دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

مجموعه مقالات. اشعار وآثار علمی .پژوهشی. فرهنگی. اجتماعی دکتر حمیدرضا ابراهیم زاده

آخرین مطالب

۹ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

توصیه ی صادقانه (نگاهی به حدیث عنوان بصری)

پنجشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۶، ۰۵:۰۰ ب.ظ

توصیه‌ی صادقانه

همواره اخلاق معاشرت در جامعه همراه با حوادث روزگار مورد دستخوش جو زمان قرار می گیرد.ومتاسفانه با تحولات خشن آن نیز همراه است.و انسان همواره نیازمند تکریم وتحول وترقی است. وهمچنان به دنبال گمشده اش دنیارا بررسی وفتح می کند.

آنچه که انسان به آن در هر زمانی نیازمند است حفظ کرامت انسانی برای عزت و سعادت خویش است.امامان وپیشوایان راستین وراسخان دانش نیز برای ترویج همین تکریم به وظایف خطیر خود گماشته شدند تا در خدمت انسانیت وعلو مقامش مجاهده کنند.

امام صادق علیه السلام نیز یکی از راسخان دانش وپیشوایان صادقی است که برای تعالی انسان وترویج تعالیم  ارزشمند الهی زندگی خود را همچون اجداد ونوادگان صالحش به این امر موقوف داشته است. این بزرگوار منشوری برای حراست از کیان کرامت انسان دارد که بی شک در هر عصر وزمانه ای پاسخگوی خلاء اخلاقی در معاشرت های اجتماعی وفردی است.  این روایت به حدیث عنوان بصری مشهوراست وبرای هر منش ومرام وآئینی قابل تاثیر وتحسین وکاربرد است.

 متن‌ کامل‌ روایت‌ عنوان‌ بصری  

 این‌ روایت‌ از حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ علیه‌ السّلام‌ نقل شده است‌، و مجلسی‌ در کتاب‌ بحار الانوار ذکر نموده‌ است‌؛ و دستورالعمل‌ جامعی‌ است‌ که‌ از ناحیه ی  آن‌ إمام‌ هُمام‌ نقل‌ شده‌ است‌، ما:

«ـ میگویم‌: من‌ به‌ خطّ شیخ‌ ما: بهاء الدّین‌ عامِلی‌ قَدَّس‌ الله‌ روحَه‌ چیزی‌ را بدین‌ عبارت‌ یافتم‌:

 شیخ‌ شمس‌ الدّین‌ محمّد بن‌ مکّیّ (شهید اوّل‌) گفت‌: من‌ نقل‌ می کنم‌ از خطّ شیخ‌ احمد فراهانی‌ رحمه‌ الله‌ از عُنوان‌ بصری‌؛ و وی‌ پیرمردی‌ فرتوت‌ بود که‌ از عمرش‌ نود و چهار سال‌ سپری‌ می‌گشت‌.

 او گفت‌: حال‌ من‌ اینطور بود که‌ به‌ نزد مالک‌ بن‌ أنس‌ رفت‌ و آمد داشتم‌. چون‌ جعفر صادق‌ علیه‌ السّلام‌ به‌ مدینه‌ آمد، من‌ به‌ نزد او رفت‌ و آمد کردم‌، و دوست‌ داشتم‌ همانطوریکه‌ از مالک‌ تحصیل‌ علم‌ کرده‌ام‌، از او نیز تحصیل‌ علم‌ نمایم‌.

 «پس‌ روزی‌ آن حضرت‌ به‌ من‌ گفت‌: من‌ مردی‌ هستم‌ مورد طلب‌ دستگاه‌ حکومتی‌ (آزاد نیستم‌ و وقتم‌ در اختیار خودم‌ نیست‌، و جاسوسان‌ و مفتّشان‌ مرا مورد نظر و تحت‌ مراقبه‌ دارند.) و علاوه‌ بر این‌، من‌ در هر ساعت‌ از ساعات‌ شبانه‌ روز، أوراد و اذکاری‌ دارم‌ که‌ بدانها مشغولم‌. تو مرا از وِردم‌ و ذِکرم‌ باز مدار! و علومت‌ را که‌ می خواهی‌، از مالک‌ بگیر و در نزد او رفت‌ و آمد داشته‌ باش‌، همچنانکه‌ سابقاً حالت‌ اینطور بود که‌ به‌ سوی‌ وی‌ رفت‌ و آمد داشتی‌.

.پس‌ من‌ از این‌ جریان‌ غمگین‌ گشتم‌ و از نزد وی‌ بیرون‌ شدم‌، و با خود گفتم‌: اگر حضرت‌ در من‌ مقدار خیری‌ جزئی‌ را هم‌ تفرّس‌ می‌نمود، هر آینه‌ مرا از رفت‌ و آمد به‌ سوی‌ خودش‌، و تحصیل‌ علم‌ از محضرش‌ منع‌ و طرد نمی‌کرد.

 پس‌ داخل‌ مسجد رسول‌ الله‌ صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ شدم‌ و بر آن حضرت‌ سلام‌ کردم‌. سپس‌ فردای‌ آن‌ روز به‌ سوی‌ روضه‌ برگشتم‌ و در آنجا دو رکعت‌ نماز گزاردم‌ و عرض‌ کردم‌: ای‌ خدا! ای‌ خدا! من‌ از تو میخواهم‌ تا قلب‌ جعفر را به‌ من‌ متمایل‌ فرمائی‌، و از علمش‌ به‌ مقداری‌ روزی‌ من‌ نمائی‌ تا بتوانم‌ بدان‌، به‌ سوی راه‌ مستقیم‌ و استوارت‌ راه‌ یابم‌!»

«و با حال‌ اندوه‌ و غصّه‌ به‌ خانه‌ام‌ باز گشتم‌؛ و بجهت‌ آنکه‌ دلم‌ از محبّت‌ جعفر مملو گردیده‌ بود، دیگر نزد مالک‌ بن‌ أنس‌ نرفتم‌. بنابراین‌ از منزلم‌ خارج‌ نشدم‌ مگر برای‌ نماز واجب‌ (که‌ باید در مسجد با امام‌ جماعت‌ بجای‌ آورم‌) تا به‌ جائیکه‌ صبرم‌ تمام‌ شد.

 در این حال‌ که‌ سینه‌ام‌ گرفته‌ بود و حوصله‌ام‌ به‌ پایان‌ رسیده‌ بود نعلَین‌ خود را پوشیدم‌ و ردای‌ خود را بر دوش‌ افکندم‌ و قصد زیارت‌ و دیدار جعفر را کردم‌؛ و این‌ هنگامی‌ بود که‌ نماز عصر را بجا آورده‌ بودم‌.»

«پس‌ چون‌ به‌ درِ خانه ی حضرت‌ رسیدم‌، اذن‌ دخول‌ خواستم‌ برای‌ زیارت‌ و دیدار حضرت‌. در این حال‌ خادمی‌ از حضرت‌ بیرون‌ آمد و گفت‌: چه‌ حاجت‌ داری‌؟!

 گفتم‌: سلام‌ کنم‌ بر شریف‌.

 خادم‌ گفت‌: او در محلّ نماز خویش‌ به‌ نماز ایستاده‌ است‌. پس‌ من‌ مقابل‌ درِ منزل‌ حضرت‌ نشستم‌. در اینحال‌ فقط‌ به‌ مقدار مختصری‌ درنگ‌ نمودم‌ که‌ خادمی‌ آمد و گفت‌: به‌ درون‌ بیا تو بر برکت‌ خداوندی‌ (که‌ به‌ تو عنایت‌ کند). من‌ داخل‌ شدم‌ و بر حضرت‌ سلام‌ نمودم‌. حضرت‌ سلام‌ مرا پاسخ‌ گفتند و فرمودند: بنشین‌! خداوندت‌ بیامرزد!»

  «پس‌ من‌ نشستم‌، و حضرت‌ قدری‌ به‌ حال‌ تفکّر سر به‌ زیر انداختند و سپس‌ سر خود را بلند نمودند و گفتند: کنیه‌ات‌ چیست‌؟!

 گفتم‌: أبوعبدالله‌ (پدر بنده ی خدا)!

 حضرت‌ گفتند: خداوند کنیه‌ات‌ را ثابت‌ گرداند و تو را موفّق‌ بدارد ای‌ أبوعبدالله‌! حاجتت‌ چیست‌؟!

 من‌ در این‌ لحظه‌ با خود گفتم‌: اگر برای‌ من‌ از این‌ دیدار و سلامی‌ که‌ بر حضرت‌ کردم‌ غیر از همین‌ دعای‌ حضرت‌ هیچ‌ چیز دگری‌ نباشد، هرآینه‌ بسیار است‌.

«سپس‌ حضرت‌ سر خود را بلند نمود و گفت‌: چه‌ میخواهی‌؟!

 عرض‌ کردم‌: از خداوند مسألت‌ نمودم‌ تا دلت‌ را بر من‌ منعطف‌ فرماید، و از علمت‌ به‌ من‌ روزی‌ کند. و از خداوند امید دارم‌ که‌ آنچه‌ را که‌ دربارة‌ حضرت‌ شریف‌ تو درخواست‌ نموده‌ام‌ به‌ من‌ عنایت‌ نماید.

 حضرت‌ فرمود: ای‌ أبا عبدالله‌! علم‌ به‌ آموختن‌ نیست‌. علم‌ فقط‌ نوری‌ است‌ که‌ در دل‌ کسی‌ که‌ خداوند تبارک‌ و تعالی‌ اراده ی  هدایت‌ او را نموده‌ است‌ واقع‌ میشود. پس‌ اگر علم‌ می خواهی‌، باید در اوّلین‌ مرحله‌ در نزد خودت‌ حقیقت‌ عبودیّت‌ را بطلبی‌؛ و بواسطه ی  عمل‌ کردن‌ به‌ علم‌، طالب‌ علم‌ باشی‌؛ و از خداوند بپرسی‌ و استفهام‌ نمائی‌ تا خدایت‌ ترا جواب‌ دهد و بفهماند.»

 «گفتم‌: ای‌ شریف‌! گفت‌: بگو: ای‌ پدر بنده ی خدا ( أبا عبدالله‌ )!

 گفتم‌: ای‌ أبا عبدالله‌! حقیقت‌ عبودیّت‌ کدام‌ است‌؟

 گفت‌: سه‌ چیز است‌: اینکه‌ بنده ی خدا برای‌ خودش‌ درباره ی آنچه‌ را که‌ خدا به‌ وی‌ سپرده‌ است‌ مِلکیّتی‌ نبیند؛ چرا که‌ بندگان‌ دارای‌ مِلک‌ نمی‌باشند، همه ی اموال‌ را مال‌ خدا می‌بینند، و در آنجائیکه‌ خداوند ایشان‌ را امر نموده‌ است‌ که‌ بنهند، میگذارند؛ و اینکه‌ بنده ی  خدا برای‌ خودش‌ مصلحت‌ اندیشی‌ و تدبیر نکند؛ و تمام‌ مشغولیّاتش‌ در آن‌ منحصر شود که‌ خداوند او را بدان‌ امر نموده‌ است‌ و یا از آن‌ نهی‌ فرموده‌ است‌.

 بنابراین‌، اگر بنده ی  خدا برای‌ خودش‌ مِلکیّتی‌ را در آنچه‌ که‌ خدا به‌ او سپرده‌ است‌ نبیند، انفاق‌ نمودن‌ در آنچه‌ خداوند تعالی‌ بدان‌ امر کرده‌ است‌ بر او آسان‌ می‌شود. و چون‌ بنده ی خدا تدبیر امور خود را به‌ مُدبّرش‌ بسپارد، مصائب‌ و مشکلات‌ دنیا بر وی‌ آسان‌ میگردد. و زمانی‌ که‌ اشتغال‌ ورزد به‌ آنچه‌ را که‌ خداوند به‌ وی‌ امر کرده‌ و نهی‌ نموده‌ است‌، دیگر فراغتی‌ از آن‌ دو امر نمی‌یابد تا مجال‌ و فرصتی‌ برای‌ خودنمائی‌ و فخریّه‌ نمودن‌ با مردم‌ پیدا نماید.

 پس‌ چون‌ خداوند، بنده ی  خود را به‌ این‌ سه‌ چیز گرامی‌ بدارد، دنیا و ابلیس‌ و خلائق‌ بر وی‌ سهل‌ و آسان‌ میگردد؛ و دنبال‌ دنیا به‌ جهت‌ زیاده‌اندوزی و فخریّه‌ و مباهات‌ با مردم‌ نمیرود، و آنچه‌ را که‌ از جاه‌ و جلال‌ و منصب‌ و مال‌ در دست‌ مردم‌ می‌نگرد، آنها را به‌ جهت‌ عزّت‌ و علوّ درجه ی خویشتن‌ طلب‌ نمی‌نماید، و روزهای‌ خود را به‌ بطالت‌ و بیهوده‌ رها نمی‌کند.

 و اینست‌ اوّلین‌ پلّه‌ از نردبان‌ تقوی‌. خداوند تبارک‌ و تعالی‌ میفرماید:

 آن‌ سرای‌ آخرت‌ را ما قرار میدهیم‌ برای‌ کسانیکه‌ در زمین‌ اراده ی بلندمنشی‌ ندارند، و دنبال‌ فَساد نمی‌گردند؛ و تمام‌ مراتبِ پیروزی‌ و سعادت‌ در پایان‌ کار، انحصاراً برای‌ مردمان‌ با تقوی‌ است‌.»

 «گفتم‌: ای‌ أباعبدالله‌! به‌ من‌ سفارش‌ و توصیه‌ای‌ فرما!

 گفت‌: من‌ تو را به‌ نُه‌ چیز وصیّت‌ و سفارش‌ می‌نمایم‌؛ زیرا که‌ آنها سفارش‌ و وصیّت‌ من‌ است‌ به‌ اراده‌ کنندگان‌ و پویندگان‌ راه‌ خداوند تعالی‌. و از خداوند مسألت‌ می‌نمایم‌ تا ترا در عمل‌ به‌ آنها توفیق‌ مرحمت‌ فرماید.

 سه‌ تا از آن‌ نُه‌ امر درباره ی  تربیت‌ و تأدیب‌ نفس‌ است‌، و سه‌ تا از آنها در باره ی حلم‌ و بردباری‌ است‌، و سه‌ تا از آنها درباره ی علم‌ و دانش‌ است‌. پس‌ ای‌ عنوان‌ آنها را به‌ خاطرت‌ بسپار، و مبادا در عمل‌ به‌ آنها از تو سستی‌ و تکاهل‌ سر زند!

 عنوان‌ گفت‌: من‌ دلم‌ و اندیشه‌ام‌ را فارغ‌ و خالی‌ نمودم‌ تا آنچه‌ را که‌ حضرت‌ می فرماید بگیرم‌ و اخذ کنم‌ و بدان‌ عمل‌ نمایم‌.»

«پس‌ حضرت‌ فرمود: امّا آن‌ چیزهائی‌ که‌ راجع‌ به‌ تأدیب‌ نفس‌ است‌ آنکه‌: مبادا چیزی‌ را بخوری‌ که‌ بدان‌ اشتها نداری‌، چرا که‌ در انسان‌ ایجاد حماقت‌ و نادانی‌ میکند؛ و چیزی‌ مخور مگر آنگاه‌ که‌ گرسنه‌ باشی‌؛ و چون‌ خواستی‌ چیزی‌ بخوری‌ از حلال‌ بخور و نام‌ خدا را ببر و به‌ خاطر آور حدیث‌ رسول‌ اکرم‌ صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ را که‌ فرمود:

 هیچوقت‌ آدمی‌ ظرفی‌ را بدتر از شکمش‌ پر نکرده‌ است‌. چنانچه اگر بقدری‌ گرسنه‌ شد که‌ ناچار از تناول‌ غذا گردید، پس‌ به‌ مقدار ثُلث‌ شکم‌ خود را برای‌ طعامش‌ بگذارد، و ثلث‌ آنرا برای‌ آبش‌، و ثلث‌ آنرا برای‌ نفَسش‌.»

 «و امّا آن‌ سه‌ چیزی‌ که‌ راجع‌ به‌ بردباری‌ و صبر است‌: پس‌ کسیکه‌ به‌ تو بگوید: اگر یک‌ کلمه‌ بگوئی‌ ده‌ تا می‌شنوی‌ به‌ او بگو: اگر ده‌ کلمه‌ بگوئی‌ یکی‌ هم‌ نمی‌شنوی‌!

 و کسیکه‌ ترا شتم‌ و سبّ کند و ناسزا گوید، به‌ وی‌ بگو: اگر در آنچه‌ میگوئی‌ راست‌ میگوئی‌، من‌ از خدا میخواهم‌ تا از من‌ درگذرد؛ و اگر در آنچه‌ میگوئی‌ دروغ‌ میگوئی‌، پس‌ من‌ از خدا می خواهم‌ تا از تو درگذرد.

 و اگر کسی‌ تو را بیم‌ دهد که‌ به‌ تو فحش‌ خواهم‌ داد و ناسزا خواهم‌ گفت‌، تو او را مژده‌ بده‌ که‌ من‌ درباره ی تو خیرخواه‌ می‌باشم‌ و مراعات‌ تو را می‌نمایم‌.

 «و امّا آن‌ سه‌ چیزی‌ که‌ راجع‌ به‌ علم‌ است‌: پس‌، از علماء بپرس‌ آنچه‌ را که‌ نمیدانی‌؛ و مبادا چیزی‌ را از آنها بپرسی‌ تا ایشان‌ را به‌ لغزش‌ افکنی‌ و برای‌ آزمایش‌ و امتحان‌ بپرسی‌. و مبادا که‌ از روی‌ رأی‌ خودت‌ به‌ کاری‌ دست‌ زنی‌؛ و در جمیع‌ اموری‌ که‌ راهی‌ به‌ احتیاط‌ و محافظت‌ از وقوع‌ در خلافِ امر داری‌ احتیاط‌ را پیشة‌ خود ساز. و از فتوی‌ دادن‌ بپرهیز همانطور که‌ از شیر درنده‌ فرار میکنی‌؛ و گردن‌ خود را جِسر و پل‌ عبور برای‌ مردم‌ قرار نده‌.

 ای‌ پدر بنده ی خدا (أبا عبدالله‌) دیگر برخیز از نزد من‌! چرا که‌ تحقیقاً برای‌ تو خیر خواهی‌ کردم‌؛ و ذِکر و وِرد مرا بر من‌ فاسد مکن‌، زیرا که‌ من‌ مردی‌ هستم‌ که‌ روی‌ گذشت‌ عـمر و ساعات‌ زندگی‌ حساب‌ دارم‌، و نگرانم‌ از آنکه‌ مقداری‌ از آن‌ بیهوده‌ تلف‌ شود. و تمام‌ مراتب‌ سلام‌ و سلامت‌ خداوند برای‌ آن‌ کسی‌ باد که‌ از هدایت‌ پیروی‌ میکند، و متابعت‌ از پیمودن‌ طریق‌ مستقیم‌ می‌نماید.))./

امیدوارم با اشاعه این روایت گامی برای ترویج فرهنگ اخلاق صادقانه درجامعه بر داشته باشم.

- نکته :

یکی از اساتیدالزام کرده بود این حدیث را حفظ کنیم وهر صبح شنبه و سه شنبه یکبار مرور کنیم.حتی همیشه این حدیث را همراهمان داشته باشیم. بنظرم دلیلش دسترسی به کنترل خودمان بود.

            حمیدرضا ابراهیم زاده  -  20 اسفند1391

 


  • حمیدرضا ابراهیم زاده

باز اجل

چهارشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۲ ق.ظ

 

مدتی قبل بازی چالاک بر فراز باغ  رحل اقامت بگزید .  وهمسایه ی بلبل  زاری شد که سالها برمنبروعظ  یگانه  سراینده ی  محفل باغ ما بود و در توصیف  ودلداگی  وسرسپردگی به  دختر حضرت رز سخنسرایی هزاردست و استادی  حاذق بود .

از قضا نتوان گریخت که باز اجل سخن  عندلیب زار را در توسل به صوت ولحن برای کردار عاشقی خوش آمد  و تلاش  برای اقامت مدامش را درباغ  پسندید وغروبگاهی بلبل ،غزل رحیل خواند ودربیان  دگر شد مفقود.

   مدتی خبری ازبلبل زار نبود.  تااینکه چندروز پیش زیردرخت انار باقیمانده ی کالبدش را یافتم . ومدهوش  جمجمه اش را به موزه  ذهن هوشیاران سپرده ام تا یادمان باشد که باز اجل همیشه جمجمه برجای می گذارد.



 درجمجمه ات صفیر بلبل جویم افسوس  که این باغ سفیر تو نجست



واین پندی است از آموزه های حضرت حق. دریک کلام  بازاجل  پیوسته درکمین بلبل وجود وطبع ما ست. 

اینما تکونوا یدرک کم الموت ولو کنتم فی بروج مشیده : (سوره ی نسا آیه78)

مرگ شمارا هرکجا که باشید ، هرچند دردژهای استوار  ، در می بابد...

پیام آورمحبت فرمود:

یاد مرگ، ازبین برنده ی شهوت هاست

اکثرواالذکر هادم اللذات مامن قلیل الا وکثره ومامن کثیر الا وقل له

مرگ اندیشی ازبین برنده ی  افراط در شهوت گرایی است که کمترین اثرش زائل کردن  ریشه ی ستم در پیگیری شهوات است

 

حمیدرضاابراهیم زاده

22تیر1396



تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

درباره ی مریم ستاره

دوشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۶:۴۱ ب.ظ
 

درباره ی مریم ستاره ی درخشان سپهر ریاضیات


همیشه نام دانشمندان را از لای کتابها وپستوی تاریخ  یافته ایم...

غبار هیاهو وکدورت  آسمان  نخبگی مجال دیدن ستارگان  را با چشم های غیر مسلح بما نمی دهد.

 بسیاری از نخبگان و دانشمندان درکنار ما و درمیان ما زیسته اند که کمتر برای تکریم شان  همت و دقت کرده ایم

واینک به لطف تلسکوپ  فضای مجازی این روزها توانسته ایم  افول ستاره ی دنباله دار  مریم میرزاخانی را درآسمان زندگی مان  ببینیم.

افسوس که چه زود دیرمی شود.

ستاره ای که روزهای گذشته در نهایت تاثر وتاسف افول کرد  ستاره ی مریم  بود

مریم همان هموطن. همشهری وهمکلاسی ماست که دربین ما آرام زیست وما بی توجه از نبوغش گاه طعنه ها وگاه خرده ها به اوگرفته ایم.

مریم همانی است که قبلا هشدارازدست دادنش را درجاده اهواز- تهران شنیده بودیم

این چه سری است که همیشه به نخبگان ما کم توجهی ویا بی توجهی می شود.

وگاه  سبب می شویم که خاموش ازکنارمان مهاجرت می کنند

و بعد متوجه جای خالی شان می شویم ویا وقتی که به آسمان پرکشیدند  آذرخش رفتنشان رانظاره گرمی شویم.

بگذریم :

ستاره های زیادی را دراین آسمان کدر ندیده گرفتیم که مریم هم درآن گم است!

صیانت وتکریم  از نام آوران آسمان دانش وارزش، آداب وآموزش همگانی را می طلبد.....

خدا عاقبت همه ی ما را ختم بخیرکند

و مرحوم پروفسور مریم میرزا خانی را هم بیامرزد و روحش را شاد کند. وشعله ی دانشش را برافروخته ترفرماید.



نتیجه تصویری برای مریم میرزا خانی


پروفسور مریم میرزا خانی

متولد13 اردیبهشت 1356 تهران  است که تحصیلات خود رادر دبیرستان فرزانگان تهران آغازکرد ودر دانشگاه شریف تهران درخشید از نام آورترین نخبگان ریاضی جهان به شماررفت

در سال ۲۰۱۴ به خاطر کار بر «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه‌ای آنها» برندهٔ مدال فیلدز شد، که بالاترین جایزه در ریاضیات است.

تا به امروز وی تنها زن و تنها ایرانی برنده ی مدال فیلدز است.

زمینهٔ تحقیقاتی او مشتمل بر نظریه تایشمولر، هندسه هذلولوی، نظریه ارگودیک و هندسه هم‌تافته بود.

مریم میرزاخانی در دوران تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران، برندهٔ مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی در سال‌های ۱۹۹۴ (هنگ‌ کنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) شد. و در این سال به‌عنوان نخستین دانش‌آموز ایرانی نمرهٔ کامل را به دست آورد.

وی نخستین دختری بود که در المپیاد ریاضی ایران طلا گرفت و به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت؛ و نخستین دانش آموز ایرانی بود که دو سال مدال طلا گرفت.او سپس در سال ۱۹۹۹ مدرک کارشناسی خود را در رشتهٔ ریاضی از دانشگاه شریف و دکترایِ خود را در سال ۲۰۰۴ از دانشگاه هاروارد به سرپرستی کورتیس مک‌ مولن، از برندگان مدال فیلدز، گرفت.

از مریم میرزاخانی به‌عنوان یکی از ده ذهنِ جوان برگزیدهٔ سال ۲۰۰۵ از سوی نشریهٔ پاپیولار ساینس در آمریکا و ذهن برتر در رشتهٔ ریاضیات تجلیل شد.وی همچنین  برنده جوایزی چون  جایزه ستر از انجمن ریاضی آمریکا در سال ۲۰۱۳ و جایزهٔ کلی بود. وی از یازدهم شهریورماه ۱۳۸۷ (اول سپتامبر ۲۰۰۸) در دانشگاه استنفورد استاد دانشگاه و پژوهشگر رشتهٔ ریاضیات بود. پیش از این، او استاد دانشگاه پرینستون بود.

مریم میرزاخانی در سال‌های ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ (سال سوم و چهارم دبیرستان) از دبیرستان فرزانگان تهران موفق به کسب مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری شد و بعد از آن در سال ۱۹۹۴ در المپیاد جهانی ریاضی هنگ کنگ با ۴۱ امتیاز از ۴۲ امتیاز مدال طلای جهانی گرفت. سال بعد یعنی ۱۹۹۵ در المپیاد جهانی ریاضی کانادا با ۴۲ امتیاز از ۴۲، رتبهٔ اول طلای جهانی را به دست آورد.

دکترعبادالله محمودیان استاد دانشگاه صنعتی شریف و از مسولان برگزاری المپیاد ریاضی در گفتگویی پیرامون مریم میرزاخانی که در سالنامه شرق ۱۳۹۳ منتشر شده گفته است:

  "  در سال ۱۳۷۲ از دکتر حدادعادل درخواست کردم اجازه دهند ایشان (مریم میرزاخانی) در المپیاد شرکت کنند چون آن زمان فقط سال سومی‌ها امکان شرکت در المپیاد را داشتند و ایشان سال دوم بودند. در نهایت هم انتخاب شدند و سال بعد شرکت کردند و خانم میرزاخانی طی دو بار شرکت در المپیاد جهانی هر دوبار طلا گرفت. در ۳۰ تیر سال ۱۳۷۳ وقتی که از المپیاد برمی‌گشتند دکتر حدادعادل در سرمقاله روزنامه اطلاعات همه این ماوقع را نوشت."

مریم میرزاخانی اولین دختری بود که به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت و همچنین اولین دختری بود که در المپیاد ریاضی ایران طلا گرفت. وی اولین کسی بود که دو سال مدال طلا گرفت و اولین فردی بود که در آزمون المپیاد ریاضی نمره کامل گرفت.


نتیجه تصویری برای مریم میرزا خانی


میرزاخانی دورهٔ لیسانس و فوق لیسانس ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف طی کرد.

وی در سال ۲۰۰۴ با اخذ مدرک دکترای دانشگاه هاروارد به سرپرستی کورتیس مک‌مولن، از برندگان جایزه فیلدز، در دانشگاه‌های پرینستون و استنفورد به تدریس مشغول شد. یک سال بعد در سال ۲۰۰۵ نشریه پاپیولار ساینس آمریکا او را به عنوان یکی از ۱۰ ذهنِ جوان جهان برگزید و تجلیل کرد. میرزاخانی مدتی در پرینستون درس می‌داد ولی بعد به استنفورد رفت و کار تدریس و پژوهش را در آن‌جا پی گرفت. او در شهریور ۱۳۸۷ (اول سپتامبر ۲۰۰۸) و در ۳۱ سالگی به درجه استادی و این دانشگاه رسید.


عضویت در آکادمی ملی علوم آمریکا و فرهنگستان هنر و علوم

مریم میرزاخانی در مه سال ۲۰۱۶ به عضویت در آکادمی ملی علوم برگزیده شد. او نخستین زن ایرانی-آمریکایی است که به عضویت در این آکادمی برگزیده می‌شود.

 

وی در آوریل سال ۲۰۱۷ میلادی به عضویت آکادمی علوم و هنر آمریکا در آمد. مراسم معارفه او قرار بود در اکتبر همان سال برگزار شود.


زندگی شخصی

 

سلیقهٔ سینمایی میرزاخانی بازتابی از ذات بدون مرز پژوهش اوست، که درگیر کاویدن «خصوصیات اشکال هندسی نامعمول» است. او می‌گوید:

«گاهی مواقع احساس می‌کنم در یک جنگل بزرگ هستم و نمی‌دانم به کجا می‌روم؛ ولی به طریقی به بالای تپه‌ای می‌رسم و می‌توانم همه چیز را واضحتر ببینم. آنچه آن گاه رخ می‌دهد، واقعاً هیجان انگیز است.»

 

فیلم مورد علاقهٔ او، داگویل، نگاهی خشن به آمریکای دوران رکود بزرگ است.وی گفته که در کودکی آرزو داشته نویسنده شود. او گفت:

«وقتی که بچه بودم رویایم این بود که نویسنده شوم. هیجان‌انگیزترین لحظاتم را به خواندن رمان می‌گذراندم، در واقع هر چیزی را به دستم می‌رسید می‌خواندم.» همسر وی یان وندراک، نیز دانشیار ریاضی دانشگاه استنفورد، و پژوهشگر سابق علوم کامپیوتر نظری مرکز تحقیقات آی‌بی‌ام و اهل جمهوری چک است و از او دارای یک فرزند به نام آناهیتا می‌باشد.

حادثه تصادف دراهواز

 در اسفندماه ۱۳۷۶ اتوبوس حامل دانشجویان ریاضی شرکت‌کننده در بیست و دومین دورهٔ مسابقات ریاضی دانشجویی، که در آن تیم متشکل از میرزاخانی، ایمان افتخاری و حسین نمازی در آن رتبهٔ اول کشور را کسب کرده بودند، که از اهواز راهی تهران بود (مسابقات ریاضی دانشجویی در اهواز برگزار شد) به دره سقوط کرد و طی آن شش تن از دانشجویان نخبهٔ ریاضی دانشگاه صنعتی شریف شامل آرمان بهرامیان، رضا صادقی - برندهٔ دو مدال طلای المپیاد جهانی - علیرضا سایه‌بان، علی حیدری، فرید کابلی، دکتر مجتبی مهرآبادی و مرتضی رضایی دانشجوی دانشگاه تهران که اغلب از برگزیدگان المپیادهای ملی و بین‌المللی ریاضی بودند، جان باختند و مریم میرزاخانی از جمله دانشجویان بازمانده از این سانحه بود.

بیماری و درگذشت

  در تیر ماه  جاری (۱۳۹۶ ) اعلام شد  که میرزاخانی به دلیل ابتلا به سرطان  و وخامت حالش در بیمارستانی در آمریکا بستری است.

 پروفسورمیرزاخانی از چهار سال پیش‌تر به سرطان سینه مبتلا بود، و این سرطان به مغز استخوان وی سرایت کرده بود.

متاسفانه تلاش برای نجاتش موثرواقع نشد وایشان  در ۲۴ تیر ۱۳۹۶ در ۴۰ سالگی در آمریکا درگذشت.

نتیجه تصویری برای مریم میرزا خانی


بی تردید تا روزی که معادلات و راه حل های  مریم درسپهر ریاضیات ،می درخشد؛ مریم زنده است  وستاره اش می درخشد.

 

حمیدرضاابراهیم زاده

25تیرماه1396


تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ می باشد



  • حمیدرضا ابراهیم زاده

چالشی به نام مداحان خود سر

پنجشنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۴:۳۴ ب.ظ

چالشی به نام مداحان خودسر

منبر بعنوان قدیمی ترین رسانه ی جهانی درخدمت ترویج  دانش وآگاهی واحقاق  حقوق مردم   بوده است.

رسانه ی منبردر حقیقت خدمت گزار وخادم انسان وکارگزار وامانتدار وحی ورسالت انبیا ست و منبر ازآن جایی مقدس شد که درخدمت بشر وتکامل  انسان وبرای صیانت ازکرامت انسان تجلی یافت.

دراین بین مادحین هم به منظور پاسداشت کرامت انسان و یادآوری ویادبود کریمان وبویژه  رثای سیدالشهدا ازاین رسانه بهره می بردند.

تغییرات فراوانی در شکل گیری ساختار سازمانی وجایگاه  اجتماعی و فرهنگی مادحین  شکل پذیرفت و درنهایت به جهت برخی از مسائل  جامعوی و قشریگری  عوام،  مداحان توانستند براریکه ی وقت وساحت  عرف واخلاقیات جامعه نفوذ پیدا کنند واین درحالی بود که هیچ آموزش وکنترلی  برآنان مستولی نبوده ونیست.

مداحان   درسیر تطور  جایگاه خود از نوحه گری ومرثیه سرایی وشعر خوانی به موعظه و خطابه روی آوردند و مشکل از  آنجایی شروع شد که  خطابه ها وموعظه هایشان  فاقد پشتوانه ی تهذیب وتعلیمات لازم   بوده وعلی رغم شور بسیار بالا ازقلت شعور لازم دربیان مسائل ومطالب  رنج برده اند. وهمین امر بزرگترین آفت  موضوع به شمار رفته وبلکه باعث خدشه به اصل نصوص منقول از جانب مادحین گردیده است. وعمدتا یکی از عوامل رویگردانی مردم از موضوع مناسک دینی بد سلیقگی و مداخله ی مداحان دراموری که به آن اشراف ندارند است.

مداخلاتی که گاه می توان ازآ ن به طلبکاری مداح از تشیع وخود برتربینی آنان به علت قلت تهذیب و پارسایی تعبیرکرد.

مداحی گری  شغل وهنر  وحرفه ای برای  تولیدعلم وفرهنگ وکالا و ترقی اقتصاد وفرهنگ و... نیست.

با صراحت می توان گفت : امروزه مداح جماعت  از گریاندن مردم ارتزاق می کند. وسوگ مردم درحقیقت معاش آنان گردیده است. بدیهی است که تناقض وتقابلی نیز به تدریج دراین بین رخ خواهد داد وان نیز در جامعه  اسلامی  چهره خوشی ندارد

در احادیث آمده است که کسب درآمد با قرآن و...کراهت دارد.

حق القدم و حق الوعظ وحق القلم هایی که پا از گلیم حق درازتر کرده اند بی تردید مرضی رضای خدا نخواهد بود وآفتی برای  فرهنگ جامعه ی اسلامی و بلکه توسعه ی جامعه اسلامی است.

افرادی که بنام امام حسین و معصومین  (ع) برای معاش ومنفعت خود  وگروه وسلیقه ها بازار گرمی می کند.نمی توانند مروج سیره اهل بیت باشند.!

همانانی که  ازبنیه صدا وسر و زبان برای جیبشان  برسرحضور درمراسم عزا  قیمتهای نجومی وآنچنانی  پیشنهاد می دهند. چگونه می توانند به کرامت انسانی خدمت کنند!

متاسفانه انحرافات  و بلند پروازی های این دسته ازمادحین  فشار سنگینی را بر ذاکرین راستین اهل بیت و به ویژه روحانیون ومبلغین ودانش آموختگان مکتب قرآن واهل بیت وارد کرده است.

تناقض وتنفری که این قشر ازافراد برای مردم به ویژه عوام  درحوزه دیانت وارد کردند  بی نهایت سمی ومهلک است

مداحی که  با قلت تهذیب و سواد اجتماعی و خروارها خروار غرور وافاده اجازه ی  استنباط واجتهاد درحوزه ی  آیات واحادیث وفقه.تاریخ وجامعه و سیاست. اقتصاد  را بخودش داده وبلکه دیگران را نیز تشویق وتحریک به پذیرش نظرات شاذ خود می کند که غالب این افاضات ازنظرحقوقی واجتماعی انحراف وبزه محسوب می شود . ودرواقع فرصت طلبی محسوب می شود که در ناهنجاری های اجتماعی وفرهنگی و سیاسی ،خواسته یا ناخواسته بوق گروهها وسلیقه های متفاوت شده وازدرک عمق و اصل موضوع عاجزاست.

ازاین جهت این دسته از مادحین   بعنوان اوباش سیاسی شناخته می شوند. ودر قامت اوباشی گری ومطابق با ساختار حرکتشان داعیه ی  قیم بودن برای مردم  را داشته  ومدعی می شوند که  دلسوز وطن وشهدا ومردم وائمه هدا بوده  وسرباز ولایت ونظام هستند.! درحالی که درحقیقت ناخواسته  تخریب چی ساحت  اهل بیت ونظام و امنیت ملی  هستند.

با تحقیرآگاهی وانحراف درحقایق ومقدس مابی و هویت  هتاک ونقد ناپذیرانه ی آنان ، نخبگان  درمحاق قرار می گیرد

اگرچه مداح بدون  شعر وشاعر و مشاور شعر  هیچ است. البته   برخی ازشعرا نیز دراین بین  تن به  جفا داده  و با پسرفت جایگاه ارزشمند خود  تن به  شعرفروشی ومنبر فروشی می دهند. چیزی درحد خود فروشی ،که جایگاه شعر ومداح را متزلزل می کند.

  حال شاعران آیینی یا مهندسان فرهنگی  حقیقی و متعهد جامعه کجای کار دیده می شوند؟؟؟

از قدیم  وباستان شعر رسانه  ای برای باز گوکردن آئین واحقاق  حق مردم وآموزشگاهی برای آگاهی بخشیدن  تربیت نفوس بود.

 اگر شاعری به هرعلتی درباری شد و یا انحرافی در رسالتش پدید آمد، شعر و هویت شاعرانه اش ازپویایی ساقط شد.

شاعرومداح  دو روی  سکه  ی  ترویج  سیره ی اهل بیت هستند. وهردو باید به زیور ادب وپارسایی وعلم وحلم  آراسته وبه  اسلحه شجاعت و تدبیر مسلح باشد.

بنا بر این مداح بدون ریشه ی علمی و اخلاقی وتقوا یی مضر جامعه است.

پشتوانه ی قرآن و ادب دربرابر معصومین ملاک ریشه سالم است .

  مداحان افراطی در سالهای اخیر ازخود افرادی  منفور وهتاک وجرثومه های جسور نشان داده اند ،که بنام بت شکنی هنجار ها شکستند وبت شدند. حریم ها دریدند و عملا بوق تبلیغاتی اشخاص فرصت طلب سیاسی  شده وخود را دستاویزی برای  تخریب هویت اهل بیت و سلب امنیت  نظام ومیهن قرار داده اند

آنان نه  درقامت حزب لایق ومستحق  چارت بندی هستند ونه درقامت معتمدین ومتدینین ومقیدین به اخلاق اسلامی  قابلیت احترام را دارند.

مگراینکه خلافش ثابت شود  وبی چشمداشت نوکری  اهل بیت رابکنند وجیب ها وزبان ودل ودستها وچشمهایشان پاک وطاهر باشد.

گروههای افراطی هرجا که باشند وهربلندگویی که بدست بیاورندعملا مردم برایشان مانند دین بازیچه ای نیستند

درمناسک  عاشورایی و مناسک  مذهبی که همه ی مردم به ویژه امام عصر و رهبرانقلاب  درسوگ  سربه زانو برده اند

 مداحان حق ندارند خارج از خشنودی خدا و فارغ از حب ورضای اهل بیت یک جمله بسازند

خیانت است به قرآن واهل بیت که اینگونه مراسمات ومحافل ملی را تبدیل به کارناوال وشوهای تبلیغاتی کنند.

مداح چه با مطالعه چه بی مطالعه حق اظهار نظر درمسایلی که به امنیت ملی وعزت ملی مرتبط هست  ندارد.

مداح جماعت حق اظهار نظر  درمباحث  تخصصی و کارشناسانه  ندارد.

حدیث امام صادق وائمه معصومین درباره ارزش گریاندن بر ذاکرین راستین اهل بیت صدق می کند که خود عامل به تقوا و زندگی شان  ترویج قرآن و اهل بیت است.

البته روی سخنم  با مداح هایی هست که درتعریف من  شغلی جز گریاندن و بورس ساختن ندارند وازآرایه ی تهذیب وادب فراری هستند. وگرنه ذاکرین راستین اهل بیت خود سینه ی سوخته ماجراها وخون به دل شدگان این مرارت هاهستند.

صرف داشتن شهرت دلیلی براین نیست که درمسائلی که نیاز به کار کارشناسی تخصصی  دارد ورود پیدا کرده و انسجام ملی را بااحساسات فردی ویا گروهی مخدوش کرد ویا وارد به عرصه ای شد که جایگاه واقعی آن مصداق مثال : پای ازگلیم خود دراز کردن باشد.

بااین اوصاف صنف بازیگران،  وافراد مشهوری مثل هنرمندان و ورزشکاران هم می توانند در  عرصه های فرهنگی، اجتماعی ، اقتصادی وسیاسی مداخله نموده  واز مسیرشهرت خود جایگاههای  غیراز تخصصشان را اشغال واسباب  آفت برای جامعه ی پویای اسلامی  فراهم سازند .گاه اظهار نظرهایی  که  نمونه اش فراوان دراین سالهای اخیر به چشم می آید.ازسوی افرادی که شهرت هایی در رشته های خاص ورزشی ویا هنری دارند باعث بروز تناقض و ابتذال در حریم جامعه گردیده است وبخشی از بیماری جامعه درحوزه توسعه سیاسی وفرهنگی است...


والی الله المصیر

حمیدرضا ابراهیم زاده

2شهریور 1394



*نکته: این متن قبلا بصورت مصاحبه  منتشر شده بود و درحال حاضر بصورت متن ومطلب درآمده است.

تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ است.
  • حمیدرضا ابراهیم زاده

صداقت در محاق گل می دهد

يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۰۰ ب.ظ

پرسش:

باسلام و...

چرا صداقت نسبت به گذشته در زندگی مردم کمرنگ شده است؟

جواب: باسلام و درود فراوان


صداقت اززمره ی باورهای نیک فردی وجامعوی است و دریک جمله کوتاه ،صداقت یعنی راستگویی ودرست کرداری.

صداقت  و باورهای نیک ازبین نمی روند بلکه از حالتی وصورتی به حالات و ابعاد دیگر در می آیند.

باورهای نیک ممکن است مخدوش ومنزوی شود ویا درمحاق قرار گیرد. اما  نابود نمی شود.

هرگز بذر نیکی  و خیر نمی پوسد و ازبین نمی رود.بلکه  همواره درجریان وحرکت وپویایی است.

اساسا هیچ تهاجمی به نیکی ها نمی تواند اورا ازپای دربیاورد بلکه باعث صلابت واقتدارش می شود.

این کویر وجود افراد وجامعه است که به باران وآبیاری نیاز دارد.

بارانی از جنس توجه عاشقانه و رایحه ی محبت ملوکانه ی ذات اقدس نیکی.

عشق .محبت . دوست داشتن همدیگر بزرگترین علامت خیر وصداقت است

کسی که عشق و دوست داشتن را مخفی می کند .آن را ازبین نمی برد بلکه به آن کافر می شود

وکسی که آن را ابراز می کند درحقیقت دارد به خودش خدمت می کند و محبت را رواج می دهد و لو اینکه در ظاهر برایش تلخ بنمایاند اما در باطن به او ریشه  می دهد وتنومندش می کند

صداقت را نباید تحقیر کرد.

فرجام تحقیر صداقت، ازبین بردن اصالت صداقت نیست بلکه  به منزله ی هتاکی  برای مخدوش کردن آن بوده  ودرنهایت به     تقویت آن  منجرمی شود.

کسی که  هویت و وقار صداقت را مخدوش می کند ویا در پی مسدود کردن ودرمحاق قرار دادن صداقت است ؛ به صداقت  کافراست.

علت همه ی این تظاهرات وبی صداقتی ها دوچیزاست؛

 ترس از دست دادن خواستنی ها و  توقع وطمع بی اندازه برای بدست آوردن خواستنی ها.

بی صداقتی از خلا توقعات منزه سرچشمه می گیرد.

توقعات نامنزه در عصر بلوغ  وتحولات تکنولوژی  لبه ی بی صداقتی را  تیزتر می کند وآسیب بیشتری را به ساحت ودل وجان جامعه وارد می کند

ازاین روبرای صیانت ازباورهای نیک وبالاخص صداقت باید هزینه ی سنگینی را پرداخت. وبه بهای این هزینه ی گزاف صداقت ارزش گذاری می شود و شاکله ی آن معتبر ومقدس وزیبا می شود.

صداقت درکنار خود سادگی وصمیمیت را بعنوان رفقای همیشگی به همراه دارد.

پایداری برای سلامت و صیانت از صداقت درحقیقت مجاهدت و پاسداری از حق وحق طلبی است وحق طلبی کفه ی دیگر ی هم دارد وآن بردباری برای پرداخت هزینه و بهای  سنگین حق طلبی است.

والی الله المصیر


حمیدرضاابراهیم زاده

18تیرماه1396 خورشیدی


تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

عوارض و هزینه های توسعه پذیری

چهارشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۱۷ ب.ظ


در توسعه پذیری همراه با همگام سازی جهانی  ، مقتضیات و تحولات و خاستگاههای  مهم اعتقادی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی واقتصادی  بین المللی  وجود دارد  که  یکی ازعمده ترین دلایل فرار از توسعه پذیری و یا عدم توسعه یافتگی به شمار می آید .

درحقیقت اصل همگام سازی جهانی توسعه باعث فراراز پیشرفت پویا وپایدار ویا رکود وعدم توجه به توسعه پذیری است

به دلیل  آنچه را که تفاوت های ماهوی حوزه های جهان بینی فکری و اعتقادی و اقتصادی  و فرهنگی واجتماعی جوامع  می نامیم ، مدل های متفاوت ومتنوعی در سبک زندگی (Life style) جوامع وسطح زندگی و نوع گفتمان وسلوک و جهانبینی  بومی مردم در زیست بوم آنان وجود دارد. که  نوع وسطح  نیازها وچگونگی معاشرت آنان را تحت شعاع خود قرار می دهد.

بنا براین ممکن است درپاره ای ازمباحث توسعه پذیری  همه جانبه وهمگام  با معادلات جهانی بدلیل تعارضات جامعوی  با عدم اقبال ملی ویا عدم پذیرش قانون اساسی  آن جوامع  روبرو شود.

با بررسی تفاوت های فرهنگی واجتماعی  ملل مختلف  درمی یابیم که همگونگی وپیوستگی  تفاوت ها دشوار و یا اجتماع نقیضین محال است.

مثلا  : جامعه ی  ایرانی با مجموعه مختصات هویت ایرانی وجهانبینی الهی واسلامی  تعارضات فراوانی با ساختارجوامع تبتی وبودایی دارد.

مباحث اولیه اعتقادی جامعه بودایی وتبتی از توحید  وماهیت پروردگار گرفته تا حلیت خوردنی ها وآشامیدنی ها تعارضات فراوانی را درپذیرش قواعد فرهنگ   و به تبع در حوزه های اقتصادی حجم مبادلات تجاری در کالاهای مصرف فرهنگی و خوراکی  با آنها خواهد داشت.

باورها ورسوم وعادات زندگی جوامع  تفاوت ها وتعارضاتی را باسایر ملل وجوامع ایجاد می کنند که  همین تعارضات،باعث  ثقالت ویا سنگینی معاشرت اجتماعی واقتصادی آنان نسبت به یکدیگراست.

اما بخشهایی ازتمنیات و آمال ملی  وفرهنگ ها ورفتارها و قوانین بشر دوستانه ی جوامع تبتی با جامعه ایرانی مشترک و یا سازگاراست.

معمولا دولت ها میادین مشترکی رادر حوزه های  سیاسی واجتماعی واقتصادی ورفتارهای فرهنگی  جستجو می کنند و روابط خود را با کشورهای دیگر گشایش می دهند و مثلا : حجم مبادلات تجاری واقتصادی در تسلیحات. خدمات صنعتی وصنایع دفاعی  و سایر صنایع  پزشکی وسوخت و ارزاق ... را تعیین و افزایش می دهند.

لیکن همچنان تعارضات جامعوی مهمی ، درحوزه ی بینش های اجتماعی واعتقادی واقتصادی و فرهنگی ملل می توان جست که  روابط کشورها  ویا جوامع را تحت شعاع قرار می دهد.

مثلا : کشورمیانمار( برمه)    بارویکرد نسل کشی مسلمانان و به آتش کشیدن جان ومال و زندگی مسلمانان بومی  این کشور ، جنایات  ضد بشری مرتکب شده و یا تعارضات علنی  و مخاطره انگیزی را به جهان مخابره کرد . طبیعی است که روابط اینگونه کشورها با کشورهای توسعه یافته ویا جوامع متمدن  مسدود ویا درحد ضعیفی برقرارمی شود که عموما سفارت خانه وسفیری هم ندارند.

بزرگترین دلیل قطع روابط  اقتصادی وسیاسی  کشورها با یکدیگر مناقشات حوزه حقوق بشر یا مداخلات در مسائل داخلی یکدیگر ویا فتنه انگیزی آنان نسبت به یکدیگراست که نشان دهنده ی تعارض درباورها ی  جامعوی است.

معمولا جوامع توسعه نیافته وعقب مانده درخود  ضمختی ها ویا آشوب های ضد بشری فراوانی دارند که به مذاق جوامع مدنی ناخوشایند ونامطبوع است و به همین دلیل ارتباطات  اجتماعی واقتصادی بسیار کمی  فی مابین آنان صورت می گیرد

جوامعی که درآنها  گروههای  فاشیستی وتروریستی به هرجنایتی مرتکب می شوند اغلب جایگاهی دربین جوامع مستقل ومتمدن ندارند.

البته روابط   گروهها ی تروریستی با کشورهای توسعه یافته می تواند با واسطه گری پنهان  قاچاقچیان سلاح وانسان ومواد مخدر صورت پذیرد که درقانون همه ی جوامع به عنوان جرم  شناخته می شود و این رابطه محکوم به خطر وخطا ورسوایی است.

به دنبال واکاوی  رسوایی های مالی بسیاری  نخبگان سیاسی وسران دولتی  کشورهای خاص، درمی یابیم که رابطه ی مخفیانه ی  آنان با گروههای عقب مانده ویا تروریست ها  افشا شده ویا در معاملات وداد وستد های پنهانی ونامشروع ویا غیررسمی  با همدیگر دچار تشتت شده اند.

بنابراین تضاد درباورها وسبک زندگی باعث می شود که ملل واقوام مختلف بوجود بیایند و برای یکرنگ کردن ویا پیشرفت متحد الشکل جوامع،  چرخ های توسعه ی پایدار جهانی  دچار لغزش ویا لنگش باشد.


نتیجه تصویری برای توسعه پایدار



اگرچه همواره  مدل توسعه ی جوامع پیشرفته وپویا با لحاظ همه ی فعالیت های نیک اجتماعی واقتصادی وسیاسی وفرهنگی با جوامع پیشرفته ی دیگر با تفاوتهایی  همراه است .اما درنهایت نقاط مشترک  مهم و فراوانی  بین آنان وجود دارد که می توان به مطالباتشان در حوزه ی صلح و امنیت پایدار و رفاه ملی وسلامت وبهداشت وآموزش های همگانی  جوامع  فوق اشاره کرد.

شاخص های مبارزه با رشوه واختلاس.شاخص های مبارزه با پولشویی و تورم ومبارزه با بی سوادی وخشونت و تروریسم و شاخص های میزان افزایش امید به زندگی. افزایش شغل  ودرآمد . افزایش تولید وبهره وری.شاخص های جرم وجنایات و... کاهش بزه های اجتماعی  وجرم وجنایت .کاهش رشوه واختلاس . کاهش تورم ونقدینگی . کاهش زندانیان . کاهش فقر وفلاکت . کاهش  بیکاری واعتیاد وطلاق و ....دارای ( نرم مشترک ) میانگین یکسان بین المللی است . که دغدغه ی همه رهبران سیاسی و سران دولت های جهان است وهمه ی جوامع جهانی  آن را پذیرفته و قبول دارند.

تمام اهداف وآرمانهایی که گفته شد اهداف وآرمان هایی است  که دولت ها توقع دارند به آن برسند درحقیقت نمودار  پیشرفت وتوسعه ی آنان محسوب می شود.

حرکت به سمت کاهش نرخ های تورم وبیکاری واعتیاد وجرم و زندانی و رشوه واختلاس و رانت خواری  وافزایش تولید و بهره وری اقتصادی  وتولید دانش و توسعه بانکداری بدون ربا  چیزی جز توسعه یافتگی نیست .

 ازآن سو با دقت در عمق باورها  و مشی اعتدال در سلیقه های اجرایی  وتوجه به نیازها وتطبیق وتسهیل وتنزیه وتطهیر  قوانین اساسی کشورها وتوجه ودقت وظرافت  دولت ها به  الزامات و پیوست های فرهنگی واقدامات مناسب آموزشی و در نهایت تحولات مثبت  جامعوی آن جامعه، پیشرفت پذیری رخ می دهد. و مهندسی فکری و فرهنگی واقتصادی واجتماعی وسیاسی جوامع  شکل می گیرد .

پیشرفت پذیری درصورتی رخ می دهد که همه جوانب حرکت برای  تحول اززیر ساخت های مطمئن و بستر مناسب برخوردار شده و تفاهمات  جهان شمول فرهنگی بین ملت ها  شناخته شود. وبرای کم رنگ کردن تفاوت های فرهنگی به تفاهمات فرهنگی توجه بیشتری شود وبرای کاهش هزینه های عوارض تضاد وتعارض به سمت باورهای مشترک  تنسک جست.

برای پیشگیری از جنگ ویا برخورد تمدن ها بهترین راه این است که مناقشات را رمزگشایی کرده وبرای رفع آن  منصفانه ودقیق تلاش کرد و با آراستن کرامت انسان و دل بستن به کرامت انسانی نقاط مشترک باورهای ملی را به همدیگر بشناسانند ونیازهای مشترک جوامع را ارزیابی  ودقت نظر قرار دهند و برمحورعدالت و محبت وکرامت انسان به سوی پیشرفت پایدار حرکت کنند.

مبتنی است که براین اساس سازمان های مختلف بین المللی درجهت اعتلای توسعه پایدار وصلح جهانی  تاسیس می شود


نتیجه تصویری برای توسعه پایدار



ساختار سازمان های بین المللی  براین است که نیازهای مشترک ملل را بررسی نموده و دولت ها وحکومت هارا به پاسداشت کرامت انسان وصلح جهانی وتوسعه وامنیت پایدار جهانی تشویق کنند

  سازمان فرهنگی یونسکو درخود اهداف بشر دوستانه را دنبال می کند. برنامه ها و مصوباتی که این سازمان پی گیری می کند درحقیقت  آموزش مردم جهان برای برون رفت از فقر همه جانبه وترویج آیین مهرورزی  وتوجه به محیط زیست و توسعه ی پایداراست

حتی موضوع المپیک با توجه به اساسنامه ی آن،نیز این هدف را دنبال می کند که ملت ها با فرهنگ و آداب و رسوم هم آشنا شوند. ودرحقیقت آرمان  بلند  بازی ها ورقابت های المپیک ویا سایر برنامه های بین المللی  آشنایی وتوجه به همزیستی مسالمت آمیز واحترام  متقابل به  زبان  و نژاد  یکدیگر ونوع دوستی وآشنایی ملل با فرهنگ وآداب ورسوم یکدیگر وصدور اندیشه ها و کمک های بشردوستانه است. همچنانی که سازمان جهانی صلیب سرخ  فعالیت هایش را به کمک به همنوع ونجات انسانها معطوف کرده است.



تصویر مرتبط



مهمترین عنصر پویش و حرکت ،و اساسی ترین قوه ی محرکه ی حرکت به سمت  پیشرفت  پویا و پایدار و همه جانبه ی  جهانی در این است که همه مردم ازآموزش  همگانی ودسترسی به دانش بدون تبعیض برخوردار بوده وازحقوق خود آگاه شده  ونسبت به آینده ورفاه خود وامنیت زمین وهمه اهالی زمین دغدغه داشته باشند.

والی الله المصیر

 

حمیدرضاابراهیم زاده

تهران

19/2/1389

 

تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

علل به انقراض رسیدن گویش تبری

دوشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۱۵ ق.ظ

خطر به انقراض کشیده شدن  گویش شیوا وزیبای مازندرانی


در دو دهه اخیر مردم مازندران با فشار نامرئی فرهنگی واجتماعی  وتبعیض فرهنگی متعددی برگویش وفرهنگ خود متحمل شدند به نحوی که  پنداشتند یکی ازبزرگترین دلائل پیشرفت اجتماعی و اقتصادی آنها دورماندن ازفرهنگ وسبک زندگی وزیست بوم مازنی است

ازقبل ترها تهاجم مشقت ها وناملایمات اجتماعی واقتصادی بر مردم تبرستان  باعث شد که  گمان برند رشد تحصیلی  فرزندان  ونسل جدید در  تسلط بر تکلم گویش فارسی وتغییر معاشرت وسبک زندگی است

 بارسوب  تغییراتی که بصورت نرم وخزنده برپیکره ی  بافت فرهنگی وفولکور مازندرانی حاکم می شد ،می شود دریافت که  مازندرانی ها ناخواسته به تهرانیزه شدن  روی آوردند و سبک زندگی خود را با الگوی  پایتخت مرتبط  ومنطبق کردند.

 از جمله علائم  ریز ومویرگی این جریان  تلاش مردم برای مخفی کردن گویش مازندرانی در ادارات ونهاد ها ومعاشرت ها و مشارکت های اجتماعی  است . مردم سختکوش ورنجکشیده   برای احقاق حقوق اداری سعی کردند تا به زبان رسمی وفارسی روی بیاورند. واین پدیده درحقیقت  به معنای  شکستن حس افتخار به  داشته ها وعدم اعتماد به نفس  و عدم اعتماد به بنیه غنی فرهنگ وگویش مازنی  است.

دراین مقطع همزمان تحقیر گویش و تمسخر وبه استهزا کشیدن لهجه  به بهانه خنداندن در  فیلم ها بویژه شبکه استانی مازندران   فعال شد

برنامه های بسیارسخیف  مبتذلی که از اواسط دهه هفتاد وآغاز رسمیت شبکه ای بنام مازندران صورت گرفت . برنامه هایی   فاقد آموزه ها ی فرهنگی واجتماعی  که فقط برای خنداندن وسرگرمی لحاظ می شد و به شدت در تخریب گویش همت می کرد. هیچگونه کارشناسی فرهنگی  برای تنظیم  ابعاد نقش کاراکترهای لوده ای چون عمو یادگار ونوروز وشهروز و... وجود نداشت بد برنامگی وبی تحرکی  وفقدان تدبیر ویا زیر ساخت های تفکر فرهنگی واجتماعی مدیران شبکه مازندران در تدوین ومهندسی اشاعه ی فرهنگ وفولکورمازندران بزرگترین عامل  تخریب و سو استفاده وتحقیر گویش وفولکورتبری  گردید تا جائیکه بالاخره  سریال موهن پایتخت ساخته شد وهمای غیر معمولی  پایتخت بر دوش مازنی ها جا خوش کرد و مازندرانیان  فاقد تدبیر وکاراکترهای سرخوش ولوده  این تهاجم ویا برنامه را اداره کرد. وتبر تبعیض وتحقیر را برکمر تبریان کوفت.

ندای انتقاد از نماینده ولی فقیه وائمه ی جمعه ونمایندگان استانی ونخبگان استان  برخاست

خشم وتذکر در محافل ومصلاها و صحن   مجلس بخاطر هجمه های توهین آمیز اهالی پایتخت، علنی شد

 بااین اوصاف گوش مدیران  به انتقاد دوستداران گویش وفولکور فرهنگی مازندران  بدهکار نشد.

از قدیم الایام مازندران  بخاطر طراوت وزیبایی های منحصر بفردش  گردشگاه ویا حیات خلوت امرا بود و  مجتمعات وویلاهای رفاهی دولتی وغیر دولتی دراین سرزمین  دربطن کوه وجنگل وسواحل دریا  تاسیس شد .

همچنین  سرسبزی ومناظر بکر وزیبای مازندران جاذب گردشگران ایرانی  وخارجی  است.مسافرت های رفاهی وتفریحی  تهاجمی هموطنان با فرهنگ های متفاوت وسبک کاملا متفاوت بازندگی مردم مازندران باعث تضاد در رویکردهای فرهنگی  بومیان می شود..به نحوی که امروز  چون سالهای قبل از انقلاب ازمفهوم دریا وگردشگر  قرابت فساد اخلاقی وتباهی اقتصادی مستفاد می شود. و بی برنامگی  وفقدان تدبیر مدیران حوزه ی  فرهنگ وگردشگری واقتصاد وجامعه  ... باعث تسریع  تخریب فرهنگ وحتی زیست بوم مازندران عزیز می شود.


از سویی سیل مهاجرتهای بی رویه ی خوش نشین های غیر بومی در جای جای روستاها وشهرهای مازندران ازآغازدهه هشتاد بالا رفت. مراتع وکشتزارها وباغات به شهرک ها و ویلاهای اقماری مبدل شد . ساخت وسازهای بی رویه غیر بومیان به حدی رسید که روستائیان  زحمتکش وخدوم  ، زمین ها ومراتع حاصلخیر را درازای بدست آوردن اندکی رفاه برای خود وفرزندان برباد دادند.

آنهایی که هرگز عواید کار وکشاورزی  پاسخگوی نیازهایشان نمی شود. آنهائی که جز رنج ازبرنج  چیزی حاصلشان نمی شود. آنهایی که در سن کهنسالی برای حفظ آبرو وادار هستند برای امرار معاش و هزینه ی دارو درمان درگل ولای تقلا کنند...

وبالاخره باید چون فلسطینیان سرنوشتی بنام آوارگی قسمت شان شود

عدم توسعه روستایی وبی توجهی به روستائیان  ضربه مهلکی را برمعیشت مردم فهیم ونجیب وموقر روستا فرود آورد وبه تبع آن نارضایتی  از زندگی با محوریت کشاورزی  سبک زندگی روستایی  رامنجرمی  شود وبه این ترتیب  نسل نو و فرزندانشان را حتی بافروش مراتع و خانه سراها به شهرها  واشتغالات موهوم گسیل داشتند وناگفته به  آنها  آموختند که حتی گویش تبری هم می تواند به رفاهشان آسیب بزندو...

بااین تناقضات وتهاجمات بی رویه،  مازندران در سراشیبی  تغییرفرهنگی وبلکه تغییر درسبک زندگی قرارگرفت.



از دل نی جوشید نای نیلگون من


برای بهبود وجبران مافات لازم است و انتظارمی رود:

-     همه مدیران ومسئولین استانی وشهری ازبومیان مازندرانی وازشیفتگان خدمت به زبان وفرهنگ مازندرانی باشند

-   ترویج  مدون گویش شیوا وزیبا ووزین مازندرانی با عاملیت صدا وسیما  وآموزش وپرورش  و میراث فرهنگی وجهانگردی وارشاد استان

-     صدا وسیما دریک حرکت  جهادی هربرنامه و پدیده وکاراکتر لوده ای که با گویش وفرهنگ مازندرانی سروکار دارد   را حذف کند .

-      مدیر کل صدا و سیمای مازندران الزاما باید اصالت مازندرانی داشته و بومی  تبرستان سرسبز باشد وبه دغدغه های فرهنگی واجتماعی  مردم  اهمیت دهد و به حوزه کارسنگین  خود کاملا  اشراف داشته باشد

-      برنامه سازان  وتهیه کنندگان بومی مازندران اولویت ایده های فاخر خود را با گویش ومعرفی فرهنگ وفولکور وفرصت های فرهنگی واجتماعی زیست بوم مازندران انتخاب کنند  وباانتخاب ومهندسی دقیق تری به برنامه ها ی فرهنگی واجتماعی روی آورند

-     بسیج حمایت از فرهنگ وزبان وکالا ی مازندرانی در داخل استان شکل بگیرد.

-    برند سازی کالاها و پدیده ها وواژگان واسامی واعلام  خاص مازنی:

کالاها ومیوه ها وپدیده های منحصر به فرد مازندران به همان عنوان مازندرانی درکل کشورمعرفی شوند وهرگزاقدامی برای  تغییر وترجمه ی آن واژه ها  واسامی صورت نپذیرد

-       مبلغین ومروجین وروحانیون تمام تلاش خود را برای اشاعه گویش مازنی بکار ببرند

-    دولت با جدیت به توسعه ی روستایی وحمایت از روستائیان وکشاورزان اهتمام ویژه ای داشته باشد .

-     جامعه شناسان ورفتارشناسان مازندرانی برای  اشاعه فرهنگ وفولکور ومعاشرت وگویش سبک مازندرانی، درصدا وسیمای استان حاضر شوند وبرنامه های کارشناسی ویژه ای را برای ترمیم زخمهای فرهنگی واجتماعی مردم داشته باشند.

-      نهادها وسازمانهای گردشگری وفرهنگی واقتصادی واجتماعی مازندران تعامل سازنده تری برای احقاق حقوق اجتماعی وفرهنگی واقتصادی مردم مازندران داشته باشند

-       حسن نیت ووحدت وهمدلی وهمزبانی ونوع دوستی  مردم مازندران مثال زدنی است.همت عالی نخبگان مازندران برای اعتلای مازندران رامی طلبد. نخبگانی که می توانند به استان برگردند ونخبگانی که می تواند درهرجایگاه  ومنزلتی نافع فرهنگ ومبلغ  فولکور وارزشهای تبرستان باشند

-       فرصت های فرهنگی وفولکوریک مازندران می تواند منجر به رونق و پویش های اقتصادی کلان واشتغال وتوسعه فرهنگی واجتماعی در سطح استان منجر شود. که این امر نیازمند تعامل و تعاون مدیران ونخبگان استان است ...

 - فرهنگستان زبان وادبیات فارسی به جای مبارزه با ترویج  لهجه ها و زبانهای بومی ایران زمین ورفتارهای متناقض  وبرانداز، به  لهجه ها وگویش ها وزبانهای بومی ایران بها بدهد وبرای احیای آنها  کمیته های فعال استانی در بطن آموزش  وپرورش وآموزش عالی وارشاد و... ،مرکب از نخبگان و جامعه شناسان و زبان شناسان ولهجه دانان  وهنرمندان و... بومی آن استان ویا منطقه  ایجاد کند

- ازشرق  و ابتدای شهرستان گلوگاه تا انتهای غربی ترین مناطق شهرستان رامسر کو به کوی وشهر به شهر اقسام لهجه ها و گویش ها و تفاوت گویش و الفاظ وواژگان بصورت رنگین کمانی از زیبایی های فولکوریک سماعی وبصری وفرهنگی عیان ونهفته است. زبان وگویش  مازندرانی برای بقای همه ی لهجه ها وگویش ها نیازمند ترویج وهمدلی وپایداری همگانی دربرابر تهرانیزه شدن در همه ی حوزه های فرهنگی وسبک زندگی است.واین امر میسر نیست مگر با تشکیل کارگروه های استانی انس و دوستی با زبان مادری...

والی الله المصیر

 حمیدرضاابراهیم زاده

اول تیرماه1395



*تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

فهم دینی

سه شنبه, ۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۴۳ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

فهم دینی

 رسول اکرم (ص) : اذا ارادالله بعبد خیرا فقهه فی الدین وزهده فی الدنیا و بصره عیوبه

(نهج‌اافصاحه 143 )

      اگر دین به درستی فهمیده نشود و عمیق دریافت نگردد، فهمی آسیب دیده و دریافتی آفت زده در انسان  شکل می‌گیرد و چنین فهم و دریافتی راهبر به مقاصد دین نیست. بلکه گرد خود گشتن و راه به جایی نبردن است. چنانچه امیرِبیان علی‌(ع ) میفرماید : « عابد بدون فهم مانند خرِآسیاست که به دور خود می‌گردد و راه به جایی نمی‌برد. » دینداری فارغ از فهم درست دین، نمایشی از اعمال به ظاهر دینی و بی‌بهره از روح و حقیقت دین و بالطبع خالی از محتوای دیانت و بی‌نصیب از نتایج مترتب برآن است. امام علی ( ع ) : « چه بسا روزه داری که از روزه‌ی خود جز گرسنگی و تشنگی بهره نبرد، و چه بسا نمازگذاری که از نماز خود جز بیداری و رنج‌بری نصیبی حاصل نکند. خوشا خوابیدن زیرکان و خوشا روزه گشادن ایشان. » اگر رویکرد به دین بدون تفقه ( فهم عمیق ) صورت گیرد، بد فهمیدن دین، موجب آسیب دیدگی دین و دینداری می‌شود. چنین رویکردی به دین موجب تنسکی خشک و عبادتی بی روح، و کج فهمی و قشریگرایی و خود مداری می‌شود. نفهمیدن دین یا بد فهمیدن چنان خطرناک و مصیبت زاست که امیر مومنان علی ( ع ) اینگونه درباره آن هشدار داده است. و آنان را که از دین فهمی عمیق ندارند چنین تشبیه نموده است ؛ چونان تخم افعی در لانه پرندگان که شکستن آن گناه است، زیرا گمان می رود تخم پرنده باشد اما جوجه‌ی آن شر و زیانبار است، زیرا در حقیقت تخم افعی است.

        امام علی ( ع ) مردمانی را که بظاهر اهل دیانتند ولی به سبب نافهمی دین بر مدار جاهلیتند چنین دانسته است یعنی چون اظهار اسلام میکنند و دینداری می‌نمایند ، برخورد با آنان و مجازات کردنشان مجاز نیست . ولی به سبب نفهمی‌شان هزارگونه شر و فساد به بار می‌آورند . تعبیر امیر مومنان علی ( ع ) درباره چنین تنسک و دینداری تعبیری شگفت است. «بسا اهل تنسک و دینداری که او را دیانت نباشد» حکمت 145 نهج البلاغه . مصداق بارز بد فهمیدن دین و نفهمیدن دین خوارجند که تعبد پیشه و متنسک بودند . خطر جهالت اینگونه افراد و جمعیت‌ها بیشتر از این ناحیه است که ابزار و آلت دست زیرک‌ها قرار می‌گیرند و سد راه مصالح عالیه‌ی اسلامی واقع می‌شوند ، منافقان بی‌دین ، مقدسان احمق را علیه مصالح اسلامی بر می‌انگیزنند . امیر مومنان علی ( ع ) در این باره فرموده است : « همانا شما بدترین مردمید . شما تیرهایی هستید که در دست شیطان که از وجود شما برای زدن نشانه خود استفاده می‌کند ، و بوسیله شما مردم را در حیرت و تردید و گمراهی می‌افکند .» 

         فهم نادرست از دین و فقدان بصیرت در دین ، از خوارج مردمانی ساخت تنگ نظر و کوته بین که همه را بر خطا و منحرف می‌دانستند و جز خود و امثال خود را بر حق نمی‌دیدند. از اینرو براحتی دیگران را کافر و فاسق دانسته و از دین به در رفته معرفی می‌کردند . و در همین حد و اندازه نیز نمی‌ایستادند ، بلکه براحتی خود را مجاز به تعدی به حقوق مردم و حتی ریختن خون آنان می‌دیدند . همیشه اینگونه بوده است که نفهمیدن یا نادرست فهمیدن دین موجب پیدایش چنین مردمانی شده است که به دین و دینداری سخت آسیب زده‌اند . چهره‌ای که خوارج و آنان که روح مذهب خوارج را داشته‌اند ، از دینداری و دین ارائه کرده‌اند ، چهره‌ای تنگ نظرانه و کوته بینانه ، متحجرانه و مقدس مأبانه بوده است  و این امر تأثیرات منفی بسیار بر دین و دینداری داشته است . امیر مومنان میفرماید : قصم ظهری [ رجلان ] عالم متهتک و جاهل متنسک . بحار ج 2 ص 112 ) دو گروه کمرم را شکستند عالم متهتک و نادان متنسک . بالطبع کمرشکن تر از این 2 فرقه‌، هیچ آسیبی بر اسلام نخواهد بود . بنابراین همه نگرانی رهبری اسلام از صدر تاکنون ، آفت و صدمه‌ای است که از ناحیه درون و با توجه به خود محوری‌ها ، خود پسندی‌ها و ظاهر پرستی و جمود و قشری‌گریهایی که در فهم و اجرای دین ، ناشی شده و در هر دورانی خطر اینگونه افراد بمراتب از خطر دشمنان قسم خورده براندازتر و چشم گیرتر بوده است. انتظار میرود امت اسلامی با بصیرت در دین ، اخلاص در عمل و محبت در رفتارهایشان و با انسجام و همدلی و وحدت اسلامی بر همه مشکلات پیش رو فائق آیند . 

حمید رضا ابراهیم زاده

1383/5/11 

 

 کلیه حقوق برای مولف محفوظ است  

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

توسعه وتضاد

جمعه, ۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۰۰ ب.ظ

 


 

باگذشت زمان وسیر تکامل انسان واندیشه های بشری:

مردم روز به روز جامعه پذیرترمی شوند .ومشارکتهای اجتماعی خود را فعال تر می کنند.

حضور ومشارکت وفعالیت در جامعه  همان حرکت درمسیر توسعه است

ومتعاقبا جامعه ی  درحال توسعه  وپویا همه ی هزینه های حضور را می پذیرد.

حضورفرهنگی واجتماعی در جامعه حقیقی با جامعه ی مجازی هیچ فرقی نمی کند.

زیرا تحول وحضوردرهردوی این جوامع ازمطالبات و رفتارهای شخصی شما ناشی می شوند.

همه ی شما با حواشی مقدس ترازمتن .حرام های محترم ترازحلال  وتیک ها وجملات .مدل مو. لباس وآرایش.مراسم عزا وشادی های دگرگون یافته  واغلب  نامانوس وناهنجار مواجه هستید:

 پدیده های آنی واحساسی و نا هنجارک  هایی که مبدل به هنجار وعرف می گردند. ومانند سلولهای سرطانی روزانه  برپیکره فرهنگ جامعه جا خوش می کنند واسباب  درد ومشقت در  بدنه ی اقتصاد وفرهنگ وسیاست می شوند

  این سلولها همان حاشیه هایی هستند که جای متن را می گیرند وباعث تغییر در هنجارهای اصیل جامعه می شوند ویا در مقابل فرهنگ قد علم کرده وباعث تضاد والتقاط ناهمگن فرهنگی واجتماعی می شوند.

 یکی از مهمترین دلایل سهولت  تسلط مهندسی  معکوس رفتارهای مردم جوامع توسعه نیافته  توسط  بیگانگان  تقویت همین هنجارکهای بدون پشتوانه است.

و متاسفانه ژستهای این چنینی در حوزه فرهنگ وادبیات توسعه،  با اقبال عوام  وبعضا تائیدات خواص نیز مواجه است

 به این دلیل که غبار وسم آن برعواطف واعتقادات مردم رسوب می کند.

وهرچیزی که با اعتقادات وعواطف مردم عجین شود برداشتن ویا مبارزه ی باآن هزینه بر وتقریبا صعب العلاج ویا بعضا محال است.

 معمولا اغلب هنجارکها  در قالب عزا و شادی خود راکاملا  جلوه می دهند و تدریجا بعنوان شگون و یا رسم وارد معرکه زندگی اجتماعی وفردی مردم می شوند

 وازاین رو مقابله باآن سخت وحتی بعضا محال است

 مثلا  درج مهریه به نام اعداد ارزشی ومذهبی  .اصرار برتهیه ی  جهیزیه های ناروا وغیر ضرور.هزینه های گزاف لباس و مراسم و...

 اصرارهای کذایی بر تهیه سالن . نوع غذا. نوع ماشین عروس وتزئین آن ونوع آرایش و تحمیل بسیاری از هزینه های گزاف ونا هنجار بر ابتدای یک زندگی تا شلیک گلوله در روزعروسی ونزاع وخرافه ها  و... باعث بروز خطا وتغییر درسیستم  مطالبات وتوقعات جوانان گردیده است.

وامرازدواج آسان به شکل یک پروژه ی درام وتابوی وحشتناک نمایش داده می شود

 بسیاری ازمطالبات جوانان  ویا خانواده های آنان برای تشکیل زندگی مشترک تحت شعاع ناهنجاری هایی است که بجای هنجار برمتن زندگی  سایه افکنده اند و یا باعث اضمحلال ازدواج آسان گردیده اند

 همچنین در عزاداری ها هم این قبیل مسایل وارد  جرگه تسلیت شده است

 حرف هایی درباره خواب دیدن میت. لباس میت. تدفین میت.تکریم ونکوداشت میت ودسته گل. چاپ تراکت  و... مراسم های آنچنانی. .تعطیلی زندگی خانواده میت برای مدت طولانی.که اغلب خارج ازشعائردینی وسوگواری های ملی ومذهبی ماست

 اما  بمرور زمان به شکل هنجار بر حوزه آداب ورسوم مردم  تسلط پیدا کرده اند

 باید گفت:

درعزا وسوگ حضورو تسلط ناهنجاری ها  بیشتراز مراسم شادی  بر فرهنگهای اصیل واضح است

  زیرا کمتر کسی  درمقابل خانواده معزا ویا امورسوگواره ها موضع می گیرد و تذکر ویا پیشگیری از این اعمال را بی احترامی  به صاحب عزا قلمداد می کنند وهمین باعث وهن واسطورسازی ها وافسانه پردازی هایی می شود که مقاومت در برابر حواشی و ناهنجاری ها  تقریبا مقاومت دربرابرمتن شئونات حقیقی دینی می نمایاند.

 

 همانطوری که  درمراسم عاشورا علی رغم نظر علما ومراجع انواع تیغ زنی ها و خنجر زدن وقمه زدن وطبل وسنج  نبرد کوفتن ونمایش سینه زنی ها وزنجیر زنی ها و سوگواری های عجیب را سوگواره می بینید. باکمی مطالعه درمی یابید که اغلب آنها وهن اسلام وتشیع  بوده و بی پایه واساس هستند والبته مبارزه با آن نیز به مرور زمان بر اساس رسوب وغبار زمان ودلبستگی مردم به اسطوره ها محال می شود...

 

همه ای این ناهنجاری ها به مثابه بت وخرافه وانحرافاتی هستند که باید باهزینه ی گزاف  آبرو ومال وجان برداشته شوند

 ومی توانید دریابید پشت این بتها نمرودها ایستاده اند و ابراهیم های زمان می طلبد تا بشکند این بتها وفاصله ها را.

 

یکی ازوظایف حکومت همکاری بامهندسان فرهنگی اعم ازهنرمندان و شاعران. فرهنگیان ومعلمان واساتید وروحانیون ومبلغین برای مبارزه با مظاهر تحریف و خرافه ومشقت هاست

 

دولت بعنوان نماینده ملت  وقانون با داشتن  همه ی ابزارهای  قضایی  وفرهنگی  باید قیم ومدعی العموم فرهنگ باشد تا در دسترس تعرض واقع نگردد

 ضروری ترین راه حل این مبارزه  ویا ورود به  دوازه ی توسعه یافتگی ،آموزش وتربیت فرهنگی واعتقادی وحقوق شهروندی است که با کرامت انسانی مماس است.

  دولت   ابتدا  باابزارهای فرهنگی همانند آموزش وپرورش ودانشگاه وصدا وسیما ورسانه های مربوطه بعنوان هرم  ومجرای اصلی توسعه  می تواند با آشنا کردن نسلها به آموزه های حقیقی ومبارزه نرم  با انحرافات اقدام نماید. واین  امرممکن نیست مگر با مشارکت  ومجاهدت همه ی مهندسان فرهنگی جامعه.

والی الله المصیر

   8 آذر1393

 29 نوامبر2014

   تبریز -  حمیدرضا ابراهیم زاده

 

* تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف می باشد.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده