دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

مجموعه مقالات. اشعار وآثار علمی .پژوهشی. فرهنگی. اجتماعی دکتر حمیدرضا ابراهیم زاده

۱۸ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

عزا برای عزای حسین

جمعه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۷:۱۳ ب.ظ


  ان الحسین المصباح الهدی و السفینه النجاﮤ

 ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من ءایاتنا عجبا

  

تقدیم به پدرم که بصیرت در دین ، اخلاص در عمل

و محبت در رفتار شیوه اش بود و از او جز نام نکو

برای مردم هیچ نمانده  خدایش شاد کند.

 

 

برخی از آسیب های عزاداری حضرت اباعبدالله

 1-  غلو در بیان مقام امام حسین (ع)‌ و اصحاب و یاران و شخصیت های حاضر در کربلا

2-   غلو و افراط در بیان وجه عاطفی رفتارهای امام و یارانش در حادثه کربلا

3-   غلو و دروغ پردازی در نحوه شکل پذیری حادثه

4-   اصرار بر عاطفی کردن فاجعه و غلو در مراثی ( حماسی – احساسی )

5-   باز آفرینی وهم آلود و داستان سازی روز واقعه 

6-   انکار وقایع عصر و تهی کردن حقایق ماجرا.

7-   قشریگرائی و پرداختن به حواشی حادثه

8-   دروغ پردازی و فرافکنی حقیقت های قیام عاشورا برای حزن انگیزتر کردن حادثه

9-   از بین بردن حقیقت ماجرا و تهی کردن مغز و عصاره حقیقت حماسه عاشورا

10-  شیوع ناباوری از حقیقت های حادثه بخاطر افراط و غلو های بیان شده برای آیندگان

11-  بی سامانی اشعار و مراثی

12- عدم نظارت صحیح بر هیأت‌های مذهبی

13-  انتقال مفاهیم قشری به مخاطبین در هیأت‌ها و سوگواره‌سازی محض

14-  تحمیل و به هنجار در آوردن زنجیر زنی ، برپایی نمایش های پر طمطراق و جذاب روش‌های ؛ زنجیر زنی – انواع سینه زنی‌های غیر مرسوم – قمه زنی – تنبک و طبل و شیپور و نقاره‌های فاقد غنای موسیقائی عاشورا – مراسم‌هایی مثل قالیشویان – علم بندی – نذر درختان و بوته‌هایی که صمغ سرخ و ... دارند- مراسم شبیه‌خوانی که متأسفانه از حالت عادی به نوعی نمایش دراماتیک و غیر واقعی با مضامین مستهجن و مبتذل – التقاط نوعی آموزه مسیحی در به صلیب کشیدن مسیح(ع) برای فدا شدن و...

 

به بسم الله الرحمن الرحیم است       دلی با دل صمیم است و رحیم است

 


  

در عزت اسلامی و احیای تفکر ناب محمدی (ص)، مطرح ترین و نام آورترین نام برای پاسداری از اسلام امام حسین(ع) است. کسیکه در خردسالی‌اش از آغوش گرم جدش پیامبر اکرم (ص) به نوجوانی رسید و صاحب حدیث زیبایی از آن نبی مکرم اسلام شد برایش حدیث زیبای «سرور جوانان اهل بهشت»1 وجود دارد کسیکه پیامبر او را « چراغ هدایت و کشتی نجات» گفته است2 او در همان آغوش اسلام را فهمید و حقیقت بعثت را دریافت. پسر علی (ع) و فاطمه شدن برایش هزینه زیادی برداشت تا جاییکه باز هم از پیامبر نقل شده است که « خداوند حسین(ع) را کشته می طلبد »3. به هر حال حسین صاحب احادیثی برجسته و بسیار است ، زیرا می‌خواهد پاسدار ارزش‌های الهی باشد. او پدر و مادرش را در راه اعتلای اسلام از دست داد و پس از واقعه شهادت پدرش مسئولیت برادر بر دوش امام حسن (ع) سپرده شد و حسین(ع)‌خود را آماده مرحله دیگری از زندگی نمود. طولی نکشید که بردباری برادر چه با خنجر جفا و چه با زهر اعدا تنها میراثی بود که به او سپرده شد.

درآن روزگار یزید و معاویه فرعون عصر خویش بودند و حسین (ع)‌موسی، بالطبع قارونیان و هامانیان بسیاری نیز در این گذار می‌زیسته‌اند که رسالت حسین (ع)‌را پیرا نبوده و با آن به سختی مخالف بودند.

بنابراین پس از رحلت جسمانی پیامبر اسلام امام عصر باید پاسدار حقیقی شریعت و سنت محمدی(ص) باشد و بالطّبع ساختار حکومت فرعونی یزید و معاویه جز مبارزه با این حرکت نخواهد بود و ابراز آن نیز « زور و زر و تزویر است.

حکومتی که با زور و پول پرستی و ریاکاری در مقابل با رسالت حسین(ع) و همه امامان ماقبل و مابعدش تشکیل شده بود قطعاً پاسداری امام را در همه جوانب می طلبد ،عصاره وظیفه امام همین پاسداشت مقام اسلام است ولو به قیمت جان و مال خود و خانواده و دودمانش باشد.

یزیدی که از چند نسل گذشته دارای انحطاط اخلاقی است بالطائف الحیل معاویه و دستیارانش اکنون امیر المؤمنان است او به نظر کوردلان خلیفه بر حق پیامبر است و مخالفت با ولایت وی بی شک مخالفت با پیامبر است.

او می‌خواهد پس از هر مقطع و امری اسلام را ریشه کن کند و حکومت ملوک الطرایغی و شاهنشاهی را که اجداد پلیدش خواب آن را در سر می‌پروراندن تشکیل دهد. یزید عنصری بی‌فکر و هوس باز بود پس آن چه در جنته‌اش برای تزویر داشت نیز حقیر بود . بنابراین یاران پدر فقط یک چیز را در توبره داشتند آن هم زنجیر و غل انحرافات و تحریف است که به زمان بندی خاص خود محتاج است و اکنون گذشت قریب به 50 سال از رحلت پیامبر(ص) این مشکل را حل کرده بود. 

شریح قاضی از پس مانده‌های نهضت پلید معاویه در حکم خود می‌نویسد: «حسین کشته شد با شمشیر جدش زیرا از دین خارج شد »4 طبیعی است مردمی که نمی‌توانند شخصیت پیامبر و آل او را از سایر تشخیص دهند و سره را از ناسره باز شناسد ، با وجود اختناق و خفقانی که در حوزه فهم دینی و اسلام از سال‌های پیش وارد شده و نمی دانند حرام و حلال چیست ، هرگز در مقابل دنیای زر و تزویر کوتاهی نخواهند کرد. زیرا دنیا پرستی برای مردمان آن عصر برایشان از خداپرستی مهم تر بوده بدلیل همان زنجیره انحرافات.5

یزید در زمان حیات پدرش ، برای لاشه سگ مسابقه ای خود کفن تهیه نمود و مراسم بزرگداشت و ترحیم و عزاداری در مساجد شام برگزار نمود.6 یزیدی نیست که بتوان از راه گفتمان وارد سخن شد. او گامهایش را برای اضمحلال کامل اسلام ثابت کرده است. این امام حسین(ع) است که وظیفه پاسداری از حرّیت و مقام بالای انسانیت که خواسته اسلام است را دارد و میراث جدش را برای ابقاء انسانیت باید احیا کند تا اثری از اسلام جز انحرافات نمانده ، در وصیت نامه جاودانه‌اش به محمد حنفیه و در خطبه‌های پایانی عمرش می‌فرماید: «من برای کشور گشایی و حکومت بر مردم و فساد بر نخواستم ، بلکه برای اصلاح طلبی در امّت جدّم بر خواستم و آن هم با ابراز امر به معروف و نهی از منکر.»7

حسین(ع)‌ نمی‌تواند با یزید بیعت کند و با او در این مسیر هلاکت بار همگام شود. و نه می تواند خاموش به این موج خیانت بار و باطل نظاره گر باشد ، بالطبع به همان راه حقیقی که از سال های پیش به او وعده داده شده ادامه می‌دهد ...

حسین(ع)‌نه در راه به کسی پناهنده شد و نه به نصیحت جاهلانه دوستان نادان فریفته شد او همه غائله‌های ساختگی را با بصیرتش می‌دید و آن گاه به همان هجده هزار بیعت نامه مردم کوفه دلخوش داشت که لا اقل وظیفه اش را انجام داده است. امام مرگ را در مسیر حق افتخار می‌داند و از لذت این نوع مردن به یاران همراه سخن می‌گوید:

« الا ترون الاالحق لا یعمل به و الی الباطل لا یتنای عنه لیرغب المؤمن فی لقاء ربه محقا ، فانی لا اری الموت الا السعاده و الحیاه مع الظالمین الا ترابا»8 در این مسیر امام هزینه دیگری نیز برای پاسداری از رسالتش می‌پردازد که بسیار گرانبار است ، امام مهجه قلب خود را تقدیم می‌کند خون جگرش ، جان شیرین خود و دودمانش را هزینه می‌کند تا آزادی و آزادگی بماند تا هستی اسلام پایدار باشد. برای مؤمن مرگ زندگی حقیقی و جاودانه است و پایداری برای احقاق حقیقت و به اندازه کوتاهی برایش باعث افتخار و عزت است تا از باطل دور بماند.

امام حسین هستی خود را با نوزاد و نوجوان و جوان و پیرانش به مسلخ می‌برد تا انسانیت بداند که امام یعنی؛ گذشت و ایثار و پایداری ؛ یعنی دین خود را یاری دادن یعنی فقط خدا را بزرگ دانستن با هر قیمت و هزینه ای.9

امام خاستگاهش اصلاحات اسلامی بود و در لحظات پایانی عمر با برکتش تلاش نمود تا نماز ظهر در آن حادثه وهم انگیز و سخت اقامه گردد ، به نظر می رسد با این عمل امام آخرین گفتمان را هم بکار گرفت تا لااقل اتمام حجتی برای حضار و معاصرین و ما آیندگان باشد و هم این که ما امروزی ها اسلام را به سلامت زیارت کنیم .

امروزه نیز حیات امام با نشاط بیشتری در تداوم است ، نشاطی که با خون بهای شریفترین انسان روزگارش بدست آمده است . محرم بسیاری از فضایل و مناقب امام و دلیری قیام جاویدان و حزن انگیز سید الشهدا را بخاطر دارد. محرم دودمانش را می شناسد و سخت بخود می پیچد از این که قیام و حماسه و ثمره حیات ثارالله هم در نهایت قساوت و ناجوانمردی دوستداران نادان و دشمنان و یزیدیان مزوّر روزگار کمرنگ و رو به تهدید اضمحلال است. اگر روند امام شناسی و انگیزه فهمی امام از یاد شیعیانش کمرنگ تر شود خدا می‌داند که جز امام عصر هیچ یاوری برای دین خدا نمی‌ماند.

زنده نگه داشتن حیات عاشورا باعث شد تا عمر اسلام تا به امروز پایدار بماند در حقیقت پاسداشت یاد و خاطره عاشورائیان حرمت نگه داشتن به خود دین خداست. اسلام محمدی الحدوث و حسینی البقاست .10

امام شهدا در آن روزگار عطف وظیفه تاریخی همه انسان ها و مسئولیت وی‍ژه‌اش اسلام را از خطر جدی فروپاشی و انحطاط بقیمت از دست دادن  جان خود و خاندان و یارانش نجات داد ، به همان علت به خواسته مستقیم ذات اقدس ربوبی او امر به معروف و نهی از منکر را همچون سایر فروعات دینی‌، در حق نگه داری از اسلام توجه کرد بالطبع تحریفات  و انحرافاتی که در نگرش دینی و فهم مردم وارد شده بود ، باب امام کشی همچون پیامبر کشی در بنی اسرائیل باز شده بود او هیچ راهی جز نثار مهجه قلبش رواندید خاموشی و خمودگی و ظاهر پرستی از امام بدور بود و امام راهی جز هجرت و جهاد نداشت ، در مرحله اول حرکتش انسانیت را بداوری طلبید ، انسانیتی که خود اسلامیت را به همراه داشت و اسلامیت ظاهری که در حال فراموشی بود.

اما دریغ از فهم درست آن نامردمان که او را جاه طلب ، سیاست باز و آشوب گر می دانستند آنان ولایت را با یزید زمان می‌دانستند که با تزویر و زر و زور همه انسانیتشان را مسخ کرده بود.

امام همان چراغی بود که می‌بایست این فضای سیاه و تاریک را شفاف و روشن کند ، باز هم دریغ از شعور دینی که بر شور و شعارش رنگ باخته بود ، آن همه شعار های پر طمطراق و متعصبانه ای که آن ها برای نجات دین به رهبری یزید داشتند ، چون تازیانه غفلت بر جان خود کوفتند و تازیانه بی مبالاتی و تعصبشان را به قهر برجان گوهر اسلام کوبیدند و آن محشر کبری را برپا کردند و رو سیاه ماندند تا تاریخ ذغال هم به پایش نرسد امام با شعار آزادگی از بند اسارت قیودات و انحرافات قیام خود را آغاز کرد و با شور جوانانش به این شعار جامه عمل پوشانید ، قیام عملی پس از هجرت و جلای وطن و تن 

او پرده از حربه مثل یزیدی برداشت و بر حقیقت مثل خودش گفت.

او از یزیدیان همیشه و حسینیان همیشه سخن گفت ، درسی که حسین (ع) به انسان ها آموخت بزرگترین درسی است که در تاریخ آدمیّت به او داده شده است . امام هرگز با شعار ها تکلیفش را ادا نکرد و هرگز از کرامت ما فوق بشری اش ادای دین نکرد ، هرگز باب مصلحت طلبی و محافظه کاری را برای سلامتی جان خود نگشود  بلکه با ندای اصلاح طلبی به فریاد آدمیت لبیک گفت: زیرا او امام کائنات و دوران خویش است او امام یزید هم هست امام خودش هم هست ، او نماینده تام الاختیار خدا در دنیای معاصر است ، بنابر این ذهن بسته ی فریب خوردگان این فراموش خانه مجال هیچ شیوه ای دیگر را برای احیای اسلام نمی داد و بس،

هر آنچه بود امام با72 نفر از بهترین انسان های زمانش به شهادت رسید و دودمانش به اسارت و یغما رفت و عاشورای سال 61 هجری غروب شد ...

اما امام به شهادت نرسید که ما آیندگان فقط بر سر و سینه هایمان بکوبیم و سفر های نذری بچینیم و تناول کنیم و سیاه پوش بر یزید لعنت بفرستیم و بس ...

هرگز با سیاه پوشیدن و پلو خوری و قمه زنی و زنجیر کوفتن به ندایش لبیک نگفتیم. هنگامی حسینی هستیم که پایبند به اعتقادات و شریعت و خواسته های سید الشهدا باشیم.

خوردن و دم کردن و ماتم نمادین ، هرگز نهضت حسینی را جاودانه نمی کند و هیچ یزیدی را نمی‌لرزاند.

نهضت حسینی با اقامه نماز و فروعات دینی با بصیرت دینی با اخلاص در عمل و محبت در رفتار زنده می‌ماند نه چیز دگری.

 اسلام‌های پاره وقت و نمادین و مسلمانی اسمی هرگز ارزش خواسته‌های آن حضرت نبوده و نیست در حقیقت این گونه نگرش‌ها کمر شکن‌تر از شمشیر کشی‌های یزیدیان است ، غدّه‌های سرطانی بدنه اسلام رخنه کرده و به نام تشیع فعالیّت می‌کنند و به مراتب جانکاه تر از حرکات خارجی دشمنان است.

زیرا مثل یزید همیشه با مثل حسین(ع) می رزمد زیرا مثل یزید همواره با اسلام های ساختگی و نمادین و عجیب و غریب زیرا با نام عزاداری برای امام حسین (ع) بر علیه سیره و اهداف امام حسین(ع) می جنگد و نادانی و جهالت کورکورانه و بی خردانه اشک می ریزندو بر سر و سینه می کوبند و تاریخ جدیدی برای عاشورا جعل می کنند و قمه می زنند و هَیَآت موهن برپا می کنند11 و ادعای شفا با سفره مرسوم به محرم و عاشورا در سر می پرورانند و دریغ از ذره ای محبت به امام و اهداف امام.

سید الشهدا شهید در راه مبارزه با بردگی و جدائی از انحرافات و تحریفات و تعلقات بصری و مادی و تملقات است.دمیت لبیک

امام حسین (ع) امام حقیقت ها و چراغ هدایت در مسیر دشوار معرفت است12. امام هرگز به دلسوزی کورکورانه و قلاده بر گردن کردن و او را خدا خواندن و ... راضی نیست. آنروز هم محافظه کاران و شب کوران بارها و بارها این حقیقت را نادیده گرفته بودند . «یریدون لیطفئوا نورالله فأفواههم والله متم نوره ... »13

 عزا برای سید الشهدا تکلیف ما ، اگرچه این مراسم عزاداری برای سید الشهدا است که اسلام را سر و پا نگه داشته است منتهی عزاداری به معنای واقعی اش ، میراث داری نهضت حسین (ع) و پاسداشت انگیزه و اهداف حسین (ع) و تحول و حسینی شدن و حسینی‌وار زیستن. عزاداری برای سید الشهدا باید آمادگی برای دفاع از حرّیت و رفاه و امنیت انسان ها ترجمه شود مه عزاداری نمادین و بر سر و سینه زنجیر کوفتن و قمه زدن و بدون تاریخ سازی کردن و اشک تمساح ریختن و خبری از اصلاح نفس خویش نکردن . این اخلاق بی‌شک باب همان حسین کشی را مفتوحه داشتن است و خود را به حماقت واداشتن است.

 امام حسین(ع)‌می خواهد به یارانش رسم آدم ماندن و آدم شدن را بیاموزد و چراغ راه همه انسان ها باشد و آدمیت را احیا کند اما ظاهر پرستی و قشری گری وجود همواره راه را برای هدایت آنان می‌بندد.

ما هنگامی به ندای هل من ناصر ینصرنی ثارالله لبیک گفته‌ایم که خود را از قشریگری وجود برهانیم14 و به اعتقادات حسینی پایبند بمانیم و خود را به زیور ایمان و تقوای الهی آراسته کنیم ، باید در هر شرایطی ایمانمان را حفظ کنیم و در عمل آنقدر مخلص و ثابت قدم باشیم که رفتار محبت آمیزمان بوی حسین(ع)‌ استشمام شود.

مهم‌تر از سیه پوشیدن و شعار دادن حرکت و قیام امام شهدا را پاس داشتن است. اسلام را در زندگی خود اجرا کردن است خط سرخ آل علی(ع) و سیره و سنت نبی مکرم اسلام را پیمودن است. غصه خوردن در مورد شریعتی که مورد دستخوش غتیرها قرار گرفته و از آن چیزی جز اسم و ادا و اطوار نمانده بیشتر می‌ارزد تا سینه چاک کردن و اشعار غلو آمیز سرودن و مویه کردن با آواز و زنجیر و قمه زدن و تعزیه بازی کردن ...

امام متقین در نهج البلاغه می‌فرماید: « چه بسا شب زنده‌دارانی که جز بیخوابی نصیبشان نشده از شب زنده‌داری و چه بسا روزه داری که از روزه‌داری جز گرسنگی هیچ عایدش نشده است.»15 و 16

 و اکنون ما جامعه شیعی که برای شیعه ماندن هزینه های گزافی همچون شهادت انبیا و مرسلین و ائمه طاهرین و اولیاالله و... را پرداختیم . چقدر به شریعت آنان پایبند بودیم؟ آیا بصیرت دینی را همواره خود کرده‌ایم و به عقل و خرد خود جهت خدائی داده‌ایم؟

اگر نباشد بصیرت دینی و فهم دینی و اخلاص عمل و محبت در رفتار که این همه عزاداری‌ها و ماتم سرائی‌ها باید تجدیدنظر شوند وگرنه جدا امام عصر (عج) در میان این همه علما و فقها و شیعیان و زنجیرزدن و سیاه‌پوشان تنهای تنهاست .


 

                            ضمیمه

دونگاه در عاشورا موجود است

  1-  نگاه سیاسی؛ حماسه (کلید واژه : قیام ، شهادت ) اسلام حماسی

  2-  نگاه عاطفی ؛ تراژدی (کلید واژه :‌مصرع ، مقتل ) اسلام مرثیه

 

  واژگان حماسه   -   واژگان تراژدی

 

 -  در ازای حسین هدف وسیله را توجیه نمی کند  

-   گریاندن مردم هدف حماسه عاشورا نیست

-   از امام حسین مقدس تر و کربلایی تر شدن آفت است

-  استفاده ابزاری از دین و حتی عاشورا تحریف آور است ، خرافات دین را تضعیف می کند و باعث سردی کانون دین می شود. سنت گراهای دین ستیز حساسیتی به خرافات ندارند و این بدعت را حسنه می دانند ، غالب عوام دلبسته خرافاتند و خرافات را باعث بازارگرمی و رواج دین می دانند ، غالب عوام دلبسته همان تحریفند. سبقت از پیشوایان دین مثل عقب افتادن از آنهاست افراط و تفریط هر دو گروه جاهلانه و تحریف آور است.

- بجز این که امام حسین(ع)در عاشورا نیز در تاریخ شهید شده است و پیام اصلی عاشورا (عدالت) ، فراموش گشته است ، پس در هر عاشورایی دو شهید موجود است و بر هر شهیدی نوحه ای واجب ، (جامعه سازی قرآنی.محمدرضا حکیمی صــ87)

- امام حسین از شخصیت های « دوبار مظلوم » و « باز شهید » در تاریخ است یک مظلومیتش این بود که او را کشتند و مظلومیت دیگرش این که هدفش را محو و مسخ کردند ، یک بار در عاشورا به او ظلم شد و بار دیگر در عاشوراها ظلم دیگر و دوباره این بود «هدف کشی» از قیام امام حسین شد ، نام آن حضرت بود اما هدفش مطرح نبود و یا مسخ شده بود ... 

-    نزاع امام حسین (ع) و یزید نزاع شیعه و سنی نبود ، نزاع کفر و دین بود ، بلکه نزاع عدل و ظلم

-   امام حسین(ع) نه فقط پیشوای شیعه که امام عامّه مسلمانان است و پیشوای همه آزادگان

-    امام حسین(ع) از شخصیت های «دوبار مظلوم»و «باز شهید» در تاریخ است 

-  ظلم دوباره این بود که « هدف کشی » از قیام امام حسین شد یک بار کالبد آن حضرت پایمال شد و بار دیگر هدفش ، دشمن جانی چنان کرد و دوست جاهل چنین.17

 

 مولانا:

 پس عزا بر خود کنید ای خفتگان       ز آنک بد مرگیست این خواب گران

 بر دل و دین خرابت نوحه کن      که نمی بیند جز این خاک کهن

  ور همی‌بیند ، چرا نبود دلیر      پشتدار و جانسپار و چشم سیر؟

 در رخت کواز می دین فرّخی؟         گر بدیدی بحر کو کفّ ‌سخی؟

انک جودید ، آب را نکند دریغ          خاصه آن کو دید آن دریا و میغ

                   (مثنوی ، قوام الدین خرمشاهی صـــ843)

 

 ملک الشعرای بهار خطاب به عزاداران امام نشناس:

   خادم شمر کنونی گشته ، وانگه ناله ها              با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون

 بر یزید زنده می گویند ، هر دم صد مجیز         پس شماتت بر یزید مرده ی دون می‌کنند

   پیش ایشان صد عبیدالله سرپا ، وین گروه            ناله از دست عبیدالله مدفون می‌کنند...    

(دیوان بهار صـــ263 / صـــ332)

 

مرحوم آیت الله کاشانی:

 «آقایانی که برای عزاداری گرد هم آمده‌اید ! آیا می‌دانید چرا حضرت حسین بن علی تن به شهادت داد. اینکه گفته می‌شود که فقط برای شفاعت امت خود بوده بی‌جاست. آن بزرگوار دشمن کسانی است که پشت پا به مقصد مقدسش می‌زنند و از هتک نوامیس اسلام خودداری ندارند. آیا بر روضه خوانی فواحش شهر اثری مترتب است؟ حسین می‌خواست بازار ظلم و تعدی را ، که رواج یافته بود از بین ببرد و مردم درس شهامت و فداکاری بدهد حسین می‌خواست به مردم بفهماند که نباید زیر بار ظلم وجود رفت و در راه احقاق حق باید دریغ نداشت. حسین برای جلوگیری از اوضاع و احوالی نظیر آنچه امروز ما داریم ، تن به شهادت داد اگر ما درس فداکاری را از حسین فرا گرفته بودیم گرفتار اوضاع غیر قابل تحمل امروزی نمی‌شدیم ... آقایان ! اگر شما در کربلا بودید و ناله ی حسین (ع) را می شنیدید آیا آماده ی همراهی با آمال و هدف (اهداف) می‌شدید یا خیر ؟

اگر واقعاً آماده‌ی کمک به حسین بوده‌اید ، پس چرا حالا. حاضر به متابعت از دین و روش مقدس او نیستید؟...»

                 (مکتوبات و سخنرانی های آیت اله کاشانی ج 1 صـــ21و26)

 

 « اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه. »

 بار خدایا ما مسلمانان را در انسانیت‌مان ، آدم و موفق بگردان و شیعیان ما را از ظاهر پرستی و قشریگری مصون بدار.

منابع و پی نوشت‌ها

 

1) الحسن و الحسین سیّدشباب اهل الجنّه (بحار الانوار ج 43 صــ237) و ج 43 صــ303

2)ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه ( بحار ج23 صــ123 ) ( عیون اخبار الرضا ج1 صــ92 )

3)  ان الله شاء ان یراک قیلا ( بحار الانوار ج44 صــ238)

4)  لهوف ، سید بن طاووس صــ24

5)  زیارت عاشورا و آثار معجزه آنی آن – ناصر رستمی لاهیجانی صــ242

6)  انقلاب عاشورا – دکتر سید عطاء اله مهاجرانی صــ32

7)  لهوف صــ49

8)  درسی که حسین به انسان ها آموخت ، سید عبد الکریم هاشمی نژاد صــ396

9)  شهید جاوید : مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی صــ386و387

10)    بحارالانوار ج44 صــ381

11)    انقلاب عاشورا – سید عطاء مهاجرانی صــ169

12)    از عاشورای حسین تا عاشورای شیعه – محمد اسفندیاری

13)    قرآن کریم سوره صف آیه 8

14)    حماسه حسینی – شهید مطهری ج2 صــ110

15)    نهج البلاغه حکمت 145

16)    نهج الفصاحه حدیث 1648

17)    از عاشورای حسینی تا عاشورای شیعه – پشت جلد کتاب

 

                                                           حمیدرضا ابراهیم زاده 87/11/15 

کلیه حقوق برای مولف محفوظ است

 

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

قالی قلبم

يكشنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۱۵ ق.ظ





نقش زیبای تو در قالی قلبم پیداست

قد رعنای تو از ماذنه ی دم  پیداست

من چه گویم که تو مهروی عیانی لیکن

رخ شیدای تو در خم دوعالم  پیداست



حمیدرضا ابراهیم زاده


اول مهر1394
1394
  • حمیدرضا ابراهیم زاده

تمثیلات ومشوق ها ومحرک های قرآن

جمعه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۶، ۰۴:۱۱ ب.ظ

تمثیل ومشوق جنسی در قرآن


قرآن کتاب باطن است وحتا ظواهرش نیز ظاهرهای متعددی دارد

عصاره قرآن محبت وعشق است وچکیده ی کلامش واژه ی " دوستت دارم" است


زبان قرآن زبانی است که باید با بالغ فکری انسانها همگام باشد ودرهردوره  با مختصات و مقتضیات تکامل بشری همگام می ماند وهمواره زبان قرآن نو وپویا خواهد ماند

بنابراین مشوق ها ومحرک های قرآن برای جذب ذائقه ی بشری باید همگام با مطالبات کالبدی آنها آغاز شود واز ملک به ملکوت سوق داده شود


ز ملک تا ملکوتش حجاب برگیرند   هر آن که خدمت جام جهان نما بکند


قرآن کتاب بیان هست وبیان نیز دربرگیرنده ی تمام زوایای مفهوم یک واژه وپدیده است

من قایل به عشق مجازی ومعشوقه پرستی تا منتهای خود هستم وعشق زمینی پایدار را درحد پرستش قبول دارم.

به گمانم  درک کننده زیبایی های عشق ومعشوق مجازی می تواند لذت ها ی اخروی و وعده های صادق الهی را باور کند

قرآن می گوید

قطعا پارسایان پیروز هستند.

باغهای انگور مال اوناست

ودختران نار ...

دقت بکنید از جاذبه های جنسی زن ومرد برای مشوق ها ومحرک های خود زبان می آورد(آیات30 تا40 سوره نبا)

اغلب سورقرآن تصاویری از بهشت وجهنم را  برای بشر مصور کرده است  که سوره الرحمان و سوره واقعه همگی  مملو از تمثیلات دنیایی ومجازی برای بهشت وجهنم است .

همه ی این مشوقها ومحرک ها برای ین است قوه درک انسان را به بلوغ بکشاند

 حور العین زنان سپید روی چشم درشت وکم سن وسال ونارپستان ... که خجالتم میاد از جاذبه ها ومحرکهای جنسی قرآن گاه حرف بزنم چون می ترسم متهم به بی ادبی ودهن گشادی بشم. خوب همه ی ایناهست

وقتی نهی از زن بارگی. لذتهای جنسی آزاد بازنها دراین دنیاست جالبه که اونورآب وخواب . اهل باوررا به همین منهیات وعده میدهد .

ازدواج با حورالعین وآزادی کامل برای  کامجویی  از آنان و  لذت ها نامحدود جنسی. خوردنی ها وحتی شراب طهور و.. هم  وعده کرده.که جای بحثش الان نیست

  به عنوان یک حافظ وپژوهشگر حوزه قرآن درکم اینست که خداوند دنیا را مزرعه ومحل رزمآیش وتربیت فهم ما برای درک دنیای واقعی قرار داده است.

دنیای  ما مانند رحم قبل از تولد است که گشایش وتوسعه یافتگی بیشتری شاملش شد و به تدریج رحم برزخ نیز دارای گشایشهایی نسبت به رحم دنیای فعلی ماست

برای درک  مفاهیم توسعه ی برزخ ومعاد ما نیازمند به آگاهی ودانش دراین حوزه هستیم  وبرای همین :

روایت داریم دربرزخ با برزخیان قرآن کار می شود وتجدیدی ها ی دنیا یی در برزخ قرآن یاد می گیرند

ومی دانید که این حدیث آموزش قرآن در برزخ معنایش اصلا تجوید و ترتیل .. اینها نیست.

دقیقا باطن شناسان قرآن اونجا موظف می شوند روح اهل باوررا باتربیت های خاص خود برای درک زیبایی ها و.. آماده کنند. ومی کنند

(اصول کافی، باب فضل حامل القرآن، حدیث 10؛ المحجة البیضا، ج 2، ص 217. )

 

وقطعا زخمها وآلام دنیایی تجدید شدگان  در رحم  هاویه معالجه شده ویا مورد استحمام ومعالجه قرار می گیرند وبه دارالخلد بهشت رهسپارخواهند شد


(فامه هاویه - قارعه ایه 9)

مقصودم اینست که دنیا ،مقطعی اعتباری ومحدود است.

وعشق دنیایی هم بخشی از تحصیلات و درک  مفهوم و مطلب شناخت زیبایی های الهی است.

 

به هرحال گشایش دنیای ماازبدوعالم ایجاد و ذر به نطفه به رحم به دنیا به برزخ به بهشت سیر تصاعدی داردوهرچه مراتب حیات ما گشایش پیدا میکند .

بنابر این  درک ماهم باید به تبع آن کاملا منطبق باشد

والی الله المصیر


حمیدرضا ابراهیم زاده

10خرداد 1394


* این متن  بخشی از یک گفتگو ومصاحبه با مولف رونوشت شده است.



تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

ارزش ها

پنجشنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۶، ۰۶:۴۱ ب.ظ

ارزشها

ارزش قلب به مهرورزی و ارزش مهر به صفا است

ارزش عقل به یقین ورزی وپویایی. وارزش یقین به لذت رسیدن است

ارزش زبان به بیان نیک .ارزش سخن به صداقت است.

ارزش سکوت به راز  و ارزش راز به مهابت وبزرگی اوست

 ارزش بزرگی به صلابت باطن وارزش باطن به خروش وزیبایی درون است.

وارزش زیبایی به حیا وارزش حیا به بینش و نجابت وارزش نجابت به متانت است

ارزش گوش به هوشیاری ورزیدن درشنیده ها وپند پذیری است

وارزش چشم به حیا و در سُرور نگریستن. وارزش سُرور به کمال چشم داشتن است

وارزش  دست به یاری کردن وارزش یاری، بی منت  سخاوت کردن است

وارزش پا به نیک  گام برداشتن وارزش قدم به نکو یی رسیدن است

وارزش نکویی به  کرامت وآرامش رسیدن  است وارزش آرامش به عزت رسیدن است

وارزش قلم به بیداری کشاندن وارزش بیداری به شکوفایی رسیدن است

وارزش شکوفایی به رضایت وخشنودی دوست رسیدن  است

وارزش دوست به وفای اوست

و قسم به حضرت دوست که ارزشهای متعالی عقل ودل چیزی جز وفاداری نیست.

و تو ای دوست تبلور همه ی این ارزشهایی.


حمیدرضاابراهیم زاده

15 دسامبر2014

سوم آذر1393

*تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ می باشد
  • حمیدرضا ابراهیم زاده

تلافی

چهارشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ق.ظ


یکی از حقوق خاص فردی وشهروندی حق قصاص وتلافی است.

وقصاص وتلافی بخشی از زندگی تکاملی انسان است


وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ﴿البقرة: ١٧٩﴾


جان دربرابر جان چشم دربرابر چشم.  گوش دربرابر گوش ،بینی در برابر بینی ، دندان دربرابر دندان...


حقی که هرکس برای استیفای بقا وهویت خود وجامعه اش ازآن بهره مند است.

وَکَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا:

أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَالْأَنفَ بِالْأَنفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ

وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ

فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَةٌ لَّهُ

وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ. ﴿المائدة: ٤٥﴾


تمام ملت ها دربرابر تجاوز  ازقوانین دفاع  به صورت یکسان برخوردارند

ومشربهای اقتصادی وسیاسی واجتماعی جهان این حق را دربرابر افراد به رسمیت می شناسند

اما برخی ازدولت ها و گروهها واندیشه این حق را با احتساب قوانین تبعیض زا ضایع می کنند.

وحقوق درجه بندی شده ای را  به برای تجاوزات وتعارضات خود خواستارند. وتضییع  حقوق دیگران برایشان مهم نبوده وبلکه لازم به شمار می آید  .

واین گونه است که جهان در آتش جنگ وتبعیض وفساد می سوزد .

این رفتارهای جاه طلبانه  وافکار باطل وانحرافی همیشه باعث  تجاوز وجنگ طلبی شده است.


*بسیاری از اقدامات تلافی جویانه  نیز جنایت وجرم وخیانتی بزرگ تر از اصل ماجراست.

مثلا ؛ کسی که گمان برد ویا یقین حاصل کند؛ شوهرش به او خیانتی کرده واو بخواهد برابر با آن خیانت، همان حرکت را تلافی کند . این عمل مجرمانه تراز  تخلف شوهرمحسوب می شود.
ازاین رویکرد بسیاری از تجاوزات باید برابر با  مختصات وشرائط ماهوی وجامعوی  تجاوز پاسخ داده شود
مانند جرم قتل نفس مظلوم. ویا تعرض به خاک وطن .هتاکی به نوامیس ومیراث معنوی یک ملت،که قوانین دفاعی برابر با آن تشخیص وتجویز وسازمان دهی می شود.


وَالَّذِینَ کَسَبُوا السَّیِّئَاتِ جَزَاءُ سَیِّئَةٍ بِمِثْلِهَا  ﴿یونس: ٢٧﴾


وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ فَإِنِ انتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِینَ ﴿البقرة: ١٩٣﴾


اما براستی تلافی وتلافی جویی بااینکه حقی انکار ناپذیر است ودرخود خشمی مقدس به نام غیرت را به همراه دارد

وقتی که برای دفاع ازنوامیس ومیراث معنوی خود و دلخوشی هایمان مرتکب قتل می شویم.

خشمی مقدس بنام غیرت به جریان می افتد.

اما همیشه خشم های مقدس نمی توانند با تلافی جویی قبحی را  مهار ویا سرنگون کنند

بلکه اینجا چشم پوشی ها و احکام جایگزین مهرورزانه می توانند علاوه بر مهار والتیام ماجرا از تجدید عمل جلوگیری کرده وباعث تنبه وبیداری گردند.

اگر کشتن بد است وحرمت دارد ،برای قصاص کننده هم باید همان مفاهیم را تداعی کند.

درک این مسئله باعث عفو وگذشت می شود

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى.

الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنثَىٰ بِالْأُنثَىٰ .

فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ.

ذَٰلِکَ تَخْفِیفٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿البقرة: ١٧٨﴾


عفو به  معنای سستی وتجاهل نیست که راه را برای عصیان وتجاوز بیشتر بگشائیم!

بلکه با ندامت و بیداری  جانی، از حق فردی خود دربرابر انجام  تلافی یا واکنش بزه انتسابی گذشت کرده ایم و  قوانین بازدارنده ی  مدعی العموم ،تداوم جنایت را برای  جانی مهار کرده باشد.

عیسای مسیح که لحم نخورد وذوات لحم نیازد همواره  با پندار و گفتار رفتار نیکش ازبروز خونریزی وزیاده خواهی وتوقعات نابجا و تبعیض و تجاوز  برحذر بود وپیروانش را از بزه وآزاربه دیگران برحذر می داشت.

هرگز خونی نریخت وبه دنبال لذت هایش جنبنده ای را نیازد و...

 پیامبر رحمت نیز ازدریچه محبت ومودت با منکران آزادی ها برخورد کردند

دفاع برای آزادی لازم است وآسایش هنگامی به بار می نشیند که دشمنانش از دستبرد وتجاوز به آن ناکام بمانند


ثمره درخت آرامش، میوه شیرین رفاه وآسایش وآرمیدن در سایه  امنیت وآسایش است

تلافی ازنوع مدرن وارزشمندش:

  این است که اگر کسی برای پاسداشت کرامت وشرافت وامنیت ما احسانی کرد ،به همان نسبت ویا بیشترقدردان نیکی هایش باشیم.


وَإِذَا حُیِّیتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ حَسِیبًا

  ﴿النساء: ٨٦﴾

وچنانچه برایتان تحییتی دادند پس بهتر ازآن ویا برابر با آن  تحییت شان گویید .

بی تردید خدا وند برهرچیزی حسابگر است.


نیکی را جز نکویی پاسخی نیست. و منشا و قرار گاه بهشت چیزی  جز نیکی ونکویی و بخشش ومروت نیست.


 بهشت نیکی ها همواره پناهگاه وآسایشگاه تان باد./


حمیدرضا ابراهیم زاده

17مهر1394




* تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

امام موسی کاظم(ع)

دوشنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۶، ۰۴:۰۲ ق.ظ


باب الحوائج ابو الحسن موسى بن جعفر(ع)،

  هفتمین امام  از ائمه اثنى عشر علیهم السلام و نهمین معصوم از چهارده معصوم(ع) است .

ایشان در ابواء(محلى میان مکه و مدینه) در روز یکشنبه هفتم صفر سال 128 یا 129 ه.ق. متولد شد.

 به جهت کثرت زهد و عبادتش معروف به  عبد الصالح و به جهت بردباری  وحلم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به کاظم گردید.

کنیه ی آن حضرت ابو ابراهیم بوده ولى به ابو على نیز معروف بوده ‏اند.




امام موسى الکاظم(ع) هنوز کودکی بیش نبود که فقهاى مشهور مثل ابو حنیفه از او مسأله مى ‏پرسیدند و کسب علم مى ‏کردند

.بعد از رحلت پدر بزرگوارش امام صادق(ع) (148 ه.ق.) در بیست سالگى به امامت رسید و 35 سال رهبرى و ولایت شیعیان را بر عهده داشت.

مادر آن حضرت حمیده کنیزى از اهل بربر(مغرب) یا از اهل اندلس(اسپانیا) بوده است و نام پدر این بانو را «صاعد بربرى» گفته‏ اند .

  بانو حمیده به «حمیدة البربریة» و «حمیدة المصفاة» نیز معروف بوده است.

برادران دیگر امام از این بانو اسحاق و محمد دیباج بوده ‏اند.

قد  وقامت آن حضرت متوسط و رنگ سبزه سیر و محاسن انبوه داشت.

نقش نگینش «حسبی اللّه» و به روایتى «الملک للّه وحده» بود.

در زمان حیات امام صادق(ع) کسانى از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ایشان اسماعیل امام خواهد شد.

 اسماعیل در زمان حیات پدر از دنیا رفت ولى کسانى مرگ او را باور نکردند و او را همچنان امام دانستند.

پس از وفات حضرت صادق(ع)عده‏اى از اینان چون از حیات اسماعیل مأیوس شدند، پسر او محمد بن اسماعیل را امام دانستند و اسماعیلیه امروز بر این عقیده هستند و پس از او پسر او را امام مى‏ دانند و سپس پسرش را و ... به تفصیلى که در کتب اسماعیلیه مذکور است.

پس از وفات حضرت صادق(ع) بزرگترین فرزند ایشان عبد اللّه نام داشت که بعضى او را عبد اللّه افطح مى ‏دانند.

عبد اللّه مقام و منزلت پسران دیگر حضرت صادق(ع)را نداشت و به قول شیخ مفید در ارشاد متهم بود که در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترین برادرانش از جهت سن و سال بود ادعاى امامت کرد و برخى نیز از او پیروى کردند.

 اما چون ضعف دعوى و دانش او را دیدند روى از او برتافتند و فقط عده قلیلى از او پیروى کردند که به فطحیه موسوم هستند.

اسحاق برادر دیگر امام موسى الکاظم(ع) به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود و امامت برادرش موسى کاظم(ع)را قبول داشت و از پدرش روایت مى ‏کرد که او تصریح بر امامت آن حضرت کرده است.

برادر دیگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردى سخى و شجاع و از زیدیه جارودیه بود و در زمان مأمون در خراسان وفات یافت.

اما بزگواری  و علو شأن و مکارم اخلاق و دانش وسیع حضرت امام موسى کاظم(ع) به قدرى بارز و روشن بود که اکثریت شیعه پس از وفات امام صادق(ع) به امامت او گرویدند و علاوه بر این بسیارى از شیوخ و خواص اصحاب حضرت صادق(ع)مانند مفضل بن عمر جعفى و معاذ بن کثیر و صفوان جمال و یعقوب سراج نص صریح امامت حضرت موسى الکاظم(ع)را از امام صادق(ع)روایت کرده‏ اند و بدین ترتیب امامت ایشان در نظر اکثریت شیعه مسجل گردید.

ایشان در علم و حلم و تواضع و مکارم اخلاق و کثرت صدقات و سخاوت و بخشندگى ضرب المثل بود.

بدان و بداندیشان را با عفو و احسان بى‏ کران خویش تربیت مى ‏فرمود. شب ها به طور ناشناس در کوچه‏ هاى مدینه مى‏ گشت و به مستمندان کمک مى‏ کرد. مبلغ دویست، سیصد و چهارصد دینار در کیسه‏ ها مى‏ گذاشت و در مدینه میان نیازمندان قسمت مى‏ کرد. کیسه ‏هاى موسى بن جعفر در مدینه معروف بود و اگر به کسى یک صره (کیسه) مى‏رسید بى ‏نیاز مى‏ گشت.

بااین حال  در اتاقى که نماز مى‏ گزارد جز بوریا و مصحف و شمشیر چیزى نبود.

مهدى خلیفه عباسى امام را در بغداد بازداشت کرد اما بر اثر خوابى که دید و نیز تحت تأثیر شخصیت امام از او عذرخواهى نمود و به مدینه  بازگرداند.

می گویند که مهدى از امام تعهد گرفت که بر او و فرزندانش خروج نکند. این روایت نشان مى‏ دهد که امام کاظم(ع)خروج و قیام را در آن زمان صلاح و شایسته نمى ‏دانسته است.

ایشان با آن که از جهت کثرت عبادت و زهد به «العبد الصالح» معروف بوده‏اند به قدرى در انظار مردم مقامى والا و ارجمند داشته ‏اند که او را شایسته مقام خلافت و امامت ظاهرى نیز مى‏ دانستند و همین امر موجب تشویش و اضطراب دستگاه خلافت گردیده و مهدى به حبس او فرمان داده است.

زمخشرى در ربیع الابرار آورده است که هارون فرزند مهدى در یکى از ملاقات ها به امام پیشنهاد نمود فدک را تحویل بگیرد و حضرت نپذیرفت، وقتى اصرار زیاد کرد فرمود:

مى ‏پذیرم به شرط آنکه تمام آن ملک را با حدودى که تعیین مى ‏کنم به من واگذارى.

هارون گفت حدود آن چیست؟

امام فرمود یک حد آن به عدن است حد دیگرش به سمرقند و حد سومش به افریقیه و حد چهارمش کناره دریا تا ارمنیه و خزر است. هارون از شنیدن این سخن سخت برآشفت و گفت:

پس براى ما چه چیز باقى مى‏ماند؟ امام فرمود: مى ‏دانستم که اگر حدود فدک را تعیین کنم آن را به ما مسترد نخواهى کرد (یعنى خلافت و اداره سراسر کشور اسلام حق من است). از آن روز هارون کمر به قتل موسى بن جعفر(ع)بست.

هارون در سفرش به مدینه هنگام زیارت قبر رسول اللّه(ص) در حضور سران قریش و رؤساى قبایل و علما و قضات بلاد اسلام گفت:

السلام علیک یا رسول اللّه، السلام علیک یا ابن عم، و این را از روى فخر فروشى به دیگران گفت.

امام کاظم(ع) حاضر بود و فرمود:

السلام علیک یا رسول اللّه، السلام علیک یا ابت (یعنى سلام بر تو اى پدر من).

مى‏ گویند رنگ هارون دگرگون شد و خشم از چهره‏اش نمودار گردید.

شیر در زنجیر

درباره حبس امام موسى(ع)به دست هارون الرشید، شیخ مفید در ارشاد روایت مى ‏کند که علت گرفتارى و زندانى شدن امام، یحیى بن خالد بن برمک بوده است. زیرا هارون فرزند خود امین را به یکى از مقربان خود به نام جعفر بن محمد بن اشعث که مدتى هم والى خراسان بوده است سپرده بود و یحیى بن خالد بیم آن را داشت که اگر خلافت به امین برسد جعفر بن محمد بن اشعث را همه کاره دستگاه خلافت سازد و یحیى و برمکیان از مقام خود بیفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قائل به امامت امام موسى(ع)، و یحیى این معنى را به هارون اعلام مى‏ داشت

 سرانجام یحیى بن خالد،   برادرزاده ی امام را به نام على بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویى کند.

مى‏ گویند امام هنگام حرکت على بن اسماعیل از مدینه او را احضار کرد و از او خواست که از این سفر منصرف شود و اگر ناچار مى‏ خواهد برود از او سعایت نکند. على قبول نکرد و نزد یحیى رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالک اسلامى مال به او مى ‏دهند تا آنجا که ملکى را توانست به سى هزار دینار بخرد.

هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعى از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در کنار قبر حضرت رسول(ص) گفت یا رسول اللّه از تو پوزش مى‏ خواهم که موسى بن جعفر را به زندان مى ‏افکنم زیرا او مى ‏خواهد امت تو را بر هم زند و خونشان را بریزد.

آن گاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره نزد والى آن عیسى بن جعفر بن منصور فرستادند. عیسى پس از مدتى نامه ‏اى به هارون نوشت و گفت که موسى بن جعفر در زندان جز عبادت و نماز کارى ندارد یا کسى بفرست که او را تحویل بگیرد و یا من او را آزاد خواهم کرد.

هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربیع سپرد و پس از مدتى از او خواست که امام را آزارى برساند اما فضل نپذیرفت و هارون او را به فضل بن یحیى بن خالد برمکى سپرد. چون امام در خانه فضل نیز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنیدن این خبر در خشم شد و آخرالامر یحیى امام را به سندى بن شاهک سپرد و سندى آن حضرت را در زندان مسموم کرد. چون آن حضرت وفات یافت سندى جسد آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد که ببینند در بدن او اثر زخم یا خفگى نیست. بعد او را در باب التبن در موضعى به نام مقابر قریش دفن کردند.

فرزندان

بنا به گفته شیخ مفید در ارشاد امام موسى الکاظم(ع) سى و هفت فرزند پسر و دختر داشت. که هجده تن از آنها پسر بودند و على بن موسى الرضا(ع) امام هشتم افضل ایشان بود.

از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسى و محمد بن موسى و ابراهیم بن موسى بودند

 یکى از دختران آن حضرت فاطمه معروف به معصومه سلام الله علیها است که قبرش در قم مزار شیعیان جهان است.

البته تعداد اولاد آن حضرت را کمتر و بیشتر نیز گفته‏ اند.

تاریخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر یا پنجم یا بیست و پنجم رجب سال 183 ه.ق. در 55 سالگى گفته‏ اند.

سیره موسویه

امام هفتم(ع)با جمع روایات و احادیث و احکام و احیاى سنن پدر گرامى و تعلیم و ارشاد شیعیان، اسلام راستین را که با تعالیم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد(ع)نظم و استحکام یافته بود حفظ و تقویت کرد و در راه انجام وظایف الهى تا آنجا پایدارى نمود که جان خود را فدا ساخت.

گوشه ای از صفات امام کاظم علیه السلام

حضرت امام موسى کاظم(علیه السلام) عابدترین و زاهدترین، فقیه ترین، سخى ترین و کریمترین مردم زمان خود بود، هر گاه دو سوم از شب مى گذشت نمازهاى نافله را به جا مى آورد و تا سپیده صبح به نماز خواندن ادامه مى داد و هنگامى که وقت نماز صبح فرا مى رسید، بعد از نماز شروع به دعا مى کرد و از ترس خدا آن چنان گریه مى کرد که تمام محاسن شریفش به اشک آمیخته مى شد و هر گاه قرآن مى خواند مردم پیرامونش جمع مى شدند و از صداى خوش او لذّت مى بردند.

آن حضرت، صابر، صالح، امین و کاظم لقب یافته بود و به عبد صالح شناخته مى شد، و به خاطر تسلّط بر نفس و فروبردن خشم، به کاظم مشهور گردید.

شیخ مفید درباره آن حضرت می گوید : " او عابدترین و فقیه ترین و بخشنده ترین و بزرگ منش ترین مردم زمان خود بود ، زیاد تضرع و ابتهال به درگاه خداوند متعال داشت . این جمله را زیاد تکرار می کرد :

« اللهم انی أسألک الراحة عند الموت و العفو عند الحساب »

 خداوندا در آن زمان که مرگ به سراغم آید راحت و در آن هنگام که در برابر حساب اعمال حاضرم کنی عفو را به من ارزانی دار

امام موسی بن جعفر ( ع ) بسیار به سراغ فقرا می رفت . شب ها در ظرفی پول و آرد و خرما می ریخت و به وسایلی به فقرای مدینه می رساند ، در حالی که آن ها نمی دانستند از ناحیه چه کسی است .

هیچکس مثل او حافظ قرآن نبود ، با آواز خوشی قرآن می خواند ، قرآن خواندنش حزن و اندوه مطبوعی به دل می داد ، شنوندگان از شنیدن قرآنش می گریستند ، مردم مدینه به او لقب " زین المجتهدین " داده بودند .

مردم مدینه روزی که از رفتن امام خود به عراق آگاه شدند ، شور و ولوله و غوغایی عجیب کردند . آن روزها فقرای مدینه دانستند چه کسی شب ها و روزها برای دلجویی به خانه آن ها می آمده است .

امام‌ ( ع‌ ) با آن‌ کرم‌ و بزرگوارى‌ و بخشندگى‌ خود لباس‌ خشن‌ بر تن‌ مى‌کرد ، چنان که‌ نقل‌ کرده‌اند : " امام‌ بسیار خشن‌ پوش‌ و روستایى‌ لباس‌ بود " و این‌ خود نشان‌ دیگرى‌ است‌ از بلندى‌ روح‌ و صفاى‌ باطن‌ و بى‌اعتنایى‌ آن‌ امام‌ به‌ زرق‌ و برق هاى‌ فریبنده ی دنیا .

امام‌ موسى‌ کاظ‌م‌ ( ع‌ ) نسبت‌ به‌ همسران و فرزندان‌ و زیردستان‌ بسیار با عاطفه‌ و مهربان‌ بود .

همیشه‌ در اندیشه‌ ی رفع حاجات مردم و فقرا و بیچارگان‌ بود ، و پنهان‌ و آشکار به‌ آنها کمک‌ مى‌کرد .

مردى از تبار عمر بن الخطاب در مدینه بود که او را مى آزرد و على(علیه السلام) را دشنام مى داد.

برخى از اطرافیان به حضرت گفتند: اجازه دهید تا او را بکشیم، ولى حضرت به شدّت از این کار نهى کرد و آنان را شدیداً سرزنش فرمود. روزى سراغ آن مرد را گرفت، گفتند: در اطراف مدینه، به کار زراعت مشغول است. حضرت سوار بر الاغ خود وارد مزرعه وى شد.

آن مرد فریاد برآورد: زراعت ما را خراب مکن، ولى امام به حرکت خود در مزرعه ادامه داد وقتى به او رسید، پیاده شد و نزد وى نشست و با او به شوخى پرداخت،

آن گاه به او فرمود: چقدر در زراعت خود از این بابت زیان دیدى؟

گفت: صد دینار. فرمود: حال انتظار دارى چه مبلغ از آن عایدت شود؟

گفت: من از غیب خبر ندارم. امام به او فرمود: پرسیدم چه مبلغ از آن عایدت شود؟

گفت: انتظار دارم دویست دینار عایدم شود. امام به او سیصد دینار داد و فرمود:

زراعت تو هم سر جایش هست. آن مرد برخاست و سر حضرت را بوسید و رفت.

امام به مسجد رفت و در آنجا آن مرد را دید که نشسته است.

وقتى آن حضرت را دید، گفت:

خداوند مى داند که رسالتش را در کجا قرار دهد. یارانش گرد آمدند و به او گفتند:

داستان از چه قرار است، تو که تا حال خلاف این را مى گفتى. او نیز به دشنام آنها و به دعا براى امام موسى(علیه السلام) پرداخت. امام(علیه السلام) نیز به اطرافیان خود که قصد کشتن او را داشتند فرمود: آیا کارى که شما مى خواستید بکنید بهتر بود یا کارى که من با این مبلغ کردم؟و بسیارى از این گونه روایات، که به اخلاق والا و سخاوت و شکیبایى آن حضرت بر سختیها و چشم پوشى ایشان از مال دنیا اشارت مى کند، نشانگر کمال انسانى و نهایت عفو و گذشت آن حضرت است.


*

برگزیده ای از سخنان امام کاظم(ع)

* مصیبت برای شکیبا یکی است و برای بی تابی کننده دوتاست .(تحف العقول ، ص 437)

 

* کم گویی ، حکمت بزرگی است ، بر شما باد به خموشی که آسایش نیکو و سبکباری و سبب تخفیف گناه است .(همان)

از شوخی خودداری کن زیرا شوخی جلوه معنوی تورا می زداید .(بحاالانوار ، ج 78 ، ص 321)

 

* مشورت با خردمند خیرخواه ، یمن و برکت و رشد و توفیق از جانب خداست ، چون خردمند خیرخواه به تو نظری داد ، مبادا مخالفت کنی که مخالفتش هلاکت بار است .(همان)

 

* چیزی نیست که چشمانت آن را بنگرد ، مگر آن که در آن پند و اندرزی است .(بحاالانوار ، ج 78 ، ص 319)

کم گویی ، حکمت بزرگی است ، بر شما باد به خموشی که آسایش نیکو و سبکباری و سبب تخفیف گناه است

* همانا برای خداوند بر مردم دو حجت است ، حجت آشکار و حجت پنهان ، اما حجت آشکار عبارت است از : رسولان و پیامبران و امامان ، و حجت پنهانی عبارت است از عقول مردمان .(تحف العقول ، ص 406)

 

* صبر بر تنهایی ، نشانه قوت عقل است ، هر که از طرف خداوند تبارک و تعالی تعقل کند از اهل دنیا و راغبین در آن کناره گرفته و بدانچه نزد پروردگارش است رغبت نموده ، و خداوند در وحشت انیس اوست و در تنهایی یار او ، و در نداری توانگری او و در بی تیره و تباری عزت او .(بحاالانوار ، ج 78 ، ص 319)

 

* کم گویی ، حکمت بزرگی است ، بر شما باد به خموشی که آسایش نیکو و سبکباری و سبب تخفیف گناه است .(همان)

* برای هر چیزی دلیلی باید ، و دلیل خردمند تفکر است ، و دلیل تفکر خاموشی .(تحف العقول ، ص 406)

 

* به راستی که با ارزش ترین مردم کسی است که دنیا را برای خود مقامی نداند ، بدانید بهای تن شما مردم ، جز بهشت نیست ، آن را جز بدان مفروشید .(همان)

 

* بهترین چیزی که به وسیله آن بنده به خداوند تقرب می جوید ، بعد از شناختن او ، نماز و نیکی به پدر و مادر و ترک حسد و خودبینی و به خود بالیدن است .(همان)

 

* خداوند بهشت را بر هر هرزه گوی کم حیا که باکی ندارد چه می گوید و یا به او چه گویند حرام گردانیده است .(همان)

 

* از کبر و خودخواهی بپرهیز ، که هر کسی در دلش به اندازه دانه ای کبر باشد ، داخل بهشت نمی شود .(تحف العقول ، ص 425)

بهترین چیزی که به وسیله آن بنده به خداوند تقرب می جوید ، بعد از شناختن او ، نماز و نیکی به پدر و مادر و ترک حسد و خودبینی و به خود بالیدن است

* همنشینی با اهل دین ، شرف دنیا و آخرت است .(تحف العقول ، ص 420)

 

* بپرهیز از معاشرت با مردم و انس با آنان ، مگر این که خردمند و امانت داری در میان آنها بیایی که ( در این صورت ) با او انس گیر و از دیگران بگریز ، به مانند گریز تو از درنده های شکاری .(همان)

 

* مؤمن همانند دو کفه ترازوست ، هرگاه به ایمانش افزوده گردد ، به بلایش افزوده گردد .(همان)

 

* نماز نافله راه نزدیک شده هر مؤمنی به خداوند است .(تحف العقول ، ص 425)

 

* بپرهیز از معاشرت با مردم و انس با آنان ، مگر این که خردمند و امانت داری در میان آنها بیایی که ( در این صورت ) با او انس گیر و از دیگران بگریز ، به مانند گریز تو از درنده های شکاری .(همان)

 

* ندا کننده ای در روز قیامت ندا می کند : آگاه باشید ، هر که را بر خدا فردی است برخیزد ، و برنمی خیزد ، مگر کسی که گذشت کرده و اصلاح بین مردم نموده باشد ، پس پاداشش با خدا خواهد بود .(همان)

 

* کمک کردنت به ناتوان از بهترین صدقه است .(تحف العقول ، ص 437)

 

* سختی ناحق را آن کس شناسد که بدان محکوم گردد .(تحف العقول ، ص 437)

 

*هرگاه مردم گناهان تازه کنند که نمی کردند ، خداوند بلاهایی تازه به آنها دهد که به حساب نمی آوردند .(همان)

 


منابع:

- بحار الانوار، مجلسى، ج 48

- اعیان الشیعة، ج 2

- الارشاد الى حجج الله على العباد

- الکامل فى التاریخ(حوادث سال 183)

- تاریخ بغداد، ج 13

- سیر اعلام النبلاء، ذهبى، ج 6.


  • حمیدرضا ابراهیم زاده

عید سعید غدیر خم

جمعه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ


عید محبت ومودت وولایت


عید با برکت غدیر خم


عید بیعت با مولای حب و ولایت و ارزشها

عید تمسک به قرآن واهل البیت

عید سرشکستگی ونا امیدی کفار

عید کامل شدن دین

عید خشنودی خدا از پیامبر مهربانش

مبارک وخجسته باد




ای آنکه تورا غدیر بخشید ولی


ای نام تو از نام خدا هست جلی


 ای سجده گه حوری و ابرار وپری


حمداست خدا را که تورا خواند علی



حمیدرضا ابراهیم زاده

دهم مهر ماه1394

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

انسانم آرزوست

چهارشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۲۶ ق.ظ

انسانم آرزوست

چند سالی است که دولت و  بودائیان نژاد پرست در میانمار به آزار و اذیت و قتل مسلمانان  این کشور دست می زنند

واین درحالی است که  مسلمانان این کشور ازتمام حقوق اساسی وشهروندی، توسط  دولت محروم  گذاشته و به شدت با سکونت وحتی ادامه ی حیات آنان مخالفت می شود!

بی تردید صحنه های فجیع  و ددمنشانه ای که در برخورد با مردم بی دفاع ومسلمان این منطقه رقم می خورد بیشتر به خاطر داشتن باورهای اسلامی مردم آن خطه است.

صحنه های بهت آور و دردناکی که روح  هر انسانی را  می آزارد. وهرنوع دوستی را به واکنش در مقابل این همه تجاوز و بی رحمی و ددمنشی  وا می دارد.

از همه ی مردم نوع دوست جهان!،

فعالان حقوق بشر و سازمان های مردم نهاد مرتبط با حقوق وکرامت انسان !

  به ویژه  سازمانهای بین المللی مطابق با همه ی قوانین وقطعنامه ها و کنوانسیون های  بین المللی  تمنا داریم  هرچه زودتر درمقابل  قلع وقمع مردم بی دفاع ومظلوم  میانمار موضع بگیرند تا  قتل وآزارمسلمانان این کشور پایان یابد.


حمیدرضا ابراهیم زاده

10شهریور1396

 

پی نوشت:

گاهشمار یک نسل کشی

از قرن اول هجری اسلام در میانمار گسترش یافت.

بازرگانان مسلمان از مسیرهای زمینی که از منطقه غربی میانمار و ایالت آراکان در این کشور می‌گذشت به مناطق غربی چین سفر می‌کردند. بسیاری از این افراد در منطقه ساحلی آراکان، اقامت گزیدند و نخستین مناطق تجمع مسلمانان را ایجاد کردند. سیاحان چینی در نوشته‌های خود از مناطق ایرانی‌نشین در مرزهای بین میانمار و یونن (ایالتی در جنوب غربی چین) در قرن سوم میلادی یاد کرده‌اند.

 

تقریباً تا سال ۱۷۷۴ میلادی مسلمانان در آنجا مشکل نداشتند، در آن مقطع یک بودایی به نام بوداپایا در آن منطقه به قدرت می‌رسد و با مسلمانان بنای ناسازگاری می‌گذارد و اجرای قوانین اسلامی را ملغی می‌کند. از آن زمان به بعد اختلافات مسلمانان میانمار با دولت شروع می‌شود، حقوق مسلمانان نادیده گرفته می‌شود، تبعیض‌ها تشدید می‌شود و مسئله مسلمانان به تدریج به عنوان یک معضل مطرح و کشورهای منطقه متوجه این موضوع می‌شوند و حتی به سطح بین‌المللی نیز می‌رود و تا امروز نیز از موضوعات حقوق بشری در سطح بین‌الملل است. در این مدت تعدادی از مسلمانان گروه‌های چریکی تشکیل دادند و مبارزاتی هم داشتند و برخی برای اینکه از این وضعیت رها بشوند، به کشورهای هند و بنگلادش مهاجرت کردند و در آنجا زندگی می‌کنند.

سال‌های ۱۹۳۰۱۹۳۸

بعد از تسلط انگلیس بر سراسر میانمار در ۱۸۸۶ میلادی، پای هندی‌ها و نیز مسلمانان بنگالی به این کشور گشوده شد و در ۱۹۲۱ تقریباً بیش از نیم میلیون نفر مسلمان هندی در میانمار ساکن شده بودند. مهاجرت مسلمانان هند به برمه و به دست گرفتن مشاغل عمده تجاری باعث نارضایتی مردم این کشور شد. در سال‌های ۱۹۳۰۱۹۳۸ اغتشاشات گسترده‌ای علیه مهاجران هندی صورت گرفت و در جنگ جهانی دوم در خلال خروج نیروهای انگلیسی و ورود سربازان ژاپنی به میانمار، افراد قوم ماگ (بودایی مذهب)، به محله‌های مسلمان‌نشین در آراکان حمله‌ور شدند و هزاران نفر از مسلمانان را کشتند

 

سال ۱۹۳۸

در سال ۱۹۳۸ به دنبال افزایش خشونت علیه مسلمان ۲۰۴ نفر کشته حدود ۱۰۰۰ نفر زخمی و ۱۱۳ مسجد تخریب شد.

سال ۱۹۴۸

با حضور ژاپنی‌ها در آراکان، مسلمانان آن منطقه علیه ژاپنی‌ها وارد عمل گردیدند و با انگلیسی‌ها همکاری کردند. پس از تسلط مجدد نیروهای انگلیس بر آراکان در ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۸ که میانمار به استقلال رسید اداره امور منطقه عمدتاً به مسلمانان سپرده شده بود، مسلمانان آراکان از محمدعلی جناح رهبر مسلمانان هند، خواسته بودند که آراکان را نیز به عنوان قسمتی از پاکستان بپذیرد. این پیشینه سبب شد که دولت مستقل میانمار، پس از آنکه در ۱۹۴۸ به قدرت رسید به آزار و اذیت مسلمانان به‌ویژه مسلمانان ناحیه آراکان بپردازد.

سال ۱۹۶۲

دولت در سال ۱۹۶۲ میلادی حج را ممنوع کرد. به دنبال فشار حکومت، بیش از نیم میلیون از مسلمانان برمه‌ای به کشورهای بنگلادش، هند، پاکستان، مالزی، تایلند، سنگاپور، امارات، عربستان و ممالک دیگر مهاجرت نموده‌اند. دولت برمه کنترل شدیدی بر فعالیت‌های مساجد اعمال می‌کند، آمار ازدواج و تمایل مردم جهت انجام قربانی در مراسم عید قربان و نیز آمار افرادی که در مساجد به آموختن قرآن کریم مشغول می‌شوند، به دولت گزارش داده می‌شود

در گزارش نشریه انگلیسی ساندی تایمز آمده‌است که نظامیان قصد دارند، بودایی‌ها را به ایالت آراکان، در غرب میانمار که در گذشته مسلمان‌نشین بوده‌است، گسیل دارند. از ۱۴۳۰ میلادی تا ۱۷۸۴ در این منطقه قوانین اسلامی اجرا می‌شده‌است

سال ۲۰۰۱

در ۱۵ می این سال حملات جدیدی علیه مسلمانان شکل گرفت. ۲۰۰ مسلمان کشته شدند ۱۱ مسجد تخریب شد و حدود ۴۰۰ خانه آتش گرفت. در همین روز ۲۰ مسلمان که در مسجدی در حال اقامه نماز بودند، کشته شدند

سال ۲۰۱۲

خشونت‌ها علیه مسلمانان این منطقه در سال ۲۰۱۲ بعد از کشته شدن ۱۱ مسلمان توسط ارتش میانمار و حمله یک گروه بودائیان به اتوبوس حامل مسلمانان و کشته شدن یک بودائی در پاسخ به این حمله آغاز شد.  در چنین شرایطی بودایی‌ها با حمله به مناطق مسلمان‌نشین بیش از ۲۰۰۰ منزل مسکونی متعلق به مسلمانان را به آتش کشیدند و بیش از یک صد هزار نفر را آواره و بی خانمان کردند.

سال ۲۰۱۶

در این سال چندین مسجد در شهرهای مختلف تخریب شد. همچنین در اواخر این سال بوداییان افراطی به همراه ارتش این کشور حملاتی را علیه مسلمانان آغاز کردند.

سال ۲۰۱۷

در ۲۸ اوت، خبرگزاری آناتولی اعلام کرد در حملات صورت گرفته از ۲۵ اوت توسط ارتش میانمار در ایالت آراکان ۲ الی ۳ هزار مسلمان کشته شده‌اند.آنیتا شاگ، سخنگوی شورای روهینگیای اروپا(ERC)، در این خصوص گفت: این قتل‌عام مسلمانان میانمار نسبت به سال ۲۰۱۲ و اکتبر گذشته صد برابر شده و اوضاع هیچ‌گاه به این اندازه وخیم نبوده‌است .

 

خبرگزاری رویتر ۳۱ اوت گزارش کرد که منابع سازمان ملل گفتند در حدود ۲۷۴۰۰ نفر از مسلمانان روهینگیا در طی هفته گذشته به دلیل خشونت‌های میانمار به بنگلادش فرار کردند و ۲۰ هزار نفر نیز در منطقه ای که بین دو کشور که خارج از حاکمیت دو کشور است، تجمع کرده‌اند.

چگونگی آغاز بحران حاضر

موج جدید درگیری‌های میان آن‌ها از دو ماه قبل و به بهانه کشته شدن یک زن بدست مسلمانان آغاز شده است. ابتدا در ماه مه ۲۰۱۲ (۱۱ اردیبشهت تا ۱۱ خرداد ۱۳۹۱) ۱۱ مسلمان بی‌گناه به دست نظامیان کشته می‌شوند. پس از آن خبری منتشر می‌شود مبنی بر اینکه یک زن بودایی مورد هتک حرمت سه مرد مسلمان قرار می‌گیرد و کشته می‌شود. این سه مرد دستگیر می‌شوند و یک نفر از آن‌ها در زندان نظامیان می‌میرد و دو نفر دیگر اعدام می‌شوند.

در ماه ژوئن (۱۱ خرداد تا ۱۱ تیر) یک اتوبوس حامل مسلمانان مورد حمله بودائیان قرار می‌گیرد. این بار یک بودایی می‌میرد. متعاقب آن شبه نظامیان تندروی بودایی که «ماگ» خوانده می‌شوند، به مناطق مسلمان نشین در استان راخین حمله می‌برند و بیش از ۲۰ روستا و حدود ۲۰۰۰ واحد مسکونی را به آتش می‌کشند.

روز دهم ژوئن (۲۱ خرداد) آقای «تین سین Thein Sein» رئیس جمهور میانمار در استان راخین وضعیت فوق العاده اعلام می‌کند. حملات بودائیان تندرو به مسلمانان از این پس تحت حمایت ارتش آغاز می‌شود؛ ۱۰۰۰ نفر از مسلمانان بی‌گناه کشته، ۵۰۰ نفر زخمی و ۳۰۰ نفر ربوده شدند. این کشتار کماکان ادامه دارد. ولی از آنجا که دولت به هیچ خبرنگاری اجازه حضور در منطقه راخین را نمی‌دهد، کسی از ابعاد فاجعه باخبر نیست. البته تصاویری که در اینترنت قرار گرفته است، صحنه‌های دلخراشی را روایت می‌کنند. کشتار فجیع زنان و کودکان خردسال و یا نمایش صد‌ها جسد سوخته شده در محوطه یک مدرسه از جمله این صحنه‌ها و تصاویر است.

دولت میانمار برای رفع اختلافات و مشکلات میان مسلمانان و بوداییان، سیاست کوچ اجباری کل ۶ میلیون مسلمان روهینگیایی را از منطقه آرکان اتخاذ کرده است. به واسطه این سیاست اتخاذ شده از جانب دولت قریب به ۱۵۰ هزار نفر از مسلمانان آرکان به بنگلادش، ۵۰ هزار نفر به تایلند و ۴۰ هزار نفر به مالزی و تعداد قابل توجهی به دیگر کشورهای آسیایی مهاجرت کردند. در آخرین اظهار نظر رییس جمهوری میانمار بیان شده است که ۸۰۰ هزار نفر از این قوم را باید از میانمار اخراج کرد تا تنش‌ها پایان یابد.

 

 شمار زیادی از مسلمانان آواره (از ۹۰هزار نفر تا ۳۰۰هزار نفر) هم اکنون در اردوگاه‌های مناطق مرزی نزدیک به بنگلادش به سر می‌برند، اما از ظلم نظامیان میانمار و خشم طبیعت در امان نیستند؛ از یک طرف در اردوگاه‌هاى مرزى که در آن‌ها غذا به اندازه کافى یافت نمى‏شود، گرسنگی، باران‌های موسمی و بیماری‌های واگیر آن‌ها را آزار می‌دهد و از طرف دیگر، به گفته نشریه انگلیسى «ساندى تایمز» Sunday times، نظامیان مردم مسلمان را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند، به زنان در جلوی چشم دیگران تجاوز می‌کنند و هر کسی را که دلشان می‌خواهد به قتل می‌رسانند. آن‌ها اگر با قایق به بنگلادش فرار کنند، پذیرفته نمی‌شوند چون دولت داکا می‌گوید گنجایش پذیرش بیش از ۳۰۰ هزار آواره میانماری را ندارند. اگر به تایلند بگریزند، به دریا برگردانده می‌شوند تا بر اثر گرسنگی و تشنگی بمیرند و یا امواج اقیانوس آن‌ها را ببلعد. به همین خاطر، در سرزمین مادری خود می‌مانند و منتظر مرگ می‌نشینند؛ مرگی که یا به دست بودائیان متعصب و تحریک شده رقم می‌خورد و یا بر اثر خشم طبیعت، باران‌ها و گردبادهای موسمی و بیماری‌های واگیر و خطرناک از راه می‌رسد.

 

دکتر «محمد عزمی» فعال حقوق بشری و عضو اتحادیه تشکل‌های اسلامی مالزی با بیان اینکه کاروان دریایی کمک به مسلمانان میانمار در حال شکل‌گیری است، گفت: اکنون قریب به ۲۰۰ هزار مسلمان آواره در میانمار وجود دارند و آمار کشته‌ها به ۵۲ هزار نفر رسیده است و این در حالی که بیش از ۵۰ روستا و ۲۶ مسجد کاملا به آتش کشیده و ویران شده‌اند. متاسفانه خواهران و برادران مسلمان منطقه آرکان عملا در محاصره قرار گرفته‌اند و هیچ راه زمینی یا دریایی‌ای برای ارتباط منطقه آرکان با بیرون وجود ندارد. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از النشره، سازمان عفو بین الملل Amnesty internationalبا اذعان به قتل عام مسلمانان میانمار که با اطلاع کامل دولت این کشور صورت می‌پذیرد، در گزارشی اعلام کرد: تعداد کشته شدگان در جریان حملات بوداییان به مسلمانان به ۲۰ هزار نفر رسیده است.

سابقه‌ی ظلم و خشونت میانمار علیه مسلمانان

تقریباً تا سال ۱۷۷۴ میلادی مسلمانان در آنجا مشکل نداشتند، در آن مقطع یک بودایی به نام بوداپایا در آن منطقه به قدرت می‌رسد و با مسلمانان بنای ناسازگاری می‌گذارد و اجرای قوانین اسلامی را ملغی می‌کند. از آن زمان به بعد اختلافات مسلمانان میانمار با دولت شروع می‌شود. از آن زمان است که حقوق مسلمانان نادیده گرفته می‌شود، تبعیض‌ها تشدید می‌شود و مسئله مسلمانان به تدریج به عنوان یک معضل مطرح و کشورهای منطقه متوجه این موضوع می‌شوند و حتی به سطح بین المللی نیز می‌رود و تا امروز نیز از موضوعات حقوق بشری در سطح بین الملل است. در این مدت تعدادی از مسلمانان گروه‌های چریکی تشکیل دادند و مبارزاتی هم داشتند و برخی برای اینکه از این وضعیت‌‌ رها بشوند، به کشورهای هند و بنگلادش مهاجرت کردند و در آنجا زندگی می‌کنند.

 

ارتش ظالم میانمار، روهینگیا را در ۱۹ عملیات نظامی از سال ۱۹۶۲ تاکنون مورد هدف قرار داده است. عملیات در حال اجرای ناساکا، رفتار غیر انسانی با جمعیت روهینگیا داشته و مردم آن را قتل عام و شکنجه می‌کند. درسال ۱۹۷۸ در عملیاتی به نام ناگامین (شاه اژد‌ها) حدود ۲۰۰ هزار نفر به بنگلادش فرار کردند. دولت در سال ۱۹۸۲ تابعیت مسلمانان را لغو کرد و آن‌ها را تحت فشار قرار داد به طوری که تا سال ۱۹۹۲ حدود ۳۰۰ هزار مسلمان مجبور به مهاجرت از کشور و فرار به بنگلادش شدند و اکثراً اعدام، دستگیر و یا مورد تجاوز واقع شدند. بار‌ها مسلمانان به بنگلادش و تایلند فرار کرده‌اند ولی در ساحل این دو کشور اجازه ورود نداشته و کشتی آن‌ها را غرق کرده‌اند. در سال ۲۰۰۸ گردباد «نارجیز» میانمار را درنوردید. دولت نیز با ممانعت از رسیدن کمک‌های بین المللی به اقلیت‌های غیربودایی (مسلمانان و مسیحی‌ها) مرگ شمار زیادی از آن‌ها را رقم زد.

 

حال به برخی از ظلم‌ها و ستم‌هایی که در حق این مردم روا داشته می‌شود و نهادهای رسمی بین المللی از جمله سازمان ملل آن‌ها را اعلام کرده است، اشاره می‌گردد:

 

رژیم میانمار از صدور کارت هویت برای مسلمانان امتناع می‌کند و به همین خاطر این مردم نمی‌توانند در داخل کشور تردد کنند. علاوه بر آن، دولت برای مسلمانان گذرنامه صادر نمی‌کند و لذا آن‌ها از مسافرت‌های خارجی محروم هستند؛

دولت میانمار به مسلمانان روهینگیا اجازه سفرنمی دهد و اگر آن‌ها بخواهند از یک روستا به روستای دیگر بروند باید مبلغی را به عنوان مالیات به دولت بپردازند.

تحصیل در دانشگاه‌ها برای مسلمانان ممنوع است؛

مسلمانان نمی‌توانند در ادارات دولتی استخدام شوند؛

مسلمانان بدون کسب مجوز نمی‌توانند ازدواج کنند و برای گرفتن این مجوز هم باید مالیات بدهند و پس از ازدواج نیز نمی‌توانند بیش از دو فرزند داشته باشند؛

بالغ بر ۴۰ هزار نفر از کودکان روهینگیا در غرب میانمار به این خاطر از هرگونه تحصیل و سفر و محروم هستند که والدین مسلمان آن‌ها بدون اجازه دولت ازدواج کرده‌اند و خودشان جزو فرزندان سوم و یا چهارم هستند. این کودکان شناسنامه ندارند؛

خانواده‌های مسلمانان میانمار مجبور هستند تا در هر سال یک عکس خانوادگی را که شامل تمامی اعضای خانواده آن‌ها باشد به دولت تحویل بدهند و در صورتی که نوزاد جدیدی در خانواده آن‌ها متولد شده و یا یکی از اعضای خانواده آن‌ها درگذشته باشد باید مبلغی را به عنوان مالیات به دولت بپردازند.

آن‌ها اغلب برای بیگاری (کار اجباری) برده می‌شوند و از آن‌ها به زور اخاذی می‌شود؛

خدمات عمومی مثل خدمات بهداشتی و آموزش و پرورش از مسلمانان روهینگیا دریغ می‌شود و بی‌سوادی در میان آن‌ها تا ۸۰ درصد است و در واقع، هیچ نهادی وجود ندارد که مشابه دولت آن‌ها را سرپرستی نماید؛

 

این مسلمانان حق مالکیت بر زمین را نیز ندارند. این آزار‌ها و شرایط ضدانسانی بسیاری از بومیان روهینگیا را وادار می‌کند که از زادگاه خود به سمت کشورهای بیگانه مثل بنگلادش، تایلند و مالزی بگریزند، اما اغلب جان خود را از دست می‌دهند و یا به جای اول بازگردانده می‌شوند.

مسلمانان روهینگیا اجازه تعمیر و نوسازی مساجد و یا مدارس خود را بدون مجوز دولت ندارند و هر کسی که اقدام به نوسازی این بنا‌ها کند زندانی می‌شود و از همین رو به مدت ۲۰ سال است که در این منطقه مسجد و یا مدرسه جدیدی ساخته نشده است.

اگر مسلمانی در میانمار قصد دایر کردن فروشگاهی را داشته باشد باید با یک بودائی شریک شود. فرد بودائی در این شرکات هیچ سهمی را نمی‌پردازد اما از سود حاصل از این فروشگاه بهره‌مند می‌شود.

دولت ژنرال «نی وین Ne Win» ‏ پس از روی کار آمدن در ۱۹۶۲ رفتن مسلمانان ‏به حج را ممنوع اعلام کرد تا آنکه در ۱۹۸۰ پس از گذشت ۱۸ سال به‏ هفتاد نفر از مسلمانان اجازه داده شد، جهت انجام فرایض حج ‏به ‏مکه مشرف شوند و متعاقب آن عده‏اى از مسلمانان نیز جهت ‏شرکت در کنفرانسهاى مختلف اسلامى اعزام شدند.

 

«تین سین»، رئیس‌جمهور فعلی میانمار جمعیت ۸۰۰ هزار نفری مسلمان روهینگیا در این کشور را قومیتی خارجی دانست و گفت: مسلمانان شهروند میانمار نیستند یا باید در اردوگاه‌های آوارگان متمرکز یا اخراج شوند.

خانم «آنگ سان سوچی» Aung San Suu Kyiرهبر مخالفان دولت میانمار و رهبر حزب «ان. ال. دی» (اتحاد ملی برای دموکراسی) National League for Democracyنیز که به تازگی (پس از ۲۱ سال) از حبس خانگی آزاد شده است و اخیرا در یک تور اروپایی با اغلب رهبران اتحادیه اروپا دیدار و گفتگو داشته و همچنین مورد تمجید بسیاری از همین رهبران به خاطر ژست‌های حقوق بشری خود قرار گرفته نیز تاکنون هیچ موضع‌گیری و اظهار نظری درباره کشتار فجیع مسلمانان به دست هم کیشان خود نکرده است و حتی اعلام کرده است که این افراد میانماری نیستند.

این درحالیست که پخش تصاویر کشتار مسلمانان میانمار به دست بودائیان طی روزهای اخیر که به طرز مشکوکی از جانب رسانه‌های اصلی جهان نادیده گرفته شده است، لزوم توجه جدی و همت کشور‌ها و سازمان‌های اسلامی برای حمایت از مسلمانان فراموش شده میانماری را می‌طلبد. یک ماه اخیر در کنار بعضی از پایگاه‌های اینترنتی، رسانه‌های اندونزی، مالزی، شبه قاره و تلویزیون‌های پاکستان و ایران تحولات ایالت راخین را پوشش می‌دادند. با این حال، هنوز رسانه‌های تأثیرگذار بیین المللی مثل «سی ان ان»، «بی‌بی‌سی» و «الجزیره» در قبال تحولات غرب میانمار ساکت هستند. شیخ «عبدالمعروف» یکی از رهبران دینی میانمار در ارتباط با عمق مظلومیت هموطنان مسلمان خود گفت: مسلمانان برمه در سایه سکوت کشورهای مسلمان کشتار می‌شوند. هیچ ملتی تاکنون این گونه در میان این درجه از خونسردی و سکوت بین المللی و بی‌خیالی سرکوب نشده بود! «تون خین» رئیس سازمان «روهینگیا» می‌گوید: جامعه جهانی باید یک اقدام فوری در رابطه با وضعیت موجود در میانمار انجام دهد.

 

 میانمار عضو سازمان آسه آن (کشورهای آسیای جنوب شرقی) (ASEAN: Association of South-East Asian Nations) است. در آ سه آن چند کشور مهم مسلمان وجود دارند مثل اندونزی، مالزی، برونئی و یک بخش زیادی از مسلمانان در فیلیپین و تایلند زندگی می‌کنند. باید با این کشور‌ها رایزنی صورت گیرد تا سازمان آسه آن نیز موضع قوی در ارتباط با این موضوع بگیرد.

 

علل و ریشه‌های بحران در میانمار

 

۱. تبعیض نژادی

 

به گفته «سلکوم کولاک اوغلو» کار‌شناس ترک حاضر در سازمان تحقیقات استراتژیک بین الملل آنکارا، دولت میانمار از زمان استقلال این کشور، یک سیاست حذفی را در قبال مسلمانان بکار گرفته تا کشوری را براساس آئین بودا تشکیل دهد. در این زمینه سایر مذاهب و گروه‌های قومی یا مجبور به همسان شدن با بودائیان شده‌اند و یا آنکه به اجبار دست به مهاجرت زده‌اند. این سیاست با هدف کاهش نفوذ گروه‌های مختلف دینی در میانمار انجام شده است. محمد الماسری می‌گوید که «یو نو» U Nuاولین رییس جمهور میانمار مسئول رسمی کردن آیین بودایی در میانمار بود. بعد از عزل وی در ۱۹۶۲، ژنرال «نی وین» General Ne Winتمام سربازان مسلمان را از ارتش اخراج کرد. میانمار در حال حاضر شاهد پاک سازی نژادی تمام عیار هست، مثل چیزی که در میانه دهه ۱۹۹۰ در بوسنی و هرزگوین جریان داشت و یا صهیونیست‌ها در حق فلسطینی‌ها انجام داده‌اند. هیچ بعید نیست که در مورد مسلمانان میانمار هم مثل فلسطین و بوسنی معامله پشت پرده‌ای میان غرب و دولت نظامیان میانمار صورت گرفته باشد.

۲. منافع آمریکا و چین و

آمریکا ولع سرمایه گذاری در میانمار را دارد و بقیه مسائل حاشیه‌ای محسوب می‌شوند، هرچند پای کشتار فجیع هزاران انسان در میان باشد. «سیت (سعید) دمیر» از صندوق کمک‌های انسان دوستانه ترکیه (IHH) نیز در این باره می‌گوید: قدرت‌های اصلی منافع مشخصی را در میانمار دارند و به دلیل این منافع در قبال وضعیت موجود در این کشور سکوت کرده‌اند. دمیر در ادامه افزود: میانمار همچنین منابع طبیعی مهمی دارد در نتیجه سیاست‌های آمریکا و چین در میانمار درگیر هستند. و هر دو یعنی پکن و واشنگتن به دولت میانمار چشم دوخته‌اند. خانم «هیلاری کلینتون» نیز دو هفته قبل به میانمار رفت و در دیدار با «تین سین» رئیس جمهور این کشور، وعده داد که سرمایه گذاران آمریکایی را روانه میانمار کند. سیاست آمریکا در مورد میانمار (و دیگر کشورهای جنوب شرق آسیا) این است که خود کنترل اقتصادی و سیاسی این کشور را در دست بگیرد و میانمار را در مقابل چین قرار دهد؛ سیاستی که دولت به شدت غربگرای آتی تحت رهبری سوچی و حزبش، آن را محقق خواهد کرد. این سرمایه گذاری‌ها قطعاً نوعی گشایش در اقتصاد درحال رکود آمریکا محسوب می‌شود و البته اعتراض به کشتار مسلمانان، ممکن است این فرصت تازه را از آمریکایی‌ها بگیرد. ضمن اینکه پاکسازی و سرکوب مسلمانان به نفع آمریکا هم هست و کاخ سفید در نبود آن‌ها می‌تواند موقعیت خود را در میانمار بهتر تثبیت کند.

۳. شرایط سیاسی داخلی ویژه

مسلمانان میانمار قربانی یک شرایط سیاسی ویژه شده‌اند؛ نهاد نظامی از سر اجبار می‌خواهد قدرت را به نهادهای دموکراتیک واگذار کند و دراین بین، با اعلام وضعیت فوق العاده در ایالت راخین، می‌خواهد اهمیت و جایگاه خودش را در مملکت داری به رخ سوچی و چهره‌های غیرنظامی بکشد و بگوید که کشورداری چندان هم آسان نیست. در ماه مه سال ۱۹۹۰ دولت پس از حدود ۳۰ سال نخستین انتخابات آزاد را برگزار کرد و در این انتخابات حزب «اتحاد ملی برای دموکراسی» تحت رهبری خانم «آنگ سان سوچی» توانست ۳۹۲ کرسی از مجموع ۴۸۹ کرسی مجلس را تصاحب کند. اما دولت نظامی پس از مشاهده شکست حزب خود، این انتخابات را باطل کرد. در سال ۲۰۱۱ دولت میانمار تحت فشارهای داخلی و خارجی مجبور شد که به برگزاری انتخابات آزاد تن دردهد. خانم «آنگ سان سوچی» نیز پس از ۲۱ سال از حبس خانگی آزاد شد و اخیرا به غرب رفت و جایزه صلح نوبل که قبلا برنده شده بود را دریافت کرد. اکنون ۴۲ کرسی پارلمان را در اختیار دارند.

۴. سیاست وحدت ملی

در این سرزمین نه چندان وسیع ۱۳۵ اقلیت قومی و مذهبی زندگی می‌کنند که مسلمانان با چهار درصد جمعیت بعد از بودایی‌ها قرار می‌گیرند و پس از مسلمانان نیز مسیحی‌ها قرار دارند. به هر حال تا یک سوم جمعیت این کشور را اقلیت‌ها تشکیل می‌دهند. برخی از آن‌ها سال هاست که با ارتش می‌جنگند و شماری از این اقلیت‌ها هم درگیر تولید موادمخدر هستند. نظامیان خود را ضامن وحدت ملی می‌دانند و طی دهه‌های اخیر از این طریق سلطه خود را بر مردم توجیه می‌کنند.

۵. اسلام هراسی جهانی

آن‌ها همسو با غربی‌ها، در چارچوب یک سیاست جهانی هدفمند، اسلام هراسی را در همه جا تبلیغ می‌کنند و کشتار میانمار در اصل، یکی از محصولات همین اسلام هراسی است.

۶. سیاست تلافی جویانه بودایی‌ها

میانمار از وقتی که طالبان مجسمه‌های بودا را در افغانستان تخریب کرده، صحنه آشوبهای ضد مسلمان بوده است. تعصب، تعصب به دنبال دارد. آشوب دیگری نیز به علت تخریب مجسمه‌های بودا توسط افراد نا‌شناسی در ماندالیا Mandalayایجاد شد. ۲. شدید‌ترین درگیری‌های میان بودایی‌ها و مسلمانان از دو ماه قبل و به بهانه تجاوز و کشته شدن یک زن بودایی به دست ۳ مرد مسلمانان آغاز شد. به دنبال آن ماجرای اتوبوس و کشتار‌ها و تجاوز به زن‌ها و تبعید‌ها پیش آمد.



  • حمیدرضا ابراهیم زاده

توسعه پذیری و مهندسی رسانه ای

دوشنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۶، ۰۳:۲۸ ق.ظ

استاد ابراهیم زاده با سلام و ادب

در صورت تمایل این موضوع را تشریح نمایید

نقش عملیاتی شبکه های ماهواره ای در (کشور های اسلامی )در حدود زایی است ،

نقش استراتژیک آن ایمان زدایی است، نقش تاکتیکی آن قبح زدایی است و در آخر تکنیک شبکه ماهوراه در الگو گریزی سبک زندگی اسلامی ایرانی است.

نقش رسانه ملی، متولیان فرهنگی و هنر پیشه های ملی در تحکیم و تقبیح این شبکه را بیان نمایید.

ج: باسلام و سپاس

عطف  دسته بندی شما درباره  مهندسی هوشمند انه ی عرصه فرهنگ و هنر و اقتصاد و سیاست میتوانیم قاطعانه بگوییم.

که تمام شبکه های ماهواره ای چه فارسی زبان و چه دیگر زبانها تحت قیمومیت یک مهندسی کلان چیدمان شده اند برای کوچکترین آهنگ و گزارشی یک برنامه ریزی خوابیده است بقول یکی از همکاران حتی تپق هاشون هم حساب شده است. در هیچ کشور توسعه یافته ای رسانه های  ملی و یا اجاره ای به امان خود برای سرگرمی رها نشده است دقیقا با هدف خدمت به اهداف  دولتها و یا مکاتب و جهان بینی خاص چیده شده است و اعتبارات مالی و معنوی حمایت بنگاه های اطلاعاتی و امنیتی خاص حاکی از آن است که یک چشم اندازی را هدف قرارداده اند که به تک قطبی کردن همه ی جوامع به نفع خود منجر میشود.

 از نگاه من:

استعمار نو یعنی به بردگی کشاندن جسم و جان و روح.

بردگی فکری و فرهنگی و اعتقادی بدترین نوع ستم و بردگی محسوب میشود.

بخشی از این بردگی با تحقیر باورها تخدیر آموزهها، تحمیق فرهنگها توسط کتاب فیلم و نمایش و گزارش و مدلینگ و اکتور  هست.

استعمارگران سرزمین خاصی ندارند .

وطن برای آنها همه سرزمین هاست. همه ی خانه ها و اقوام و جنسیت ها خانه و محل فرمانروایی آنهاست.

یک وطن مجازی بابیش از 300 میلیون جمعیت وکاربر وعضو ورهبران وآموزگارانی نامرئی

تمام ذائقه ها و سرچ ها  برای آنها رصد شده است. به واقعیت وعمق مطالباتمان اشراف دارند

به تغذیه ی جسمی وروحی ودارو ودرمان ملت ها اشراف دارند

باین همه اطلاعات، اقتدار روشنی عایدشان میشود. وتمام مایحتاج جوامع برده شده در برنامه ی بلند مدت اقتصادی وسیاسی وامنیتی آنها انبار شده وبارگیری می شود وبه مقصد جوامع هدف توزیع می شود...

آنها سربازان خود راازبین خانواده های ماانتخاب می کنند  وتمام مطالباتشان را در نبرد خزنده ونرم  خارج ازمرز محاسبه می کنند وکردند.

 بنگاه های مخوف اطلاعاتی و اقتصادی این مکاتب استعماری ؛ می دانند سرنوشت و آینده ی سلامت وبهداشت  روان وجسم  وسرطان وموالید ومرگ های ما  چیست.

 داروهایشان راازقبل تولید کرده اند و  بیماری ها را بوجود می آورند.

رسم اعتیاد به دارو. تغذیه فکری و جسمی رادرهمه ی جوامع هدف بصورت متحد الشکل  باب میکنند

ودرحقیقت از  فرمانروایی  مجازی به حکومت برسرزمینهای واقعی وتک قطبی کردن جهان به نفع خود می اندیشند...

تمام کالاهایی که برای مستعمرین فرهنگی تولید میکنند دراصل اعتیاد آور ومخدراست. مخدر روح وروان وفکر وجهان بینی و...

افیون مصطلح ومخدر عام که الی ماشا الله درجوامع هدف ترویج میشود.وحتی طوری برنامه ریزی می شود که تمام ذائقه ها را درمعتاد کردن بخش هوشمند وزیرک جامعه هدف دربرداشته باشند

 پس خیلی ساده لوحانه است که گمان بریم  یک فیلم ویک آهنگ هنری چقدر برایشان اهمیت دارد وندارد.

من به گفتمان رهبری  درباره ی سیاست  نفوذ  دشمن  خیلی اهمیت می دهم

و توصیه میکنم که همه نخبگان واندیشمندان ومردم و بویژه مدیران سخنان ایشان جدی بگیرند وبه شعاری کردن الفاظ بسنده نکنند.

حقیقت این است که ما گمان می بریم برای توسعه یافتگی نیازمند همرنگی با جماعتیم.

درصورتیکه درمسیر توسعه ما  تفاوت های مهم وبنیادینی با توسعه گذاران قطبی ساز جهانی داریم.

مثلا حوزه ی جمعیت. توسعه ی کشاورزی  . حوزه دارو و درمان. حوزه سینما حوزه ی معاشرت وسبک زندگی  بسیاری از پارادوکسهای  توسعه یافتگی وتوسعه نیافتگی را درخود به چالش گذاشته است

 روشهای ما درتوسعه پذیری اگر بدون مدل متناسب با  باورها وآرمانهای اعتقادی وفرهنگی ما نباشد قطعا ما به بردگی می رسیم تا به توسعه.

محور توسعه جوامع اسلامی درحقیقت قرآن  وچشم اندازهای دنیوی واخروی  دیدگاه الهی وهویت کرامت انسانی  مندرج درآن است

 استقبال ما در مسیر  تضاد وبردگی به بردگی وانحطاط جامعه ی مامنجر می شود

همه ی این پارادوکسهای فرهنگی. اقتصادی و اجتماعی به همین دلیل است که بین باورها وآرمانها ومطالباتمان تضاد فاحشی بوجود آمده است!

در توسعه پذیری معکوس  یک انحطاطی را باقبول مسکن ومخدری بنام همراهی با جامعه ی جهانی طی خواهیم کرد که دلمان نمی خواهد به چنین فرجامی برسیم اما برای رفاه خیالی چاره ای جز همراهی  نداریم

 

بحث زیاد است ومن چند کتاب درحوزه ی فرهنگ وتکنولوژی برای دوستان معرفی میکنم . که ازجنس   گفتمان غربی است.

-   تکنو پولی./دکتر نیل پستمن

- نقش رسانه های تصویری درزوال دوران کودکی/دکتر نیل پستمن

- زندگی درعیش مردن درخوشی/دکتر نیل پستمن

همگی باترجمه مرحوم صادق طباطبایی انتشارات اطلاعات

- کتابی بنام طلوع ماهواره افول فرهنگ  /دکتر طباطبایی انتشارات اطلاعات

 

حمیدرضا ابراهیم زاده

والی الله المصیر

5 خرداد1395

 

تمامی حقوق مربوط به این اثردر انحصارمولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

امت وسطی و دهکده ی جهانی

شنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۱۵ ق.ظ

امت وسط

س: باسلام وعرض ادب

با مطرح شدن جهان به دهکده جهانی آیا مسلمانان وظیفه ندارند که از تعصبات خود دست بردارند و به اصول مشترک جهانی روی بیاورند ؟!

باسلام وتحیات

خوشبختانه یا متاسفانه تمام مشکلات جهانی به شاکله ی مهندسی اخلاق و عقاید برمی گردد واین درحالی است که ادیان از منشا واحد وهدف واحدی  ریشه گرفته و میوه می دهند.

طبیعی است که صیانت از کرامت وهویت انسانی مهمترین خاستگاه ادیان باشد

امت اسلام ، امت  همدلی ومهرورزی ومیانه روی است.

‌وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا (بقره143)

علو وبرتری امت حق جو و مطاع اسلام در میانه روی آنان است که الگو و  گواه همه ی مردمان اعصار است

با توجه به تاکیدات  زعیم عالی اسلام  یعنی حضرت  پروردگار مهربان طبعا آئین اسلام راحت تر به رفاه و تعاون   وتکریم همگانی ملت ها کنارمی آید:

یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ/ حجرات 13

 

ای مردم ، بی تردید ما همه ( افراد نوع ) شما را از یک مرد و زن ( آدم و حوّا ) آفریدیم ، و یا هر فرد شما را از یک پدر و مادر خلق کردیم ، و شما را قبیله های بزرگ و کوچک قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید ( پس در میان شما برتری نژادی نیست بلکه ) مسلّما گرامی ترین شما در نزد خدا پرهیزکارترین شماست همانا خداوند بسیار دانا و آگاه است.

اسلام دین کرامت برای انسان و آئینی  حنیف وکیش میانه روی وتعادل است:

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۳۰ روم ﴾

 بااین شناسه دین مبارک اسلام درخود باهیچ کدام از حقوق ملتها درتضاد وتعارض نیست این برداشت ها و اجتهادات غلط و ومستبدانه وخودخواهانه ونا کار آمد مفسرین اسلامی است که اسلام وملت هارا مخدوش می کند.

اسلام بذات خود ندارد عیبی                   هرعیب که هست از مسلمانی ماست

واین تصلبات ومنفعت طلبی  مختص به اهل اسلام ویا دین خاصی نیست . غالبا در چنته ی فرق ومذاهب داستان خود برتر بینی ومنفعت طلبی وجود دارد. وتفسیر به رای ویا خود کامگی های افراطی  فراوانی در بسیاری از اجتهاد ات  شخصی  مدعیان تفسیر وتاویل نصوص  مقدس محرز است.

اما خداوند سربازانی از خواص واولیایی ازجنس نور دارد که در هرقرن و عصری  درمقابل خودکامگی ها وانحرافات و تحریفات می ایستند

در خطبه ی222 نهج البلاغه شریف داریم که امام متقین فرمود:

 «خداوند که نعمت هایش بزرگ باد درهرعصر وزمانه ای به ویژه در دوران فترت که جای پیامبران خالی است بندگانی دارد که از راه الهام، در اندیشه وعقل با ایشان سخن می گوید وچشم وگوش ودل آنها را به نور هشیاری روشن می سازد...»

 

 این مجددان وبزرگان وصالحان ماموریت ورسالتی جز برداشتن غل وزنجیرهای خرافات وتحریفات ندارند و درحقیقت  دین حق را از شر باطل پاسبانی می کنند.

 به تعبیر امام صادق:

«درهر قرن وزمانی دادگرانی حامل دین می شوند که توجیه اهل باطل وتحریف غالیان  ودعاوی جاهلان را ازدین برطرف می کند » (بحارالانوار ج2 ص92)

مجددان دینی  ویا اوتاد واولیا الله ملائک پاسبانان سریر  صیانت از کرامت انسان وهویت ربانی وکامل آدم  هستند

رسول خدا فرمود:

ان الله یبعث لهذه الامه فی راس کل مئه سنه من یجدد لها دینها...

«خداوند درآغاز هرصده بخاطر تجدید وترویج آئین خود کسی را برمی گزیند تا دینش را زنده کند.»

(سنن ابی داوود/ جامع الاصول و...)

برای تائید همه این افاضات مطهر باید گفت که درآیه ی 55  سوره ی مبارکه ی قلم به صراحت آمده است:

فاجتباه ربه فجعله من الصالحین.!

همه این بزرگواران منزه از خودکامگی  وآلودگان به حب وبغض منفعت طلبی بی استثنا با شرائط تحریف وخرافات وتحقیر کرامت انسانی جنگیدند  وهزینه ی گزافی را برای رسالت سنگینشان پرداختند

  در تفسیر آیه ی  نوزدهم سوره ی آل عمران  :ان الدین عندالله الاسلام و...  این گونه آمده است که:

  شما به دین من (اسلام) نخواهید گروید و من نیز به دین شما (بت‏پرستی) نخواهم گروید؛ پس آیین شما ارزانی خودتان باد! چرا که به زودی عواقب تلخ آن را خواهی دچشید.

 منظور از آیه شریفه «إِنَّ اَلدِّینَ عِنْدَ اَللَّهِ اَلْإِسْلامُ» این است که آیین حقیقی در پیشگاه خداوند متعال همان تسلیم شدن در برابر فرمان او است، در انجام دادن شرایعش و اطاعت اوست در آن چه که در هر عصری با زبان پیامبرش از بندگانش خواسته است؛ پس آن دین واحد برای همه انبیا(ع) عبارت است از: تسلیم شدن در برابر بیانی که از مقام ربوبی در مورد عقاید و اعمال و یا در مورد معارف و احکام صادر می ‏شود؛ منتها خداوند متعال با تکامل جامعه بشری، شریعت کامل‏تری را برای آن‏ها فرستاده تا به مرحله نهایی تکامل که دین خاتم پیامبران، پیامبر اکرم(ص) است رسیده و خلاصه آن که ادیان الهی، دین  واحد ند و آن، چیزی جز اسلام نیست و همه پیامبران متدین به آن بودند و مردم را به آن دعوت می‏کردند. اما واحد بودن دین خدا، دلیل بر واحد بودن دین -هر چند دین غیرالهی نیست.

(ر.ک: المیزان، همان، ج 20، ص 373 و ج 3، ص 120/تفسیر نمونه، همان، ج 27، ص 386 و ج 2، ص 470).

بقول حضرت مولانا

چون که صد آید نود هم پیش ماست       نام احمد نام جمله انبیاست

به عبارت دیگر کلمه دین، در مواردی به معنای اعم یعنی «دین محقق» استعمال می‏ شود و آن شامل هر چیزی می‏شود که در جامعه ‏شناسی به آن دین و جمع آن ادیان گفته می ‏شود.

ولی معنای اخص آن «دین حق» است که جمع بردار نیست. کلمه «دین» در آیه 19 آل عمران به معنای دوم به کار رفته است و در سوره کافرون در معنای نخست.

 و همچنان که حدیث شریف نبوی که فرمود : الاسلام یعلو لا یعلی علیه

علو دراسلام به معنای تعالی فهم ودرک تسلیم شونده به طاعت امر ربانی است.

 وحدیث شریف علوی چنانکه   فرموده اند :

لَأَنْسُبَنَّ الْإِسْلَامَ نِسْبَةً لَمْ یَنْسُبْهُ أَحَدٌ قَبْلِی وَ لَا یَنْسُبُهُ أَحَدٌ بَعْدِی الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِیمُ وَ التَّسْلِیمُ هُوَ التَّصْدِیقُ وَ التَّصْدِیقُ هُوَ الْیَقِینُ وَ الْیَقِینُ هُوَ الْأَدَاءُ وَ الْأَدَاءُ هُوَ الْعَمَلُ إِنَّ الْمُؤْمِنَ أَخَذَ دِینَهُ عَنْ رَبِّهِ وَ لَمْ یَأْخُذْهُ عَنْ رَأْیِهِ أَیُّهَا النَّاسُ دِینَکُمْ دِینَکُمْ تَمَسَّکُوا بِهِ لَا یُزِیلُکُمْ أَحَدٌ عَنْهُ لِأَنَّ السَّیِّئَةَ فِیهِ خَیْرٌ مِنَ الْحَسَنَةِ فِی غَیْرِهِ لِأَنَّ السَّیِّئَةَ فِیهِ تُغْفَرُ وَ الْحَسَنَةَ فِی غَیْرِهِ لَا تُقْبَل  :

همانا من چنان اصلی براى اسلام پایه گذاری کنم که هیچ کس پیش از من و بعد ازمن چنین نسبتی نداده باشد : اسلام عبارت است از تسلیم (گردن نهادن) ، تسلیم بیانگر تصدیق (پذیرفتن وگواهی کردن) است  و تصدیق تفسیر یقین است و یقین بیانگر ادا کردن (انجام کار) است  وادا تفسیر عمل است همانا مؤمن دین خودش را از پروردگارش می ستاند و از رأى خود نمی گیرد  ای گروه مردم مواظب دین تان باشید به آن بچسبید. کسى شما را از آن خارج نکند زیرا گناه در دیندارى بهتر از نیکوکاری در بی دینى است زیرا گناه دیندار آمرزیده شود وکارنیک از بی دین پذیرفته نگردد. ومسلم این اسلام که از درون ودل پاکیزگان می جوشد .

  اسرار ظریف ولطیفی دراین آیات وروایات  وارد است که دقت دراین ظرافت ها مانع گرایش به افراطی گری هاست.

بنابراین هیچکدام ازادیان الهی با ستم کاری و ذلت و تحقیر موافق نیستند. ادیان الهی و ملل و نحل دنیا غایت و آرمانی جز تکریم حقوق بشر وصیانت ازحقوق شهروندی ندارند

 وسران دینی دنیا  وحکام ودولتها موظفند تا عدالت وحقوق بشر وحقوق شهروندی را بصورت همگانی ومستقیم وغیرمستقیم به مردم آموزش دهند

تازمانی که مردم از سواد حقوق شهروندی برخوردارنشوند همواره مورد هتاکی وتجاوز وتعرض قرار می گیرند ویا نسبت به حقوق خود و دیگران بی تفاوتند.

هنردعوت کنندگان اسلامی باید نشان دادن وتجلی های زیبایی دین باشد.

 علو اسلام بخاطر مهرورزی وزیبایی های آن است ونه خودکامگی ویا افراطی گری وبرتری جویی های حیوانی مدعیان دینداری وفهم  وترویج دینی .

 

والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده

28/4/1395


*تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ است.


  • حمیدرضا ابراهیم زاده