دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب مقالات،یادداشتها وآثار پژوهشی واجتماعی حافظ ومترجم قرآن کریم و نهج البلاغه، شاعر و خوشنویس، جامعه شناس و پژوهشگر حوزه جامعه و رسانه؛ استاد دانشگاه دکتر حمیدرضا ابراهیم زاده

بایگانی

مسئولیت شیعه بودن

دوشنبه, ۱۸ شهریور ۱۴۰۴، ۰۲:۴۰ ب.ظ

مسئولیت شیعه بودن
تشیع و پیروی از آئین رهروی مسئولیت های اجتماعی سنگینی دارد که علاوه بر پیروی از پیشوایان راستین التزام عملی نسبت به حرکت در مسیر آموزه های آنان را نیز می طلبد!
شیعه باید دست و دل و زبان و چشم و گوش و...خود را به امر پیشوایان بسپارد. وباعث مباهات آنان باشد نه اینکه با گفته ها و رفتارهایش باعث سر افکندگی شان گردد.
آنانی که از مسئولیت پذیری زود خسته می شوند و به صورت دل بخواهی وگلچین نسبت به آموزه هایشان پایبندی دارند نمی توانند مدعی حرکت و رهروی در مسیر تشیع باشند.
تشیع علاوه بر مسئولیت های مذهبی و دینی مسئولیت های انسانی هم دارد
مسئولیت ها در جاهای خود باید به درستی انجام گیرد 
مسئولیت فرزندی و والد بودن.
مسئولیت های  کاری وشغلی.
مسئولیت های هموطن و همشهری بودن.
مسئولیت های اجتماعی ومشارکت هایی که جامعه به آن نیاز مند است  و... 
برای پیرو اسلام وشیعه علی بن ابی طالب همه ی این مسئولیت ها وجود دارد.
شیعه باید مراقب زبان و رفتارش باشد نباید باعث تشتت وتفرقه و هجو گویی وتحقیر وجسارت و آزار به دیگران گردد.
آنهایی که در هر حالت خسته وبی حوصله  وعصبی اند
آنهایی که حب وبغض های شخصی را در مسائل اجتماعی و زندگی شان به عنوان شیعه بودن پر رنگ می کنند نمی توانند پیرو بمانند‌.
آنهایی که برای هر امری چون و چرا می کنند و برای انجام ندادن  تکالیف و وظایف خود بهانه می تراشند، آن هایی که ازخدا و پیامبر و آیین و امام وپیشوای خود بد گمان و ناامید و مرددند!!!
چگونه می توانند در دستگاه خداوند و اسلام وتشیع  ثابت قدم و موثر باشند؟
شیعه باید به عهد و پیمانش با دین ومذهب وخانواده ومردم وشغلش وفا دار باشد !.
شیعه امانتدار و رازدار و سخاوتمند و باغیرت است‌.
شیعه خوش زبان و بردبار و مهرورز و دلسوز و مسئولیت پذیر است.
شیعه علی به بهانه حمایت از علی بد زبانی و هتاکی و جسارت ندارد.
شیعه علی به بهانه آتش به اختیار بودن و غیرت ورزی هتاکی و جسارت نمی کند!.
شیعه علی پایبند به اخلاق است.
شیعه علی پایبند به طریقت و شریعت است.
شیعه علی کار مردم را به بعد حواله نمی دهد.!
حق مردم را ضایع نمی کند.
هیچ بهانه ای برای شیعه پذیرفته نیست مگر مرگ !
سید الشهدا در برابر مسئولیت هایش هیچ بهانه ای رانتراشید و در واقعه خونین عاشورا از هیچ بهانه ای برای فرار از مسئولیت هایش استفاده نکرد.
آنچه که باعث شهادت امام حسین  شد بی تفاوتی مردمان زمانه اش بود!
واقعه عاشورا بی مسئولیتی های مردمانی بود که خود را به هر بهانه ای از امام مبرا دانستند!
 مسئولیت برای جاه طلبی و بستن راه برای نفوذ دیگران و منافع شخصی باعث می شود که اسلام وانسانیت آسیب ببیند. 
کسی که مسئولیت مراقبت از مال و اموال و آبرو وناموس و جان دیگران را می پذیرد علاوه بر پاسخگو بودن صاحب حق وحقوقی نیز می گردد.و باید قدر دان زحمات و تلاشهای مسئولینی بود که از جان و مال و آبروی شان‌می گذرند تا کار مردم و آبرو ومال و زندگی ومعیشت مردم در محاق و آسیب قرار نگیرد.
اما آن که مسئولیتی می پذیرد تا از پدر ومادرش و همسر و فرزندانش مراقبت کند ولی با بی توجهی عاطفی و... آنها را می آزارد به آنها خیانت می کند
آن که مسئولیت امور مردم را می پذیرد ولی باترشرویی و جاه طلبی و فرعونیت با آنان برخورد می کند خائن است.
آن که مسئولیت هایی را می پذیرد که خارج از توان و توانمندی ها وتاب آوری های اوست درواقع به خود و مردم خیانت می کند.
مسئولیت کاری را که‌می پذیرید باید برایش حوصله و وقت وعواطف و سواد و تاب آورهایتان را بگذارید.
مسئولیت های آموزشی، راهبری، خدماتی وهمسری و آشپزی و میزبانی و مهمانی و... در واقع آزمون ارتقای ما برای تکامل و بلوغ است.
اگر مسئولیتی را که باید بپذیریم ونمی پذیریم نیز خیانت کرده ایم! و تنبیه سختی می شویم
اگر مسئولیتی را که در توانمان نیست ولی می پذیریم یا برای جاه طلبی یا برای حفظ منافع وگروه وحزب و... در واقع خیانت کرده ایم.
مسئولیت ها امانت هایی هستند که باید به درستی اجرا شوند وسیله معاش ومعیشت ما نیستند!
آنهایی که باتوهمات گوناگون مسئولیتی را می پذیرند و برای خود برتری هاوشایستگی هایی قائل هستند. وسد راه حرکت ومسیر توسعه می شوند و همواره یکه تاز میادین پذیرش مسئولیت های خطیر هستند به اینکه ؛چون متوهمیم 
توهم‌ ما می تونیم!

ما دینداریم!

ما حق به جانبیم!
ما بلدیم!
ما خوبیم!
ما درستکاریم و...دارند باید بدانند که اگر مردم به ما اعتماد می کنند ولی تهی بوده ایم این خیانت است.
هر قولی که می دهیم باید به آن پایبند باشیم حتی اگر ضرر کنیم ! زیرا هر کلمه ای که می گوییم الزام به عمل در آن وجود دارد.
حتی اگر به کسی می گوییم دوستت دارم! عزیزم!
همین کلمات به ظاهر ساده مسئولیت آور است !.

به قول شازده کوچولو ؛ تو مسئول دوست داشتنیهایت هستی!
وقتی می گوییم ؛روی  حرف من حساب کن!
حتما طرف روی حرفمان حساب باز  می کند.
وحال امام زمان ما ازما توقع دارد که فضا را بری ظهورش آماده کنیم.
او که با ناراحتی می فرماید؛
" اگر شیعیان ما به اندازه یک لیوان آب تشنه ما بودند ما ظهور می کردیم!!!"
از لحظه ای که این حدیث را دیده ام حالم دگرگون و منقلب شد واقعا دلم تنگ شد. نتوانستم خودم را جمع کنم
صدای بغض آلودی را در کنار این‌متن شنیدم که دلم را به درد آورد.
امام ما، موعود ما،ازما انتظار دارد!
در حالی که ما‌ می گوییم یا مهدی درکنی؟!؟؟
دنیای توهم زا چه معنایی دارد که ولی عصرما بگوید از پیروانم توقع دارم...
ولی آنها می گویند ادرکنی.!!
مردم امام وآرزویشان رابرای توهماتشان قربانی می کنند ...

و شاید من هم یکی از همانهایم.
مسئولیت انتظار این است که باید دنیا را از همه لحاظ علمی و فناوری و باورهای راستین آماده حضور و ظهور حضرتش قرار دهیم
نه اینکه با نشستن و صرفا دعا خواندن ها دل خود را خوش کنیم که مسئولیت مان را انجام داده ایم.
مسئولیت ما در قبال امام زمان پذیرش امر ظهور وآمادگی کامل برای حضور ایشان است.
پیرو امام زمان باید گوش به فرمانش باشد... 
اینجا آتش به اختیارانتحاری هیچ معنایی ندارد تمام  و کمال باید چشم و گوش و دقت را به امرش سپرد.


والی الله المصیر
حمیدرضاابراهیم زاده
۱۵ شهریور ۱۴۰۴


تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

آقا موسی صدر

سه شنبه, ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ۰۶:۳۴ ق.ظ

 

 

 

 

امام موسی صدر  برای من جذاب ترین چهره ی سیاسی واجتماعی است.

چهره ای که از کودکی بر ذهنم زیبا ومعصومانه نقش بسته شده است.

نزدیک به نیم قرن است که کسی از ایشان هیچ خبری ندارد

آقا موسی دغدغه ها و سرنوشت عجیبی داشت.

انگار این‌مرد غیبی به ناگاه ظاهر شد و به نا گاه از جلوی دیدگان همه محو شد.

تحصیل کرد و تدریس نمود و برجامعه جهانی تاثیر گذاشت

اسرائیل را شر مطلق اعلام کرد.

ادیان را در خدمت انسان معرفی نمود

محدود کننده آزادی را کافر نامید و....  رفت

انسان وانسانیت با باورهایش ماندگار می شود و تاثیر می گذارد.

باور به جاودانگی و تکامل وبلوغ...

زمانه هنوز همه به اندیشه ها و باورهایش نیازمند است

آموزه های آقا موسی برای زندگی و تعاملات اجتماعی بی نقص و به روز مانده است.

او مرد این روزهای سخت کنونی بوده است که باخیانت خائنان ربوده شد.

شاید بزودی قبل از رستاخیز بزرگ همراه منجی بر گردد.

انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا

روح بزرگ امام موسی صدر و اندیشه هایش در میان ماست.

از آموزه ها و درسنامه هایش می شود برای زیستن و تعاملات الگو های بزرگ برداشت.

اورادر کنار این روزهای خود ببینیم

سخنانش واژه به واژه گرما بخش و راه گشاست.

چنین کاریزمایی جاودانه می ماند تا ابد.

 

والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده

نهم شهریور ۱۴۰۴

به  بهانه یادبود ربودن امام موسی صدر.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

بی رحمی های اجتماعی

يكشنبه, ۳ شهریور ۱۴۰۴، ۰۲:۴۷ ب.ظ

امروزه بر اثر فشارهای زندگی و عدم تاب آوری های درست، بی رحمی عمیقی بر تعاملات اجتماعی حاکم شده است که چرخه بسیار خطرناکی را در پس دارد.

بی رحمی در عواطف و معاملات از جمله خرید و فروش کالا وخدمات؛

احتکار

گرانفروشی

غش در معامله

کلاه برداری های متنوع

بی گذشتی در تعاملات اجتماعی

تجاوز به حریم وحقوق یکدیگر

چشمداشت به حق وحریم وحقوق دیگران

جامعه مارا دچار ضعف و انحطاط کرده است.

از سویی دیگر سنت گذشت و عفو و بخشش و  وزکات داشته ها نیز کم رنگ شده است.

سنت های زکات

خمس

قرض الحسنه

احسان

صدقات

گذشت

برای پایداری جامعه است

تاب آوری های اجتماعی این است

که مردم از حرام بگذرند و به حلال اندک بسنده کنند.

هنگامی که مردم از هنجارهای نیک دلزده باشند و به سمت ناهنجاری هااشتیاق زیادی پیدا کنند یعنی نسبت به آموزه های راستین خود  گرایش متضادی داشته باشند. دراین جا سلولهای سرطانی وباورهای نامنزه وشیطانی برجامعه غلبه پیدا می کند و جامعه دچار سرطان اجتماعی و فرهنگی و مذهبی می شود.

سرطان های اجتماعی نابودگرند.

شکل درست هنجارها در جامعه رسوب نمی کند

خودنمایی ها و ریا کاری ها بهتر دیده می شوند

روند  تبعیض و قانون ستیزی و بی مسئولیتی و بزهکاری های پنهان خزنده تر می شود‌.

مردان جامعه از غیرت تهی می شوند و

زنان جامعه از حیا فارغ می شوند.

حیای اجتماعی خنثی می شود و خودنمایی های زنانه افراطی می شود.

پری را تاب مستوری نباشد.

 زن تجلی عشق و زیبایی است وحیات و جریانش مستلزم خودنمایی است. 

اما قواعد نمایان شدن و طلوع و اظهار هر چیز درخشان‌وزیبایی به دنیا می گوید که تجلی بی جا و بی موقع و بی مایه برای هویت واصالت زیبایی آسیب جدی است.

ازسویی دیگر زیبایی جویی وزیبندگی و خواهشهای زنانه برای خود امنیت‌ پایدار می طلبد

زکات زیبایی عفاف هست!

ده زکاتم بوی خوب ای خوب رو

بوی خوب زیبایی پاکدامنی است

چه کسانی زکات پردازان حوزه زیبایی اند؟

 عقب مانده هایی که با یک تعریف و تمجید ساده تن فروشی می کنند!؟

 یا آنهایی که در ازای داشتن سبک زندگی اشرافی گرایانه به هرکاری می تن می دهند؟. 

گاه اخاذی می کنند .

و سرانجام ده جور پروتز می زنند که در نقش  موجودی دیگر ظاهر شوند.

چرا خودنمایی می کنند؟؟

اصالت هویتی انسان وبه ویژه زنان به احترام و توجه دلبسته است.

شاید زن ومرد نداشته باشد.

 اما جامعه ی سرطان زده همه چیزش بیمار است. 

همه رفتارها ونشانه های رفتاری وتعاملات اجتماعی در گرو این بیماری مرهون ومغبون است.

زنلن گاه خودنمایی می کنند تا حسادت دیگران را برانگیزانند.

 غایت الغایات شان حرص در آوردن می شود.

 مدل و الگو و زبان زد شدن است

 همه جا فقط حرف از اینها و زیبایی و لوندی وشهرت آنها باشد. 

البته قابل تعمیم نیست.

شهوت شهرت جلوه های متنوع بسیار عجیبی دارد.

شهرت از راه زیبایی. پول و ثروت، جایگاه شغلی،طبقه اجتماعی ، دیانت،و.... هر چیزی می تواند شهرت آفرین باشد.

کافی است ذائقه انسان گرایش به چیزی بیابد، شهوت شهرت اورا به هر کاری می کشاند.

در این حالت جامعه زنانگی و مردانگی را بیماری گرفته است.

نقش های مردانه و زنانه دچار چالش می شود.

دگرگونه در پذیرش مسئولیت های خانوادگی واجتماعی رخ می دهد.

وسرانجام فروپاشی ناگواری در همه میدانهای زندگی برای  جامعه و انسان رخ می دهد.

قهقهرا هایی که سابق براین برامت ها رخ داده است

ونابودی هایی که تاریخ ساز و مثال زدنی شده است.

بی گمان همه این مثال ها درباره تجارب بد امت های پیشین با انگیزه بازدارندگی و پیشگیری تعبیه شده است.

پاسداشت کرامت انسانی با تاب آوری در برابر شهوات و خشم و توانمندی در مسئولیت پذیری  وامانتداری و تعهد و محبت و راستگویی وغلبه بر ترس های موهن و استیلا بر آرزوهای نامنزه باعث می شود که جامعه بتواند به توسعه موعود مشرف شود.!

توسعه ای که بر بستر اقلیم فرهنگ و جامعه استوار باشد زودتر به نتیجه خواهد رسید.  

باور های راستین در خود همه راهکارهای پیشگیرانه را مترتب کرده است.

التزام عملی به آموزه ها و باورهای راستین راه گشا و سلامت آفرین خواهد بود.

 

 

والی الله المصیر 

حمیدرضاابراهیم زاده

۱۷ مرداد۱۴۰۴

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

این زردها

يكشنبه, ۳ شهریور ۱۴۰۴، ۰۹:۴۰ ق.ظ

این زرد ها
در  سالهای اخیر  با زردهایی رو برو هستیم که تاب آوری و توانمندی بالایی در تاثیر گذاشتن بر عواطف و فریب دادن اقشار و متوهم کردن مردم ، در خود دارند.
اگرچه زردک ها همواره در برگ های تاریخ نقش و نگار هایی داشته اند و پدیده جدیدی نیستند.
زردک هایی که همواره مدعی اصالت بوده اند اما هیچ پشتوانه ای جز منفعت طلبی و حقه بازی در خود نداشته اند.
در همه صنوف و مشاغل وتخصص ها ، انگل هایی بر انگیخته می شوند که  بصورت پدیده شاخص ومسری زمان  ظاهر می شوند.
از این رو مبارزه با زردها بسیار دشوار ونفسگیر است زیرا توانمندی وتاب آوری هایشان با توجه به زیر ساخت های شان بسیار محکم وقوی است.
مثلا ؛ کسانیکه روانشناسی زرد کار می کنند  در آموزه ها بسیار متقلب و منحرفند و در گمراهی دیگران و بیمار کردنشان تا سر حد توان تلاش می کنند.
متوهم سازی گروه های هدف برای وادار کردنشان به پذیرش آموزه های زرد، مهمترین و بنیادی ترین شگرد و رفتار آنهاست
 همه تلاشهای شان متعمدانه و متقلبانه بوده و برای تحمیق وتطمیع دیگران برنامه ریزی های مدونی دارند.
سود حاصله دگرگونی در سبک زندگی و فروش کالاها وخدمات پیشنهادی و دست به دست شدن نیازمندان و بیماران و کالاها و استیلا بر زندگی مردم می باشد.
در پزشکی زرد نیز درمانگری در برنامه کاری آنها نیست و هر روز یک شیوه درمانی از خود ارائه می کنند ، در این مسیر، هرگز بیمار به سلامتی و آرامش نمی رسد. 
بی تردید این گروه از پزشکان و داروسازان قاتل وجانی هستند
فقط دارو فروش و خدمات فروش نیستند
جانیان بالفطره و خون خواری هستند که از جان ومال و آبروی مردم ارتزاق می کنند و بی گمان خبیث ترین افراد جامعه اند
و مردم ناچارا از سر درد ونیاز به آنها مراجعه می کنند.
گونه های دیگری از زردهای اجتماعی؛
حقوق دانان وقانون نگاران زرد
قضات و وکلای زرد
معلمان وآموزگاران و اساتید زرد
مهندسان وطراحان وایده پردازان زرد
سرمایگزاران زرد
نویسندگان و شاعران زرد
خبرنگاران و بنگاه های شایعه سازی و رسانه های زرد
کارگزاران و مدیران  زرد
دینداران و مذهبی های زرد
ورزشکاران زرد
 هنرمندان زرد 
بانکداری زرد
امنیتی های زرد
روحانیون  زرد
اقتصاد دانان زرد
پلیس های زرد
سیاستمداران زرد
مقامات زرد که با رانت وارد دستگاه های کلیدی شدند و زردهای دیگری که اکنون هنگام نام بردن یکایک آنها نیست.
همگی جاه طلبانی فرصت طلب و خاین و بی عرضه و نفوذی هستند .
بی استثناهمه زردها فیک و مسئولیت ناپذیرند. و با عواطف واعتماد  مردم معاملات سنگینی می کنند
اعتماد می کنیم به حرف و راهکارشان اما دریغ از درستی وراستی و مسئولیت پذیری.!
همواره از زردها ؛خائن ودزد و اختلاسگر و شکست خورده ومذبذب درمی آید.
همیشه ناخالصی وغش در افراد زرد با انگیزه آسیب و خیانت به سراغ ما آمده است.
بانکداران زرد امانتدار نبوده اند اختلاسگر بوده اند.
مثال ومصداق های فراوانی در دسترس است تا خط و انگیزه زردها را بتوان مطالعه و افشا کرد.
باید دانست که گروههای زرد در متوهم‌کردن مردم مهارت ویژه ای داشته و راه های زیادی را در چنته خود دارند .
آنها برای متوهم سازی خبره و زبر دستند
زردهای جاه طلب و فرصت طلب، با شبهه سازی ها وشاذگویی ها و جعل حقایق، کار بلدهای خبره ی دزدی از اعتماد مردمند که دوره های کار آموزیشان را با خود شیطان طی کرده اند
حرفهای شاذ و عجیبی در معرفی وکارت های ویزیت خود دارند. طوری که هنر فریفتن را از خود شیطان آموخته اند
 راست ودروغ راباهم می آمیزند تا باطلی را به فرجام برسانند
برایش نص و قانون می سازند
آموزه جعل می کنند
ذائقه می سازند
گمراه‌می کنند
اعتماد سازی می کنند
سرمایه گزار درست نموده و سرانجام کاسبی بزرگی را راه می اندازند.
فیلتر های زرد...
همه ی باز دارندها و ... زرد.
راهکار؛
باید درگاه های داوری و اندازه گیری ومقیاس سنجی و استاندارد مداری  مستقل و قاطع باشد.
از اشاعه نفوذ به این درگاه ها باید با جدیت پیشگیری کرد.
نفوذ در فیلتر و فیلتر سازی های زرد نیز از اقدامات بنیادین زردکها است که بتوانند سوپاپ اطمینان های قوی برای حفظ و مراقبت از خود داشته باشند.
بنابراین ساختارهای اصلاح گرایانه پاسخگوی  دفع تهاجم مهاجمین زرد نخواهد بود.
باید بصورت بنیادین قوانین زرد را مورد هدف قرار داد. و این مزرعه را از اساس شخم زد.

 

والی الله المصیر
حمیدرضا ابراهیم زاده
اول شهریور ۱۴۰۴

 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

قانون تقویم تکامل

سه شنبه, ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ۰۵:۳۷ ب.ظ

قانون تقویم
سحرگاهان بی شماری را در این اندیشیده ام که دنیا چه لذتی ماندگاری دارد که باید وبشود از آن حظ وافر برد؟
کیست که نگریسته باشد؟
کیست که از دنیا آسیب ندیده باشد.؟
خیلی ها در روز تولدشان در گذشته اند ویا در تقویم خوشی دیگران وفات یافته اند.
تقویم زندگی هر کس پراست ازصفحات ولادت و وفات عزیزانش.
گاه وفات و ولادت افراد در یک روز واقع می شود.
گردونه وچرخه زندگی ما از این ۳۶۵ روز خارج نیست.
اگر تولدم هست ممکن است در گذشت مادر بزرگم و یا پدربزرگم یا عمو وخاله ام دراین روز واقع شده باشد.
واین تقویم برای کسی فقط تولد و یا فقط مرگ نیست.
مااهل و مقیم زندگی در کبد هستیم.
گریسته ایم
رنج برده ایم
داغ دیده ایم
زیرا پیش از آن خندیده ایم.
با دقت بیشتری باید نگریست ودانست که نگریست...
در هر خنده ای بذر غمی نهفته وجود دارد و در هر غمی بذر خنده ای نهفته است ،
ما انسانها بااین چرخه ها زندگی می کنیم.
گاه تلاش می کنیم اغلب ۳۶۵ روز این برگ ها را با شادی پر کنیم
گاه نمی شود از غم در آمد!
وهرچه سن بیشتر می گذرد صدمات وآسیب بیشتر خواهد بود‌...
داغ ها پشت داغ ها آدم را از یکه تازی باز می دارد
بااین حال بعضی از ماها را توهم بر می دارد
و گمان می بریم این شادی و توانایی و دانایی وحال خوش، ابدی وجاودانه است
در حالی که  همه حال ها وپدیده ها محدود و تجدید ناپذیر است
یا ایها الانسان !ماغرک بربک الکریم؟
هنگام غم وسوگ و داغ می دانیم که این روز وعده ما بود اما غصه می خوریم و درد می کشیم  و داغ ما را بی تاب می کند
و هنگام شادی و سرورهم از محدوده آن بی اطلاعیم...
خاصیت زمین این است
زمین راکتور وکاتالیزور دگرگونی های بزرگ است که ماهیت همه چیز را تغییر می دهد
هیچ چیزی در آن ثابت نیست!
هیچ قانونی،هیچ ماده ای ،هیچ پدیده ای ثابت وماندگار نیست!
جز یک چیز؛ آن هم قانون وآفریدگار قانون بقا و فنا.
که می گوید لا اله الا الله!
هشدارهای زیادی به ما زمینیان برای پایان زمان و نزدیک شدن به محدوده ها داده شده است
اما ما زمینیان آن را جدی نگرفته ایم...
زمین جای آسودگی وآرامش وآسایش نیست.
هیچ آرامش وآسایشی را در زمین جدی نگیرید. زیرا شانسی برای جاودانگی وجود ندارد. و آفریدگار این پهنه و گیتی زیر ساختی هم برای ثابت ماندن دراین کره خاکی به وجود نیاورده است.
کل من علیها فان
ویبقی وجه ربک‌ذوالجلال والاکرام...
زندگی زمینی برای انسان زیستن پیله واری  است که او را به بلوغ  و تکامل می رساند وباعث می سود تا روح و ابعاد پنهان درک او پذیرای موقعیت های جدید حیات جاودانه اش باشد.
بی تردید انسانها برای حظ و درک بهتر و کامل تر نیازمند به بلوغ وتکامل همه جانبه هستند.
والی الله المصیر
حمیدرضاابراهیم زاده
۲۳ مرداد۱۴۰۴

 

 

 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ می باشد.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

روضه ی بی پناهان

دوشنبه, ۲۸ مرداد ۱۴۰۴، ۰۸:۰۶ ق.ظ

 

 

کاش ساحره ای می آمد  و زمانه و وجودم را جادو می کرد.

ومرا ازاین کابوس وحشتناک و ازاین کویر دهشتناک می ربود.

 درکالبدم می دمید وپرنده ام می کرد ویااز اسارت  زندان عسرت شکم  ماهی فرد خارجم می کرد .

ویااز توفان سهمناک واژه های غریبی ونا آرامی  دریای هجوم  نجاتم می داد

واگر به کرامت انسانی ام چشم می داشت مرا ازصعوبات درد وترس رهایم می کرد

که حضرت دوست  فرمود  الاان اولیا الله لا خوف علیهم ولا هم یحزنون.

نمی دانم که مرا دوست خود می پندارد یا نه؟

اما اگر دوستی ام را بپذیرد بی شرط وشک   پناهم می دهد.

قصه که به اینجای غصه ها رسید

دلم می خواهد برفراز منبر فلک روضه بخوانم :

روضه ی حضرت دلم.

روضه حضرت چشمهای نگران.

 روضه ی اندوه

روضه ی غربت وتنهایی .

روضه ی بی وفایانی  که مسلم روحم را درکوفه ی تنم به بند کشیدند.

روضه ی حسین جانم که در زیرضربات ممتد ومتمادی نیزه ها و شمشیرهای قساوت حقارت وسم اسبان  رام نشده ی نامهربانی لگد کوب میشود .

روضه ی اشکهایی که درمشک قمر محبوس می ماند تا ابد..

می شود روضه ی زینب عقل و رقیه ی احساساتم را خواند.

روضه ی دستهای کوچک .

 روضه ی طفل درونی که همه چیزش را برباد داده اند.

گویا دیگر از قماراین زمانه  هیچ بازگشتی مرا نیست واین طف جانسوز جسم جانم را دربوریای  کهنه ی غربت وناگواری می پذیرد

که گفت:

وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.

الالعنت الله علی القوم الظالمین

پروردگارا به پاس احترام نام بزرگواران اصحاب کسا مارا درپناه خود حفظ ویاری فرما.

 

پروردگارا ای آن که ارباب همه ی پناه دهندگانی ویاور همه ی بی پناهان...

 

پناهی جز تو ندارم.مرا درپناه خویش قرار بده

 

حمیدرضاابراهیم زاده

7/7/1395

تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

 

 

علل عدم رویکرد  نسل نو به نصوص اسلامی

سوال چند وجهی خدمت حضرتعالی دارم :

 ترتیب بیان حقوق در این رساله، حق الله، حق النفس و حق الناس است، در حالی که اغلب بیان می شود.

حق الناس مهم ترین وجه حق است. در اندیشه امام سجاد علیه السلام کدام یک از حقوق بر دیگری تقدم دارد و هدف ایشان از بیان چنین ترتیبی در رساله شان چه بوده است؟

 گاهی گفته می شود جامعه غرب، جامعه ای اخلاقی است و جوامع مسلمان چندان اخلاقی نیستند. با توجه به متون و آموزه های اسلامی که اغلب به رعایت اخلاق تاکید دارند و پیامبر(صل الله علیه و اله) نیز خود را مبعوث برای تکمیل اخلاق معرفی می کند، چرا در جامعه امروز، همین رساله حقوقی که اجرایش اخلاقی شدن جامعه را به دنبال دارد، جدی گرفته نشده است؟ آیا اخلاق باید قانونی شود یعنی باید در قالب قوانین مدنی تعریف مشخصی شود تا جامعه به سوی اخلاق حرکت کند؟

- باسلام وعرض ادب و ارادت خدمت شما پژوهشگر محترم وهمه دوستان عزیزم در مجله ی حاضر و همه مخاطبانی که در حال حاضر و درآینده  این مباحث را مورد دقت نظرخود قرارمی دهند

باتوجه به مقدمه ای که عرض کردم امام زین العابدین منحصربه امام زمان ومکان عصر خودشان نبودند وامامتشان همچنان اکتیو و بروز هست

وهمانطوری که خودتان فرمودید علل بعثت نبی اکرم، پاسبانی و تکریم  کرامت وحق انسان است

 اگر حق  مخلوق ادا نشود حق خالق ادا نشده است.

لم یشکر المخلوق ولم یشکر الخالق - امام رضا (ع)

 خودشناسی ودرون بینی مقدم است برخدا فهمی.

 حق الناس بدوا  دراولویت است. انسانها در پروسه ی تکامل  برمدار محدود جاده کمال حرکت می کنند

و بدون استقامت و پایداری این مسیر طی نمی شود

 تعجب می کنم که در اغلب تفاسیر از صراط المستقیم به راه راست  اشاره می شود.

درصورتی که صراط المستقیم  نه راه چپ ونه  راه راست است.

مستقیم از استقامت می آید که به معنای پایداری در حرکت برمحور راه وسط هست

 کذالک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس.(بقره 143)

دین حنیف. امت میانه رو. همگی واژه های تاکیدی  از تعادل  سخن به میان آورده اند

ولذا ما غالبا همین ابتدای امر با مشکل قرائتهای به رای دینی مواجه می شویم.

 راه نصارا؛  نسبت دادن  پیامبر به پسر خدا یی بود.

همانگونه که اکنون  پسر انسان  که  به نام پسر خدا شهره است.

 راه یهود؛ کشتن پیامبران  و قتل و هتک جان و مال و ناموس پیامبران بود

 اسلام از هردو راه نصارا و یهودیت انتقاد می کند

ودر مورد مغضوب و ضالین همین عیب را بر صراطهای آنان می گذارد

عبارت : لاشرقیه ولاغربیه

درآیه ی  35 سوره نور از همین چپ وراست که عرض کردم بحث می کند

 بدیهی است که اهل اسلام نه ازاین طرف بام ونه آن طرف بام می افتد

 وبعثت  نبی اکرم بااین نگرش شکل پذیرفت. وانسان قلب توجهات هست.

وقلب انسان نیز محور توسعه  اسلامی است.

 ادای حقوق بشر. دراسلام وسراسر احکام قرآن اظهر من الشمس است، که مقدمه ی پیگیری حق خداست.

 آیات الاحکام مبین عرایض بنده است. از احکام دیات. ارث گرفته تا شیر دادن وقرض وقصاص ونصاب وزکات  و...

 اما چرابه رساله حقوق بی توجهیم؟!!

عدم باروری باورها ونداشتن دقت و بینش نسبت به باورها باعث عقیم شدن  وناباروری باورها در زندگی می شود

 ازاین گرانیگاه به حقیقت امامت شیعه کم توجهیم

 چون اسلام ما اغلب پاره وقت واحساسی هست

 چون مسلمانی ما آگاهانه نیست وخدشه پذیر است.

چون برای بدست آوردن حقیقت گوهردین به خود زحمت تحقیق نداده ایم

 چون هیچ  دقت و بینشی را برای فهم مسلمانی خود در نظر نگرفتیم .

چون  چیزی از اسلام و آرمانهای بلند آن  جز نام ونشانه وظواهرش نمی دانیم.

چون  بینش و بصیرتی نافذی  نسبت به دینمان نداریم.

وگرنه در نهاد شیعه چیزی بنام  شکست وتعامل دربرابر فقر. فساد وجود ندارد.

 شیعه اصالتش با رفض و رکود وفقر فکری وفرهنگی واقتصادی واخلاقی مخالف است.

 اگر اهل تفقه باشید ،زیرکی های چند بعدی خواهید داشت. امام باقر فرمودند :

اگر جوانی از شیعیان راببینم که فقه نیاموخته باشد (فهم دینی نداشته باشد)خودم ادبش می کنم

(میزان الحکمه ج 4 ص1401)

آداب فقه فهمی یعنی تحت تربیت درست قرارگرفتن. ! تفقه برای همه مسلمین لازم است

اذا ارادالله بعبده خیرا فقهه فی الدین وزهده فی الدنیا وبصره عیوبه:

از رسول خداست که فرمود:  اگر خدا چشمداشت خاصی به بنده ای  داشته باشد او را به فهم دینی و بینش عیبهایش وا می دارد

(نهج الفصاحه 143-ترجمه پاینده)

درحقیقت با گمان به توسعه یافتگی دانش ؛ ما هرچه را داریم از بیگانه تمنا می کنیم

چه شده است که جدیدا: ازوین دایر و واسوانی وتریسی و...حرف شنوی داریم .!!

اما از جملات انسان ساز وجامعه محور  و توسعه مدار امام سجادمان  فراری هستیم!!

چون هیچ مترجم وشارحی  نیامده لله وبالله برای امام سجاد خوب کارکند اگر هم آمده انگارخواست ادای تکلیف کند وبرود و ثواب ببرد یا فقط کاری کرده باشد.

هنر وظرافت های هنری  در بیان وترویج آثارمعصومین چه در ترجمه و چه دربلاهت وبلاغت ونشر درنظر نگرفته شده است.

به همان سبک هزار و چهارصد سال پیش کار راترجمه می کنند .

ودر صفحه آرایی وفنون نشر هم ناشیانه ترین  وارزان ترین وسبک ترین  سیاق نشررا انتخاب می کنند.

و کار  ترویج  طریقه معصومین علی رغم داشتن زیبایی های محیر العقول، بخاطرعدم بکارگیری جذابانه هنرهای ترویجی ازکار بازمی ماند.

ودر نتیجه  وخروجی های ضعیفی به بار می نشیند

 اغلب شارحین  ومترجمین ،هنر وزیبایی کار ترویج  دربیان امامت را در نظر نمی گیرند

وفقط از الفاظ  وترجمه های کهن  خشن وسخت  وغریب عربی مایه می آیند

بیاییم  روان تر وبا گویشی بهتر حرف وحدیثهای امامانمان را ترویج دهیم

من گمان می کنم وحتی یقین دارم  مشکل ازثقل حرف وحدیث نیست

بلکه غالبا از بد معرفی کردن ها  وبد ترجمه کردن های ماست

از بی هنری درچاپ ونشر وگرافیک وصفحه آرایی های ماست.

وگرنه من دویست وهشتاد وسه تا از جملات قصار  معصومین را در365 راه بکارگیری نیروی معنوی  اثرآقای دکتر وین دایر دیده ام اگرهم الباقی را نتوانستم تطبیق دهم چون حدیث شناس نیستم.

وگرنه غالب عبارات وجملات جی پی  واسوانی. ووین دایروفلورانس اسکاول وسایر خردمندان غربی از مشرب و متن احادیث امامان مابرخواسته است.

دلیل این شباهت این است که آنها دنبال فطرت زیبایی پسند رفتند وحرفهای معصومین ما جز این نبود و نیست

ما خیلی از حرفهای امامان ومعصومین خودرا هنوزنشنیده ایم.

کسی نیامده . به دقت آنها را با هنر وظرافت دسته بندی کند وبه اطلاع اذهان وادراک مردم برساند.

فرمایشات و سفارشات وتوصیه های زندگی بخش   معصومین همانطور لای کتابها زندانی شده اند

و فقط پژوهشگران خاص ،بسته به نیازشان  دنبالشان رفته اند وبازدر زندانی که نامش کتاب است بروی این حرف های زیبا بسته می شود

باید درب این زندانها با آرایه های هنر وصنایع ترجمه وادبیات نشر بازشود.

وگرنه نقل قول خوش زبانهای غربی  و فلاسفه  را به مذاقمان عادت می دهند که داده اند

بقول شاعر: سالها دل طلب جام جم از ما می کرد  آنچه خودداشت زبیگانه تمنا میکرد.

راه حلش این است که خوش فکرهای شیعه بیایند و  ترجمه های روانی از احادیث را به فارسی ولاتین به بیان وشرح  هنرمندانه  ای مطرح کنند

آن وقت ببینید کتاب سال  ازآن کیست.

(بنظرم:راز محبوبیت دکتر حسین الهی قمشه ای در نشرتفکردینی چیزی جز درک صحیح ایشان ازعصاره دین  و بهره برداری دقیق ازابراز هنر ترویج دین  نیست)

باید به  معجزه ی ظرافت وزیبایی های بیان  و هنر چاپ وترجمه وگرافیک هم توجه زیادتری شود.

وگرنه با ویرایش و ترجمه قرن اول  ودوم  ذهن حرکتی نمی کند چه برسد به تعمق وتدبر وتفکر.

اینهایی هم که چیزک هایی فهمیدند ا زسر هوش پژوهند گی شان دنبالش رفته اند

اگرهنر طبع وترجمه  واقعا زیور باشد من مطمئنم  اتفاقات بسیار خوبی درحوزه فهم گفتگوی امامانمان می افتد.

تاکید می کنم مطمئنم که تغییراتی رخ خواهد داد...

ازخداوند توفیق خدمت به انسانیت وهمگامی با طریقه ی حق وحقیقت معصومین را می طلبم

حمیدرضاابراهیم زاده 

 دوم اسفند1393

 

 

 http://www.irexpert.ir/Webforms/Forum/Question.aspx?QID=157921&Msg=OK

 

 * تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف  محفوظ است

 

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

يكشنبه, ۲۰ مرداد ۱۴۰۴، ۰۹:۰۷ ب.ظ

 

آدم ها
می درخشند
همچون ستارگان آسمان
کافی است
به چشم سیاره ای
خوش  بدرخشد
آنگاه
ستاره اش می شود
و
برایش  نور می پاشد
و
سیاره ای می شود
که به
گرد او
می رقصد
و
می گردد
و
می چرخد...
مست مست مست
برایش 
بی تابی می کند..

بقول شاعر گفتنی؛
ستاره ای بدرخشید و ماه  مجلس شد...


حمیدرضا ابراهیم زاده
آخرین روز امرداد ۱۴۰۳

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

شراب در قدح شعر فارسی

جمعه, ۱۸ مرداد ۱۴۰۴، ۰۱:۲۹ ب.ظ

شراب در قدح ادبیات فارسی

می ، شراب؛ مایعی خوش رنگ است که با تخمیر و عصاره گیری از انگور و یا برخی دیگر از میوه ها در شرایط خاصی بدست می آید و با عرق متفاوت است.
یکی از وعده های بهشتی که در قرآن به انسانهای نیک داده می شود  شراب است.
و سقاهم شرابا طهورا . سوره دهر آیه ۲۱
والبته کنایات باده نوشی کمترین وعده هایی است که خداوند به بهشتیان نوید می دهد
ان للمتقین مفازا حدائق واعنابا وکواعب اترابا وکاسا دهاقا لایسمعون فیها لغوا ولاکذابا جزاء من ربک عطاء حسابا ...ایات ۳۱ تا ۳۵ سوره نبا
بااین حال در احکام اسلامی خوردن شراب حرام است. وگفته شده است زیان آن بیش از منافع دیگرش است.
یسئلونک عن الخمر والمیسر؛ قل فیهما اثم کبیر. ومنافع للناس واثمهما اکبر من نفعهما...بقره ۲۱۹
تردیدی در گناه بودن وحرمت آن نیست.
 کار کرد کالبدی شراب عقل باز کن هست و دغدغه ها و نگرانی ها و دردهای فکری را از انسان سلب می کند.اما آیا می شود از زیانهای ان صرف نظر کرد و عواقب و تبعات آن را نادیده گرفت؟
با این وصف دیوان حافظ مملو از استفاده ی واژه شراب و می است ؛
شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش          که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش 
شراب مرد افکن  یعنی  شراب ومخدری  که اجازه اندیشیدن را از انسان قوی بنیان  بگیرد و قوه بالغه عقلی را از او سلب کند.
انسان در زندگی خود همواره با از دست دادن ها و نگرانی های بزرگی رو بروست که تحمل آن برای او بار بسیار گران است.
فشارهای روانی و جسمی، شکست های زندگی، شکست عشقی،دردهای شدید بدنی، درد از دست دادن ها گاه برای برخی از افراد از طاقت شان بیرون است و فرد را وادار به استفاده مسکرات می کند!
از سویی دیگر می خوارگی در همه جای دنیا مذموم است.
با اینحال در ادبیات فارسی بسیاری از شاعران از آن بعنوان پناه برای فرار از دردها و افکار پریشان استفاده می برند.
اگرچه در اشعار حافظ شراب به عالم معنا تعبیر می شود و هیچ ربطی به عنوان و کاربرد کالبدی خودش ندارد اما کاربرد این واژه اغلب عرفانی می باشد.
که با کنایه واشاره و یا با اصل واژه در اشعار دیده می شود.
در یکی از غزلیات بلند و مشهور شمس تبریزی اشاره عمیقی به موضوع شراب دارد که می گوید؛
بیار ساقی بادت فدا سر و دستار     ز هر کجا که دهد دست جام جان دست آر
درآی مست و خرامان و ساغر اندر دست    روا مبین چو تو ساقی و ما چنین هشیار
بیار جام که جانم ز آرزومندی     ز خویش نیز برآمد چه جای صبر و قرار
بیار جام حیاتی که هم مزاج توست      که مونس دل خسته‌ست و محرم اسرار
از آن شراب که گر جرعه‌ای از او بچکد   ز خاک شوره بروید همان زمان گلزار
شراب لعل که گر نیم شب برآرد جوش   میان چرخ و زمین پر شود از او انوار
زهی شراب و زهی ساغر و زهی ساقی    که جان‌ها و روان‌ها نثار باد نثار
بیا که در دل من رازهای پنهانست     شراب لعل بگردان و پرده‌ای مگذار
مرا چو مست کنی آنگهی تماشا کن      که شیرگیر چگونست در میان شکار
تبارک الله آن دم که پر شود مجلس   ز بوی جام و ز نور رخ چنان دلدار
هزار مست چو پروانه جانب آن شمع    نهاده جان به طبق بر که این بگیر و بیار
ز مطربان خوش آواز و نعره مستان    شراب در رگ خمار گم کند رفتار
ببین به حال جوانان کهف کان خوردند    خراب سیصد و نه سال مست اندر غار
چه باده بود که موسی به ساحران درریخت   که دست و پای بدادند مست و بیخودوار
زنان مصر چه دیدند بر رخ یوسف   که شرحه شرحه بریدند ساعد چو نگار
چه ریخت ساقی تقدیس بر سر جرجیس   که غم نخورد و نترسید ز آتش کفار
هزار بارش کشتند و پیشتر می‌رفت    که مستم و خبرم نیست از یکی و هزار
صحابیان که برهنه به پیش تیغ شدند    خراب و مست بدند از محمد مختار
غلط محمد ساقی نبود جامی بود       پر از شراب و خدا بود ساقی ابرار
کدام شربت نوشید پوره ادهم    که مست وار شد از ملک و مملکت بیزار
چه سکر بود که آواز داد سبحانی    که گفت رمز اناالحق و رفت بر سر دار
به بوی آن می‌شد آب روشن و صافی     چو مست سجده کنان می‌رود به سوی بحار
ز عشق این می خاکست گشته رنگ آمیز    ز تف این می آتش فروخت خوش رخسار
وگر نه باد چرا گشت همدم و غماز        حیات سبزه و بستان و دفتر گفتار
چه ذوق دارند این چار اصل ز آمیزش    نبات و مردم و حیوان نتیجه این چار
چه بی‌هشانه میی دارد این شب زنگی    که خلق را به یکی جام می‌برد از کار
ز لطف و صنعت صانع کدام را گویم     که بحر قدرت او را پدید نیست کنار
شراب عشق بنوشیم و بار عشق کشیم    چنانک اشتر سرمست در میان قطار
نه مستیی که تو را آرزوی عقل آید   ز مستی که کند روح و عقل را بیدار
ز هر چه دارد غیر خدا شکوفه کند    از آنک غیر خدا نیست جز صداع و خمار
کجا شراب طهور و کجا می انگور    طهور آب حیاتست و آن دگر مردار
دمی چو خوک و زمانی چو بوزنه کندت    به آب سرخ سیه روی گردی آخر کار
دلست خنب شراب خدا سرش بگشا     سرش به گل بگرفتست طبع بدکردار
چو اندکی سر خم را ز گل کنی خالی   برآید از سر خم بو و صد هزار آثار
اگر درآیم کآثار آن فروشمرم     شمار آن نتوان کرد تا به روز شمار
چو عاجزیم بلا احصیی فرود آریم      چو گشت وقت فروداشت جام جان بردار
درآ به مجلس عشاق شمس تبریزی    که آفتاب از آن شمس می‌برد انوار
سعدی ، جامعه شناس و رفتار شناس اجتماعی و غزل سرای یکه تاز ادبیات فارسی نیز از می و ساغر و ساقی اشارات فراوانی در اشعارش دارد ؛
ساقی بده آن کوزهٔ یاقوتِ روان را     یاقوت چه ارزد بده آن قوتِ روان را...
ویااینکه فرمود؛
ساقی بده آن شراب گلرنگ     مطرب بزن آن نوای بر چنگ.
 کز زهد ندیده‌ام فتوحی      تا کی زنم آبگینه بر سنگ؟
 خون شد دل من ندیده کامی      اِلّا که برفت نام با ننگ...
باید گفت که مطابق با پژوهش پژوهشگران حوزه های ادبیات جهان ،عنصر مستی و سکر در ادبیات فارسی بیشتر از ادبیات هر جای دنیا به آن پرداخته شده است. و درهیچ جای دنیا از مستی و شراب در اشعار این حجم توجه نمی بینید!
تا جایی که عمر خیام بیشترین تشویق را در باره باده گساری از خود بروز می دهد؛
می نوش که عمر جاودانی این است      خود حاصلت از دور جوانی این است. 
هنگام گل و باده و یاران سرمست           خوش باش دمی که زندگانی این است.
ابن سینا  نیز به عنوان طبیب وحکیم نام آور مسلمان ، خوردن شراب را دارو و درمان درد ها می داند .بشرط عدم افراط!
درنگاه برخی دیگر از قدمای حوزه طب مانند رازی نیز همین نگاه وجود دارد.
از سویی دیگر در احکام فقهی هرچیزی که برای مضطر ، دارو و درمان محسوب شود از قاعده کلی حرمت نیز ساقط می شود.
به موجب برخی از احکام الهی اضطرار حکم را ساقط می کند
إنما حرم علیکم المیتة والدم ولحم الخنـزیر وما أهل به لغیر الله فمن اضطر غیر باغ ولا عاد فلا إثم علیه إن الله غفور رحیم. سوره بقره آیه ۱۷۳
درشرع متین؛دروغ و قتل و دزدی ومردار خوری و... شرابخواری و زنا و غیبت  و... بد هستند!
اما وقتی حال اضطرار پیش بیاید و گزندی  برای جان و آبرو  پیش بیاید حکم از حد ساقط می شود.
واژه هایی مانند؛ می ،ساغر، قدح، باده، پیاله،مست، ساقی، قدح،شراب ،باده گسار و... که در ادبیات معنا گرای فارسی فراوان دیده می شود اغلب بیانگر حقایق معنوی و عبور از گذرگاه های دنیایی برای ارتقای روحی از استعاره ها و کنایات عمیقی مانند شراب استفاده شده است که در اصالت جملات، واقعیات مهمی چون عالم معنا وملکوت و ذکر و ذاکر و وصول به حقیقت نهفته شده است.
دو پهلو بودن این مفاهیم بیشتر به قوه درک و بالغ گیری خرد مخاطبان این اشعار مربوط می شده است...
چنانچه صائب تبریزی در غزلی شیرین می گوید؛
ز بس به می شدم آلوده چون سبوی شراب   توان مقام مرا یافتن به بوی شراب
گل امید من آن روز رنگ می گیرد    که بشنوم ز لب لعل یار، بوی شراب
اگر چه گرد برآورده ام ز میکده ها      هنوز در دل من هست آرزوی شراب
ازان به است که صد تشنه را کند سیراب   اگر به خاک من آرد کسی سبوی شراب
برهنگی نکشد روز حشر، تردستی      که با لباس مرا افکند به جوی شراب!
شود ز ساقی گلچهره گلستان خلیل     اگر چه آتش سوزنده است خوی شراب
خوشا کسی که درین باغ کرد چون نرگس    ز کاسه سر خود پا، به جستجوی شراب
غمین مباش که از بحر غم حریفان را     به دست بسته برون می برد سبوی شراب
چه لازم است به زاهد به زور می دادن؟   به خاک شوره مریزید آبروی شراب
شکسته رنگ نمی گردد از خمار کسی     که از شراب قناعت کند به بوی شراب
اگر سفینه برای نجات بحر غم است    بس است کشتی دریاکشان کدوی شراب
کسی ز دولت بیدار گل تواند چید        که چون حباب نظر وا کند به روی شراب
مدام همچو رگ ابر، گوهر افشان است      زبان خامه صائب ز گفتگوی شراب.
علاوه بر زبان نغز ، زبان استعاره و کنایه و اشاره و یا آرگو در ادبیات سراسر جهان جایگاه با شکوهی دارد و باعث می شود تا بالغ فکری انسانها در هر طبقه ای بیدارگردد
قرآن کریم در وعده های بهشت برای جلب درک طبقات فکری از راه کنایات واشارات با مردم گفتگو نموده است و در پایان می فرماید؛
وتلک الامثال نضربها للناس لعلهم یتفکرون  .سوره حشر۲۲
 در پایان سوره یوسف پس از اشارات ژرف به احسن القصص یا داستان یوسف پیامبر می فرماید؛
لقد کان فی قصصهم عبره لاولی الباب... سوره یوسف ۱۱۱
بی گمان در این داستان ها درس آموزی برای خردمندان نهادینه شده است.!
مشاهیر ادب پارسی نیز که اغلب از عرفا وحکمای زمان خود بوده اند با تاسی از سیاست گزاری ها ومهندسی فکری قرآن کریم ، آموزه ها و درسنامه های خود را با کلام منظوم واستعارات زیبا و دلپسند در ادبیات جاودانه و ماندگار می کردند.
ازاین رو عیب چندانی را براستعاره های دل انگیز آنان نمی توان مترتب نمود.
خداوند حتی در پایان داستانهای راستانی قرآن نیز صراحتا می فرماید؛
و کلا نقص علیک من انباء الرسل مانثبت به فوادک وجاءک فی هذه الحق وموعظه وذکری للمومنین. هود ۱۲۰
داستانهای قرآن بیش ازاینکه داستان باشند اطمینان بخش قلب اهل باور و راهگشای حرکت آنان است.
در پایان سخنم را با غزلی ازحافظ علیه الرحمه پایان می برم که فرمود؛
مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزم     طایرِ قُدسم و از دامِ جهان برخیزم
به ولای تو که گر بندهٔ خویشم خوانی      از سرِ خواجگیِ کون و مکان برخیزم
یا رب از ابرِ هدایت بِرَسان بارانی       پیشتر زان که چو گَردی ز میان برخیزم
بر سرِ تربتِ من با مِی و مُطرب بنشین     تا به بویت ز لحد رقص کُنان برخیزم
خیز و بالا بنما ای بتِ شیرین حرکات     کز سرِ جان و جهان دست فشان برخیزم
گرچه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کَش    تا سحرگه ز کنارِ تو جوان برخیزم
روز مرگم نفسی مهلتِ دیدار بده       تا چو حافظ ز سرِ جان و جهان برخیزم.
والی الله المصیر
حمیدرضا ابراهیم زاده
اول مرداد۱۴۰۴


تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

فقر سواد رسانه ای

جمعه, ۱۸ مرداد ۱۴۰۴، ۰۱:۲۰ ب.ظ

فقر سواد درسانه ای
درمیهن پرجمعیت  مجازی چه نقش وجایگاهی داریم.
آمارهای رسمی و موثق حاکی از آن است که به طور متوسط روزی ۳ تا۵ ساعت در این فضا به سر می بریم.
جستجوها و خوشایندهای ما در این وطن اختیاری است.
به میل و دلخواه خود به عضویت دراین وطن در آمده ایم!
سوای اینکه اغلب ما در این فضا پیگیر خبر ومعجزه ایم !
اما واقعیت  مهم دیگری در جریان است که ما نمی دانیم  به دنبال چه می گردیم!
شاید به نظر برسد عمده پیگیری های ما اجتماعی و فان وخبر باشد.
اما در همین اصطلاحِ کمواژه مطالبات پنهان زیادی نهفته است
عمده جمعیت میهن بزرگ مجازی مستاصلانی هستیم که خوشایندمان را نمی توانیم از ناخوشایندمان تسویه کنیم.
برای همین به فوروارد های بی جا وخاله زنک بازی و سرکشی به حریم دیگران
سرکشی و تحلیل درباره اوضاع دیگران.
برهم زدن آرامش و حال گیری از دیگران با لایک و ان لایک.
آموزش دیگران.
راه حلی برای آرامش و درمان خود.
راه حلی برای فرار از خود کردگی ها.
و گاه به ندرت برای خوب کردن حال دیگران وقت می گذاریم!
بی گمان این حال خوب کردن ها،خیرش خیلی بیشتر از فورواردهای خاله زنکی سیاسی و... است. 
نمی دانم دانستن این همه اطلاعات  درهم و برهم سیاسی به چه کار مان می آید؟
آیا می فهمیم وقتی حال هم را بد می کنیم.
کسی را نا امید می کنیم یا کسی را گمراه و از راه به در می کنیم
چه عواقب شومی در انتظار ماست؟
این چرخه ی دوار و پرشتاب چه بلایی بر سرمان خواهد آورد!؟
اغلب هم ناخواسته دست به چنین کارهایی زده ایم.
مهمترین دلیل این رفتارها این است که ما به درستی برای زندگی در این میهن مجازی بستر نساخته ایم. وآموزش سواد رسانه ای ندیده ایم.
تاب وتوان خودمان را نسنجیده ایم چه برسد به تدانمندی ها وتاب آوری های طرف مقابلمان.
قهقهرای بی سوادی رسانه ای ، مردمِ مسلح ما را بی چاره کرده است.
اول از همه تجهیزات وپلتفرم ها را در اختیار همه طبقات سنی و جنسی و تحصیلی و... داده اند
به این نیندیشیده اند که این شمشیر دو دم بدون هیچ آموزشی چه بلایی می تواند بر سر فرهنگ و اقتصاد و تعاملات اجتماعی جامعه بیاورد...
و سپس مهندسان فکری وفرهنگی واقتصادی وسیاسی واجتماعی که برای قشر بزرگ جمعیت نا آگاه چه برنامه ریزی هایی انجام داده اند، ما رابه حیرت وشگفتی وا می دارد
قوانین مزورانه ی موجود هم که قابلیت باز دارندگی ندارد بلکه حلقه های پنهان آموزش تخلفات حرفه ای وخلاقانه ی جدیدی را رو نمایی می کند.
مولانا می گوید
بدگهر را علم و فن آموختن      دادن تیغی به دست راه‌زن 
تیغ دادن در کف زنگی مست     به که آید علم ناکس را به دست
علم و مال و منصب و جاه و قران      فتنه آمد در کف بدگوهران...
اگرچه باید گفت منافع و مبراتی هم برای زندگی در این میهن پرجمعیت مجازی وجود دارد
بقول حافظ؛
عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو     نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند...
بی گمان آورد و تضاد وستیزه ای هم در این میان رخ می دهد
فرق بین مطالب و سخنان و کتاب های مفید با مطالب سهل الوصول و انحرافی و دستکاری شده را چگونه باید کشف کرد؟
اخلاق حاکم بر اعضای این جامعه مجازی چه اندازه منزه و قابل اعتماد است!؟
به هر روی  احتیاط خردمندان اجتماعی در این گرانیگاه آنها را به واکنش مهمی وا می دارد
که همه اعضای این میهن بزرگ نیازمند به اعتماد هستند
کسی هم مسئولیت کارش را نمی پذیرد.
شاعر ونوازنده و خیاط و استادکار و آشپز و مداح و سخنران و قاری و هنرمند و خوشنویس وخواننده و کشاورز و معمار و پزشک و... این جامعه چه سهمی را بر اعتماد سازی برای آموزشهای سواد رسانه ای این کشور بزرگ کم بنیه ی اجتماعی دارند!؟
چه استدلال ها و توجیهاتی برای توثیق واستناد دهی ویا اعتماد سازی در بکار گیری از کالاهای مصرف فکری و فرهنگی وجود دارد. ؟
کدام مستندات درست و موثق وقابل اعتماد است؟
قدر متیقن باید دانست که کشف  سره از ناسره و حقیقت از غل و غش بسیار سخت است.
وبرای این کشف نیز به زمان و منابع  ومآخذ موثق بیشتری نیازمندیم  تا از هجمه ی توفنده  شبهات وابهامات جلوگیری کنیم.
حال آنکه برای راستی آزمایی و کشف حقیقت چه اندازه وقت و حال مصرف می کنیم جای بحث و کنکاش است. اما حقیقت ماجرا این است که اغلب ما بدون راستی آزمایی این منابع و اطلاعات را پذیرا می شویم و حتی برای دیگران نیز ارسال و منتشر می کنیم.
از این رو مهندسان فکری وفرهنگی ما باید تمهیدات و راهکارهایی بیافرینند تا از مضرات وآسیب های فقر سواد رسانه ای کاسته و با آموزش های همگانی نسبت به باسوادی رسانه ای مردم  و به ویژه آگاهی بخشی برای زندگی در جامعه مجازی جدی گرفته شود و با دقت و جدیت ، آموزش را با روش های هنرمندانه  اجرا نمایند.
مسئولیت جامعه شناسان و رفتارشناسان اجتماعی  و نخبگان حوزه های مختلف فرهنگ و هنر نیز ، آموزش تولید محتوای درست و کامل برای همه اقشار است‌ .
بی درنگ مسئولیت پذیری همه خواص جامعه به ویژه نخبگان عرصه های علمی و فناوری و فرهنگی برای پویش باسوادی رسانه ای جامعه از اهم  مطالبات ملی است.

والی الله المصیر
حمیدرضاابراهیم زاده
۱۴ مرداد ۱۴۰۴

 

 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ می باشد.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده