غائله ی پایتخت
اول
قتل و ذبح یک تمدن از راه تحقیر ونادیده گرفتن فرهنگ واسطوره هاایش امکان پذیر است
و فرهنگ کشی با تحقیر آموزگاران و معلم هایش رخ می دهد
وخانواده را با دگرگونی وذلت مادرهایشان تخریب می کنند...
جامعه ای که در آن صدا وسیمایش ناهنجاری ها و ضد ارزش های فرهنگی را رواج می دهد و به سلیقه یک تیم معلوم الحال و ورشکسته رفتار می کند
چه انتظاری باید داشت؟
جز اینکه دراین جامعه؛ مادر و فرهنگ وتمدن بی ارزش و دشمن جلوه داده می شود!
در هر قومیتی نادان وبدکاره داریم
دلیلی نیست این افراد را به کل آن جامعه تعمیم بدهیم به همه آن قومیت بگوییم که شماها این هستید!
توجیه می کنند و مدعی می شوند که برای این سریال ها از کارشناسان جامعه شناسی استفاده کرده اند.!
که محال است
البته یک مشت کارشناس اجیر شده ی مادام العمر فیلم وسریال داریم که برای ماست مالیزاسیون نقل هر محفلی هستند.
آیا تلوزیون به اصطلاح ملی که تمام هم وغم خود را برای خشنودی وخرسندی اسپانسرهای معلوم الحال می گذارد انتظار انصاف و دفاع از هموطن می توان داشت؟
از نمایندگان شریف مازندران وگیلان بپرسید برای دفاع از حقوق کشاورزان با چه رانتی روبرو هستند؟
از آقای لاهوتی گیلان از آقای بابایی نماینده ساری بپرسید در جریان مناظره تلوزیونی درباره وضعیت کشاورزان وشالیکاران در مواجهه با نماینده شرکت طبیعت چه حرفهایی زده شد
شما بادقت نگاه کنید سراسر این سریال تبلیغات برای محصولات طبیعت است.
مردم مازندران با رواج کشاورزی و فعالیت های کشاورزان سرزنده و شادابند. و چرخه اقتصادی مازندران و گیلان با زحمات و تاب آوری های کشاورزان می چرخد ...
وقتی شرکت طبیعت با کشاورزان خطه شمال و به ویژه مازندران در دشمنی آشکار است بقیه اش محرز است که درباره چه بزنگاههایی باید حرف بزنند
این شرکت است که با ظلم به کشاورز اقدام به واردات نا به هنگام محصولات کشاورزی نموده وبرای تولیدات داخلی قیمت تعیین می کند نه دولت وکشاورز
حالا بگردید ببینید چه کسانی این شرکت منحوس را مدیریت می کنند و مالک آن هستند.
همین ها تیم اسپانسر پایتخت هستند
از این جماعت انتظار انصاف و دلسوزی دارید؟
بارها دیده ایم در فضای مجازی افرادی از پشت کوههای البرز و شرق و...می آیند و به مازنی های نجیب وغیور توهین و جسارت روا می دارند
این جرثومه های بی پر وپا از کجا اینقدر جسور شده اند؟
آیا چیزی جز مشوق ها و آموزش هایی که از راه نمایش چنین سریالهایی که رفتارهای ابلهانه را در رادیو و تلوزیون ملی نشان می دهد است!؟
آیا تحقیر معلم که در هیبت نابالغین به نمایش داده می شود امری طبیعی است؟
آیا تحقیر حس مادرانه ای که در هیبت بیوه ای در انتظار خواستگار است امری طبیعی است؟
تحقیر فرهنگ واسطوره ها و معلم و مادر در واقع جنگیدن برای خاموش کردن اعتلای یک جامعه است.
بی تردید این انحراف طنازانه در همان آغاز راه باید مبارزه می شد!
مخدری به نام طنز برای پاره از افراد کم اطلاع شاید پرسش برانگیز نباشد اما این گونه نیست که نخبگان مردم خود را تنها بگذارند وبه بهانه خنداندن آنها را تحقیر کنند.
آنهایی که می فرمایند باید فرهنگ سازی برای تاب آوری جهت تماشای چنین شوربایی درست می کردیم.!!
گمان می رود نمی دانند فرهنگسازی چیست؟
ما به شما می آموزانیم
که فرهنگ توانمندی و تاب آوری ما این است که غیرت و گذشت را سر جایش هزینه می کنیم.
ما با گروهی سرکوبگر علیه فرهنگ و تمدن مازندران مواجه هستیم که بی وقفه در حال توجیه و اغفال هستند و برای پر کردن جیب خود واربابانشان هر تعرضی را برای خود روا می پندارند
شاید در باورهای اجتماعی جامعه
فرهنگ خشم ومبارزه با متجاوز را درست جا نینداختیم
بی هنگام گفتیم غیرت و خشم بد است.
درحالیکه خشم وغیرت در جاهایی بسیار لازم و مقدس و محترم است.
گفتند؛ دفاعیات شما مبارزه با فکر ضد آزادی بیان است!!
ما می گوییم هیچ تحمیلی را تحمل نمی کنیم و هیچ تحقیری را بر نمی تابیم.
اینکه هر تحقیر و هتاکی وجسارتی را تحمل کردیم که بشویم این.
پس چیست فرق ما باشما؟
به صرف مسافر بودن مثل مهاجم رفتار می کنند و بخاطر توریستی بودن منطقه هر رفتار ناهنجاری را مرتکب می شوند و علیه حقوق شهروندی دیگران اقدام می کنند .
این رفتارها تجاوز به حقوق شهروندی مردم منطقه است.
دورانی هم رحمت های داخلی بخاطر فشارهای اجتماعی واقتصادی زمین فروشی و فرهنگ گریزی کرده اند که زبان مازنی را لهجه بی کلاس می دانستند و به بچه هایشانمی گفتند با لهجه ی تهرانی حرف بزنید تا در مواجه با آنها سر شکسته نشوید.
اساسا فکر غلطی بود زیرا مازندرانی زبان است و لهجه نیست!
همین خود باخته ها مقصرند که نقی ها همای سعادتشان را در پایتخت جستجو می کردند
نقی هایی که هر انگ وننگی را تحمل کردند و آخرش لات سر کوچه خود گشتند.
همین خودتحقیر کنندگان خودی ما بودند که باعث شدند مازندران جولانگاه متوهمین شود.
دوم
سریال پایتخت به کلثوم اکبری هم رحم نکرد
تمام نقطه ضعف ها و حرف وحدیث های ناروا که در فرهنگ مردم مازندران به عنوان ناهنجاری مطرح است در گفتار و رفتار بصورت برجسته وبولد در این سریال به نمایش گذاشته شد و علیه فرهنگاصیل مازندرانی به جنبش در آمده است
بی تردید مازنی های عزیز و نجیب گوشمالی سختی را به عوامل این معرکه گیری وعنتر بازی خواهند داد
از سویی دیگر
تنابنده تلاش کرد تا واقعیت وجودی خودش را بازی کند و نتوانست دراین شامورتی بازی خودش را شبیه مازنی های اصیل کند او همانندمگس که دنبال زخم می گردد توانست زخمهای کهنه وفراموش شده ای را بیابد که هیچ ربطی به فرهنگ همگانی مردم نجیب و شریف مازندران ندارد.
و باید گفت ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست...
وناگاه بزودی صدای مگس کش که مازنی ها عجیب از آن در مواقع لازم استفاده می کنند سزای زخم گردی اش را خواهند داد.
چندباری که بااستانداران سابق بر ضرورت توقف سریال ننگین پایتخت گفتگو کرده بودم گوشزد کرده بودم که دراین کشاکش با تعرض یاوه گویانی درباره مازندرانی های غیور رو برو خواهیم شد.
واین جسارت را قطعا از پایتخت غیر معمولی آموخته اند
جایی که همای منحوس سعادت به فخر فروشی برای میانجی گری و سرو سامان دادن به یک مشت ابله پایتخت گردانی می کند حتما جسارت های گاه وبی گاه یاوه گویان هم وجود خواهد آمد.
نمونه اش را در طعنه ها وفحاشی های صفحات مجازی افراد شرور دیده ایم....
بهتراست به این شامورتی بازی بصورت قاطع پاسخ لازم داده شود...
از همه نخبگان ومدیران فرهنگی ومسئولین استانی خواهان روشنگری برای پایان دادن به پخش سریال سخیف پایتخت بوده و انتظار داریم پاسدار فرهنگ و تمدن مازندرانی باشید.
والی الله المصیر
حمیدرضا ابراهیم زاده
بابلسر. مازندران
۱۵ نوروز ۱۴۰۴
- ۰۴/۰۱/۱۶