دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب مقالات،یادداشتها وآثار پژوهشی واجتماعی حافظ ومترجم قرآن کریم و نهج البلاغه، شاعر و خوشنویس، جامعه شناس و پژوهشگر حوزه جامعه و رسانه؛ استاد دانشگاه دکتر حمیدرضا ابراهیم زاده

بایگانی

غریبه

يكشنبه, ۱۷ دی ۱۴۰۲، ۱۲:۵۲ ب.ظ

 

غریبه!

آدمهایی هستند که برای همه غریبه اند.

وجودشان در خانواده و محل کار و تحصیل و بین دوستان و اجتماعات کمتر حس می شود

کمتر حرف می زنند

مشغول کارهای خودشانند

آسیبی نمی رسانند و از کسی توقعی ندارند

تاثیر چندانی هم نشان نمی دهند

آرام  و چراغ خاموش و ساکت در گوشه ای می نشینند ونگاه می کنند!

لبخندی بر لب دارند

و با گفتن چند کلمه ساده سلام وخدا حافظ  کارهایشان تمام می شود.

درد دلی ندارند وبیشتر شنونده ی خوبی هستند!

توقعاتشان بزبان نمی آید.

اگر کاری از آنها بخواهی در سکوت برایت انجام می دهند.

انگار کسی هم نمی تواندبااین غریبه ها انس بگیرد...

نمی شود گفت بی تفاوت و بی روحند

ولی اغلب هنرمندند...

این سکوتشان از سخن بلد نبودنشان نیست!

بلکه از غنا وبی نیازیشان نسبت به  گفتگوست.

شاید کمی ترسناک به نظر بیاید اما اینها چشمهایشان گدای محبت و توجه کسی نیست.

اینها  دور اندیشی بیشتری نسبت به گفتار و کردار بی نتیجه دارند

تنها مشکل بقیه با آنها اجتماعی نبودن و مشارکت نکردنشان است.

شاید خودشان را موثر ندانند ویا اینکه اهمیتی برایشان ندارد اما تلاش می کنند آسیبی به شما نرسانند!

یااینکه از واکنش دیگران می ترسند.

همیشه از آسیب دیدن از سخن و پندار و کردار دیگران وحشت دارند.

دلشان نمی خواهد قضاوت‌شوند!

دلشان نمی خواهد درهیجانات گرفتار دلواپسی دیگران  بشکند ویا دیگران را دلواپس رفتارشان کنند.

اینها غریبه اند .

کسی نمی تواند کشف کند در درون قلعه وجودشان کیست...

این غریبه ها برای ما خیلی آشنایند!

والی الله المصیر

حمیدرضا ابراهیم زاده

سیزدهم دی ۱۴۰۲

 

 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

هویت بلوطی

يكشنبه, ۱۷ دی ۱۴۰۲، ۱۱:۱۷ ق.ظ

برای دیده شدن و هویت یافتن باید در ظرف خاصی از هنجارها و نشانه های بودن و شدن قرارگرفت. هر هویتی ظرف و ظرفیتی دارد که همه موجودات و اشیا به آن نیاز دارند... رنگ و بو و مزه و همه محسوسات عاطفی و علمی و شناختی، هویت هر فرد و جامعه و چیزی را مشخص می کند. انسان ها نیز با رنگ و بو و مزه و پندارها و گفتارها و رفتارهای خود هویت می یابند. پارسایی، سخاوت،مسئولیت پذیری،محبت، پایبندی به پیمانها،شجاعت،گذشت و...همگی رنگ و بو مزه انسان هستند. پوسته ظاهری و قشریگذاری رفتارها و گفتارها حقیقت فردی کسی نیست. انسانها با رفتارهای زیستی خود، هویت و قیمت و بها می یابند! نه‌همین لباس زیباست نشان آدمیت بلوط های خوشرنگ پوسته های سخت وزیبا ولی مزه تلخ و گسی دارند به همین گسی بسیار کارگشا ودرمانگر نیز هستند. فرهنگ بلوط همین است که به مذاق هر گروه و کسی خوش آیند نباشد. اما کار کردش بسیار اصیل و نجیب و مفید و محترمانه است… 

والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده

١٧دى١٤٠٢

#هویت

#ظرف_هویتی

#هویت_بصری

#هویت_اجتماعی

#هویت_ملی

#هویت_فردی

#هویت_شغلی

 #هویت_بلوطی

#هویت_فرهنگی

 

#حمیدرضاابراهیم_زاده_بابلسر  

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

جاهلیت نهان

شنبه, ۱۶ دی ۱۴۰۲، ۰۶:۵۹ ب.ظ

انسانها در هر جنس و نژاد و سنخ و مرتبه و میزان باور و تحصیلات،  جاهلیتی پیدا و پنهانی دارند که در واقع پاشنه ی آشیل و نقطه ی ضعف آنهاست.
جاهلیت دراینجا به مفهوم عدم اشراف بر درک و زنگار فهم و در محاق گرفتن خلوص و حجاب زدگی شعور و درک و عفونت حقیقت آگاهی و  نا آگاهی نهفته و حیرانی در فهم و یا نقطه ی کور رفتار و منش وشخصیت پیدا و پنهان افراد است.
جاهلیت آدم ها گاه تند وبی باک گاه با مهربانی و خرد ورزی و گاه موذیانه و گاه ددمنشانه است.
گاه با حقارت شعور، گاه نرم وخزنده ،گاه  با شهوت طلبی ،گاه با مال دوستی ،گاه با ظاهر گرایی وقشریگری، گاه شهرت دوستی وجاه طلبی ،گاه توهم زرنگی ودانایی و اشراف ،گاه  با توهم خنگی وکودنی وگاه با توهم دینداری و فداکاری.... ظاهر می شود.
همه ی توهمات وخود فریبی های ما در هر زمینه ای جاهلیت ماست.
همه ی بیشعورها بدون استثنا جاهلیت مدون و مستوری دارند.
ابعاد جاهلیت انسان ها بسته به بالغ فکری آدم ها پهناور  و عمیق خواهند بود
هرچه جاهل متدین تر و داناتر و زیرک تر باشد ممکن است جاهلیتش خطرناک تر است.
خط قرمزهای اهالی وطن جاهلستان ذائقه و سلیقه ها و حتی آرمان های مخدوش آنهاست.
همانگونه که می دانیم؛
دانش پویا و کار آمد در بوته نقد و آزمایش سنجش می شود و  آورده ها  توانمندی دانایی افراد در خروجی ها و رفتار  آنها قابل رصد است!
معصومین بعنوان اوتاد و نخبگان دینی و پیشوایان جوامع براین باورندکه دین درست را باید از  میوه اش  باید شناخت و دینداری تمیز  را باید از
رفتارها و درک باورهای درست افراد فهمید!
جاهلیت در دانشمندان و دینداران جاهلیت افراد می تواند بعنوان یک تعصب خود نمایی کند.
تعصب وتسلب باعث می شود تا عدم بازگشت به ویرایش. عدم پذیرش مقتصیات شکل گیرد و بالِغ فکری و علمی و غنای باورهای افراد مورد خدشه و عفونت قرار گیرد.
دقت در خودنگری و خودسازی و خودشناسی مستمر می تواند باعث اصلاح و ویرایش  بهنگام و زود هنگام گردد و عیب وخطای افراد بسرعت تصحیح گردد و بازشناسی و باز سازی و بهسازی ها بادقت بیشتری رخ دهد.
بدیهی است که مقاومت افراد برای عدم پذیرش و رد و واکنش نابخردانه در باز نگری ها و اصلاح و ویراست می تواند باعث سقوط وزیان و انحطاط سرمایه های افراد قرار گیرد به طوری که هرگز این ضایعه قابل جبران نباشد...
والی الله المصیر.

حمیدرضاابراهیم زاده
۱۳بهمن۱۴۰۰

 

تمامی حقوق مربوط  به این اثر درانحصار مولف محفوظ می باشد.

 

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

مسیح

سه شنبه, ۵ دی ۱۴۰۲، ۱۲:۱۵ ق.ظ

مسیح

مسیح را پسر مریم و محصول ویژه ی خداوند می شناسند. ( قرآن سوره مریم 1-36)

همه ی آنچه که مسیح را "مسیح" کرد، اراده ی خدا و پیشینه ی هدفمند چند نسل تلاش و پارسایی بود

که صائب تبریزی  با پیروی از قرآن و کتاب مقدس گفت:

تا نبندی ز سخن لب نشود دل گویا       نطق عیسی ثمر روزه ی مریم باشد

رمز روزه ی سکوت مریم مقدس  معجزه ی نطق باشکوه مسیح را رقم زد.

زندگی مسیح  از کودکی تا اوج جوانی  مملو از شگفتی و درس بود.

همه ی حرفها و نفس کشیدن هایش درس و آموزه بود.

گویند که مسیح گوشت نمی خورد تا جانداری را نیازارد.

"لحم نخورد و ذوات لحم نیازرد..."

کالبد مسیح خالی از گرانش و کشش مادی بود!

"عیسی بن مریم" دم و روح خداوندی را در خود داشت و از همان دم مردگان را  زنده می کرد.

"مسیحا دم"  شدن مسیح ، ریشه در چند نسل تصمیم آل عمران و مریم و پارسایی و  برنامه ریزی همه پیشینیانش داشت تا ساختار  شگفت انگیز مسیح  تکوین یابد و کامل شود...

مسیح هرگز جای خواب نخواست. هرگز تعلقی به چیزی نداشت. چیزی برای خود نخواست و نداشت.

در انجیل دیده ام که می گوید:

"روبهان را سوراخ ها ومرغان را آشیان هاست. اما پسر انسان را جای سرنهادن نیست " ( متی باب8 آیه 20)

 و زمین خوابگاه او بود و آسمان لحافش و مهتاب چراغ او.

هیچ تعلقی به دنیا نداشت و درنهایت غنا و بی نیازی زیست.

او روزها و هفته ها و بلکه ماهها  رهسپار و آواره بود. و به مردم  کمک می کرد.

دوستشان داشت و دوستش داشتند.

وقتی خواستند مسیح را به صلیب بکشند، خود شیطان هم با دشمنان مسیح همکاری کرد آن "روز عروج" دو یاغی جنایت کار را  درکنار صلیب او  دار زدند و مسیح را درمیانشان قرار دادند تا مردم را به توهم و شبهه اندازند غافل از آنکه خداوند یاور مسیح بود و کسی که مسیح را متهم کرده و جایش را لو داده بود به شکل مسیح در آمد و او را به اشتباه  دستگیر و سپس دار زدند. (قرآن  سوره نسا آیه 157)

 و این  درحالی بود مسیح به آسمان عروج کرده بود و قرار است بعد از عصر تکامل به انسانها برگردد.

 رویکرد مسیح به دنیا مهمانی و کلاس درس بوده است.

امام صادق (ع) به نقل قول از  حضرت مسیح (ع) فرمودند :

من توانستم به اذن خداوند مردگان را زنده کنم و پیسى و کورى را شفا بخشم !

اما نتوانستم حماقت و نادانى انسان‌ها را درمان کنم. !

شخصی از حضرت مسیح (ع) پرسید:

احمق به چه‌ کسى گویند؟

فرمود : کسى که به خود مغرور است و همۀ فضیلت‌ها و خوبى‌ها را براى خود و پیشبرد منافع خود مى خواهد وهمه حق را براى خود قائل است و دیگران را صاحب حقى نمى‌داند. چنین کسى هیچ دارویى ندارد!

(قطب الدین راوندی  - قصص الانبیاء)

تمام لحظات زندگیش مملو از آموزه و پند و بندگی است و سیره و آموزه های زندگیش در بین مردم تا نسل ها بعد، پس دو هزار سال همچنان مشعل راه شیفتگان  هویت انسان کامل و صلح و مهرورزی و کرامت انسانی است.

و باید گفت ؛

"مسیح همانند سایر پیام آوران وحی متعلق به یک دین و مذهب و گروه و قاره و طبقه وافراد و جنسیت نیست ."

جبران خلیل  جبران  نویسنده مشهور عرب در کتاب "مسیح فرزند انسان "  سیمای‌ حضرت مسیح‌ را از دیدگاه ‌یاران‌ و نزدیکان‌ و حتی ‌دشمنان ‌او ترسیم‌ می‌کند و سرانجام‌ نظرش را با عنوان ‌مردی ‌از لبنان ‌پس ‌از نوزده قرن بیان‌ می‌کند.

در بخشی از این کتاب به نام «بی‌طرفی» که از زبان کفّاش اورشلیمی است، می‌خوانیم:

«او را دوست نداشتم، اما در همان حال از او بدم نمی‌آمد. برای شنیدن سخنانش بدو گوش نمی‌سپردم، بلکه گوش فرا می‌دادم تا طنین صدایش را بشنوم، که صدایش مرا به طرب می‌آورد.

همه‌ی گفته‌‌هایش از نظر من مبهم بود، اما نغمه و موسیقی آوایش در گوش‌هایم واضح و شفاف می‌نمود. در واقع اگر سخنان مردم را درباره‌ی او نشنیده بودم، نمی‌توانستم دریابم که آیا مسیح با یهودیان موافق بود یا مخالف.»

با وجود اینکه بشریت به بلوغ و تکامل خویش نزدیک است اما همچنان نیاز انسان معاصر به آموزه های روحبخش  حضرت مسیح به چشم می آید.

قرآن کریم به عنوان "معجزه ی جاوید آخرین پیامبر آسمانی"  از عیسی بن مریم به عنوان "چهره ی ماندگار" یاد می کند و او را "وجیه الله " و " روح الله " می شناسد. و آیات زیادی را به شناخت ایشان و پیروی از  آموزه های مترقی ایشان اختصاص داده است که مطالعه و خواندن آن خالی از لطف نیست .

والی الله المصیر

حمیدرضا ابراهیم زاده

  شهر رویان . سوم دی1398 

 

* تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

مریم مقدس

دوشنبه, ۴ دی ۱۴۰۲، ۰۸:۲۱ ب.ظ

                              مــریــم مقــدس (س) 

santa Mariya

 

نتیجه تصویری برای مریم مقدس

بانوی پاک دامن با اینکه پیامبر و امام  نبود، اما معصوم و مبعوث به رسالتی بزرگ شد .در قرآن کریم با سوره‌ای تخصصی بنام مریم مواجه می‌شویم که اوج تعریف از شکوه او و پسرش حضرت مسیح است. که در آن داستان تولد مسیح مطرح می‌شود. و در سوره آل عمران آیات35تا47 نیز با شخصیت و زندگی خود حضرت مریم آشنا می‌شویم و در سوره‌ی مائده آیات109تا120 به شخصیت و سیره حضرت مسیح معطوف می‌شویم. 

قرآن مجید مکررا از حضرت مریم و مسیح  به کرامت و بزرگی یاد کرده و سیره ایشان را الگو قرار داده است. و با اندکی دقت در می‌یابیم که تعداد اسامی این دو بزرگوار بمراتب چندین برابر نام پیامبر اسلام در قرآن یاد شده است. نام خانم مریم 98 بار تکرار شده است. او جدای اینکه مادر عیسی  باشد، مطرح‌ترین نام زنانه‌ای است که بعنوان نماد زن در قرآن از او یاد شده است. و حتی خداوند او را بر تمام  بانوان جهان برتری داد:

وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَىٰ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ [آل عمران :٤٢]

و (به یاد آورید) هنگامی را که فرشتگان گفتند: «ای مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته؛ و بر تمام زنان جهان، برتری داده است.

با توجه به مجموعه لطائف و ظرائفی که در زندگی آن بانوی مطهره در دسترس است، در می‌یابیم که قرآن، زیست و سامانه  رفتار شناسی و سلوک مریم را ملاک تحسین نظر خود قرار داده است.

                                                       نتیجه تصویری برای مریم مقدس
 

الف: تولد و نسب  مریم در گرانیگاه خاصی اتفاق افتاده است، او تنها فرزند عمران نبی است و قبل از تولد پدرش را از دست داد و برای احراز صلاحیت سرپرستی‌اش قومی به تکاپو و تلاطم واداشته شدند. و حتی برای حضانت ایشان در مقابل شوهر خاله‌اش  ذکریای نبی که خود فاقد اولاد است، ایستادگی شد و چون تعامل منطقی وجود نداشت، کار به قرعه‌کشی کشیده شد .

ب: مریم خادم معبد می‌شود، در حالیکه تاکنون خادمه زن معنایی نداشت و این حرکت مادرش و کوشش بانو مریم نوعی بدعت به شمار می‌رفت.

ج: مریم در گذر از نوجوانی خواستگاران زیادی داشت، ولی در خود جاذبه و اشتیاق به ازدواج را نمی‌یابد.

د: در این مقطع مریم به آزمایش و امر بزرگی دچار می‌شود که عفت و حیای او را مورد معامله قرار می‌دهد، در صورتیکه او قدیسه‌ی پاک دامنی و منبع حیای زنانه است. اما برهان ربانیِ خدا او را مجاب می‌کند تا مقاومت را به پذیرش امر ربانی مبدل کند.

ه: روح القدس یاجبرئیل پیش از این و پس از این واقعه فقط با انبیاء خاص در تماس بود و یا بر آنها نازل می‌شد و پیامی را می‌رساند. اما در این هنگام روح القدس به هیبت مردی جوان، مریم را به ولادت پسری خدا خواسته بشارت می‌دهد، در صورتیکه تاکنون کسی مریم را لمس نکرده است. و یا به او نظری جنسی نداشته است... مریم با گفتم ان جبرئیل تسلیم رضای حق می‌شود و اندکی بعد بارداری‌اش علنی می‌شود در صورتیکه باکره و دوشیزه است. از طرف مردم و بزرگان قوم بر علیه مریم اتهامات منطقی و عقلی اعلان می‌شود. و مریم از معبد می‌کوچد تا چاره کار را به خدایش بسپارد...

اما حقیقت اینست که طهارت مریم و دوشیزه بودنش دچار دستخوش نشده است. مریم کودکی را در صعوبات بدنیا می‌آورد هنگامی که نسبت به مادر و فرزند جسارت‌های زیادی روا شده است. و  از جامعه‌اش طرد می‌شود تا به بیابان پناه ببرد. و نه قابله‌ای یاریش کرد و نه همدمی داشت تا مونسش باشد.

از ابتدای تولد برای شیردهی نوزادش و تقویت بنیه بدنی خود کرامت و معجزه‌ای را دریافت میکند،  درخت خشکیده خرما را تکان میدهد در فصل زمستان و سردترین ماه سال  یعنی  ماه دسامبر، خرما فرو می‌ریزد و تناول میکند و کودک را با این میوه بهشتی شیر می‌دهد. او پیش از این نیز با دعایش ذکریای نبی را به میوه‌های غیرفصل پذیرایی کرده بود...در صورتیکه این امر در آن عصر کاملا خارق‌العاده  و غیر ممکن بود.

در پایان کودک سه روزه برای اثبات پاکی و عصمت مادر مقدس لب به سخن می‌گشاید و از حریم مادر و یا عصمت زن دفاع می‌کند...

بالطبع مقام زن و مادر آن قدر با شکوه بود که خداوند در این مقطع معجزه‌ای را با اساس گفتگوی نوزاد سه روزه ترتیب دهد. و وجاهت خود و مادرش را به رخ بکشاند.

 

 

 
تا نبندی ز سخن لب، نشود دل گویا

نطق عیسی ثمرِ روزه ی مریم باشد

 

داستان زندگی و شخصیت بانو مریم در سوره‌ی آل عمران 35 تا  47 و سوره مریم آیات 15 تا 36 برای علاقمندان بسیار جذاب است.

 

  حمیـدرضـا ابـراهیـم‌زاده

    اول اردیبهشت1388 - سنندج

کلیه حقوق برای مولف محفوظ است.

 

 


نتیجه تصویری برای کلیسای هایگاشن

 

 

 

-----------------------------------------------

سوره آل عمران آیات35تا47:

اذ قالت امرات عمران رب انی نذرت لک ما فی بطنی محررا فتقبل منی انک انت السمیع العلیم (35)فلما وضعتها قالت رب انی وضعتها انثى و الله اعلم بما وضعت و لیس الذکر کالانثى و انی سمیتها مریم و انی اعیذها بک و ذریتها من الشیطان الرجیم (36)فتقبلها ربها بقبول حسن و انبتها نباتا حسنا و کفلها زکریا کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا قال یا مریم انى لک هذا قالت هو من عند الله ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب (37)هنالک دعا زکریا ربه قال رب هب لی من لدنک ذریة طیبة انک سمیع الدعاء (38)فنادته الملائکة و هو قائم یصلی فی المحراب ان الله یبشرک بیحیى مصدقا بکلمة من الله و سیدا و حصورا و نبیا من الصالحین (39)قال رب انى یکون لی غلام و قد بلغنی الکبر و امراتی عاقر قال کذلک الله یفعل ما یشاء (40)قال رب اجعل لی آیة قال آیتک الا تکلم الناس ثلاثة ایام الا رمزا و اذکر ربک کثیرا و سبح بالعشی و الابکار (41)و اذ قالت الملائکة یا مریم ان الله اصطفاک و طهرک و اصطفاک على نساء العالمین (42)یا مریم اقنتی لربک و اسجدی و ارکعی مع الراکعین (43)ذلک من انباء الغیب نوحیه الیک و ما کنت لدیهم اذ یلقون اقلامهم ایهم یکفل مریم و ما کنت لدیهم اذ یختصمون (44)اذ قالت الملائکة یا مریم ان الله یبشرک بکلمة منه اسمه المسیح عیسى ابن مریم وجیها فی الدنیا و الآخرة و من المقربین (45)و یکلم الناس فی المهد و کهلا و من الصالحین (46)قالت رب انى یکون لی ولد و لم یمسسنی بشر قال کذلک الله یخلق ما یشاء اذا قضى امرا فانما یقول له کن فیکون (47)

 

(به یاد آورید) هنگامى را که همسر «عمران‏» گفت: «خداوندا! آنچه را در رحم دارم، براى تو نذر کردم، که «محرر» (و آزاد، براى خدمت خانه تو) باشد. از من بپذیر، که تو شنوا و دانایى! (35 )

ولى هنگامى که او را به دنیا آورد، (و او را دختر یافت،) گفت: «خداوندا! من او را دختر آوردم -ولى خدا از آنچه او به دنیا آورده بود، آگاه تر بود- و پسر، همانند دختر نیست. (دختر نمى‏ تواند وظیفه خدمتگزارى معبد را همانند پسر انجام دهد.) من او را مریم نام گذاردم; و او و فرزندانش را از (وسوسه ‏هاى) شیطان رانده شده، در پناه تو قرار مى‏ دهم.» (36)

خداوند، او ( مریم) را به طرز نیکویى پذیرفت; و به طرز شایسته‏اى، (نهال وجود) او را رویانید (و پرورش داد); و کفالت او را به «زکریا» سپرد. هر زمان زکریا وارد محراب او مى‏ شد، غذاى مخصوصى در آن جا مى‏ دید. از او پرسید: «اى مریم! این را از کجا آورده ‏اى؟!» گفت:«این از سوى خداست. خداوند به هر کس بخواهد، بى حساب روزى مى ‏دهد.» (37)

در آنجا بود که زکریا، (با مشاهده آن همه شایستگى در مریم،) پروردگار خویش را خواند و عرض کرد: «خداوندا! از طرف خود، فرزند پاکیزه‏ اى (نیز) به من عطا فرما، که تو دعا را مى ‏شنوى!» (38)

و هنگامى که او در محراب ایستاده، مشغول نیایش بود، فرشتگان او را صدا زدند که: «خدا تو را به‏» یحیى «بشارت مى ‏دهد; (کسى) که کلمه خدا ( مسیح) را تصدیق مى‏کند; و رهبر خواهد بود; و از هوسهاى سرکش برکنار، و پیامبرى از صالحان است.» (39)

او عرض کرد: «پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندى براى من باشد، در حالى که پیرى به سراغ من آمده، و همسرم نازاست؟!» فرمود: «بدین گونه خداوند هر کارى را بخواهد انجام مى ‏دهد.   (40)

(زکریا) عرض کرد: «پروردگارا! نشانه‏اى براى من قرار ده!» گفت: «نشانه تو آن است که سه روز، جز به اشاره و رمز، با مردم سخن نخواهى گفت. (و زبان تو، بدون هیچ علت ظاهرى، براى گفتگو با مردم از کار مى‏ افتد.) پروردگار خود را (به شکرانه این نعمت بزرگ،) بسیار یاد کن! و به هنگام صبح و شام، او را تسبیح بگو! (41)

و (به یاد آورید) هنگامى را که فرشتگان گفتند: «اى مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته; و بر تمام زنان جهان، برترى داده است. (42(

اى مریم! (به شکرانه این نعمت) براى پروردگار خود، خضوع کن و سجده بجا آور! و با رکوع‏ کنندگان، رکوع کن! ((43

)اى پیامبر!) این، از خبرهاى غیبى است که به تو وحى مى‏ کنیم; و تو در آن هنگام که قلمهاى خود را (براى قرعه‏ کشى) به آب مى ‏افکندند تا کدامیک کفالت و سرپرستى مریم را عهده‏ دار شود، و (نیز) به هنگامى که (دانشمندان بنى اسرائیل، براى کسب افتخار سرپرستى او،) با هم کشمکش داشتند، حضور نداشتى; و همه اینها، از راه وحى به تو گفته شد.) (( 44

(به یاد آورید) هنگامى را که فرشتگان گفتند: «اى مریم! خداوند تو را به کلمه‏ اى ( وجود باعظمتى) از طرف خودش بشارت مى‏ دهد که نامش «مسیح، عیسى پسر مریم‏» است; در حالى که در این جهان و جهان دیگر، صاحب شخصیت خواهد بود; و از مقربان (الهى) است. (45)

و با مردم، در گاهواره و در حالت کهولت (و میانسال شدن) سخن خواهد گفت; و از شایستگان است.» (46)

(مریم) گفت: «پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندى براى من باشد، در حالى که انسانى با من تماس نگرفته است؟!» فرمود: «خداوند، این‏گونه هر چه را بخواهد مى ‏آفریند! هنگامى که چیزى را مقرر دارد (و فرمان هستى آن را صادر کند)، فقط به آن مى‏ گوید: «موجود باش!» آن نیز فورا موجود مى‏ شود. (47)

 

سوره‌ی مائده آیات109تا:120

یوم یجمع الله الرسل فیقول ما ذا اجبتم قالوا لا علم لنا انک انت علام الغیوب (109)اذ قال الله یا عیسى ابن مریم اذکر نعمتی علیک و على والدتک اذ ایدتک بروح القدس تکلم الناس فی المهد و کهلا و اذ علمتک الکتاب و الحکمة و التوراة و الانجیل و اذ تخلق من الطین کهیئة الطیر باذنی فتنفخ فیها فتکون طیرا باذنی و تبرئ الاکمه و الابرص باذنی و اذ تخرج الموتى باذنی و اذ کففت بنی اسرائیل عنک اذ جئتهم بالبینات فقال الذین کفروا منهم ان هذا الا سحر مبین (110)و اذ اوحیت الى الحواریین ان آمنوا بی و برسولی قالوا آمنا و اشهد باننا مسلمون (111)اذ قال الحواریون یا عیسى ابن مریم هل یستطیع ربک ان ینزل علینا مائدة من السماء قال اتقوا الله ان کنتم مؤمنین (112)قالوا نرید ان ناکل منها و تطمئن قلوبنا و نعلم ان قد صدقتنا و نکون علیها من الشاهدین (113) قال عیسى ابن مریم اللهم ربنا انزل علینا مائدة من السماء تکون لنا عیدا لاولنا و آخرنا و آیة منک و ارزقنا و انت خیر الرازقین (114)قال الله انی منزلها علیکم فمن یکفر بعد منکم فانی اعذبه عذابا لا اعذبه احدا من العالمین (115)و اذ قال الله یا عیسى ابن مریم ا انت قلت للناس اتخذونی و امی الهین من دون الله قال سبحانک ما یکون لی ان اقول ما لیس لی بحق ان کنت قلته فقد علمته تعلم ما فی نفسی و لا اعلم ما فی نفسک انک انت علام الغیوب (116)ما قلت لهم الا ما امرتنی به ان اعبدوا الله ربی و ربکم و کنت علیهم شهیدا ما دمت فیهم فلما توفیتنی کنت انت الرقیب علیهم و انت على کل شی‏ء شهید (117)ان تعذبهم فانهم عبادک و ان تغفر لهم فانک انت العزیز الحکیم (118)قال الله هذا یوم ینفع الصادقین صدقهم لهم جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ابدا رضی الله عنهم و رضوا عنه ذلک الفوز العظیم (119)لله ملک السماوات و الارض و ما فیهن و هو على کل شی‏ء قدیر (120)

 

(از) روزى (بترسید) که خداوند، پیامبران را جمع مى‏کند، و به آنها مى‏ گوید: «(در برابر دعوت شما،) چه پاسخى به شما داده شد؟»، مى‏ گویند: «ما چیزى نمى‏ دانیم; تو خود، از همه اسرار نهان آگاهى.» (109)

(به خاطر بیاور) هنگامى را که خداوند به عیسى بن مریم گفت: «یاد کن نعمتى را که به تو و مادرت بخشیدم! زمانى که تو را با» روح القدس «تقویت کردم; که در گاهواره و به هنگام بزرگى، با مردم سخن مى‏گفتى; و هنگامى که کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو آموختم; و هنگامى که به فرمان من، از گل چیزى بصورت پرنده مى‏ساختى، و در آن مى ‏دمیدى، و به فرمان من، پرنده‏اى مى‏شد; و کور مادرزاد، و مبتلا به بیمارى پیسى را به فرمان من، شفا مى‏دادى; و مردگان را (نیز) به فرمان من زنده مى‏کردى; و هنگامى که بنى اسرائیل را از آسیب رساندن به تو، بازداشتم; در آن موقع که دلایل روشن براى آنها آوردى، ولى جمعى از کافران آنها گفتند: اینها جز سحر آشکار نیست!» (110)

و (به یاد آور) زمانى را که به حواریون وحى فرستادم که: «به من و فرستاده من، ایمان بیاورید!;  آنها گفتند: «ایمان آوردیم، و گواه باش که ما مسلمانیم!» (111)

در آن هنگام که حواریون گفتند: «اى عیسى بن مریم! آیا پروردگارت مى ‏تواند مائده‏اى از آسمان بر ما نازل کند؟» او (در پاسخ) گفت: «از خدا بپرهیزید اگر با ایمان هستید!» (112)

گفتند: «(ما نظر بدى نداریم،) مى‏ خواهیم از آن بخوریم، و دلهاى ما (به رسالت تو) مطمئن گردد; و بدانیم به ما راست گفته‏اى; و بر آن، گواه باشیم.» (113)

عیسى بن مریم عرض کرد: «خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده‏اى بر ما بفرست! تا براى اول و آخر ما، عیدى باشد، و نشانه‏اى از تو; و به ما روزى ده! تو بهترین روزى دهندگانى!» (114)

خداوند (دعاى او را مستجاب کرد; و) فرمود: «من آن را بر شما نازل مى‏ کنم; ولى هر کس از شما بعد از آن کافر گردد (و راه انکار پوید)، او را مجازاتى مى ‏کنم که احدى از جهانیان را چنان مجازات نکرده باشم!» (115)

و آنگاه که خداوند به عیسى بن مریم مى‏گوید: «آیا تو به مردم گفتى که من و مادرم را بعنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟!»، او مى‏گوید: «منزهى تو! من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست، بگویم! اگر چنین سخنى را گفته باشم، تو مى‏دانى! تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهى; و من از آنچه در ذات (پاک) توست، آگاه نیستم! بیقین تو از تمام اسرار و پنهانی ها باخبرى. (116)

من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادى، چیزى به آنها نگفتم; (به آنها گفتم:) خداوندى را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانى که در میان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم; ولى هنگامى که مرا از میانشان برگرفتى، تو خود مراقب آنها بودى; و تو بر هر چیز، گواهى! (117)

)با این حال،) اگر آنها را مجازات کنى، بندگان تواند. (و قادر به فرار از مجازات تو نیستند); و اگر آنان را ببخشى، توانا و حکیمى! (نه کیفر تو نشانه بى‏ حکمتى است، و نه بخشش تو نشانه ضعف!)»(118(

خداوند مى‏ گوید: «امروز، روزى است که راستى راستگویان، به آنها سود مى‏ بخشد; براى آنها باغهایى از بهشت است که نهرها از زیر (درختان) آن مى‏گذرد، و تا ابد، جاودانه در آن مى‏ مانند; هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند; این، رستگارى بزرگ است!» (119(

حکومت آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست، از آن خداست; و او بر هر چیزى تواناست. (120(

 

 

سوره مریم آیات 15 تا 36 :

و سلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا (15( و اذکر فی الکتاب مریم اذ انتبذت من اهلها مکانا شرقیا (16( فاتخذت من دونهم حجابا فارسلنا الیها روحنا فتمثل لها بشرا سویا (17(قالت انی اعوذ بالرحمن منک ان کنت تقیا (18)قال انما انا رسول ربک لاهب لک غلاما زکیا (19)قالت انى یکون لی غلام و لم یمسسنی بشر و لم اک بغیا (20)قال کذلک قال ربک هو علی هین و لنجعله آیة للناس و رحمة منا و کان امرا مقضیا (21)فحملته فانتبذت به مکانا قصیا (22)فاجاءها المخاض الى جذع النخلة قالت یا لیتنی مت قبل هذا و کنت نسیا منسیا (23)فناداها من تحتها الا تحزنی قد جعل ربک تحتک سریا (24)و هزی الیک بجذع النخلة تساقط علیک رطبا جنیا (25)فکلی و اشربی و قری عینا فاما ترین من البشر احدا فقولی انی نذرت للرحمن صوما فلن اکلمالیوم انسیا (26)فاتت به قومها تحمله قالوا یا مریم لقد جئت شیئا فریا (27)یا اخت هارون ما کان ابوک امرا سوء و ما کانت امک بغیا (28)فاشارت الیه قالوا کیف نکلم من کان فی المهد صبیا (29)قال انی عبد الله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا (30)و جعلنی مبارکا این ما کنت و اوصانی بالصلاة و الزکاة ما دمت حیا (31)و برا بوالدتی و لم یجعلنی جبارا شقیا (32)و السلام علی یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیا (33)ذلک عیسى ابن مریم قول الحق الذی فیه یمترون (34)ما کان لله ان یتخذ من ولد سبحانه اذا قضى امرا فانما یقول له کن فیکون (35)و ان الله ربی و ربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم (36)

 

سلام بر او، آن روز که تولد یافت، و آن روز که مى‏ میرد، و آن روز که زنده برانگیخته مى‏ شود! (15)

و در این کتاب (آسمانى)، مریم را یاد کن، آن هنگام که از خانواده‏ اش جدا شد، و در ناحیه شرقى (بیت المقدس) قرار گرفت; (16)

و میان خود و آنان حجابى افکند (تا خلوتگاهش از هر نظر براى عبادت آماده باشد). در این هنگام، ما روح خود را بسوى او فرستادیم; و او در شکل انسانى بى‏ عیب و نقص، بر مریم ظاهرشد! (17)

او (سخت ترسید و) گفت: «من از شر تو، به خداى رحمان پناه مى‏ برم اگر پرهیزگارى! (18)

گفت: «من فرستاده پروردگار توام; (آمده ‏ام) تا پسر پاکیزه ‏اى به تو ببخشم!» (19)

گفت: «چگونه ممکن است فرزندى براى من باشد؟! در حالى که تاکنون انسانى با من تماس نداشته، و زن آلوده‏اى هم نبوده ‏ام!» (20)

گفت: «مطلب همین است! پروردگارت فرموده: این کار بر من آسان است! (ما او را مى‏ آفرینیم،تا قدرت خویش را آشکار سازیم;) و او را براى مردم نشانه‏اى قرار دهیم; و رحمتى باشد ازسوى ما! و این امرى است پایان یافته (و جاى گفتگو ندارد)!» (21)

سرانجام (مریم) به او باردار شد; و او را به نقطه دور دستى برد (و خلوت گزید) (22)

درد زایمان او را به کنار تنه درخت خرمایى کشاند; (آنقدر ناراحت شد که) گفت: «اى کاش پیش از این مرده بودم، و بکلى فراموش مى‏ شدم!» (23)

ناگهان از طرف پایین پایش او را صدا زد که: «غمگین مباش! پروردگارت زیر پاى تو چشمه آبى (گوارا) قرار داده است! (24)

و این تنه نخل را به طرف خود تکان ده، رطب تازه‏اى بر تو فرو مى‏ریزد! (25)

(از این غذاى لذیذ) بخور; و (از آن آب گوارا) بنوش; و چشمت را (به این مولود جدید) روشندار! و هرگاه کسى از انسانها را دیدى، (با اشاره) بگو: من براى خداوند رحمان روزه‏اى نذرکرده‏ام; بنابراین امروز با هیچ انسانى هیچ سخن نمى‏گویم! (و بدان که این نوزاد، خودش از تودفاع خواهد کرد!)» (26)

(مریم) در حالى که او را در آغوش گرفته بود، نزد قومش آورد; گفتند: «اى مریم! کار بسیارعجیب و بدى انجام دادى! (27)

اى خواهر هارون! نه پدرت مرد بدى بود، و نه مادرت زن بد کاره‏اى!!» (28)

(مریم) به او اشاره کرد; گفتند: «چگونه با کودکى که در گاهواره است سخن بگوییم؟!» (29)

(ناگهان عیسى زبان به سخن گشود و) گفت: «من بنده خدایم; او کتاب (آسمانى) به من داده; و مرا پیامبر قرار داده است! (30)

و مرا -هر جا که باشم- وجودى پربرکت قرار داده; و تا زمانى که زنده ‏ام، مرا به نماز و زکات توصیه کرده است! (31)

و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده; و جبار و شقى قرار نداده است! (32)

و سلام (خدا) بر من، در آن روز که متولد شدم، و در آن روز که مى‏ میرم، و آن روز که زنده برانگیخته خواهم شد!» (33)

این است عیسى پسر مریم; گفتار حقى که در آن تردید مى‏ کنند! (34)

هرگز براى خدا شایسته نبود که فرزندى اختیار کند! منزه است او! هرگاه چیزى را فرمان دهد،مى‏ گوید: «موجود باش!» همان دم موجود مى‏ شود! (35)

و خداوند، پروردگار من و شماست! او را پرستش کنید; این است راه راست! (36)

ولى (بعد از او) گروه‏هایى از میان پیروانش اختلاف کردند; واى به حال کافران از مشاهده روزبزرگ (رستاخیز)! (37)

در آن روز که نزد ما مى‏ آیند، چه گوشهاى شنوا و چه چشمهاى بینایى پیدا مى‏ کنند! ولى این ستمگران امروز در گمراهى آشکارند! (38)

آنان را از روز حسرت ( روز رستاخیز که براى همه مایه تاسف است) بترسان، در آن هنگام که همه چیز پایان مى ‏یابد! و آنها در غفلتند و ایمان نمى ‏آورند! (39)

ما، زمین و تمام کسانى را که بر آن هستند، به ارث مى ‏بریم; و همگى بسوى ما بازگردانده مى‏ شوند! (40)

در این کتاب، ابراهیم را یاد کن، که او بسیار راستگو، و پیامبر (خدا) بود! (41)

هنگامى که به پدرش گفت: «اى پدر! چرا چیزى را مى ‏پرستى که نه مى‏ شنود، و نه مى‏ بیند، و نه هیچ مشکلى را از تو حل مى‏ کند؟! (42)

اى پدر! دانشى براى من آمده که براى تو نیامده است; بنابر این از من پیروى کن، تا تو را به راه راست هدایت کنم! (43)

اى پدر! شیطان را پرستش مکن، که شیطان نسبت به خداوند رحمان، عصیانگر بود! (44)

اى پدر! من از این مى ‏ترسم که از سوى خداوند رحمان عذابى به تو رسد، در نتیجه از دوستان شیطان باشى!» (45)

گفت: «اى ابراهیم! آیا تو از معبودهاى من روى گردانى؟! اگر (از این کار) دست برندارى، تو راسنگسار مى‏ کنم! و براى مدتى طولانى از من دور شو!» (46)

)ابراهیم) گفت: «سلام بر تو! من بزودى از پروردگارم برایت تقاضاى عفو مى‏ کنم; چرا که اوهمواره نسبت به من مهربان بوده است! (47)

 

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

میلاد مسیح مبارک باد

دوشنبه, ۴ دی ۱۴۰۲، ۰۸:۲۱ ب.ظ

 

سالروز میلاد  پیام آورمحبت و بردباری حضرت مسیح (ع)  مبارک باد

 

نتیجه تصویری برای مسیح

 

همچنین ایام کریسمس وسال نوی میلادی را به همه ی مسیحیان جهان به ویژه هموطنان عزیز تبریک عرض می نمایم. امیدوارم سال خوش و مملو ازنشاط و آرامش وصلح ودوستی برای شما  وهمه ملت ها رقم بخورد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

عبور از دلمشغولی های عصر نو

دوشنبه, ۲۷ آذر ۱۴۰۲، ۰۷:۴۵ ب.ظ

عبور از دلمشغولی های عصر نو

با بلوغ بشر و دستیابی انسان به رفاه و امنیت بیشتر و  تکیه بر ابزار یاد آوری و بسیاری از آسان سازهای تحمل و تاب آوری سختی ها، انسان نتوانست بر دلمشغولی عصر جدیدغلبه کند.
سطح دلمشغولی ها بیشتر شده است و پیرو آن درد ها و لایه های فراموشی قطور تر شده اند.
فشارهایی کمر شکن تر وسازمان یافته تر و ساختار گراتر بر انسان جدید هجمه آورده است.
و بی گمان مردم عصر جدید با توجه به توقعات ومطالبات شان ، فشارهای نو تر و بیشتری را تحمل می کنند که پیرو فنداسیون ضعیف باورها و ناچاری ها و تشتت سبک زیستی، تاب آوری چندانی نیز برای عبور از بحران ها ندارند! وهمین امر باعث بروز مشکلات روحی فراوان و افسردگی های پیشرفته و فراوانی مرگ خود خواسته و روی آوردن به اقسام اعتیادهای جانکاه گردیده است.

روشن است که با تنوع مطالبات و بالاتر رفتن سطح توقعات و رشد تکنولوژی و افزایش ابزار های حمایتی برای التیام دردها و پایداری در برابر فشارها،فشارها و درد ها نیز سازمان یافته تر شده اند.
به گمانم؛ انسان نیازمند بازگشت به سوی طبیعت وسرشت نخستین خود در بدو آفرینش است.
باورهای راستین و آموزه های ما راهکارهای مهمی را در پیشگیری از بحران و عبور از دوران گذار به پارسایی و شکیبایی و قناعت و نجابت و ... دستور داده اند و حتی پیشینیان وپیشوایان ما نیز همچون روان درمانگران کهن خلوت در گورستان و دیدن نوزادان را به عنوان داروی موثر برای غلبه بر پریشانی و اضطراب داده و پیشنهاد می کردند.
بی گمان هنوز هم پارسایی در برابر مطالبات و شکیبایی بر خشم و شهوت و گرفتاری ها و ساختارگرایی برای عبور از بحران ها و خلوت و تدبر  و دیدار ناتوانان و بیماران و نشستن در زایشگاه و آرامگاه می تواند راه نفوذ را برای  توقف فشار را پیدا کند.

و الی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده
۲۳ آذر۱۴۰۲

 

 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

فاطمه ی زهرا کیمیای حیات

يكشنبه, ۲۶ آذر ۱۴۰۲، ۱۲:۰۰ ق.ظ
   فاطمه ی زهرا (س)

 

روزی که او به دنیا آمد.

وزنه سنگین حضورش هستی و عالم ایجاد را بر آن داشت که به موهبت این ولادت بر خود ببالد.


ولادت
بانوی مکرم اسلام حضرت زهرای  مرضیه
 
.در شهر مکه ودر روزبیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت از دامن مادر پاکدامنش خدیجه چشم به جهان گشود

نتیجه تصویری برای حضرت زهرا


دنیای ما خاکیان فقط هیجده سال  حضورنازنینش را تاب آورد.

 

 

 

و از آن پس ناگزیر شد وجود نازنین او را به افلاکیان واگذارد.

آن هنگام که بی‌خردان بر پیامبر عیب می‌جستند که او را پسر و یا فرزندی نیست که کفایت او و امتش را بکند. پروردگار کوثر او را کفایت همه‌ی عالمیان قرار داد و در دیوان عاشقانه‌اش نوشت:         

انا اعطیناک الکوثر...

عطیه‌ای گرانبها و جاودانه که جهان را مسحور نگاه زیبای خویش فرمود. و منت خدا برای جهانیان شد.

کائنات او را بانوی دو سرا و صاحب حوض کوثرمی‌شناسد و پدر کریم و ارجمندش که پیامبر خاتم است، او را پاره تن خویش خوانده است. 

((حورای انسیه )) از زمره‌ی بانوانی است که خداوند برایش بهترین لطیفه‌ها را قائل شده است. و همه ملائک و قدسیان را به حضور چنین عطیه‌ای فرشته‌خو نوید داده و منت گزارده است...

بی‌تردید آزردن زهرای اطهر آسیب رساندن به خدا و رسولش است و محبت کردن و مهرورزی به او شاد کردن قلب خدا و رسولش است.

از بزرگترین آموزه‌های عمومی حیات کوتاه آن بانوی بزرگ، اشاره به بخشش لباس عروسی خود به مستمندی درمانده بود. که  پرسیدند چرا این لباس زیبای عروسی را بخشودی ؟

فرمود: دوست داشتنی ترین متاعم را بخشیدم، که خداوند مرا به آن امر فرمود .

لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُوا مِن شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ .

 دوست داشتنی‌هایتان را ببخشید ...(92 آل عمران).

* ایشان می فرمود:

خَیْرٌ لِلِنّساءِ انْ لایَرَیْنَ الرِّجالَ وَلایَراهُنَّ الرِّجالُ. 

بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است که مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

(بحارالا نوار: ج 43، ص 54، ح 48.)

الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ. 

 همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش ، چون بهشت زیر پاى مادران است ؛ و نتیجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود.

( کنز العمّال : ج 16، ص 462، ح 45443.)

 


نتیجه تصویری برای حضرت زهرا

 

 

 

فاطمه کیمیای حیای حیات وتاج آفرینش است

 

 رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود.

در  بسیاری از مواقع می‌فرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید.

به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود.

 

همه ی حدیث دانان و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده‌ای، این کلام را نقل نموده‌اند که حضرت رسول می‌فرمود:

 

"فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است."

از طرفی دیگر، قرآن کریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می‌دارد که هر چه پیامبر می‌فرماید، سخن وحی است. پس می‌توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد.

 

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می‌فرمود. گاه در جواب خرده‌گیران، لب به سخن می‌گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می‌فرمود: "من بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم."

در قرآن  از فاطمه وذریه ی طاهرینش به نزدیکان وقربی یاد شده است .

محبت به زهرای اطهر ومعصومین (ع) توصیه ی اکید خداوند است که فرمود:


قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی (سوره شورا آیه23)

*

 

ازدواج

 

وصلت فرخنده وبابرکت ایشان درروز اول ذیحجه سال دوم هجری  با امام علی (ع) برگزارگردید

 

 

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

 اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت.

بدین ترتیب بود که مقدمات ازدواج آسان  وآسمانی  آنها فراهم شد.

حضرت فاطمه (علیها السلام) با مهری اندک (پانصد درهم بود که هر درهم معادل یک مثقال نقره بود:هر مثقال 18 نخود است که  برابر با ۳۳٫۳۳ مثقال طلای امروز است.این مهریه تقریبا برابر با ۱۴ سکه بهار آزادی می شود)

( بحار الانوار، ج‏43، ص 94; کشف الغمة، ج‏1، ص‏359)

 

 

 

 ثمره این ازدواج مبارک، 5 فرزند به نامهای حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن بود

 

شهادت

 

شهادت معصومانه ومظلومانه اش  در شهر مدینه  ودر روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری رخ داد

به توصیه ی ایشان پیکر مطهرش مخفیانه وتوسط همسرش امام علی (ع) غسل وکفن  وتجهیزشد

وهمانطور مخفیانه وغریبانه وشبانگاه در بقیع بی نشان  مدفون گردید
 

 

حمیدرضا ابراهیم زاده

1390/1/7

 

* تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ است

 

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

کارکردهای گوشى های همراه در بهبود سطح زندگی

چهارشنبه, ۲۲ آذر ۱۴۰۲، ۰۶:۰۴ ق.ظ

کارکردهای گوشی همراه در بهبود سطح زندگی

تکنولوژی به همراه کارکردهایش برای آسودگی و امنیت و رفاه در زندگی و تلاشهای روزمره بایدها و نبایدهایی را در روش کاربرد خود دارد که به سبک زندگی و هویت فرهنگی و اجتماعی افراد وکاربران بستگی دارد.

از هر ابزار وپدیده ای که ساخته می شود می توان استفاده های خوب درجهت پیشبرد امنیت و رفاه استفاده کرد و برخلاف رفاه و امنیت دیگران نیزاستفاده کرد که موجب پایمال شدن حقوق دیگران می شود قانون گذار برای هر کاری یاترک کاری که باعث بوجود آمدن زیان وضایع شدن حق مشروع ازکسی یا کسانی شود بزه تعریف کرده است.

بنابراین استفاده بد از هرچیزخوبی که کارمجرمانه ای صورت بپذیرد بزه است و باعث پیگیری قانون نسبت به بزهکار می گردد .

چندی پیش بزرگواری درباره بدی های گوشی همراه متن و مقاله ای تنظیم کرد گویا باید  در نزدیک ترین زمان ممکن ساخت و خرید و فروش موبایل  یاگوشی های همراه راتحریم کرد!!!

و همین امر باعث شد تااین یادداشت را بنویسم.

 وجود موبایل یا گوشی همراه علی رغم استفاده ی بد سو استفاده گران وجوه مثبت بسیاری هم دارد.

گوشی های همراه در نخستین کارکردش، همراه همیشگی و رفیق سختی های ماست.

باتوجه به فناوری های روزدنیا و دولت الکترونیک متصل به همه داده هاست.

می توانیم  از حال هم در هر لحظه و آن جویا وباخبر شویم.

درگرانیگاههای سخت کارهای روزمره کار راه اندازاست!

آلبوم عکس همه خوبان و دلخوشی هایمان را همراهمان داریم ودر هر دلتنگی نگاهشان‌می کنیم.

از هر خاطره ای عکس می گیریم و فیلم مان تمام نمی شود.

هزینه کتاب نمی دهیم و صرفه جویی در چوب و کاغذ است.

آینه و جیوه تولید نمی کنیم چون جیوه سم است.

زوج ها و خانواده ها همیشه در دسترس هم قرار دارند. و دلواپسی های کمتری از دوری هم دارند

جعبه موسیقی ، آلبوم عکس و ماشین حساب و چراغ قوه ی خوبی دارد.

دراوج همه گیری کرونا که همه از هم دور بودیم موبایل وسیله ی مهم ارتباط تصویری وصوتی ما بود.

دورکاری ها و جلسات آنلاین برای پیشبرد کارهای مردم مزایای زیادی داشت و دارد.

ما معلم ها و شاگردها و همکلاسی ها کلاس آنلاین داشتیم. نظام آموزش حضوری بااین کلاسهای هوشمند دچار چالش جدی شد.!

با استفاده از نرم افزارهای بانکداری الکترونیک در چاپ اسکناس و‌پول صرفه جویی شد.

مهم تر از همه وقتتان را در بانک ها و ادارات نمی گیرید  ودر هر فرصتی به کارتان می رسید.

ایاب و ذهاب کمتر وترافیک های کاری کنترل شد.

تلوزیونی که وقت ما را می گرفت و خبرهای دروغ به ما می داد، دچارچالش راستگویی شد. موبایل وفضای مجازی نگذاشت واجازه نمی دهد که هیچ دروغی ابدی شود. و هیچ حقیقت و واقعیت و راستی پنهان بماند.

چقدر زورگیر و خلافکار و هتاک ومتجاوز با اسلحه موبایل، گرفتار و خلع سلاح شدند.!

چه دزدی هاو خلاف ها وگندهایی که رو نشد. و این وسیله و رسانه ارتباطی  رسوایشان کرد.

در سفرهای سخت و طولانی با یک تماس ساده و یک پیامک و یک عکس از نگرانی درمی آییم.

کسب وکار مجازی به برکت همین دوست کوچک ماست... 

رونق بسیار بالایی در حوزه اشتغال به کمک فضای مجازی و پیرو آن موبایل در تمام دنیا شاهد هستیم.

من موبایلم را دوست دارم انگار که دستیارم شده و کلی کمک حالم شده است.

 در یک دستگاه کوچک این چنینی  کلی فرصت برای امنیت و رفاه وآسودگی مهیاست کافی است از سمت پر لیوان نگاه کنیم.

وقتی ماشین حساب آمد چرتکه سازان ناراحت بودند. اما می توانستند به جای جنگ با ماشین حساب خودشان را تازه وبه روز کنند.

وقتی تکنولوژی تازه تر می شود آدم ها آسوده تر می شوند.

بلوغ دانش خوبی هایش تکامل است.

از سختی وجهل و عجز و ناتوانی در آمدن بهتر از درجا زدن هاست

چه کسانی از موبایل داشتن مان ضررمی کنند؟ همانهایی که می خواهند من وتو ما نشویم.!

باهمه این حرف ها داشتن هر وسیله ای فرهنگ استفاده ازآن می خواهد.

فرهنگی که هنجارها و اخلاق و رفتار های نیک اجتماعی را  تقویت کند و درتعارض و تضاد با اخلاق و مسئولیت پذیری و امانتداری و راستگویی و حریم خصوصی هیچ کسی نباشد.

والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده

۲۵ مهر۱۴۰۲

 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

آسیب شناسی مطالعات متون روانشناسی

يكشنبه, ۱۹ آذر ۱۴۰۲، ۰۸:۲۲ ق.ظ

 

تمامی حقوق مربوط به  این اثر درانحصارمولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده