دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب مقالات. اشعار و آثار پژوهشی. فرهنگی. اجتماعی حمیدرضا ابراهیم زاده

۷ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است

غصه خوردن حرام است !

دوشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۴۷ ق.ظ

هوالعزیز

 همانطور که  خوردن شراب حرام است ، خوردن غصه هم حرام است!

 خوردن هیچ چیز مانند غصه حرام نیست.

اگرما فهمیدیم که جهاندارگیتی  اوست دیگرچه غصه ای را باید بخوریم؟!!

کسی که خدا را سرپرست و وکیل وشاهد وقاضی خود می داند ازچه باید بترسد؟

جهاندارگیتی !  مدبر و برنامه ریز همه ی کارهای زندگی ماست

خدا عاشق انسان  و بلکه دوست و پناهگاه امن ماست

به او اعتماد کنیم و وکالت امورمان را به او واگذاریم.

والی الله المصیر

حمید رضا ابراهیم زاده

20مرداد1396

 

·         برداشت آزاد ازچند جمله ی دکتر حسین آقا قمشه ای

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

این مدرک گرایان

پنجشنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۰۳ ب.ظ

 این مدرک گرایان

عرصه ی دانش پژوهی  وپژوهشگری یک حوزه باز ومفید وارزشمند است وبمراتب تفاوت شگرفی با مدرک گرایی واستفاده ازگواهی تحصیلی دارد

تولید دانش واستفاده ازآگاهی هایی که در دانشگاه طی می شود در حقیقت انبان  تجارب  دیگران و ذخیره گاه وتجربه ی ما از معلوماتی است که درآتیه  زندگی ما ومطالبات ملی ووطنی ما به کار  می آید

الزامی نیست بنده  دررشته ی خاصی  دکترا بگیرم  وباتوجه به عدم  ایجاد شغل برابربا همان رشته ی تحصیلی ام شاغل هم بشوم.

مطالبه بی جایی نیست اما زیر ساختهای خاص خودش را می طلبد.

و این امر مهم  بعهده ی دولت است که برابر بانیازهای جامعه دراین سطح دانشجو بطلبد.وزیرساختهای توسعه واشتغال این رشته هارا تعدیل کند.

 اما هستند کسانی که دکترای طب دارند و درحال تحصیل رشته ی  فلسفه  ویا جامعه شناسی هستند.

یا دوستانی که سیاست خوانده اند ودانشجوی  طب واقصاد وهنر ومعماری هستند. یک نوع تمایل وگرایش ذاتی به آن دانش  دروجودشان هست.میلشان به فهمیدن ودرک کردن بالاست.

ساختار ذائقه بشر   قابل تربیت وتقویت  وتغییر است

اگر ذائقه نسل نوی  خود را بطرف  تحصیلاتی سوق دهیم که خودشان به این رشته  علاقه دارند و معمولا بازارکار درآن چندان دخیل نباشد رضایتمندی بیشتری از تحصیل کردگی به سراغمان می آید

اما اگر برای بازارکار درس  غیر علاقه مان را بزور با معدل ناچیزی به فرجام برسانیم؛ انصافا نه پایان نامه اش تولید علم وتجربه است نه آن درس بکار این دانشجو می آید. وبه همین صورت توقعات ملی نسبت به تحصیل کردگان وشعورشان بالا می رود

اما  تهی دستی وبی بضاعتی علمی وفکری عمیقی درمدرک گرایان مشاهده خواهیم کرد که در یک دهه مبدل به سونامی وتعارض می شود .

حکایت مدرک داران بی سواد.مانند دریاچه های بی آب هست.نه آب ونشاط وحیاتی ونه زایر دریا وحیات نباتی...کویر تعارض  بنام دریا در دل وجان آن مکان نقش می بندد.

دراصل نوعی بیماری بنام بی شعوری در این نوع جوامع شیوع پیدا می کند

بنظرم اگر تحصیلاتمان منطبق برگرایشات مان وبازار کار تعدیل شود بهتر وزودتر به توسعه یافتگی نزدیک می شویم. وگرنه رقم بالای دکترا وارشدها ی بیکار معنایش این است که یاس وخمودگی درجامعه دارد شتاب می گیرد . سطح توقعات آسیب می بیند. انجماد وانسداد وتعارضات فکری و فرهنگی گسترش می یابد.جرم های سازمان یافته وجنایات حرفه ای و ناامنی وبی ثباتی   وطلاق واعتیاد  به فراوانی  می رسد . دراین مقطع یاس  از زندگی   برای فرهیختگان  هم پیش می آید فرار مغزها طبیعی  و حتی لازم به شمارمی آید وبسیاری ازمسائل ومعضلاتی که از این ذهنیت  ناشی می شود در جامعه تسری می یابد.

بنابراین دانشگاه مبدا تحولات وتوسعه  است. جوامع توسعه یافته دانشگاههای هدفمند وزنده ای دارند

 باوجوداینکه  موفقیت های فردی راههای گوناگونی را طی  می کند  دانشگاه  نیز مکانی برای رسیدن به  بسیاری از موفقیت ها ورضایت ها ومطالبات ملی است.

و زنده بودن دانشگاهها به محتویات وسطح  علوم واساتید ودانشجوها ومحتویات درونی  وکاربردی مقالات. پژوهشها و پایان نامه ها ورساله های علمی اساتید ودانشجویان  بستگی دارد

از کرامات دانشگاههای  مطرح و موفق دنیا این است که حجم تولید علم نافع بین المللی وفراملی بالایی را تصرف کرده اند...

بهتراست برای رسیدن به  توسعه ورسیدن به  رضایت مندی اززندگی ، بخشهای اقتصادی  دانش بنیان را تقویت کنیم. و سطح  وجنس توقعات ملی رااز مدرک تغییر دهیم ودولت نیز زیرساختهای مربوط به اشتغال هموزن با  مدرک گرفتگان مرتبط بااین حوزه ها را فراهم سازد.

حمیدرضاابراهیم زاده

9خرداد1394


* تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف می باشد.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

دوست نیست؟

پنجشنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۵۵ ق.ظ


پیرمرد با چشمان سبز و خمارش نگاهم کرد و پرسید: چند تا دوست داری؟

 گفتم: چرا تعداد بگویم ؟ ده الی بیست تا ...

پاسخ دادم: فقط چند تایی


 آهسته و به سختی برخاست و در حالی که سرش رابه علامت تعجب تکان می‌داد .


گفت: تو آدم خوشبختی هستی که این همه دوست داری، اما در مورد آنچه که می‌گویی خوب فکر کن، خیلی چیزها هست که تو نمی‌دانی!؛

دوست، فقط آن کسی نیست که به او سلام می‌کنی، دوست دستی است که تو را از تاریکی و نا امیدی بیرون می‌کشد، درست وقتی دیگرانی که تو آنها را دوست می‌نامی. آنها سعی دارند تو را به درون نا امیدی و تاریکی بکشانند.

دوست حقیقی کسی است که نمی‌تواند رهایت کند؛ صدائی است که نام تو را زنده نگه می‌دارد حتی زمانی که دیگران تو را به فراموشی سپرده‌اند.

اما بیشتر از همه دوست، قلبی مهربان و بردبار است. 

دیواری محکم و قوی در ژرفای قلب انسان‌ها. جایی که عمیق‌ترین عشق‌ها از آنجا می‌آید. پس به آنچه می‌گویم خوب فکر کن، زیرا تمام حرف‌هایم برخواسته از حقیقت است.


پسرم یک بار دیگر جواب بده. چند تا دوست داری؟

آنگاه در دیده‌ام نگریست و در انتظار پاسخم چشم به من دوخت و منتظر ماند.

از اعماق قلبم با لطافتی خاص گفتم: اگر خوش شانس باشم، فقط یکی و آن تو هستی.

بهترین دوست کسی است که شانه‌هایش رابه تو می‌سپارد و وقتی که تنها هستی تو را همراهی می‌کند و در غم‌ها تو را دلگرم می‌کند. کسی که اعتمادی را که به دنبالش هستی به تو می‌بخشد. وقتی مشکلی داری آن را حل می‌کند و هنگامی که احتیاج به صحبت کردن داری به تو گوش می‌سپارد و بهترین دوستان عشقی دارند که نمی‌توان توصیف کرد، غیرقابل تصوراست.

چقدر خداوند بزرگ است. درست زمانی که انتظار دریافت چیزی را از او نداری بهترینش را به تو ارزانی می‌دارد.

و تو نه علتش رامی دانی و نه اندازه‌اش را.

اللَّهُ لَطِیفٌ بِعِبَادِهِ یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ وَهُوَ الْقَوِیُّ الْعَزِیزُ  ﴿الشورى: ١٩﴾


بقول شاعر :


آسمان جــــــای عجیبیست نمی‌دانستم


عاشقی کــــــــار غریبیست نمی‌دانستم


عمر مدیــــــون نفس نیست نمی‌دانستم


عشق کار همه کس نیست نمی‌دانستم

                   هفتم  آبان 1389

                 حمیدرضا ابراهیم زاده


کلیه حقوق برای مولف محفوظ است.


  • حمیدرضا ابراهیم زاده

دوست

دوشنبه, ۸ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ق.ظ




شاید هیچ زیبایی و دلخوشی در این دنیا و آن دنیا به اندازه‌ی داشتن دوست نباشد.


ذات ازلی باریتعالی هم نسبت به دوستان و محبانش ارادت و عشق می‌ورزد.

و این میراثی است که از جانب پروردگار عالمیان به آدمیان ودیعه نهاده شده است.

به پسندم خداوند چون خلا والدین و همسر و فرزند داشت.

برخود جذب دوست را روا گذاشت. و موجودی را پدید آورد و عاشقش شد که او را انسان نامید.

او را اشرف مخلوقات و زینت بخش کائنات پنداشت و زیباترین صورت را برایش ساخت و آسمان و ترازو را برای خوشایندش برافراشت و کتاب عاشقانه‌اش را برای او نگاشت تا دوستی را در حقش تمام و کمال گذاشته باشد.

و سرانجام او را جانشین خود خواند و او را بر همه‌ی فرشتگان و عباد و کائنات برتری داد.


در واقع میل به دوست داشتن در انسان میل و مهر ازلی است. و انسان نمی‌تواند بدون دوست حیات طیبه و زندگی شایسته‌ای داشته باشد. بی‌شک پهنه‌ی دوستی و زوایایش چنان وسیع است که انسان برای تکامل تمایلاتش به همه‌ی این زوایا نیازمند است.


و در روایات داریم هر کس به  پسند و دوست خود در آن دنیا محشور می‌شود. 


اعتبار و منزلت  دوست به اعتماد ما  نسبت به داشته‌ها و بایسته‌هایش منوط گشته است.


دوستی رازی است که جنس و طبقه و سن و نژاد نمی‌شناسد. بلکه طبع و درون را جذب میکند. همانگونه که در قانون فیزیک داریم خلا باعث جذب است. انسان دارای خلاهای فراوان عاطفی و عقلی است و تنها با دوست به عنوان پازل مناسب جذب شده و چیده می‌شود.


انتخاب دوست امری است که به راحتی نمی‌شود بر آن خط و نشان کشید زیرا به همان قانون جذب مرتبط است.

اما می‌شود ذائقه را طوری طراحی کرد که انتخاب بهتر را گزینش کنیم. انتخابی که کمترین آسیب و بهترین عواید را برایمان به ارمغان بیاورد. به طور اهم مجموعه‌ی خوشایندها و نیازهایمان به نسبت صلاحیت‌های قانون مدارانه،  انتخابات اصلح را پدید می‌آورد. بنابراین دوست نیازی است که باید بصورت کامل و سالم برآورده شود.

در مثلها داریم که:

دوست آن دانم که گیرد دست دوست   در پریشان حالی و درماندگی ...(سعدی)


دوستی اعم از تعاون و تعامل نیک است .

و افراط در این دوستی نیز منجربه عشق می‌شود
که شیفتگی و دلدادگی نیز از مفاهیم آن است.

تولی و تبری داشتن برای دوست نیز از اهم رفتارهای ما با دوست است. یعنی بخاطرش دوست بداریم و بخاطرش دشمن بداریم. که در فروعات دینی ما شیعیان امری لازم برای دوستی با خدا و انبیا و امامان و اولیا الله است.


در نهایت دوست را می‌توان عزیزترین و نزدیکترین شخص و عامل قلبی و روحی خود تلقی کنیم و برایش جایگاهی ارزشمند در ذهن و قلبمان باز کنیم بالتبع دوست یافتن آسان است اما دوست داشتن و دوست ماندن امری بسیار مهم و گران است. دوست را نمی‌شود به هیچ قیمتی فروخت. بلکه باید با وی تا اوج بیکران افروخت...

چنین است یاد یاران سروش

ندای فراغ یاران بدارند گوش

تو با رفتنت دلم را بردی ای دوست

که دیگر خموشم خموشم خموش


 


            تهران  -  حمیدرضا ابراهیم زاده

  1392/2/24  



کلیه حقوق برای مولف محفوظ است


  • حمیدرضا ابراهیم زاده

این بد ها

جمعه, ۵ آبان ۱۳۹۶، ۰۱:۵۵ ب.ظ

با سلام و ادب...

 

با توجه به حضور خانم ها و آقایان در فضاهای مشترک از جمله اجتماع و فضای مجازی در خصوص افراط و تفریط تبرج بانوان و مشکلات در پی توضیح دهید با سپاس

 

باسلام

صراحت آیات28 تا35 سوره احزاب برای زنان  امت پیامبر کاملا شفاف ومحرز است که نیاز به تعبیر وتفسیر ندارد

-   عدم جلب توجه بانوان  در پوشش وآرایش و یا معاشرت برای به طمع انداختن بیمار دلان در همه ی حوزه های  بصری. کلامی. سمعی.  معاشرت  در قرآن موکد است.

فاحشه آن نیست که فقط تن به زنا بیالاید

زنانی که با  استعمال بوی  عطر ومواد آرایشی  مشام بیمار دلان را خیره می کنند

ویا باآرایش بی جا در  صدد تجلی جلوه های  فیزیکی و خصوصی خود هستند

یا با لباسهای بدن نما و خصوصی و محرک سعی در جلب وگدایی نگاه دارند

 یا مواظب طرز حرف زدنشان نیستند

وباهر کلمه و شگردی  می خندند و مزاح می کنند ویا خیره می شوند

 ویا اختلاط بی موردی را با نامحرمان بوجود می آورند وبیمار دلان را   به  واکنش وسو استفاده وتوقعات بی جا از خود وهم جنس های خود وادار می کنند هم فاحشه محسوب میشوند .

زیرا فحشا را ترویج می دهند .

فحشا فقط  تماس بدنی نیست وزنای  جنسی  نیست!

ایجاد  وترویج هرنوع فساد اخلاقی. مالی. اعتقادی و...چه از طرف مرد وچه از طرف زن که باعث اضمحلال کرامت انسانی ومخدوش کردن هویت فاخر انسانی  شود فحشا محسوب می شود

- من یات منکن بفاحشة مبینه یضاعف لها العذاب ضعفین/30 احزاب

- شکنجه های خدا هم الزاما اخروی نیست. بعضا دنیوی است وغالبا معنوی است.

همواره غالب داغ ها روحی هستند ودرد ناک بودنشان به  حوزه های معنوی ما برمی گردند

غالب سلب شدن ها واز دست دادن ها درد ناک است.

درک نکردن لذت و ندانستن مزه ها و بوها وطعم ها ونفهمیدن قاعده ها  وعدم درک خوبی ها  وزیبایی ها  وبالاخص جاهل ماندن وگمراهی  بسیار درد ناک است

-جهل  وظلمت  یعنی عدم درک وعدم فهم واطلاع. از پدیده ها .

جهل مرکب وظلمات جاویدان تلخ ترین نوع تنبیه است.

- داغ ازدست دادن والدین وهمسر واقوام وفرزندان وعزیزان  بمراتب  سوزان تر از داغ یک تکه ذغال سرخ شده درکف دست ماست. آن که بردل جاودان می ماند واین لکه اش تا هفته ای برطرف می شود.

 یک سیلی دردناک تر است یا از دست دادن آبرو؟

- آیا ازدست دادن وسوختن بخشی از بدن دردناک تراست یا از دست داد جگر گوشه هایمان؟؟؟

بسیاری از عذاب ها معنوی وروحی هستند که داغ آن التیام پذیر نبوده وبلکه توقع برآن است که ای کاش ما می مردیم وآن صحنه یا درد را حس نمی کردیم.


نمی توان ونباید بر فواحش تاکید کرد بلکه باید بر رفع ومحو آن کوشید.


پیامبر اسلام فرمود: «مَنْ أَذَاعَ فَاحِشَةً کَانَ کَمُبْتَدِئِهَا وَ مَنْ عَیَّرَ مُؤْمِناً بِشَیْ‏ءٍ لَمْ یَمُتْ حَتَّی‏ یَرْکَبَهُ»

  هرکه عمل بدی را شایع کند، چون عامل آن است و هرکه مؤمنی را به کاری عیب کند، نمیرد تا مرتکب آن شود.

(نهج الفصاحة، مجموعه کلمات قصار حضرت رسول(ص)، ص 775)

 

3آبان 94

حمیدرضا ابراهیم زاده

 

* تمامی حقوق مربوط به این اثر برای مولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

سنگ باشید

سه شنبه, ۲ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ب.ظ

سنگ پیش از اینکه به یک صفت دو پهلو ترجمه شود یک اسم به حساب می‌آمد.

سنگها هم مثل ما آدمها انواع و اقسام دارند.

آنها هم رنگ و جنس و طبقه‌ی مخصوص دارند.

 نتیجه تصویری برای سنگ باشید

                 

بعضیها زیبا و قیمتی و بعضیها معمولی و بعضیها زشت و بی‌ارزش هستند.

بعضیهایشان قیمتی‌تر از جان انسان هستند.

گاه درمانگرند و گاه ویرانگر ...

سنگ چیزی نیست که کسی از آن اطلاعی نداشته باشد.

همه جا سنگ ریخت و پاش هست.

بعضی ها را بعنوان نگین به دست و گردن تزئین می کنند. بعضی ها زیر پایند و...

خصلت عجیبی دارد این سنگ تحت هیچ شرائطی هویت ونقش و نگارش را نمی بازد.

من معمولا سنگهای عجیب و غریب را جمع می کنم واقعا جذابیت خاصی در آنها نهفته است.

بسیاری از سنگهای صاف و کوچکی که برای ما بی ارزش به نظرمی رسند. وقتی به دقت نگریسته می شوند

محیرالعقول و فریبنده اند...

 

                      1464051_547328022023122_1783917599_n.jpg

 

جنس و خط و نقش و رنگ هر کدامشان شناسنامه‌ی آنهاست.

سنگها سخت به خودشان اعتماد دارند

حتی اگر زیر پا بروند رنگ نمی بازند.

تا به حال زبان به شکوه نگشوده اند و از خلقت و هویت خویش ملول نیستند.

صدها قرن و شاید هزاران قرن سن و سال دارند.

بقول پدرم: در کل طبیعت برای انسانها آموزگار بزرگی است.

و سنگها هم در این میان قرنها نشانه خدا و آیت الله و آموزگارآدمی هستند.

باید از صبوری و مقاومت سنگها درس آموخت.

چه تاج سر ما باشند و چه زیر پای ما هرگز از جنسیت و هستی و وقار خود انصراف نمی‌دهند.

آنها همیشه جوان و پایدارند.

سنگهایی که بعنوان درمانگر و شفابخش در طبیعت وجود دارند به اندازه سنگهای ویرانگر سنگیت وجودشان

سنگ است. یکی شان می شود حجرالاسود بیت العتیق یکی شان می شود عقیق و فیروزه و الماس و...

از سنگ ضرب المثلهای زیادی وجود دارد.

مثلا: می گویند سر فلانی به سنگ نخورد؟!

یعنی در این مقطع سنگ باعث عاقل و سر براه شدن است.

اصلا برای تنبیه سپاه ابرهه به ابابیل امر شد تا با سنگ خدمت سپاه ابرهه برسند.

چرا باسیل و طوفان و زلزله و... تنبیه نشدند؟ بی تردید حکمت و دلیلی بر این امر دلالت می کند...

سنگباران شهرها و تمدنها داستان عمیقی است که باید به فلسفه‌ی آن دقتی حاذقانه داشت.

قرآن در سوره اسرا آیه‌ای دارد که می‌فرماید:

 

۞ قُلْ کُونُوا حِجَارَةً أَوْ حَدِیدًا [١٧:٥٠]
بگو: «شما سنگ باشید یا آهن،
او خَلْقًا مِّمَّا یَکْبُرُ فِی صُدُورِکُمْ ۚ فَسَیَقُولُونَ مَن یُعِیدُنَا ۖ قُلِ الَّذِی فَطَرَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ ۚ فَسَیُنْغِضُونَ إِلَیْکَ رُءُوسَهُمْ وَیَقُولُونَ مَتَىٰ هُوَ ۖ قُلْ عَسَىٰ أَن یَکُونَ قَرِیبًا [١٧:٥١]

یا هر مخلوقی که در نظر شما، از آن هم سخت‌تر است (و از حیات و زندگی دورتر می‌باشد، باز خدا قادر است شما را به زندگی مجدد بازگرداند). آنها بزودی می گویند:

«چه کسی ما را بازمی‌گرداند؟!»

بگو: «همان کسی که نخستین بار شما را آفرید.» آنان سر خود را (از روی تعجب و انکار،) به سوی تو خم می‌کنند و می‌گویند:

«در چه زمانی خواهد بود؟!» بگو: «شاید نزدیک باشد!...

درک این مسئله چندان هم سخت نیست
حضرت آیت الله سنگ هم بر سر بی‌عقلها نهیب می‌زند تا عقلشان سر جایش بیاید و هم آنقدر گرانبها می‌شود که  تاج سر آدم می‌شود و نگین انگشترش.

 و هم  آموزگار و نماد مقاومت و پایداری و صبوری است.

 

   حمیدرضاابراهیم زاده  20/2/1393

 

 

تمامی حقوق نشر در انحصار مولف می‌باشد.

 

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

تفاوت تشیع علوی وصفوی

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۳۱ ق.ظ

بنام حضرت سلام که هست بهترین کلید هرکلام

با نگاهی گذرا بر سیر تاریخی سازمان تشیع درمی یابیم که تشیع؛ روش. منهاج و شریعت و یا طریقه  و مسلکی روشن و پویا است.

برخلاف اینکه  منتقدین تشیع آن را رفض و انحراف وابداع می پندارند،شالوده ی تشیع  اینگونه نیست.

زیرا سازمان بدوی تشکیلات حکومت اسلامی نیازمند پشتگاه عظیمی از ذخایر علمی. فرهنگی و اجتماعی وفقهی وقرآنی است. به هرروی  مبانی تفکر شیعی مسلمات بدیهی مشترکی همچون توحید و نبوت وکتاب خدا وسیره رسول خدا ست.

اما تلاشهای مذبوحانه ای هم در حواشی کلام  و دانش کلامی بوجود آمد و انشقاقها و انفکاک هایی در ساختار سلایق رفتار و آرمان رفتارهای حکومتی حکام اسلام بوجود آمد  

وجود نازنین ائمه ی اطهار با پشتوانه ی بصیرت نافذ و قرآن ناطق بودنشان باعث توفق  علمی و عملی بسیاری در هدایت پیروان  و چگونگی رهبری حکومت اسلامی گردید.

به هرروی،  شاکله ظاهری فرمانروایی اسلام بدست غیر شیعیان اداره شد و هزار ماه حکومت امویان وسالیان سال حکومت عباسیان نفوذ  خود را برای رهبری جاویدان حکومت  در دنیای اسلام  توسط دولت های غیر شیعی  بنا نهادند.

شیعیان در دوران اختناق، مورد هتک وآزار واقع می شدند و وائمه معصومین در محاق.

بااین وجود امامان معصوم باذکاوت قدسی خویش به تربیت شاگردان خدوم وتاثیرگذار بر دنیای اسلام همت گماشتند وبنیاد معرفت عقلی ونقلی متقنی را درحوزه ی تشیع علوی بنا نهادند و در روح وجان حرکت اسلامی ، حیات را می دمیدند که تاثیرآن نیز هنوز محرز ومتعالی است

 تشیع درایران

در عهد صفویه با فروپاشی  حکومت جائر عباسی  و دولتهای سنی مذهب وتمرکز جمعیتی و نمو علمای شیعی وقیامهای پی درپی شیعیان  وپیروزی های علویان درمازندران و سراسر ایران که باعث اقتدارنسبی شیعیان  گردید ،حکومت شیعی با ساختار صفوی تاسیس شد .

و قیصر پاپیسم ناشی از فشار محیطی با توجه به خاستگاه جامعوی در آن مقطع از تاریخ بوجود آمد وحکومت ازنوع  پادشاه روحانی اراستیانیسم  یا دین دولتی  تشکیل گردید.

برای  تقویت بنیه ی این نوع ازحکومت، نیاز به مقدس سازی حکومت در ذهن مردم و رعایا بود بنابراین عقده های وامانده درگلو.اخبار ضعیف وکذب وهرچه که بتواند پایگاه این نوع حکومت را تقویت کند  مورد استقبال علما وحکمای وقت قرار گرفت.

نفوذ علمای شیعی  دردستگاه ونفوذ دستگاه حکومتی درعلما خود بخود استقلال پایگاه علوم دینی  وعلمای دین را برهم زد.

وازاین رو بسیاری از پدیده های نامانوس همانند؛  جعل تاریخ و تاریخ سازی. تفاسیر  ضعیف و شاذ. جمع آوری واقبال احادیث و روایات غالیانه و مشکل دار و درنهایت تالیف کتابهایی که بعدها می توانست منابع و پشتوانه فقهی  ویا حکمی باشد رخ داد.

کمی بعدازتشکیل حکومت صفویه .پادشاهی صفویان با روح دیانت و علمای روحانی  وتحصیلکرده های دینی فاصله گرفت .  وگروهی از علما و ادبای آن زمان مطیع و فرمانبردار اوامر ملوکانه ی شاهان صفویه گردیدند.

میگساری وشاهد بازی وحتا استعمال افیون  در دربار وتوسط شخص شاه معمول شد وعلمای درباری برای تطهیر خبط شاه ، جعلیات خود را  از بساط جادوی بیان وکلام رو می کردند .

پایه های اجرای احکام فقهی دراین حکومت برمحور ذوق وشوق وخوشایند اوامر ملوکانه ی حضرات شاهان صفویه استوار می شد.

طبیعی است که تناقضات در رفتار وآیین وفرهنگ شیعی  فراوان شد  و دنیا گرایی وحیوانیت خواهی برمکتب تشیع صفوی شکل گرفت.

برای آنان همه چیزآخرت وهمه چیز دنیا، بر گرد  محور تلذذ جسمانی وکالبدی می چرخید.

مسخ افکار عمومی. رواج ادعیه های تقلبی. رواج علوم غریبه. رواج ادبیات جدید و اشعار ومراثی  قهرآمیز وکتابها . احادیث . سخنرانی ها و احکام و... کاملا بر وفق مراد حجابی به نام تشکیل  وتقویت حکومت شیعی پای ریزی می شد وبالتبع خفقان عمیقی برای منتقدین وجود داشت.

همه چیز برای وفدای  تقویت حکومت  صفوی  وحکومت صفویه نماینده تشیع.

بنابراین همه ی تشکیلات  تشیع نمادی برای ماندن می شد

واستفاده ی ابزاری از معصومین وحوزه های عاشورا وروایات و... شکل پذیرفت. و عصبیت خواهی  وتعصب درمردم نهادینه شد ومردم نیز پذیرفتند برای استیلای تشیع برکفر والحاد ، نیازمند بردباری و اطاعت از حکام هستند  و حکام نیز باپشتوانه ی تعصبات  وشور وحرارت مذهبی مردم  ، اقدام به  تحدید  ودشمن سازی کردند  و درنگاه نخست ، مذهب سنی را دشمن شیعه انگاشتند تا بتواند مانا  ونیرومند ومقدس بماند و مردم برای  مقابله با دشمن سنی و فرار از یوغ حکومت های جائر سنی باید به همین حکومت کاملا علیه السلامی صفوی ، پایبند ومعتقد شوند. تا حفظ حکومت برایشان از حفظ جان واجب تر شود.

علی رغم همه این انحرافات صریح شاهان صفویه و علمای درباری  وتضییقات در حکومت صفوی مردم  و یا عوام الناس  بخاطر همان بافت تعصبی ، حکام صفوی را ظل الله می پنداشتند و خروج از امر شاه را کفر تلقی کردند.

سبک زندگی مردم دچار تغییرات اساسی گردید. ارزش و واحد پول و به تبع آن سبک و سیاق زندگی مردم ، شمایل، لباسها و آرایش چهرها هم دراین عصر با انقلاب صفویه تغییر کرد .

 و اساسا انقلاب صفویان دگرگونی های های شگرفی را در حوزه ی جهان بینی و رفتار حکومتی  پدید آورد. که اکنون نیز برخی از تاثیرات این انقلاب را در پندارهای شیعی مردم این عصر محرز است.

درصورتیکه تشیع راستین علوی ، دین را درخدمت مردم ودرجهت رفاه و امنیت آنان می داند .

حقوق مردم. حق الناس . حقوق بشر امتیازات ویژه ی  خودرادر پیشگاه ولایت امر داشته و ازنگاه امام متقین ، حکومت بدون پاسداشت کرامت انسان  بی ارزش است. و منصب حکومتی از آب بینی بز ولنگ کفش پاره هم کمتر می ارزد .

از نگاه ایشان اگر خلخال پای زن یهودی در جای دور دست  سیطره ی حکومتی اش مورد دستبرد قرار بگیرد حاکم اسلامی موظف به حق جویی واحقاق حق برای  او و همه  ی مردم است.

نه مذهب ونه جنس ونه طبقه ی اجتماعی برای علی درجه بندی نداشت

درجه بندی برای شهروند جرم بود. اگرکسی درجه ای برای شهروندی اش می طلبید با ذغال گداخته تادیب می شد.

علی(ع) امام ادب وکمال  ومرام قدسی بود.

ادب علی  ادب عشق  وادب  خدمت بود.

ادب علی مرام علی بود.

ادب علی درکلام علی مشخص است. کلام علی نام و اسلام علی است  .

نهج البلاغه ی علی مرامنامه ی راستین تشیع علوی است.

  اساسنامه تشکیلاتی حکومت علی درنامه  به مالک اشتر تبیین شده است.

انقلاب علی هنوزهم درمحاق وخفقان است و هرکه می خواهد ازحدود وآرمانهایش مطلع باشد  یک سفر به شهر بزرگ  نهج البلاغه برود وحکومت علی را درآنجا ببیند.

حکومت علی نهاد وموسسه نبود ونیست.

تشیع یک حرکت است نه یک نهاد وموسسه !  ورفض وطرد کننده ی هرنوع  فاسد ومنحرف، هرچند که شیعه باشد؟!


نتیجه تصویری برای صفویان

 

والی الله المصیر

18تیر1394

حمیدرضا ابراهیم زاده



تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده