دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب مقالات. یادداشت ها و آثار پژوهشی، فرهنگی، اجتماعی دکتر حمیدرضا ابراهیم زاده

بایگانی

۲ مطلب در مهر ۱۴۰۳ ثبت شده است

لذت و ذلت

شنبه, ۲۸ مهر ۱۴۰۳، ۱۰:۳۹ ق.ظ

یا ایها الانسان ! انک کادح الی ربک فملاقیه...

 

مبتلا بودن انسان به ضعف و بیماری و نسیان و مرگ و محدودشدن ناخوشی و خوشی هایش به اندک زمان، ویژگی اوست.

حال اگر کسی خوشی ناپایداری داشت

و مانند ابراهیم ادهم از پادشاهی به درویشی رسید،

درویشی اش را گران خریده است.

و کسی هم از درویشی به پادشاهی می رسد ،می داند که فرجام پادشاه و فقیر و ثروتمند و درمانده چیست.

مهم به سرانجام رساندن رسالت و مسئولیت پذیری های اوست. 

همه آیات قران به همین کلمات خلاصه  می شود

هیچ انسانی از پوسته آدمیت خارج نمی شود و زمین مقر و مفری ندارد بلکه سرانجام زمین او را می بلعد.

اگر آدمی از پوسته انسانیت خارج شد حیوانیتش او را بی اعتبار و آبرو می کند.

و اگر اوج گرفت قیمتش فزونی یافت.

 

کار کرد زندگی آدمیان ، مسئولیت انسان بودنش است. 

 مهم فریب نخوردن و متوهم نشدن است. فریب مانایی و دانایی و توانایی و دارایی نخوردن است

هر کس مسئولیت آدم بودنش را پذیرفت وامانت آدم بودن را به مقصد رسانید.

خواه با دارایی خواه با ناداری

نه دارایی لذت بی انتهایی دارد

نه ناداری را ذلت ابدی است.

آنکه امانت مسئولیت هایش را به فرجام رسانیدبه لذت جاویدان می رسد وآنکه خیانت کرد ذلیل می شود.

هیچ امتی رستگار نشد مگر آنکه مطابق با نقشه راه، درست حرکت کرد

وهیچ جامعه ای ذلیل و عبرت نشد مگر آنکه بی محابا درستی ها و روشنی ها را نادیده گرفت و گمراه شد.

 و سپس طغیان ودشمنی کرد و نابود شد و به ابد پیوست.!

کلا ان الانسان لیطغی

 ان رئاه استغنى

 ان الى ربک الرجعى

ارأیت الذی ینهى 

عبدا اذا صلى

أرأیت ان کان على الهدى

أو أمر بالتقوى... سوره علق

دعوت به پارسایی فراخوانی به احتیاط برای پرهیز از خطرهای جدی پیش و رو است.

انسان پیروز رستگار محتاط وپرهیزگار است.

 

والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده

۲۵مهر۱۴۰۳

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

کمرنگی های نا مراد

جمعه, ۶ مهر ۱۴۰۳، ۱۲:۱۶ ب.ظ


چرا خیلی هامان حسرت خاطرات دهه پنجاه و شصت وهفتاد را می خوریم !
سوای گذر از دوران کودکی ونوجوانی وحتی جوانی. و از دست دادن عناصر خاطرات
از کمرنگ شدن صمیمیت ها نگرانیم.
درحالیکه بسیاری از عناصر خاطرات ما همچون مادر بزرگهایی که زنده اند
پدر بزرگهایی که در قید هستند!
دایی ها وعمه ها و خاله ها وعموهایی که در دنیای ما هستند!
و همه خاطراتمان باایشان شبیه رویا و توهم شده است
شاید خودشان دگرگون شده ویا کسی دیگری شده اند
دایی وخاله مسلک
عمه  وعمو و عروس مسلک
زن عمو  و زن دایی مسلک و یا پسر دایی و دختر خاله و داماد محور شده اند!
 
و انگار بزرگی وبزرگواری از آنها ساقط شده باشد!
افسارشان به دست بروز رسانی و مقتضیات زمان افتاد
عنان زندگیشان در دست روزگار است و یابه دست باد سبک زندگی جدید صمیمیت و گذشت وعواطفشان پرواز کرد!
مهربانیشان رفت
خودشان موجود هستند اما رنگ  عواطفشان از بین رفته است!
دوران دهه شصت  دوران همدیگر دوستی و باور گرایی و محبت وگذشت بود
الان با وجود اینکه همه هستند
پول هم هست
ابزارهای زندگی قشنگ ترشد
رفاه  بیشتر شد
اما چیزی کم شد که نمی شود به آن آدمها نزدیک شد
ما که دوستشان داریم وشاید آنها هم دوستمان دارند
اما انگار جذام گرفته ایم و از هم دور مانده ایم
ما گذشت و محبت را از دست داده ایم
جای عمو وبرادر و خواهر و دایی و خاله و... کسان دیگری را جایگزین کرده ایم که همخوانی رفتار مالی وفکری بیشتری با ما دارند
این‌همان بلیه ای است که  تقریبابسراغ زندگی همه ماها آمده است
مثل کرونا خیلی ها را درو کرد
وخیلی ها را جابجا و....
آنهایی که ماندند حواسشان نیست!
همه ما
دایی ها و عموها و خاله ها وعمه هایی  داریم  که با او رابطه نمی گیریم سال به سال هم‌نه ! بلکه شانسی همدیگر را می بینیم
رفت وآمد به خانه برادر و خواهرها را به عیدها واگذار می کنیم!
خانه پدر و  مادرمان که می رویم مثل مهمان براش جلوه می کنیم!
سروقت شام وناهار وسپس
بالباس وهویت رسمی کنارشان می نشینیم‌ و گاه هم  خیلی رسمی حرف می زنیم و‌تمام
نهایتا گله‌گذاری از هم‌بصورت متقابل و رگباری پیش می آید
علاوه بر اینکه گذشت نداریم
از هم‌می ترسیم
اگر صمیمیت بهتری  ایجاد کنیم چه بلای سرمان می آورند؟
اگر درد دل کنیم باید عوارض و تبعاتش را بدهیم
با والدین وبرادر وخواهر وعمو و دایی وعمه وخاله هایمان نه زنگ می زنیم ونه به هم  پیامک‌و چت داریم
اما با برخی از افراد خارج از حریم خانواده شب و روزمان می گذرد.! 
باهمه نامحرمان ما محرمیم اما با خودی هایمان نامحرم!
با کسانی نزدیک تر ومحرم تر میشویم که روابط نزدیک عاطفی و مالی و اجتماعی بر قرار کرده ایم!
گویا آدم ها دیگر دنبال نسب و حسب نمی روند
دنبال خودشان‌می گردند!
وقتی با خواهر یا برادر و دایی و عمو و.... درد دل کردید
تبعانش را پس می دهید!
چون
آنها کاری را با امانتها و رازهایتان می کنند که دشمن خونی ات نمی کند!
توقعات تان از آشنا و دوست وخانواده برآورده نمی شود.
حرفها همین است؛
تا می توانی حد نگه دار!
برخی از تراپیست ها می گویند؛
دایی و عمه و خاله و عمو و برادر و خواهر همیشه فامیل نیستند!!!
با آنهاحد نگه دارید!
چه بلایی سرمان آورده ایم که دیگر فامیل و همدل و هم خانواده و رازدار هم‌محسوب نمی شویم.
مانند بسیاری از حروف ناخوانا نوشته می شویم اما خوانده‌نمی شویم .
مادر باهمه مادرانگی ها و عواطف و مهر سرشارش نا گاه خود را با تبعیض و قضاوت از مادرانگی ساقط می کند!
با تبعیض مهارت مادرانگی و پدرانگی فرد ساقط می شود!
شاید در گذار از سنت به مدرنیته
مفاهیم وکیفیت ارزشها عوض شده اند
آدمها از غرور و مال و خشم و شهوتشان نمی گذرند
البته شاید عروس و دامادهای جدید بخاطر تفاوتهای فرهنگی بر رفتار بزرگان و یا وابستگان تاثیر می گذارند!
بچه ها برای والدین برنامه ریزی می کنند
افتخار ویا پاسداری از وضعیت مالی،
ترس ومقایسه با وضعیت مالی وسطح زندگی بر روحیات و رفتارهای افراد تاثیر گذاشته است.
خساست ها و سعایت ها و حسادت های کنترل نشده ومهار ناپذیر به مرور آدم ها را از هم سلب کرده و در یک چشم بر هم زدنی قداست ها از بین می رود.
خانواده مقدس ترین‌نهادی است که در آن تربیت و پرورش نسل رخ می دهد
نجابت و پارسایی و متانت و شرف خانوادگی گران ترین و مقدس ترین عنصر هویتی هر فردی است که آسان و یک شبه بدست‌نمی آید.
وقار ونجابت  وکرامت های خانوادگی با سالهای سال پارسایی و عفت و‌حیا ورزی ومحبت و مهر ورزی ومسئولیت‌پذیری و امانت داری و گذشت و شکیبایی و توانمندی های نیک رفتاری بدست می آید.!
تاب آوری در برابر خشم و شهوت و نداری و دارایی و... از انسان هویتی عفیف ومقتدر می سازد
توانمندی در شکیبایی و محبت ومداراگری و راز داری و سر پوشی و امانتداری و مسئولیت پذیری و گذشت و ایثار و... از انسان‌هویتی عزیز و کاریزماتیک بر جای می گذارد.
و خانواده همه ی این کار کردها را در خود نهادینه نموده ودر اختیار نسل های خود می گذارد تا بااین سرمایه های مقدس ، بر زندگی خود  ودیگران و جامعه اش تاثیر بگذارد!
برای پر رنگ کردن باورها و عواطف نیازمند باز آموزی  وباز پروری و تمرین پایبندی به باورها هستیم.

و الی الله المصیر.

 

حمیدرضا ابراهیم زاده
ششم مهر ۱۴۰۳

 

 

تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار نگارنده محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده