دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب مقالات،یادداشتها وآثار پژوهشی واجتماعی حافظ ومترجم قرآن کریم و نهج البلاغه، شاعر و خوشنویس، جامعه شناس و پژوهشگر حوزه جامعه و رسانه؛ استاد دانشگاه دکتر حمیدرضا ابراهیم زاده

بایگانی

مهاجرت نخبگان

جمعه, ۷ مهر ۱۴۰۲، ۱۱:۱۱ ق.ظ

 

 

 

مهاجرت

کوچ کردن

جداسازی و فرار از محل زندگی و کار و تحصیل بدون قصد بازگشت.

صندوق بین‌المللی پول، بیکاری، سطح پائین درآمد استادان و نخبگان، نارسایی‌های مالی و اداری، کمبود امکانات تخصصی-علمی و بی‌ثباتی سیاسی و اجتماعی را از جمله دلایل مهاجرت ایرانیان ذکر کرده‌است.

حتی یک‌نفر از سرمایه های اجتماعی و ذخایر علمی و انسانی میهن زیان ملی محسوب می شود

اگرچه برای پیشگیری از مهاجرت

لازم است که دولت ها تدابیر و یامشوق هایی را جهت صیانت و پاسداشت حقوق نخبگان  بخرج دهند .

واز سویی دیگر نخبگان هم باید تاب آوری و شکیبایی لازم را برای خدمات و کار و تحصیل در جامعه هزینه کنند.

برای رصد ماجرا باید منصفانه تر به آن نگاه کنیم.

از سوی جامعه ، هزینه ی ملی گزافی برای ساخت وتولید سرمایه های اجتماعی شده است.

اینکه بچه ها از آب وگل دربیایند و با عنوان نخبگی از کشور بروند به زیان امنیت ملی است.

تهدید امنیت‌ملی فقط با بمب و دسیسه نیست . !!!

گاه بی توجهی طرفین دولت و نخبگان ذخایر و غنای ملی امنیت کشور را بخطر می اندازد.

اگرچه مقصر باخت و رفتن نخبگان دولتها بچشم می آیند ودولت باید مجدانه مشوق های ماندگاری نخبگان را پیگیری نموده ودراین زمینه  صادقانه ترو چشمگیرتر رفتارنماید .

بی تردید در این مقوله هرگونه قصور و ترک فعلی ازسوی هر مقام و شخصی که باعث شود سرمایه های ملی از بین برود و یا باعث یاس و نا امیدی آنها گردد جرم علیه امنیت ملی محسوب می گردد.

از سوی دیگر نخبگان نیز باید صداقت و امانتداری و شکیبایی ومیهن دوستی خود را به جامعه اثبات کنند.

و از جامعه برای رشد و بهسازی حمایت و پاسداری نمایند.

 

 

الی الله المصیر

حمیدرضا ابراهیم زاده 

اخرین روز تابستان۱۴۰۲

 

 

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

درسی بنام صدام

جمعه, ۷ مهر ۱۴۰۲، ۱۰:۲۸ ق.ظ

 

درباره صدام دو نکته مهم را درکارهایم  یادداشت داشتم برایم خیلی جالب و نو هست.

اول
اینکه خود را رهبر حکیم مردم عرب می شناخت.
  همه  سران عرب بعد از جمال عبد الناصر" توهم پدر فرزانه بودن" پیدا کرده بودند بنابراین او که معتقد به پان عربیسم بود سیاست هایش بامبانی اقتصاد بر محور سوسیالیسم استوار می شد. بشدت حامی فلسطین بود و خود را یگانه پدر عرب و منجی اعراب می دانست.
به جنس توهمی که قذافی و بن علی و منصور هادی وحسنی مبارک و دیگران هم به آن دچار بودند صدام نیز دچارش شده بود!
با کودتای دایی اش احمد حسن البکر او معاون حزب حاکم بعث شده بود و منتقدین و مخالفین در هر طبقه ولباس و شخصیت رابشدت سرکوب و منزوی کرد و چنان رعب ووحشتی می انداخت که در سال ۱۹۷۹ به راحتی رئیس جمهور  مادام العمرعراق شد.
او بلا فاصله خود را سردار قادسیه خواند و همان زمان در مجله اکونومیست بعنوان دیکتاتور قرن بیستم شناخته شد.
توهم قدرت و مستی دیوانه وارش باعث شد به جنگ باایران روی بیاورد.
باهمه توانش جنگید واز دیگران هم کمک می گرفت. اما جنگ ۸  سال طول کشید.
در جنگ ۸ ساله با ایران پشتش خالی شد و در دادگاه لاهه مجرم جنگی شناخته شد وملزم به پرداخت غرامت به ایران گردید.
سپس خود را به جنگ خلیج فارس و اشغال کویت مشغول کرد و این خبط و غلط برایش گران تمام شد با این رویکرد با مداخله آمریکا و هم پیمانانش از کویت تارانده شد و از همان وقت بشدت منزوی شد.
ودر پی حمله متفقین وامریکا در دسامبر سال ۲۰۰۳ از حکومت ساقط شد و گریخت مدتی بعد در دخمه ای دستگیر و توسط دادگاه سران عراق بعنوان مجرم جنگی محاکمه گردید و به کشتار کردها و شیعیان الدجیل و ترور و قتل منتقدین و...اعتراف کرد.
وی در آخرین روز دسامبر ۲۰۰۶ برابر با ده دی ۱۳۸۵ ، در روز عید قربان به دار مکافات آویخته شد
دوم
وی ۳۱۲ جلد کتاب نوشت!
یکی از کتابهایی که در دوران جنگ با ایران بعنوان کتاب کار فرماندهان ارشد جنگ بود  کتابی است بنام المحاضرات السیاسی که من سالهای بعد در سال ۷۴ این کتاب را بطور اتفاقی  پیدایش کردم و چندین بار هم آن را مطالعه کردم.
او
بی نهایت جبار و قاطع و غیر منعطف بود.
کاریزمای خود را در علاقه به خانواده و دوستان و سر سپردگانش نشان می داد  وبه همان‌میزان به مچ گیری و کشف توطئه علاقه داشت.
آنقدر از دشمنان خیالی اش حرف می زد که اورا باید به توهم توطئه متهم کرد.
دامادش را به همین خاطر تیر باران کرد.
پسرانش عدی و قصی را به جسارت و سختگیری و قساوت ترغیب می کرد

وحتی پسرش عدی پس از شکست تیم فوتبال عراق برخی از بازیکنان و کاپیتان را به شلاق بست و شکنجه داد!!!
بااینحال صدام پس از دستگیری همیشه با ریش و قران وسجاده نماز ظاهر می شد.
ودر دادگاه  قران به دست مردم را به شورش و واکنش خطاب قرار می داد و با قاضی پرونده هایش بشدت برخورد خصمانه ای نشان می داد...
صدام می خواست عواطف قومی و مذهبی مردم را بشوراند.
اما بسیار دیر شده بود
او اقوام  وسران مدهبی را  در طول حکومتش سرکوب و معدوم کرده بود.
کردها را قلع و قمع کرد و حتی نسبت به شیعیان عناد عجیبی داشت.
چهار مرجع مهم شیعی بدستش بقتل رسیده بودند و سایر مراجع را نیز بشدت منزوی کرده بود.
اقوام عرب و حتی همکیشانش نیز از او دلخور بودند وکاری برایش نتوانستند انجام دهند
او درواقع رابطه اش را با‌مردم قطع کرده بود و یکسویه با مردم ارتباط می گرفت
وشاید همین امر باعث شد تا مدعی چابکسوار عرب از اسب قدرت ساقط شود و آنگونه ناباورانه و سخیف به دار مکافات آویخته شود.
بسیار تلاش کردتا خود را پدر ملت عرب جا بزند...اما
تاریخ صدام را پدر ملت عرب نمی شناسد
بلکه او را به نام واقعیش صدام می شناسد.
اوکه به تاریخ چند ملت صدمه زد!!!

فاعتبروا یااولی الالباب

حمیدرضاابراهیم زاده

 ۵ مهر۱۴۰۲


# هفته_دفاع

 

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

گذشت و گذشت

چهارشنبه, ۵ مهر ۱۴۰۲، ۰۶:۰۰ ق.ظ

 هوالعزیز

... تا رسیدم به این آیه؛

خذالعفو

وامر بالعرف

واعرض عن الجاهلین  / اعراف199

عفو و گذشت را برگیر

به نیکی فراخوان

واز نادانان رویگردان باش

-اگر کسی این توصیه ی خدا را روش زندگیش کند در دل همه ی مردم جا می گیرد. و زندگیش آسان می شود.

بیشترین سختی ما این است که با همه بر سرهر چیزی می جنگیم و برای کلمات مفت دیگران جز به جز ستیزه می کنیم. و لحظات گران بهای مان را برایش هدرمی دهیم .

 برای کسی که نمی خواهد لجاجتش را کنار بگذارد ،اصرار به فهماندن واصلاح کردن شان، مارا لجوج  و کم ارزش می کند. و لطافت وجودمان را به هرز برده و مخدوش می کند.همان صفاتی را بکار می گیریم که آنها در عناد و کینه توزی و دشمنی پیشه کرده اند.

بهتراست تا همان مرتبه رهایشان کرد که خلاق حکیم فرمود:

لکم دینکم ولی دین ./کافرون6

رویگردانی از لجاجت  نادانان و نادانی گری.باعث صلابت و موفقیت در برخورد باایشان وسلامت نفس ما است.

که حضرت رحمان در احوال پارسایان زیرک فرمود:

واذاخاطبهم الجاهلون قالوا سلاما / فرقان64

 والی الله المصیر

حمیدرضا ابراهیم زاده

سحرگاه اول آذر1397

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف محفوظ است.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

بگشای در ا...

شنبه, ۱ مهر ۱۴۰۲، ۱۲:۰۰ ق.ظ

 

 

 

دررا که می گشایی

با چهره های کنجکاوی روبرو می شوی که چشم به تو دوخته اند

سیاه وسفید. زرد وسرخ رنگین کمان هویت های فردی.

هرقیافه ای یک هویت است.

یکی چشمش سیاه است ودیگری میشی رنگ. یکی چانه اش درازاست ودیگری لپ تپلش را  می نمایاند....

اما در خانه ی چشمهایشان اضطراب وامید بیداراست.

چشمهای خمار و کنجکاوشان تورا می پاید

لیست حضوروغیاب را باصدای رسا می خوانی تاببینی کدام اسم ذیل کدام چهره پنهان شده است.

 نا خود آگاه بعضی از اسمها وفامیلی ها . بعضی از تیپ ها وشمایل ها برایت آشنا می شوند

عزیز دردانه هایی هستند که زانوی ادب زده اند تا درکنار توباشند

هرکدام نماینده ی یک هویت خانوادگی اند

یکی پدرش کشاورزاست ودیگری بابایش تاجراست یکی دیگر بابایش کارگر وآن یکی بابایش معلم است وآن که  ساکت تر است طفلک  بابا ندارد  یکی مادرش خانه دار است ودیگری مادرش مدیر شعبه بانک  وآن دیگری مادرش حضرت ماماست وآن نگاه ماخوذ به حیایی  که سیاه به تن کرده مامان ندارد ...

هررخساره ای  که تورا می نگرد برپیشانی اش نوشته است

آماده ایم تا بیاموزیم

 

وتو آماده می شوی تا به آنها رزمیدن دربرابر نادانی را بیاموزانی


 

عتبه ی درس وکلاس را باید بوسید وغلام کسی شد که ازاو نکته ای می آموزیم.

 

عتبه ی مدرسه ودانشگاه را باید بوسید چون محراب عبادت است آنجا.

محراب جنگ دانش با نادانی ها.

محراب فهمیدن همیشه مقدس است.

ومعلم وآموزگار واستاد همه چیز این محراب عبادتند.


 

 

معلم عزیز استاد بزرگوار

ای پدران ومادران معنوی بشر

ای پیامبران فضیلت وعلم

ای راهنمایان اهل خرد ،روزتان مبارک است. چون درمصاف با جهل  همواره پیروزید.

معلم وآموزگار واستاد عزیز شمع وجودت همیشه فروزان باد.

دررابگشا تا که  گل  رخسارتو بینم.

 


 

آرزو دارم ؛

به میمنت  این روز عزیز برکت در جان  و شادابی وسلامتی ومال و آبروی همه معلمان ومنادیان وراهنمایان بشر مشتعل وروزافزون باشد.

 

حمیدرضاابراهیم زاده

1395/2/7

 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصار مولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

عُجب ، توهم ، وقانون پذیری

چهارشنبه, ۲۹ شهریور ۱۴۰۲، ۰۹:۴۵ ق.ظ

عُجب، تَوَهم ، قانون پذیری

آیا تا کنون به مفهوم عمیق کلمه عُجب اندیشیده اید؟؟
خود شگفتی در برابر
  افتخارات و داشته های اندک را عجب می گویند‌.
من ایرانیم و با فرهنگ عامه مردم رشد کرده ام.

با تمام آموزه ها و خرده فرهنگ های موجود بادقت برخوردکرده ام
همه ی ما از کودکی
  شنیده ایم که ؛ ما بهترینیم شریف ترینیم .باهوش ترین و...

الان در این سن می گوییم خدا لعنت کند کسانی را که به ما گفتند ما بهترین و قوی تری کامل ترین متدین ترینیم درحالی که به درستی تربیت نشدیم تا بهترین و تاثیر گزار ترین باشیم.
در این فصل از دوران ، دیگر هوش برتر قدرت تحلیل ریاضیات و ... نیست
الگوریتم های تحلیل هوشی عوض شده است.
اکنون هوش برتر مهارت رابطه . سازش. واکنش است
مفاهیم درست کلمات
  جایش دگرگون شد

ادم ها عاشق همه چی هستند و هر معیار خوشایندی را عشق می نامند.
حقوق اساسی کلمات بهم خورد.

خفقان آزادی بیان و برخی از رفتارکهای اجتماعی باعث شد تا مردم به آرگوها یا زبان مخفی وکنایه روی بیاورند و بافت سخن ازاین جا خراب شد
آرگو ها بیشتر شد

به‌تدریج توهم و تقلب و  تقلید و جو گیری برای ما ایرانیان شد نبوغ!
بسیار پرطمطراق گفته ایم ما جامعه اسلامی داریم وحکومت اسلامی را مدیریت می کنیم!
در حالیکه اصلا ما اسلامی نیستیم
چارچوب جامعه اسلامی را نمی دانند چیست وادعا می کنند.
از مدعیان می پرسیم که شهروند اسلامی را معنا کنید!؟
نمره رفتار اسلامی در پذیرش قوانین اسلامی ما چنده؟
آیا اقتصاد ما اسلامی است؟

آیا رفتارهای روزمره ما مطابق با احکام شریعت است؟
اگر بانکداری ما اسلامی نباشد
  یعنی حلیت در پول و سرمایه نداریم
پول و سرمایه نامشروع و یا شبهه ناک چطور صداقت و اعتدال و انصاف و عدالت می سازد؟
صداقت وامانتداری و مسئولیت پذیری در زندگی ورفتار همه اقشار از جمله
 
پزشک. معلم. کارمندان. کشاورز و کارگر
همه عرضه کنندگان خدمات وکالا و... چگونه است؟

مردم از زندگی خود راضی هستند وبه یکدیگر اعتماد دارند؟
اما در واقع بنظر می رسد که : جامعه ما از حیثیت اسلامی بودن خارج شد و از اسلامی شدن منصرف شده است.

درحالی که دین ما آیین مهارت زندگی و قوانین کرامت انسانی و صیانت از حقوق انسان است !
پس قوانین باید مقتضیات پذیر تعبیه شوند و با دقت اجرا گردند.

بدون سلیقه و تبعیض برای همه یکسان جریان داشته باشد.
از سویی دیگر قوانین موجود چه میزان کار گشایی می کند؟
آیا قانون‌چک
قانون گذرنامه
قانون رانندگی
قانون اداری واستخدامی
قانون تجارت
قانون دفاع و....
چیز بدی دارند؟؟

اگر قوانین موجود کفایت امورما را نکند باید ازآن سرپیچی کنیم؟

بی تردید قانون و یا قوانین موجود حتی اگر ناقص ونارساهم باشد باید ازآن پیروی کرد وخبرگان حقوقی و حقوقدانان باید برای رفع نارسایی قانون کوشا باشند
ازسویی دیگرهرچه وسعت فراگیری قوانین روز بروز بیشتر می شوند انسان محدودتر می شود!
تعارضات هم وجود دارد.
اقسام تجاوز هم رایج هست!
بی عدالتی و تبعیض هم رشد دارد!
قوانین با مقتضیات زندگی انسانها دچار رشد و افت هستند.
هنگامی که درک و پذیرشی برای قانون نداشته باشیم خطرناک می شویم.
حتی نپدیرفتن قانون رانندگی
نپذیرفتن قانون مالکیت آثار هنری
هر رویگردانی از پذیرش قانونی خطر ناک است.

قانون اگر برای گروهی ابزار کاسبی و منفعت طلبی باشد متاسفانه قانون منصفانه ای نخواهد بود.

قانون باید بدون تبعیض و سلیقه  در جامعه جاری و ساری باشد.
مونتسکیو کتابی
  بنام روح القوانین دارد که مطالعه اش برای اهل فضیلت خالی از لطف نیست
میگوید
" قانون ابزاری است در دست اغنیا برای شکار کردن و قید کردن ضعفا..."

این نکته یعنی اینکه جامعه نسبت به قانون بی اعتماد  وپر حاشیه است

و هنوز هم جوامع از تبعیص وتوهم  رنج می برد.

توهم دانایی

توهم‌توانایی و توانمندی

توهم دینداری

توهم دارایی

توهم....

همه توهمات عجب افرین هستند و با قانون در تضاد و تناقض می باشند.

سیستم آموزشی باید همه ی این توهمات و تبعیض خواهی ها و شتاب زدگی ها را از جامعه پاک کند و به جای آن مردم را به سوی حقیقت ها و پذیرش قانون راهنمایی کند.

تمام لطافت ها و هنجارهای نیک اجتماعی باید در سیستم آموزشی با دقت طراحی واجرا گردند.

از سوی دیگر مردم باید مسئولیت پذیری و دقت و محبت و گذشت و مدارا و واقع بینی را تمرین کنند  تا بتوانند در یک بازه کوتاه زمانی به چرخه ی جامعه هوشمند و پویا باز گردند. و باعث بالندگی در تخصص ها و هنجارها گردند.

والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده

۲۷ شهریور۱۴۰۲

 

 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفو ظ می باشد.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

نقش هورمونها در رفتارهای اجتماعی

دوشنبه, ۲۷ شهریور ۱۴۰۲، ۰۷:۲۰ ب.ظ

این هورمون ها

شیزو فرن یا اسکیزو فرن و... اغلب بیماری های روانی منشا درد وفشار و نا هماهنگی هورمونی دارند.
انگل ها. باکتری های روده ای و گوارشی، می تواند کارکردهای هورمونی بدن را بخطر بیندازد و باعث بروز رفتارهای غلط گردد
تصمیمات غلط و  نادرست
توهم خود درست بینی
عصبانیت های زود هنگام
خنده و واکنشهای شادمانی بیجا

حرف ها و سخنان بی مورد و همه رفتارهای مخاطره انگیز ورفتارهای خوب ما  جنبه ی هورمونی دارد.
ما با پرکاری تیروییدآسیب روانی می بینیم
فقر آهن ومنیزیوم وکلسیوم
  وید باعث اختلال در هورمونهای شادی و توازن رفتاری ما می گردد 

گاه احساس خفگی داریم. یا ناخواسته و بی جا خستگی وتشویش و دلهره داریم

گاه بی خود عصبانی و خوشحالیم یعنی سوخت وساز  بدن خراب خوب نیست.
همه هورمونها و سرتونویین و هورمونهای عشق وامید به زندگی و تحمل و...درکارکرد مفیدزندگی ما موثرند.
تقریبا همه رفتارهای ما از تاثیرات هورمونی سرچشمه می گیرند.
وبسیاری از رفتارهای ما نیز دربهبود کارکرد هورمونی  ما موثرند

دست زدن یا شادی کردن برای ترشح هورمون شادی موثر است.

غم و غصه  خوردن تیرویید می آورد.

می گویند در غم ومصیبت و ماتم گلاب بو کنید یا شربت و غذای زعفرانی بخورید تا هورمونهایتان متعادل شود و خوب کارکنند.
 در غمها باید بهم کمک کنیم
داغدیده ها چرا حساسند؟؟
چرا تمایلات خود کشی دارند
چرا تمایلات ناسازگاری دارند و...
چون هورمون امید به زندگی شان خشکیده است.
برای باز آفرینی و تقویت روح و روان و یا کمک به حرکت هورمونها علاوه بر گفتگو و مشورت ، مواد عذایی و بوییدنی ها ولمس کردنی ها به ترشح هورمون و خوب حالی ما کمک‌می کند
ازاین رو خلق و خوی غلط انسان درمعاشرت وتغذیه گاه باعث بیماری وکژکاری های هورمونی او می شود و پزشکان براین باورند که تغییر عادات و خلق وخو برای سلامتی و بهبود رفتار موثراست.  
همچنین خواص غذایی نیز درکارکرد هورمونی ما موثرند.
خواص بوهایی همچون گلاب. عود و...
خواص آغوش و هم آغوشی و خواص دست دادن و لمس و ماساژ و نوازش
خواص سکس و... بر هیچ عاقلی پوشیده نیست
آدم سرد مزاج
  هورمونهایش توازن ندارد.
و روحیه خود کشی  وانزوا و ناسازگاری و درگیری و بی توجهی و آبرو ریزی دارد...

بنابراین برای تندرستی وتعادل مزاج باید بکوشیم ودقت کنیم تا به همه عادات تسلط پیداکنیم.

حمیدرضاابراهیم زاده

8شهریور1402

 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف محفوظ می باشد.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

تجاوز و تشریفات عفاف

چهارشنبه, ۱۷ خرداد ۱۴۰۲، ۰۸:۲۱ ق.ظ

تجاوز و تشریفات عفاف.

تجاوز عبور از خط قرمز و حریم حقوقی وحقیقی خود و دیگران است.

هر گونه عبور کردن و ورود بی اجازه به حریم دیگران تجاوز محسوب می شود.

دزدیدن.

وسط سخن کسی پریدن.

مداخله کردن.

دید زدن

دستمالی کردن بی اجازه

سرک کشیدن و تجسس در کار دیگران

گوش کاری کردن.

تملق و چرب زبانی.

نمایش دادن اندام و صدا و بو و... 

جلوه نمایی و لوندی کردن برای غیر

غر زدن.بهانه گیری.

 بلند حرف زدن.

سیاهنمایی کردن.

غیبت کردن.

تهمت زدن.

بوق بی جا زدن.

 تجاوز محسوب می شود.

مصادیق  در تجاوز زیاد است‌.

قوانین منع تجاوز در سراسر جهان دسته بندی شده و بسیار قاطع با متجاوز برخورد می شود.

پاره ای از زنها لوندی کردن را مهارت می دانند درحالیکه لوندی خارج از محدوده تجاوز به خودشان است. و تجاوز درحق بیننده است که تحریک به تعرض می شود.

طمع بیمار دلان، از لینت ولوندی است

می گوید؛  طمع ننداز طُعمه می شوید

سوره احزاب۳۲ می فرماید.

یا نسا النبی

لستن کاحد من النساء ان‌اتقیتن

فلا تخضعن بالقول

فیطمع الذی فی قلبه مرض

وقلن قولا معروفا.

نرم زبانی وچرب زبانی و عشوه گری  و طنازی نکنید

باعث به طمع انداختن کسی نشوید

آیات مهمی در دستور کار مهارت کلامی و رفتاری برای صیانت از عفاف داریم:

ازجمله سوره نور آیات ۳۰و۳۱

سفارش خدا به مردان در اولویت است

ای مردان اهل باور چشمانتان را ازنگاه های بیهوده و آلود مراقبت کنید. خودتان را جمع وجور کنید 

ودر آیه بعد به زنها فرمود از چشم و دل و زبان  خود مراقبت کنید  وسر وسینه خود رابپوشانید...

بازدارنده هایی که خداوند برای مصونیت از گزند تجاوز و طمع ورزی بیماردلان معرفی کرده است همچنان کارایی و قدرت باز دارندگی خود را  حائز است.

آیین شکوهمند اسلام و کتاب ارزشمند قران  مملو از  لاها ولم ها و لن هایی است که برای مصونیت از خدشه وگرفتاری ها، بازدارندگی هایش را در غالب ایات الاحکام بیان می کند.

ولن ترضی عنک الیهود

ولاتتبع خطوات الشیطان

ولا یغتب بعضکم بعصا

ولا تجسسوا

ولا تهنوا

ولامتخذی الاخدان  و....

دزدی نکنید.

غیبت نکنید.

تجسس نکنید.

بد گمانی نکنید.

بداخلاقی  نکنید

بد عهدی نکنید.

پُشت سر کسی غیبت نکنید

خیانت نکنید

زنا نکنید

لواط ومساحقه نکنید.

دوست بد نگیرید.

 بیهوده گویی نکنید

چشم چرانی نکنید.

بدزبانی نکنید.

بد دلی نکنید.

گناه و اشتباه نکنید..

زیراباید تاوان تمام این بخود آسیب زدن ها را پس بدهید و بپذیرید.

از این رو التزام عملی نسبت به آموزه ها وباورهایی که پذیرفته ایم در سلامتی و مصونیت و عزت وآسایش ما موثر است.

جامعه با فرهنگ و توسعه یافته با همین التزامات عملی همگانی به پویش ورشد نایل می شود.

هر اندازه در جامعه قانونمندی و قانون مداری و دقت در قانونگرایی باشد سطح رفاه وامنیت پایدار ان جامعه بالاتر خواهد بود.

و رعایت عفاف وحجاب مبتنی بر پذیرش مقتضیات زمانی واقلیمی  یکی از همین مصونیت های موعود وحیانی است.

والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده

۹خرداد۱۴۰۱

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

دانستنی های بی فایده

دوشنبه, ۱۵ خرداد ۱۴۰۲، ۰۵:۰۰ ق.ظ

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ إِنَّ لَکُمْ فِی الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً نُسْقِیکُمْ مِمَّا فِی بُطُونِها وَ لَکُمْ فِیها مَنافِعُ کَثِیرَةٌ وَ مِنْها تَأْکُلُونَ 1

و به یقین برای شما در دام ها عبرتی است، از شیری که در شکم آنهاست به شما می نوشانیم، و در آنها برای شما سودهای فراوانی است، و از [گوشت] آنها [نیز] می خورید.

And indeed, for you in livestock is a lesson. We give you drink from that which is in their bellies, and for you in them are numerous benefits, and from them you eat.

از چارپایان باید درس گرفت؛

که بسیاری از آنان برای سلامتی انسان و محیط زیست و کره زمین سودمند.

گروهی از چارپایان  نشخوارگرند.آنها هیچ گاه غذایی که یافتند را نمی بلعند. بلکه در پایان روز همه ی آنچه را که جمع کردند را نشخوار می کنند و اگر چیز بی خودی را جذب کردند یا خوردند، پس می دهند.

درنشخوار فقط عمل بلعیدن صورت نمی گیرد بلکه خارج کردن آشغال و میخ وطناب و چوب خشک و گیاهان نامطلوب و..هم هست. که ورود آن به معده ،باعث بروز خطرات جبران ناپذیرخواهد بود.

فلینظر الانسان الی طعامه2 ؛

 پس انسان نیز باید به غذایش بنگرد. که چه می خورد؟

ذهن ما انسانها خیلی از حرفها و مطالب را جذب می کند . اما نشخوارگر یا تحلیل گر خوبی نیست !

باید بدانیم چه غذایی به خورد روحمان داده ایم؟!

تحلیل کنیم این مطالب به کجای هویت وسلامتی نفس و کرامت مان آسیب می رساند و یا بکار می آید.!

بسیاری از غذاهای روحی مانند غذاهای جسمی برای معده  دیر هضم ، چرب ، شور ، مضر ومیکروب ساز هستند...

این مطالب به روح آسیب می رسانند.

در گفتار نبی اکرم  داریم:

اللهم انی اعوذ بک من العلم لا ینفع3...

بسیاری ازخبرها. حرف ها. فیلم ها. داستانها. دانشها ومطالب وگفت وشنود ها بی فایده اند. وقت و حال ما را ضایع و خراب می کنند.

امروزه این گروه از مطالب چیپس و پفک وسموم و آفات خود خواسته ی زندگی روحی دانش پذیران و عموم مردم ماست.

فرد و جامعه نیازی به دانستن آن ندارد. وندانستنش زیانی را بر ما مترتب نمی کند و در واقع اهمیتی برای دانستن و یا ندانستن آن موضوع وجود ندارد.

چه باید کرد؟

باتوجه به کمبود وقت . ومحدودیت عمر مفید و استهلاک درک و فهم،  باید بادقت مطالب روشمند را در برنامه ریزی علمی و آموزشی خود قرار دهیم تا روحمان وهویت مان از آن مطالب وکتاب ها ودانش ها منتفع گردد.

صیانت از استعدادها با دستگیری از حدیث نبوی(ص) :

«اللّهمّ إنّی أعوذ بک من علم لا ینفع

و قلب لا یخشع

و دعاء لا یسمع

و نفس لا تشبع

أعوذ بک اللّهمّ من شرّ هؤلاء الأربع؛ خدایا از دانشى که سود ندهد و دلى که سوز ندارد و دعائى که شنیده نشود و نفسى که سیرى نپذیرد به تو پناه می برم خدایا از این چهار چیز به تو پناه می برم.»

توانایی ها باید هدفمند و مدون و با برنامه جریان یابد.

و استعدادها نیز در کسب دانش هایی که نیاز های خود و جامعه ی  بشری را تامین می کند، تلاش کرده و از پیگیری دانستنی های بیهوده به دور بوده و ازکارهای بیهوده ومطالعات و نشست های بیهوده، و وقت گذرانی های بیهوده  باید پرهیز کرد.

 

والی الله المصیر

حمیدرضا ابراهیم زاده

17اردیبهشت 1397

اول رمضان1440

 

·         پانوشت ومنابع

1-      قرآن کریم , سوره مومنون , آیه 21

2-      قرآن کریم , سوره عبس  , آیه 24

3-       کنز الفوائد , جلد 1 , صفحه 385

 

 

 

 

 

تمامی    تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارنگارنده محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

دینداری سمی

يكشنبه, ۱۴ خرداد ۱۴۰۲، ۱۰:۴۰ ق.ظ


شاید سالهاست که ذهن جامعه از افتخار به غلط ها و کجی ها پر شده است.
این‌ پررنگ شدن های نا بهنجار نشانه های عمیقی از ضعف و بیماری و بازی های پنهان و پشت پرده دارد.

وقتی مردمی می خواهند با انحرافات و کجی ها خوش باشند یعنی مسموم و بیمارشده اند.

گروهی که با آسیب زدن به دیگران احساس خوشی وزیرکی دارند وبا توجیه رفتارشان خود را درستکارهم می دانند تا بتوانند دیدگاه دیگران و وجدانشان را مسموم کنند.!
سالهاست که با ضرب المثل های گمراه کننده و سستی زا به آنها می گویند که برای رسیدن به آسایش و آرامش تقلا نکنید. میان بر بزنید و دنبال مفاهیم جدید آسودگی باشید.
کتابهای انگیزشی می نویسند که بگویند غلطهای شماهم زیباست!
 به کلاسها و دوره هایی سوق داده می شوند که بدی ها وکجی ها و خراب بودن راارزشمند می کند!
در این حالت جامعه به لجنزار عفن تبدیل می شود.
باتلاقی که بسیار وهم آلود و خطرناک است.
آنهایی که هنوز هم با وجود انحراف از اصول دم می زنند. به نظر شما چه  تعریفی از اصول وباورها دارند؟
در گذار زمان اصول چه شاخ وبرگهایی در آورده ویااز دست داده است؟
چارچوب هایی برای رفتار زیستی نرخ گذاری و تعریف شده است که عدول و سرپیچی از آن اورا مجرم می کند .
این چارچوبهااز باورهای بنیادین زائیده می شوند.
درحقیقت دینداری ما در پایبندی به اصول و ارزشها و  قوانین است،  آموزه هایی که به باورهای بنیادین ما مبدل شده است
آموزه های راستینی که آن را الهامات وحیانی می دانیم.
باور به این بایدها ونباید ها مرا دیندار معرفی می کند و هویت می بخشد.

بنابراین دیندار ومذهبی کسی است که روشمند زندگی می کند و دین چیزی جز مهارت زندگی  و رفتار زیستی نیست!
باورم به راستگویی و بدی های دروغ، برایم هویت می آورد
اگر از آن خارج شوم متهم به دروغ و خیانت و تجاوز و بی مسئولیتی می شوم.
 اگر باورم به دزدی و دروغ و خیانت و ربا و زنا و ریا دگرگون شد دچار انحراف می شوم.

همه ی این باورها در پایبندی به آن راستی آزمایی می شود.
خطر اینجاست !
راه میان بری بنام کلاه شرعی پیداشده است که در توجیه وآسان سازی انحراف و تخلف ید طولایی دارد
و آن را سواد سیاه و ناملموس می شناسیم.
کلاه شرعی های اهالی مدعی دانایی فقه و دینداری این بلا را برای جامعه درست کرده اند. و مردم را از دین بیزار کرده و فراری داده اند.

زنی زنا می دهد و می گوید که شوهرم نمی تواند مرا ارضا کند.!
 قاضی می گوید خوب طلاق  می گرفتید.
می گوید بنطرت ما باید شناسنامه همو پاره می کردیم تا طلاق اتفاق بیفتد!؟

همینکه به او علاقه و نیاز و عاطفه ای ندارم طلاق است دیگه....
ماازهم جدا شده ایم وقتی طلاق عاطفی و رابطه ای داریم...

آنگاه قاضی به این برداشت می رسد که این کجی وانحراف ریشه در شیوه آموزش و بی تربیتی و بدتربیتی متهم دارد.
وسایر بزه های اجتماعی نیز اینگونه توجیه می شوند.

این طرز فکر و رفتار الان در جامعه فعال است.
مدعی هستند که بر اصول پایبندند و دین هم دارند
ببینید سارقی که در حین ارتکاب بزه می گوید رفتارم دزدی نیست.
پرسید ؛ پس چیه ؟
 می گوید؛ داشتم حقم را ازش می گرفتم!
چون مال و زندگیم را در زیاده خواهی هایش حبس کرده است.
اینها با سهم وام و اعتبار ماها به این ثروت رسیده اند.

و از این دست داستانهای روزمره.

چند سال است که دارم توجیهات را رصد می کنم .

دادگاه ها پر است از متجاوزینی که وکیل گرفتند تا تجاوز و زیادی خواهی و طمع خود را توجیه کرده و حق جلوه بدهند.
 بیایید و ببینید
در پاسخ خیانت ناموسی خیلی راحت می گوید تا موقعی که همو دوست داشتیم پس محرم و زن و شوهر هم هستیم!
بطلان ازدواج در دوست نداشتن است چون شروعش در عشق بود.
اتفاقا راست می گویند.
توجیهات جدید غلط محض نیست؛

بلکه راستی است که با غلط آمیخته شده است تا به مقصد خاصی برسد.
 اینکه در تقلب کارم غلط نیست!
اگر تقلب کردم چون اضطرار گفته است!
چون ماهیت ها عوض شده است.
چرا پیشرفت وتوسعه و نداریم؟
چرا نا امنی است؟
چرا زندگی مردم دچار لغزش و لرزش است.؟
حواستان کجاست زندگی امروز در جامعه ای که بیشتر رفتارهای مدیرانش توجیه و کلاه شرعی است روی توسعه را نخواهد دید.
وقتی فقهایش دین بازی کردند و سیاستمدار شدند و سیاستمدارهایش طراحان ومهندسین اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی شدند.
همه لایه های زندگی جامعه را آلوده کرده اند.
واقعا کلاه شرعی چیست؟
یعنی توجیه و راه حلی برای نشان دادن درستی تخلف! و راهی برای برون رفت از هرگز وباید ونباید ها.
همه بدبختی های جامعه فلک زده ما از این جا شروع شده است .
روحیه تبعیض خواهی و فرار از قانون بیماری بسیار خطرناکی است که توجیه گری آن را تقویت وتشدید می کند.
این کلاه شرعی ها بود که خیلی ها بی گناه مجازات شدند و خیلی ها از اعدام و حبس و تنبیه گریختند!
کلاه شرعی هاست که می گوید دروغ بگو دروغت تقیه و  عین مصلحت است.
پلتیک بزن
بگو من "الف" را ندیدم درحالی که الف نادیده گرفته ای  وسعی کردی نگاهش نکنی و واژه ی دیدن را به گواه گرفته ای.
اما حضورش را درک کردی ویقین داری که اینجاست و می گویی ندیدمش....
این رفتارها جامعه را فاسد کرده است.
عمر عاص بودن آدمها در هر کاری باعث شد باورها و اصول، سبک و قابل تخفیف باشد!
قاطعیت را از اصول و قوانین بردارید چیزی برای عرض اندامش نمی ماند....

کف و ژرفای مشکل همینجاست
توجیهات و کلاه شرعی هایی که در همه ی اضلاع و زوایای زندگی ایرانی رسوخ کرده است به او اجازه درستی و صداقت و درستکاری نمی دهد.

گویا فقط زرنگ نماهایی که سواد کلاه شرعی و فهم زبان‌کلاه شرعی دارند حق زندگی دارند!
در چنین بینش وروشی صداقت وسادگی اعتبارش راباخت
پس برای برون رفت از این طرز اندیشه و رفتار باید این مزرعه را شخم بزنیم.

به اموزه های بنیادین و باورهای راستین روی بیاوریم وبه آن پایبند باشیم.
دروغ یک معنا بیشتر ندارد آن هم وقتی که‌ سخن و پدیده ای  حقیقت‌ نداشته باشد.
باید قانون را سفت بست و واشر زد تاچکه‌نکند.
هر وقت قانون شل باشدکلاه شرعی از آن نشت می کند.
سواد کلاه شرعی داشتن در جوامع فلک زده وتوسعه نیافته ثروت و سواد مهمی است وباعث امنیت آنها می شود. ودینداری را مسموم می کند. وباعث از بین رفتن فهم درست دینی می گردد.
دینی که بد استخراج بشود مسمومیت می آورد...
دین مسموم دینی است که شریانهای مهم آن را دچار انحراف و توجیه کرده باشند...

در قرآن بدترین گناهان دین بازی و توجیه است.

زیرا انسان را به شرک و کفر  می کشاند.

 


والی الله المصیر
حمیدرضاابراهیم زاده

۱۴ خرداد۱۴۰۲

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ می باشد.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

دگرگونی در کارکردها و نقشها

پنجشنبه, ۱۱ خرداد ۱۴۰۲، ۰۸:۰۸ ق.ظ

دگرگونی در نقشها وکارکردهای اجتماعی و اقتصادی و دینی و فرهنگی  مهمترین  ضعف جامعه ماست.
عدم درک درست نخبگان سیاسی و اجتماعی درباره همسان سازی توسعه و همگرایی با تکنولوژی وسیاست خارجی
و عدم رغبت نخبگان واقشار مذهبی در پذیرش توسعه و عوام گرایی به علت عدم اشراف به مقتصیات زمان و تنشهای آنان در پیگیری  پیشرفت همه جانبه و اهداف ملی از مهمترین آفات پذیرش منصفانه ی توسعه است.
در واقع بسیاری از مفاهیم توسعه وصلح  وامنیت پایدار برای مردم و حتی نخبگان سیاسی غریب است.
مثلا؛
هنوز مردم‌ما نمی دانند یانپذیرفته اند دِربی فوتبال و المپیک های ورزشی با انگیزه تفاهم فرهنگی و دوستی و آشنایی با آداب و رسوم ملت ها برنامه ریزی  شده است.
و حتی به وسیله برد و باخت قهرمانی در  ورزشهای گروهی و انفرادی همچون کشتی و فوتبال نسبت به هم تفاخر می کنند!
و جنگ سردی را در پشت نقاب بازی های ورزشی نسبت به هم پیگیری می کنند که روح امنیت ملی بااین گونه رفتارها خدشه دار می شود.
و متاسفانه دولتمردان‌ما در موارد برد و باخت جَو دهی نموده و دراین سازوکار غلط و دگرگونی معکوس نقشها و کارکردها نقش آفرین و مقصر می شوند.

باین وصف همواره به دلایل پیچیده ای در پذیرش تکنولوژی از اروپا عقب تر بوده ایم.

"رادیو  وتلوزیون ۲۲سال پس از اروپا وارد ایران شد.
نخستین کتاب چاپی ۳۸۱  سال و نحستین روزنامه ۱۱۵ سال پس از اروپا درایران چاپ شد.
عرضه مطبوعات درایران به سبک اروپایی بوده و هنوز هم تغییری نیافته
وباحالت تجدد خواهانه شکل گرفته است..."(منبع؛ ایرانی از نگاه انیرانی . جوانبخت،مهرداد. ص۱۴۷)

هنوز هم بافاصله  ۲۰ تا۷۰ ساله نسبت به غرب و اروپا به سمت پذیرش توسعه وتکنولوژی حرکت می کنیم. 

پذیرش توسعه نیاز به بسترها و استعدادهایی دارد که برای رسوب پایه های پیشرفت، بستر امر باید با دقت نیاز سنجی و بومی سازی و اقلیم محوری، آماده گردد.

دوران گذار به توسعه اغلب اینگونه است که بسیاری از ساختار شکنی ها در اثر تشکیک و ستیزه جویی و یا فرار و تنفر نسبت به دارایی های فرهنگی و سرمایه های اجتماعی وآموزه های دینی و فرهنگی و سنت ها رخ می دهد .

یکی از بدترین گریزها، گریز از آموزه ها و باورهاست و با عدم التزام عملی به باورها وقوانین این ستیزه بسیار خطرناک با نشانه های دروغگویی و قانون گریزی و ریاکاری و در جامعه نمایان می شود.

توهم دانایی و توانایی واصلاح ناپذیری و ناباروری باورها و قایل نبودن به درمان، بزرگترین دردی است که جامعه به آن دچار شده است.

دین ستیزی و رفتارهای ضد دینی در دوره های خاصی پس از انقلاب فرانسه و روسیه وانگلستان وآمریکا  وارد ذهن ورفتار مردم شد . بمرور شدت دین ستیزی و سکولار منشی دچار اُفت شد وکلیساها توان واقعی خود را بازیابی کردند. بااینحال همه انقلاب های مهم  دوران گذار بسیار مهمی طی کردند تا به تعادل و پیشرفت برسند.

برنامه ریزی نخبگان و مهندسان فکری وسیاسی و فرهنگی واجتماعی جهت تاب آوری و توانمند سازی و ساختار سازی های دور اندیشانه  که باورها دوباره و محکم ودرست شکل بگیرند و ساختار آموزشی مُدوَنی را به سمت مهارت زیستاری ورفتار درست اجتماعی داشته باشند و پیرو این جهش وعزم ملی پیشرفت هایی نیز داشته اند.

آموزش همگانی حقوق شهروندی در سوئد و فنلاند و بسیاری از کشورها به منظور کم کردن هزینه های نابالغانه رفتارهای اقتصادی واجتماعی مردم با موفقیت شکل گرفت.
بسیاری از باورها باز سازی و متعادل شد.

بااینحال آفت هاشناسایی شد و اُفت ها در همه حوزه ها بررسی و رفع گردید.

 اُفت جمعیت اروپا  تا ۳۰ سال پیش بطرز نگران کننده ای وجود داشت. اما بطرز شایسته ای به سرعت جمعیت ترمیم شد و جمعیت جوان‌ و هوشمند جایگزین بافت فرسوده قرار گرفت.

اُفت رفتار اجتماعی وعاطفی وسردی اروپا بعد از جنگ جهانی و....با شتاب بالایی رفع گردید و زندانها خلوت شدند و حدودا تورم کاهش یافت و بیکاری نیز تا حدودی مهار گردید و ارزش سرمایه های اجتماعی درک شد و ارزش خدمات جای کالا را گرفت...

واکنون درکشورهای توسعه یافته اُفت های اروپایی وغربی وشرقی مبدل به نقاط قوت شده است.
و اروپا مسیرتوسعه چند جانبه ای را طی می کند  و درباره خانواده و گرایش به ارزشهای عاطفی، به نشاط اجتماعی بالایی نایل شده است.
و متاسفانه دراین گذار ما از تجربیات ان ها استفاده نکرده و ما‌نند بقیه عقب ماندگی ها با تردید و انتقاد به پیشرفت های آنها نگریسته ایم وچند گام  عقب تر حرکت کرده ایم.

و همیشه گام‌اولشان برای ما کفر آور و پیچیده، برگردان شده است!

چون مطابق برخی از نگاه های ضعیف  توسعه ی آنها را  لجن زاری آشفته می بینیم .

ازاین سوی اساسا نرخ خودکشی ما از سی سال پیش اروپایی ها بیشتر شده است!
فقر و قتل و تجاوز واعتیاد ما هم در فراوانی و نسبت های جهانی در جامعه آماری پیشی گرفته است.

شاخص امید به زندگی ما نسبت به نُرم جهانی بسیار سخیف است و ضریب جینی وشاخص فلاکت ما درحد بسیار بدی درحال رشد است!

بنابراین؛

این دوران گذار باید با جدی گرفتن موضوع آموزش هدفمندانه وهوشمند و اراده ملی برای پذیرش توسعه ایرانی اسلامی ، به سرعت رد شود .
گامهای موثری باید از سوی نخبگان حقوقی ما در پارلمان برداشته شود .

قوانین دست وپا گیر ویرایش و اصلاح شوند و آموزش و پرورش بعنوان کلید و محور توسعه جایگاه واقعی اش را دریابد و آموزش همگانی حقوق شهروندی آغاز شود و سپس بسترهای آماده برای ایجاد گزاره های دقیق ودرست بکارگیری شوند و جامعه با ریسک‌بسیار پایینی بسمت  مدینه فاضله خود حرکت کند.


والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده
دوم خرداد۱۴۰۱

 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده