الله اکبر
خدا بزرگتر از ترس ها و آرزوها و پندارهای ماست
وقتی روزانه چندین بار از ماذنه ها می شنویم و می گوییم "الله اکبر"، ! یعنی " خدا بسیار بزرگتر است" از هرآنچه که به آن نیازمندیم و هراس داریم.
کسی که با بی صبری " اکبر بودن " خدا را نادیده می گیرد و "وکالت و شهادت و قضاوت خدا را" رد می کند، بی تردید نسبت به او بد گمان است. اگرخود را بنده ی خدا می دانیم ؛ باید به خدا خوشبین باشیم.
خداوند وکیل وشاهدی است که قضاوت هم می کند.
اگر کسی مورد ستم واقع شود خداوند شاهد و وکیل و قاضی بسیار هوشیاری است که در مهمترین فرصت ستمگر را محاکمه و نقره داغ خواهد کرد.
"خشم و قهر " خداوند بسیار بزرگتر از ستم پیشگانی است که او را نادیده می گیرند! او درهم کوبنده جباران و بیماران متوهمی است که او را فراموش کرده و یا نادیده می گیرند .
پیامبر رحمت فرمودند: « از نفرین ستمدیده بپرهیز زیرا او به دعا حق خویش را از خدا می ستاند و خدا حق را از حق دار دریغ نمی دارد.»
پس شایسته است برای خدا قیمت قائل نشویم و برای هرچیزی بنامش قسم نخوریم. و آستانه ی کوششها و فرجام تلاشهایمان و نتیجه و داوری امورمان را به خدای بزرگ واگذار کنیم.
شایسته است که بنام خدا زندگی کنیم. بنام او حرکت هایمان رامنظم کنیم و بنام او بخوریم و بیاشامیم و قربانی کنیم.
"الله اکبر من الآمالی و خوفی و حرصی وحاجاتی.
الله اکبر من ذنبی وجرمی و اسرافی..."
" الله اکبر" ذکری است که همواره همچون سپر و اسلحه ای باید همراه ما باشد.
و بدانیم که ما دراین "دنیای سازمان یافته و هدفمند و هوشمند" بزرگتری داریم که همه ی رفتارها و همزیستی های ما را بشدت کنترل و درج در پرونده ی حیات مان می شود و با آن پاداش و مجازات و امتیاز می گیریم.
آگاه باشیم که با " ستمکاری و بیهودگی" " خشم و قهر" خدا رانسبت به خود فعال نکنیم.
به دیگران رحم کنیم و امین خدا در آبرو و جان و مال و ناموس مردم بمانیم...
پس خودم را بخدا پناهنده می کنم از هر آنچه که پرونده ی رفتارهای مرا تخریب می کند.
«اَللَّهُمَّ اِیَّاکَ نَعبُدُ وَ اِیَّاکَ نَستَعین قَدتَری ما اَنَا فیهِ فَفَرِج عَنّی یا کَریم»
والی الله المصیر
حمیدرضا ابراهیم زاده
سوم آذر13980
* تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ می باشد.
- ۰۱/۰۹/۰۷
آن وقت ها هر وقت راه میرفتم،راه میرفتی
هر وقت می دویدم،می دویدی
هر وقت می خندیدم،می خندیدی
هر وقت ... زمین که میخوردم فوری پیدام می کردی و دستم را از زمین بالا می کشیدی و می گفتی بزرگ بشی یادت می ره
همیشه از بالای ابرها در کودکی ام برایم دست تکان می دادی و برایم بهترین ها را رقم می زدی !
هنوز هم ...گاهی زمین که میخورم ...ابرها را نگاه میکنم .
انگارزنگار آدم بزرگ بودن را از پشت ابرها برایت فریاد می کنم لذکر الله اکبر (عنکبوت /45)معجزه تمام نداشته ها و داشته هایم است با تمام دانسته ها و ندانسته هایم
معترفم کودکی ام که با رویای بس حقیر
می شناسمت ای ناشناخته آشنایی همه زندگیم
نجوای ام را می شنوی ؟!
نوری در نهان دلم می گوید :وقتی داناى نهان ها (عَلامَ الْغُیُوبِ)را می خوانی که ناله معصیت و نافرمانی هایت گوش فلک را کر کرده است ؟!
هنوز خدای برایت اسباب بازی است خدارا به شوخی گرفتی یا کرده هایت را فراموش کردی
در قلبم انگار حبابی می ترکدو صدایی آرام می گوید : او آمرزنده گناهان (غَفَّارَ الذُّنُوبِ) است
صورتم را از حرارت تب دار است و صدایم گرفته با تشویش می گویم : من خجالتم میشود از این خداو حجم نادانی هایم .
نسیمی می وزد میگوید: پرده پوش عیب ها (سَتَّارَ الْعُیُوبِ) را کوچک نبین اوست که دگرگون ساز دلها (مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ)
نمی فهم ام که چگونه از خاک منیت و غرور افتان و خیزان دویده ام دنبال اش می گردم
هر چه چشم چشم می کنم
هم هست و هم نیست
میدانم که همه جا حرم و ماوای اوست
اشک هایم می شوند رمز ورود ام به حریم کبریایی اش می گویم : ای پزشک قلبها (طَبِیبَ الْقُلُوبِ)روشنى بخش دلها (مُنَوِّرَ الْقُلُوبِ)همدم جان ها (أَنِیسَ الْقُلُوبِ)گره گشاى اندوه ها (مُفَرِّجَ الْهُمُومِ)گشایش گر دلتنگی ها (مُنَفِّسَ الْغُمُومِ).....( صفت10 بند 12دعای جوشن کبیر)
ندای می آید که : هنوز هم با توام ای بنده ام و همیشه کنارت می مانم الیس بکاف عبده (زمر /36)
چون کودکی ذوق همه وجودم را می گیرد انگار ضمانت نامه ای نو از آن زنده همیشگی گرفته ام .
خدا برای همه کسری و کمبودهای دنیوی و اخرویم هست. چقدر این موضوع برایم راحتی و امنیت هدیه می آورد
الا بذکر الله تطمئن القلوب(رعد /28)
دل فریاد می کند هنوز هم خدا را نشناختی خدا راازروزنه کوجک ذهن و قالب نحیف جان می بینی
خدا از همه توهم های آدم ها بزرگ عالم ،بزرگتر است و باز بزرگتر او الله اکبر است و این نام را ساده نبین ...
ناگهان صدای رعدی آمد سرم را چرخاندم باران دوباره می بارید و من چون کودکی خیس شدن در باران را می خواستم تا دوباره بدانم غرق در رحمت اویم غرق ...غرق...