دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب مقالات. اشعار و آثار پژوهشی. فرهنگی. اجتماعی حمیدرضا ابراهیم زاده

آخرین مطالب

۱۷ مطلب در بهمن ۱۳۹۶ ثبت شده است

مدیریت زمان -مرگ

دوشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۶، ۰۸:۴۰ ق.ظ


 مــدیــریــت زمــان: مــــرگ

 مــــرگ: بزرگتــــرین معمــــا و پیچیـــده‌ترین راز خلقــت انســـان.

مولف کاتالوگ کائنات تنها کسی است که از مرگ بیشترین اطلاعات را دارد. او آفریننده این بخش از نرم‌افزار حیات کامل است. و در این کتاب پرده از اسراری برداشته است که با وجود این افشاگری هنوز هم انسانها درباره مسئله مرگ بسیار ناتوان هستند. اما راسخان در علم همانند امام زین العابدین درباره مرگ تعابیری همچون پوشیدن لباس نو، درآمدن از قفس نیز بکار برده‌اند. البته برای اهل باورمرگ امری دلگشا و راهی برای برون رفت از کسالت و محنت‌های دنیایی است. و کشش خاک را امری مغایر با پرواز خود می‌دانند...

مرگ برای کسانیکه ذهنشان به خاک گره خورده است بسیار رنج آور است و مطابق با گفته‌های راسخان در دانش همانند قطعه قطعه شدن وعبور شتر از سوراخ سوزن است که بی شک سخت و دردناک است.

دل بستن به تمنیات و دوست داشتنی‌های  دنیا برای همه انسانها وجود دارد. همه ما به خانواده و اموال و...علاقمندیم. اما گاهی باید تا اندازه‌ای دل بست که فراموش نکنیم اهل کجاییم. ما با خانواده و دوست داشتنی‌هایمان همسفر و همسفره‌ایم. و قرار است کالبدمان توسط زمین بلعیده شود. و روحمان با بال پندار و کردارش به ملکوت و عرش شتاب بردارد. هر چقدر به خاک دلبسته‌تر باشیم فشار بیشتری در هنگام مرگ عایدمان می‌شود و هر چقدر که دنیا را راحت‌تر به اهلش واگذاریم آسان تر و سبکبال‌تر پرواز خواهیم کرد.

داستان ما انسانها  شباهت زیادی به غریبه‌ای در مسافرخانه دارد که می‌خواهد چند روزی در غریبستان به کارهایش برسد و برود. اما هرگز بفکر تزئین و خرید مسافر خانه نمی‌افتد...او باید برود.

ما از جائیکه آمدیم به همان جا برمی‌گردیم وهمه جانها به جان واحدی و به تعبیری به جانان متصل می‌گردد.

در کاتالوگ ما(لوح محفوظ) همه جزئیات زندگیمان درج شده است و تمام وقایع خوش و ناخوش حیاتمان در آن مرقوم شده است.

کِتَابٌ مَّرْقُومٌ   

نامه‌ای است رقم‌خورده و سرنوشتی است قطعی،

یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ   

که مقربان شاهد آنند!

إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِی نَعِیمٍ  

مسلّماً نیکان در انواع نعمت‌اند:

عَلَى الْأَرَائِکِ یَنظُرُونَ  

بر تختهای زیبای بهشتی تکیه کرده و (به زیباییهای بهشت) می‌نگرند!

تَعْرِفُ فِی وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِیمِ    

در چهره‌هایشان طراوت و نشاط نعمت را می‌بینی و می‌شناسی!

یُسْقَوْنَ مِن رَّحِیقٍ مَّخْتُومٍ   

آنها از شراب (طهور) زلال دست‌نخورده و سربسته‌ای سیراب می‌شوند!

خِتَامُهُ مِسْکٌ ۚ وَفِی ذَٰلِکَ فَلْیَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ

مهری که بر آن نهاده شده از مشک است؛ و در این نعمتهای بهشتی راغبان باید بر یکدیگر پیشی گیرند!

وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِیمٍ

این شراب (طهور) آمیخته با «تسنیم» است،

عَیْنًا یَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ  

همان چشمه‌ای که مقرّبان از آن می‌نوشند.     سوره مطففین 

 

و ما مختاریم که تا محدوده‌ی پرواز حرکت کنیم. هر چه بیشتر پروار شویم بهتر حرکت می‌کنیم.

مگر نه این که دنیا مزرعه آخرت است، پس قرار است کشت کنیم و تلاش کنیم تا برای لذت واقعی و آسانی (یُسر- بهشت) آماده شویم.

فسنیسره للیسرا- اعلی7

در سیره عرفا و اولیای کامل آمده است : که کسانی بوده‌اند که به مرگ اختیاری در گذشته‌اند و کسانی هستند که از لحظات مرگشان با خبرند.

بنظر می‌رسد که این طائفه از انسان‌های فرشته‌خو با همه امواج و تلاطم مرگ آشنا بوده و از مرگ خویش لذت می‌برند.

همانندجمله‌ی جوان سرو قامت عاشوایی که فرموده است: مرگ برای من از عسل شیرین تر است.

ما خاکیان برای رسیدن به علیای (بلندای ) تکامل نیازمند مرگ هستیم . و مرگ چون عنصری ناشناخته در سلولهایمان جریان دارد. با اینکه دانشمندان به مکاشفات علمی بالایی رسیده‌اند اما هرگز نتوانسته‌اند. منشاء آغازین حیات را بیابند. و هرگز نتوانسته‌اند عنصر پایان حیات را کشف کنند.

مقرر شده است تا انسانها و جنبندگان تا آخرین خرده رزق معلومشان را نخورده‌اند از اینجا نروند.

إِلَىٰ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿الحجر: ٣٨﴾

 أُولَٰئِکَ لَهُمْ رِزْقٌ مَّعْلُومٌ ﴿الصافات: ٤١﴾

  إِلَىٰ قَدَرٍ مَّعْلُومٍ ﴿المرسلات: ٢٢﴾  

 با این درک در می‌یابیم که امر مرگ نیز بسیار برنامه هدفمندی دارد و از سخن بزرگان و راسخان در دانش است که خداوند بهترین و مناسب‌ترین لحظات را برای مرگ انسانها انتخاب می‌کند بویژه اینکه باید متوجه باشیم که از این اولویت و هدیه الهی به نحو شایسته‌ای بیاندیشیم و استقبال کنیم.

مرگ برای اولیا و دوستان خدا قطعا دارای زیبایی‌هایی است که ما علاقمندان به این اولیا چون در عزا و فراقیم، هرگز از آن با خبر نمی‌شویم.

خداوند جان می‌بخشد و جان می‌خرد. و بزرگترین مشتری جان ما آدمیان، خود حضرت دوست است. بویژه اینکه با قیمت بهشت جان می‌خرد.

إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ﴿التوبة: ١١١﴾

خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریداری کرده، که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد؛ (به این گونه که:) در راه خدا پیکار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند؛ این وعده حقّی است بر او، که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده؛ و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدی که با خدا کرده‌اید؛ و این است آن پیروزی بزرگ!

واز مدعیان راستگویی نیز تمنای مرگ دارد

وَلَقَدْ کُنتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِن قَبْلِ أَن تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَیْتُمُوهُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ﴿آل‌عمران: ١٤٣﴾

و شما مرگ (و شهادت در راه خدا) را، پیش از آنکه با آن روبه‌رو شوید، آرزو می‌کردید؛ سپس آن را با چشم خود دیدید، در حالی که به آن نگاه می‌کردید (و حاضر نبودید به آن تن دردهید! چقدر میان گفتار و کردار شما فاصله است؟!)

قُلْ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیَاءُ لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ

بگو: «ای یهودیان! اگر گمان می‌کنید که (فقط) شما دوستان خدائید نه سایر مردم، پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می‌گویید (تا به لقای محبوبتان برسید)!»جمعه6

قُلْ إِن کَانَتْ لَکُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِندَ اللَّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ

بگو: «اگر آن (چنان که مدعی هستید) سرای دیگر در نزد خدا، مخصوص شماست نه سایر مردم، پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می‌گویید!». بقره 94

برای انسانها شایسته است که هر از چندگاهی به مسئله مرگ خود بیاندیشند و یا به دیدار اهل قبور بشتابند و احوال یاران و از دست رفتگانشان بجویند وخود را از حال آنها مستثنا ندانند.

در کلام عرفا داریم که هنگام تشیع جنازه دقت کنید و عبرت بگیرید که در حقیقت تشیع و به خاکسپاری خود شماست....

مرگ و زندگی  هر دو از ساختارکاملی برخوردارند هر کدام لازم و ملزوم یکدیگرند به همین علت در قرآن تعداد واژه مرگ با حیات برابر است  وهر کدام 145 بار در قرآن تکرار شده اند. گرچه مرگ کمال انسان است اما حق زیستن و زندگی برای انسان بسیار ارزشمند است ...

موت- میت – مات- موتا- و....

واژه اجل 31بار-

واژه اجلا3 بار

واژه اجلت ا بار

واژه اجلهم 6 بار

واژه موجلا 1 بار

-   آل عمران145: هیچ‌کس، جز به فرمان خدا، نمی‌میرد؛ سرنوشتی است تعیین شده؛ (بنابراین، مرگ پیامبر یا دیگران، یک سنّت الهی است.) هر کس پاداش دنیا را بخواهد (و در زندگی خود، در این راه گام بردارد،) چیزی از آن به او خواهیم داد؛ و هر کس پاداش آخرت را بخواهد، از آن به او می‌دهیم؛ و بزودی سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد.

حدید:22: مَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا ۚ إِنَّ ذَٰلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ 

هیچ مصیبتی (ناخواسته) در زمین و نه در وجود شما روی نمی‌دهد مگر اینکه همه آنها قبل از آنکه زمین را بیافرینیم در لوح محفوظ ثبت است؛ و این امر برای خدا آسان است!

 

-   روم41: ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ  

فساد، در خشکی و دریا بخاطر کارهایی که مردم انجام داده‌اند آشکار شده است؛ خدا می‌خواهد نتیجه بعضی از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید (بسوی حق) بازگردند!

 

-    شوری 30: وَمَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَن کَثِیرٍ  

هر مصیبتی به شما رسد بخاطر اعمالی است که انجام داده‌اید، و بسیاری را نیز عفو می‌کند!

- نسا77و78: أَیْنَمَا تَکُونُوا یُدْرِککُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ کُنتُمْ فِی بُرُوجٍ مُّشَیَّدَةٍ ۗ وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ یَقُولُوا هَٰذِهِ مِنْ عِندِ اللَّهِ ۖ وَإِن تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ یَقُولُوا هَٰذِهِ مِنْ عِندِکَ ۚ قُلْ کُلٌّ مِّنْ عِندِ اللَّهِ ۖ فَمَالِ هَٰؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَا یَکَادُونَ یَفْقَهُونَ حدیثًا  

هر جا باشید، مرگ شما را درمی‌یابد؛ هر چند در برجهای محکم باشید! و اگر به آنها [= منافقان‌] حسنه (و پیروزی) برسد، می‌گویند: «این، از ناحیه خداست.» و اگر سیّئه (و شکستی) برسد، می‌گویند: «این، از ناحیه توست.» بگو: «همه اینها از ناحیه خداست.» پس چرا این گروه حاضر نیستند سخنی را درک کنند؟!

مَّا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ۖ وَمَا أَصَابَکَ مِن سَیِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِکَ ۚ وَأَرْسَلْنَاکَ لِلنَّاسِ رَسُولًا ۚ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِیدًا     

(آری،) آنچه از نیکیها به تو می‌رسد، از طرف خداست؛ و آنچه از بدی به تو می‌رسد، از سوی خود توست. و ما تو را رسول برای مردم فرستادیم؛ و گواهی خدا در این باره، کافی است!

 

–  اعراف34 – یونس49- نحل 61- ابراهیم 44:

وَلِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ ۖ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً ۖ وَلَا یَسْتَقْدِمُونَ  


برای هر قوم و جمعیّتی، زمان و سرآمد (معیّنی) است؛ و هنگامی که سرآمد آنها فرا رسد، نه ساعتی از آن تأخیر می‌کنند، و نه بر آن پیشی می‌گیرند

 

-   رعد 38  :وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِّن قَبْلِکَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّیَّةً ۚ وَمَا کَانَ لِرَسُولٍ أَن یَأْتِیَ بِآیَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ لِکُلِّ أَجَلٍ کِتَابٌ  

ما پیش از تو (نیز) رسولانی فرستادیم؛ و برای آنها همسران و فرزندانی قرار دادیم؛ و هیچ رسولی نمی‌توانست(از پیش خود) معجزه‌ای بیاورد، مگر بفرمان خدا! هر زمانی نوشته‌ای دارد (و برای هر کاری، موعدی مقرّر است)! 

 

عنکبوت5- مَن کَانَ یَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ ۚ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ   


کسی که امید به لقاء الله (و رستاخیز) دارد (باید در اطاعت فرمان او بکوشد!) زیرا سرآمدی را که خدا تعیین کرده فرامی‌رسد؛ و او شنوا و داناست!

وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا یُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ  

کسی که جهاد و تلاش کند، برای خود جهاد می‌کند؛ چرا که خداوند از همه جهانیان بی نیاز است.

وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِی کَانُوا یَعْمَلُونَ [٢٩:٧]

و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، گناهان آنان را می‌پوشانیم (و می‌بخشیم) و آنان را به بهترین اعمالی که انجام می‌دادند پاداش می‌دهیم.


مــرگ مـاننــد خــواب: 

- زمر42: اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا ۖ فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَىٰ عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ الْأُخْرَىٰ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ  

خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می‌کند، و ارواحی را که نمرده‌اند نیز به هنگام خواب می‌گیرد؛ سپس ارواح کسانی که فرمان مرگشان را صادر کرده نگه می‌دارد و ارواح دیگری را (که باید زنده بمانند) بازمی‌گرداند تا سرآمدی معیّن؛ در این امر نشانه‌های روشنی است برای کسانی که اندیشه می‌کنند!

- منافقون10و11: وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِی إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَکُن مِّنَ الصَّالِحِینَ  

از آنچه به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت کمی به تأخیر نینداختی تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!»

منافقون11 :وَلَن یُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاءَ أَجَلُهَا ۚ وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ  

خداوند هرگز مرگ کسی را هنگامی که اجلش فرا رسد به تأخیر نمی‌اندازد، و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.

-    نوح 4:  یَغْفِرْ لَکُم مِّن ذُنُوبِکُمْ وَیُؤَخِّرْکُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى ۚ إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاءَ لَا یُؤَخَّرُ ۖ لَوْ کُنتُمْ تَعْلَمُونَ

اگر چنین کنید، خدا گناهانتان را می‌آمرزد و تا زمان معیّنی شما را عمر می‌دهد؛ زیرا هنگامی که اجل الهی فرا رسد، تأخیری نخواهد داشت اگر می‌دانستید!»

-   اعراف 185: قدرت فهم در لحظات احتضار بال می رود:

أَوَلَمْ یَنظُرُوا فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِن شَیْءٍ وَأَنْ عَسَىٰ أَن یَکُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ ۖ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ   

آیا در حکومت و نظام آسمانها و زمین، و آنچه خدا آفریده است، (از روی دقت و عبرت) نظر نیفکندند؟! (و آیا در این نیز اندیشه نکردند که) شاید پایان زندگی آنها نزدیک شده باشد؟! (اگر به این کتاب آسمانی روشن ایمان نیاورند،) بعد از آن به کدام سخن ایمان خواهند آورد؟!

                                                                                     

                                                           

 

 

                حمیدرضا ابراهیم زاده

                                            رامسر 27/4/1383

 

 

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

این حرفهای مادرانه

يكشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۶، ۰۱:۳۵ ب.ظ

هوالعزیز

 

زهرای اطهر مام مهر و آفتاب  کائنات است.

الگو ی نجیب و اسوه ی منحصربه فردی که می تواند درهمه ی  دوران نگین توسعه و محور بنیادین  قلمرو توسعه با مدل جامعه ی فاطمی باشد.

کلمات کلیدی:

فاطمه ی زهرا . کرامت زن. عفاف وحجاب.مادر هستی بخش. هویت ایرانی. نجابت. متانت. وقار

دراین نگاه به   بصورت نثر  به گوشه ی ای ازپرتو مهرافروز  بانوی آفتاب می پردازم.

وعنوان آن را " این حرف ها " گذاشته ام:

-           حرف اول زندگی

مروری کوتاه برای معرفی زندگی حضرت  مادر

-   حرف وصل

     ازدواج

     مهریه

    زن مجلای جلال وجمال الهی است

-     حرف بخشش

سیره ی زهرای اطهر در شوهر داری

سیره زهرای اطهر درتوجه به مستمندان

سیره ی زهرای اطهر درپرورش شیعه ی آگاه

حرف عفاف این بود

باورها

باورهای بارورشده اساس توسعه است

باورهای جامعه ی شیعی سترون نمی شود مگر گریز ازدلدادگی به اهل بیت.

      عفت . نجابت. وقار . متانت زن

              هویت جامعه ی ایرانی برای توسعه پذیری

           نقش باورها در مدل پیشرفت ایرانی اسلامی

- حرف حساب 

           سر دلبران ازنگاه دیگران

           روایاتی از آفتاب ومهتاب  پدر و دختر

-      حرف نجوا

حرف زمین/ شعر سپید

دلگویه با مادر

-   حرف آخر

ازآسمان گفتن سزاوار من است /شعرسپید

اشاره شده است.

 

با نام ویاد خدا و با درود به رسول محبت وخاندان وسلاله ی  پاکش.

رسول خدا  پیامبرکرامت  انسان است که هویت فاخر  انسان را  کرامت بخشود  (سوره ی اسرا -70)

و براین رسالت خداوند بربشریت آن دوران و پس ازآن  منت گذاشت :

 لقد منّ الله إذ بعث فیهم رسولاً من أنفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة و إن کانوا من‏قبل لفی ضلال مبین (سوره آل عمران-164)

حبیب نجیبی که برای تکامل وپویایی انسان شوق فراوان داشت. (سوره توبه -128)

 هو الحبیب الذی ترجی شفاعته لکل هولٍ من الأهوال مقتحم

اوهمانی است که دخترش فاطمه ی عالمتاب  رمز آفرینش گیتی شد و در کائنات   که مظهر ونشانه ی مهر و نجابت خداست.

حرف اول / زندگی

بانوی آفتاب . خاتون دوسرا

فاطمه ی زهرا (س)

روزی که او به دنیا آمد.

وزنه ی  سنگین حضورش هستی و عالم ایجاد را بر آن داشت که به موهبت این ولادت بر خود ببالد.

دنیای ما خاکیان فقط هیجده سال  حضورنازنینش را تاب آورد.

و از آن پس ناگزیر شد وجود نازنین او را به افلاکیان واگذارد.

آن هنگام که بی‌خردان بر پیامبر عیب می‌جستند که او را پسر و یا فرزندی نیست تا کفایت او وامتش را بکند،

 پروردگارِکوثر او را کفایت همه‌ی عالمیان قرار داد و در دیوان عاشقانه‌اش نوشت:         

انا اعطیناک الکوثر...

عطیه‌ای گرانبها و جاودانه ای که جهان را مسحور نگاه زیبای خویش فرمود.

 و منت خدا برای جهانیان شد.

کائنات او را بانوی دو سرا و صاحب حوض کوثرمی‌شناسد و پدر کریم و ارجمندش که پیامبر خاتم است، او را پاره تن خویش خوانده است.

((حورای انسیه )) از زمره‌ی بانوانی است که خداوند برایش بهترین لطیفه‌ها را قائل شده است.

 و همه ملائک و قدسیان را به حضور چنین عطیه‌ای فرشته‌خو نوید داده و منت گزارده است...

بی‌تردید آزردن زهرای اطهر آسیب رساندن به خدا و رسولش است و محبت کردن و مهرورزی به او شاد کردن قلب خدا و رسولش است.

از بزرگترین آموزه‌های عمومی حیات کوتاه آن بانوی بزرگ، اشاره به بخشش لباس عروسی خود به مستمندی درمانده بود.

 که  پرسیدند چرا این لباس زیبای عروسی را بخشودی ؟

فرمود: دوست داشتنی ترین متاعم را بخشیدم، که خداوند مرا به آن امر فرمود .

لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُوا مِن شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ .

 دوست داشتنی‌هایتان را ببخشید ...(92 آل عمران).

* ایشان می فرمود:

خَیْرٌ لِلِنّساءِ انْ لایَرَیْنَ الرِّجالَ وَلایَراهُنَّ الرِّجالُ. 

بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است که مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

(بحارالا نوار: ج 43، ص 54، ح 48.)

الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ. 

 همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش ، چون بهشت زیر پاى مادران است ؛ و نتیجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود.

(کنز العمّال : ج 16، ص 462، ح 45443.)

فاطمه کیمیای حیای حیات وتاج آفرینش است

ولادت

بانوی مکرم اسلام حضرت زهرای  مرضیه  در شهر مکه ودر روزبیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت از دامن مادر پاکدامنش خدیجه چشم به جهان گشود

حرف وصل

صادقانه باید گفت:

زن مجلای درک جمال وجلال الهی است. زنان قوه ی خیال برتری دارند

زن را باعقل خود درگیر نکنید و از زن پیروی ازعقل نجوئید.

زیرا عقل ازعقال می آید ومعنای آن لجام وافسار و نگهبان وبازدارنده ازاحساس است

احساسات زنان بازدارنده پذیر نیست وشاید ازاین رو ست که می گویند ناقص العقل.

یعنی احساس و محبت زن  افسار پذیر نیست.

اگرازین زاویه  به این جمله بنگریم دیگر این واژه اهانت وهتاکی نیست.

لذا زن شرافت ونجابت خود راازخدا گرفته است ونه از مردها وشغل وشهوت و...

شعور زن باعث شد تا خداوند اورا  زایندگی ومادری هدیه کند

زن اصالتا ایثارگر وبا محبت است و برای دلخوشی هایش فدا می شود.بدون اینکه ازعقوبتش بهراسد.

زن آینه جمال و مهر خداست.ازاین رو زن خدای عشق واحساس وطراوت است.

و زن تنها مرجع فهم انسان ازدرک مهرورزی است که او رابه حضرت مهر پیوند داده است.

مهر همان بسم الله الرحمن الرحیم  است که به کابین  خوبی های زن  می بندند.

حال شما بگوئید قیمت وبهای این مهر چقدر است؟

مهر زن را باید عند المطالبه وناگفته وناخواسته داد.

زیرا مهریه هرگز قهریه نیست....

پس اگر مهرورزی ومهر زن را بی واهمه دیدید بدانید رحمتی برایتان  هدیه شده است...

 و فاطمه ی خدا این گونه با ولی خدا  ازدواج می کند

وصلت فرخنده وبابرکت ایشان درروز اول ذیحجه سال دوم هجری  با امام علی (ع) برگزارگردید

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

 اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت.

بدین ترتیب بود که مقدمات ازدواج آسان  وآسمانی  آنها فراهم شد.

حضرت فاطمه (علیها السلام) با مهری اندک (پانصد درهم بود که هر درهم معادل یک مثقال نقره بود:هر مثقال 18 نخود است که  برابر با ۳۳٫۳۳ مثقال طلای امروز است.این مهریه تقریبا برابر با ۱۴ سکه بهار آزادی می شود)

( بحار الانوار، ج‏43، ص 94; کشف الغمة، ج‏1، ص‏359)

 ثمره این ازدواج مبارک، 5 فرزند به نامهای حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن بود

حرف حساب

  خوشتر آن باشد که سر دلبران گفته آید در حدیث دیگران . مولانا

 رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود.

در  بسیاری از مواقع می‌فرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید.

به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود.

 همه ی حدیث دانان و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده‌ای، این کلام را نقل نموده‌اند که حضرت رسول می‌فرمود:

 "فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است."

از طرفی دیگر، قرآن کریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می‌دارد که هر چه پیامبر می‌فرماید، سخن وحی است. پس می‌توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می‌فرمود. گاه در جواب خرده ‌گیران، لب به سخن می‌گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می‌فرمود: "من بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم."

در قرآن  از فاطمه وذریه ی طاهرینش به نزدیکان وقربی یاد شده است .

محبت به زهرای اطهر ومعصومین (ع) توصیه ی اکید خداوند است که فرمود:

قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی (سوره شورا آیه23)

حرف ما این بود

که روزی رسول خدا فرمود:

 هرکس مردم را ازاین دعا باخبرکند درگرفتاریهایش گشایش می یابد

سبحان الله یا فارِجَ الـهـمِّ  یا کاشِف الغــمِّ فرِّج هَمّی وَیــسِّر امری وارحم ضعفی وقَـلِّه حیلتی وارزقنی مِن حیث لا احتسب یارب العالمین

رسول خدا از دخترسش حضرت زهرا پرسیدند:

به من بگوئیدچه چیزی برای زنان بهتراست؟

حضرت زهرا(س) فرمودند:

آن که مردان رانبینند ومردان هم آنان را نبینند

رسول خدا به وجدآمدند وفرمودند:

براستی که فاطمه پاره ای از من است .(کنز العمال ح46012-مستدرک الوسائل ح 16741- بحار الانوارج103 ص239)

حرف بخشش

بخشش پیراهن در شب عروسى

  حضرت على (علیه السلام) از همسرش فاطمه (سلام الله علیها) به هنگام رحلتش پرسید: در این دستمال بسته چیست ؟

آن را گشود، دید پارچه اى ابریشمى و سبز است و در آن پارچه کاغذ سفیدى است که بر روى آن چیزهایى نوشته شده و نور از آن مى درخشد،

فرمود: اى ابوالحسین !

هنگامى که پدرم مرا به همسرى تو در آورد، در شب عروسى دو پیراهن داشتم ؛ یکى نو و دیگرى کهنه و وصله دار.

سر نماز بودم ، کسى در زد و سائلى از پشت در مى گفت :

اى خاندان نبوت و معدن خیر و جوانمردى ! مردم عادت دارند که براى خوردن به منازل عروسى بروند، چون براى عموم مردم غذا آماده است .

اگر شما پیراهن کهنه اى دارید، من نیازمند آن مى باشم ؛ زیرا مردى فقیرم . اى خاندان محمد! فقیر شما برهنه است .

من پیراهن نو خود را برداشته و به او دادم و لباس کهنه را پوشیدم .

صبح که با لباس کهنه در حضور تو بودم ، رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم ) بر من وارد شد و فرمود:

دخترم مگر تو لباس نو نداشتى ، چرا آن را نپوشیدى ؟

گفتم :

اى پدر! آن را به سائلى صدقه دادم .

فرمود:

بسیار کار خوبى کردى ، اگر به خاطر شوهرت لباس نو را خودت مى پوشیدى و لباس کهنه را صدقه مى دادى ، در هر دو حالت توفیق شامل تو مى شد.

عرض کردم :

اى رسول خدا! به تو هدایت یافته و به تو اقتدا کردیم ؛ هنگامى که با مادرم خدیجه ازدواج کردى ، هر آنچه را که به تو داده بود، در راه خدا انفاق کردى تا حدى که سائلى به تو رسید و تو پیراهن خود را به او دادى و حصیر بر خود پوشیدى .

جبرئیل نازل شد این آیه را آورد: و لا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا (اسرا29).

رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم ) گریست و مرا به سینه اش ‍ چسباند، جبرئیل نازل شده و گفت :

خداوند سلام رسانده و مى فرماید:

به فاطمه سلام برسان و به او بگو، هر چه مى خواهى طلب کن و اگر هر آنچه در آسمان و زمین است بخواهى به تو داده خواهد شد.

به او بشارت بده که من او را دوست مى دارم .

به من فرمود:

دخترم ! پروردگارت به تو سلام رسانده ، مى گوید: آنچه مى خواهى طلب کن .

عرض کردم :

پدرجان ! لذت خدمتگذارى او مرا از سؤ ال کردن از او بازداشته است ، من نیازى جز نگاه کردن به چهره بزرگوارانه او در بهشت برین ندارم .

فرمود: دخترم ! دستهایت را بالا بیاور. من دستهایم را بالا بردم و حضرت نیز دستهایش را بالا برده و گفت :

خداوندا! امتم را ببخشاى ، و من آمین مى گفتم .

جبرئیل پیامى از سوى خداوند متعال آورد که خداوند مى فرماید:

من آن عده از گنهکاران امت تو را که در دلشان محبت فاطمه و مادرش و شوهرش و فرزندانش را داشته باشند، بخشودم .

فرمود:

من در این باره سندى مى خواهم .

خداوند به جبرئیل دستور داد دیبایى سبز و دیبایى سپید بیاورد که بر روى آن نوشته شده است :

 کتب ربکم على نفسه الرحمه (انعام54).

جبرئیل و میکائیل و حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم ) بر آن گواهى داده و امضا کردند.

حضرت فرمود:

دخترم این نوشته در این بسته است ، روز وفاتت که رسید، وصیت کن در قبرت بگذارند.

روز قیامت که مردم سر از قبر بردارند و گنهکاران مسلم و حتمى شدند و آنان را به سوى دوزخ بکشانند، این امانت را تسلیم من کن تا آنچه را که خداوند بر من و تو ارزانى داشته ، از خداوند بخواهم . تو و پدرت براى جهانیان رحمت هستید.

(الوقایع والحوادث، ملبوبی، ج۴، ص۱۸۶.)

حرف عفاف 

حرف عفاف این است که فاطمه  ی زهرا  بانوی صواب  بود که عفاف را وقار و ونجابت خود می دانست وحجاب را تاج بندگی می شمرد.

درنگاه حضرت کوثرحجاب زندان نیست. بلکه وقار است.

زن مرد نبیند ومردهم اورا یعنی همه ی عفاف زن درحیایش  غوطه ورشود ...

حجاب زندان نیست.

زندان حصاری است که براثر تخلف وبه منظور تنبیه وترمیم فکر ورفتار  به دورآزادی های فردی افراد کشیده می شود تا ویروس زشتی ها از فرد خارج شود وقرنطینه ای است که اجازه تعرض را به بدی ها وافشا وانتشارآن درجامعه  نمی دهد....

اما حجاب کاملا متفاوت و متعارض با زندان سیار است.

حجاب محدودیت نیست.بلکه مصونیت است.

اگر شکلات از زرورقش خارج شود از گزند میکروب ومگس مصون نمی ماند.

وتبعا قابل اعتنا واستفاده  نیست ومزاحمت وفساد برای سلامتی شکلات وشیرینی را معمول  می سازد.

باید جنبه مثبت قضیه را دقت کرد ونیمه پر این ظرف  بلور را با دقت وانصاف نگریست

گمان نکنم حفاظت از فرد  ، محدود کردن ومسدود نمودنش ترجمه شود.

محافظین افراد وشخصیت ها ، زندانبانان آنها نیستند .

پیرو این نگاه درمی یابیم که حجاب بر وزن حفاظ است. که مصونیت از تزاحم معنا می دهد.

منتهی من نگاهم این است که عفاف مقدم است برحجاب.

کسی که نجابت وعفت وشرافت و متانت ووقار را درک نمی کند حجابها پشت حجاب می ماند وهرگز چیزی درست نمی شود.

بعدازفهم ودرک حریم عفاف، حجاب بسیار  بسیار ارزشمندتر است .اگرچه حجاب به تنهایی خود می تواند باعث مصونیت هم باشد.

حجاب وعفاف مختص به زن وپوشش ایشان نیست.

 در مقام مقدم ،ابتدا آقایون باید مواظب نگاه  وتوقع خود باشند و همینطورمواظب عفت کلام وجلوه گری های خودشان باشند.

قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکی لَهُمْ  (سوره ی نور آیه 30)

 وسپس خانم ها هم مواظب عفت کلام. عفت پوشش وعفت جلوه گری و عفت توقعات درونی خود باشند

وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ ...( سوره  نور آیه 31)

گمانم حد معروف حجاب هم ازجانب  طرفین رعایت شود ؛ مشکل  چشم چرانی. تجاوز. خیانت وطلاق و...خیلی خیلی کمتر می شود

در نگاه زهرای اطهر رابطه ی رعایت عفاف وحجاب با کاهش افسردگی و جرائم کاملا نزدیک ومتقابل است.

چشم انداز پیشرفت جامعه ی ایرانی در واقع از باورهای  حاکم بر جامعه سرچشمه می گیرد.

باورهای ارزشمند جامعه ی ما پشتوانه ای به وسعت قرآن وسیره ی اهل بیت دارد

باورهای ما فاطمه ی زهرا دارد

باورهای ما سیره ی کوثر دارد

مدل والگوی توسعه ی  ما بدون  تکیه بر باورهای فاطمی وعلوی  سترون و نابارور خواهد ماند.

جامعه ی ایرانی جامعه ی پویا  و شرافتمندی است که در آن  نجابت و وقار ومتانت جریان دارد.

درجامعه ی ایرانی

پندار نیک وگفتار نیک ورفتار نیک  یک اصل برای حقوق  شهروند شرافتمنداست.

 کرامت انسان محورهمه ی آموزه های قرآن واهل بیت است

که فرمود :

 و لقد کرمنا بنی ادم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات وفضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا  ( اسرا-70)

کرامت وهویت انسان به تعالی باورهای او می درخشد

 کرامت وهویت ایرانی آزادگی وعزت و عفت و وقار ونجابت است.

 به فرموده ی رهبر انقلاب :

«حجاب برای زن، به معنای ذلت نیست؛ بلکه به معنای عصمت و حفظ زن است و نه فقط عصمت و حفظ زن، بلکه عصمت و حفاظت زن و مرد هر دوست.حجاب به معنای چادر نیست؛ اما چادر در نزد ما ایرانی ها که زن های ما از قدیم داشتند، بهترین نوع حجاب است»

حجاب لباس  نجابت وشرافت است .

ومن  گمان می برم کلاس ایرانی بودن در وقار ونجابت وشرافت و متانت وعفت وعزت وآزادگی اوست.

حرف نجوا   و زمین

سلام مادر

سلام دریا

سلام هستی

سلام ای باعث وجودم

می بینی که:

دستم چو خار

بردامنت ملتمس است

می دانم که دامنت رانمی کشی

وبه نرمی

 نگاهی بمن می کنی

 گرچه خارم تو ای غنچه ی بطحا

مادرم هستی وباتو مرا می شناسند

 ای مهرازلی وآفتاب لم یزلی

دلم ابریست

ورعد آسمان درونم

سکوت کرانه راشکسته است

و باران

 بغض ترانه را شسته است

گریه کردم برای خودم

به غایت چشم باران بهاری

گریه کردم برای ندیدنت

به وسعت آینه ها...

 مادر

تورا به جان آینه ها قسم

که تنهایم نگذاری

ودیگررهایم نکنی...

میدانم که

بد پسری بوده ام

به روایت  آب و گل 

می دانم که

خوب مادری هستی

به روایت عشق و دل/...

حرف آخر آسمان

شهادت معصومانه ومظلومانه اش  به سان افول خورشید در شهر مدینه  و در روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری رخ داد.

و ناگاه غم وتاثرهمه ی اهل اسلام را فرا گرفت

به توصیه ی موکد ایشان پیکر مطهرش درشبانگاه ونهان وتوسط همسرش امام علی (ع) غسل وکفن  وتجهیزشد

وهمانطور مخفیانه وغریبانه   در بقیع بی نشان  مدفون گردید.

 

 ازآسمان آمدی

همچون ستاره

 سرو است قامت تو

  ای نورماه پاره

نسیم دستهای مهربانت

چون دشت خرم دربهار ...

 تومامی وما خانواده

توآفتابی ما هم  ستاره.

درباغ  تاریخ  شه داغ هایی است

داغ فراغ یاس

داغ  گل طاها وخدیجه

ای نوگل باغ پیامبر

ای کوثر ونام تو اطهر

داند جهان مرا

یک مام کافی است

جود و وجودت

 عشقی که وافی است

انسان سراید

مامم طهورا ست.

هم عرش داند که

مامم نیزحورا ست.

ای آفتاب جلوه های مادرانه

ای مادر شعروغزلها وترانه

ای غنچه ی باغ کرامتهای بینش

ای نورقایم  بر جهان آفرینش

هرگزنمی میرد یاد تودرقلب ابرار

عشق است نامت بر دل های هشیار    .

 حمیدرضا ابراهیم زاده

مازندران . بابلسر

نهم بهمن 1396

تقدیم به : حضرت مادر صاحب کوثر  زهرای اطهر (س)


*تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

ازرنجی که می بریم

شنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ۰۸:۴۲ ق.ظ

از رنـجـــــــــی کــه زنـــان مــی بــرنــد:


زن در توسعه وتمدن نقش موثری دارد وبااینکه  نیمی ازجمعیت دنیا متعلق به جنس بانوان است.

اما متاسفانه باید گفت در هر جامعه و تمدنی همواره جنسیت زن در تبعیض و ناامنی به سر می‌برد.

زن برای داشتن فعالیتهای اجتماعی منحصر به خودش، برای اشتغال و امرار معاش و برای بودنش.

و حتی برای اثبات وجود خود نیاز به امنیت اخلاقی و روحی و روانی دارد.



  باوجوددغدغه ها و نگرانی زاید الوصفی که امروزه علیرغم ادعاهای کاذب مبارزه با تبعیض و ستم علیه بانوان در همه ی جوامع با آن کم و بیش روبرو هستیم .اما آتش ستم وتبعیض علیه بانوان همچنان درحال شعله‌ کشیدن  است و ناامنی های اخلاقی و روحی و روانی و جسمی برای حریم بانوان پیچیده‌تر می‌شود.

بانوان چه در فضای مجازی و اجتماعی و چه در فضای عادی ومحل زندگی وپناهگاه های خود دچار آسیبها و مخاطراتی هستند که مستقیم و یا غیرمستقیم قاصرا و یا تعمد جسم و روح ظریفشان را می‌آشوبد.

تصویر و هویتی که از بانوان در دنیا نشان داده می‌شود متاسفانه زخمی عمیق بر پیکره‌ی کرامت انسانی است.

این تصاویر چیزی نیست جزواقعیت ملموس ابزارشدن زن ودر محاق انداختن حقوق  زن در دنیا.

امنیت برای زنان از ساده‌ترین چیز در نگاه تا پیچیده‌ترین امر اجتماعی، از ضریب بسیار پائینی برخوردار است.

گاه خودشان بخاطر سوء مدیریت در معاشرت مقصرند. و راه را برای ستم بخود باز می‌گذارند.

و گاه در دام برنامه‌های ددمنشانه افراد خبیث قرار می‌گیرند...

آنچه که مسلم است فضای نگرانی به وسعت فضای مجازی و فضای عمومی  و محل کار و تحصیل ... آنهاست.

و این نگرانیها می‌تواند معاشرت و سبک زندگی ما را بهم بریزد و میزان رضایتمندیمان را از زندگی بطرز نگران کننده‌ای بکاهد.

و به مرور زمان  بیماریهایی که از احساس عدم امنیت بر روح فرهنگ و زندگی و اقتصاد افراد و جامعه بروز می‌کند می‌تواند باعث انفجار بزرگی در حیات اجتماعی و زیستی انسانها و یا جامعه و خانواده‌ها باشد.

التزام و اصرار اهرم‌های زر و زور و تزویر بر ای سوء انتفاع از جنسیت زن باعث شده است تا  آنها برای نیل به تمنیات نامنزه و چپاول غنای درونی زن علاوه بر خشونت از ابزار نرم و مخربتری تحت عناوین خوشایند زنانه علیه او استفاده کنند.

و چنان این جنس فرشته خو را در تلاطم و التهاب و فشار قرار دهد که از هویت و فخر جنسی خود مشمئز شود.

امروزه فرهنگ معاشرت عمومی مدعی است که در جامعه‌ی باز زنها هم حق راحتی و آرامش در محل کار و زندگی و تحصیل و تفریح خود دارند و حتی حق دارند معاشرتشان باز تر باشد. اما در عمل با پدیده‌ای بنام تعرض به حریم او در همه‌ی این فضاها مواجه می‌شویم. و حلقه‌ی محاصره‌ی خفقان و تعرض روز به روز بر زنها تنگ‌تر می‌شود.

 هجوم به درون و احساس چه از راه اغوا و چه از راه فشار و تهدید بمنزله‌ی تجاوز و تعرض تلقی می‌شود.

و متاسفانه آنچه که به عنوان ستم بر جنس زن می‌گذرد اغلب سوءاستفاده از عواطف و احساسات او برای دستیابی به همه ثروت و داشته‌هایش(عفت و عزت و وقار) و حریم خصوصی اوست.

حاکمیت و دولت باید با استمداد از مهندسان فرهنگی(فرهیختگان، هنرمندان، علما و فرهنگیان) آموزه‌های فرهنگی متناسب با نیاز جامعه را رصد نموده و با لحاظ کردن آموزش حقوق شهروندی و معاشرت اجتماعی از مسیر مجاری آموزشی و تربیتی(رسانه‌ها و آموزش عالی و مدارس و تریبونهای اجتماعی) هنجارها را اصلاح  و آموزه‌ها را به اذهان و خانواده‌ها و در نهایت به جامعه منتقل کنند.

و از آرامش و امنیت جامعه و بویژه حریم بانوان نیز  به دقت صیانت کنند.

در تمام فضاهای کار و تحصیل و تفریح و محیط زندگی جنس مخالف حضور دارند و نمی‌شود و نباید بصورت کامل فضاها را تفکیک کرد و شاید هم از نظر اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی؛ تفکیک شایسته نباشد.

بلکه باید فرهنگ رفتار و معاشرت صحیح  در محل کار و تحصیل و بازار به مردم و خانواده‌ها آموزش داده شود.

صحت و اصلاح رفتارها به باورهای مذهبی و فرهنگی افراد و خانواده و جامعه مرتبط است. و سلوک معاشرت متمدن به فرهنگ ارتباط  و مدیریت معاشرت هر دو طرف بستگی دارد.

و اگرچه باورهای مذهبی و فرهنگی افراد و فرهنگ خانواده در برقراری روش درست معاشرت و ارتباط سالم بسیار موثر است. اما کیفیت اجرای صحیح همین امر نیز نیاز به همت جهادی همه‌ی مهندسان فکری و فرهنگی دارد که با بکارگیری المانها و ابزارهای اخلاق مدار در انتقال و تربیت از راه آموزه‌های فرهنگی به مردم تاثیرات لازم را بگذارند.

و همچنین شایسته است قوانین بازدارنده و محکمتری در برخورد با ناهنجاریها و بخصوص ناقضین حقوق شهروندی و متعرضین به کرامت انسانی تصویب و اجرا شود. که همراه با آموزش فرهنگ معاشرت عمومی امنیت پایداری در حوزه‌ی التزامات اخلاقی بوجود بیاید.

 

و الی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده 

23/1/1393    تهران

 تمامی حقوق نشر درانحصار مولف می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

روز مهرورزی ومحبت

چهارشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۰۴:۰۰ ب.ظ

    روزمهــرورزی و مـحبت و عشـق بر شما بـا بـرکـت و فـرخـنده بـاد.


 جشن جهانی  دلدادگان را همه ساله در روز 14 فوریه مقارن با  26 بهمن ماه برگزار می‌کنند.شاید بنظر بسیاری از بزرگواران پی‌جوئی موضوع علت والنتاین چندان موقرانه ننمایاند.

اما واقعیَت این است که عشق افراد نسبت به هم در خرسندی و پویایی و تحرک انسانها برای خیزش به طرف آرمان‌های بلندشان بسیارموثر است.


عشق تنها نیرویی است که انسان را ملزم به آزادگی و تحول و مقاومت می‌کند .


و بقول حضرت مولانا:

علت عاشق زعلت ها جداست   عشق اصطرلاب اسرار خداست .

 


پدیده‌ی محبّت و دوست داشتن نیازمند به ملایمت و بردباری بیشتری برای در توازن قرار گرفتن اوست. و این مهندسی عشق است که انسانها را به تحوّل و تدبّر و تکامل سوق می‌دهد.


 


والی الله المصیر


نکته:


با توجه به اینکه روز جهانی عشق یا ((ولنتاین)) 26 بهمن و به فاصله 4 روز، سپندارمذگان ،روز مهرورزی و روز عشق ایرانیان 29بهمن می باشد.


           


به خاطر حفظ همدلی عشاق و مهروزان ایران و جهان و ایجاد فرصت کافی برای دید  و بازدید و ابراز مهر ومحبت واحساس، این 4 روز را (ایام اربعه عشاق) پیشنهاد می‌کنم.

 لااقل فرصت بیشتری برای ابراز مهر وعلاقه و صمیمیت و آشتی‌ها وجود دارد.


                                     



            

 عاشقان روزتان مبارک باد


حمیدرضاابراهیم زاده

 1391/11/25
  • حمیدرضا ابراهیم زاده

ساخت وساز

يكشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۷:۰۰ ق.ظ

انسانها  در همنشینی با ذات حق  بوی  خدا می دهند.

بسیاری از صفات فعلی خدا درانسان قابل حلول و ظهوراست.البته با دوز پائین تر

صفاتی مانند جمالیت  وخالقیت ورزاقیت.قهاریت .رحمانیت ...

ما انسانها اول ازهمه باید به انسان بودن خود وماموریت ها ومحدودیتها  و قابلیت هایمان آگاهی پیدا کنیم

انسانها خلاق آفریده شدند که نیازهای خود برای تکامل وآسایش وامنیت شان را بدست وفکرخود برآورده سازند .

یکی از بزرگترین ماموریتها وقابلیت های بشر ساختن  است

انسانها می توانند حال و روز و روزگار همدیگر رابسازند. واسباب امنیت وآرامش و شادی و  نشاط همدیگرباشند.

 گاهی ساختن حال خوب برای انسان های دیگر بهترین خدمتی است که می توان به خلق خدا کرد. 

 کاری که پیامبران وامامان کردند هم نوعی ساختن بود :

انسان سازی به روش   ومهندسی تربیتی خودشان.احیای قلوب و کرامت انسانی کار بزرگی بود.

والدین مهندسان ساختار ژنتیکی فرزندان خود هستند

معلم واستاد سازنده تربیت ومهندس ایده های جامعه است

نقاش سازنده جذابیتهایی است که از منظر نگاه خود حال بیننده را می سازد

عکاس سازنده نگاهی است که لحظه ها و پدیده ها را توامان شکار میکند ودیدگاهش رابه ذهن مخاطب متبادر می کند

شاعر هم سازنده است وحال انسان را به احوال نیک و خوش سوق می دهد یا برعکس انرژی را از مخاطب می رباید.

صنعتگران حوزه های فرهنگ ودرمان و ادوات نظامی وکشاورزی وخودرویی و...همگی سازنده امنیت وآسایش وآرامش  وطراوت حال همنوعانشان هستند

همه ی تولیدات وصناعات  صنعتی  وماشین افزارها یا تولیدات فکری وعقیدتی وفرهنگی وپزشکی  ورسانه ای و...

هرکدامشان  مرتفع کننده ی نیازامنیتی وآسایشی بشر بودند ومخترعین ومبتکرین آنها نقش ویژه وارزنده ای در تحولات و توسعه  وتکامل بشر وجامعه داشته اند

  

از نگاه من مهمترین  نوع ساختن ؛

 ساختن ساختارحال خوشی  است که انرژی ونشاط وخلاقیت  را به محیط می پاشد.

تبسم بر لب هدیه می دهد.قلب را به تپش وامی دارد.وبذر شوق وبهجت وامید را در دل می کارد.

وباعث ساخت وسازهای بزرگ می شود...

 

حمیدرضا ابراهیم زاده

14شهریور1393

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

بهشت آفرین

يكشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۱۲ ق.ظ

 

هوالعزیز

سوره ی توبه آیه ی قشنگی دارد که می فرماید:

:إِنَّ اللَّهَ اشتَرىٰ مِنَ المُؤمِنینَ أَنفُسَهُم وَأَموالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ...

خداوند از نیک باوران.جان ومالشان را می خرد تا راحتشان کند.

هستی بخش مهرآور مشتری جانها واموال اهل باور است.

اهالی بهشت ،همان اهل باورهای نیک هستند.

بهشت دراین آیه به معنای مکان نسیه  نیست.  بلکه حال  واحوالی است که در اراده ی حق مهندسی می شود

 این حال یعنی آسانی وآرامش.

 اینکه  انسان آرامش پیدا می کند واین حال برایش همه ی  نعمت های بهشت معنا می پذیرد.

فان مع العسر یسرا/ انشراح - 5  

یعنی برایتان  پس ازتوفان بلاها و تلاشها ، راحتی وآرامش درنظر دارم.

 یکی از مهمترین مفاهیم " یسرا "درقرآن  بهشت است که درسوره لیل می فرماید:

إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّى ﴿٤﴾ فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى ﴿٥﴾ وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى ﴿٦﴾ فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى ﴿٧﴾

یعنی برای شما بعدازهرتلاش وآزمایش و مشقت آسانی درنظرگرفتم. که می شود نتیجه بردباری وتلاش.

گره گشای هستی  درضمانت نامه ی  قویم  خویش در سوره طلاق میفرماید:

سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا ﴿۷﴾.

ضمانت خدای هستی بخش برای برون رفت بشر ازبحران ها    دراین جمله است که فرمود:

پس خداوند  بعداز هر سختی آسانی قرار داد.

ضمانتی ازاین مهمتر که حضرت حق خود را سرپرست نیک باوران  محسوب می کند؟

الله ولی الذین آمنوا  ... / بقره 257

واینکه خودرا کفایت کننده ی بشر برای دستیابی به هر غنایی می داند؟

الیس الله بکاف عبده؟ /زمر36

آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟

انسانی که راحتی می خواهد؛ خدا جو .منصف وبردبار ومتوکل است.

راضی به خشنودی خداست.

وامرحق را برخود می پذیرد وتمکین واطاعت می کند

نیک باوری بشر دراین است که به حضرت دوست که هم قاضی وهم شاهد و هم وکیل است اعتماد کند.

وکارنیک را درآن کفه ی ترازویش  بگذارد که نیک باوری جز به کارنیک همتایی ندارد وشناخته نمی شود

 هزینه ی نیک باوری ونیک اندیشی کار وکردارنیکوست

ازاین رو ایمان وعمل صالح درهمه جای سخن وحی همپای هم ومکمل هم هستند.

خداوند  خود را مدافع وحافظ منافع نیک باوران می شمارد ومی فرماید:

ان الله یدافع عن الذین امنوا.../ حج - 38

اگرکسی بخواهد به هر شیوه وحیله ای با نیک اندیشان مخاصمه کند بی تردید علنا با خدا وارد جنگ شده است.

هرآنکس که باریختن آبرو. با ازبین بردن حقی وبا ستمی وکتمان وکفرانی با اهل باور مخاصمه کند درمقابل خدا وسربازانش قرار می گیرد.

بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ   وَلَکُمُ الْوَیْلُ مِمَّا تَصِفُونَ (18)

هرباطلی  به هرقامتی دربرابر خدا قدعلم کند ، محکوم به فناست.

همکاری با خدای رحمان هم با پشتیبانی  خود خدا وسربازانش مواجه است.

وهمچنین  درسوره فصلت  فرمود:

إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ (30) نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَةِ  وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی أَنفُسُکُمْ وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ (31)

بردباری واستقامت درراه خدا  همان  صراط مستقیمی است که منجر به فرود آمدن فرشتگان برای یاری نیک باوران می شود. کسانی که هزینه ی حق طلبی را بدون منت  وتردیدی به راحتی می پردازند وازجان ومال خود و ازاهل وفرزندان خود برای حق طلبی  مایه می گذارند تا بهترین معامله را با ذات اقدس ربوبی داشته باشند.

بی تردید بهشت جاویدانی که برای نیک باوران هزینه پرداز درنظرگرفته می شود، با بهانه وای کاش واما واگر ساخته نمی شود. بلکه  این معامله ی بزرگ وقرارداد مهم به بهای سنگین بسته می شود وخدا وند برسرقرارش ذره ای  تخلف و کوتاهی ندارد و به بهترین روش ،نیکی هارا جبران می کند.

احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا وهم لایفتنون؟  / عنکبوت -2

آیا انسانها گمان می کنند به شعارها  وبهانه هایشان بسنده کرده و آزمایششان نمی کنیم؟

همه ی انسانها برای آرامش به ابتلای آزمایش دچار می شوند. وبه اندازه بردباری ها و زیرکی های خود ازدرجات بهشت وآرامش بهره مند می شوند

که بردباری در خشنودی  به  مشیت خدا و دقت درپاسخ به آزمون  حق وزیرکی چیزی جز پارسائی  نیست.


والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده

هشتم فروردین1396



تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف  محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

حزب حق طلبان

جمعه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۴۱ ق.ظ

 الْحَقُّ مِن رَّبِّکَ فَلَا تَکُن مِّنَ الْمُمْتَرِینَ  ﴿آل‌عمران: ٦٠﴾


همواره حق با خداست.از تردید کنندگان نباشید.


از ازل دو عنصر حق و باطل در تقابل و نزاع بودند. خداوند مدافع حق بود و شیطان مدافع باطل. حزب خدا طرفداری حق را روا می دانستند و حزب شیطان جانبداری از باطل.


منشور حقانیت در پیام پیام آوران شایسته خدا تبیین شده است. که در آن کرامت انسانی و حقوق شهروندی محترم شمرده شده است. آنچه  که فطرت انسان را محترم می داند و اعتلای عزت او را مشروع می داند حق است. و آنچه که به تحقیر و کفران و ناسپاسی و عصیان و تجاوز و تعدی و قتل و خشونت و ارهاب و ارعاب پیوند می خورد باطل است.


هرگاه حق مظلومی ضایع می شود. و ظالمی بر آن قد علم میکند بدانیم که خدا و یاد او و فرامین اوفراموش شده است و نیازمند دفاع از ناحیه حزب خداست.


اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ أُولَٰئِکَ حِزْبُ الشَّیْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿المجادلة: ١٩﴾


شیطان بر آنان چیره و مسلط شده و یاد خدا را از خاطرشان برده است، آنان حزب شیطانند، آگاه باش که حزب شیطان یقیناً همان زیان کارانند!


حق جویان در برابر حزب خدا در هر شرائطی پیروز و مقبول هستند.


وَمَن یَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ ﴿المائدة: ٥٦﴾


و کسانی که خدا و رسولش و مؤمنانی  را به سرپرستی و دوستی بپذیرند [حزب خدایند،] و یقیناً حزب خدا [در هر زمان و همه جا] پیروزند.


می دانیم که پیروی از حق هزینه سنگینی دارد.


همه احکام الهی حق هستند. نماز و روزه و خمس و جهاد و حج و زکات و امر به معروف و نهی از منکر و تولی و تبری  از سربازان و عناصر حق هستند و نیاز به عمل و پیروی دارند


بی گمان عمل کردن به شریعت و احکام طرفداری از حق است. و پایداری برای آن به مثابه دفاع از خداست.


بدیهی است که عمل به بسیاری از احکام و شرایع هزینه بردار است. عافیت طلبی وترس از هزینه معنوی(آبرو) و جانی و مالی مهمترین دلیل تمرداز احقاق حق است. باید به حق حق داد وهرگزنباید به جولباس حق پوشانید.ونهایتا هتک آبرو واز دست دادن مال وجان وتاذی  ناشی از حق طلبی هزینه جاریه امر دفاع از حق خواهد بود. و کسانیکه عافیت طلبی  و مصلحت‌طلبی‌های بیجا داشته باشند ناسپاس ومتزلزل  محسوب می شوند.


پایداری و مقاومت برای دفاع از حقوق انسانی و کرامت آن دفاع از کیان خداست.



از معصوم روایتست که: هر کس با آبروی مومن بازی کند با خدا اعلان جنگ کرده است.


در حدیث قدسی آمده است:

هرکس به یکی از اولیا من اهانت کند علنا به من اعلان جنگ کرده است.(کلیات  حدیث قدسی ص 675)

روایاتی نظیر: قلب مومن حرم خدا و عرش الهی است. آبروی مومن از کعبه هم مقدس تر است. 

بنابراین به تبع این روایات غیرت‌ورزی به اهالی ایمان و دفاع از حق مردم بسیار ارزشمند است. و بها و هزینه‌ی آن گاه به قیمت آبرو و جان و مال  مدافعین منجر خواهد شد. و قطعا هیچ بهانه‌ای توجیه پذیر نیست.


مطابق با وعده‌ی خدا:


إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ خَوَّانٍ کَفُورٍ ﴿الحج: ٣٨﴾


مسلماً خدا از مؤمنان دفاع می کند، قطعاً خدا هیچ خیانت کار ناسپاسی را دوست ندارد.



حـق طلبـی تـاج پـرابهتـی اسـت کـه بـرسـرخــردمنــدان شــجاع نهــاده مـی‌شــود.




                                                                حمیدرضا ابراهیم زاده

23/5/1392


کلیه حقوق برای مولف محفوظ است.



  • حمیدرضا ابراهیم زاده

آفتی بنام دروغ

چهارشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۴۳ ق.ظ

دروغ آفت وبیماری روحی است

هرکسی می تواند دروغ بگوید: پزشک. بیمار. آخوند. معلم. نجار بقال. راننده. خیاط . رفتگر. مهندس.نظامی. چادری. مانتویی. کت شلواری .صاحب خانه . مستاجر. بی خانمان وثروتمند. فقیر وگرفتار و...

مگرپزشک بیمار نمی شود؟ نمی میرد؟ سکته نمی کند؟ آنفولانزا نمی گیرد؟ تب نمی کند؟

اگر پزشکی بیمار شد باید گفت؛ پزشکان خود بیمارترند؟!!!!

انسان ممکن الخطاست .اما جایزالخطا نیست.

انسان  ضعف هایی دارد زیرا  برای همه ی انسان ها بیماری وفراموشکاری ومرگ حتمی است.

اما چرا انسان ها دروغ می گویند؟

انسان یا از ترس دروغ می گویند یا ازطمع دروغ می بافند.

ترس از دست دادن

از دست دادن  احترام و آبرو .هویت .افراد.خانواده ودوست. مال و موقعیت ومتاع و...

طمع برای بدست آوردن

بدست آوردن احترام وآبرو وهویت و افراد ومال وموقعیت و منصب ومکنت و...

هیچکدام ازاین ترس ها وطمع ها دروغگویی را توجیه نمی کند.

اگرچه ترس ازدست دادن حیثیت و جان افراد می تواند باعث اغماض وبخشش گردد. ولی با این حال  هیچ چیزی نمی تواند جای راستی وراستگویی را بگیرد .

علامه امام موسی صدر از اندیشمندان معاصر جهان، راه مبارزه با دروغ را این گونه می گشاید؛

ترس ، ضعف و حقارت روحی است.

آدم ضعیف، می ترسد و آدم فقیر، طمع دارد.

آدمی که تواناست نمی ترسد، آدمی که احساس قدرت روحی دارد، طمع ندارد.

پس اگر توانستی ضعف و حقارت روحی یک نفر را از بین ببری، دیگر دروغ هم نخواهد گفت. (انسان آسمان)

همچنین امروزه بیشترمردم به دروغ شنیدن وخبررهای دروغین عادت کرده اند و به شنیدن آن اشتیاق دارند

پیتر فیلیپس درکتاب فراری1977  درباره ی ملت بیمار سخن می گوید؛  که نیازمند  سانسور و دروغ هستند

همچنین به نقل از پرنتیس هال نیوریورک 1991آمده است که 91 درصد مردم مرتب دروغ می گویند  و بیشترمردم فکرمی کنند سپری کردن یک هفته بدون دروغ بسیار دشوار است. ویک پنجم آنان  نمی توانند حتی یکروز را هم بدون دروغ سپری  کنند.

 بنابراین  درصد زیادی ازمردم به دلیل تربیت بد رسانه ای  به شنیدن اخبار دروغین اعتیادپیدا کردند وآن را بد نمی دانند...

اما ازاین بیماری بدتر پیجویی لغزش دیگران ویا نخبگان وبزرگان است.

لغزش خواص ونخبگان ومذهبی های جامعه  بسیار بد ونابخشودنی است اما اشاعه وپیگیری آن خود بزه و رفتاری بسیار خطرناک تر  و مجرمانه ترمحسوب می شود

 که علاوه بر بدبین کردن جامعه به همه ی خواص ونخبگان وبزرگان، به شیوع همان لغزش نیزدرسطح جامع تسریع می بخشاید.

برای درامان ماندن از دروغ وسخن چینی باید خودسازی کردو جامعه را نیز به آموزش حقوق شهروندی و اصلاح اخلاق شهروندی  فراخواند.

والی الله المصیر

حمیدرضا ابراهیم زاده

13بهمن1396


پانوشت ازیک هشتک


خانوم چادری توتاکسی کل مسیر با تسبیح ذکر گفت و از کتاب دعا خوند موبایلش زنگ زد به طرف وسط ونک گفت : تهران نیستم!
ظاهرا دروغ مجازترین گناه ما مسلموناست!



تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحضارمولف محفوظ است.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

زیان فرار از دعوت به نیکی

يكشنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ق.ظ

زیان های فرار از دعوت به نیکی

برخی از جاه طلبی ها و خود سری های وبعضا فرصت طلبی ها وفرصت سوزی ها در رفتار برخی ازنو ایرانیان   هیچ شباهتی به پندار وگفتار وکردارنیک اجدادشان ندارد وباید گفت ؛ بیشعوری ناشی ازفقر تربیت درست آزارشان می دهد.

و بیماری مهلکی به نام بی فرهنگی وتوهم فرهنگ  در رگ وجانشان رسوب کرده است و ازآن هیبت فاخر فقط تفاخر و ادعایش مانده است.

نظیر :عکس  وفیلم گرفتن ازصحنه های جنایت وکمک نکردن به رفع جنایت.

 کولاک سلفی های دسته جمعی از جهنم پلاسکوی درحال ریزش، و دست پاگیر شدن برای خدمت رساندن به حادثه دیدگان.

فیلمبرداری از زن پریشان حال عریان درخیابان ونه کمک به او.

آموزش تخریب و دزدی از عابربانک ودست انداختن  وآزار پیرمرد و سلفی گرفتن ازآن.

برندسازی مذبوحانه ازکودک خردسال صرف گفتن واژه مضحک کچلیک.

وفیلمبرداری ازمراسم قتل حیوانات وبه نوعی اعدام اخلاق و منتشر کردن آن درفضای مجازی و....

هیچکدام نشان سلامتی رفتار ویا با فرهنگ بودن نیست. بلکه برعکس اشاعه ی بی فرهنگی نهادینه شده ای  است که  مدعیان  مدرنیته ویا بیماران جهش یافته برای آیندگان برجای می گذارند.

تفاخر به پیشنیان شجاع و نوع دوست داشتن و تظاهر به فرصت طلبی ودنائت باهم درتعارض است.

همین تعارضات ونمونه هایی از آنتروپی های جامعوی نشان از فقر تربیت و وارفتگی فرهنگی وسلب آموزش ازخود و بی توجهی به اقامه تلاش برای به پاداشتن نیکی ها و ذایل ساختن بدی ها دارد.

این مشت از نمونه ها وتعمیم به خروار دلیلی نیست که مهرورزی ایرانیان فهیم ونجیب وموقر و مهرورز ونوع دوست ندیده گرفته شود. همیشه نیک کرداری نیکان ، امید بخش و رفتار ساز است...

باید تلاش کنیم تا درکنار نقادی از رفتار زشت اینان .آموزش وتربیتشان را جدی بگیریم و خودمان را درتلافی از رفتارشان همرنگ نکنیم.وبه تقبیح ونقادی دل خوش نکنیم که روی دیگر سکه ی نقد جایگزینی راهکارهای ارزشمند و پویا ست.

وبدانیم که اگر اقامه ی امر به معروف ونهی ازمنکر مسکوت بماند ؛ شاهد رفتارهای خطر ساز دیگر هم خواهیم بود.

به جای اشاعه دادن به زشت کرداری هایشان برای تقبیح عمل  وکردارشان. نیک کرداری را جایگزین خلا اخلاق شهروندی کنیم و برای آموزش وتربیت شهروندان از خود مایه بگذاریم وهزینه کنیم. که حضرت حق فرمود:

  واز شما باید گروهی باشند که دیگران را به نیک کرداری دعوت کنند واز بد رفتاری دورشان بدارند.  ( سوره آل عمران  104)

 والی الله المصیر.

حمیدرضا ابراهیم زاده

13  بهمن 1396


پانوشت:

دلنوشته ی یکی از اساتید محترم دانشگاه

من از مردم ایران می ترسم !

چند سال پیش که استان گیلان و شهررشت برف سنگینی بارید و شهر چند روزی دچار بحران شده بود ، از دوستی شنیدم که نان لواش هر بسته تا بیست هزارتومان فروخته شد .

قبل از زلزله کرمانشاه ، قیمت کانکس حدود یک و نیم تا دو میلیون بود و پس از زلزله قیمت کانکس به حدود هفت میلیون رسید.

با یک برف که شهر تهران به بحران رسیده ، قیمت کرایه تاکسی از فرودگاه امام تا شهر تهران به یک میلیون رسیده است .

اینکه مسٸولین مدیریت بحران بلد نیستند ، عجیب نیست ، چون مدیریت یک تخصص آموختنی است که این عزیزان نیاموخته اند.

اما چه بلایی بر سر انسانیت آمده است . خیلی دوست دارم کسانی که در شهر رشت نان لواش را بسته ای بیست هزارتومان به مردم فروخته اند از نزدیک ببینم  ، برایم جالب است فروشنده کانکس هفت میلیونی خانواده دارد یا نه ؟ راننده تاکسی که کرایه یک میلیونی از مسافرش طلب می کند ، به کدام خدا اعتقاد دارد ؟

حتما فیلم دوربین مخفی ایرانی که اخیرا منتشر شد دیده اید که مردم عادی کوچه و خیابان چگونه پولهای یک نابینا را با وقاحت تمام می دزدند !

من از مردم ایران می ترسم !

از خودم بعنوان یک معلم دانشگاه خجالت می کشم که در تربیت این نسل مسٸولیت داشته ام و درست تربیت نکرده ام ، معلمان مدرسه ، روحانیون و وعاظ ، صدا و سیما ، آموزش و پرورش ، وزارت فرهنگ و ارشاد و ... همه کسانی که به هر نحو سهمی در فرهنگ سازی داشته ایم باید خجالت بکشیم .

وقتی شنیدم در بحران هسته ای و سونامی شهر فوکوشیما ، پنجاه نفر داوطلب شدند برای خنک نگهداشتن رآکتور هسته ای (مرگ ) تا مردم شهر فرصت پیدا کنند از شهر خارج شوند ، درجه شرمساری ام بیشتر می شود .

وقتی شنیدم در زمان تخریب برج های دوقلو در یازده سپتامبر تاکسی های شهر نیویورک مردم را رایگان جابجا می کردند ، از شدت خجالت آب می شوم.

من از مردم ایران می ترسم !!

من بخاطر تمام کوتاهی هایم در عرصه فرهنگ اجتماعی از تاریخ ایران شرمسارم . -
#انسانیت_را_فراموش_نکنیم
#مردم_دزد؟
  دکتر امیدهاشمی


تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

من ستاره...سال دارم

شنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ۰۶:۲۲ ق.ظ



                               من ستاره ...  ساله‌ام   

هنگام آن انفجاربزرگ ، لحظات آفرینش

ما کجا بودیم؟!

 شاید ما در عالم ذره هنگام عقد قرارداد ارواح با خدا شاهد همه‌ی فعالیتهای پروردگار بودیم.

یعنی 5میلیاردسال  پیش یا200میلیاردسال نوری قبل از پیدایش عقل در ذرات آدم.

صبح روزی که خداوند خورشید را چراغکی برای آسمان‌مان ساخت و بیفروخت.

صدای انفجار مهیبی به کائنات گوش بخشود و با نورآن صاعقه‌ی بزرگ برای کائنات چشم گذاشت.

آنگاه زمین را در روز ششم بر پا داشت و آسمان را بر افراشت و ترازو گذاشت.  

من و تو و ما و شما از دور و از نزدیک ذرّات معلق در همه‌ی فضای کهکشانها بودیم. و با برخورد عاشقانه‌ی آن همه ستاره و غبار شدنشان زمین  بدنیا آمد.

و ما همان ذرات ستارگانیم که از انفجار بزرگ به زمین نشستیم.

لحظات انفجاربزرگ را بیاد بیاور!the big bang    

آری من نیز بخشی ازهمان ستاره‌های عاشقم. ذره‌ای از ذرات همان ستاره‌هایم که آن روز در فضای لایتناهی با هم عاشقی میکردند و من  حاصل این عشق رومانتیک هستم.  حتی من هم بدور یک ذره و الکترون عاشقی می کردم.

و من آمدم.

چه کسی می گوید که با انفجاری بزرگ همه نابود می‌شویم؟

نه !

ما باانقلاب ها وانفجارها جاودانه و بالنده می شویم و از ذرّات ما ذره‌ی بهترین خلایق و زیباترین آفریده‌ها شکل می‌پذیرد.

و قرنها بعد همچو اینک من  شهابی بی‌نشانه‌ ام از آن سوی انفجار بزرگ.

 من آمده ام تا در سرنوشت تک تک شماها تاثیر بگذارم.

                     مریوان – دهکده ی اورامان تخت 1374/6/2


سالهای بعد دوست بسیارعزیزی تولدم را تبریک گفت، و من دوباره قریحه‌ی شاعریم گل کرد. با این توضیح که من در روز سوم فوریه‌ی 1976  با سر و باعجله  و زودتر از موعد مقرر و دور از انتظار به دنیا آمدم چون سرعت صوت از سرعت نور کمتر است اول دیده شدم و بعد شروع به درخواست مطالباتم کردم. آنقدر ونگ زدم تا برایم اسم گذاشتند و از صمیم دل به مطالباتم پاسخ گفتند..... به ایشان عرض کردم:

چه تبریکی، چه سودایی چه  کشکی، چه ...؟!.

از دوازده میلیون اسپرم که اگر همه‌ی اینها من می شدم، می شدیم جمعیت استان بزرگ  تهران و حومه. و پایتخت پر بود از من و قل‌ها و جفتهای شاعر پیشه ام. اما من شدم نماینده‌ی این دوازده میلیون خوش شانسی که بجایم نیامدند و هول هولکی و با اجبار و در انتخابات اتحادیه‌ی همزادان، وارد گود شدم و بقول فرانسویان شدم «وم پایر  vampire». لابد خدا هم ذوق کرد که با قلابش منو از ته این عالم ذر و ذره بیرون کشید و این شد که من شدم درد سر برای خودش و خودم و شما. ای کاش آن روز ازل ازم تعهد می گرفت که شعر نبافم. و.....نکنم . جای همه آدمها از آن روز به بعد عوض شد من شدم شما و شما شدید من. [ زیرا هر کدام  از ما بوجود آمدگان، طی فرایند و شرایطی پدرها و مادرهایی هدیه گرفتیم و سرنوشت ازلی و ابدی تقریبا یکسانی داریم ] 

پس تولد خودت مبارک... 

حمید رضا ابراهیم زاده  - 1390/11/14 

  ۱-طرح نام این متن باالهام ازنام فیلم« من ترانه 15 سال دارم  -  ازجناب صدرعاملی » بود.          

  کلیه حقوق برای مؤلف محفوظ است.

 

 

  • حمیدرضا ابراهیم زاده