحیه ی این افراد خطری متوجه امنیت ملی وحیثیت افراد باشد که از جانب محاکم عالیه قضائی قابل اجازه وپیگیری است.

 

- هرچیزی که آبروی افراد وآزاد یهای مشروع افراد را دربند بکشاند جرم وگناه است

 

-هراهانت وتجسسی که درحق مومنی  اقدام شود با گوشمالی خدا پاسخ داده می شود

 

درحدیث قدسی آمده است که هرکس به یکی از اولیای من اهانت کند علنا به من  اعلان جنگ کرده است

( کلیات  احادیث قدسی ص675)

 

حمیدرضاابراهیم زاده

20تیر1394

 

* تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده