دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب مقالات،یادداشتها وآثار پژوهشی واجتماعی حافظ ومترجم قرآن کریم و نهج البلاغه، شاعر و خوشنویس، جامعه شناس و پژوهشگر حوزه جامعه و رسانه؛ استاد دانشگاه دکتر حمیدرضا ابراهیم زاده

بایگانی

ناسخ و منسوخ ۲

شنبه, ۱۲ مرداد ۱۴۰۴، ۰۹:۵۱ ق.ظ

ناسخ ومنسوخ
با گذشت زمان و گذر مقتضیات زمانی واقلیم های متنوع جغرافیایی و اجتماعی وفرهنگی، قوانین وپدیده ها دچار انسداد شده و دست وپا گیر می شوند و برای همین  فناوری های جدید و قوانین نو بنیانی به وجود می آید که پدیده ها وفناوری ها و قوانین قبلی را نسخ و کامل می کند.
منسوخ شدن در واقع بلوغ و تکامل گرایی تدریجی است و راهکار و پاسخ روشنی برای نا کارآمدی پدیده ها و قوانین و فناوری ها است.
مثلا؛ نسل اول تلفن های بی سیمی و گوشی های همراه قابلیت هایی داشتند که تلفن های ثابت نداشتند وسپس ظهور بلوتوث در گوشی ها و قابلیت های جدید و رفته رفته و به تدریج نسل گوشی های جدید با قابلیت های نو توانستی است نسل های قبلی خود را منسوخ نماید و همچنان فناوری های جدید در حال منسوخ سازی  نسل های پیشین خود است
وهمینطور قوانین وپدیده ها نیز قابلیت های جدیدی را مطالبه می کنند که قوانین سابق را منسوخ می نماید.
وبا استناد به نسل های پیشین خود توانسته اند ظهور یابند.
سنت های الهی نیز اینچنین بوده است که در ماموریت برای رسالت پیامبران الهی ۱۲۴ هزار پیامبر در اقوام مختلف برگزیده شده اند. که گاه همزمان بایکدیگر مبعوث شده ولی اغلب  یکدیگر را منسوخ نموده اند.وبلوغ وتکامل بالاتری را نسبت به انبیای پیشین برای پیروان خود به ارمغان گذاشته اند.
چنانچه جناب مولانا فرمود؛
چون که صد آید نود هم پیش ماست
نام احمد نام جمله انبیاست.
برخی از آیات قرآن نیز مشمول این فرایند قرار گرفته ودچار نسخ گردیده وتغییر وضعیت داده اند.و آیات جدیدی جایگزین متن سابق شده و احکام را با توجه به مقتضیات زمانی به بلوغ کشانده و دچار دگرگونی نموده اند.و حکم قبلی از درجه اعتبار  برای اجرا ساقط می گردد.
خداوند دراین باره می فرماید؛
مَا نَنسَخْ مِنْ آیةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَیرٍ‌ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا ۗ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَیٰ کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ‌ ﴿۱۰۶﴾ (ترجمه:هر حکمی را نسخ کنیم، یا آن را به [دست‌] فراموشی بسپاریم، بهتر از آن، یا مانندش را می‌آوریم؛ مگر ندانستی که خدا بر هر کاری تواناست؟ (بقره–۱۰۶)
مانند آیه نجوا ؛ دستورى که به مسلمانان در مورد دادن صدقه قبل از نجوا و گفتگوهاى درگوشى با پیامبر اکرم داده شده بود: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اِذا ناجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَىْ نَجْویکُمْ صَدَقَةً»؛ (اى کسانى که ایمان آورده اید هنگامى که مى خواهید با پیامبر نجوا کنید پیش از نجوا، صدقه اى در راه خدا بدهید). (سوره مجادله، آیه 12)
این آزمونى بود براى مسلمانان که جز یک نفر ـ امام علی(علیه السلام) ـ به آن عمل نکرد و به زودى آیه ناسخ نازل شد و فرمود: «اَءَشْفَقْتُمْ اَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَىْ نَجْویکُمْ صَدقات فَاِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللهُ عَلَیْکُمْ فَاَقیمُوا الصَّلاةَ وَ اتُوا الزَّکوةَ وَ اَطیعُوا اللهَ وَرَسُولَهُ وَ اللهُ خَبیر بِما تَعْمَلُونَ»؛ (آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقات، پیش از نجوا خوددارى کردید، اکنون که این کار را نکردید و خداوند توبه شما را پذیرفت نماز را برپا دارید و زکات را ادا کنید و خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید و [بدانید] خداوند از آنچه انجام مى دهید باخبر است). (سوره مجادله، آیه 13)
وسایر آیاتی که در قرآن کریم به عنوان کتاب آسمانی دچار نسخ شده اند‌.
قوانین وپدیده های دیگر نیز مشمول این بلوغ و تکامل قرار می گیرند وبه فرایند تکامل خود جامه ی عمل می پوشند.
ودر زندگی فردی واجتماعی مردم تاثیرات بهتری می گذارند.
اغلب انقلاب های بزرگ نیز این چنین هستند که با نسخ سازو کارهای پیشین به پویش کارآمدی سازمانی جدید وبلوغ  ارزشمند نزدیک و مسیر حرکت و رشد را پیموده و به عزت و رفاه اجتماعی کمک می کنند.
زندگی خصوصی ما نیز باید این گونه باشد که با خود سازی و پیمایش رفتارهای جدید، منِ سابق خود را منسوخ ساخته و انسان نو و کارآمد تر و بالغ تر و کار آمد تر وتاثیر گذارتری از خود به جای بگذاریم وبه رستگاری وعزت وآرامش نزدیک تر باشیم.

والی الله المصیر
حمید رضا ابراهیم زاده 
دهم مرداد۱۴۰۴

 

 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ می باشد.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

درسی که یزید به انسان ها آموخت

شنبه, ۱۲ مرداد ۱۴۰۴، ۰۹:۰۰ ق.ظ

 

یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ

 وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَا إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ

 

نتیجه تصویری برای درسی که حسین به انسانها آموخت هاشمی نژاد

 

 

درسی که یزید به آدمیان آموخت

این بودکه هرگز

درسودای باطل خویش آفتاب آزادی و حق را نتوان خاموش کرد

یزی دبه  آدمیان این درس را آموخت که

تکیه برجای بزرگان نتوان زد به گزاف

 

 

  یزیدی که ادب طلب وتمنا  نمی دانست 

 حسین را به مصالحه ی با باطل خود فرا خواند و او را از طغیان علیه خود برحذر داشت

یزید به آیندگان آموخت

که راه گریز از یزید ماندن ؛سوارشدن بر کشتی نجات حسین  است

یزید  از حسین اسطوره ی آزادی و آزادگی به جهانیان معاصر وآیندگان نشان داد

و مردم را سالهای متمادی برسفره ی درسهای حسین نشاند

 

**************

 

یـزیـد بن معاویه نامه‌اى به همراه اشعارى براى عبداللّه بن عباس یا طبق نقلى، براى عمرو بـن سـعـیـد، حـاکـم مکه فرستاد تا آن را در مراسم حج بخواند، یزید چون از روحیه مردم مدینه و روحـیـه سـلحشورى سیدالشهدا علیه السلام مطلع بود و مى‌دانست که آنان زیر بار حکومت غاصبانه یزید نـمـى‌روند،  تصمیم گرفت از باب مصالحه و نرمش،از وقوع جنگ جلوگیری کند، زیرا مى‌دانست جنگ و کـشـتـه شـدن حـسین بن على علیه السلام براى او گران تمام مى‌شود،

مردم مدینه وقتى اشعار یزید را دیـدند، آن را خدمت امام حسین علیه السلام فرستادند، رهبر آزادگان جهان با یک نظر به فراست دانست کـه ایـن اشـعـار را یزید فرستاده، لذا در پاسخ او به یک آیه از قرآن کریم بسنده کردند که خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله مى‌فرماید:

 

بـسـم اللّه الـرحمن الرحیم

"فان کذبوک فقل لی عملی و لکم عملکم انتم بریئون مما اعمل و انا بری مما تعملون./ والسلام"

؛ اگـر کـفـار تـو را تـکـذیب کردند، بگو من مسؤول اعمال خودم هستم و شما هم مسؤول اعمال خودتان، شما از اعمال من بیزار هستید و من هم از آنچه شما انجام مى‌دهید بیزار هستم.

اینک چند نمونه از اشعار یزید:

 

یا قومنا لا تشبوا الحرب اذ سکنت                     تمسکوا بحبال الخیر واعتصموا

قد غرت الحرب من قد کان قبلکم                      مـن القـرون و قـد بادت به الامـم

فانصفوا قومکم لا تهلکوا بذخا                          فرب ذى بذخ زلت به القدم (1)

 

"آتش جنگ را که خاموش است شعله‌ور نسازید،

و به راه خیر چنگ بزنید. جنگ، اقوام گذشته را مغرور کرد و جمیعت‌هائى را نابود ساخت.

در حـق خـویـشـان خـود، نـیـکـى کنید و کبر و بزرگى را کنار بگذارید که چه بسا افراد متکبر قدم‌هایشان لغزید."

 

تحلیل پاسخ امام علیه السلام

سیدالشهدا علیه السلام با تمسک به آیه شریفه سوره یونس، اعلان برائت از کفار و مشرکین و منافقین و همه دشـمـنـان اسلام مى‌نماید که اصولا هیچ راه مصالحه و سازش با آنها وجود ندارد و در واقع این آیه اجـمالى است از آنچه در سوره کافرون آمده که شش نفر از کفار به رسول خدا صلی الله علیه و آله پیشنهاد کردند کـه:

"یک سال تو خدایان ما را عبادت کن، یک سال هم ما خداى تو را پرستش مى‌کنیم، در نتیجه اگـر مـسـلـک ما بهتر بود، تو ضرر نکرده‌اى، و اگر دین تو بهتر بود، ما ضرر نکرده‌ایم و شریک در کیش تو شدیم." (2)

اما در این حال سوره کافرون نازل شد و پاسخ محکمى به همه این پیشنهادات داد، زیرا قرآن کریم هـرگـونـه هـمکارى و مساعدت و مودت و دوستى و مطاوعه و سازش با کفار و مشرکین و دشمنان اسلام را ممنوع کرده است. خـداونـد مـتعال می‌فرماید:

"یا ایهاالذین امنوا لاتتخذوا عدوی و عدوکم اولیا تلقون الیهم بالمودة و قد کفروا بما جاکم من الحق"(3)

اى مؤمنین! دشمنان من و خودتان را، دوست نگیرد، شما نسبت به آنها اظهار محبت مى‌کنید در حالی که به آنچه از حق براى شما آمده کافر شده‌اند.

مفسرین چنین نقل کرده‌اند که شان نزول آیه در مورد حاطب بن ابى بلتعه است.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- مقتل خوارزمى، ج1 / ص 218/ تاریخ ابن عساکر، ص 203 ناسخ ، ج2، ص 28.

2- مجمع البیان 10/552 / تفسیر فخر رازى 32/144.

3- ممتحنه / 1.

 

 

* تمامی حقوق مربوط به این اثردر انحصارمولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

برقامت آن ماه شهیدان صلوات

سه شنبه, ۸ مرداد ۱۴۰۴، ۰۶:۰۱ ق.ظ

 



 

 بر تارک آن شاه شهیدان صلوات                                                                                                              بر راه رو راه شهیدان صلوات

آن شیر زن قافله راهست سلام                                                                                   بر قامت آن ماه شهیدان صلوات

 

سوم آبان1393

حمیدرضا ابراهیم زاده

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

روضه ی شبنم

يكشنبه, ۶ مرداد ۱۴۰۴، ۱۲:۳۱ ق.ظ

 

 

مهتاب امشب آید  بسراغ من وتو  

که بگوید

 شب نمناک دلش روضه ی شبنم دارد

 وسیه کرده به تن شب هجرانی باغ

 جامه ی جیغ عزا دردل  داغ

 فصل دلتنگی یک باغ زداغ انجیر

فصل دل باختن وجنگ میان تدبیر

 ترکیده دل میوه ی انجیر

 ز داغ مامش

وپریشان شده سلسله ی   بید

 زحال بابش

باغ بیچاره ی  محزون به دلش تعزیه  برپا شده است

دسته ی  نوحه ومرثیه از ماه خزان آمده است

وقت پاییز

  که انجیر دلش   تنگ  محبت بشود

سرخودرا قمه خواهد زد وگفت:

 فصل باران  من است

غم یاران من است

وانار

از حسرت  این داغ خون بارد

 وسینه کند چاک  

و سراید که مرا

عزم نبرد است با سلسله ی دندان دهور

  بید مجنون  دراین سوگ بزرگ

 زنجیر زنان مرثیه خوان

باد صبا را گوید :

 مویه کن و سوز بکش. مشک بده اشک بده  ابر بده دم بده  .

مرحمتی، دست نوازش  بکشان دیده ی یاران  وبباران باران.....

باز این همهمه بی دوست سرآید دوران؟

بازاین شورش عظما ست برای انسان؟

یادهراف لک من خلیلی  

کم لک بالاشراق والاصیلی

آفتابا نظری کن که عیار شدم

من بخال لبت ای دوست گرفتار شدم

تب تدبیر تو و زلف پریشان چه کنم؟

کشته ی غمزه چشم تو به دیدار شدم

 

حمیدرضاابراهیم زاده

13شهریور1394       

 

 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار شاعر محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

رسالت ما درقبال قیام عاشورا

چهارشنبه, ۲ مرداد ۱۴۰۴، ۱۰:۰۶ ق.ظ

بسم الله الرحمن‌الرحیم
ایرانیان در دگردیسی ها وسیر حرکت خود به تدریج ظلم پذیر ومنکر خواه شده اند
واین از موهبات و نشانه های توهم است
توهم در دانایی و توانایی ومانایی و ...
در طول تاریخ توهم باعث اعمال شکنجه های عمومی و بلایا بر امت ها شده است
بدرفتاری اجتماعی نشانه است
وگذراست
کسیکه کبدش کار نکند 
رنگ رخساره تیره می شود لکه های صورت وعلائم پوستی دارد یُبس می شود.
سودا بر او  غالب می شود
باپماد وکرم گرانقیمت هم  درست نمی شود
باید کبد اصلاح بشود.
آبرسانی و ترمیم بشود و...
جامعه به مثابه بدن یک انسان وبدنه ی یک دستگاه بزرگ است با تمام لوازم و کارکردها وچرخه های متصل به کارایی.
هنگامی که
کبدجامعه به تضاد وتناقض رسیده است
با خودش ستیزه دارد
با آموزه هایش ناسازگاری می کند
بافرهنگش همخوانی ندارد.
می خواهد دگرگون شود
انقلاب معکوس بکند
نسبت به باورها و آرمانهایشان دلزده می شوند
ناامیدی و ناگواری دارد
درگیری وخود زنی وخود فروشی دارد
خودکشی و دیگر کشی دارد.
جرائم خاص وحرفه ای دارد.
قانون ستیزی و فراقانون خواهی دارد.
فقر و فلاکت ونفرت و تضاد دارد.
اما می گوید که همه چیز را به درستی می داند و بشدت متوهم است
وارد فاز التزام عملی نمی شود زیرا آن را کارا و درست نمی پندارد
چون نسبت به آن باوری ندارد
در باورهایش انشقاق وتضاد وجود دارد.
ازاین رو فقیر و ضعیف ونهیف وشکننده می شود
بی کیفیت و ظاهر گرا می شود.
نیاز به اصلاح و دگرگونی دارد
اما دگرگونی را نمی پذیرد
متوهم هرگز اصلاح پذیر نیست
جامعه اصلاح‌ناپذیر بشدت محکوم به انحراف وانحطاط است
اصلاح ناپذیری یعنی بی نیازی کاذب از درست شدن و ترمیم نخواستن.
اصلاح پذیری خاصیتش این است که جامعه می خواهد بماند وبالنده شود.
التزام به درست شدن وحر کت لازمه اش خواستن و اراده وباور به بودن است
هنگامی که جامعه از معروف رویگردان است و منکر را می پسند. به مبارزه و لجبازی نسبت به ارزشهایش مبادرت می ورزد. مقلد و بادی به هرجهت می شود.
بیماری که لجباز شده است به خود آسیب می زند.
از شئونات ومقررات رو برمی گرداند
قانون ستیز وقانون گریز است
 دین وقانون را نا کار آمد می پندارد
باابعاد رشد و تعالی وحرکت درست مخالف است وهمه چیزش را می بازد.
این‌باختن و آختن و تاختنش منجر به پدید آمدن بلایا وگرفتاری ها می شود
همه گرفتاری ها از سست باوری وبد رفتاری مزمن انسان است. انسان بدست خود ساقط می شود
ظهر الفساد فی البر والبحر بایدی الناس ...
وکسی هم جز خودش نمی تواند خواهان دگرگونی وتغییر باشد
ان الله لا یغیر بقوم حتی یغیروا ما باانفسهم...
آسیب اینهاست که نمیفهمد ویا نمی خواهد بفهمد یا به خود بقبولاند دارد شرارت‌می کند
 فسادش را عین اصلاح می داند.
همانند عصر قیام خونین عاشورا، که  مردم و خواص و نخبگان آن عصر از خود سازی و بینش درست خود غافل شدند. واز پیروی ارزشها رویگردان شده و بسیار متوهمانه نسبت به وقایع زمانه ی خود رفتار کردند و شد آن چه که نباید می شد. قرنهاست که بیدارگران ومصلحان دینی وسیاسی واجتماعی برای بیداری بشر از بخواب زدگی وخام خیالی تلاش می کنند و سوگواره ها و یادمانها برای صیانت از کرامت انسان  برپامی دارند و از عزت وبر پاسداری امر به معروف و نهی از منکر را برای مردمان هر عصر می گویند.
و از انسانها می خواهند تا به معروف اعتماد کنند ونسبت به منکرات بر حذر باشند و پرهیز کنند.
تا کرامت انسان پاسداری شود.
کرامت انسان دراین است که می خواهد  و باید کامل باشد.
صیانت از کرامت انسان مستلزم پایداری و پایمردی و التزام عملی به باورها و قوانین است.
باید در مسیر شدن وخود آگاهی به شدت به خودسازی وخود باوری فردی و آموزش همگانی اهمیت بدهیم و به باورها وآرمانهایمان ملتزم بمانیم.
از اصلاح ودگرگونی وبیداری نهراسیم. تابالنده و پویا باشیم.

والی الله المصیر
حمیدرضاابراهیم زاده
۱۲ مرداد ۱۴۰۱

تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

یا عباس!

يكشنبه, ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ۱۱:۴۰ ق.ظ

 

نتیجه تصویری برای قمربنی هاشم

 

 

ای قمر

ماه

تورا می گویم

من

زمهر تو

امان

می جویم...

 

حمیدرضا ابراهیم زاده   6  آبان1393

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

قمر بنی هاشم سلام

پنجشنبه, ۲۷ تیر ۱۴۰۴، ۰۶:۰۰ ب.ظ

سلام بر باب الحوائج قمر بنی هاشم

سلام بر تو ای آنکه تاریخ تمناها، چون تو پذیرنده ای به رنگ خدا ندارد!

توئی که عبد صالح خدایی و در امام شناسی شیعه ترین رهرو تاریخی!

ای قمر

ماه تو را می گویم

ای تو مه

شاه تو را می گویم

من ز مهرتو

امان جسته تمنا دارم

منجی از کرب و

دل چاه تو را می گویم...

 

یا کاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربی بحق اخیک الحسین

 

ای ماه منیر بنی هاشم ای عبد صالح خدا

ای کوه بردباری و وقار و وفا

ای اقیانوس غیرت و  سخاوتمندی و صفا

سلام بر تو و حسین تو

سلام برتو و همرزمان و یارانت

سلام بر تو و خواهر و دوستدارانت

 عبد الله ابالفضل  دخیلک

 

مولای من صاحب الزمان!  این مصیبت دردناک را به پیشگاه حضرت عالی تسلیت و تعزیت عرض نموده و برایتان

  سر سلامتی و ظهور زود هنگام آرزو مندم.

 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

مشکهایت کو؟

چهارشنبه, ۲۶ تیر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۰ ب.ظ

 

مشکهایم کو؟          

                                          

                                          

 

   مشکهایم کو؟

چه کسی بود  صدا زد  عباس؟   

آشنا بود صدا

مثل نوای غزل مهر پدر

رهبرم تشنه لب است

و

زینب وسجاد  و همه اهل خیام

شب عاشور به  شیدایی یک مرثیه ازپیشانی آل کسا می گذرد

ونوای لبیک

ازحاشیه ی شط فرات جان مرا می توفد

ازپس رایحه  ی بادصبا

بوی هجرت می آید

دین من پراز آواز بقاست

و

کالبدم جام بلا

 

صبح خواهد شد

و

 این مشک پرآب

آسمان سرخ خواهد شد...

باید امشب بروم...

من که ازناب ترین حنجره بامردم این ناحیه صحبت کردم

حرفی ازجنس امان نشنیدم

هیچ چشمی به  تمنای  آب وفغان  اطفال خیام خیره نشد.

کسی ازدیدن اصغرمعصوم حسین

دل او چیره نشد

ابری ازدیده ی هیچ کسی تیره نشد

من به اندازه ی یک ابر دلم می گیرد

وقتی از پشت سر قافله دیدم شط را.

وقتی از پنجره ی دهر می نگرم

شوق آن قاسم نوبالغ را...

پای این تف بلا  سرو خرامان حسن  می خواند

رجزخانه برانداز زمان

کلماتی می گفت که درآن

بذرغیرت   به عیان و به نهان می جوشید

جملاتی می گفت

جملاتی جانسوز....

من درآن روز اسف

جنگجویی دیدم آن چنان

غرق بصیرت در ولایت بینی

کآسمان تاب نداشت  ...

صبح امروز

امامم طلبید وفرمود:چند تشویش توراست؟!

باید امشب بروم.

باید امشب مشکم را

که به اندازه ی سیرابی اطفال بلا جا دارد

بردارم

وبه سویش بروم

که درآن واقعه ی سرخ پیداست.

رو به آن وسعت  سبز پراز واژه که همواره مرا می خواند...

رهبرم باز ندا داد عباس!!

مشک هایت کو؟؟؟!

 

السلام علیک یا قمر بنی هاشم

یاکاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربی بحق اخیک الحسین.

 

حمیدرضا ابراهیم زاده   .  بابلسر

سوم دی ماه هزار وسیصد وهشتاد وهشت خورشیدی

 

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

مه پیکرت کو؟

سه شنبه, ۲۵ تیر ۱۴۰۴، ۰۶:۱۲ ق.ظ

 

تو بالای نی  و

  مه پیکرت کو؟

سلیمان علی

انگشترت کو؟

بریدند انگشت تا

انگشتر بگیرند

طمع برخاتمت بود و!

  سرت کو؟!

 

 

 

حمیدرضا ابراهیم زاده

18مهر1394

 

 

 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف محفوظ است.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

همهمه

دوشنبه, ۲۴ تیر ۱۴۰۴، ۱۲:۰۰ ق.ظ

بحرطویل

بسم رب الشهداء والصدیقین

این  همهمه  از  نای  نوای ثقلین  است

یاد   از  دل خونین حسین  است

 قتیل  الودجین  است

ضیاء القمرین  است

 او  همانست که میگفت : اناالفضة وابن الذهبین است

و  همان  زاده  و ابن العلمین  است

  که  پریشان  شده  از  زلف  دوعین  است

بخداوند قسم نوای  نی  قین  است

 همو وارث  بدر و  احد  و جنگ حنین  است

پدرش  قائم صل القبلتین  است

بر  سر  نی  زبانش  چو  لسانٌ شفتین  است.

 غریب  است  و  قریب  است

حبیب  است  و  نماینده‌ ی رب  رقیب  است

دل  درمانده ما  را  چو  طبیب  است

مادرش  فاطمه  آن دخت  نجیب  است.

پدرش  حیدر  کرار علی  شاه  ولایت

که  کردند  بر و  جور  و  حسادت

به  محراب صلا داد  شهادت

و گفتش  که  رسیدم  به  سعادت

حسن  آن شبه پیمبر

همان زاده ی  کوثر

با حسین  بود  برادر

همان  حامی  حیدر  که مسموم جفا  شد

و  عباس  بجایش جوانمرد  وفا شد

ساقی  دشت  نی  و  کرب  و  بلا  شد

یدش  رفت  و  جدا  شد

سرش  وصف  صفا شد

چهره اش  ماه شب  و  ورد دل باد صبا  شد

هان  بدانید حسین  نور  نبی

صاحب علم  ازلی

زاده  زهرا  و  علی

کشته   تیغ دغل کار جلی

تشنه  و عطشان  به  بقا  رفت

سرش  با  الم  نی   به  سما ء رفت

بدنش  زیر  سم  اسب  جفا  رفت

و  مظلوم سر   احیای  من  و  ما  و  شما رفت  ....

 

سلام بر حسین وپسرش علی. سلام برفرزندان ویارانش.

 حمیدرضا ابراهیم زاده - بابلسر  1390/2/3

  • حمیدرضا ابراهیم زاده