دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

مجموعه مقالات. اشعار وآثار علمی .پژوهشی. فرهنگی. اجتماعی دکتر حمیدرضا ابراهیم زاده

آخرین مطالب

لحاف پاییز

شنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۴ ق.ظ

لحاف پاییز






با نغمه‌ی محزون عند لیبان ! نه

با بانگ یاهوی سرگردان   !  نه

با نوحه‌ی بوف   حیران    ! نه

با نوای شباهنگ شادمان  !  نه

با غریو دژخیمانه‌ی هزاران کلاغ

بر فراز بستر مرغزار هزار باغ

برخواستم از زلال سبوی شب

به آغوش نمناک صبح وصال

لحاف زرد پائیز گسترده است

بر کرسی دشت ابد

 

هر گوشه‌اش کرشمه‌ای است

بر جمال رخسار وصال

این طرف شاهینی بر تک درخت عریان

نظاره می کند

رسوائی هوسناک  سعی یک شغال

آن طرف شیری خفته با چشمان باز

می‌گسارد غمزه بر

تفریح خرامان غزال....

سوی دیگرغوکی برجهید

بر سر نیلوفر دلبسته فال

شبنم صبح ازل هم می چکد

از قضای جست غوکان کمال

سمت دیگر بال می شوید

زنجره در نهر آب

برکه را آرامشی افتاد از طُهر خیال

در کنارم بید مجنون می سرود

یک ترانه در افق گاه صبا

باد بود و بید بود و من بی ملال

آن طرف تربوریا پوش ازل

بیت های یک غزل را با نوای طف سرود

این طرف تر زمزم مست نگاه چشمه بود

چشم بود و چشم بود و چشمه‌های بی زوال

 

 حمیدرضاابراهیم زاده 27/8/1392

 

 

تمامی حقوق نشر برای مولف محفوظ است.

 

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

نظرات (۲)

درد دانستن
برگهای پاییز سرشار از شعر درخت اند
و خاطرات سه فصل را بردوش می کشند
آرام قدم بردار
برچهره تکیده آن
این برگ ها
حرمت دارد
درد پاییز
"درد دانستن "است.
زرد، نارنجی خشک:
فصل مهر و مهر ورزی پس چرا اینقدر هوا خشک است
اگر خشک نیست پس چرا این بچه سرما خورد
بچه است و نق زدن ها نخوردن شربت سینه
آخ
پاییز
من چه کنم از این سرما
یکی این بخاری را کار بزارد
من می گوییم پاییز همه اش زیبا بود کاش کمی باد و سرما نبود
بخند و بگو پس زردی و نارنجی از کجا بیاید اگر این نبودو آن نبود
من بخندم و بگوییم رسم مهر ورزی است آیا؟! 
فکر کنم بعد وارنگی شهریور چاره ای جز این نماند مارا
آه از این ریزش برگ ها
می نالد و می گوید ما نارنجی پوش شدیم از دست این برگ ها
یک مرتبه درخت را با چوب زد
بیچاره دل درخت من  هر سال از دست او می نالد
کمی آهسته تر
ای نشان پاکیزی کوچه ما
تن درخت مرا بزن
باد هو هو می کند انگارکه خندندو بادست آهسته می گوید: دماغ این بچه را بگیر
بچه می دود با باد من دیوانه می نالم می گویم بیا کلاه
دو دو بچه ها می ارزد به سرما نگاه
قاه قاه خنده بچه با صدای غار غارکلاغ اینجاست....

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی