دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

مجموعه مقالات. اشعار وآثار علمی .پژوهشی. فرهنگی. اجتماعی دکتر حمیدرضا ابراهیم زاده

آخرین مطالب

۷ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

باز اجل

چهارشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۲ ق.ظ

 

مدتی قبل بازی چالاک بر فراز باغ  رحل اقامت بگزید .  وهمسایه ی بلبل  زاری شد که سالها برمنبروعظ  یگانه  سراینده ی  محفل باغ ما بود و در توصیف  ودلداگی  وسرسپردگی به  دختر حضرت رز سخنسرایی هزاردست و استادی  حاذق بود .

از قضا نتوان گریخت که باز اجل سخن  عندلیب زار را در توسل به صوت ولحن برای کردار عاشقی خوش آمد  و تلاش  برای اقامت مدامش را درباغ  پسندید وغروبگاهی بلبل ،غزل رحیل خواند ودربیان  دگر شد مفقود.

   مدتی خبری ازبلبل زار نبود.  تااینکه چندروز پیش زیردرخت انار باقیمانده ی کالبدش را یافتم . ومدهوش  جمجمه اش را به موزه  ذهن هوشیاران سپرده ام تا یادمان باشد که باز اجل همیشه جمجمه برجای می گذارد.



 درجمجمه ات صفیر بلبل جویم افسوس  که این باغ سفیر تو نجست



واین پندی است از آموزه های حضرت حق. دریک کلام  بازاجل  پیوسته درکمین بلبل وجود وطبع ما ست. 

اینما تکونوا یدرک کم الموت ولو کنتم فی بروج مشیده : (سوره ی نسا آیه78)

مرگ شمارا هرکجا که باشید ، هرچند دردژهای استوار  ، در می بابد...

پیام آورمحبت فرمود:

یاد مرگ، ازبین برنده ی شهوت هاست

اکثرواالذکر هادم اللذات مامن قلیل الا وکثره ومامن کثیر الا وقل له

مرگ اندیشی ازبین برنده ی  افراط در شهوت گرایی است که کمترین اثرش زائل کردن  ریشه ی ستم در پیگیری شهوات است

 

حمیدرضاابراهیم زاده

22تیر1396



تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

درباره ی مریم ستاره

دوشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۶:۴۱ ب.ظ
 

درباره ی مریم ستاره ی درخشان سپهر ریاضیات


همیشه نام دانشمندان را از لای کتابها وپستوی تاریخ  یافته ایم...

غبار هیاهو وکدورت  آسمان  نخبگی مجال دیدن ستارگان  را با چشم های غیر مسلح بما نمی دهد.

 بسیاری از نخبگان و دانشمندان درکنار ما و درمیان ما زیسته اند که کمتر برای تکریم شان  همت و دقت کرده ایم

واینک به لطف تلسکوپ  فضای مجازی این روزها توانسته ایم  افول ستاره ی دنباله دار  مریم میرزاخانی را درآسمان زندگی مان  ببینیم.

افسوس که چه زود دیرمی شود.

ستاره ای که روزهای گذشته در نهایت تاثر وتاسف افول کرد  ستاره ی مریم  بود

مریم همان هموطن. همشهری وهمکلاسی ماست که دربین ما آرام زیست وما بی توجه از نبوغش گاه طعنه ها وگاه خرده ها به اوگرفته ایم.

مریم همانی است که قبلا هشدارازدست دادنش را درجاده اهواز- تهران شنیده بودیم

این چه سری است که همیشه به نخبگان ما کم توجهی ویا بی توجهی می شود.

وگاه  سبب می شویم که خاموش ازکنارمان مهاجرت می کنند

و بعد متوجه جای خالی شان می شویم ویا وقتی که به آسمان پرکشیدند  آذرخش رفتنشان رانظاره گرمی شویم.

بگذریم :

ستاره های زیادی را دراین آسمان کدر ندیده گرفتیم که مریم هم درآن گم است!

صیانت وتکریم  از نام آوران آسمان دانش وارزش، آداب وآموزش همگانی را می طلبد.....

خدا عاقبت همه ی ما را ختم بخیرکند

و مرحوم پروفسور مریم میرزا خانی را هم بیامرزد و روحش را شاد کند. وشعله ی دانشش را برافروخته ترفرماید.



نتیجه تصویری برای مریم میرزا خانی


پروفسور مریم میرزا خانی

متولد13 اردیبهشت 1356 تهران  است که تحصیلات خود رادر دبیرستان فرزانگان تهران آغازکرد ودر دانشگاه شریف تهران درخشید از نام آورترین نخبگان ریاضی جهان به شماررفت

در سال ۲۰۱۴ به خاطر کار بر «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه‌ای آنها» برندهٔ مدال فیلدز شد، که بالاترین جایزه در ریاضیات است.

تا به امروز وی تنها زن و تنها ایرانی برنده ی مدال فیلدز است.

زمینهٔ تحقیقاتی او مشتمل بر نظریه تایشمولر، هندسه هذلولوی، نظریه ارگودیک و هندسه هم‌تافته بود.

مریم میرزاخانی در دوران تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران، برندهٔ مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی در سال‌های ۱۹۹۴ (هنگ‌ کنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) شد. و در این سال به‌عنوان نخستین دانش‌آموز ایرانی نمرهٔ کامل را به دست آورد.

وی نخستین دختری بود که در المپیاد ریاضی ایران طلا گرفت و به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت؛ و نخستین دانش آموز ایرانی بود که دو سال مدال طلا گرفت.او سپس در سال ۱۹۹۹ مدرک کارشناسی خود را در رشتهٔ ریاضی از دانشگاه شریف و دکترایِ خود را در سال ۲۰۰۴ از دانشگاه هاروارد به سرپرستی کورتیس مک‌ مولن، از برندگان مدال فیلدز، گرفت.

از مریم میرزاخانی به‌عنوان یکی از ده ذهنِ جوان برگزیدهٔ سال ۲۰۰۵ از سوی نشریهٔ پاپیولار ساینس در آمریکا و ذهن برتر در رشتهٔ ریاضیات تجلیل شد.وی همچنین  برنده جوایزی چون  جایزه ستر از انجمن ریاضی آمریکا در سال ۲۰۱۳ و جایزهٔ کلی بود. وی از یازدهم شهریورماه ۱۳۸۷ (اول سپتامبر ۲۰۰۸) در دانشگاه استنفورد استاد دانشگاه و پژوهشگر رشتهٔ ریاضیات بود. پیش از این، او استاد دانشگاه پرینستون بود.

مریم میرزاخانی در سال‌های ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ (سال سوم و چهارم دبیرستان) از دبیرستان فرزانگان تهران موفق به کسب مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری شد و بعد از آن در سال ۱۹۹۴ در المپیاد جهانی ریاضی هنگ کنگ با ۴۱ امتیاز از ۴۲ امتیاز مدال طلای جهانی گرفت. سال بعد یعنی ۱۹۹۵ در المپیاد جهانی ریاضی کانادا با ۴۲ امتیاز از ۴۲، رتبهٔ اول طلای جهانی را به دست آورد.

دکترعبادالله محمودیان استاد دانشگاه صنعتی شریف و از مسولان برگزاری المپیاد ریاضی در گفتگویی پیرامون مریم میرزاخانی که در سالنامه شرق ۱۳۹۳ منتشر شده گفته است:

  "  در سال ۱۳۷۲ از دکتر حدادعادل درخواست کردم اجازه دهند ایشان (مریم میرزاخانی) در المپیاد شرکت کنند چون آن زمان فقط سال سومی‌ها امکان شرکت در المپیاد را داشتند و ایشان سال دوم بودند. در نهایت هم انتخاب شدند و سال بعد شرکت کردند و خانم میرزاخانی طی دو بار شرکت در المپیاد جهانی هر دوبار طلا گرفت. در ۳۰ تیر سال ۱۳۷۳ وقتی که از المپیاد برمی‌گشتند دکتر حدادعادل در سرمقاله روزنامه اطلاعات همه این ماوقع را نوشت."

مریم میرزاخانی اولین دختری بود که به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت و همچنین اولین دختری بود که در المپیاد ریاضی ایران طلا گرفت. وی اولین کسی بود که دو سال مدال طلا گرفت و اولین فردی بود که در آزمون المپیاد ریاضی نمره کامل گرفت.


نتیجه تصویری برای مریم میرزا خانی


میرزاخانی دورهٔ لیسانس و فوق لیسانس ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف طی کرد.

وی در سال ۲۰۰۴ با اخذ مدرک دکترای دانشگاه هاروارد به سرپرستی کورتیس مک‌مولن، از برندگان جایزه فیلدز، در دانشگاه‌های پرینستون و استنفورد به تدریس مشغول شد. یک سال بعد در سال ۲۰۰۵ نشریه پاپیولار ساینس آمریکا او را به عنوان یکی از ۱۰ ذهنِ جوان جهان برگزید و تجلیل کرد. میرزاخانی مدتی در پرینستون درس می‌داد ولی بعد به استنفورد رفت و کار تدریس و پژوهش را در آن‌جا پی گرفت. او در شهریور ۱۳۸۷ (اول سپتامبر ۲۰۰۸) و در ۳۱ سالگی به درجه استادی و این دانشگاه رسید.


عضویت در آکادمی ملی علوم آمریکا و فرهنگستان هنر و علوم

مریم میرزاخانی در مه سال ۲۰۱۶ به عضویت در آکادمی ملی علوم برگزیده شد. او نخستین زن ایرانی-آمریکایی است که به عضویت در این آکادمی برگزیده می‌شود.

 

وی در آوریل سال ۲۰۱۷ میلادی به عضویت آکادمی علوم و هنر آمریکا در آمد. مراسم معارفه او قرار بود در اکتبر همان سال برگزار شود.


زندگی شخصی

 

سلیقهٔ سینمایی میرزاخانی بازتابی از ذات بدون مرز پژوهش اوست، که درگیر کاویدن «خصوصیات اشکال هندسی نامعمول» است. او می‌گوید:

«گاهی مواقع احساس می‌کنم در یک جنگل بزرگ هستم و نمی‌دانم به کجا می‌روم؛ ولی به طریقی به بالای تپه‌ای می‌رسم و می‌توانم همه چیز را واضحتر ببینم. آنچه آن گاه رخ می‌دهد، واقعاً هیجان انگیز است.»

 

فیلم مورد علاقهٔ او، داگویل، نگاهی خشن به آمریکای دوران رکود بزرگ است.وی گفته که در کودکی آرزو داشته نویسنده شود. او گفت:

«وقتی که بچه بودم رویایم این بود که نویسنده شوم. هیجان‌انگیزترین لحظاتم را به خواندن رمان می‌گذراندم، در واقع هر چیزی را به دستم می‌رسید می‌خواندم.» همسر وی یان وندراک، نیز دانشیار ریاضی دانشگاه استنفورد، و پژوهشگر سابق علوم کامپیوتر نظری مرکز تحقیقات آی‌بی‌ام و اهل جمهوری چک است و از او دارای یک فرزند به نام آناهیتا می‌باشد.

حادثه تصادف دراهواز

 در اسفندماه ۱۳۷۶ اتوبوس حامل دانشجویان ریاضی شرکت‌کننده در بیست و دومین دورهٔ مسابقات ریاضی دانشجویی، که در آن تیم متشکل از میرزاخانی، ایمان افتخاری و حسین نمازی در آن رتبهٔ اول کشور را کسب کرده بودند، که از اهواز راهی تهران بود (مسابقات ریاضی دانشجویی در اهواز برگزار شد) به دره سقوط کرد و طی آن شش تن از دانشجویان نخبهٔ ریاضی دانشگاه صنعتی شریف شامل آرمان بهرامیان، رضا صادقی - برندهٔ دو مدال طلای المپیاد جهانی - علیرضا سایه‌بان، علی حیدری، فرید کابلی، دکتر مجتبی مهرآبادی و مرتضی رضایی دانشجوی دانشگاه تهران که اغلب از برگزیدگان المپیادهای ملی و بین‌المللی ریاضی بودند، جان باختند و مریم میرزاخانی از جمله دانشجویان بازمانده از این سانحه بود.

بیماری و درگذشت

  در تیر ماه  جاری (۱۳۹۶ ) اعلام شد  که میرزاخانی به دلیل ابتلا به سرطان  و وخامت حالش در بیمارستانی در آمریکا بستری است.

 پروفسورمیرزاخانی از چهار سال پیش‌تر به سرطان سینه مبتلا بود، و این سرطان به مغز استخوان وی سرایت کرده بود.

متاسفانه تلاش برای نجاتش موثرواقع نشد وایشان  در ۲۴ تیر ۱۳۹۶ در ۴۰ سالگی در آمریکا درگذشت.

نتیجه تصویری برای مریم میرزا خانی


بی تردید تا روزی که معادلات و راه حل های  مریم درسپهر ریاضیات ،می درخشد؛ مریم زنده است  وستاره اش می درخشد.

 

حمیدرضاابراهیم زاده

25تیرماه1396


تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ می باشد



  • حمیدرضا ابراهیم زاده

چالشی به نام مداحان خود سر

پنجشنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۴:۳۴ ب.ظ

چالشی به نام مداحان خودسر

منبر بعنوان قدیمی ترین رسانه ی جهانی درخدمت ترویج  دانش وآگاهی واحقاق  حقوق مردم   بوده است.

رسانه ی منبردر حقیقت خدمت گزار وخادم انسان وکارگزار وامانتدار وحی ورسالت انبیا ست و منبر ازآن جایی مقدس شد که درخدمت بشر وتکامل  انسان وبرای صیانت ازکرامت انسان تجلی یافت.

دراین بین مادحین هم به منظور پاسداشت کرامت انسان و یادآوری ویادبود کریمان وبویژه  رثای سیدالشهدا ازاین رسانه بهره می بردند.

تغییرات فراوانی در شکل گیری ساختار سازمانی وجایگاه  اجتماعی و فرهنگی مادحین  شکل پذیرفت و درنهایت به جهت برخی از مسائل  جامعوی و قشریگری  عوام،  مداحان توانستند براریکه ی وقت وساحت  عرف واخلاقیات جامعه نفوذ پیدا کنند واین درحالی بود که هیچ آموزش وکنترلی  برآنان مستولی نبوده ونیست.

مداحان   درسیر تطور  جایگاه خود از نوحه گری ومرثیه سرایی وشعر خوانی به موعظه و خطابه روی آوردند و مشکل از  آنجایی شروع شد که  خطابه ها وموعظه هایشان  فاقد پشتوانه ی تهذیب وتعلیمات لازم   بوده وعلی رغم شور بسیار بالا ازقلت شعور لازم دربیان مسائل ومطالب  رنج برده اند. وهمین امر بزرگترین آفت  موضوع به شمار رفته وبلکه باعث خدشه به اصل نصوص منقول از جانب مادحین گردیده است. وعمدتا یکی از عوامل رویگردانی مردم از موضوع مناسک دینی بد سلیقگی و مداخله ی مداحان دراموری که به آن اشراف ندارند است.

مداخلاتی که گاه می توان ازآ ن به طلبکاری مداح از تشیع وخود برتربینی آنان به علت قلت تهذیب و پارسایی تعبیرکرد.

مداحی گری  شغل وهنر  وحرفه ای برای  تولیدعلم وفرهنگ وکالا و ترقی اقتصاد وفرهنگ و... نیست.

با صراحت می توان گفت : امروزه مداح جماعت  از گریاندن مردم ارتزاق می کند. وسوگ مردم درحقیقت معاش آنان گردیده است. بدیهی است که تناقض وتقابلی نیز به تدریج دراین بین رخ خواهد داد وان نیز در جامعه  اسلامی  چهره خوشی ندارد

در احادیث آمده است که کسب درآمد با قرآن و...کراهت دارد.

حق القدم و حق الوعظ وحق القلم هایی که پا از گلیم حق درازتر کرده اند بی تردید مرضی رضای خدا نخواهد بود وآفتی برای  فرهنگ جامعه ی اسلامی و بلکه توسعه ی جامعه اسلامی است.

افرادی که بنام امام حسین و معصومین  (ع) برای معاش ومنفعت خود  وگروه وسلیقه ها بازار گرمی می کند.نمی توانند مروج سیره اهل بیت باشند.!

همانانی که  ازبنیه صدا وسر و زبان برای جیبشان  برسرحضور درمراسم عزا  قیمتهای نجومی وآنچنانی  پیشنهاد می دهند. چگونه می توانند به کرامت انسانی خدمت کنند!

متاسفانه انحرافات  و بلند پروازی های این دسته ازمادحین  فشار سنگینی را بر ذاکرین راستین اهل بیت و به ویژه روحانیون ومبلغین ودانش آموختگان مکتب قرآن واهل بیت وارد کرده است.

تناقض وتنفری که این قشر ازافراد برای مردم به ویژه عوام  درحوزه دیانت وارد کردند  بی نهایت سمی ومهلک است

مداحی که  با قلت تهذیب و سواد اجتماعی و خروارها خروار غرور وافاده اجازه ی  استنباط واجتهاد درحوزه ی  آیات واحادیث وفقه.تاریخ وجامعه و سیاست. اقتصاد  را بخودش داده وبلکه دیگران را نیز تشویق وتحریک به پذیرش نظرات شاذ خود می کند که غالب این افاضات ازنظرحقوقی واجتماعی انحراف وبزه محسوب می شود . ودرواقع فرصت طلبی محسوب می شود که در ناهنجاری های اجتماعی وفرهنگی و سیاسی ،خواسته یا ناخواسته بوق گروهها وسلیقه های متفاوت شده وازدرک عمق و اصل موضوع عاجزاست.

ازاین جهت این دسته از مادحین   بعنوان اوباش سیاسی شناخته می شوند. ودر قامت اوباشی گری ومطابق با ساختار حرکتشان داعیه ی  قیم بودن برای مردم  را داشته  ومدعی می شوند که  دلسوز وطن وشهدا ومردم وائمه هدا بوده  وسرباز ولایت ونظام هستند.! درحالی که درحقیقت ناخواسته  تخریب چی ساحت  اهل بیت ونظام و امنیت ملی  هستند.

با تحقیرآگاهی وانحراف درحقایق ومقدس مابی و هویت  هتاک ونقد ناپذیرانه ی آنان ، نخبگان  درمحاق قرار می گیرد

اگرچه مداح بدون  شعر وشاعر و مشاور شعر  هیچ است. البته   برخی ازشعرا نیز دراین بین  تن به  جفا داده  و با پسرفت جایگاه ارزشمند خود  تن به  شعرفروشی ومنبر فروشی می دهند. چیزی درحد خود فروشی ،که جایگاه شعر ومداح را متزلزل می کند.

  حال شاعران آیینی یا مهندسان فرهنگی  حقیقی و متعهد جامعه کجای کار دیده می شوند؟؟؟

از قدیم  وباستان شعر رسانه  ای برای باز گوکردن آئین واحقاق  حق مردم وآموزشگاهی برای آگاهی بخشیدن  تربیت نفوس بود.

 اگر شاعری به هرعلتی درباری شد و یا انحرافی در رسالتش پدید آمد، شعر و هویت شاعرانه اش ازپویایی ساقط شد.

شاعرومداح  دو روی  سکه  ی  ترویج  سیره ی اهل بیت هستند. وهردو باید به زیور ادب وپارسایی وعلم وحلم  آراسته وبه  اسلحه شجاعت و تدبیر مسلح باشد.

بنا بر این مداح بدون ریشه ی علمی و اخلاقی وتقوا یی مضر جامعه است.

پشتوانه ی قرآن و ادب دربرابر معصومین ملاک ریشه سالم است .

  مداحان افراطی در سالهای اخیر ازخود افرادی  منفور وهتاک وجرثومه های جسور نشان داده اند ،که بنام بت شکنی هنجار ها شکستند وبت شدند. حریم ها دریدند و عملا بوق تبلیغاتی اشخاص فرصت طلب سیاسی  شده وخود را دستاویزی برای  تخریب هویت اهل بیت و سلب امنیت  نظام ومیهن قرار داده اند

آنان نه  درقامت حزب لایق ومستحق  چارت بندی هستند ونه درقامت معتمدین ومتدینین ومقیدین به اخلاق اسلامی  قابلیت احترام را دارند.

مگراینکه خلافش ثابت شود  وبی چشمداشت نوکری  اهل بیت رابکنند وجیب ها وزبان ودل ودستها وچشمهایشان پاک وطاهر باشد.

گروههای افراطی هرجا که باشند وهربلندگویی که بدست بیاورندعملا مردم برایشان مانند دین بازیچه ای نیستند

درمناسک  عاشورایی و مناسک  مذهبی که همه ی مردم به ویژه امام عصر و رهبرانقلاب  درسوگ  سربه زانو برده اند

 مداحان حق ندارند خارج از خشنودی خدا و فارغ از حب ورضای اهل بیت یک جمله بسازند

خیانت است به قرآن واهل بیت که اینگونه مراسمات ومحافل ملی را تبدیل به کارناوال وشوهای تبلیغاتی کنند.

مداح چه با مطالعه چه بی مطالعه حق اظهار نظر درمسایلی که به امنیت ملی وعزت ملی مرتبط هست  ندارد.

مداح جماعت حق اظهار نظر  درمباحث  تخصصی و کارشناسانه  ندارد.

حدیث امام صادق وائمه معصومین درباره ارزش گریاندن بر ذاکرین راستین اهل بیت صدق می کند که خود عامل به تقوا و زندگی شان  ترویج قرآن و اهل بیت است.

البته روی سخنم  با مداح هایی هست که درتعریف من  شغلی جز گریاندن و بورس ساختن ندارند وازآرایه ی تهذیب وادب فراری هستند. وگرنه ذاکرین راستین اهل بیت خود سینه ی سوخته ماجراها وخون به دل شدگان این مرارت هاهستند.

صرف داشتن شهرت دلیلی براین نیست که درمسائلی که نیاز به کار کارشناسی تخصصی  دارد ورود پیدا کرده و انسجام ملی را بااحساسات فردی ویا گروهی مخدوش کرد ویا وارد به عرصه ای شد که جایگاه واقعی آن مصداق مثال : پای ازگلیم خود دراز کردن باشد.

بااین اوصاف صنف بازیگران،  وافراد مشهوری مثل هنرمندان و ورزشکاران هم می توانند در  عرصه های فرهنگی، اجتماعی ، اقتصادی وسیاسی مداخله نموده  واز مسیرشهرت خود جایگاههای  غیراز تخصصشان را اشغال واسباب  آفت برای جامعه ی پویای اسلامی  فراهم سازند .گاه اظهار نظرهایی  که  نمونه اش فراوان دراین سالهای اخیر به چشم می آید.ازسوی افرادی که شهرت هایی در رشته های خاص ورزشی ویا هنری دارند باعث بروز تناقض و ابتذال در حریم جامعه گردیده است وبخشی از بیماری جامعه درحوزه توسعه سیاسی وفرهنگی است...


والی الله المصیر

حمیدرضا ابراهیم زاده

2شهریور 1394



*نکته: این متن قبلا بصورت مصاحبه  منتشر شده بود و درحال حاضر بصورت متن ومطلب درآمده است.

تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ است.
  • حمیدرضا ابراهیم زاده

صداقت در محاق گل می دهد

يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۰۰ ب.ظ

پرسش:

باسلام و...

چرا صداقت نسبت به گذشته در زندگی مردم کمرنگ شده است؟

جواب: باسلام و درود فراوان


صداقت اززمره ی باورهای نیک فردی وجامعوی است و دریک جمله کوتاه ،صداقت یعنی راستگویی ودرست کرداری.

صداقت  و باورهای نیک ازبین نمی روند بلکه از حالتی وصورتی به حالات و ابعاد دیگر در می آیند.

باورهای نیک ممکن است مخدوش ومنزوی شود ویا درمحاق قرار گیرد. اما  نابود نمی شود.

هرگز بذر نیکی  و خیر نمی پوسد و ازبین نمی رود.بلکه  همواره درجریان وحرکت وپویایی است.

اساسا هیچ تهاجمی به نیکی ها نمی تواند اورا ازپای دربیاورد بلکه باعث صلابت واقتدارش می شود.

این کویر وجود افراد وجامعه است که به باران وآبیاری نیاز دارد.

بارانی از جنس توجه عاشقانه و رایحه ی محبت ملوکانه ی ذات اقدس نیکی.

عشق .محبت . دوست داشتن همدیگر بزرگترین علامت خیر وصداقت است

کسی که عشق و دوست داشتن را مخفی می کند .آن را ازبین نمی برد بلکه به آن کافر می شود

وکسی که آن را ابراز می کند درحقیقت دارد به خودش خدمت می کند و محبت را رواج می دهد و لو اینکه در ظاهر برایش تلخ بنمایاند اما در باطن به او ریشه  می دهد وتنومندش می کند

صداقت را نباید تحقیر کرد.

فرجام تحقیر صداقت، ازبین بردن اصالت صداقت نیست بلکه  به منزله ی هتاکی  برای مخدوش کردن آن بوده  ودرنهایت به تقویت آن  منجرمی شود.

کسی که  هویت و وقار صداقت را مخدوش می کند ویا در پی مسدود کردن ودرمحاق قرار دادن صداقت است ؛ به صداقت  کافراست.

علت همه ی این تظاهرات وبی صداقتی ها دوچیزاست؛

 ترس از دست دادن خواستنی ها وتوقع وطمع بی اندازه برای بدست آوردن خواستنی ها.

بی صداقتی از خلا توقعات منزه سرچشمه می گیرد.

توقعات نامنزه در عصر بلوغ  وتحولات تکنولوژی  لبه ی بی صداقتی را  تیزتر می کند وآسیب بیشتری را به ساحت ودل وجان جامعه وارد می کند

ازاین روبرای صیانت ازباورهای نیک وبالاخص صداقت باید هزینه ی سنگینی را پرداخت. وبه بهای این هزینه ی گزاف صداقت ارزش گذاری می شود و شاکله ی آن معتبر ومقدس وزیبا می شود.

صداقت درکنار خود سادگی وصمیمیت را بعنوان رفقای همیشگی به همراه دارد.

پایداری برای سلامت و صیانت از صداقت درحقیقت مجاهدت و پاسداری از حق وحق طلبی است وحق طلبی کفه ی دیگر ی هم دارد وآن بردباری برای پرداخت هزینه و بهای سنگین حق طلبی است.

والی الله المصیر


حمیدرضاابراهیم زاده

18تیرماه1396 خورشیدی


تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

علل به انقراض رسیدن گویش تبری

دوشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۱۵ ق.ظ

خطر به انقراض کشیده شدن  گویش شیوا وزیبای مازندرانی


در دو دهه اخیر مردم مازندران با فشار نامرئی فرهنگی واجتماعی  وتبعیض فرهنگی متعددی برگویش وفرهنگ خود متحمل شدند به نحوی که  پنداشتند یکی ازبزرگترین دلائل پیشرفت اجتماعی و اقتصادی آنها دورماندن ازفرهنگ وسبک زندگی وزیست بوم مازنی است

ازقبل ترها تهاجم مشقت ها وناملایمات اجتماعی واقتصادی بر مردم تبرستان  باعث شد که  گمان برند رشد تحصیلی  فرزندان  ونسل جدید در  تسلط بر تکلم گویش فارسی وتغییر معاشرت وسبک زندگی است

 بارسوب  تغییراتی که بصورت نرم وخزنده برپیکره ی  بافت فرهنگی وفولکور مازندرانی حاکم می شد ،می شود دریافت که  مازندرانی ها ناخواسته به تهرانیزه شدن  روی آوردند و سبک زندگی خود را با الگوی  پایتخت مرتبط  ومنطبق کردند.

 از جمله علائم  ریز ومویرگی این جریان  تلاش مردم برای مخفی کردن گویش مازندرانی در ادارات ونهاد ها ومعاشرت ها و مشارکت های اجتماعی  است . مردم سختکوش ورنجکشیده   برای احقاق حقوق اداری سعی کردند تا به زبان رسمی وفارسی روی بیاورند. واین پدیده درحقیقت  به معنای  شکستن حس افتخار به  داشته ها وعدم اعتماد به نفس  و عدم اعتماد به بنیه غنی فرهنگ وگویش مازنی  است.

دراین مقطع همزمان تحقیر گویش و تمسخر وبه استهزا کشیدن لهجه  به بهانه خنداندن در  فیلم ها بویژه شبکه استانی مازندران   فعال شد

برنامه های بسیارسخیف  مبتذلی که از اواسط دهه هفتاد وآغاز رسمیت شبکه ای بنام مازندران صورت گرفت . برنامه هایی   فاقد آموزه ها ی فرهنگی واجتماعی  که فقط برای خنداندن وسرگرمی لحاظ می شد و به شدت در تخریب گویش همت می کرد. هیچگونه کارشناسی فرهنگی  برای تنظیم  ابعاد نقش کاراکترهای لوده ای چون عمو یادگار ونوروز وشهروز و... وجود نداشت بد برنامگی وبی تحرکی  وفقدان تدبیر ویا زیر ساخت های تفکر فرهنگی واجتماعی مدیران شبکه مازندران در تدوین ومهندسی اشاعه ی فرهنگ وفولکورمازندران بزرگترین عامل  تخریب و سو استفاده وتحقیر گویش وفولکورتبری  گردید تا جائیکه بالاخره  سریال موهن پایتخت ساخته شد وهمای غیر معمولی  پایتخت بر دوش مازنی ها جا خوش کرد و مازندرانیان  فاقد تدبیر وکاراکترهای سرخوش ولوده  این تهاجم ویا برنامه را اداره کرد. وتبر تبعیض وتحقیر را برکمر تبریان کوفت.

ندای انتقاد از نماینده ولی فقیه وائمه ی جمعه ونمایندگان استانی ونخبگان استان  برخاست

خشم وتذکر در محافل ومصلاها و صحن   مجلس بخاطر هجمه های توهین آمیز اهالی پایتخت، علنی شد

 بااین اوصاف گوش مدیران  به انتقاد دوستداران گویش وفولکور فرهنگی مازندران  بدهکار نشد.

از قدیم الایام مازندران  بخاطر طراوت وزیبایی های منحصر بفردش  گردشگاه ویا حیات خلوت امرا بود و  مجتمعات وویلاهای رفاهی دولتی وغیر دولتی دراین سرزمین  دربطن کوه وجنگل وسواحل دریا  تاسیس شد .

همچنین  سرسبزی ومناظر بکر وزیبای مازندران جاذب گردشگران ایرانی  وخارجی  است.مسافرت های رفاهی وتفریحی  تهاجمی هموطنان با فرهنگ های متفاوت وسبک کاملا متفاوت بازندگی مردم مازندران باعث تضاد در رویکردهای فرهنگی  بومیان می شود..به نحوی که امروز  چون سالهای قبل از انقلاب ازمفهوم دریا وگردشگر  قرابت فساد اخلاقی وتباهی اقتصادی مستفاد می شود. و بی برنامگی  وفقدان تدبیر مدیران حوزه ی  فرهنگ وگردشگری واقتصاد وجامعه  ... باعث تسریع  تخریب فرهنگ وحتی زیست بوم مازندران عزیز می شود.


از سویی سیل مهاجرتهای بی رویه ی خوش نشین های غیر بومی در جای جای روستاها وشهرهای مازندران ازآغازدهه هشتاد بالا رفت. مراتع وکشتزارها وباغات به شهرک ها و ویلاهای اقماری مبدل شد . ساخت وسازهای بی رویه غیر بومیان به حدی رسید که روستائیان  زحمتکش وخدوم  ، زمین ها ومراتع حاصلخیر را درازای بدست آوردن اندکی رفاه برای خود وفرزندان برباد دادند.

آنهایی که هرگز عواید کار وکشاورزی  پاسخگوی نیازهایشان نمی شود. آنهائی که جز رنج ازبرنج  چیزی حاصلشان نمی شود. آنهایی که در سن کهنسالی برای حفظ آبرو وادار هستند برای امرار معاش و هزینه ی دارو درمان درگل ولای تقلا کنند...

وبالاخره باید چون فلسطینیان سرنوشتی بنام آوارگی قسمت شان شود

عدم توسعه روستایی وبی توجهی به روستائیان  ضربه مهلکی را برمعیشت مردم فهیم ونجیب وموقر روستا فرود آورد وبه تبع آن نارضایتی  از زندگی با محوریت کشاورزی  سبک زندگی روستایی  رامنجرمی  شود وبه این ترتیب  نسل نو و فرزندانشان را حتی بافروش مراتع و خانه سراها به شهرها  واشتغالات موهوم گسیل داشتند وناگفته به  آنها  آموختند که حتی گویش تبری هم می تواند به رفاهشان آسیب بزندو...

بااین تناقضات وتهاجمات بی رویه،  مازندران در سراشیبی  تغییرفرهنگی وبلکه تغییر درسبک زندگی قرارگرفت.



از دل نی جوشید نای نیلگون من


برای بهبود وجبران مافات لازم است و انتظارمی رود:

-     همه مدیران ومسئولین استانی وشهری ازبومیان مازندرانی وازشیفتگان خدمت به زبان وفرهنگ مازندرانی باشند

-   ترویج  مدون گویش شیوا وزیبا ووزین مازندرانی با عاملیت صدا وسیما  وآموزش وپرورش  و میراث فرهنگی وجهانگردی وارشاد استان

-     صدا وسیما دریک حرکت  جهادی هربرنامه و پدیده وکاراکتر لوده ای که با گویش وفرهنگ مازندرانی سروکار دارد   را حذف کند .

-      مدیر کل صدا و سیمای مازندران الزاما باید اصالت مازندرانی داشته و بومی  تبرستان سرسبز باشد وبه دغدغه های فرهنگی واجتماعی  مردم  اهمیت دهد و به حوزه کارسنگین  خود کاملا  اشراف داشته باشد

-      برنامه سازان  وتهیه کنندگان بومی مازندران اولویت ایده های فاخر خود را با گویش ومعرفی فرهنگ وفولکور وفرصت های فرهنگی واجتماعی زیست بوم مازندران انتخاب کنند  وباانتخاب ومهندسی دقیق تری به برنامه ها ی فرهنگی واجتماعی روی آورند

-     بسیج حمایت از فرهنگ وزبان وکالا ی مازندرانی در داخل استان شکل بگیرد.

-    برند سازی کالاها و پدیده ها وواژگان واسامی واعلام  خاص مازنی:

کالاها ومیوه ها وپدیده های منحصر به فرد مازندران به همان عنوان مازندرانی درکل کشورمعرفی شوند وهرگزاقدامی برای  تغییر وترجمه ی آن واژه ها  واسامی صورت نپذیرد

-       مبلغین ومروجین وروحانیون تمام تلاش خود را برای اشاعه گویش مازنی بکار ببرند

-    دولت با جدیت به توسعه ی روستایی وحمایت از روستائیان وکشاورزان اهتمام ویژه ای داشته باشد .

-     جامعه شناسان ورفتارشناسان مازندرانی برای  اشاعه فرهنگ وفولکور ومعاشرت وگویش سبک مازندرانی، درصدا وسیمای استان حاضر شوند وبرنامه های کارشناسی ویژه ای را برای ترمیم زخمهای فرهنگی واجتماعی مردم داشته باشند.

-      نهادها وسازمانهای گردشگری وفرهنگی واقتصادی واجتماعی مازندران تعامل سازنده تری برای احقاق حقوق اجتماعی وفرهنگی واقتصادی مردم مازندران داشته باشند

-       حسن نیت ووحدت وهمدلی وهمزبانی ونوع دوستی  مردم مازندران مثال زدنی است.همت عالی نخبگان مازندران برای اعتلای مازندران رامی طلبد. نخبگانی که می توانند به استان برگردند ونخبگانی که می تواند درهرجایگاه  ومنزلتی نافع فرهنگ ومبلغ  فولکور وارزشهای تبرستان باشند

-       فرصت های فرهنگی وفولکوریک مازندران می تواند منجر به رونق و پویش های اقتصادی کلان واشتغال وتوسعه فرهنگی واجتماعی در سطح استان منجر شود. که این امر نیازمند تعامل و تعاون مدیران ونخبگان استان است ...

 - فرهنگستان زبان وادبیات فارسی به جای مبارزه با ترویج  لهجه ها و زبانهای بومی ایران زمین ورفتارهای متناقض  وبرانداز، به  لهجه ها وگویش ها وزبانهای بومی ایران بها بدهد وبرای احیای آنها  کمیته های فعال استانی در بطن آموزش  وپرورش وآموزش عالی وارشاد و... ،مرکب از نخبگان و جامعه شناسان و زبان شناسان ولهجه دانان  وهنرمندان و... بومی آن استان ویا منطقه  ایجاد کند

- ازشرق  و ابتدای شهرستان گلوگاه تا انتهای غربی ترین مناطق شهرستان رامسر کو به کوی وشهر به شهر اقسام لهجه ها و گویش ها و تفاوت گویش و الفاظ وواژگان بصورت رنگین کمانی از زیبایی های فولکوریک سماعی وبصری وفرهنگی عیان ونهفته است. زبان وگویش  مازندرانی برای بقای همه ی لهجه ها وگویش ها نیازمند ترویج وهمدلی وپایداری همگانی دربرابر تهرانیزه شدن در همه ی حوزه های فرهنگی وسبک زندگی است.واین امر میسر نیست مگر با تشکیل کارگروه های استانی انس و دوستی با زبان مادری...

والی الله المصیر

 حمیدرضاابراهیم زاده

اول تیرماه1395



*تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

فهم دینی

سه شنبه, ۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۴۳ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

فهم دینی

 رسول اکرم (ص) : اذا ارادالله بعبد خیرا فقهه فی الدین وزهده فی الدنیا و بصره عیوبه

(نهج‌اافصاحه 143 )

      اگر دین به درستی فهمیده نشود و عمیق دریافت نگردد، فهمی آسیب دیده و دریافتی آفت زده در انسان  شکل می‌گیرد و چنین فهم و دریافتی راهبر به مقاصد دین نیست. بلکه گرد خود گشتن و راه به جایی نبردن است. چنانچه امیرِبیان علی‌(ع ) میفرماید : « عابد بدون فهم مانند خرِآسیاست که به دور خود می‌گردد و راه به جایی نمی‌برد. » دینداری فارغ از فهم درست دین، نمایشی از اعمال به ظاهر دینی و بی‌بهره از روح و حقیقت دین و بالطبع خالی از محتوای دیانت و بی‌نصیب از نتایج مترتب برآن است. امام علی ( ع ) : « چه بسا روزه داری که از روزه‌ی خود جز گرسنگی و تشنگی بهره نبرد، و چه بسا نمازگذاری که از نماز خود جز بیداری و رنج‌بری نصیبی حاصل نکند. خوشا خوابیدن زیرکان و خوشا روزه گشادن ایشان. » اگر رویکرد به دین بدون تفقه ( فهم عمیق ) صورت گیرد، بد فهمیدن دین، موجب آسیب دیدگی دین و دینداری می‌شود. چنین رویکردی به دین موجب تنسکی خشک و عبادتی بی روح، و کج فهمی و قشریگرایی و خود مداری می‌شود. نفهمیدن دین یا بد فهمیدن چنان خطرناک و مصیبت زاست که امیر مومنان علی ( ع ) اینگونه درباره آن هشدار داده است. و آنان را که از دین فهمی عمیق ندارند چنین تشبیه نموده است ؛ چونان تخم افعی در لانه پرندگان که شکستن آن گناه است، زیرا گمان می رود تخم پرنده باشد اما جوجه‌ی آن شر و زیانبار است، زیرا در حقیقت تخم افعی است.

        امام علی ( ع ) مردمانی را که بظاهر اهل دیانتند ولی به سبب نافهمی دین بر مدار جاهلیتند چنین دانسته است یعنی چون اظهار اسلام میکنند و دینداری می‌نمایند ، برخورد با آنان و مجازات کردنشان مجاز نیست . ولی به سبب نفهمی‌شان هزارگونه شر و فساد به بار می‌آورند . تعبیر امیر مومنان علی ( ع ) درباره چنین تنسک و دینداری تعبیری شگفت است. «بسا اهل تنسک و دینداری که او را دیانت نباشد» حکمت 145 نهج البلاغه . مصداق بارز بد فهمیدن دین و نفهمیدن دین خوارجند که تعبد پیشه و متنسک بودند . خطر جهالت اینگونه افراد و جمعیت‌ها بیشتر از این ناحیه است که ابزار و آلت دست زیرک‌ها قرار می‌گیرند و سد راه مصالح عالیه‌ی اسلامی واقع می‌شوند ، منافقان بی‌دین ، مقدسان احمق را علیه مصالح اسلامی بر می‌انگیزنند . امیر مومنان علی ( ع ) در این باره فرموده است : « همانا شما بدترین مردمید . شما تیرهایی هستید که در دست شیطان که از وجود شما برای زدن نشانه خود استفاده می‌کند ، و بوسیله شما مردم را در حیرت و تردید و گمراهی می‌افکند .» 

         فهم نادرست از دین و فقدان بصیرت در دین ، از خوارج مردمانی ساخت تنگ نظر و کوته بین که همه را بر خطا و منحرف می‌دانستند و جز خود و امثال خود را بر حق نمی‌دیدند. از اینرو براحتی دیگران را کافر و فاسق دانسته و از دین به در رفته معرفی می‌کردند . و در همین حد و اندازه نیز نمی‌ایستادند ، بلکه براحتی خود را مجاز به تعدی به حقوق مردم و حتی ریختن خون آنان می‌دیدند . همیشه اینگونه بوده است که نفهمیدن یا نادرست فهمیدن دین موجب پیدایش چنین مردمانی شده است که به دین و دینداری سخت آسیب زده‌اند . چهره‌ای که خوارج و آنان که روح مذهب خوارج را داشته‌اند ، از دینداری و دین ارائه کرده‌اند ، چهره‌ای تنگ نظرانه و کوته بینانه ، متحجرانه و مقدس مأبانه بوده است  و این امر تأثیرات منفی بسیار بر دین و دینداری داشته است . امیر مومنان میفرماید : قصم ظهری [ رجلان ] عالم متهتک و جاهل متنسک . بحار ج 2 ص 112 ) دو گروه کمرم را شکستند عالم متهتک و نادان متنسک . بالطبع کمرشکن تر از این 2 فرقه‌، هیچ آسیبی بر اسلام نخواهد بود . بنابراین همه نگرانی رهبری اسلام از صدر تاکنون ، آفت و صدمه‌ای است که از ناحیه درون و با توجه به خود محوری‌ها ، خود پسندی‌ها و ظاهر پرستی و جمود و قشری‌گریهایی که در فهم و اجرای دین ، ناشی شده و در هر دورانی خطر اینگونه افراد بمراتب از خطر دشمنان قسم خورده براندازتر و چشم گیرتر بوده است. انتظار میرود امت اسلامی با بصیرت در دین ، اخلاص در عمل و محبت در رفتارهایشان و با انسجام و همدلی و وحدت اسلامی بر همه مشکلات پیش رو فائق آیند . 

حمید رضا ابراهیم زاده

1383/5/11 

 

 کلیه حقوق برای مولف محفوظ است  

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

توسعه وتضاد

جمعه, ۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۰۰ ب.ظ

 


 

باگذشت زمان وسیر تکامل انسان واندیشه های بشری:

مردم روز به روز جامعه پذیرترمی شوند .ومشارکتهای اجتماعی خود را فعال تر می کنند.

حضور ومشارکت وفعالیت در جامعه  همان حرکت درمسیر توسعه است

ومتعاقبا جامعه ی  درحال توسعه  وپویا همه ی هزینه های حضور را می پذیرد.

حضورفرهنگی واجتماعی در جامعه حقیقی با جامعه ی مجازی هیچ فرقی نمی کند.

زیرا تحول وحضوردرهردوی این جوامع ازمطالبات و رفتارهای شخصی شما ناشی می شوند.

همه ی شما با حواشی مقدس ترازمتن .حرام های محترم ترازحلال  وتیک ها وجملات .مدل مو. لباس وآرایش.مراسم عزا وشادی های دگرگون یافته  واغلب  نامانوس وناهنجار مواجه هستید:

 پدیده های آنی واحساسی و نا هنجارک  هایی که مبدل به هنجار وعرف می گردند. ومانند سلولهای سرطانی روزانه  برپیکره فرهنگ جامعه جا خوش می کنند واسباب  درد ومشقت در  بدنه ی اقتصاد وفرهنگ وسیاست می شوند

  این سلولها همان حاشیه هایی هستند که جای متن را می گیرند وباعث تغییر در هنجارهای اصیل جامعه می شوند ویا در مقابل فرهنگ قد علم کرده وباعث تضاد والتقاط ناهمگن فرهنگی واجتماعی می شوند.

 یکی از مهمترین دلایل سهولت  تسلط مهندسی  معکوس رفتارهای مردم جوامع توسعه نیافته  توسط  بیگانگان  تقویت همین هنجارکهای بدون پشتوانه است.

و متاسفانه ژستهای این چنینی در حوزه فرهنگ وادبیات توسعه،  با اقبال عوام  وبعضا تائیدات خواص نیز مواجه است

 به این دلیل که غبار وسم آن برعواطف واعتقادات مردم رسوب می کند.

وهرچیزی که با اعتقادات وعواطف مردم عجین شود برداشتن ویا مبارزه ی باآن هزینه بر وتقریبا صعب العلاج ویا بعضا محال است.

 معمولا اغلب هنجارکها  در قالب عزا و شادی خود راکاملا  جلوه می دهند و تدریجا بعنوان شگون و یا رسم وارد معرکه زندگی اجتماعی وفردی مردم می شوند

 وازاین رو مقابله باآن سخت وحتی بعضا محال است

 مثلا  درج مهریه به نام اعداد ارزشی ومذهبی  .اصرار برتهیه ی  جهیزیه های ناروا وغیر ضرور.هزینه های گزاف لباس و مراسم و...

 اصرارهای کذایی بر تهیه سالن . نوع غذا. نوع ماشین عروس وتزئین آن ونوع آرایش و تحمیل بسیاری از هزینه های گزاف ونا هنجار بر ابتدای یک زندگی تا شلیک گلوله در روزعروسی ونزاع وخرافه ها  و... باعث بروز خطا وتغییر درسیستم  مطالبات وتوقعات جوانان گردیده است.

وامرازدواج آسان به شکل یک پروژه ی درام وتابوی وحشتناک نمایش داده می شود

 بسیاری ازمطالبات جوانان  ویا خانواده های آنان برای تشکیل زندگی مشترک تحت شعاع ناهنجاری هایی است که بجای هنجار برمتن زندگی  سایه افکنده اند و یا باعث اضمحلال ازدواج آسان گردیده اند

 همچنین در عزاداری ها هم این قبیل مسایل وارد  جرگه تسلیت شده است

 حرف هایی درباره خواب دیدن میت. لباس میت. تدفین میت.تکریم ونکوداشت میت ودسته گل. چاپ تراکت  و... مراسم های آنچنانی. .تعطیلی زندگی خانواده میت برای مدت طولانی.که اغلب خارج ازشعائردینی وسوگواری های ملی ومذهبی ماست

 اما  بمرور زمان به شکل هنجار بر حوزه آداب ورسوم مردم  تسلط پیدا کرده اند

 باید گفت:

درعزا وسوگ حضورو تسلط ناهنجاری ها  بیشتراز مراسم شادی  بر فرهنگهای اصیل واضح است

  زیرا کمتر کسی  درمقابل خانواده معزا ویا امورسوگواره ها موضع می گیرد و تذکر ویا پیشگیری از این اعمال را بی احترامی  به صاحب عزا قلمداد می کنند وهمین باعث وهن واسطورسازی ها وافسانه پردازی هایی می شود که مقاومت در برابر حواشی و ناهنجاری ها  تقریبا مقاومت دربرابرمتن شئونات حقیقی دینی می نمایاند.

 

 همانطوری که  درمراسم عاشورا علی رغم نظر علما ومراجع انواع تیغ زنی ها و خنجر زدن وقمه زدن وطبل وسنج  نبرد کوفتن ونمایش سینه زنی ها وزنجیر زنی ها و سوگواری های عجیب را سوگواره می بینید. باکمی مطالعه درمی یابید که اغلب آنها وهن اسلام وتشیع  بوده و بی پایه واساس هستند والبته مبارزه با آن نیز به مرور زمان بر اساس رسوب وغبار زمان ودلبستگی مردم به اسطوره ها محال می شود...

 

همه ای این ناهنجاری ها به مثابه بت وخرافه وانحرافاتی هستند که باید باهزینه ی گزاف  آبرو ومال وجان برداشته شوند

 ومی توانید دریابید پشت این بتها نمرودها ایستاده اند و ابراهیم های زمان می طلبد تا بشکند این بتها وفاصله ها را.

 

یکی ازوظایف حکومت همکاری بامهندسان فرهنگی اعم ازهنرمندان و شاعران. فرهنگیان ومعلمان واساتید وروحانیون ومبلغین برای مبارزه با مظاهر تحریف و خرافه ومشقت هاست

 

دولت بعنوان نماینده ملت  وقانون با داشتن  همه ی ابزارهای  قضایی  وفرهنگی  باید قیم ومدعی العموم فرهنگ باشد تا در دسترس تعرض واقع نگردد

 ضروری ترین راه حل این مبارزه  ویا ورود به  دوازه ی توسعه یافتگی ،آموزش وتربیت فرهنگی واعتقادی وحقوق شهروندی است که با کرامت انسانی مماس است.

  دولت   ابتدا  باابزارهای فرهنگی همانند آموزش وپرورش ودانشگاه وصدا وسیما ورسانه های مربوطه بعنوان هرم  ومجرای اصلی توسعه  می تواند با آشنا کردن نسلها به آموزه های حقیقی ومبارزه نرم  با انحرافات اقدام نماید. واین  امرممکن نیست مگر با مشارکت  ومجاهدت همه ی مهندسان فرهنگی جامعه.

والی الله المصیر

   8 آذر1393

 29 نوامبر2014

   تبریز -  حمیدرضا ابراهیم زاده

 

* تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف می باشد.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده