دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب مقالات. یادداشت ها و آثار پژوهشی، فرهنگی، اجتماعی دکتر حمیدرضا ابراهیم زاده

بایگانی

چرا از آزمونی شدن ورود به شورا و نمایندگی مجلس می ترسند؟


بزرگترین ترس گروهی از ناراضیان ومنتقدین آزمون، فرار وبی میلی افراد از آزمون وخلا نامزد بخاطر ترس از آزمون است.
باید گفت؛
سپردن امور در روزگار کنونی بدون آزمون و اخذ صلاحیت آگاهی قانونی، اشتباهی بزرگ بوده است.
دانستن مسایل حقوقی واجتماعی حداقل  انتظاری است که مردم از مسئولین امورشان دارند.
وباید به مثابه خبرگان رهبری تمام مسئولیت های انتخابی با آزمون به صلاحیت افراد رسیدگی شود
کسانی که علاقمند به حضور در مسئولیت های اجتماعی وحقوقی هستند بایست از قبل درباره قانون اساسی کشور و قوانین مربوط به پست خود و ابعاد مسئولیت خود مطلع باشند...
حال با مطالعه ودوره های آموزشی آسان باشد ویا با حضور در کلاسهای تخصصی.
دهیار وشهر دار و اعضای شوراها ی شهر و روستا و نمایندگان مجلس باید  صلاحیت بدوی مسئولیت های محوله را داشته باشند.
تا کارایی لازم را برای پذیرش مسئولیت های خطیر را داشته باشند.
اگرچه اجرای آزمون باید از سوی مراجع بی طرف و فاقد منافع سیاسی و... باشد.
مواد آزمون هم قوانین و مسائل اجتماعی  مربوط به شغل خود باشند
به هر حال بدون آموزش و آزمون نباید مسئولیت ها را به هر کسی سپرد...

ترس از آزمون نشان دهنده رضایت از وضعیت کنونی در باره کارایی مسئولین است.

بزرگ ترین مصیبت این جامعه نا کارآمدی مسئولین ونا آگاهی هایشان در اشغال پست های مذکور است.

بنا براین هیچ فرد آگاه ومسلط به اموری  برای حضور در نامزدی پست های انتخابی محدود نخواهد بود.

 

والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده

۲۸ آبان ۱۴۰۳

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

قوانین وتوسعه حقوق شهروندی

پنجشنبه, ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ۰۷:۴۱ ق.ظ

قوانین مجموعه ای از رفتارها و مقرراتی است که انسان ها برای حرکت در مسیر زندگی به آن نیازمندند وبرای بهبود تعاملات اجتماعی ملزم به پایبندی نسبت به آن می باشند
قوانین دارای پشتوانه های؛ دینی و باورهای مذهبی و نیازهای فوریتی اجتماعی هستند
وگاه قوانین مفادی از آیین نامه های داخلی و گروهی وحزبی هستند!
و ممکن است طول عمر وتاریخ انقضا هایی داشته باشند.
برخی از قوانین تخصصی بوده و در محدوده خاصی کاربرد دارند.
قوانین‌پرواز ، قوانین ریاضی و فیزیک، قوانین ورزشی و قوانین  درون گروهی باشگاه ها، قوانین کشتیرانی و...
اما در همه جای دنیااین قوانین حاکم است
قوانین رانندگی. قوانین نظامی. قوانین انضباطی و وضعی دیگر نیز با مردم بصورت مستقیم سرو کار دارند.
درواقع قوانین و قانون دانی سواد محسوب شده و هر اندازه دانش انسان نسبت به قوانین طبیعت و جامعه بیشتر باشد باسواد تر بوده و سطح زندگی بهتری را تجربه خواهد کرد.
قوانین سخن گفتن. قوانین نوشتن  جزئی از اولین قراردادهای بشری است و وتا کنون با بشر همراه بوده است اما پاره ای از قوانین بمرور زمان دچار تکامل شده وپاره ای دیگر دچار اضمحلال می گردند ولی برخی از قوانین هرگز دچار شکاف و انقضا وتکامل نخواهند شد وبرای آن هیچ تغییری  نمی توان متصور شد.
از این رو قوانین ملموس و ناملموس زیادی در تعاملات اجتماعی جریان دارد که باعث می شود زندگی اجتماعی به حرکت وادار شود.
و شکستن و بکارگیری ناصواب هر قانونی در واقع ستیزه جویی گروهی بر گروه دیگر بوده وباعث نزاعها و جنگ های بزرگ می گردد.
از این رو تعاملات اجتماعی رعایت سلسله قوانینی است که به هم پیوند خورده و هر جایی که قانون دانی و قانونمداری بیشتر رعایت شود.مردمانی امن تر و با فرهنگ تری زندگی می کنند.!
فرهنگ شهروندی و زندگی اجتماعی با احترام به قوانین محرز می گردد.
نفس اینکه قوانین در کجا تولید می شوند اهمیت چندانی ندارد اما چه کارکردها  وچه کارایی ها وگره گشایی هایی دارند بسیار مهم است.
جنبه ی دیگر اهمیت قوانین به کامل بودن وهمه گیر بودن وبی تبعیض بودن آن است.
قوانین‌در توسعه جوامع نقش زیادی داشته وسطح پذیرش و یا عدم‌پذیرش آن در رفتارهای اجتماعی مردم نشانگر قانونمداری و حرکت در مسیر بهبودی آن جامعه است.
توسعه در جامعه مدنی با ساختارهای تقنینی درست واصلاحات قوانین بشری امکان پذیر است.
آنچه که مشخص است؛
بزرگ ترین دشمن انسان و انسانیت او قوانین نامنزه و خودکامه کنونی بشری است!
انسان ها از قانون وتله های قانونی قانون گذاران  و مجریان قانونی به منجی پناه می برند
که قوانین جدیدی بخواهدتا انسان رااز بردگی واستثمار برون کشد
و خدا گونگی هایی را درخود بروز دهد که انسان ها  برای دگرگونی وتغییر به او باور می یابند و ناگهان دنیا را با قوانین یکدست وجدیدی وارد شوک و حیرت می کند ومستضعفین دنیاکه جمعیت بسیار زیادی از مردم دنیا را دارندهرگز به سمت قوانین نامنزه قبلی برنگشته و روز به روز باانقلاب بزرگ جهانی  همراه تر می شوند
گاه قوانین در تعارض با امنیت ورفاه وعزت انسانیت است و بعضا قوانین زائیده مطالبات اغنیاست و رفته رفته سمت وسوی قوانین با بردگی کشاندن انسان وخلع لباس کرامت از انسانیت است!
منجی عالم بشریت فیلسوف و حقوق دان واقتصاد دان روزگار خودش خواهد بود که همه قوانین دست ساز بشری را به یکباره ملغی اعلام کرده و ملت های جهان و مستضعفین را به نافرمانی از آن قوانین و پیروی از قوانین نوفرا می خواند
وگرنه هیچ عوایدی برای ملتهای به استضعاف کشیده نخواهد داشت و ظهور و حضورش بیفایده است
زیرا مردم می خواهند بدون بردگی و استثمار زندگی کنند...
همانگونه که پیش از این گفته شد قوانین جوامع بشری باید جهانشمول و فراگیر باشد و نباید دستاویز منفعت طلبی گروهی نسبت به گروه دیگر گردد.
قوانین کارگشا و پویا قوانینی هستند که تبعیض و استثمار را از بشر می زدایند.و به انسانیت کرامت وعزت می بخشند.

والی الله المصیر
حمیدرضاابراهیم زاده
۲۲ آبان ۱۴۰۳


تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

خلع کرامت پول ملی

جمعه, ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ۰۴:۰۵ ب.ظ
  • حمیدرضا ابراهیم زاده

آموزش ستمدیدگان

جمعه, ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ۰۳:۵۱ ب.ظ

آموزش ستمدیدگان

موضوعی بسیار مهمی را در روش اندیشوری و زیستن داریم بنام بحران ستم پذیری و آموزش ستم دیدگان.
به همان اندازه که ستمکار پلید و خود کامه و کریه و وقیح است به همان اندازه ستم پذیر ملعون و مطرود وخود بیگانه و ومردود است.
برای برون رفت از ستم پذیری به مهارت و آموزش ستمدیدگان نیازاست تا بتوان با هزینه ی کمتر از یوغ تفکر ستم پذیرانه و ترس وخود تحقیری خارجشان کرد.
دولت ها و ملت ها نیازمند به توانمند سازی  وتاب آوری با ابزار آموزش سبک اندیشیدن  و گفتگو کردن و  رفتار کردن برای تمکین از حقوق  اساسی و انسانی هستند و اجازه رشد برده داری های کهن و نوین را به هیچ دولت و ملت و طبقه ای نداده و بلکه علاوه بر مقابله با پیکار جویان ستم پیشه در مقابل ستم پذیری محرومینِ خسته از پیکار و یا بی انگیزه نیز باید با ابزار آگاهی و روشنگری و حمایت های روشنایی بخش ایستادگی کرد.

 

والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده

 

اول آبان ۱۴۰۳

 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ می باشد.

 

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

دینداری مهارت زندگی است

دوشنبه, ۷ آبان ۱۴۰۳، ۱۰:۲۶ ب.ظ

دینداری مهارت زندگی است
جامعه ما برای رسیدن به توسعه نیاز به بازسازی بنیادین دارد
که با آموزش ومهارت آموزی کلید می خورد.
جامعه ای که نا اهل ویا آموزش ندیده باشد آسیب های فراوانی را درخود دارد.
توهمی بنام دانایی و آگاهی، اجازه هر گونه اصلاح وآموزش را از او می رباید
وبا خیره سری و خودبرتر بینی به نهایت فساد می رسد. تا سرانجام نابود و منقرض شود.
مردم ما مهارت های مهمی را بلد نیستند ویا تمرین نکرده اند!
درست آموزش ندیدند تا مهارت آموز باشند!
چون آموزش پذیرش مهارت را ندیده اند.قُد و خیره سر و لجباز ومتوهمند!!!
اما یک‌مهارت را از برَند آن هم کم نیاوردن و لجبازی.
اگر بفهمند چه زیانی می دهند قطعا به دنبال دگرگونی برای کسب مهارت های  لازم می روند.

مهارت ها آرایه های نیک انسان هستند که توانمندی ها و تاب آوری های انسان را رقم زده و باعث ارزش وتوسعه فردی می شوند.
مهارت پذیرش و آموزش.
مهارت مدارا.

مهارت دین داری.
مهارت مسئولیت پذیری.
مهارت  امانت داری.
مهارت گذشت.
مهارت چشم پوشی و اغماض از خشم
مهارت چشم پوشی از حرمت شکنی و حرام
مهارت چشم پوشی از شهوات و طمع به مال و ناموس و حریم و آبروی دیگران.
مهارت پایبندی به‌ باورها و پیمان ها.
مهارت تعهد به قرار دادها ومسئولیت ها.
مهارت وفا داری.
مهارت محبت وعشق ورزی.
مهارت قانونمداری.
مهارت انتقاد پذیری.
مهارت پایداری در برابر ظلم.
مهارت شکیبایی.
مهارت شاد کردن.
مهارت همدلی و همدردی کردن.
مهارت پذیرش اصلاح وآموزش.
مهارت نیایش کردن.
مهارت ستودن .
مهارت منطقی بودن.
مهارت کنترل خشم
مهارت کنترل شهوت.
مهارت مطالبه گری.
مهارت انتقاد گری.
مهارت پیشنهاد دهی.
مهارت خرج کردن و هزینه.
مهارت مصرف
مهارت ثبات در آمدی
مهارت شجاعت داشتن و جرات ورزیدن
مهارت خندیدن و شادی کردن
مهارت لذت بردن از داشته ها
مهارت درست اندیشیدن.
مهارت درست سخن گفتن.
مهارت کردار درست و تعاملات اجتماعی و....
که در آموزه ها و باورهای راستین ما این مهارت ها ستوده شده است. و بر ترویج ان ها تاکید شده است.
دینداری در واقع آموزش این‌مهارت هاست.
برای پذیرش آموزش و مهارت باید از توهم  و خود فریبی گریخت.
توهم دانایی
توهم دارایی
توهم دینداری
توهم مانایی و... در واقع خطر ناک ترین دشمنان انسان محسوب می شوند که موانست با آن ها باعث گمراهی و نابودی است.
آیاتی که درباره پرهیز از توهم و خود فریبی ویا غرور وجود دارد در واقع کلیدی ترین تاکید خداوند به بشر محسوب می شوند.
یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم!!!؟
خداوند از انسان می خواهد تا وکالت امورش را به اوبسپارند و با یاد  و تکیه بر خدا زندگی کنند...

والی الله المصیر
*حمیدرضاابراهیم زاده
اول مهر ۱۳۹۸

 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ می باشد.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

لذت و ذلت

شنبه, ۲۸ مهر ۱۴۰۳، ۱۰:۳۹ ق.ظ

یا ایها الانسان ! انک کادح الی ربک فملاقیه...

 

مبتلا بودن انسان به ضعف و بیماری و نسیان و مرگ و محدودشدن ناخوشی و خوشی هایش به اندک زمان، ویژگی اوست.

حال اگر کسی خوشی ناپایداری داشت

و مانند ابراهیم ادهم از پادشاهی به درویشی رسید،

درویشی اش را گران خریده است.

و کسی هم از درویشی به پادشاهی می رسد ،می داند که فرجام پادشاه و فقیر و ثروتمند و درمانده چیست.

مهم به سرانجام رساندن رسالت و مسئولیت پذیری های اوست. 

همه آیات قران به همین کلمات خلاصه  می شود

هیچ انسانی از پوسته آدمیت خارج نمی شود و زمین مقر و مفری ندارد بلکه سرانجام زمین او را می بلعد.

اگر آدمی از پوسته انسانیت خارج شد حیوانیتش او را بی اعتبار و آبرو می کند.

و اگر اوج گرفت قیمتش فزونی یافت.

 

کار کرد زندگی آدمیان ، مسئولیت انسان بودنش است. 

 مهم فریب نخوردن و متوهم نشدن است. فریب مانایی و دانایی و توانایی و دارایی نخوردن است

هر کس مسئولیت آدم بودنش را پذیرفت وامانت آدم بودن را به مقصد رسانید.

خواه با دارایی خواه با ناداری

نه دارایی لذت بی انتهایی دارد

نه ناداری را ذلت ابدی است.

آنکه امانت مسئولیت هایش را به فرجام رسانیدبه لذت جاویدان می رسد وآنکه خیانت کرد ذلیل می شود.

هیچ امتی رستگار نشد مگر آنکه مطابق با نقشه راه، درست حرکت کرد

وهیچ جامعه ای ذلیل و عبرت نشد مگر آنکه بی محابا درستی ها و روشنی ها را نادیده گرفت و گمراه شد.

 و سپس طغیان ودشمنی کرد و نابود شد و به ابد پیوست.!

کلا ان الانسان لیطغی

 ان رئاه استغنى

 ان الى ربک الرجعى

ارأیت الذی ینهى 

عبدا اذا صلى

أرأیت ان کان على الهدى

أو أمر بالتقوى... سوره علق

دعوت به پارسایی فراخوانی به احتیاط برای پرهیز از خطرهای جدی پیش و رو است.

انسان پیروز رستگار محتاط وپرهیزگار است.

 

والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده

۲۵مهر۱۴۰۳

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

کمرنگی های نا مراد

جمعه, ۶ مهر ۱۴۰۳، ۱۲:۱۶ ب.ظ


چرا خیلی هامان حسرت خاطرات دهه پنجاه و شصت وهفتاد را می خوریم !
سوای گذر از دوران کودکی ونوجوانی وحتی جوانی. و از دست دادن عناصر خاطرات
از کمرنگ شدن صمیمیت ها نگرانیم.
درحالیکه بسیاری از عناصر خاطرات ما همچون مادر بزرگهایی که زنده اند
پدر بزرگهایی که در قید هستند!
دایی ها وعمه ها و خاله ها وعموهایی که در دنیای ما هستند!
و همه خاطراتمان باایشان شبیه رویا و توهم شده است
شاید خودشان دگرگون شده ویا کسی دیگری شده اند
دایی وخاله مسلک
عمه  وعمو و عروس مسلک
زن عمو  و زن دایی مسلک و یا پسر دایی و دختر خاله و داماد محور شده اند!
 
و انگار بزرگی وبزرگواری از آنها ساقط شده باشد!
افسارشان به دست بروز رسانی و مقتضیات زمان افتاد
عنان زندگیشان در دست روزگار است و یابه دست باد سبک زندگی جدید صمیمیت و گذشت وعواطفشان پرواز کرد!
مهربانیشان رفت
خودشان موجود هستند اما رنگ  عواطفشان از بین رفته است!
دوران دهه شصت  دوران همدیگر دوستی و باور گرایی و محبت وگذشت بود
الان با وجود اینکه همه هستند
پول هم هست
ابزارهای زندگی قشنگ ترشد
رفاه  بیشتر شد
اما چیزی کم شد که نمی شود به آن آدمها نزدیک شد
ما که دوستشان داریم وشاید آنها هم دوستمان دارند
اما انگار جذام گرفته ایم و از هم دور مانده ایم
ما گذشت و محبت را از دست داده ایم
جای عمو وبرادر و خواهر و دایی و خاله و... کسان دیگری را جایگزین کرده ایم که همخوانی رفتار مالی وفکری بیشتری با ما دارند
این‌همان بلیه ای است که  تقریبابسراغ زندگی همه ماها آمده است
مثل کرونا خیلی ها را درو کرد
وخیلی ها را جابجا و....
آنهایی که ماندند حواسشان نیست!
همه ما
دایی ها و عموها و خاله ها وعمه هایی  داریم  که با او رابطه نمی گیریم سال به سال هم‌نه ! بلکه شانسی همدیگر را می بینیم
رفت وآمد به خانه برادر و خواهرها را به عیدها واگذار می کنیم!
خانه پدر و  مادرمان که می رویم مثل مهمان براش جلوه می کنیم!
سروقت شام وناهار وسپس
بالباس وهویت رسمی کنارشان می نشینیم‌ و گاه هم  خیلی رسمی حرف می زنیم و‌تمام
نهایتا گله‌گذاری از هم‌بصورت متقابل و رگباری پیش می آید
علاوه بر اینکه گذشت نداریم
از هم‌می ترسیم
اگر صمیمیت بهتری  ایجاد کنیم چه بلای سرمان می آورند؟
اگر درد دل کنیم باید عوارض و تبعاتش را بدهیم
با والدین وبرادر وخواهر وعمو و دایی وعمه وخاله هایمان نه زنگ می زنیم ونه به هم  پیامک‌و چت داریم
اما با برخی از افراد خارج از حریم خانواده شب و روزمان می گذرد.! 
باهمه نامحرمان ما محرمیم اما با خودی هایمان نامحرم!
با کسانی نزدیک تر ومحرم تر میشویم که روابط نزدیک عاطفی و مالی و اجتماعی بر قرار کرده ایم!
گویا آدم ها دیگر دنبال نسب و حسب نمی روند
دنبال خودشان‌می گردند!
وقتی با خواهر یا برادر و دایی و عمو و.... درد دل کردید
تبعانش را پس می دهید!
چون
آنها کاری را با امانتها و رازهایتان می کنند که دشمن خونی ات نمی کند!
توقعات تان از آشنا و دوست وخانواده برآورده نمی شود.
حرفها همین است؛
تا می توانی حد نگه دار!
برخی از تراپیست ها می گویند؛
دایی و عمه و خاله و عمو و برادر و خواهر همیشه فامیل نیستند!!!
با آنهاحد نگه دارید!
چه بلایی سرمان آورده ایم که دیگر فامیل و همدل و هم خانواده و رازدار هم‌محسوب نمی شویم.
مانند بسیاری از حروف ناخوانا نوشته می شویم اما خوانده‌نمی شویم .
مادر باهمه مادرانگی ها و عواطف و مهر سرشارش نا گاه خود را با تبعیض و قضاوت از مادرانگی ساقط می کند!
با تبعیض مهارت مادرانگی و پدرانگی فرد ساقط می شود!
شاید در گذار از سنت به مدرنیته
مفاهیم وکیفیت ارزشها عوض شده اند
آدمها از غرور و مال و خشم و شهوتشان نمی گذرند
البته شاید عروس و دامادهای جدید بخاطر تفاوتهای فرهنگی بر رفتار بزرگان و یا وابستگان تاثیر می گذارند!
بچه ها برای والدین برنامه ریزی می کنند
افتخار ویا پاسداری از وضعیت مالی،
ترس ومقایسه با وضعیت مالی وسطح زندگی بر روحیات و رفتارهای افراد تاثیر گذاشته است.
خساست ها و سعایت ها و حسادت های کنترل نشده ومهار ناپذیر به مرور آدم ها را از هم سلب کرده و در یک چشم بر هم زدنی قداست ها از بین می رود.
خانواده مقدس ترین‌نهادی است که در آن تربیت و پرورش نسل رخ می دهد
نجابت و پارسایی و متانت و شرف خانوادگی گران ترین و مقدس ترین عنصر هویتی هر فردی است که آسان و یک شبه بدست‌نمی آید.
وقار ونجابت  وکرامت های خانوادگی با سالهای سال پارسایی و عفت و‌حیا ورزی ومحبت و مهر ورزی ومسئولیت‌پذیری و امانت داری و گذشت و شکیبایی و توانمندی های نیک رفتاری بدست می آید.!
تاب آوری در برابر خشم و شهوت و نداری و دارایی و... از انسان هویتی عفیف ومقتدر می سازد
توانمندی در شکیبایی و محبت ومداراگری و راز داری و سر پوشی و امانتداری و مسئولیت پذیری و گذشت و ایثار و... از انسان‌هویتی عزیز و کاریزماتیک بر جای می گذارد.
و خانواده همه ی این کار کردها را در خود نهادینه نموده ودر اختیار نسل های خود می گذارد تا بااین سرمایه های مقدس ، بر زندگی خود  ودیگران و جامعه اش تاثیر بگذارد!
برای پر رنگ کردن باورها و عواطف نیازمند باز آموزی  وباز پروری و تمرین پایبندی به باورها هستیم.

و الی الله المصیر.

 

حمیدرضا ابراهیم زاده
ششم مهر ۱۴۰۳

 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار نگارنده محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

توهم و توتم

جمعه, ۳۰ شهریور ۱۴۰۳، ۰۲:۴۷ ب.ظ

توهم 
از خطای دیداری وشنیداری پدید می آید
سائقه های فیزیولوژیکی هم باعث توهمند
مثلا گرسنه ای که دنبال اغذیه فروشی می گردد کتاب را کباب می خواند
ویا ترسو ومارگزیده  از ریسمان سیاه وسفید می ترسد و...
اما در خطاهای راهبردی دریچه های درک وفهم مشکل می سازند
دریچه های درک وفهم حواس چند گانه ما هستند
درست و دقیق نگاه نکردن
درست گوش نکردن
درست بو نکشیدن باعث بی دقتی می شود.
وخطاهای مهمی را  رقم می زند.
اگر چشم بجای گوش بشنود وتصمیم بگیرد
وگوش هم بجای لامسه و بویایی تصمیم بگیرد
و بینی بجای چشم ببیند
قطعا درک ما از پدیده ها بسیار متزلزل وناپایدار و ناقص خواهد بود.
انسانهایی که تاب آوری وتوانمندیشان را نمیشناسند متوهمند!
خطای ادراکی دارند
از هرچیزی می ترسند ویا وسواس دارند.
در خطاهای ادراکی انسانی که نمی تواند یا نمیخواهد از راه درست درک ودقت کردن برداشتی داشته باشد  پس نمی تواند انتظار موفقیت و رضایتمندی و خوشحالی  وخوشبختی داشته باشد...

بنا براین توهم در شناخت پدیده ها رخ می دهد
توهم دانایی
توهم توانایی
توهم دینداری
توهم هوشمندی
توهم محبت و دوست داشتن 
توهم کرامت و بزرگواری
توهم دارایی و...
انسانها گاه گمان می برند که دانایی ودارایی و زیبایی وجوانی و قدرت و توانمندی منخصر بفردی دارند و به ان غره و مغرور می شوند
این غرور در هر حالتی کاذب است وباعث حس نسبت می شود
گمان می برد بسیار توانمند و داناست وقدرت ماندگاری دارد
وحتی کارهای زشت خود را نیکو می بیند
قرآن تعبیر زیبایی دارد که این متوهمین گمان می برند که نیکو کار بوده اند درحالیکه عمری زشت کاری کرده اند.
الذین ضل سعیهم فی الحیوة الدنیا وهم یحسبون أنهم یحسنون صنعا
کهف ۱۰۴
از این‌جهت آفریدگار دانا میفرماید
ای انسان !
چه چیز تو را اینگونه  فریب داد؟

و برعکس در خطاهای راهبردی گاه انسان از این طرف بوم هم می تواند ساقط شود
توهم ناتوانی
توهم نادانی
توهم بی ایمانی
توهم توطئه
توهم ناداری و...
آنچه که انسان را به سمت قهقهرا سوق می دهد خود عنصر توهم است.
انسانی که گمان می برد دانا وباهوش است اما درواقع گیج و نادان است در تشخیص وتجویز به غلطها و اشتباهات بزرگ وفاحش تن می دهد...
اغلب توهمات اگر  رفع نشوند انسان به توتم پرستی روی می آورد.
و جامعه را تعفن توهم وتوتم فاسد می کند.
والی الله المصیر
حمیدرضا ابراهیم زاده
سی ام شهریور ۱۴۰۳

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

آسیب های نخبگان فیک در جامعه مجازی

سه شنبه, ۲۰ شهریور ۱۴۰۳، ۰۴:۴۱ ب.ظ

نخبگان فیک از روزی که شبکه مجازی اینستا‌ تلگرام و تیک تاک و... بعنوان فضای تعاملات وتبادلات فرهنگی واجتماعی واقتصادی روی کار آمده اند، کلی دروغ ودغل در قالب نظرهای پزشکی. روانشناسی. مهندسی. آشپزی.اقتصادی و فرهنگی واجتماعی و صنایع و... توسط دکتر مهندسهای قلابی وارد زندگی مردم شد.

از سویی دیگر عطش به حل زودهنگام و ارزان مشکلات این باور را بوجود آورد که اینستا و فضاهای شبیه این پلتفورم های پر جمعیت ،بازار مکاره ای است که حتی می تواند تهدید هرشری را به فرصتی برای خیر تبدیل کند ! یا بقول امروزی ها کلاغ را جای قناری بمردم قالب کند.

اگرچه دستمزد این نخبگان فیک درابتدای کار لایک کوبی و یا سیو وفالو کردن آنهاست که درنهایت به جلب تبلیغات و سود حاصل از آن ختم می شود که همیشه این طور نیست.

در بخش منفی وبازار مکاره این فضاها؛ تقلب و دروغگویی و گاه پریشانحالی ودربدری صاحبان این صنایع ومشاغل بسیار جدی است.

بعضا بازیگران خوبی هستند و می توانند نقش تراپیست و مشاور و روانشناسها را خوب بازی کنند! یا ادای پزشک و باغبان و کشاورز را خوب دربیاورند اما این لوث کردن ها نه تنها باعث توهین به خودشان می شود بلکه باعث سلب اعتماد عمومی مردم از کسانی می شود که دراین فضا هویت و کسب وکار رسمی دارند! و اینستا و فضاهای مشابه ، بهترین مجرای معرفی کالا وخدمات آنهاستناامن کردن این فضا با ورود نخبگان فیک و کسبه های شامورتی باز رخ داد.

در اینکه گروهی بیمار دل و سبک مغز برای وقت گذرانی ویا کلاهبرداری از راه برانگیختن عواطف مردم اقدام به سوداگری های سیاه می نمایند به روشنگری نیازی نیست.

اما در اینکه چرا این گروه با جمعیت قابل اعتنا، از هنر و تخصص خود برای اشاعه ان کاری نمی کنند عجیب است.

اگرچه در نگاه خودشان حقه بازی هم هنری است. در آسیب شناسی وواکاوی این ماجرا می توان گفت ؛که در این میان افرادی به عنوان طعمه ممکن است دچار مشکل و بحران شوند و هرگز نتوانند از آن عبور کنند. و بزه مربوط به این جرائم قابل تعقیب بوده و مجرم وجانی مستوجب اشد مجازات می باشد. کسانی که در گمراه کردن مردم می کوشند ویا مسبب گرفتاری های عدیده مخاطبین خود می شوند؛ درواقع مجرم محسوب می شوند.

همه بخش ها و طبقات اجتماعی در هر سن و جنسیت های مختلف در این فضا حضور دارند. وهمین نا راستی ها باعث بوجود آمدن فرهنگ تعاملات و مطالبات و توقعات کاذب و نابجا گردیده است.

کودکانی که بعضا با سناریوی والدینشان در این فضا فعال هستند که برای گدایی لایک هر حرفی از دهانشان در می آید ویا هر کاری می کنند که جلب توجه کنند. جوانانی که حرفهای رکیک به جامعه آموزش می دهند و کسانی که پدر ومادر خود را آزار می دهند واز واکنش هایشان استوری می سازند.

کسانی که دروغ می سازند تا دیگران را گمراه کنند.

و حتی مردان و زنانی که در این بازار بی حیثت کردن خود و خانواده شان را رقم می زنند.، همگی انسانهایی باهویت مشخص بوده اما گمان می برند اینجا ته دنیاست... چرخه دروغ و فریب و بدکارگی دراین فضا به سرعت به دنیای واقعی و زندگی همه مردمان دنیا بر می گردد.

این درحالی است که هیچ بستر آموزشی برای تعدیل رفتارها در این کشور و یا فضای مجازی وجود ندارد!

آنچه را در این جامعه مجازی می بینیم وا دادگی فرهنگی است وارفتگی نجابت. حیا. امانت داری. صداقت. مسئولیت پذیری به شفافیت تمام محرز است. قوانین مجازی وفیلترینگ اوضاع را برای این یورش های بی فرهنگ مدارانه بدتر کرده است و درواقع، حقیقت وهویت واقعی بیماری آدمهای مشکلدار در این فضا کاملا قابل دیدن است.

 

ازاین رو عزم‌ملی برای بافرهنگ بودن در زندگی مجازی لازم است. قوانین وباز دارنده تخلفات و بزهکاریهای جامعه مجازی، باید امنیت و رونق را به بازار ترویج فرهنگ واقتصاد تزریق نماید.

 

والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده

۱۹شهریور ۱۴۰۳ 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ‌می باشد.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

زیبایی و اقبال ومسئولیت زیبارویان

سه شنبه, ۱۳ شهریور ۱۴۰۳، ۰۷:۰۷ ق.ظ

زیبایی  و اقبال و مسئولیت زیبارویان.

یکی از جاذبه های آفرینش صورت زیبا و زیبایی کالبدی است.

زیبایی نعمتی است از سوی حضرت زیبا که بی گمان بخاطر این نعمت برای صاحبش مسئولیت ها و باز خواست هایی فراهم شده است.

درهمه ی موجودات آفریده شده دنیا زیبایی هایی است که او را نسبت به سایر همگنان مجزا می کند.

درمناظر طبیعی همچون کوه و رود و دریا و کشتزارها وکویر ها و سنگ ها. درختان و گلها در حیوانات و انسانها نیز این شواهد وجود دارد

زیبایی پدیده ی نسبی است و زیبارویان در برخی ازمناظر چهره و یا اندام و رخسار جاذبه هایی دارند که آنان را از دیگران متمایز می کند

درحیوانات ،پرندگان زیبا تر از سایر حیوانات محسوب می شوند به دلایلی که در سواد بصری انسانها نهفته است ؛ ازجمله  اضلاع و زوایای هندسی و رنگ و اینکه  نگاه انسان به زیبایی حیوانات به رامش و امنیت امتیاز می دهد و سپس به رنگها وجاذبه های بصری بنابراین درحیواناتی که رنگ روشن تر دارند چشم احساس امنیت بیشتری به مغزمخابره می کند.

رنگها تاثیر زیادی در شادی وشادابی انسان ها وحیوانات وموجودات دیگر دارند و بازخوردهای آن در نصوص پیشنینیان و پوشش و  رفتارها ی مردمان به چشم می آید.

مثلا درقرآن از رنگ زرد  اینگونه یاد شده است :

قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنا ما لَوْنُها قالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِینَ‌. « بقره 69 »

ماهی ها ،گربه ها وسنجاب ها. و بویژه اغلب پرندگان و پرندگان همزیست باانسان  همچون  خروس وقناری و طاووس و...بیشترین جذابیت را دارند.

درپرندگان و حیوانات جنس نر بمراتب زیباتر و جذابتراز جنس ماده آفریده شده است.

درحالیکه درانسان جذابیت ها و زیبایی ها برای جنس زن است. و نسبت زیبایی مردان و زنان  به سمت زنان شتاب می گیرد.

در درختان وگلها جاذبه به سمت گیاهانی که گل می دهند و در گل ها نیز گلهایی که شکوفه های  رنگا رنگ دارند کشش های بصری  سوق پیدا می کند.

در سنگها نیز زیبایی به جنس و رنگ وشفافیت و اضلاع هندسی ونحوه ی تراش سنگ ها برمی گردد.

زیبایی الماس. یاقوت. توپازها. تورمالین .زمرد و زبرجد و عقیق ها. فیروزه و سایر سنگ های قیمتی که کارایی های مختلفی در بهبود کارکرد روانی و کالبدی انسان ها دارند.

به باور زمین شناسان فلزات گرانبهایی چون طلا و نقره و... بخاطر چگالی و خصوصیات وکارکردها ی این فلزات به آن بها داده می شود ودر نگاه عوام زیبایی و رنگ جذابشان باعث تمایلشان به استفاده از فلزات گرانبها درلوازم آرایشی وپوششی گشته وحتی بدلیجات هم بخاطر جذابیت در رنگ و ساختار صنعتی و زیبایی اضلاع هندسی  اشیای تولید شده دارد.

در صنعت پوشاک نیز طراحان پوشاک نسبت به آفرینش های خود عناصر رنگ و جنس را در اولویت قرار می دهند تا خلا های روانی و یا نازیبایی های اندامی پوشنده پوشاک برطرف شده و یا جذابیت های اندامی  و قامتی  پوشنده ی پوشاک جلوه داده شود. اگرچه لباس کارائی مهمش پوشش برای محفوظ ماندن از سرما وگرما وحفظ ومراقبت از عفت است اما سایر کاربردها و جنبه های لباس به الگوهای هویتی افراد پوشنده ی پوشاک بستگی داشته و یا بر آن تاثیر می گذارد.

مثلا :  لباس نظامیان که بعنوان یونیفرم نظامی مشهوراست از نظر زیبایی و برآزندگی وکارایی نظامی و دیسیپلین بصری  بعنوان لباس شهرت وهویت نظامیان شناخته شه است و همینطور زیبایی کت وشلوار و جنبه ی رسمیت این لباس در محافل عمومی. یونیفورم های  اداری و رسمی نیز امروزه علاوه برجایگاه زیبایی وطراحی جذاب در  پوشاک  به الگوهای هویتی پوشاننده ی آن همانند برگه هویتی وشناسنامه عمل می کند . همانند : پوشاک و یونیفورم   مدرسه  . بانک . بیمارستان و لباس پزشکان و کارگران و...

جذابیت ها برای هر شی و حیوان و فردی،  هویت سازهستند.

زیبایی خواهی درانسان امری کاملا فطری است که در سرشت او نهادینه شده است

در نصوص دینی ادیان به ویژه قرآن کریم انسان بعنوان عصاره ی آفرینش به زیباترین چهره و رخسار  آفریده شده است و خداوند از این آفرینش بخود تحسین گفت.و انعکاس و بازگشت همه ی زیبایی هارا از آن خود می داند.

"خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ صَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ  " « تغابن3»

آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید و شما را (در رحم مادر) صورت‌گرى کرد و صورت شما را نیکو قرار داد و بازگشت (همه) به سوى اوست.

«فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ»  سوره مومنون آیه 14

این نشانه ها یعنی اینکه  جمال و جلال خدا در انسان متجلی است.

" لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی أَحْسَنِ تَقْویمٍ  "  سوره تین آیه4

زیبایی شناسی درهنر مقوله ی بسیارکسترده ای دارد که به گمان من به  عدد همه انسان ها زیبایی دروجود هرکس ودر نگرش هر انسانی نهادینه شده است.

در ادبیات کهن  جوامع به ویژه فرهنگ وادب فارسی موضوع زیبایی و زیبا رویان اشارات فراوانی شده است.

خواجه شمس الدین محمد شیرازی ملقب به حافظ :

ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است        به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم      که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را

اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم           جواب تلخ می زیبد لب لعل شکرخا را / .

 دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیرد       ز هر در می‌دهم پندش ولیکن در نمی‌گیرد

خدا را ای نصیحتگو حدیث ساغر و می گو       که نقشی در خیال ما از این خوشتر نمی‌گیرد.

عطار  در خسرو نامه :     که ای برنای زیباروی هشیار  زما این زنگیان خوردند بسیار

نظامی گنجوی در هفت پیکر :  مهر آن دختران زیباروی    در دلش جای کرده موی به موی

شیخ  مشرف الدین مصلح  سعدی شیرازی :

تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی        دری باشد که از رحمت به روی خلق بگشایی

ملامتگوی بی‌حاصل ترنج از دست نشناسد       در آن معرض که چون یوسف جمال از پرده بنمایی

به زیورها بیارایند وقتی خوبرویان را              تو سیمین تن چنان خوبی که زیورها بیارایی

چو بلبل روی گل بیند زبانش در حدیث آید     مرا در رویت از حیرت فروبسته‌ست گویایی

ودر روایات اسلامی نیز بر موضوع  زیبایی و کارایی آن  اشاراتی شده است.

بحار الأنوار : فی الزَّبورِ : مَن أجْرَمَ الذُّنوبَ و أعْجَبَهُ حُسْنُهُ ، فلْیَنظُرِ الأرضَ کیفَ لَعِبَتْ بالوُجوهِ فی القُبورِ و تَجْعَلُها رَمِیما ، إنَّما الجَمالُ جمالُ مَن عُوفِیَ من النّارِ . [1]

بحار الأنوار عن زُرارَةَ: سَمِعتُه [الإمامَ الباقر ع ]یقولُ : أیُّما عَبدٍ کانَ لَه صُورةٌ حَسَنةٌ مَع مَوضِعٍ لا یَشینُهُ ، ثُمَّ تَواضَعَ للّه ِ، کانَ مِن خالِصَةِ اللّه ِ. قالَ : قُلتُ : ما مَوضِعٌ لا یَشینُهُ؟ قالَ : لا یکونُ ضَرَبَ فیهِ سِفاحٌ . [2]

اطلُبُوا الخَیرَ عِندَ حِسانِ الوُجوهِ

رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله : اطلُبوا الخیرَ عِند حِسانِ الوُجوهِ . [3]

عنه صلى الله علیه و آله : اطلُبوا الخَیرَ عِندَ حِسانِ الوُجوهِ ، فإنَّ فِعالَهُم أحْرى أنْ تکونَ حُسْنا . [4]

عنه صلى الله علیه و آله : اطلُبوا حَوائجَکُم عِند حِسانِ الوُجوهِ ، فإنْ قَضى حاجَتَکَ قَضاها بِوَجهٍ طَلیقٍ، و إنْ رَدّکَ رَدّکَ بِوَجهٍ طَلیقٍ ، فرُبَّ حَسَنِ الوَجهِ دَمیمُهُ عِندَ طلَبِ الحاجَةِ ، و رُبَّ دَمیمِ الوَجهِ حسَنُهُ عِندَ طلَبِ الحاجَةِ . [5]

بحار الأنوار : در زبور [داوود] آمده است: هر کس گناهانى مرتکب شود و از زیبایى خود دچار غرور گردد، به خاک بنگرد که چگونه در گورها با چهره ها بازى مى کند و آنها را به استخوانهاى پوسیده تبدیل مى سازد. همانا زیبایى، زیبایى کسى است که از آتش در امان ماند.

  1. بحار الأنوار ـ به نقل از زراره ـ: از امام باقر علیه السلام شنیدم : هر بنده اى که زیباروى و بى عیب باشد و سپس در برابر خداوند فروتنى کند، از بندگان خالص و خاصّ خداست. عرض کردم: منظور از بى عیب چیست؟ فرمود: بد کاره اى با او بى عفّتى نکرده باشد.

  خوبى را نزد خوب رویان بجویید

2- پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : خوبى را نزد خوب رویان بجویید.

3- پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : خیر و خوبى را نزد خوش رویان بجویید ؛ زیرا کردارهاى آنان به زیبایى زیبنده تر است.

 4- پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : نیازهاى خود را از خوش رویان بخواهید؛ زیرا اگر نیاز تو را برآورده کند، با گشاده رویى مى کند و اگر دست رد به سینه ات زند، باز با گشاده رویى مى کند. بسا خوشرویى که در هنگام نیاز خواهى از او، زشت رو مى شود، و بسا زشت رویى که در هنگام نیاز خواهى از او خوش رو مى شود.

ارزش وبهای زیبایی به ماندگاری وکارایی آن است.

کائنات وگیتی به زیبایی آفریده شده اند تا کارکرد شایسته و تاثیر خود را برای کار در دستگاه آفریننده و برآورده ساختن آرمانهای آفریننده بزرگ بگذارند.

و این انسان است که به عنوان برگزیده آفریده ها باید بداند چه رسالت و آرمانی برایش مترتب است.

 والی الله المصیر

حمیدرضا ابراهیم زاده

ششم مهرماه 1398

منابع وپانوشت ها:

[1] بحار الأنوار : 77/ 40/8.

[2] بحار الأنوار : 70/11/11.

[3] کنز العمّال : 16795 ، الأمالی للطوسی : 394/870.

[4] عیون أخبار الرضا : 2/74/344.

[5] کنز العمّال : 16810.

 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار نگارنده و مولف محفوظ می باشد.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده