دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب مقالات. اشعار و آثار پژوهشی. فرهنگی. اجتماعی حمیدرضا ابراهیم زاده

آخرین مطالب

۲۰ مطلب در آبان ۱۳۹۷ ثبت شده است

ضریحی بر کتابخانه ها

چهارشنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۲۶ ق.ظ

 

معجزه ی جاویدان رسالت خاتم الانبیا  قرآن است.

و قرآن کریم خود را کتاب و نماد دانش معرفی می کند. خداوند خود را آموزگار بشر برای بلوغ فهم بشر وتکامل انسانیت می خواند

ارزش دانایی وسهم آن درتکامل و تعادل بشر ازمنظرقرآن کریم و روایات معصومین  مقدس وارزشمند است.

دانش دراسلام وقرآن اقتدار واعتباراست. ودرحقیقت دانایی و آگاهی، قدرت آور است.

ازاین منظر تلاش دانشمندان،  جهاد ومقدس است. وفضیلت های بی شماری برای مطالعه ودانایی مترتب است

قلم وقدم اهل علم ودانشمندان وپژوهشگران مقدس است ودرحقیقت باید برای ساحت مطالعه ضریح ساخت.

به عقیده ی من بایدبه اعتبار دانش ومجاهدات علمی  بر درگاه وعتبه مدارس. ومحافل علمی ودانشگاهها بوسه زد .



نتیجه تصویری برای ضریح


آنقدر منزلت کتابخانه ها و مراکز علمی مقدس ومحترم ومعتبراست که می شود برآن ضریح ساخت. وبه  نظرم اگر  مبلمان ومعماری  کتابخانه ها واتاق های مطالعه  به شکل ضریح  طراحی شود گزافه نرفته ایم.

زیراهمه  ی آرزوهای پیامبران واهداف معصومین آگاهی بخشودن به مردم برای درک کرامت انسان و صیانت از کرامت انسانهاست. صیانت از حقوق شهروندی بدون آموزش وآگاهی ومطالعه وپژوهش  میسر نیست.

هراندازه که سرانه ی مطالعه وسهم آموزش وپژوهش بالاتر می رود به همان نسبت به توسعه یافتگی  نزدیکتر شده وبرقلمرو شرافت وکرامت انسان  اعتبار شامخ تری نهاده می شود.

اقتدار وفضیلت علم وآگاهی در این است که انسانیت به تکامل وکرامت می رسد

برای اعتبار بخشاندن به مطالعه  وبالا بردن سرانه ی مطالعه ،جامعه  نیازمند عزم ملی وجهادی برای توجه و موانست با کتاب وکتابخانه ومطالعه است .

مهندسان فرهنگی اعم از اساتید وآموزگاران.هنرمندان وشاعران مروجین وعلما و روحانیون ونویسندگان وپژوهشگران برای اعتلای این کوشش همگانی  نقش ارزشمند ومهمی را درفرماندهی وهدایت اندیشه ی  جامعه ایفا خواهند کرد.

والی الله المصیر


حمیدرضاابراهیم زاده

12بهمن1395



تمامی حقوق این اثردرانحصارمولف محفوظ است* 

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

طرح اتحاد اسلامی

چهارشنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

توسعه فرهنگ وتمدن اسلامی با رویکرد اتحاد اسلامی

وحدت اسلامی  به عنوان بزرگترین آرزوی خدا و رسولش در جهان بینی امت اسلام مورد توجه قرار گرفته است.

خورشید اسلام با رویکرد پیام صلح وآرامش جهانی با بعثت نبی اکرم  در مکه طلوع کرد ، وبا توسعه این هدف مترقی جهانی شد.

پس از رحلت پیامبر وانقطاع باب رسالت ،پیروان اسلام درروند رهبری امت اسلامی به چند فرقه تقسیم شدند واز آن پس، جنگها ونزاع ها وفساد وجنایاتی در لایه های مختلف امت اسلامی بروز کرد.که منجر به آسیب جدی  بر پیکره امت واحد اسلام گردید.

 بزرگترین عوامل این آسیب ها:

1-   برداشت نا صواب از قرآن وسیره رسول خدا

2-   عدم پایبندی به اصل گفتمان صلح ونزج نهال نوپای اسلام وجدی نگرفتن توصیه های نبی اکرم توسط  خواص.

3-   عدم تلاش برای حفظ پیکره امت واحده.

4-  اختلاف ورقابت  برسرگفتمان رهبری اسلامی.

5-   تغییر مطالبات امت اسلامی بر اثر خوانش جدیداز دین اسلام وتحریف در دین.

6-   انزوای خواص وعدم میانجی گری برای رفع شبهات وکدورت ها.

7-   تلاش برای ارتداد وقتل مخالفین درونی.ودشمنی با منتقدین با سیاست تکفیر وتفسیق.

8-   به بازی گرفتن قرآن واحادیث برای نیل به اهداف وتمنیات شخصی.

9-  جنگ های داخلی ثمره ی قشریگری وظاهر پرستی وانحصار طلبی .

10-هزینه کردن از اسلام برای تشکیلات وآبروی تشکیلاتی رهبران.

11-  جعل احادیث وروایات به صورت گسترده ورسوخ نااهلان به تفسیر قرآن.

12-  تحریک دشمنان خارجی برای نزاع بین ادیان وجنگهای بزرگ صلیبی و...

13-  تحریک دشمنان قسم خورده برای ایجاد مذاهب وفرقه های جعلی

 

اکنون پس از 1420سال انباشت اختلاف کلامی وفقهی و ا صولی،وحدت بین المسلمین  با  رفتار نا مطبوع برخی از علماورهبران  شیعه وسنی ، به راحتی امکان پذیر نیست.

فتوا وحکم به مباح بودن خون شیعیان از یک طرف وفحاشی به خلفا وناموس پیامبر وحکم به مرتد بودن رهبران اهل تسنن  از سویی دیگر دامنه آتش فراق را از هر نسل به نسل دیگر گسترده تر میکند.

متاسفانه صرف دسترسی به قدرت و رسانه ، بسیاری از علما و مروجین دینی در تلاشهای مذبوحانه خود از معبر منابر وشبکه های تلوزیونی اقدام به تخریب چهره اتحاد اسلامی  ودر نهایت تمام انرژی خود را برای اثبات حقایقی که هیچ وقت نسبت به هم اقناع کننده نیست.و بازده آن جز نفاق وکینه وبددلی نسبت به هم وفروپاشی انسجام اسلامی وفرصت طلبی دشمنان نیرنگ باز برای رخنه در این شکاف های ریز ودرشت است.

یکی از بزرگترین حرکت هایی که در قرن اخیر با آن مواجه هستیم. هتک حرمت مسلمات دینی امت اسلام است.هتک قرآن وهتک ساحت حضرت رسول امری بسیار رایج است که همه ساله با انتشار کتاب وداستان وفیلم وکاریکاتور ومقاله وبازیهای کامپیوتری و...امت اسلامی را به واکنش وا می دارد.

مسلمانان جهان با توجه به گستردگی جمعیت ، وتمرکزدر منطقه لولای سه قاره واحراز منابع مقتدراقتصادی وسیاسی،وتاثیر گذار بودن خدماتشان بر جهان، هنوز هم نتوانسته اند.بر این مشکلات فائق بیایند.بزرگترین دلیل عدم نیل به این توفیقات ، انحصار طلبی ومصلحت طلبی و منفعت طلبی است.

بطور قطع آزادی بیان منجر به این نخواهد بود که به مقدسات وآزادی آزادگان جهان  نقض شود.اگر کشورهای  اسلامی عضو سازمانهای بین المللی بجای اتلاف وقت خود بر سر بسیاری از منازعات بیهوده وگذرا بر سر تعیین وتصویب کنوانسیونها ومواد الحاقی به کنوانسیونها برای خاتمه دادن به هر گونه تعرضات وتوهین های مذهبی متمرکز کنند. بی تردید اقدام موثری برای مهارآتش  جنگها ی سرد وبرخورد تمدنها وکشمکشهای ومنازعات سیاسی ونظامی  صورت می پذیرد.

بسیاری ازکشورهای اسلامی در فکر ایجاد ارتش متحد اسلامی وبانک واقتصاد متحد اسلامی هستند، اما دلیل عدم توفیق رادر جاهایی غیر از تنش زدایی بین خود جستجو می کنند.داشتن مسلماتی چون اعتقاد به توحید ونبوت خاتم الانبیا و معاد یکسویه به نظر می رسد.و علما و مفتیان اسلامی درکنفرانس های  تخصصی باید هرچه بیشتر به سمت اتحاداسلامی ورفع تنش درونی وسلائق فی ما بین اقدام نمایند.همچنین نیاز کشورهای اسلامی به خیزشها وحرکت های اسلامی تحت لوای بیداری اسلامی بسیار ضروری ومناسب به نظر می رسد. تلاش و همت این خیزش ها می تواند بیدارگر اذهان به خواب رفته و دستگیر و یاور محرومان باشد.

البته خیزشهای اسلامی که به صورت دائم ویا پاره وقت در خدمت آزادی ورهایی از استعمار وبردگی واعتلای اسلامی  اقدام به فعالیت می کنند، بعضا خطرشان از دشمنان اسلام بیشتر است.

آفت هایی که خیزشهای اسلامی را به چالش کشیده است، بی تردید خانمان سوز وبرانداز است.

برخی از آسیب های رایج خیزش های اسلامی  شامل:

1-  تاکید بر اجرای شریعت در بخشهای زندگی وفراموشی سایر حوزه ها.

2-   قشری گری وسطحی نگری در فهم شریعت.

3-   گسست از علما، اندیشمندان و روند اجتهاد اصیل ومترقی.

4-  خود شیفتگی وانحصار گرایی براساس  اجتهادات ناصواب.

5-   شیفتگی وپذیرش برخی از دیدگاه های غربی به نام نو اندیشی اسلام.

6-   گرایش به خشونت وتروریسم.

7-  دگماتیسم سازمانی ومصلحت گرایی تشکیلاتی (علنی و یا بانقاب).

8-  یاس ونومیدی وکاهلی وجمود ورکود.

 با علم به این حقیقت درمی یابیم که امت اسلام نیازمند به همدلی برای سازماندهی فعالیتهای جهانی است . رهبران وعلمای جهان اسلام باید به فکر اتحادیه کشورهای اسلامی با رویکرد اقدامات چند وجهی در حوزه سیاسی واقتصادی و... مشخص باشند تا بتوانند ازامنیت بالاتری برخوردار شوند.

امنیت اقتصادی و سیاسی ونظامی امری است که کشورهای اسلامی با آن بیگانه شده اند. وما امت واحده نیازمند به اقتصاد و رفاه واحدی هستیم که در مقابل صعوبات، پشتوانه امت اسلام باشد.ودر کلان سیاستهای بهداشت ودرمان و دارو .فرهنگ و تمدن.اقتصاد وتولید و بازار کار ومصرف تعریف شده ای  داشته باشیم.

آفتهایی که سازمان فعالیتهای متحد اسلامی را مخدوش می کند:

1-  توسعه طلبی تبعیض گرایانه برخی از علما و رهبران دینی بر سر منافع وتمنیات شخصی.

2-    کشمکش درون سازمانی برای احرازهرم تشکیلات

3-  کشمکش برای ادا وترویج سلائق بومی ومذهبی

4-  انزوای اندیشمندان ونخبگان با رفتار سرد و سیاسیون.

5-  انحصار طلبی احزاب  وسلائق داخلی بر سرمصوبات کلان.

 برای برون رفت از این نقائص باید ابتدای امرمدارای منجر به  انصاف وچشم اندازهای آرمانی امر را اولویت بخشید. وفضای  ابقای حرکت را باز نگه داشت واز افراط و تفریط و پرداختن به حواشی وسلائق چالش بر انگیز دوری جست.وبه مشترکات وآرمانهای مشترک پرداخت وتلاش همه جانبه برای جذب نخبگان وحمایت طلبی از توده ی مردم را رونق بخشید.و بیداری اسلامی را تحکیم بخشید وامت اسلامی را برای رستاخیز بزرگ اسلامی تربیت وترغیب نمود.که همه این موارد با تلاش همگانی همه سران کشورهای اسلامی بویژه علما ونخبگان آن کشورها موثر واقع می شود.

انتظار می رود با گسترش حضور و تعاملات نسل جدید مسلمانان درعرصه های علمی وفرهنگی واجتماعی واقتصادی ، رهبران وزعمای دینی تلاشهای عملی بیشتری را برای اتحاد وانسجام اسلامی بروز دهند.وبا تنسک به مشترکات دینی سایه جمود وخشونت را از گَرده ی امت اسلام بردارند وبرای توسعه فرهنگ وتمدن اسلامی واشاعه پیام صلح جهانی همت گمارند وچهره ی زیبا وواقعی اسلام راجهان  بشناسانند.

دوام توفیق و عزت و سلامتی همه خادمان به اسلام  و مسلمین را از ذات اقدس ربوبی خواهانم.

                  

حمیدرضا ابراهیم زاده 

براساس طرحی ازاتحاد اسلامی

1382/1/5 شیراز

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

عید ولایت امام زمان مبارک باد

سه شنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۴۸ ق.ظ

نتیجه تصویری برای امام زمان

سالروز آغاز زمام داری امام زمان حضرت مهدی (ع)

وعید ولایت امام عصر بر محبان

وآزادگان ومستضعفان جهان

مبارک باد


نتیجه تصویری برای امام زمان

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

حقوق کودکان

سه شنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۷، ۱۲:۳۲ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم


کودکی آغاز یک سرنوشت  ومنشا پیدایش آرزوهاست.

مهمترین   و شیرین ترین وتاثیرگزارترین  بخش از دوران  زندگی هر فردی به دوران کودکی اش مربوط است .

کودکی وآزادی های و آرزوها وآرمانهایش  . کودکی و فراغت از دغدغه ها ومصائب زندگی اجتماعی وفرهنگی واقتصادی برای هر انسانی همراه با خاطرات خوشایند ولذت بخشی است که انسان را تنها دراین مورد به به بازگشت به منوی  سابق به آرزوی محال ترغیب می کند

اما شاید همه انسانها اینگونه از کودکی خویش به خیر یاد نکنند

کودکان بی سرپرست وبد سرپرستی که در  توفان آسیبهای اجتماعی وکوران حوادث ناشی از کاروبردگی ومصائب زندگی  به بزرگسالی رسیده اند؛ می دانند که  این دوران اززندگی آنها بحرانی برای حیات ومعاششان به شمار می رفته است.

در این دوران ،انسانها شاکله ی فهم ودرک وآرزوهایشان  شکل می گیرد و تاثیرات آموزش وحوادث و نیک وسوء این ایام از  موقعَیت زندگی افراد، همواره تا زوال عمر نقشهای بسیارمهمی را در قوام وتجلی  شخصیت افراد ایفا می کند.

 وبی شک تاثیرات جبری سازمان یافته  این دوره از   ایام عمرمان  مداخله گر ساختار مطلوب ویا نامطلوب  دوران بزرگسالی ماست .

دوران کودکی ونوباوگی ما انسانها  به اختیار خودمان رصد  وسازمان دهی نمی شود. بلکه سایه ی جبری عمیق والدین و جامعه برآن استواراست.

بنابرین سرپرستان ووالدین کودکان درنگاه نخست ،کارگزاران وادا کنندگان حقوق  مربوط به آنها هستند.

از نام نیک برای  نوزاد گرفته تا ایجاد فضای سالم و امن وآرام  برای زندگی و آموزش وتربیت صحیح از ابتدایی ترین ونخستین مطالبات هرکودکی می باشد.

بنا براین در همه فرهنگها، سازمان حمایت از حقوق کودک بدوا در نهاد خانواده ترسیم شده است. وازآن پس حکومت ها ودولت ها موظفند از کودکان بعنوان سرمایه های ملی خود صیانت نموده واز حقوقشان در همه ی حوزه های زیستی نهایت حمایت را  به عمل بیاورند

برای ادای این منظور سازمانهای بین المللی  اقدام به تاسیس وایجاد کمیته های صیانت از حقوق کودکان  نموده اند تا از رشد فزاینده ی  جمعیت  کودکان  بدسرپرست  وخیابانی وکودکان کار درملل جهان جلو گیری نمایند.

متاسفانه دهلیزهای بسیار وحشتناکی برای تضییع آرامش ونشاط کودکانه ی ملل جهان  دربرابر کودکان بی سرپرست وبد سرپرست وجوددارد. که کودکان رادر مسیر استثمار وبرده داری و سو استفاده های چند جانبه قرار می دهد و  قطعا دخالت دولت ها و حکومت را برای رهایی این ستم دیدگان می طلبد

برای این برون رفت از این بحران  دولت باید زیر ساختهای لازم را برای  حمایت همه جانبه از حقوق کودکان در نظر بگیرد

وضمن  تقنین  درحوزه حقوقی.وآموزش حقوق شهروندی وبارورکردن هویت وکرامت انسانی  به رفاه  وتامین اجتماعی اقشارو اشتغال وآموزش وتحصیلات  شهروندان نیز نهایت دقت و تلاش را داشته باشد. بدیهی است که با زیرساختهای حقوقی و آموزشی ورفاه اجتماعی  امکان استثمار کودکان بسیار ضعیف خواهد شد وبالطبع با حضوراحزاب  ورقبای دولت و دولتهای سایه، نوک تیز پیکان انتقاد در بسیاری ازموارد  رفاه وامنیت اجتماعی به سمت دولت ها درجریان خواهد بود و  مسیر اعتدال وتوسعه  نیز از انسداد دور خواهد ماند

یکی از نشانه های جوامع توسعه یافته دارای کودکانی سالم و  بانشاط (سرمایه های بالقوه فراوان وشاداب ) است و چشم اندازهای آموزش وازدواج واشتغال مشخصی برای کودکان وجود دارد. دراین جوامع  امکان استثمار کودک ، برای دولتمران کابوسی بیش نیست .

اما بااین وجود همچنان  کودکانی  درجهان  معاصربرای  امکان حق زیست وحیات ومعاش به کار گماشته می شوند و شاید چتر حمایتی  تدابیر هیچ حکومت ودولتی بر سرشان سایه نیفکند

آمار ارتکاب به جرائم.فقر واعتیاد وطلاق وضریب جینی های هر دولتی نشان ازاین دارد که باید برای برون رفت ازبحران بازهم یک دهه تلاش لازم است تا با زیرساخت های متقن تری به کمک کودکان فردا بشتابیم.

ودراین گذار استثمار فرهنگی واعتقادی  کودکان نیزهرگز ازتیررس استعمارگران  خارج نخواهد بود

 سرمایه ها ی به هرز رفته ی هرجامعه ای از حالت فرصت به حالت انفعال و تهدید در می آیند و نقش کمرنگ حیات تربیتی وفرهنگی کودکان  با طلوع ادعاهای پر زرق وبرق رفاه ولذت ونشاط  اجتماعی با خروجی های متضاد با  ادعا ها افول فرهنگ ها پررنگ تر می شود

ونابسامانی هایی که کودکان رادر حوزه تربیت واخلاق وکرامت انسانی می آشوبد و این سرمایه ها را به هرز رهنمون می کند قطعا از تغییردرسبک فکر وتفکر زیستی سرچشمه می گیرد وبازهم استثمار وبردگی فکری که به مراتب خشن تراز بردگی جسمی است شکل می گیرد

این نوع ازاستعمار واستثمار نو بابرده داری فکری و عقیدتی  از سرمایه های ما بعنوان مطیعان وسربازان  بی مزد ومواجب وگوش به فرمان بسیاری از دولتها وگروههای اقتصادی ومنفعت طلب جهانی ، مبدل می کند.

 واین نوع از بردگی کودکان نیز بسیار نامحسوس وزیر پوستی در رگ جوامع درحال توسعه جریان دارد

بنابراین برای مبارزه  با هردو نوع از استثمار کودکان. لازم است  برنامه های مدونی در حوزه حقوقی  سازمانهای بین المللی تهیه و به دولت ها ارائه شود تا از میزان  جرم وجنایات و هزینه های مربوط به استثمار   جلو گیری گردد

که دراین راستا پیمان نامه حقوق کودک  به عنوان یکی از اقدامات موثر ومفیدی است که درسازمان ملل مصوب گردیده است.

 

پیمان‌نامه حقوق کودک

یک کنوانسیون بین‌المللی است که حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کودکان را بیان می‌کند. دولت‌هایی که این معاهده را امضا کرده‌اند موظف به اجرای آن هستند و شکایت‌های راجع به آن به کمیته حقوق کودک ملل متحد تسلیم می‌شود.

 

این کنوانسیون در ۲۰ نوامبر ۱۹۸۹ مورد پذیرش مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرار گرفت و از ۲ سپتامبر ۱۹۹۰ (سی روز پس از تودیع بیستمین سند تصویب یا الحاق) لازم‌الاجرا شده‌است. تاکنون ۱۹۳ کشور (تمام اعضای ملل متحد به جز ایالات متحده آمریکا و سومالی) این سند را امضا کرده‌اند و در ۱۴۰ کشور اجرا می‌شود. و به این ترتیب مقبول‌ترین سند حقوق بشر در تاریخ می‌باشد.

 

کودک بر اساس ماده یک این پیمان به هر انسان کمتر از ۱۸ سال گفته می‌شود. مگر آن که قانون قابل اعمال در مورد کودک سن قانونی کمتری را تعیین کرده باشد.

 

این کنوانسیون شامل ۵۴ ماده و دو پروتکل اختیاری بوده که چهار اصول پایه‌ای آنرا جهت می‌دهد:

 

    هیچ کودکی نباید از تبعیض رنج ببرد.

    زمانی‌که در رابطه با کودکان تصمیم‌گیری می‌شود، باید منافع عالیه آنان در راس قرار گیرد.

    کودکان حق حیات داشته و باید رشد کنند.

    کودکان حق دارند آزادانه عقاید و نظرات خود را ابراز کنند و این نظرات در تمامی اموری که به آنها مربوط می‌شود، باید مورد توجه قرار گیرد.

کمیته حقوق کودک ملل متحد نهادی برای بررسی پیشرفت کشورهای عضو در دستیابی به تحقق تعهدات ناشی از پیمان است که به موجب ماده ۴۳ کنوانسیون تأسیس شده و از ده کارشناس تشکیل می‌شود که از اتباع کشورهای عضو با توجه به پراکندگی جغرافیایی و نظام‌های حقوقی اصلی انتخاب می‌شوند. وظیفه اصلی این کمیته بررسی گزارش‌های رسیده از کشورهای عضو کنوانسیون، ارائه پیشنهادها یا توصیه‌های کلی بر اساس بررسی گزارش‌ها درخواست مشاوره و مساعدت فنی از صندوق کودکان ملل متحد، سازمان‌های تخصصی ملل متحد و دیگر نهادهای دارای صلاحیت است.

 

گزارش کشورهای عضو به کمیته باید تا دو سال پس از تصویب یا الحاق و پس از آن هر پنج سال یک‌بار صورت پذیرد. کمیته نیز بایستی گزارش فعالیت‌های خود را هر دو سال یک‌بار به مجمع عمومی تسلیم کند.

پروتکل‌های اختیاری

 

در ۲۵ مه ۲۰۰۰ الحاق دو پروتکل اختیاری به کنوانسیون مورد پذیرش مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرار گرفت. یکی «پروتکل الحاقی درباره خرید و فروش کودکان، خودفروشی کودکان و هرزه‌نگاری کودکان» که این اقدامات را در کشورهای عضو ممنوع می‌سازد.

 

و دیگری «پروتکل الحاقی درباره بکارگیری کودکان در مناقشات مسلحانه» که خدمت سربازی اجباری افراد زیر ۱۸ سال را ممنوع می‌کند و اعضا تعهد می‌کنند از هر اقدام ممکن برای جلوگیری از ورود کودکان به گروه‌های مسلح استفاده کنند.

 

****

 

پیمان جهانی حقوق کودک بر اساس پیشینه ای تاریخی شکل گرفته است. جنگ بین الملل اول پیامدهای ناگواری برای همه ی جهانیان به وی‍ژه کودکان داشت. به همین علت پس از پایان جنگ در سال ۱۹۲۳ میلادی اولین اعلامیه حقوق کودک به منظور حمایت از کودکان در برابر آسیب های ناشی از جنگ، در ژنو تنظیم گردید و در سال ۱۹۲۴ به تصویب جامعه ملل رسید. مفاد این اعلامیه بیشتر در زمینه فراهم کردن امکانات مناسب برای تغذیه بهداشت و مسکن برای کودکان جنگ زده و آواره و حمایت از آنان در برابر آسیب های جسمی و روانی ناشی از جنگ بود

تأسیس صندوق بین المللی کودکان – یونیسف در سال ۱۹۶۴ که بر اساس قطع نامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد پس از جنگ دوم جهانی و به منظور حمایت از کودکان به وجود آمده، اقدام مؤثر دیگری در زمینه توجه به حقوق کودک بود.

تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ گام دیگری درجهت تحقق حقوق کودکان به شمار می رفت. زیرا این اعلامیه، حقوق اساسی تمام انسان ها را بدون توجه به رنگ، نژاد، جنس، زبان، دین، ملیت و سایر ویژگی ها مطرح می سازد.

تصویب دومین اعلامیه‌حقوق کودک در سال ۱۹۵۹ توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد اساس و پایه پیمان جهانی حقوق کودک را پایه ریزی کرد. این اعلامیه با مواد ده گانه خود حمایت از کودکان را در زمینه های اساسی رشد و زندگی آنان مانند حق آموزش رایگان و اجباری، عدم تبعیض، منع هر نوع بد رفتاری و آزار، برخورداری از تغذیه، بهداشت، تفریحات و مسکن مناسب و ... مورد توجه قرار داده است.

در سال ۱۹۷۹ میلادی، «انجمن بین المللی روان شناسان آموزشگاهی» اعلامیه حقوق روانی کودک را که شامل نه اصل بود تدوین کرد. این اعلامیه نیز منبع مهم دیگری برای تدوین پیمان حقوق کودک بود. حق برخورداری از محبت، امنیت، رهایی از ترس و آزارهای جسمی و روانی، آموزش، هویت ، آزادی بیان، تشویق، بازی و رشد خلاقیت از جمله  اصول نه گانه این اعلامیه بود.

در کنار این پشتوانه تاریخی، نیازهای کودکان نیز محور دیگری برای تدوین پیمان جهانی حقوق کودک بود. کودکی، دوران رشد و پرورش و شکل گیری شخصیت کودکان است و از این رو از اهمیت ویژه ای برخوردار است و جا دارد که برای تأمین رشد و سلامت کودکان از همان آغاز کودکی چاره اندیشی شود و با رعایت حقوق اساسی آنان شرایط و امکانات مناسب برای رشد بهتر و سالم تر آنان فراهم شود. به ویژه که کودکان به سبب ویژگی های سنتی خود بسیار آسیب پذیرند و خود قادر به حفظ حقوق خویش نیستند و نیاز به حمایت و مراقبت از جانب بزرگسالان دارند.

نگاهی به آمار های مربوط به کودکان در سطع جهانی وسعت و شدت وحجم این آسیب پذیری را نشان می دهد.

 

    ۲۵۰ میلیون کودک در جهان به کار، اشتغال دارند.

    ۱۳۰ میلیون کودک ۱۱-۶ سال به تحصیل اشتغال ندارند.

    ۱۴ میلیون نفر در جهان از بیماری ایدز به هلاکت رسیده اند که ۲۵ درصد آن ها کودک بوده اند.

    ۱۲ میلیون کودک زیر ۵ سال در اثر عوامل قابل پیشگیری هر سال در کشورهای در حال رشد، می میرند.

    ۲۹ درصد کودکان زیر ۵ سال از سوء تغذیه رنج می برند.

    ۲ میلیون کودک در جنگ ها کشته ، ۴ میلیون مجروح و ۱۲ میلیون پناهنده و آواره شده اند.

 

این آمارها که نمونه هایی از وضعیت کودکان جهان و مشکلات آنان را نشان می دهد.

ضرورت حمایت از کودکان را از راه تدوین پیمان نامه های جهانی و تلاش در راه تحقیق حقوق آنان مطرح می سازد.

پذیرش گسترده پیمان جهانی حقوق کودک از طرف کشورهای جهان به دلیل خصوصیاتی است که این پیمان نامه دارد و توانسته است در زمان نسبتاً کوتاهی، تمام دولت های جهان را حول محور خود گردآورد.

پیمان حقوق کودک نگرشی علمی و جامع نسبت به کودک دارد .در این پیمان تمام مسائل مربوط به رشد کودکان در زمینه های جسمی،ذهنی، روانی و اجتماعی به صورت یکپارچه مورد توجه قرار گرفته است. نگاه پیمان به کودک به عنوان موجودی مستقل، بالنده و پویا، زمینه را برای رشد و پرورش کودک در جهانی سرشار از صلح، آرامش، آزادی و امنیت، فراهم می سازد.

انعطاف پذیری، خصوصیت دیگر این پیمان است که سبب شده توسط کشورهای مختلف جهان با نظام ها و ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متفاوت، مورد پذیرش قرار گیرد و هر کشور با توجه به شرایط خود در راه تحقق آن گام بردارد. اصولاً تحقق هر پدیده ای امری نسبی است و این نسبت، تابع شرایط خاص زمانی – مکانی هر کشوری است در مورد پیمان حقوق کودک، نیز وضع به همین گونه است.

توجه به نهاد خانواده در کنار حفظ بیشترین و بالاترین منافع و مصالح کودکان، مشخصه ی دیگری است که در پیمان حقوق کودک بر آن تأکید شده است. در واقع بدون توجه به مشکلات حقوق کودکان امکان پذیر نیست و این امر به علت نقشی است که خانواده به عنوان اولین و مهم ترین محیط رشد و پرورش کودکان در سال های حساس کودکی و پس از آن بر عهده دارد.

نقش دولت ها در تحقق حقوق کودک از ویژگی های مهم پیمان است . بسیاری از برنامه های مربوط به رشد، آموزش، بهداشت و حمایت کودک باید در برنامه ریزی های کلان در سطح ملی مورد توجه قرار گیرد. ازا ین رو نقش دولت ها در تأمین حقوق اساسی کودکان بسیار مؤثر و مهم است و دولت ها موظف هستند رشد و سلامت کودکان را تضمین کنند. البته وظایف دولت ها، نقش مشارکت های مردمی را در تحقق حقوق کودک نادیده نمی گیرد.

پیمان حقوق کودک شامل یک مقدمه و سه قسمت است. مقدمه موقعیت کلی پیمان را مشخص می کند. قسمت اول مواد ۱ تا ۴۱ را شامل می شود که حقوق کودک را مشخص می کند. قسمت دوم شامل مواد ۴۲ تا ۴۵ است که راه کارهای اجرایی و نظارت بر تحقق پیمان را معین می کند. قسمت سوم مواد ۴۶ تا ۵۴ را شامل می شود که نحوه پذیرش ، تصویب و الحاق کشورها به پیمان را مشخص می سازد.

به منظور آشنایی با مواد پیمان به اختصار به آن اشاره می شود:

 

    ماده ۱ – تعریف کودک: کودک کسی است که سن او کمتر از ۱۸ سال باشد.

    ماده ۲- منع تبعیض: تعلق حقوق کودک به تمام کودکان بدون هیچ گونه تبعیض.

    ماده ۳- منافع عالیه کودک: ‌اولویت منافع کودک در کلیه اقدامات

    ماده ۴ – تحقق حقوق کودک: تلاش دولت ها در راه تحقق حقوق مندرج در پیمان

    ماده ۵- سرپرستی والدین: حقوق و مسئولیت های والدین در پرورش کودکان

    ماده ۶ – بقا و رشد کودک: حقوق طبیعی کودک برای زندگی و وظیفه دولت ها در تأمین بقا و رشد کودک

    ماده ۷ – نام و ملیت: حق برخورداری کودک از نام و ملیت

    ماده ۸ – حفظ هویت: وظیفه دولت ها در حمایت از هویت کودک

    ماده۹ – جدایی از والدین: حق کودک برای زندگی با والدین و ارتباط با آنان در صورت جدایی

    ماده ۱۰ – پیوستن به خانواده: حق کودکان و والدین آن ها برای محلق شدن به یکدیگر در هر کشوری

    ماده ۱۱ – انتفال غیر قانونی کودک: وظیفه دولت ها در جلوگیری از انتقال غیر قانونی کودکان به کشورهای دیگر

    ماده ۱۲- آزادی عقیده: حق کودک برای بیان آزادانه عقاید خود.

    ماده ۱۳- آزادی بیان: حق کودک برای بیان عقاید خود و کسب اطلاعات بدون توجه به مرزها

    ماده ۱۴- آزادی اندیشه و مذهب: وظیفه دولت ها در احترام به آزادی اندیشه و مذهب کودک

    ماده ۱۵- آزادی اجتماعی: حق کودکان برای تشکیل اجتماعات و پیوستن به آن ها

    ماده ۱۶- زندگی خصوصی: خودداری از دخالت در امور خصوصی و خانوادگی کودکان

    ماده ۱۷ – دسترسی به اطلاعات: دسترسی کودکان به اطلاعات مناسب و محافظت آنان در برابر اطلاعات زیان بار

    ماده ۱۸ – مسئولیت والدین: مسئولیت مشترک والدین در رشد و پرورش کودک با مساعدت دولت ها .

    ماده ۱۹- حمایت در برابر بد رفتاری: وظیفه دولت ها در حمایت از کودکان در برابر هر نوع بد رفتاری.

    ماده ۲۰ – حمایت از کودکان بی سرپرست: حمایت  از کودکان بی سرپرست و تأمین جایگزینی مناسب برای آنان

    ماده ۲۱- فرزند خواندگی: توجه به حفظ منافع کودک و حمایت کامل از او در امر فرزند خواندگی

    ماده ۲۲ – کودک پناهنده: تأمین، حمایت و مساعدت دولت ها و دیگر سازمان ها برای کودکان پناهنده

    ماده ۲۳ – کودکان معلول: توجه ویژه به مراقبت، آموزش و حمایت از این کودکان

    ماده ۲۴- خدمات بهداشتی: حق برخورداری کودک از بهداشت و مراقبت های پزشکی

    ماده ۲۵ – بررسی موقعیت کودک: وظیفه دولت ها در ارزیابی منظم وضعیت کودکانی که به مؤسسات یا خانواده ها سپرده می شوند.

    ماده ۲۶- تأمین اجتماعی: حق برخورداری کودک از بیمه و تأمین اجتماعی

    ماده ۲۷- سطح زندگی: وظیفه والدین و دولت ها در فراهم کردن سطح زندگی مناسب

    ماده ۲۸- آموزش و پرورش: ‌حق برخورداری کودک از سطح مناسب آموزش و پرورش و امکانات آموزش ابتدایی رایگان و اجباری و سطوح دیگر آموزشی.

    ماده ۲۹- هدف های آموزشی و پرورشی: رشد شخصیت و استعدادهای کودک و آماده ساختن او برای زندگی فعال

    ماده ۳۰ – کودکان اقلیت های مذهبی: حق برخورداری آنان از فرهنگ خود و انجام اعمال مذهبی

    ماده ۳۱ – تفریح و فعالیت های فرهنگی: حق برخورداری کودک از بازی، تفریح وفعالیت های فرهنگی و هنری

    ماده ۳۲- کار کودکان: تعیین حداقل سن برای کار کودکان و حمایت از آنان

    ماده ۳۳ – مواد مخدر:‌ حمایت از کودکان در برابر استفاده از مواد مخدر، تولید و یا توزیع آن.

    ماده ۳۴ – سوء استفاده جنسی: حمایت از کودکان در برابر هر نوع سوء استفاده جنسی

    ماده ۳۵ – خرید و فروش کودک: ممانعت از خرید و فروش و ربودن کودک

    ماده ۳۶- دیگر شکل های استثمار: حمایت از کودکان در برابر هر نوع استثمار و بهره کشی

    ماده ۳۷- شکنجه و بازداشت: منع شکنجه، بازداشت غیر قانونی، حمایت اعدام و حبس ابد در مورد کودک و حق دسترسی او به مشاوره حقوق

    ماده ۳۸- درگیری مسلحانه: جلوگیری از درگیر شدن کودکان زیر 15 سال به هر شکل در جنگ

    ماده ۳۹- توان بخشی: حمایت از کودکان آسیب دیده بر اثر جنگ، بد رفتاری و استثمار

    ماده ۴۰ – دادرسی رسمی ویژه کودکان: حق کودکان مجرم برای برخورداری از امکان دفاع از خود و امکان دسترسی به مشاوره حقوقی

    ماده۴۱ – رجحان ملاک های بالاتر: توجه به ملاک های بالاتر در زمینه حقوق کودک در صورت وجود آن ها در هر کشوری

    ماده ۴۲  تا ۴۵: راه کارهای اجرایی و نظارت بر اجرای پیمان

    ماده ۴۶ تا ۵۴: نحوه پذیرش و تصویب پیمان توسط کشورها.

 

استقبال کشورها از پذیرش پیمان حقوق کودک از آن جا که نشانه توجه دولت ها به کودکان و مسائل آنان است، بسیار امیدوار کننده است، اما این اقدام نباید در سطح پذیرش و تصویب پیمان باقی بماند. دولت ها باید تلاش کنند تا حد امکان، حقوق مندرج در پیمان تحقق یابد و برای دستیابی به این هدف راه کارهای کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت را پیش بینی و اجرا کنند.

اولین گام در راه تحقق حقوق کودک، آشنایی همگان با این حقوق است .به ویژه والدین، معلمان و خود کودکان باید از این حقوق آگاهی یابند تا بتوانند در پویایی آن مشارکت فعال داشته باشند. برنامه ریزی مناسب در سطح ملی برای تحقق این حقوق و کاهش موانع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در این راستا، گام دیگری است که باید برداشته شود.

جمهوری اسلامی ایران درسال ۱۳۷۳ به صورت مشروط پیمان حقوق کودک را پذیرفته است و مجلس شورای اسلامی نیز آن را تصویب نموده است. پذیرش و تصویب پیمان در هر کشور در حکم الزام به اجرای آن است. اما به نظر می رسد تا کنون در این زمینه اقدامات جدی صورت نگرفته است و حتی در مورد اولین گام یعنی آشنایی همگان با پیمان، صرف نظر از موارد جزیی و محدود، فعالیتی انجام نشده است. آگاه سازی و اطلاع رسانی وآموزش  در مورد پیمان را می توان با تنظیم برنامه مشخصی از رسانه های گروهی به ویژه صدا و سیما در سطحی وسیعی انجام داد تا راه برای اقدامات دیگر در زمینه تحقق کودک در جامعه ما هموار گردد.

 

  حمیدرضا ابراهیم زاده


1/5/2015



تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

خلیل

شنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۷، ۰۶:۰۲ ب.ظ

خلیل

هنگامی که انسان به تنگنا و بحران دچار می شود ازخود می پرسد عیب کارهایم چه بود؟

اولین نکاتی که بخاطرش می آید دخالت مشاوره و یا رفاقت با برخی از افراد. ووابستگی اش با برخی ازمکانها ووابزارها و اعلام و...است

درآن زمان که اندیشه اش درحال بازیابی خطاها واشتباهاتش هرروزنه ای را می کاود، می گوید: ای وای کاش این دلبستگی ورفاقت بین ما نبود.

رفاقت با افرادی که بوی سلامت وکرامت وفطرت نمی دهند؛ افراد بخیل. نادان. خودفریب ومغرور . شهرت طلب. شهوت پرست . بی شعور و حریص وآزمند . ترسو و... همیشه باعث فشارها وخلا ها وچاله های عمیق درکارکردهای ما می شود وبه تدریج به ما رنگ و بوی آنهارا خواهد داد.

هنگامی که ازچشم اندازهای خود دورشویم درمی یابیم که دلیل اینهمه دوری فقط وفقط گرایش به فرد وافراد. کتاب ومشرب.فضا وگروه. وحزب. ابزارها و ...رفتارهایی بوده است که مارا از حیز انتفاع خارج کرده و از چشم اندازها و آرمانهایمان منحرف و دور ساخته است.

انسان هدفمند وهوشیار برای خود آرمانها وافق مشخصی برای تکامل وپویایی آرمانهایش دارد.

نشست وبرخاست ما با هرآنچه که آرمانهایمان را به تدریج مورد دستخوش قرار می دهد، اشتباهی نابخشونی است.

مرحوم استاد ما شخصیتی به غایت حکیم و اندیشمند بود برای آگاه کردن ما از محیط ورفیق ناهمگون ازمثالی درعمل استفاده کرد که تلالو آن هنوزپس از بیست وپنج سال  در ذهنم می درخشد.

غروب تابستانی گرم از باغ روبروی خانه ی استاد خربزه های رسیده جمع کردیم که عطرمسحورکننده ای داشت. خربزه هایی که ازشدت حب و شیرینی ورایحه ی دلفریب، دلشان ترکیده بود.

هوا گرم بود ومن هم به خربزه ارادت واشتیاق عجیبم پنهان نبود ونیست. هیچگاه نشد شهد خربزه مرا بیازارد. واین عطش سیری ناپذیرم به خربزه ای که همش آب و بو است ازچشم استاد دورنماند.

به مناسبتی یکی ازهمسایگان درآن غروب در زد و مقداری گوشت بره برای تبرک به منزل استاد آورد.

همسایگان واهالی دهکده لطفی وافر به استاد داشتند.و به همین مناسبت ما هم ازاین لطف طفیلی بی نصیب نمی ماندیم.

 غروب ها قبل ازاینکه درس وبحث مان با بچه های گروه وهم مباحثه ای های عزیز شروع شود . ابتدا یک پذیرایی مختصر. شربت و چای و یا به فرا خور موقعییت فصل وایام ، نوشیدنی و خوراکی برای بچه ها  می آوردیم.

منزل استاد بزرگ بود. وایشان دربین باغی زیبا ومجلل سکونت داشت. من هم دریکی ازاتاق ها اتراق کرده بودم و بیشتر روزها وشب ها همانجا کنارشان می ماندم. اغلب اوقاتم را درآنجا مطالعه می کردم ویا بعد از کار و امور روزمره آنجا استراحت می کردم.

 یا بچه های گروه که نوه ها و خانواده واقوام استاد بودند درآن اتاق اتراق می کردند.

اتاق نسبتا بزرگ که درطبقه ی بالای ساختمان قرار داشت  که  پنجره ی  مشرف به آفتاب صبح  وغروب منظره ی زیبایی به آن می داد وما دراین اتاق  گرد هم می آمده وگفتگو  واستراحت می کردیم و خوش می گذراندیم.

اتاقم قفسه ای پرازکتاب داشت ومیزکوچک تحریری هم گوشه ی شرقی کنارپنجره صبح  قرار داشت که اغلب چند نفری روی آن خط  تمرین می کردیم ویا متن می نوشتیم. چند قلمدان داشتم که خودم با نی  بامبو درستش کرده بودم مملو ازقلم های خوشتراش برای خوشنویسی و یک قلمدان هم پراز خودکار ومداد و... و همچنین یک لیوان مدادرنگی وماژیک.

یک گلدان بلوری زیبایی هم داشتیم که یکی ازبچه ها زحمتش را کشیده بود. به هرمناسبت وفصلی گل درآن می گذاشتیم . اغلب رز سفید مهمان ما می شد.

روی تاقچه ی پنجره ی صبح هم یک گلدان سفالی شمعدانی بود. وآنطرف پنجره ی غروب هم چند گلدان سفالی ازگل شمعدانی چیده شده بود. پنجره ها باز بودند وباد صدای قهقه ی مستانه مان را  تا قله ها به سوغات می برد. وبرای مان هوای مطبوعی ازکوه ودریاچه  به ارمغان می آورد.

پرده ی اتاقم توری ابریشمی سفید رنگ و نازکی بود که با هرنسیمی گیسویش به هوا برمی خواست و دلداده اش می شد.

کف اتاقم ازچوب درست شده بود. دیوارش هم به چند تابلوفرش وتابلوی نقاشی  زیبا آراسته بود.

اتاقم را دوست داشتم.

اتاقی که بهترین لحظات و روزهای زندگی ام درآن سپری شد.

به هرحال آن غروب قبل آمدن بچه ها ، استاد فرمود پیازی پیداکن برای شام کباب مخصوص برایتان درست کنم. عرض کردم روشش را بمن بفرمائید انجام بدهم. فرمود نه خودم می خواهم کباب بسازم دوست داری بیا و ببین.

پیاز نسبتا بزرگی را از زنبیل مطبخ پیدا کردم . کم پیش می آمد مزاحم حاج خانم برای اینگونه ازکارها بشویم. ایشان هم سرشان به  کارهایشان گرم بود وبا همصحبتی با بچه ها ونوه ها وکارهای منزل ازسالمندیشان لذت می بردند .

استاد، به هیبت وقامت  پیاز سیری فرمود وگفتند؛ باشه نصفش کفایت می کند من نصفش کردم ونصف دیگر را فرمود خرد کن . تا گوشت را درآن عمل بیاورم.

اما نصفه ی مازاد را به دستم داده وفرمود:عزیزجان ! این نیمه را بااین خربزه ی چاک چاک  شکری ، داخل  جا یخی بگذار تا خنک بشه.

من هم هردو را داخل سینی گذاشتم.

یخدان ما یک صندوق بزرگ نیم متر دریک متری از جنس یونولیت یا چوب پنبه ی ضخیم بود. که بجای یخچال ازش استفاده می کردیم. تهش یخ وبرف سفت بود ویک سینی یا لایه صاف چوب پنبه که فضای درونی یخدان را می گرفت،  رویش گذاشته بودیم تا غذا ها را روی آن ثابت نگه داریم وبعد هم درپوش چوب پنبه بود که یخدان چفت و قفل می شد.

کمی بعد بچه ها آمدند و درس شروع شد. همهمه ی کلاس ما ستودنی ترین نجوا وهمهمه ای است که تا کنون شنیده بودم.عطر سخن وجستجو وپژوهشگری بچه ها استاد را به وجد می آورد. و من مسحورهمین شعف وشادمانی بودم.

ساعت هایی که برما می گذشت. زمان را مانند مادیانی سرخوش بر دشت وسیع وآزاد می تازند و ما دیر متوجه زمان می شدیم.

در آن شامگاه پایان درس ، من، کنفرانس بحث آزاد مان درباره ی آیه ی " یا ویلتی لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا "  (فرقان 28) را انجام می دادم ،که خلیل سرخی آتش برروی ذغال است که  براثرهمنشینی با حرارت شدید آتش، ذوب و گداختگی و این سرخی خوشرنگ برذغال حاصل می شود. و... مصادیق زیادی ازاین درهم ذوب شدنی هارا گفتم. حتی به گل هم اشاره کردم. که طبق فرمایشات شاعران و لطیفان ادب وسخن ؛ حتی گل هم درهمنشینی با خار مغرور می شود.

ای گل نشستن با خسان پیوسته ات گر خوست   روزی بیاید کز تو نه رنگی به جا نه بوست

با غیر اگر که آشنا از چه به من یار است     سالک به من گر بی وفا از چه به اغیار است. (حسن صدر سالک اصفهانی)

سخن به درازا کشید ویکی ازبچه ها چیزی گفت؛ که گاه دوری از برخی افراد باعث طرد وانحطاطشان می شود یا باید دستشان را بگیریم و یا باید از داشته هایشان چشم پوشی کنیم. این درحالی بود که یکی از ما جدیدا با فردی دوست شده بودیم که به ظاهر دانش خاصی داشت ولی درباطن کردار و دانشش برای ما نه تنها سودمند نبود بلکه همنشینی اش برای ما می توانست آسیب زا باشد و استاد از این موضوع باخبر بود. منتها اصلا زبان به پند و هشدار نگشود. واین فرصت برایش پیش آمده بود که کارستان بکند. حرف و خطابه های ما همه درلفافه  مزین بود و مبحث به هیچوجه شفافیت برای کانون گذاشتن برسرآن موضوع پنهان را نیافت.

استاد فرمودند : دستگیرباید حجاب نیک وپشتیبان وپشتوانه ای  برای آلوده نشدنش داشته باشد که این حجاب و پشتوانه  پارسایی ودانش اوست به هرحال اگراین دستگیری به همنشینی بیانجامد مصداق همان گل می شود.

اصالت خار همینی است که هست. درکنارگل هیچ خاری  ترک ماهیت نمی کند، اگرچه ازیک ریشه تغذیه می کنند. زیرا ماهیتش همین خاربودنش هست. وهمین خاربودنش هست که گل را درخود محصورمی کند وبلکه ماهیت کل را به غرور و انزوا وخودشیفتگی سوق می دهد...

یکی پرسید : چرا دست گیر برای نجات و کمک به کسی نباشیم که  همنشینی اش برای مان بد است؟

استاد روبه من کردند وفرمودند:عزیزجان  پارسا کیست ؟

گفتم : کسی که احتیاط می کند و زیرک است تا آلوده نشود.

فرمود: آفرین ! احتیاط از روی زیرکی.

آن کس که پارسایی می ورزد و احتیاط می کند نمی خواهد که آلوده شود.البته امر به معروف ونهی ازمنکر مراتبی دارد که برهرمسلمانی مطابق با احراز شرائطش واجب کفایی است.

بعضی ها می خواهند شیطان را هم نجات دهند ویا به ابلیس رانده شده امر به معروف کنند.در حالیکه به پارسایی و پرهیزکاری نیاز دارند.

ازکسانی نباشید که در توهم نجات به خواب زدگان ، نجابت خود را می بازند.

وگرنه ابلیس هم با  توجه به اندک خردش که در توهم گرفتار است می شود بیدارش کرد.

 اما نه اینطور نیست.! او خود را برتر می شناسد و در توهمش لجاجت دارد و به آن پایبند وپایدار است.کمک وهمنشینی به ابلیس آن می کند که شرط بندگی وپارسایی و احتیاط نیست. باید از اینگونه افراد به خدا پناه برد.

وقتی کسی که نخواهد بیدارشود . بیدارنمی شود چون درخواب نیست. بلکه خود را به نشنیدن زده است.

صم بکم عمی فهم لایرجعون. او کصیب من السماء فیه ظلمات.../ بقره18

خداوند برای خردمندان پارسایی را تاکید و سفارش فرمود.

وبه پیامبرش فرمود: ازلجاجت لجوجان  روگردان باش.

واژه ی اعراض در قرآن بارها تکرار شده است. . وعلت آن نیز روشن است..

واعرض عن الجاهلین . واعرض عن المشرکین. و...

فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ/ سوره حجر94

خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِینَ / اعراف 199

حیات انسان آنقدر بسیط نیست که بتواند خود را برای نجات لجوجان درلجن پندار وکردارشان آلوده کند.

بهتراست  به همان مراتب موکد سفارش به معروف کنیم. واز منکر بازداریمشان. واگرنشد تکلیف برما برداشته می شود این وظیفه حکومت است که تشکیلاتش را برای بازدارندگی منکرات استفاده کند.

اما برای پارسایان وخرد مندان و نیک باوران و افراد عادی فقط مراتب کفایی آن امر مترتب است.

دفاعیه هارا به نوبت شنیدند و سپس بمن امرفرمود یک پذیرایی بفرمائید تا کباب آماده شود.

 من هم رفتم خربزه های قاچ شده  وخنک را برای بچه ها بیاورم.

خربزه رادرظرفی گذاشتم تا برای بچه ها قاچ  و تقسیم کنم.

به صحن کلاس یا پیشخوان وروبروی بچه ها که رسیدم استاد باتبسمی نگاهی به قامتم انداختند. وبه یکباره این نگاه درهم گره خورد و من همه ی راز نگاهش  را ازبرشدم .

دفاعیه ام این بود:

دوستان عزیز!.

 این خربزه خوشبوی خوش عطر شکری دراثرهمنشینی با  حضرت پیاز هم اکنون بوی پیاز می دهد.

این شما واین هم طعم جدید جناب خربزه.

خربزه بااین همه عظمتش. با آن همه شکوه ورنگ ولعابش. با همه ی نجابت ووقارش بوی پیازمی دهد...

پایان جلسه به کباب خوری انجامید. ولایه های صحبت به همنشینی های لازم وملزوم ختم شد. همشینی هایی که همدیگررا کامل می کنندنیمه های گمشده ی هم هستند و یا پازل همدیگررا کامل می کنند . زندگی پراست ازاین همه  ناهمگونی ها وتناسبات، مثل همین کبابی که به نیش می کشیم. گوشتی که به همنشینی پیاز نیاز داشت. و خلیل جناب پیاز شد...

دوست خوب. رفیق همراه. یارغار و گرمابه وگلستان وهمنشین ماانسانها به غیرازهمنوعان وکتاب ها وفضاها ومحیطی که با آنها انس گرفته و همراه می شویم ، خود وجودمان است که اغلب با ما غریبه می شود. تربیت وتهذیب نمی شود و درخود شراره های حیوانیت وخشم وشهوت را می خروشاند.

 گاه این دوست وهمنشین غریبه خودمان هستیم. که درونمان را تربیت وتهذیب و تطهیر نکرده ایم.

همه ی ما انسانها با مجموعه مختصاتی که برما مفروض است؛ درخود بمب خطرناکی را ساخته ایم. که این بمب چیزی جز توهم وغرور یا خودفریبی نیست. غرور و توهمی که با ما دوست وهمنشین می شوند ومارا به انحراف واشتباهات نابخشودنی سوق می دهند. این بمب هوشمند زمانی منفجر می شود که بداند ما بااین انفجارنابود خواهیم شد.

آگاه باشیم ونگذاریم که این بمب دروجودمان ساخته شود. وقبل ازانفجار با توکل برخدا ویاری خواستن از او ودوستان گرامی اش وبا ابزارنیک پنداری ونیک اندیشی و ونیک گفتاری ونیک رفتاری  وپاکیزه نگهداشتن درون وپارسایی ،آن را خنثی کنیم.

والی الله المصیر

حمیدرضا ابراهیم زاده

26 آبان 1397


تمامی حقوق مربوط به این اثردر انحضارمولف محفوظ می باشد


  • حمیدرضا ابراهیم زاده

ولی موعود ما سرت سلامت

جمعه, ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ۰۳:۳۰ ب.ظ


آغاز ولایت عهدی حضرت صاحب الامر امام زمان 

را به ساحت شریف آن حضرت و به عموم شیعیان ومنتظران قدوم مطهرش

وهمه ی آزادگان جهان تبریک عرض می نمایم




ای که باسلسله ی زلف دراز آمده ای

فرصتت باد که دیوانه نواز آمده ای

ساعتی ناز مفرما بگردان عادت

چون به پرسیدن ارباب نیاز آمده‌ای

پیش بالای تو میرم چه به صلح و چه به جنگ

چون به هر حال برازنده ناز آمده‌ای

آب و آتش به هم آمیخته‌ای از لب لعل

چشم بد دور که بس شعبده بازآمده‌ای

آفرین بر دل نرم تو که از بهر ثواب

کشته غمزه خود را به نماز آمده‌ای

زهد من با تو چه سنجد که به یغمای دلم

مست و آشفته به خلوتگه راز آمده‌ای

گفت حافظ دگرت خرقه شراب آلوده‌ ست

مگر از مذهب این طایفه بازآمده‌ای  / حافظ



 ولی عهد موعود ما سرت سلامت



حمید رضاابراهیم زاده

30آذر1394

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

امام حسن عسگری

پنجشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۳۰ ب.ظ


بابای مهر تابان پدر امام خوبان


حضرت امام حسن عسکری(ع)



 8 ربیع الثانی  سال 232هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود.

پدرش حضرت امام هادی دهمین پیشوای شیعیان

ومادر والا گهرش سوسن یا سلیل زنی لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت را داشت، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد.


این زن پرهیزگار در سفر همراه  امام عسکری (ع) به سامرا ا رحلت کرد.

کنیه آن حضرت ابامحمد بود.

صورت و سیرت امام حسن عسکری (ع)


امام یازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت. ابروهای سیاه کمانی، چشمانی درشت و پیشانی گشاده داشت. دندانها درشت و بسیار سفید بود. خالی بر گونه راست داشت.

امام حسن عسکری (ع) بیانی شیرین و جذاب و شخصیتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بی نظیر برای قرآن مجید بود. راه مستقیم عترت و شیوه صحیح تفسیر قرآن را به مردم و به ویژه برای اصحاب بزرگوارش - در ایام عمر کوتاه خود - روشن کرد.

دوران امامت


به طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع) به سه دوره تقسیم می گردد:
دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدینه گذشت.
دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت.
دوره سوم نزدیک 6 سال امامت آن حضرت می باشد.

دوره امامت حضرت عسکری (ع) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود. خلفایی که به تقلید هارون در نشان دادن نیروی خود بلندپروازیهایی داشتند.

امام حسن عسکری (ع) از شش سال دوران اقامتش، سه سال را در زندان گذرانید. زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود، تا بتواند آن حضرت را - به وسیله آن دو غلام - آزار بیشتری دهد، اما آن دو غلام که خود از نزدیک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراییده بودند.

وقتی از این غلامان جویای حال امام شدند، می گفتند این زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نیاز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمی گوید.

عبیدالله خاقان وزیر معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات می کرد به احترام آن حضرت برمی خاست، و آن حضرت را بر مسند خود می نشانید. پیوسته می گفت: در سامره کسی را مانند آن حضرت ندیده ام، وی
زاهدترین و داناترین مردم روزگار است.

پسر عبیدالله خاقان می گفت: من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم می پرسیدم. مردم را نسبت به او متواضع می یافتم. می دیدم همه مردم به بزرگواریش معترفند و دوستدار او می باشند.

با آنکه امام (ع) جز با خواص شیعیان خود رفت و آمد نمی فرمودند، دستگاه خلافت عباسی برای حفظ آرامش خلافت خود بیشتر اوقات، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت داشت.

از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع) یکی نیز این بود که از طرف خلافت وقت، اموال و اوقات شیعه، به دست کسانی سپرده می شد که دشمن آل محمد (ص) و جریانهای شیعی بودند، تا بدین گونه بنیه مالی نهضت تقویت نشود.چنانکه نوشته اند که احمد بن عبیدالله بن خاقان از جانب خلفا، والی اوقاف و صدقات بود در قم، و او نسبت به اهل بیت رسالت، نهایت مرتبه عداوت را داشت.

نیز اصحاب امام حسن عسکری، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان نبود، کسانی چون ابوعلی احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعیل نوبختی در بغداد می زیستند، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی، پس از شهادت حضرت رضا (ع) معمول داشت، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترین نوع درگیری واداشته بود. این جناح نیز طبق ایمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی، این همه سختی را تحمل می کرد، و لحظه ای از حراست (و نگهبانی) موضع غفلت نمی کرد.

اینکه حضرت هادی (ع) و حضرت امام حسن عسکری (ع) هم از سوی دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با یاران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دینی خود به آنها مراجعه می نمودند - کمتر معاشرت می کردند به جهت آن بود که دوران غیبت حضرت مهدی (ع) نزدیک بود، و مردم می بایست کم کم بدان خو گیرند، و جهت سیاسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند، و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آنان عجیب نیاید.

باری، امام حسن عسکری (ع) بیش از 29سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و ریاست روحانی اسلامی، آثار مهمی از تفسیر قرآن و نشر احکام و بیان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی شیعیانی که از راههای دور برای کسب فیض به محضر امام (ع) می رسیدند بر جای گذاشت.

در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی را تجدید کرد، و فرهنگ شیعی - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته های دیگر نیز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون یعقوب بن اسحاق کندی ، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعلیمات آن امام، گردید.

در قدرت علمی امام (ع) - که از سرچشمه زلال ولایت و اهل بیت عصمت مایه گرفته بود - نکته ها گفته اند. از جمله: همین یعقوب بن اسحاق کندی فیلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ایرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانید و بعدها از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت درآمد.

شهادت امام حسن عسکری (ع)


شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری نوشته اند.

در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است: فرزند عبیدالله بن خاقان گوید: روزی برای پدرم (که وزیر معتمد عباسی بود) خبر آوردند که ابن الرضا - یعنی حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به خلیفه داد. خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد.

یکی از ایشان نحریر خادم بود که از محرمان خاص خلیفه بود، امر کرد ایشان را که پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشند، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند. و طبیبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برود، و از احوال او آگاه شود. بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است، و ضعف بر او مستولی گردیده. پس بامداد سوار شد، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای مسیحی و یهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات (داور داوران) را طلبید و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند.

و این کارها را برای آن می کردند که آن زهری که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته، پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال 260 ه. ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود.

بعد از آن خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد، زیرا شنیده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی خواهد شد، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد... تا دو سال تفحص احوال او می کردند....

این جستجوها و پژوهشها نتیجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طریق روایات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص) می پیوست، شنیده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد. بدین جهت به بهانه های مختلف در خانه حضرت عسکری (ع) رفت و آمد بسیار می کردند، و جستجو می نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بیابند و او را نابود سازند.

به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهیم (ع) و حضرت موسی (ع) تکرار می شد. حتی قابله هایی را گماشته بودند که در این کار مهم پی جویی کنند. اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهید خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسیب زمان حفظ کرد، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموریت الهی خود را انجام دهد.

باری، علت شهادت آن حضرت را سمی می دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانید و بعد، از کردار زشت خود پشیمان شد. بناچار اطبای مسیحی و یهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند، به ویژه در مأموریتهایی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع) در میان بود، برای معالجه فرستاد. البته از این دلسوزیهای ظاهری هدف دیگری داشت، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقیقت ماجرا بود.

بعد از آگاه شدن شیعیان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری (ع) شهر سامره را غبار غم گرفت، و از هر سوی صدای ناله و گریه برخاست. مردم آماده سوگواری و تشییع جنازه آن حضرت شدند.

ماجرای جانشین بر حق امام عسکری (ع)


ابوالادیان می گوید: من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع) می کردم. نامه های آن حضرت را به شهرها می بردم. در مرض موت، روزی من را طلب فرمود و چند نامه ای نوشت به مدائن تا آنها را برسانم. سپس امام فرمود: پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهی شد و صدای گریه و شیون از خانه من خواهی شنید، و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود.

ابوالادیان به امام عرض می کند: ای سید من، هرگاه این واقعه دردناک روی دهد، امامت با کیست؟
فرمود: هر که جواب نامه من را از تو طلب کند.

ابوالادیان می گوید: دوباره پرسیدم علامت دیگری به من بفرما.
امام فرمود: هرکه بر من نماز گزارد.

ابوالادیان می گوید: باز هم علامت دیگری بگو تا بدانم.
امام می گوید: هر که بگوید که در همیان چه چیز است او امام شماست.

ابوالادیان می گوید: مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چیز دیگری بپرسم. رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم. وقتی به در خانه امام رسیدم صدای شیون و گریه از خانه امام بلند بود. داخل خانه امام، جعفر کذاب برادر امام حسن عسکری را دیدم که نشسته، و شیعیان به او تسلیت می دهند و به امامت او تهنیت می گویند. من از این بابت بسیار تعجب کردم پیش رفتم و تعزیت و تهنیت گفتم. اما او جوابی نداد و هیچ سؤالی نکرد.

چون بدن مظهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود، خادمی آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند. چون جعفر به نماز ایستاد، طفلی گندمگون و پیچیده موی، گشاده دندانی مانند پاره ماه بیرون آمد و ردای جعفر را کشید و گفت: ای عمو پس بایست که من به نماز سزاوارترم.

رنگ جعفر دگرگون شد. عقب ایستاد. سپس آن طفل پیش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوی امام علی النقی علیه السلام دفن کرد. سپس رو به من آورد و فرمود: جواب نامه ها را که با تو است تسلیم کن. من جواب نامه را به آن کودک دادم. پس «حاجزوشا» از جعفر پرسید: این کودک که بود، جعفر گفت: به خدا قسم من او را نمی شناسم و هرگز او را ندیده ام.

در این موقع، عده ای از شیعیان از شهر قم رسیدند، چون از وفات امام (ع) با خبر شدند، مردم به جعفر اشاره کردند. چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسیدند: بگو که نامه هایی که داریم از چه جماعتی است و مالها چه مقدار است؟ جعفر گفت: ببینید مردم از من علم غیب می خواهند! در آن حال خادمی از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت: ای مردم قم با شما نامه هایی است از فلان و فلان و همیانی (کیسه ای) که در آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا.

شیعیانی که از قم آمده بودند گفتند: هر کس تو را فرستاده است امام زمان است این نامه ها و همیان را به او تسلیم کن.

جعفر کذاب نزد معتمد خلیفه آمد و جریان واقعه را نقل کرد. معتمد گفت:

بروید و در خانه امام حسن عسکری (ع) جستجو کنید و کودک را پیدا کنید. رفتند و از کودک اثری نیافتند. ناچار «صیقل» کنیز حضرت امام عسکری (ع) را گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اینکه او باردار است. ولی هرچه بیشتر جستند کمتر یافتند.

خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نیز در کنف حمایت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان می باشد. درود خدای بزرگ بر او باد.


شهادت مظلومانه امام حسن عسگری را به فرزند برومندشان حضرت امام عصر تسلیت عرض می نمایم


حمیدرضا ابراهیم زاده

1388/11/29



* تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ است


  • حمیدرضا ابراهیم زاده

حس خوب

سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۷، ۱۲:۴۰ ب.ظ

هیچ چیزی گران تر از حس خوب نیست

سخت می کوشیم تا رفاه مان را ذخیره کنیم

وگاه سخت می کوشیم تا پول بخریم

  افسوس که رفاه مان را دراین قمار می بازیم تا پول بخریم

و دراین توهم گمان می بریم که می توانیم پول بدهیم تا حس خوب بخریم.!!!

واقعییت این است که باپول نمی شود حس خوب خرید. همیشه این پول است که برگرده ی مردم سوار می شود.

هنوزکسی نتوانسته است پول را خر خویش کند. بس که این خرچموش وگریز پاست.و این پول است که به لطائف الحیل ازانسانهای بی برنامه سواری می گیرد.


نتیجه تصویری برای بیت کوین


بگذارید راحت تربگویم :

این پول است که انسان های متوهم  را می خرد

پول به راحتی خرپولها را خر خویش می کند.

خرپولها درتوهم بزرگی به سرمی برند که برگرده ی زمین وزمان وجناب پول سواری می خورند.

ازتوهم بیدارشان کنید ونشانشان بدهید که چگونه آنها خر جناب پول شدند

خر پولها، خرپول و بلکه دارایی پول محسوب می شوند

و بیش ازدیگران به پول سواری می دهند وخرپول هستند

توهمی به نام دارایی در انسانها ی بی برنامه چنان آتش عطشی  برمی افروزد که  آنهارا خرپول می کند

واین گونه آدمیت را از وجودشان می رباید و آنان را مبدل به خرپول می کند

وباز هم افسوس که چه دیر بالغ می شود درک انسان . که بداند ؛

حضرت دارا  خر را خر آفریدند و انسان را انسان...

حس خوب  حس آدمیت است. حس جاودانگی. حس بخشش. حس وجود.حس معشوق بودن. حس دوست داشتن وعشق ورزیدن. حس مبارک و مفید بودن ...

هیچ کدامشان را نمی شود با پول خرید

حتی سلامتی و لحظه ای بیشتر زندگی کردن و لذت بردن از بودن را...

حس خوب را باید خودمان بیافرینیم  وخودمان تکثیرش کنیم

حس خوب  با تکثیر کم نمی شود وهمچو شعله ای است که هزاران شمع را روشن وبیدارمی کند

 حس خوب فقط با خست وتنفر و توهم تمام می شود.

حس خوب فروشی نیست.  

درهیچ بازاری به دنبالش نگردید

گران ترین متاعی است که بر روی آن نوشته اند :

غیر قابل فروش

غیرقابل روتوش

غیر قابل سرپوش ...

بدترین قمار زندگی باختن یک حس خوب است.

وآن گاه که زمان می گذرد ؛ خاطره اش شیرین ترین دردی است که خاطرمان را با رشک همراه می سازد.

والی الله المصیر


حمید رضا ابراهیم زاده

25 آذر1390


تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصار  مولف محفوظ است
  • حمیدرضا ابراهیم زاده

زن باش

دوشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۷، ۰۵:۰۰ ق.ظ

زن باش

 اینکه  مرد بودن ارزش است و نر بودن  جنسیتی است کاملا غیر ارادی .

زن بودن نیزهنر است و ماده بودن هم جنسیتی است غیرارادی.

هرماده ای نمی تواند زن باشد .

زن قابل طرد وچپاول وگمشدن نیست.

هویت زن به حیا ونجابت ومهر ووفای اوست.

زن درتالار وجود خود آینه ی جمال خداست.

زن در زنانگی خود فرشته ی مهر ورزی وحامل هویتی است که درآن مهر و وفا ونجابت وحیا ومتانت ووقار وایثار ترسیم شده است.

زن باش تا دستانت تار و پود دنیا را ببافد وهنر رضایت از زندگی  را بر روی سفره ی  دنیا بیاراید

زن باش تا بدانی الماس وجودت چه تلالویی دارد

وآفتاب  نگاهت سرزمین منجمد وفسرده ی دلها را مملو از نور وحرارت و زندگی می کند...

 والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده


6/8/1396



تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ است


  • حمیدرضا ابراهیم زاده

گزاف اندیشی الگو های نا کار آمد

شنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ۱۲:۰۰ ب.ظ

 

گزاف اندیشی الگوهای نا کارآمد

 

  اوست جاودانه تا ابد



گزاف اندیشی الگوهای غیر ورزیده و نامنزه و یا انحراف در الگوها و یا اشتباه در انتخاب الگوهای اجتماعی باعث بروز  ناهنجاری های بنیادین در ژنوم  ساختار جامعه می شود.

هنگامی که  گزاف اندیشی فکری و اعتقادی و اقتصادی و اجتماعی و سطحی نگری در غالب لایه های فکری جامعه قرار و رسوخ  یابد بسیاری از ناهنجاری ها با این علائم در جامعه بروز می کند.

 - تغییر سبک اندیشیدن به سمت  سکولار

- تغییر سبک زندگی ایرانی اسلامی

- تحقیر باورها دربی اخلاقی و معکوس رفتارکردن

- مد پرستی ومدلینگ گرایی

- مادیگرایی صرف

- فرار نخبگان از حریم و حرم تولید فکر و توسعه ی فرهنگی و مدنی

- تحقیر و انزوا و فرار از سنت های ارزشمند اجتماعی و دینی

- ظاهر پرستی بزرگان و آموزش عملی آن به مردم

- ترویج اشرافی گری

- بالا رفتن نرخ هرزگی و آفات و جرائم اخلاقی

-غفلت از نخبگان علمی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی

- عدم تناسب و تناقض روح جامعه با  مطالبات وچشم اندازها و آرمانهای اصیل جامعه

-  تقلید کورکورانه ومدگرایی افراطی متاثر از خودباختگی هویتی

- افراط در توجه زیاد به چهره های تک بعدی : آلامدها هنرپیشگان و ورزشکاران و تبعیتت از آنان.

- تعلل در جامعه پذیری و قانون مداری

- افت تفاهم اجتماعی و انقباض حقوق شهروندی

-مصرف گرایی

- توقع نامنزه از معیشت، آرامش و زندگی و درآمد و مصرف و تولید و...

 گاه با روند توجه افراطی به آلامدها و هنرپیشگان و قهرمانان ورزشی امربه نام آوران تک بعدی مشتبه می شود و توقعشان از جامعه برای حرف شنوی از آنها بخاطر شهرت در حوزه های ورزشی و هنر بازیگری بالا می رود و در بلند مدت توقع دارند تا الگوی اندیشه و فرهنگ جامعه شوند. در صورتیکه این بزرگواران فقط در یک بعد از هنر یا ورزش به نخبگی رسیده اند و نیاز به دقت و تربیت در شاخه های دیگر شخصیتی دارند.

البته این به این مفهوم نیست که همه ی  هنرپیشگان و یا قهرمانان ورزشی تک بعدی باشند بلکه در بین آنها افرادی تحصیل کرده و  فرهیخته ی علمی و دینی و اجتماعی هم وجود دارند. اما در کلیت اینطور نیست.البته در تاثیر گزار بودن همه ی هنرپیشگان و قهرمانان شاخص بر جامعه نیز شکی نیست.

حال سوال اینجاست که آیا حضور فوتبالیست ها و کشتی گیرانی وهنرپیشگان وخوانندگان  که به شهرت رسیده اند می توانند بعنوان افرادی صاحب نظر ومتخصص ، برای حوزه ی رسانه، دین و فرهنگ و جامعه و اقتصاد نظر کارشناسی بدهند؟

در چند سال اخیر تعدادی از قهرمانان ورزشی و هنرپیشگان بخاطر شهرت و موفقیت حرفه ای با حضور در عرصه های تصمیم گیری اجتماعی در قامت عضویت در شورا و مجلس و... باعث بروز مشکلاتی در پست های فوق الذکر و حواشی تلخ گردیده اند که انصافا از سومدیریت آنان در  مدیریت شهرت خود سرچشمه گرفته است .

بسیاری از مناصب و جایگاههای مهم اجتماعی نیازمند افراد متخصص و متعهد و مقید است و صرف آوردن رای از راه شهرت نمی تواند ملاک صلاحیت همه جانبه ی این عزیزان باشد.

-بسیاری ازهنرمندان و ورزشکارانی هستند که از امتیازات علمی و اجتماعی و تخصصی جدای از شهرتشان بر خوردار هستند.  متاسفانه نخبگی چند جانبه برای احراز صلاحیت در عضویت شوراهای شهر، مجلس و وزارت و.... را ندارند.

 اغلب تغییرات منفی و سومدیریت ها در سبک زندگی مردم و انتخاب غلط الگوهای نسل نوی ما هم از همین بد استفاده کردن از شهرتهای افراد یک بعدی است.

همانگونه که قبلا گفته شد  ما منکر تاثیر گزار بودن چهره ها ی تک بعدی نیستیم .

اما چهره هایی که می خواهند و می توانند الگوی  مفید وموثر باشند باید بیش از گذشته به تطهیر و تعدیل ابعاد دیگر شخصیت خود بپردازند و در یک کلمه خود سازی را در برنامه ی رفتاری خود داشته باشند.

بنابراین بهتراست به هنرپیشگان و ورزشکاران بگوییم افراد تاثیر گذار اجتماعی نه افراد الگو و فرهنگساز و جامعه مدار...

 - مردم و مسئولین و همه ی مهندسان فرهنگی موظفند تا اجازه ندهند خلا های مدیریتی وآموزشی موجود توسط چهره های تک بعدی اشباع شود.

 باید بیشتر از گذشته به کرامت انسان و هویت ایرانی بودن بها بدهیم و آموزش همگانی حقوق شهروندی و ترویج  و نکوداشت کرامت انسانی را جدی بگیریم.

برای توسعه یافتگی همه جانبه ، باید بیشتر به مقوله ی اخلاق  و تخصص در جامعه ی موسوم به اخلاقی خود بپردازیم.

 برای مردم نیز نادیده نمانده است که هنرپیشگان نمایش و فیلم و ورزشکاران  الگوهای  شاخص و بالغ و کامل نسل ما نیستند. بلکه فقط افراد تاثیرگزار جامعه ی ما محسوب می شوند.

متاسفانه غالب آدمهای تک ضلعی در زندگی شخصیشان دچار ابهام و اشکال هستند.

حکایت تاثیرات سوء  طلاق های مکرر و ازدواج های عجیب هنرپیشگان بر کسی پوشیده نیست.

هر از چند گاهی در یک پارتی و محفل آنچنانی و نامشروع ازجلوه های ویژه وارزشی  ورزشکاران و قهرمانان و هنرپیشگانی رونمایی  می شود که جوانان ما آنها را به اشتباه الگوهای خود پذیرفته اند.

  آقای مجری  که با هزار افاده وادعا و نخوت با آرایش  و بزک زنانه وارد  حریم اوقات واذهان مردم میشود  تا به مردم درس زندگی بدهد اما صراحتا جز توهین به مردم وبی ادبی  و حقارت د ررفتار وکلامش  چیزی نیست اینها از کسانی هستند که   درزندگی شخصی خود به اندازه ی  چند ماه هم به قواعد  زیست مسالمت آمیز پایبند نبودند! وحدیث مسخره زندگی ومعاشرت شخصی شان جز بد آموزی وبی حیایی  و تاسف   چیز دیگری ندارد

 بسیاری از اظهارات این عزیزان در حوزه های فرهنگ و جامعه اغلب در تناقض با فرهنگ و قانون و هویت ملی و مذهبی جامعه است  و یا اینکه اظهاراتشان ناقص و غلط و یا درحد شعار هست. که باعث صدمه به بافت جوان و جویای هویت جامعه است.

 صدمه و آسیب ناپختگی رفتاری و فکری این گروه از مشهورین و نام آوران تک بعدی بر پیکره ی اخلاق جامعه بسیار عمیق و رنج آور است.

متاسفانه حکایت زندگی ضایع  خصوصی بسیاری از این نام آوران تک بعدی نوعی کژی و بدآموزی است و صد تاسف که همیشه ی خدا شعارهای ژورنالیستی پرطمطراقشان اسباب تناقض و زحمت برای  مردم و جامعه و خودشان فراهم می آورد.

  نگاهم این است که اینها هم عضوی از ماشین بزرگ مهندسی فرهنگ محسوب می شوند و باید با خودسازی و اعتماد به نفس و رفتار صادقانه مبتنی بر ایرانی بودن خود، گوشه هایی از کار سبک زندگی ایرانی را بگیرند.

 به اعتقادم بیشتر باید روی شخصیت  و هویت و شیوه ی فکری عزیزانی که استعداد نام آوری دارند کار کرد.

 نجابت و وقار و متانت و حیا ی  یک ایرانی اصیل باید در رفتار و کردارشان منعکس شده باشد تا بتوانند تاثیرات مثبت اجتماعی بر جامعه داشته باشند.

متاسفانه در یکی از نقدهای تلوزیونی شبکه4 آقای هنرپیشه مشهور سینما وتلوزیون که  اتفاقا پا به سن هم گذاشته است با شما ئل  بسیار عجیب وغریب و نامطبوعی  برای اجرای زنده ی برنامه نقد میهمان تلوزیون بود.  خیلی ناراحت شدم از اینکه ایشان همواره در نقش شخصیت تاثیرگذار اعم از روحانی و یا افراد خوشفکر در فیلم ها بازی کرده اما در هویت واقعیش یک شمائل کاملا غلطی را برای خودش خرق کرده گمانم برای هویت و وقار و کلاس خودش هم اصلا مناسب نیست.

- در مورد موضوع  برنامه های موهنی همچون حضور هنرمندان و ورزشکاران در پارتی های نامشروع و اعتیاد و مصرف مسکرات و... دیسکو و... ظاهرا دستگاههای امنیتی و قضایی باید با دقت بیشتری موضوع را پیگیری کنند. و برخوردشان با دوستان هنرمند بیشتر باید جنبه ی توجیهی و تربیتی داشته باشه و بقول حقوق دانان  خوب تفهیم اتهام بشوند و جرم بودن بزه انتسابی را بپذیرند.

والا فکرمیکنند همه  افراد جز خودشان متحجر و عقب مانده اند.

  هنرمندان و قهرمانان و نام آوران و تاثیرگزاران جامعه باید بیش از سایر اقشار جامعه، به فرهنگ و کلاس ایرانی بودن اعتبار ببخشند .

ایرانی بودن و ایرانی ماندن تابع التزام و پایبندی به باورهای ایرانیان است...

  از این منظردر حال حاضر هنرمندان ورزشکاران مرجع و الگوی مردم نیستند. متاسفانه دوستان هنرمند و ورزشکار ما افرادی تک بعدی و یک وجهی هستند و در یک رشته محبوبیت دارند.

والزامی ندارد که بخاطر تاثیر گزار بودن این افراد اینها راالگو و مرجع مردمی معرفی کنیم. واقعا اشتباه است اجازه بدهیم این افراد که جامعه پذیری پائینی دارند الگو معرفی شوند و یا آنقدر امر بهشون مشتبه شود که بیایند در فعالیت های سیاسی و اجتماعی مداخله کنند و با توجه به همان محبوبیتی که دارند رای بیاورند یا هر چیز دیگری که شما بهتر می دانید و متعاقبا  دردسرسازهای سیاسی و اجتماعی باشند نمونه ی زشت این موضوع را بصورت مصداق در شورای شهر تهران سراغ داریم.

 در هر صورت چون ما از ورزشکاران و قهرمانان صفت پهلوانی و صداقت را سراغ داریم توقع داریم تا الگوی سازنده ی نسل نوی وطن باشند که دوستان  ما هم بشرط خودسازی و کسب وجوه دیگر ابعاد شخصیتی می توانند  الگوهای ارزشمند و بی حاشیه ی جامعه ما باشند.

 وقتی ورزشکاران به سراغ اعتیاد و مسکرات می روند و مرگ ناگوارشان به همین علت رقم می خورد.

 وقتی یک ورزشکار و هنرپیشه چندین بار به جرائم اخلاقی متهم و محکوم می شود و یا   سرشناسانی از طبقه هنرپیشگان سینما و ورزشکارانی که چند بار طلاق گرفته و ازدواج کردند و هیاهوی طلاق  متعدد و ازدواج های عجیب برای خودش رقم می زنند چطور می توانیم  به چشم الگو به آنها نگاه کنیم.

 و البته منکر حضور خوبان در این میدان نیستم ولیکن خوبان در اقلیت و محاق به سر می برند و همچنین  اتهام زدن و تخریب بخشی از جامعه ی محبوب کشور زشت و گزنده و حتی جرم است.

 دوستان و مدیران و دلسوزان عزیز همه ی شما به عنوان یک ایرانی این مصائب و معضلات را لمس می کنید و می بینید.

  استدعا داریم الگو و مرجع را به نخبگان عرصه قرآنی، علمی و فکری و اقتصادی و تولید نسبت دهید. و برای نخبگان در وزارت نوپای ورزش کرامت بیشتری قائل شوید.

والی الله المصیر

 حمیدرضاابراهیم زاده

 16/12/1394




*تمامی حقوق مربوط به این اثر درانصار مولف محفوظ است.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده