دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

مجموعه مقالات. اشعار وآثار علمی .پژوهشی. فرهنگی. اجتماعی دکتر حمیدرضا ابراهیم زاده

آخرین مطالب

۱۰ مطلب در فروردين ۱۳۹۶ ثبت شده است

این فراری ها

پنجشنبه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۶، ۰۷:۵۶ ق.ظ

 آرایش زنان


س:چرا زنان آرایش می کنند؟

شرح پرسش:    

    به نظر شما دلیل اصلی آرایش کردن زنان چیست؟آیا دلیلش اینه که با آرایش کردن احساس بهتری دارن یا می خوان از بقیه عقب نمونن یا...

ج:

باسلام وآرزوی توفیق وسلامتی برای همه ی زنان میهنم وبانوان آزاده ی دنیا.


زن برای بقا وحفظ وجود پرنشاط وحاشت (زیبایی های بکر) خود نیاز به جلوه گری دارد.

زنانی که باچنگ ودندان  می خواهند بگویند ماهستیم.

ما زیبائیم. مازنده ایم. ما تغییر می دهیم. ما می سازیم وتولید میکنیم.....

ابراز وجود برای دیده شدن وتاثیرگزار بودن برای زنانی که بواسطه نگرش ابزاری مردانه تحقیر شده اند بااین علائم ظهور می یابد.

واقعیت این است تمنای جلوه گری توقع مردانه ای است که زنها را به جلوه گری تشویق میکند

زنان می خواهند جذاب دیده شوند.وآنگونه زیبا وپرنشاط ولوند به چشم آیند که مردان توقع چنین مشاهداتی را دارند

تمام بدبختی هایی که زن به دوش  می کشد  ازضعف اعتماد به نفس اوست.

 وبدترازآن جامعه ی مرد سالارانه ای که زن را فقط برای جذابیت فیزیکی اش مطالبه می کند

توقع مردانه ای که ریشه در تنوع طلبی و جاودانه های خواهی هایش دارد

آرایش نوعی فراراز واقعیت ویا سپر وسنگر دفاعی ونقابی برای به رخ کشیدن است

بزک کردن با آراستگی هم معنا نیست.

آراستگی اعم از نظافت وخوش پوشی وبریدن ازنازیبایی هاست...
چیزی که بجای آرایش معمول درجامعه جا افتاده است درحقیقت  بزک کردن است

درچنین جوامعی زیبایی روح زن   دیده نمی شود واگرهم زنی موقر ونجیب ومتین و باحیا ازخود باورهایی را بروز دهد همان توقعات مردانه می خواهند اورا به وحاشت خود برگردانند وبه یادش بیندازند تو باید زیبا ودوست داشتنی بمانی و...

وای ازاین دراز دستی های خلاقانه.

وای...!

نکته اینجاست که زن باید به سیرت خود بیشتر بپردازد تا توقعات صورت مدارانه ازاو رفع شود

 و زن باید کلاس خود را که نجابت. ووقاراوست حفظ کند

وبااعتماد به نفسش در دنیای خود موثر باشد.

زن در آرایش عمومی مستعمره ای بیش نیست وهمواره از باطن ویا ریخت خود می هراسد

زنانی که مدام به فکر لیفتینگ و بوتاکس و آرایش وجراحی هستند بی تردید ترسو ترین وشاید ضعیف ترین افراد جامعه محسوب شوند


- تبصره زیبا شدن نیک است.وگاه تلاش برای حفظ طراوت برای زن تکلیف است اما افراط برای جلوه گری ودلبری کاری است عبث ومذموم که فرجام محتومی جز افسردگی و عقده های حقارت ندارد.

که درهمه ی جوامع زنان خوب زنانی هستند که کمتر از خود می گریزند

- پیشنهاد به همه ی زن های خوب هموطنم:

کتاب زنانی که باگرگها می دوند -کلاریسا پینکولا استس  ازکتابخانه ها قرض بگیرید ویا به هم قرض بدهید ویا به هم هدیه کنید.مطالعه اش  چیزای جالبی دارد ومن چهار سال پیش این کتاب را توی کلاس درسم تحلیل کردم خوب جواب داد.



حمیدرضا ابراهیم زاده

1395/1/24



* تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

مه شکن

چهارشنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۶، ۱۲:۳۷ ب.ظ

هوالذی قدر فهدی

درمسیر زندگی ورفاقت وسیاست و...

گاه مسیر حرکت صعب العبور وطاقت فرسا می شود

تردید وفتنه و بحران شمارا به بیراهه ها دعوت می کند

وقتی فضا آکنده ازدروغ  وتوهم  وفتنه ها شد

باورها  مورد تهاجم قرار می گیرند

بهتر است دروغ را باورنکنید

بهتراست زبان به کام گیرید

وسکوت اختیار کنید

تا غبارها رسوب کند

وبینش و دیدبانی مه شکن می خواهید

تا بتوانید  به سلامت  به سر منزل مقصود برسید

همیشه تردید وفتنه وبحران، باورها را به یغما می برند

بدانید وآگاه باشید که چشم فتنه برداشتهای حسابگرانه ای است

که می خواهد باورهای شما را به میل خویش تغییر دهد

والی الله المصیر

 

اول مهر 1393

حمیدرضاابراهیم زاده



* تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف است.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

بسوی آرامش

دوشنبه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۶، ۱۲:۴۵ ق.ظ


بسم الرب الباری المدبر

پروردگار اولین مربی با تدبیر آدمیان است - سوره علق

 -1  بلیط بهشت

بهشت و جهنم ساخته و آفریده‌ی خود ماست، برای آفرینش بهشت لازم است الگوی ذهنمان را تغییر دهیم، در ذهن بسیاری از مردم افکارمنفی: حرص، نفرت و شهوت پرشده است، در واقع آنان ساکنان جهنم هستند.

-هر فکری نوعی انرژی و نیروست. افکار زنده هستند، شکل و رنگ دارند و به ما می‌چسبند، هیچگاه ناپدید نمی‌شوند. اندیشیدن به آرامش، صلح و عشق و خیرخواهی در وجودمان بهشت را زنده میکند.

-ساده‌ترین شیوه تصحیح فکر نیایش است. نام خدا را در گرد هم بخوانید ( دعای دسته جمعی کنار سفره غذا و نیایشهای اجتماعی)

هنگامیکه افکار پلید به سراغتان می‌آید با آن نجنگید. هر چه بیشترستیزه کنید بیشتر تقویتشان میکنید بهتر است ترکش کنید  . 

 

-2  همه‌ی امور را به خدا بسپارید.

قل لله ثم ذرهم . بگوخدا و همه چیز را واگذار- انعام91

از گفته‌های دیگران نترسید، خود را با دیگران مقایسه نکنید.

-تنها کاری را که انجام میدهید به حساب می آید. شما یک دنیای دیگری هستید.

خداوند حضور فعال در زندگی انسانها دارد.

چیزهای جدی را آسان بگیرید و چیزهای آسان را جدی بگیرید.

جوانی که هرگز اشک نریخته باید با عاشقان همنشین شود و پیری که هرگز نخندیده باید با جوانان همنشین شود.

-وقتی تیره‌بختی و حالت دلتنگی و نا امیدی در شما رخنه میکند بهترین راه زدودن آن خندیدن است. خنده خوشی واگیردار است و به همه سرایت میکند.

-راز آسایش آن است که همه چیز را ترک کنید، آسایش حقیقی یعنی ساکن شدن در خدا.

اراده‌ی خدا بر همه‌ی اراده‌ها مسلط است، خداوند بهترین وکیل و سرپرست برای انسانهاست. پس باید کارها را به او واگذارد.

-نخستین واژه‌ی کتاب زندگی سکوت است. نیروی حقیقی زندگی در سکوت است.

-کسی که زندگی و کارهایش را به درگاه خداوند پیشکش میکند: با آرامشی که که در قلبش ساکن است بکار می‌پردازد.

 -دوستان خدا نترس و متواضعند.


3معجزه میتواند در زندگی شما هم رخ دهد.

-خداوند پدر آسمانی همه ما انسانهاست. اوست که عرش را سکان‌داری میکند.

خداوند یگانه‌ترین نیازماست. اگربه این کشف بزرگ نایل شویم هرآنچه که نیازمندیم ازپیش مهیا شده است، پیش از آنکه نیازی بوجود بیاید برآورده میشود.

-کسانیکه ایمانشان را به چیزی غیر از خداوند متمرکز میکنند، خود را به زندگی آلوده به ستیزه‌جوئی بی‌پایان گره زده‌اند.

غفلت از توکل به خدا فرجام نحسی دارد. هر آنچه که برایتان اتفاق می‌افتد را بپذیرید.

دعاکردن ایمان انسان را تقویت میکند، علاج همه بیماریها و گرفتاریها ارتباط با خداست.

اعتماد و ایمان به خدا به انسان احساس امنیت و حمایت میدهد.

-تنها ثروتی که ارزشمند است، عشق ورزیدن به خداست. و خداوند می‌خواهد که به همنوعان خویش عشق بورزیم.


4-خداوند ناظر و فعال و دانا و مسلط به ما است.

غمگین بودن خواسته و امر شیطان است. عامل غم اغلب به بداقبالی و حوادث ناگوار، مشکل یا احساس حقارت باز می گردد.

گاهی از اوقات طوری رفتار میکنیم که گویی خداوند پدر آسمانی و سرپرست و بهترین یاورمان را از دست دادیم.

-زنبورعسل شیرین ترین و درمان بخش ترین عسل را از گلهای کوچک و تلخ آویشن می‌سازد.  تلخی‌ها و بلایا، سازنده‌ی نشاط  و گوارایی‌های زندگی ما هستند.

 -  دردرون هر نشاطی بذرغم می‌تواند بروید اما از رحم هرغمی نشاط و شادابی زاده می‌شود.

برخی از خواسته‌ها همچون آتش در درونمان شعله میکشند و ما را از لذت حقیقی زندگی محروم می‌سازند.

-کسی که تسلیم هواهای نفسانی خویش باشد هیچگاه از زندگی و شادی بهره مند نخواهد شد.

-لذت واقعی درضمیر ماست.


5- اراده خدا بر هر اراده‌ای مسلط است و رنجهای انسان راهگشای لذت‌های اوست.

 - رنج و اندوه در برنامه الهی از جایگاه ویژه‌ای در نزد خدا برخوردار است.

 - گریختن از رنج و بلا کار ضعیفان است.

 خوردن داروی تلخ برای بیمار برایش خوش نیست اما برایش خوب است و زاینده سلامتی اوست. اما بسیاری ازخوشیهای کاذب برایش خوب نیست. بنابراین پزشک  دشمن او نیست بلکه خیرخواه اوست.

 - رنج در واقع تجربه‌ای است که زندگی ات را غنی و روحت را تقویت میکند. رنج آینه قلبت را صیقلی می‌دهد و صفا می‌بخشد.

 - مهندسی اراده و برنامه‌ریزی خداوند حکیمانه است. آنکس که رنج و اندوه را مقدس می‌داند، می‌آموزد که لطف خدا همواره با اوست. هر چه دشواری بیشتر و بزرگتر باشد انسان شریفتر میشود.

 

6-  برگزیدگان خدا

-هر آنچه که در مالکیت ماست اعتباریست و متعلق به خداست.

خداوند در همه حال به خیر و صلاح ما اراده میکند و حتی در مناسب ترین گرانیگاه حیاتی، مرگ را به ما سوغات میدهد.

خداوند جاودانه‌ترین و تنهاترین نیاز بزرگ ما انسانهاست. آنکس که از خداوند خرسند نباشد بی خرد و طمع کار است.

-خداوند عاشقترین موجود به انسانهاست و کسانی را که عاشقش باشند هلاک نمیکند.

-خواست خدا تحقق پذیراست و باید تسلیم اراده او بود.

 

7- زائران آرامش

-مسیح (ع): ابتدا از سلطنت پروردگار پیروی کنید آنگاه همه چیزبه شما داده خواهد شد.

-خدا را سپاسگذار باشید که رحمت و بخشایش را در سراسر زندگی‌تان جاری می‌سازد.

 -صبحگاهان به بخشهایی از متون مقدس بیاندیشید و درطول روز آن را با خود  تکرارکنید.

 -همه‌ی افکار شهوت و نفرت و حرص را از خود دور کنید که این افکار نفسانیات پست شما را بیدار میکند و منجر به گرفتاری‌ها و افسردگی‌ها میشود و اجازه نمی‌دهد که آرام باشید.


8 - به پیش به جلو به بالا .

-دویدن در پی خوشی و قدرت مانند لیسیدن عسلی است که روی لبه‌ی تیغ ریخته شده باشد. شاید شیرینی عسل لذت بخش باشد اما زبان را به دو نیم خواهد کرد.

-خدا یگانه نوری است که همیشه می‌تابد. او از ضربان قلبمان بما نزدیکتر و حیات بخش‌تر است. او دوست و یاوری کاردان و مدبراست که هیچ مکانی برای کمک رسانی او بما  دور نیست. او به همه عشق می ورزد، مشتاق شنیدن دعاهای فرزندان سرگردانش است. برای او همه چیز ممکن است و آنچه را که به سود ماست با خواسته‌ی خود انجامش میدهد....کلید همه مشکلات در دست اوست.

-آن کس که در پناه خداست حضور دائمی او را با آگاهی و هوشیاری احساس میکند.

 

9- راهی برای مقابله با رنج

-هیچ دردی بر ما نازل نمی شود مگر آنکه بر ایمان مفید باشد.

برای انجام دادن برنامه الهی که خداوند مقرر فرموده پوشیدن لباس درد و رنج لباس زیبایی است.

 جوینده خدا باید مشتاق انجام دادن خواسته‌های خدا باشد.

 -برخی از رنجها آزمونی از طرف خدا برای امتیازگرفتن است. اما برخی دیگر تنبیهی است که بر اثر گناه و طغیان و ضعف با دست خودمان بروز داده‌ایم.

تسلیم امر خدا شدن و توکل بر او به نفع همه ماست. همه را بپذیریم.



10- لذ ت و زیبایی 

سرچشمه لذت‌ها و زیباییها آرامشی است که از خدا جاری میشود.

 لذت جز آرامش و آرامش جز لذت نیست.

-زیباترین انسانها کسانی هستند که آرامش و تبسم در غم و شادی با آنان همراه است.

 -لذت بردن عطیه‌ای الهی است. و فقط بردباران و سپاسگذاران از آن متنعمند.

-هرکس که با اعتباریات آرام میگیرد. هرگز طعم لذت را نمی‌چشد زیرا که همه چیز از بین رفتنی است و دیر یا زود دوست داشتنی‌هایش افول میکنند. پس لذت را در جاودانگی‌ها بجویید.

-عنصر زیبایی  صورت و اندام نسبی است. اما زیبایی سیرت کمال است. هر کس که کامل‌تراست زیباتر است.

 -نور خدا در رخسار آرام خداجویان باعث جذابیت و زیبایی ایشان است. پس با یاد خدا دلهایتان را آرام کنید تا نور خدا بر شما بتابد و زیباییتان را به نمایش بگذارد.

-غالب صفات فعلی خدا در ما قابل انتقال و تجلی است. پس می‌توانیم  وارث  وراثت‌های او باشیم و تمام زیبایی‌ها را از او به ودیعه و ارث ببریم.

 

دوستان عزیزم آیا خدابرای بنده‌اش کافی نیست ؟ ألیسَ اللهُ بکافٍ علیٰ عبده؟(سوره زمر36)

مطالعه فارسی قرآن را برای آرامش طلبان و زوار زیبایی بسیار مناسب میدانم.

 

                         بابلسر - حمیدرضاابراهیم زاده    1386/6/24

 

 با سپاس ویژه از استاد جی پی واسوانی.

کلیه حقوق برای مولف محفوظ است. 

 

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

دوست ودشمن

يكشنبه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۶، ۱۲:۱۱ ق.ظ


من از سه  جماعت و عنصر نفرت علنی دارم .

و هر جا که  بی انصافیشان  برایم محرز شود با آنها قطع رابطه می کنم.

جماعت اول دروغگو.

که همه چیزش بر مبانی کف روی آب و  سراب هست. از نظرمن دروغگوها  پست‌ترین جماعتند.

آنها هرگز قابل اعتماد و قابل اتکا نیستند. و فریبکار و بزدلند.

چه دروغگوی مجازی چه دروغگوی  عادی. دروغ دروغ است.

در فضای مجازی و عادی هم می توان همدلی کرد و صداقت داشت.

آدمها به این خاطر دروغ می‌گویند که یا طمع به چیزی دارند و باید اغواکنند و فریب دهند.

یا از چیزی می‌ترسند. و بزدلیشان را پنهان می‌کنند...

 در کنار دروغگویان، ریاکاران. هم موذی و منفورند.

بنظرم خباثت آنها در حد دروغگوهای بت تراش است.

زیرا به دروغ ادعای خوش دلی وصداقت ودینداری می کنند. مزور وطمع کارند

پست  فطرت و لاابالی‌اند.

سعدی:

              ای درونت برهنه از تقوی       کز برون جامه ی ریا داری

             پرده ی هفت رنگ درگلزار      توکه در خانه بوریا داری.


جماعت دوم:

عهد شکنان. بی‌وفایان و بی‌نظمها و طمعکاران و فرصت طلبهائی که فقط با طمع و فریب  به مرادشان می‌رسند.

ناسپاسان قدر نشناس. همواره برای همه‌ی افراد بی‌اعتبارند


جماعت سوم:

مداح ها. و الکی خوشها. لوده گان اجتماعی ؛

که هیچ باورواعتباری بردل  وجان وعملشان  بارورنمی شود  .

 

فقط مثل مگس؛ گرد شیرینی بوده و  به دنبال تعفن و تحقیر و تخریبند.

 

و از سه جماعت خرسندم و با آنها تا پای جان رفاقت می‌کنم


اول ساده دلان بی سیاست. کسانی که  با دوستانشان سیاست ورز نیستند.

 دلخوشی هایشان را هرگز در سیاست ورزی هایشان به بازی نمی گیرند.

دوم اهل ادب و خوش محضران با وقار. همیشه رفتارشان متعادل و متین است.

سوم خوشرویان همیشه متبسم. کسانیکه لطف و مهرورزیشان را به اهلش بروز می دهند.

و عاشقان و معشوقانی که مهرورزیشان در طبق اخلاص است.

سعدی:

          هزار خویشتن که بیگانه از خدا باشد        فدای یکتن بیگانه کآشنا باشد


                                             حمیدرضا.
بیستم مهر1392


*تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

چراغ عشق

شنبه, ۱۹ فروردين ۱۳۹۶، ۱۲:۴۰ ق.ظ

هوالمحبوب


 

 

بی چراغ است  بزرگراه عشق

چون عشق را  نه چهارراهی ونه سه راهی ونه  دوراهی ونه میدانی  است

چهارراه عقب گرد. وانحراف به چپ وراست دارد.

مسیر عشق فقط راه مقابلی دارد که باید مستقیم بپیمایی!

وسه راه مراجعه به حسابگری وراه عقل خود ونقل دیگران برای عشق مفهومی ندارد.

تعلل وحسابگری وعقل گرایی ونقل هراسی درعشق انحراف است.

 

 

 

فقط نقطه مقابل جاده را برو

دوراهی  ها همیشه باعث  تردیدند...

وعشق هرگز تردید پذیر نیست

میدان وکارزار عشق فقط دل عاشق است.

چراغ دل را به یاد وذکر محبوب روشن کن

وامانتدار دلی باش که سرای محبوب است

اگر عاشقی می کنی باید قواعد پیمودن جاده اش را بدانی.

زیرا هرتخلف وانحرافی خیانت است به معشوق....

 

حمیدرضاابراهیم زاده

    تهران

19دی1393

 


 *تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار نویسنده است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

این باکلاسها

سه شنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۶، ۰۲:۰۲ ب.ظ

*گفتگو


سوال:به قول مولانا
درآسمان درها نهی ، در آدمی پرهانهی
صد شور در سرها نهی، ای خلق سرگردان تو
مادری و تربیت بارسنگین و مهمی است
استاد ابراهیم زاده مستحضر هستید که
یک مادر کم حوصله و عصبی نمی تواند ظرفیتهای تربیتی جامه عمل بپوشاند
شما راهکاردهید
چرا مادران نسل جدید ما " سوراخ دعا را گم کرده اند "و در شیوه های تربیتی حوصله کافی و وافی را ندارند ؟
متشکرم
جواب
سلام
مادر بودن یک حس وغریزه وهنر است
اگر کسی فطرت مادرانه اش براثر نجاسات روحی ورفتاری مخدوش شود هرگز نمی تواند مادر بماند
مادرشدن موهبتی است که زن را مظهر حیات ونشاط وعشق وباروری ساخته واورا دنیایی از ادب ومتانت وعشق وارادت تجلی داده است
هر زنی باید درخود زیر ساختهای نیک  باورانه  را بارور کند تا بتواند مادر باشد.
وقار و نجابت. ایثار و حیا ومحبت مادر. اورا مادر ساخت. تا بهشت زیر پایش واقع گردد...

س:
استاد
با سلام و ادب
متشکرم
من قانع نشدم
ببینید مادران و پدران جدید جامعه ما ی مشکل اساسی دارند تا وقتی همسر هستند و هنوز والدین نشدن نسبت به همسر خود نقش والد بازی می کنند (یعنی رفیق و همسری ندارند و نظارت شدید روی رفتار هم دارند )
به محض فرزند دار شدن بی حوصله می شوند دیگه همه چیز براشون تکراری می شوند
مرد یا پدر فعلی به نوعی و زن یا مادر فعلی هم به شکلی
تازه یادشون میاد آزادی های زیادی را با داشتن فرزند از دست داده اند
بجای اینکه نقش جدید را در کنار نقش همسری خوب ادا کنند
به بهانه گرفتن از هم و کل افراد دور و بر می افتند
لطفا در صورت صلاحدید راهکاراین مشکل مفصل بفرمایید
ممنون


ج:
سلام
سپاس ازنگاهتان
بلوغ یکی از شروط اصلی ازدواج هست. بلوغ جسمی وجنسی درکنار بلوغ فکری وعاطفی واجتماعی
خیلی ها برادر وخواهر ودوست و فرزند بسیار ایده آلی هستند اما درمقام همسری نمی توانند نمره خوبی از رضایتمندی در همسری بگیرند
خیلی ها اساسا مادر متولد می شوند اما اصلا روحیه ی شوهر داری و یا سایر نقشهای مربوط به یک فرد  اجتماعی را ندارند
انسان بالغ چند وجهی است وعین الماس می درخشد
مدیریت روابطش عالی است. مدیریت خشم وخرسندی ومدیریت نشاط وبحران وجو زدگی .مدیریت عاطفی ومدیریت همه جانبه ای دررفتارهای خود مهندسی ومعماری کرده اند.
این نوع از مدیریت های همه جانبه درحقیقت کلاس آدم هاست.
با کلاس بودن فقط در خوش پوششی وخوش جلوه گری فیزیکی نیست.

باکلاسی درگرانی نوع پارچه ی پوشاک ویا سفرهای اروپایی وسفره های رنگین وخوراک  واتومبیل  و ویلا و باغ مسکونی ویا شغل خاص وپست اجتماعی افراد نیست.

فرد با کلاس مدیریت  رفتارش بی نهایت هدفمند است. منظم است.منصف و مسئولیت پذیر است.

خوش قول  وخوش منش است. باورهایش کاملا ممتاز و رسیده است. بالغ فکری اش کاملا تکامل یافته است. دراوج نداری قانع و خوش مسلک است دراوج دارایی اش کاملا متواضع وبابرکت است. دراوج خشمش می بخشد ودراوج شادی اش  لودگی وجوزدگی ندارد در اوج توانش ستم روا نمی دارد ودراوج ناتوانی اش  بی ظرفیتی و بیتابی نمی کند.

انسان باکلاس درخود دروغ وتهمت و حرص وحسد ندارد.
بنابراین بالغ ترین افراد ، با کلاس ترین وبلکه بهترین  اشخاص هستند. آنها خوشرو و با حیا ونجیب هستند.
در یک کلام با کلاسها  فوق العاده نجیب وموقر هستند.
حیا ومتانت و وقارشان، هیبت وجذابیتشان است.
مادران وپدران نجیب ، نسل نجیب می پرورانند و کسی که بدنبال  نسل نجیب است باید باکلاس ترین گزینه ازدواجش را رقم برند ...

والی الله المصیر


حمیدرضاابراهیم زاده

9فروردین1395

* این گفتگو بصورت نظر در ذیل متن مادرانه دراین دایره ثبت شده است.




تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف محفوظ است.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

میوه ی ممنوعه

شنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۶، ۰۶:۰۰ ب.ظ

میوه ی ممنوعه

پس از خوردن میوه ی ممنوعه شیطان رواج دهنده ی زندگی نباتی وحیوانی انسانها شد.

بُعد ملکی انسان نمایان شد وبه خاک کشانده شد.

زندگی انسان به اجتماعی شدن راه یافت و انقلاب های متعددی برایش رخ داد.

 زندگی اجتماعی باانقلاب کشاورزی وانقلاب  شهر نشینی شکل کامل تری گرفت

وشیطان هم با  توسعه یافتگی انسان بیشتر به چشم آمد.

شیطان همواره آمر به شر وفقر ورکود وفساد بود

وازجنبه ی سستی ورسوبات خاکی بشر بهره می جست

 شیطان نبض بازار و...رادردست گرفت ودربیشتر ابعاد زندگی خاکی وروانی بشر حضور یافت

گاه استیلایش بربعد خاکی بشر آنقدر زیاد می شد که  به راحتی منویاتش را بر بشر تحمیل یا وسوسه می کرد.

بدیها وزشتی های عمل بشر به چشمشان زیبا جلوه می نمود.ودر ذائقه ی راستین بشر تصرف کرد.

وبا توجه به عداوت وکینه ای که ازازل نسبت به بشر داشت به کشتن وخونریزی نسبت به بشر مبادرت می ورزید.

جنگها وفسادهای سازمان یافته ای رانسبت به بشر ترتیب می داد...

وخداوند انسانهای مقتدری چون انبیا را برای رویارویی وتسلط بر شیطان  بر زمین ساکن کرد ومکنت داد.

تا شیطان را مهارکنند وبه نوزادی بشر استحکام ومدد بدهند

حتی سلیمان نبی از آنها برای کارگری وغواصی استفاده کرد.

اما همچنان بدلیل نیازهاومطالبات بشر به رشد وتوقعاتش برای بهترزیستن وآسودگی هایش؛ انسان گاه به فراخوانهای زیبا ولذیذ و اغواگرانه شیطان تن می داد.

بااین همه قند  شیطان درخون اغلب نوع بشررسوخ کرد

واینگونه در خون انسان ژنوم ابلیس تاثیرگذار شد

 وهرچه میزان قند شیطنت در خون بالاتر برود تصمیمات وتفکرات انسان ها ابلیسی تر می شود.

وهمینطور با تلاش انبیا  قرار شد انسان تلاش کند تا ازبعد ملکی به سمت بعد ملکوتیش  اوج وعروج بگیرد

 وان لیس للانسان الاماسعی...

واکنون درعصر یوم الدین. انسانیت درگذاراز پروسه ی تکاملش دارد شیطان را می فهمد.

انسانیت هنوز دوران کودکیش رامی گذراند وتا بلوغ کامل باید مسیر را بپیماید.

وچون  در روز چهارم خلقت به سر می بریم و هنوزهم به بلوغ نرسیدیم 

طبیعی است  رغبت وعادت به شیطنت در اوج اشتیاق انسان است.

اگر دیدگاه مانسبت به حوزه ی آفرینش به بلوغ برسد همه ی زوایای دنیا وعقبا را متوجه می شویم

که در نگاه اول واین تغییر زاویه دید امام عصر هم دیده خواهد شد .

چون ایشان حاضرهستند ولی زاویه ی دید ما برای درک رویتش مناسب نیست.

قرارهست با بلوغ انسانیت وفهم بشر نسبت به محیط وعلل آفرینش به توسعه وتکامل موعود برسد

وزوایای دیگرنگاهها و فهم ودرک سایرپدیده ها برایمان مکشوف شود

وقطعا دراین جایگاه انسان شیطان را به عینه خواهد دید

وتقابل وسنگ اندازی هایی که شیطان برای عدم وصل انسان به حقیقت کامل بعنوان چالش مهم روز علیه انسان بوجودمی آورد رادرمی یابد

باورهای انسان های کامل نسبت به اوامرپروردگار به یقین مبدل می شود ووجود شیطان برای بشریت بسیارتلخ وگزنده می نمایاند

 ودراین گرانیگاه ومقطع کاملترین نوع بشر ویا رهبر خیر یعنی حضرت امام عصربصورت مستقیم  بارهبرحزب شیطان یعنی ابلیس درمصاف خواهد شد

طبیعی است یک وسعت وتغییرشگرفی در دنیا به مثابه دید برزخ کاملی رخ می دهد و...

 


 

نهم   آبان    1392 حمیدرضا ابراهیم زاده

 

تمامی حقوق نشر برای مولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

این باحجابها

پنجشنبه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۶، ۰۴:۳۵ ب.ظ


       حجاب چهره جان میشود غبار تنم     خوشا دمی که از این چهره پرده برفکنم    حافظ 



حجاب همان استفاده ازپوشش و استتار برای دیده نشدن است.

نوعی ازحجاب برای همیشه منفور و گزنده است و آن حجاب دل است.

حجابی که مانع ابراز نیکی‌ها میشود مجموعه‌ی سلوک و منش و رفتاری که باعث میشوندتا تقدس اعمال با انحراف از مسیرطبیعی و سالم خود بصورت منزجر کننده‌ای نمایش داده شوند. مثلا استفاده از فناوری دینامیت برای راهسازی و معدن بسیار مفید وخواستنی است اما از همین ابزار برای کشتن انسانها هم استفاده می‌شود. در کل  خود محوری‌هاو خود برتربینی‌ها و اعتماد واتکای محض به داشته‌ها و اندوخته‌هایمان همان حجاب راه تکامل ما هستند که نتوانیم مسیر سلامت را درک کنیم وهمیشه در رنج وعذاب باشیم .

آنقدر خودشیفته و مطمئن به د اشته‌های اندک مان اتکا می کنیم گویا همه‌ی کائنات مطیع فرامین ماست. برای کسیکه عنان و افسار زندگی خود را بهدانش میدهد. سر از وکالت خدای وکیل برمی گرداند. همه تقوا و دانش برای او حجاب میشود. زیراهرگز تصلب عقل و دانش نمیتواند راهگشای همه‌ی نیازهای انسان کامل باشد. عقل و عقال صاحب تصلب و تعصب است یعنی نگهبان است،امااحساس همه‌ی گوهره انساناست و عقل مواظب است که احساس از قفس و محدوده‌ی خاص خود خارج نشود بالطبع با توجه به رویکرد عرفانی دانش قلبی،همه‌ی دانشهای عقلی درمقابل عرفان بصف شده و قد علم کرده‌اند تا هرگز عرفان نتواند پای از دایره مواجهه و تجربه فراتر بگذارداینست که حضرات عرفا فرموده‌اند: 

   تکیه بر تقوا و دانش در حقیقت کافریست    راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش     حافظ

حجابها اصلی‌ترین عامل بت‌سازیها هستند. اعتماد بیش از حد به داشته‌هایمان و خودشیفتگی، حجابهای ضخیم را پدید می‌آورند. در این بین اگر بت شکن، بت شود شکستنش بسی دشوارتر و طاقت فرساتر است، شکستن بت‌ها بمراتب ازشکستن بت شکنان آسانتر است. سنتها و هنجارها و خرافاتی که که برخلاف فطرت و رفاه و عزت و کرامت انسانی در امتدادند، همانند بتها و غل و زنجیرهای انحرافات برگرده‌ی مردم سواری می‌خورند که باید شکسته شوند. در این جریان گاه خود بت شکنان ساختار شکنی کرده و با خودمحوری و خود برتربینی، مبدل به بت میشوند و باید گفت که برای درهم کوفتن این صنم‌ها و بت‌ها نیاز به هزینه‌های گزافی چون نثار خون و اهدای جان ارزشمند آزادگان است. و اگر هر امر مقدسی هم خواسته و ناخواسته بت تراشیده شود، در این مسیر مشمول بت بزرگتر قرار گرفته و برای شکستن آن عزم جدی تری لازم است. شکستن و دریدن حجابهای تاریک درون، بزرگترین نبرد و مبارزه برای مبارزان محسوب میشود. بسیاری از بزرگان تاریخ پیشینه‌ی طلایی خود را در این آورد از دست دادند. زیرا حجاب درونشان باعث تاری دید و بصیرتشان شد و خدایی جز خود و داشته‌ها و ادراک و خام خیالی‌هایشان ندیدند... تاریخ از این دست گمراهان در انبان خود زیاد سراغ دارد.


 همه‌ی ما انسانها از هر جنس و نژاد و طبقه‌ای، حجاب هایی را به دور خود تنیده‌ایم:

یا به تقوا و دانش و ثروت خود می‌بالیم یا به زیبایی و سلامتی و افتخارات دیگرمان دلخوشیم و یا بخاطر فرار از این حجابها از آنطرف بام افتاده ایم. شیطان همانطور که انسان را به ریا دعوت میکند در هنگام کار خیر هم، خیرین را از ریا می ترساند تا نتیجه دلخواهش را بیابد. باید ببینیم که خودمان در پیشگاه خود چه هستیم ؟

آیا تصلب عقل بر همه هستی ما سیطره دارد. اگر این است خدا با ابزارعقل با ما حساب می کند و وای بحالمان...

اگرچه عقل همیشه در معذوریت و تنگنا و کودتاست اما هرگز نتوانسته است پا جای پای احساس بگذارد و یا او را از اندیشیدن به حب ومحسوسات  باز دارد که اگرچنین هجمه ای صورت پذیرد، در اندک زمانی شعله ی تصلبش افول می کند. زیرا خود عقل هم محتاج مقبولیت و دوست داشتن است....




 آیا به دیوانه‌هایی که از زنجیر عقل گسسته‌اند دقت کرده اید؟

آنها هرگز محبت مادرانشان و دیگران را از یاد نمی‌برند و در روز جزا هم با آنها حساب و کتاب نمی‌شود چون از شمشیر اجتهادات عقلی (زیرکی ها وبرداشت‌های شخصی) استفاده نکردند. پس بقول حافظ تکیه بر تقوا و دانش هم در طریقت تکامل و شناخت قطعا کافریست. زیرا خدا خدای احساس و محبت و عشق است. دیوانه را برای خود عزیز میدارد و عقلای از خود متشکررا به قمار در زندگی  مالی و علمی وامیگذارد و عاقبت با  آزمون آلزایمر به زیرکی‌شان میفرماید از همانی که به او متکی بودید، راه و رفاه بخواهید:

«قل لست علیهم بوکیل». 

 باورمان نمی شود که عقل‌گرایی و حسابگری و زرنگ‌بازی چه معامله سنگینی را برایمان در برخواهد داشت.

شخصاً به هر عقلی شیفته نشدم. بلکه فقط خرد قدسی را محترم می دانم خردیکه منافع همه را در نظر می گیرد و به رفاه و عزت همه می‌اندیشد. و از خدعه و تبعیض دور است... .



 حضرت مولانا میفرماید:  حیلت رها کن عاشقا مستانه شو مستانه شو


 


                                     حمیدرضا ابراهیم‌زاده -1390/10/28 


 کلیه حقوق برای مولف محفوظ است.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

شب آرزوها

پنجشنبه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۵۹ ق.ظ

 در کائنات و آفرینش انسان ومحیط او اسرار زیادی نهفته است که آدمی به لحاظ عدم بلوغ واشراف به خود و محیط  خود ازآنها ورموز آنها کمتر آگاهی دارد.

خداوند در ساختارآفرینش خود نسیم و گرانیگاه های متعددی را مرتب کرده است تا اشرف آفریده هایش بتواند نهایت رشد و تکامل خود را ازاین زوایا برداشت کند.

که رسول محبت فرمود:

اِنَّ لِرَبِّکُمْ فی أیّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحاتٌ ألا فَتَعَرَّضُوا لَها لَعَلَّهُ  اَن یصیبَکُمْ نَفْحَةٌ مِنْها فَلا تَشْقَوْنَ بَعْدَها اَبداً.

قطعا از سوی پروردگارتان نسیمی درایام زندگی تان هست.

آگاه باشید ازآن روی متابید شاید که رایحه ای ازآن برشما بتابد که  چنین نسیمی سبب شود که برای همیشه بدبختی از شما دور ماند».

[سیوطی، جامع الصغیر، ج ۱، ص ۹۵]

شب ها وروزهایی وجود دارند که بخاطر موقعیت خاص خود در اضلاع آفرینش ، برسایر شب ها وروزها کشش وانرژی بالاتر ومنزلت ومنقبت گرامی تری دارند

 یکی ازاین شب ها، شب آرزوهاست که به لیله الرغائب شهرت دارد.


پیامبراکرم(ص) فرمودند:

«ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است».

اولین شب جمعه ی ماه رجب را «لیلة الرغائب» (شب آرزوها) می نامند.

در این شب فرشتگان براهل زمین فرود می آیند. برای این شب عملی از رسول خدا(ص) نقل شده که فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:

روز پنج شنبه اول ماه ـ در صورت امکان و بلامانع بودن ـ روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد، بین نماز مغرب و عشا، دوازده رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم می شود و در هر رکعت یک مرتبه سورة حمد، سه مرتبه سورة قدر، دوازده مرتبه سورة توحید خوانده شود.

و چون دوازده رکعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذکر «اللّهم صلّ علی محمّد النّبی الاُمّی و علی آله» گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر «سبّوحٌ قدّوسٌ ربّ الملائکة والرّوح» گفته شود.

پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر «ربّ اغفر و ارحم و تجاوز عمّا تعلم إنّک انت العلیّ الأعظم» گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.

پیامبراکرم(ص) در فضیلت این نماز می فرماید:
کسی که این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد.
پس او به آن فرد می گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد که از هر شدت و سختی نجات یافتی.
میّت می پرسد تو کیستی؟ به خدا سوگند که من صورتی زیباتر از تو ندیده ام و کلامی شیرین تر از کلام تو نشنیده ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوییده ام.
آن زیباروی پاسخ می دهد: من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده ام تا حقّ تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افکند.
(مفاتیح الجنان. شیخ عباس قمی)

توفیق  پرستش وبندگی خالصانه ی همه ی شما عزیزان را از خداوند تمنا دارم .
وامیدوارم مرا نیز از مراحم ودعاهای خیری خود بهرمند فرمائید

حمید رضا ابراهیم زاده
دهم فروردین 1396


تمامی حقوق  این اثر درانحصارمولف محفوظ است
  • حمیدرضا ابراهیم زاده

ماجرااین است

دوشنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۶، ۰۶:۱۳ ب.ظ

 ماجرا این است

 

همه ی گلهای باغ بهشت مهریه ی یک گل بی سر گشته اند

 

ماجرا این است که طلوع  شکوفه ی رز سپید می تواند زمستانی  را به نگاهش  تابستانی کند.

 

ماجرا این است که باد خرداد سر  رز سپید را با خود برد اما ریشه و  روحش را نتوانست غارت کند

 

ماجرا این است که کاشانه ی دل با هیچ توفان و زلزله ای فرو نمی ریزد. مگر با افول ستاره ی  وفا.

 

ماجرا این است که غروب یک  توفان برای دشت و دریا  طلوع یک آرامش است.

 

ماجرا این است که دریا هنوز هم تشنه ی همان قطره ای است که سالهای سال رودها و سیلها را بخاطرش بلعید

 

ماجرا این است که خورشید هنوز تب دار زیر لحاف مخمل آبی خوابیده است و احساس سردی می کند و گرمای رخوت انگیز آغوش وفا را نیافته است. تا دمی بیاساید شاید این زیبای خفته با بوسه ی  باران از خواب گران برخیزد...

 

ماجرا این است که آبان سر در گم از رفتن مهراست. و تولد خود را متوجه نشده است.

 

ماجرا این است که باد بید را نمی لرزاند بلکه بید به میمنت حضور باد با سلسله می رقصد

 

ماجرا این است که ماجرایی جز حدیث هجران و فراغ، ابر دل را بارور نمی کند.

 

برمن ببار ای ماجرای ابر و دریا

 

کویر داغدار نگاهم بوسه بر آغوش چشمانت مداوا

 

ببار ای دل که چشم اشک با ما ماجرا دارد

 

نگاهش چشمه ای جوشان تر از نثر نگاه ابرها دارد....



حمیدرضاابراهیم زاده

رامسر 9 آبان1393


تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده