دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

مجموعه مقالات. اشعار وآثار علمی .پژوهشی. فرهنگی. اجتماعی دکتر حمیدرضا ابراهیم زاده

آخرین مطالب

۹ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

سنگ هوس

پنجشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۴۳ ق.ظ


می رسد نغمه ی آخته از بانگ جرس

سخن از درد دل و داغ نهانی  و قبس


ای که با شهوت من کامروایی داری

باخبر باش که دل می شکند سنگ هوس


از جفای هوست شهر دلم سنگ شده

داد از این شهر و پریشانی و پندار قفس


و در آشوب  نگر حال دل و جان و تنم

نرسد جان به تنم لحظه به دیدار نفس


سوختم از بوسه ی داغ  لبت ای آبرو

خنکم  کن  ز حریق لب تبدار تو بس


 قامت روح که  عریان شده در فقه  نهان

 و چه آسان به عیان لخت  شدم ناگه پس


آفتی بر دل و جان و ره و دینم  دادی

عقل را گوی که آید سر دل  میر عسس

 

حمیدرضاابراهیم زاده

22/10/1394

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

زن.مسافرت وتحصیل

پنجشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۴۷ ق.ظ

   

پاسخ به سوال:

مسافرت و تحصیل  و اشتغال زن و دختر به دور از خانواده از دیدگاه اسلام چگونه است؟

مقدمه:

اسلام با تحصیل واشتغال و مسافرت بانوان مخالف نیست. و مشروطا آن را به شرط حفظ امنیت وکرامت و آرامش زن وخانواده  برای اعتلای فرهنگ و غنای اخلاق و اقتصاد و فرهنگ  خانواده   مناسب می‌داند

                             


منتها تحصیل و اشتغال و مسافرت بدون حضورمحارم مرد (امنیت) به این دلیل  که باعث مفسده و مشکل گردد جایز نیست. اساسا هر عمل و رفتاری که باعث مفسده و یا بی‌امنیتی و یا بی‌مبالاتی شود شرعا گناه محسوب می‌شود.


                                          


مسافرت و تحصیل زنان

نظر فقهای شیعه و اهل سنت درباره مسافرت بانوان. (در این مورد یکسان است (

 

 :رسول خدا فرمودند

 -بر هیچ زن مومنه‌ای شایسته نیست به تنهایی به سفر برود و پدر یا برادر یا شوهر یا پسر یا یکی از محارمش اورا همراهی نکند.

- بر زن جایز نیست که مسافرت یک شبانه روزی بدون همراهی با محرمی (مرد) برود.


منبع: کتاب سفارشات پیامبر به زنان ودختران. صفحه  43


در منابع اهل سنت نیز مشترکا روایت است:

پیامبر گرامی صلی الله علیه و سلم فرموده‌اند:

«لاَ تُسَافِرُ المَرأَةُمَسِیرَةَ ثَلاَثَةَ اَیَّامٍ اِلاّ وَ مَعَهَا ذُو مَحرَمٍ:

زن اجازه ندارد مسیر سه روز (به زبان امروزی 81 کیلومتر) را بدون محرم سفر کند». حال سؤالی پیش می آید که امروزه مثلاً: راه خانه تا مکه را در عرض فقط چند ساعت طی میکنیم و همه ی همسفران نیز مردم مورد اعتمادی هستند، چون همه احرام بسته و مُحرِم شده اند، آیا با این شرایط نیز زن نمیتواند بدون محرم سفرکند؟

در جواب می گوییم: ابن عباس رضی الله عنه روایت میکند که رسول خدا صلی الله علیه و سلم در یکی از فرمایشات خود فرموده اند: «زن حج نکند مگر اینکه همراهش یکی از محارمش وجود داشته باشد». در این حین یکی از اصحاب پیامبرعلیه السلام که در آن مجلس حضور داشت گفت: یا رسول خدا مَن در فلان جنگ نام نویسی کردم و همسرم را تنها بدون محرم به حج فرستادم و حال در مکه به سرمیبرد!!!!! {لازم به ذکر است که: محل سکونت پیامبر علیه السلام مدینه بوده ومسافت بین مکه و مدینه نیز مسیر سفر میباشد}.

پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم خطاب به آن مرد فرمودند: «اِرجِع و حُجَّ معها: برگرد و برو پیش همسرتو با او حج کن و او را تنها مگذار».

نزد امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله آنچه که مسلّم بوده و در مذهبش به عنوان حکمی از احکام جاری است، کمیّت مسافت (81 کیلومتر) است نه زمان آن. به همین علت با پیشرفت وسایل نقلیه شاید مسیر سفر را در عرض فقط چند ساعت با هواپیما یا.... طی کنند، اما درمذهب ایشان اعتباری به زمان نمی دهند، بلکه مقدار مسافت آن مورد اعتماد است. پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم در حدیثی دیگر فرموده اند:

«بر زنی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، حلال نیست که مسیر سفر {81 کیلومتر} را بدون همراهی پدر یا پسر یا زوج یا برادر یا یکی دیگر از محارم خود، سفر کند»

 بنا به این فرموده رسول گرامی علیه السلام، حکم مسافرت بدون محرم زنان درمذهب امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله حرام بوده و این حکم نسبت به جهان امروزهیچ تغییری نیافته و نخواهد کرد، حتی در کتب فقهی ما آمده که اگر زنی مال دار بوده و استطاعت برای حج کردن را دارا باشد، اما مَحرمی نداشته باشد که او را همراهی کند، فرضیت حج به ایشان تعلق نمی گیرد و حج بر وی فرض نمیشود،حجی که یکی از ارکان پنجگانه اسلام است شریعت اجازه نداده که زن تنها سفرکند. پس سفرهای دیگر که جای خود دارد. در نتیجه وظیفه ی ما مسلمانان این است که:

«به فرمایشات رسول گرامی مان محمّد مصطفی صلی الله علیه و سلم وآنچه که از فرمایشات ایشان توسط مجتهدین مذهب استخراج شده است، لبّیک گفته وبا جان و دل آن را قبول کنیم و به آن جامه ی عمل بپوشانیم.

چون خداوند درمورد فرمایشات پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم فرموده اند:

ما یَنطِقُ عن الهوی اِن هو الاّ وَحیٌ یُوحی؛ گفته های پیامبر اسلام علیه السلام از هوا وهوس نبوده و از خود چیزی نمی گوید، بلکه سخنان ایشان وحی بوده که از طرف خداوند متعال به او ابلاغ گشته است«.

    


کار و تحصیل:

 -در مورد کار و تحصیل چون مدت بیشتری را در پی دارداذن ولی لازماست. یعنی رضایت پدر به شرط امنیت خوابگاه و محل سکونت و محل کار و تحصیل که مفسده‌ای برای دختر یا همسرپیش نیاید.(اما غالب مراجع با تحصیل راه دور و تنهای دختران خوشبین نیستند و اساسا با کار و تحصیلدور از خانواده بی‌میل هستند). دلیل این نگاه هم برداشت های آنان از آیات و روایات و احادیث و مستندات در حوزه زن و تجلی آن در جامعه فعلی است.

به نظر من فقه پویا یعنی فقهی که به روزاست ودرک کننده‌ی احوال و مقتضیات زمان است.

 

                                        

                              

                

به نگاه شخصی‌ام تحصیل به شرط عدم مفسده: یعنی ایجاد امنیت روحی و روانی و جسمی  به دور از خانواده که باعث مشکلات اخلاقی و آسیب روحی و جسمی نشود بلا مانع است.

چون خودم در این فضا بودم عرض میکنم ،اغلب پسر و دخترهایی که مهمان دانشگاه شدند و از جای دور آمدند بعلت دوری از سنت های خانوادگی. و ورود به آزادی آنی، جو گیر شده و از لحاظ اخلاقی مشکل‌دار شده‌اند.


                                            

اما انصافا بعضیها فقط در خوابگاه و با دوستان همجنس و در محیط آزاد فقط برای انجام ضرورتها دیده میشوند. گفتگو و توقعات و رفتارهایشان حاکی از امانتداری و صداقتشان است. از اول با این طیف از بانوان در حوزه تحصیل و امداد آموزشی کنارمی آمدم. گاه در نمره‌ها، گاه در پروژه ها و...تسامح و تساهل مضافی خرج داده‌ام. و سعی کردم حتی در صورت نیازشان کمکهای مالی با همیاری دوستان بدون اینکه خودشان متوجه شوند داشته باشم. بعضی از همکاران هم مثل خودم فکر می‌کنند. باید امتیاز زیادی برای بانوان خویشتن‌دار و مودب و موقر قائل شد.

اماعده‌ای از دانشجویان که شما از رفتار و سکنات شان در می‌یابید دانشگاه محل تفریح و تفرج و تجربه‌های... آنهاست و متاسفانه از طبقات خوب جامعه هم هستند.جو آزادی آنی آنها را افسار گسیخته کرده و تن به هرکاری می‌دهند. تا بقول معروف الکی خوش باشند .

 این دسته از بچه‌ها در حوزه اخلاقی مشکل قطعی دارند. بعضیها معتاد، بعضیهاخیابانی، بعضیها دچار بیماریهای روانی هستند. گروهی مشکل مالی را بهانه‌ ی هرزگی خود می‌کنند و گروهی مشکل غریزی. و گروهی مشکلات اجق وجق من درآوردی را بهانه می‌کنند. کلا با توجیه اباطیل آنها می‌توان یک کتاب پر فروش نوشت. 

                                    

                                          

 

نکته                        :  

 ضـعف محیـط

چون رفتار محیط هم نسبت به زنان مطلوب نیست ونمره زیر 10دارد طبعا امنیت اخلاقی برای زنان ما ضریب مقبولیت پائینی دارد.( رفتار بعضی از اساتیدو بازاریان. رانندگان. و اشخاصی که در طی روز با آن مواجهیم. تا خود جو محیط  و مطالبات کلی و دست‌ساز مردم از زن و دختر)

شمااگر فرشته‌ی عرش هم باشید باز هم به دلایل ناامنی فرهنگ محیطی اذیت می‌شوید. مگر اینکه حامی و پشتیبان داشته باشید. که مهمترین پشتیبان هر شخص عفاف و مدیریت معاشرت او در جامعه است واینکه داشتن اهرم هایی مانند دسترسی آسان به خانواده و تعامل و ارجاع عاطفی عاجل با آنها و حمایت  معنوی و حضور فیزیکی آنان نقش بسیار مهمی را در حفظ امنیت اخلاقی و معنوی افراد ایجاد می‌کند.

بنابراین بعنوان کسیکه در حوزه‌ی رفتارهای امنیتی جامعه صاحب نظرم به نگاهم صلاح نیست دخترها بدور از خانواده باشند. حالا بعضیها خونه‌ی خاله و عمه و دایی و عمو و برادر و پشتیبانی دارند که مثل خانواده است. قبول دارم.

البته بعضیها هم با بی‌درایتی و بی‌نظارتی بچه‌هاشونو به امید آنها فرستادندکه فجایع آنها کمتر از ولنگاری  بقیه نبود.  بقول خانمها: اونایی که ذاتشون خورده شیشه داره هر جا بروند کارشونو می کنند. به نظرم دستگاه عفت و حیا در وجودهر کسی روشن باشد. خودش را حفظ میکند چه دختر چه پسر. محیط بد  برای عفیف و با حیا گرچه ناامن است اما می شود با برنامه‌ ریزی و مدیریت رفتار صحیح از آسیبهایش دور ماند.

و یابقول استاد ما: اگر مبارزه و جهاد میسر نبود مهاجرت  وامتناع ازحضور حتما جواب می‌دهد. 



حمیدرضا ابراهیم زاده

                                                                    2 آبان1392 

تمامی حقوق نشر برای مولف محفوظ است.



  • حمیدرضا ابراهیم زاده

عفاف

سه شنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۵۶ ق.ظ


گاهی وقت ها .

بعضی از زنها حجابشان نقاب است.

یعنی در عین پوشش و حجاب،  بی حجاب و لجام گسیخته‌اند. و گاه از حجابشان  برای قاب و تجلی رخسارشان بهره می‌برند.

از نظر روانشناسی زیباپسندی؛ معمولا بخش مخفی یک چیز زیبا بیشتر جلب طمع میکند و نظر بیشتری را برای بیننده جلب می کند همانند یک لکه سفید در یک زمینه سیاه که سریع به چشم می‌آید و خیره کننده است و یا رنگ هایی که در کنار هم باعث تجلی منحصر بفرد یک نگاه خاص هستند.

وقتی قطعه‌ای از زیبایی بزک کرده را جلوی قاب و ویترین به نمایش می‌گذارند بیننده را متوقع و حریص می کند تا به کنه و کمال آن راغب شود.

پس حجابهایی که ایجاد قاب و نقاب میکنند نیز از بد حجابی و بی‌حجابی فساد انگیزترند.

وقتی کسی عفیف نباشد با ابراز ابزار حجاب، خود را زیباتر می‌نمایاند تا معقول تر و عصیان‌گرتر و افسارگریخته‌تر جلوه گری کند.

  البته در پشت نقابی به نام حجاب

                             

گمان می‌برم حجاب مصونیت نیست. بلکه می‌تواند مقدمه‌ی یک نوع از مصونیَت باشد. پس باید گفت:

عفاف مقبولیت و مصونیت است...

کسی که سلاح عفاف دارد اهریمن درونش را تارانده است و صلاح خود را فهمیده است و گرگ خفته‌ی خویش را اهلی کرده است...
با این نگاه مرد و زن با هم در پیشگاه عفاف یکسانند.

و بلکه اولویت در عفاف با مرد است. نگاهی به آیه ی 30 و31 سوره نور حقیقت  موضوع را شفاف کرده است...

من عفاف را بر حجاب مقدم میدانم.
 کسی که عفت نداشته باشد حجابش نقابش خواهد بود.
 حجاب بی‌عفاف موجب رونق فساد و انحراف اجتماعیه. عفیف ولنگار هم باعث دردسر هست.
 نظرم این است حجاب در حد متناسبش که باعث حفظ حرمت آدم باشد کفایت میکند.
الزاما حجاب متناسب چادر و روبنده و ... نیست بلکه طرز پوششی که جلب نظر طماع نکند.


گاه یک چادری هم طوری فتنه به پا می کند که بی‌حجاب نمی‌کند...

یک عیب دیگر از فهم ملت درباره حجاب این است که گمان می‌برند حجاب مختص زن هست.

که اشتباه است. چشم پوشی از طمع اولویتش با مردهاست.

و اولویت در به رخ نکشاندن زیباییها و خواستنیهای ارزشمند  و تحریک نکردن با بانوان است.

البته کمبود محبت و نگاه و خود کم‌بینی برخی از بانوان هم باعث تجلی‌گری افراطی شدهاست. که زمینه را برای نگاهها وتوقعات غلط باز کرده است.               

رعایت امر حجاب هم طرفینی است.


هم نگاه سالم و چشم پوشی‌های مرد نسبت به نگاههای طماعانه‌اش به زن.

و هم رعایت حداقلهایی که زن برای مصونیتش دارد و اینکه چون تجلی زیبایی زنانه برای مرد در هر شرائط خواستنی است. پس یکپایه‌ای بعنوان رعایت پوشش نیاز است که شما بانوان هم با من موافقید.

من حداکثر حد حجاب را به واکنشهای جامعه، شرائط تیپ و اندام، و تجلی فیزیکی یک زن در نوسان می بینم.

یک زن باید دریابد آیا این حد حجابش در محیط کار، تحصیل و بازارو... متناسب است یا خیر؟

برای مردها هم همینطور. نباید با هر آرایش و لباسی در ملاء عام ظاهر شوند.

                 

منتها این قدر قوای امنیت فرهنگی و اخلاقی ما ضعف دارد که اینها را جرم نمی‌بیند و گیرش اغلب به ضعیفه‌هاست که دستشان از همه جا کوتاه است.و ندانسته بدفرمی ناغافلانه را تفریح و نشاطشان می‌دانند. کاش همه مسائل دینی در عین توجه و تعادل نسبت به هم تعریف و ترویج می شد. نه دل بخواه ومطابق باطیف و جنس و مذهب و نژاد و طبقه و..

عفاف امر وپندار وذائقه ی درونی است
-عفاف در نگاه
-عفاف درکلام
-عفاف دراقتصاد ومعیشت وپاکدستی و....
-عفاف درخشم
-عفاف درشهوت
عفاف درجلوه گری

عفت درجلوه گری که بحث ما ویا عمدتا آنچه که عموما به آن عفاف گفته می شود به تظاهر وریا نیست.
آنکه عفاف درجلوه گری دارد یعنی از جلوه گری عمومی ویا نامحرمان
چشم می پوشد .

وازهرگونه جلوه گری وجلب وگدایی نگاه خودداری می ورزد

عفت درپنداراست.

عفت تحمیلی بی نهایت خطرناک است ولی عفت از روی تربیت که مهندسی نگاه وذائقه وپندار می دهد پسندیده است.

عفت تعبدی هم باید درساختار طرز تفکر وپندار تعریف وتمکین شود
عفت فقط برای جنس زن یا مرد نیست عفت برای انسان شریف زیبنده والزامی است.
هرکس که خلعت ولباس عفت ندارد شرافت ونجابت ووقار ندارد
انسان نا نجیب وبی حیا وبی شرف از عفافش می لنگد...

آرم و برند عفاف، حجاب است.

از این منظر حجاب، ارگان ونماد عفاف می شود وتقید به آن التزام وباور به عفاف محسوب می شود

والی الله المصیر

حمیدرضا ابراهیم زاده

   مازندران  12تیر 1392



* تمامی حقوق نشر برای مولف محفوظ است.


  • حمیدرضا ابراهیم زاده

غنا و موسیقی حرام

شنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۵۲ ق.ظ

سوال: شنیدن موسیقی ، ترانه و.. که خواننده اش زن هست برای مردحرام است؟


- بله. کاملا (حتی اگر آوای مرثیه و قرآن باشد جزء گناهان کبیره است. مطابق با نظر تمام فقهای شیعه وغالب فقهای  اهل تسنن.(


سوال: دلیل و منبع؟


- دلیل :تحریک ناپسند روحی وغلیان   و اختلال عصبی. ریبه و فساد.


منابع:همه رساله های فقهی مراجع


دلایل روانشناسی آن محرز شده. که گوش کردن به صدای موسیقی ناهنجار یا تحریک عاطفی شدن و ایجاد خدشه در روح.  عامل بیماریهای روحی محسوب می شود.

از محفل  عرفا شنیده ام که موسیقی و آواز نامحرم حضور ملائک را در این لحظات منتفی میکند.

(منظور موسیقی ناهنجار و آواز نامحرم است.(


حقیقت موسیقی غنائی


 غنا از گناهان کبیره ای است که نص صریحی در قرآن  و روایات متواتره دارد.


-غنابر وزن زنا:

عبارتست از کشیدن و تحریر صدا در حلق. به گونه ای که طرب آور و مناسب مجالس لهو لعب باشد با آلات موسیقی ملایم وموافق است به نقلی باعث حرکت و رقص اندام (سر و گردن. انگشت و...) بصورت ریتمیک شود.


و عبارت است از صوت لهوو آوازی که از روی لهو و التذاذ ... در تحقق مصداق غنا قرآن و مراثی با اشعار و غزل فرقی ندارد. خواندن و گوش دادن به آن حرام است(رساله ی ذخیره العباد.مرحوم سید)

قرآن: واجتنبو قول الزور..(حج30)/ -لقمان 6 :لهوالحدیث/لغو معرضون: مومنون آیه 3

امام باقر: غنا از گناهانی است که خدا بر آن وعده ی عذاب داده .(اصول کافی(


 

مغنی گری و مطربی : خواننده ی آوازهای ناهنجار  و...شغلش حرام است.


منابع مهم در این حوزه:

- استفتائات مقام معظم رهبری در مورد موسیقی. دست زدن. ماهواره و...

-اشتغال به ملاهی(خوانندگی)* ویژه نامه 4 گناهان کبیره گوش دادن به  موسیقی حرام1359شهریور

- هشت گفتار پیرامون حقیقت موسیقی غنایی.مولف اکبر ایرانی

- نظر پروفسور روانشناسی دکترولف آدلر،

پرفسور دانشگاه کلمبیا می‌گوید: بهترین و دلکش‌ترین نواهای موسیقی، شوم‌ترین آثار را روی سلسله اعصاب انسان باقی می‌گذارد.


کشفیات  دکتر ولف  چنان درامریکا تاثیر کرد که هزاران نفر طرفدار او شدند و موسیقی را برخود حرام کردند و از مجلس سنای امریکا تقاضای کتبی کردندکه از هرگونه کنسرت عمومی جلوگیری کند.
وی میگوید:موسیقی علاوه بر اینکه سلسله اعصابما را در اثر جلب دقت خارج از طبیعی آن، سخت خسته می‌کند. عمل ارتعاش صوتی که در موسیقی انجام می شود تولید تعرض خارج ازحد طبیعی در جلد می نماید که بسیارزیانمند است .

( مناظره دکتروپیر ص  (452

تقاضای ممنوعیت موسیقی در غرب 


کسانیکه عمری به دنبال ترویج موسیقی بوده اند امروز از عمل خویش پشیمان شده اندبر همین اساس برخی امریکایی ها تقاضای ممنوعیت آن را نموده اند : مجله صبح در این مورد می نویسد :

گروهی از والدین نوجوانان، ضمن طوماری از کنگره آمریکا خواستند تا موسیقی (( راک )) و (( رپ )) را غیرقانونی اعلام کنندزیرا باعث از بین رفتن بچه های آنها می شود.
یکی از افراد به شبکه بیبی سی گفت: پسر او تحت تاثیر یکی از آهنگهای رپ قرار گرفته که خودکشی را تبلیغ می کند . و یک پزشک نیزگفت : گوش دادن به این آهنگها باعث تضعیف حس شنوایی می شود .

و همین طور ریس انجمن شهر کوتابارو مرکز ایالت کلانتان مالزی رقص و آواز را ممنوع کرد. مقامات دولتی معتقدند رقص و آواز منجر به رفتارهای غیر اخلاقی می شود.


آسیب های موسیقی بیش از اینهاست و به چندی از آنها اشاره میکنیم:


درجریان کنسرت پرشرو شور گروه موزیک ولینک استونز ، مردی از شدت هیجان برهنهشد و با حالت جنون آمیز بر سرو کول انبوه خلایق به راه افتاد که توسط پلیس دستگیرشد.( تاثیرموسیقی برروان و اعصاب نقل از مجله جوانان سال چهارم)


چندی پیش براون، خواننده ی انگلیسی ضمن اجرائ برنامه ای درفستیوال موسیقی پاپ، تمام لباسهایش را از تن بیرون آورد و در برابر جمعیتی بیش از 15 هزار نفر برنامه اجرا کرد. ابتدا پیراهنش را درآورد و چون تماشاگران به هیجان آمدند وی هنگام خواندن آواز بکلی لخت و عریان شد و به خواندن و رقصیدن پرداخت. در این موقع افراد پلیس خود را به صحنه رساندند وخواننده عریان را دستگیر کردند .
در ملبورن پنجاه هزار نفربعد از گوش دادن به یک کنسرت موسیقی چنان آنها را موسیقی به هیجان آورد که ناگهان همه باهم ریختند و بدون جهت یکدیگر را زخمی و مصدوم کردند تا پلیس خود را رساند چند نفر به ضرب چاقو از پای درآمدند و به چندین دختر تجاوز شد وتعداد زیادی مجروح شدند.

در ایالت لیتل راک خانم 64 ساله ای بهنام لیکیام به جوانی پیانو می آموخت نغمات موسیقی چنان در روح جوان ایجادهیجان کرد که بدون دلیل از جا برخاست و با 19 ضربه چاقو معلم موسیقی خود رااز پای درآورد.
در یک کنسرت موسیقی به دسته ای از جوانان برای اولین بار هیستری ( یک نوع بیماری روحی ) دست داد. آنها پس از برنامه بیتلها به خیابان ها ریختند اتومبیل ها را آتش زدند، شیشه های مغازه ها راشکستند و مغازه ها راغارت کردند و تعداد 315 نفر از آنها از فرط هیجان غش کردند و به بیمارستان انتقال داده شدند .

نظر برخی از بزرگان تاریخ در این باره:


-کانت ، فیلسوف مشهورآلمانی:

موسیقی اگر از همه ی هنرها مطبوع تر باشد . ولی چون به بشرچیزی نمی آموزد از تمام هنرها پست تراست .

(تاثیرموسیقی بر روان و اعصاب ص 135).

دکتر آرنولدفریدمانی، پزشک بیمارستان نیویورک و رئیس کلنیک سردرد:

او با کمک دستگاههای الکترونی تعیین امواج مغزی و تجربیاتی که طی مراجعه هزارانبیمار به دست آورده ثابت کرده است یکی از عوامل مهم خستگی های روحی و فکری وسردردهای عصبی ، گوش دادن به موسیقی رادیو است مخصوصا برای کسانی که به موسیقی آن دقت و توجه می کنند.

هگل ، فیلسوف مشهورآلمانی:

ذکرو عبادت مسلمانان در معابد بی آلایش خود فکر می آورد. و دعای مسیحیان در کلیسا باعربده ی ناقوس و موسیقی و نقش نگار در و دیوار تشویش خاطر وانصراف ناظر.

و از دیگر آثار مخرب موسیقی که موسیقی دانان را گرفتار مرگ زودرس کرده:

«بتهون » در سی سالگی به کلی کر و از ضعف اعصاب سرانجام دیوانه شد. « باخ « موسیقیدان اتریشی،‌ به اختلال حواس و کوری گرفتار شد « موزارت » و « شوپن « دو تن از موسیقیدانان نامی،‌ دچار ضغف قوا و سل شدند.

«شوبرت »، « واکتر »، « مندلسن » و « دو کونیسی »، هر چهار نفر به اختلالات عصبی و پریشان‌فکری و کشمکش‌های روحی مبتلا شدند.

«شومان » و « دووراک » ضعف اعصاب شدید گرفتند و سرانجام دیوانه شدند

نظرخودتان درباره ی موسیقی چیست؟

به نظر من  موسیقی  دو لبه ودو پهلو دارد. واگر بخواهیم تخصصی درباره ی جامعه شناسی آن بحث کنیم موسیقی نماد و سخنگوی  فرهنگ ها  وهنجارهای ملت هاست .و درواقع موسیقی  منبعث از فرهنگ ها وآداب ورسوم وفولکوریک  اقوام. ملت ها و جوامع است. مبانی موسیقی فاخر وحتی مذهبی  اغلب ریشه درخود متون دینی وفرهنگی  جوامع دارد.خیلی ازملودی ها ویاتمام پارامترهای موسیقایی با اعماق فطرت بشرقرین است.مثلا موسیقی آواز قرآن  کریم وقتی آهنگ صبا ویا نغمه ی حجاز و...توسط قاری تلاوت می شود این آواز چیزی جز روح متن قرآن کریم نیست.صدای مرحوم عبدالباسط در تلاوت سوره ی مریم چیزی جز تبیین روح ماجرای مریم مقدس نیست. بسیاری ازآواهای محلی وبومی هم ازاین جزئیات مستثنی نیستند.دستگاههای موسیقیایی وابزارها وآلات موسیقی هم  به  ابعاد جامعوی وفرهنگ  وعقاید آن جامعه تهیه ویا نواخته می شوند.سازقانون مخصوص آهنگ ها وآواهایی است که خود قانون سازان  به آن نیازپیدا کردند و آن را خلق کردند تا حرفشان به گوش ملتها ویا مردمان برسانند. تار وسه تار وویلون و حتی نغمات آوازی وتحریرها هم همین پیچیدگی ها را دارند.بنا براین قضاوت درباره حلیت موسیقی کارسنگینی است وکسانیکه به ابعاد حرمت ویا حلیت آن نظرداده اند بالطبع نگاه عمیقانه تری نسبت به بنیانگذاران وشنوندگان موسیقی دارند وآن هم فهم آنها ودرک دوراندیشانه ی آنان نسبت به همه ی ابعاد شنیداری .روحی وروانی فردی واجتماعی است

بالطبع نا فرمی ها وناهنجاری های متنوعی وارد ساحت موسیقی شده است و اغلب شرافت موسیقی بومی وفاخر را مخدوش کرده است

بخش وسیعی ازموسیقی امروز هم مشمول دستخوش نا هنجاری های فالش از فرهنگ ها شده است

و به پیرو آن  بخش زیادی را موسیقی  مضر و بخشی کمتری  دیگر را موسیقی سالم تشکیل داده است

نهی مردم وملت ها از شنیدن موسیقی فاخر و فولکوریک ویا موسیقی سالم دورازاخلاق وانصاف است

درجامعه ی ما اگرچه رویکرد بسیاری از عواطف مذهبی  به سمت حرمت کنسرت ها واجرای موسیقی ها روان است. اما ازانصاف نگذشته نگرانی  آنان نیز بجاست متاسفانه شرائط ایجاد شونده درکنسرت های زنده وحواشی پیرامونی آن که مدیریت ونظارت براین حواشی علی القاعده بسیار نارسا  وضعیف است و بعضا مناظر نا بجای ونگران کننده ای  درحواشی ایجاد می شود. که شان ومنزلت موسیقی فاخر هم زیر سوال می رود وشرع مقدس هم ازآن مشمئز است


 حمیدرضا ابراهیم زاده


7 دی1392


 


تمامی حقوق نشر برای مولف محفوظ است
  • حمیدرضا ابراهیم زاده

درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی

سه شنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۲۰ ق.ظ

اوست جاودانه تا ابد

ضایعه ی درگذشت یاردیرین انقلاب و  امام و رهبری . مفسر نو اندیش قرآن کریم   حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی را به پیشگاه  ولی عصر ورهبر فرزانه ی انقلاب و همچنین عموم علاقمندان  به ایشان تسلیت عرض می نماییم

آن فقید سعید  همواره درسنگرهای مهم  خدمت به مردم وانقلاب با بردباری وسعه ی صدر  واخلاص وتدبیر واعتدال موفق بوده و خار چشم دشمنان ملت ونظام و میهن محسوب می شد.

خدمات ارزنده ی مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی فرموش شدنی نیست ومردم قدر شناس ما مهروایثاروصلابت اخلاص وتدبیر وانصاف  ایشان را از یاد نخواهند برد

ازخداوند برای ان فقید سعید علو درجات وغفران الهی وبرای همه ی بازماندگان صبر می طلبم


حمیدرضاابراهیم زاده

شامگاه 19دیماه 1395


 نتیجه تصویری برای هاشمی رفسنجانی

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

حرم خدا

چهارشنبه, ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۲۱ ب.ظ

القلب حرم الله.

 

قلب کعبه واقعی است که خدا خود بدست خویش بنا کرد.

ولی کعبه ی سنگی کار حضرت خلیل هست

ابراهیم ازاین لحاظ خلیل هست که بمقام خلت رسید

خلت سرخی آتش به رنگ سرخ خون کفتری است  که نقش آتش روی ذغال وهیزم می افتد  .

که عین آتش هست ولی جنسش ازچوب هست.که وجودش ناری میشود

  وابراهیم  ازاین حیث خلیل خداست که به  تمام ذهنیات خود درباره خدا وآفرینش به یقین وتسلیم رسیده است

ملةابیکم ابراهیم هوسماکم المسلمین و.../حج78

انتظاراتی هم  آقای ابراهیم از خدا  بصورت توقع داشت برای همین مقام خلت وخلیلی و رابطه ی فوق حساس ونزدیکش بود با ذات اقدس ربوبی است

اما حضرت قلب که معنی متن واصالتش هم از عالم بالاست ونقطه ی جان دراین ظریفه ی گوشتی سامان می پذیردصاحب عقول وشعائر هست.

برخلاف عقل که صاحب شعور وادراک نیست ولجام وعقالی بیش برایش مترتب نمی شود.ونقش زندانبان را دارد.

دوره فعالیتش به حضورقلب مبتنی است. ومتاسفانه هرگاه بر قلب غالب شود حسابگری میکند.

وانسانی که حساب گر میشود امرقلبی را درک نمیکند وازهمین زاویه درک بهشت ولذت ها ی معنوی واخروی برایش مشکل ومحال می شود.

لذتهای شنیداری ناشی از استماع آواز وسخنان شیوا واشعار برای عقل مداران چندان امتیازی ندارد وبلکه قابل حظ نیست

قرآن نیز کتاب بیان است که برقلب پیامبر یا بیت المعمور نازل شد وعقل قریشیان و...را برااین نزول دشمنی بسیار بود

 

اندیشه با عقل ویا حساب ورزی شخص را  ازقواعد درک امور ربانی برحذر می دارد واین چنین می شود که ریا .وتزویر گل می دهد

 

واگر قرار باشد کسی با حسایگری خدا پرستی کند باید  به عدل  حق بسنده کند.وقانع باشد

وعدل برای عادل همان حسابگری است.

با دو دوتا چهارتای ما  باما رفتارمیکند....

واینجا جناب انسان بدلایل عقلی وتنسک برعقل معاش وتجربی خویش همیشه ی خدا بدهکار محضرحضرت عادل است

خدایی که خود شاهد  ووکیل وقاضی است دوست دارد به مهر ولطف وکرم ورحمانیت ورحیمیتش اشتهاریابد که فرمود

بسم الله الرحمن الرحیم

الا تعلوا واتونی مسلمین

ما آدمیان  هرچقدربیشترعقل ورزی می کنیم بیشتر  برخود  ودیگران ستم روا می داریم.

واینجا حضرت شاهد که وکیل وقاضی عالمین است اگربخواهد با حسابگری وعقل خود باما حساب کند  مطمئنا انسان بازنده ای ببیش نیست

 

الهی به عدلت چشمداشتی نداشته ومتوقع نیستم. بلکه به فضل  بذل ولطف ومحبتت چشم دوخته ام ...

 

حمیدرضاابراهیم زاده

تبریز5آبان1394



تمامی حقوق مربوط به این اثردر انحصار مولف محفوظ می باشد


  • حمیدرضا ابراهیم زاده

به بهای این بهانه

چهارشنبه, ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۳۳ ق.ظ



به نوای این ترانه

به صفای این کرانه

به دل بزرگ دریا

به شمیم این جوانه

به صبای صبحگاهی

به ورای این نشانه

به وفای رخصت یار

به رهت شدم روانه

به وصال خیره گشتم

به بهای این بهانه...:



بازهم دلم برای خودم چه سخت سوخت


 باید دوباره تکه های مرا چو رخت دوخت


 من یک بهانه ای برای نبرد درون  توام


 تو هم  بهانه ای که  بهایت مرا اندوخت


 هرگز ندانست دلم رسم عاشقی  چه است؟


 رسم زمانه مرا درس عاشقی آموخت


 من اهل جنگ نی ام ای ماه شوخ چشم


 آوردگاه رخساره ات این نبرد افروخت


 تهمت بی عشقی و خذلان مرا لایق نبود


 این آن بهانه ای است که ارزان مرا فروخت.



حمیدرضا ابراهیم زاده

       16/4/1392

کلیه حقوق برای مولف محفوظ است.


  • حمیدرضا ابراهیم زاده

مهریه قهریه نیست

جمعه, ۳ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۱۸ ق.ظ
 
با سلام وادب
استاد ارجمند مطلب زیبایی بود (موضوع مهریه)
بحران مهریه  در ایران حقیقت ثابت شده ای است که دادگاه های خانواده گواه این موضوع هستند
البته باور های غلط در این میان بین مردم حاکم است که عبارتند از :
1.مهریه را کی داده کی گرفته!
2.مهریه سنگین مرد نشانه عشق به زنه!

3.ضامن خوشبختی زن مهریه اوست
4.زنی که مهر اش پایینه حرمت و عزت اش پیش مرد کمتره و احتمال خیانت داره
5.مهریه سنگین نشانه اعتماد بفس و فخر خانم به بقیهاست
با توجه به این پیش فرض ها نظر حضرتعالی برای حل این بحران چیست ؟!
در صورت تمایل توضیح دهید

باسلام
اوست پیوند دهنده قلب ها
یکی از سنت های لایتغیر الهی سنت ازدواج وپیوند دلهاست/32 سوره نور
درازدواج چیزی بنام پیوند  اعضا  واموال نداریم
قرار هست باازدواج آرامش وسکینه بر زندگی افراد  دو به دو  حاکم شود/ روم 21
ازدواج با عقد یا پیمان وتفاهم نامه  طرفینی سازمان دهی می شود .
با ازدواج زوجین دو خانواده. دو فرهنگ دو طبقه یا دو قبیله  و... باهم قرابت می یابند
درعقد زوجیت، محرمیت ها ایجاد می شود. وبا محرمیت اسباب قرابت وشراکت و مسائل حقوقی وعبادی پیش می آید
عقد ازدواج ،قراردادی ما بین قرار داد مالی وعبادی است. ازاین جهت خداوند ربا وزنا را با  عقود خنثی کرد وکریه شمرد
وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا / بقره275
وفای به عقد ،واجب و لازم الاجراست:
 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا
بِالْعُقُودِ/مائده1
بنابراین اخذ وپرداخت مهریه از لوازم  واجب قرارداد زوجیت است. چه شروط ضمن عقد یک دانه ارزن  باشد ویا دریاچه ای از مروارید و یا رشته کوهی از  طلا.
ولی ارزش زن به میزان بهای  مهریه نیست.
اصلا واساسا  میزان اعتبار زندگی و وقار زن به مقدار گرانبهای مهریه  نمی تواند باشد
محال است مهریه ی بالا بتواند  ضامن سلامت ازدواج باشد و پیشگیری طلاق وفروپاشی یک زندگی  را ضمانت کند
چیزی که به دیده خود می بینیم این است که مهر المثل و مهریه  با لاترین حدش را هم شامل شود .
 وقتی فضای مهر از خانه ی دل زوجین  خالی و خارج شد وطلاق عاطفی صورت گرفت .طبعا چیزی جلودار متارکه ی دائمی همخوابگی  وهمخانگی   آنها نیست
اما مهریه قهریه نیست.
مهریه الزاما مالی وارزی نیست.می تواند معنوی. خدماتی. آموزشی و... هم باشد
در پرداخت واخذ مهریه طرفین باید شرائط پرداخت ودریافت  وپذیرش شروط را داشته باشند.

مهریه دادنی و گرفتنی است.

وباید شخص داماد با عروس  به تفاهم برسد. هیچ ربطی به والدین وواسطه ها  ندارد
والدین در ایجاد عقد مشاورومدافع  وحافظ منافع طف خود می شوند.اما هرگزضامن  دیون عروس وداماد نمی توانند باشند.
 وبااجازه ی عقد توسط ولی دختر باکره عملا میزان دریافت وچگونگی دریافت بعهده دختر است ووظیفه پسر یا داماد قبول کردن میزان و نوع مهر وآمادگی برای پرداخت است چه عند المطالبه. چه عند القدرة والاستطاعه
هنوز کسی با مهریه بالا خوشبخت نشده و در بین سایر فامیل ودوستان دختران قوم وایل وتبار سرفراز نشده.
سرفرازی دختران   درموفقیت ازدواج وشادکامی وآرامش  وشادابی خانواده جدید التاسیس امکان پذیر است.
رضایت طرفینی وهمدلی ودل خوشی وسلامتی و روابط عاشقانه ی زوجین عین موفقیت است
وکسی هم با مهریه آسان وکم سرنگون وسیاه بخت نشده است. آنچه زوجین ودختران را درازدواج  بدبخت می کند  توقعات بی جا و عدم درک متقابل  وبد اخلاقی و بدمدیریتی درزندگی است.
همیشه سنگ بزرگ نشانه ی نزدن است.
مهریه ی بالا همواره اسباب وجرقه دعوا ها وبگو مگو هاست.
بسیاری از خواستگاری ها بخاطر عدم تفاهم در میزان مهریه  بهم می خورد و
هیچ توجهی به پسر ودختر  نمی شود
بسیاری از زندگی ها با مهریه ی بالا ساقط می شود
 چه بسا  زن با مهریه ی بالا شوهرش را تهدید به اعاده ی مهریه می کند ومهریه رابه حق السکوت مبدل می کند ویا برعکس شوهر بخاطر مهریه ی کم  زن را تهدید به متارکه وسکوت می کند...
این حرف ها از بی فرهنگی وفقرتربیتی وعدم ادب طرفین است . که با ابزار مادی همدیگر را تهدید  می کنند

مهریه مال ومتاع  حق السکوت  نیست که بشود با آن حسن اجرای  زندگی مشترک را ضمانت کرد
کسی نمی آید که بپرسد شما با مهریه 5 سکه یا14 سکه زندگی ات برفناست.
کسی نمی تواند مدعی شود که با 1000 سکه ویا بیشتر  برای شما زندگی خوش وخرمی  ضمانت می شود
مگر درخوشی وناخوشی وناگواری زندگی، کسی یا مشاوری می پرسد که شما مهریه تان چقدرهست؟
آیا تاکنون پیش آمده کسی برای بهترشدن زندگی زناشویی خود  بخواهد مهریه اش را کم وزیاد کند؟
 هدیه دادن که اکراه واجبار پذیر نیست
هدیه را باید با روی خوش داد
به زور که نمی شود هدیه گرفت.
مرد باید برای همسرش گشاده دستی کند وزن باید قناعت کند وتوقعش را با درآمد شوهر منطبق کند
باچشم وهم چشمی تاکنون زندگی کسی سامان نگرفت. بلکه به این خاطرزندگی های خوبی ازهم پاشید
شاید قانون گذار  مهریه را برای آینده ی  نامعلوم مادی زن ملاک قرار داده باشد که پس از  شوهر زن یا همسر بتواند  ازمایملک شوهر زنگی خود را بصورت آبرمندانه اداره کند ویا  زندگی اش مضمحل نشود.
 اما واقعیت مهریه این نیست.
 مهریه؛هدیه و عطیه  ومهرورزی ومحبت   شوهر به همسرش هست که باید درعین شادی وخوشی به همسر داد.
وحتما هم باید در دوران خوشی .حیات شوهر به او  مسترد شود مثل عیدی دادن  وهبه کردن وبخشیدن است.
- متاسفانه آن قدر مهریه رااشتباهی و بعنوان ضامن وبرگ امتیاز وحق السکوت  و پس انداز فرض کرده اند که به نظرم بااین دیدگاه عقد هم غلط است.
درصورتی که ما داریم زندگی های بسیار بسیار موفقی که با یک سکه شکل گرفته وزوجین درنهایت همدلی و عین نشاط  باهم زندگی می کنند وصدها برابر مهریه  ی عهد شده برای همسر شان هزینه کرده و یا بخشیده اند وخودم  شاهد زندگی   زیبای یکی از بهترین الگوهای زندگی ام  بااین مهریه هستم
و داشتیم ودیدیم کسانی که با مهریه 1370 سکه و...  زندگیشان به کمتر از یکسال دوام نیافت. و دوفامیل و دوخانواده با لحاظ همین برتری جویی ها آتش  تفاخر وتکاثر را به جان وخرمن  آرامش و عشق فرزندانشان انداختند. ..
خداوند ذهن همه ی  مارا باچراغ مهرش برای آرامش خواستن مودب بودن وصادق ماندن و محب شدن  روشن کند.

پانوشتها


--- منابع  شیعی واهل سنت:

 درباره وجوب  ومیزان مهریه
اصل اول (1) در اسلام حد و اندازه ای برای مهریه تعیین نشده که کم تر و یا بیشتر از آن مجاز نباشد بلکه به توافق طرفین (دختر و پسر) بستگی دارد.
در این باره به این آیه قرآن توجه فرمایید:
وَإِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّکَانَ زَوْجٍ وَآتَیْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَاراً فَلاَ تَأْخُذُواْ مِنْهُ شَیْئاً أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِیناً(سوره نساء، آیه: 20)
ترجمه : و اگر خواستید همسری را به جای همسری برگزینید (زنی را طلاق دادید و خواستید زن دیگری بگیرید)، هر چند خزانه ای (یعنی : مال فراوانی را که بعنوان مهریه به زنی که طلاق داده اید ) داده باشید ، برای شما درست نیست که چیزی از آن مال را بازپس بگیرید . آیا با بهتان و گناه آشکار ، آن را بازپس گرفته ودریافت می دارید ؟ !
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اصل دوم (2) اسلام تشویق و ترغیب نموده به مهریه ای اندک و کم .
قَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ أَلَا لَا تَغْلُوا صُدُقَ النِّسَاءِ فَإِنَّهُ لَوْ کَانَ مَکْرُمَةً وَفِی الدُّنْیَا أَوْ تَقْوَى عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ کَانَ أَوْلَاکُمْ بِهِ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَا أَصْدَقَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ امْرَأَةً مِنْ نِسَائِهِ وَلَا أُصْدِقَتْ امْرَأَةٌ مِنْ بَنَاتِهِ أَکْثَرَ مِنْ ثِنْتَیْ عَشْرَةَ أُوقِیَّةً وَإِنَّ الرَّجُلَ لَیُغْلِی بِصَدُقَةِ امْرَأَتِهِ حَتَّى یَکُونَ لَهَا عَدَاوَةٌ فِی نَفْسِهِ وَحَتَّى یَقُولَ کُلِّفْتُ لَکُمْ عِلْقَ الْقِرْبَةِ.
ترجمه : عمر بن خطاب رضی الله عنه فرمودند: خبر دار در مهریه های زنان زیاد روی نکنید و مهریه های سنگین تعیین نکنید زیرا اگر این کارشرافتی دردنیا ویا نشانی پرهیزگاری در نزد الله عزوجل می بود پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مستحق ترینتان می بود تا به این کار عمل کند و در حالی که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم برای هیچ یک از زنانش و همچنین برای هیچ یک از دخترانش از دوازه اوقیه (یعنی: چهار صد و هشتاد درهم نقره) مهریه بیشتر تعیین ننموده اند ، همانا گاهی مهریه زن فردی آن قدر زیاد می باشد که باعث دشمنی با خانمش می گردد و تا اینکه آن شوهر می گوید: من (برای فراهم نمودن مهریه)هر مشکلی بدوش کشیدم تا اینکه همانند که از دهان مشک آب می ریزد از من عرق ریخته است .
(سنن نسائی حدیث شماره : 3297 و استاد آلبانی رحمه الله این حدیث را صحیح دانسته است)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اصل سوم (3) اسلام از مهریه های سنگین و زیاد استقبال نمی کند.
عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ قَالَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ إِنِّی تَزَوَّجْتُ امْرَأَةً مِنْ الْأَنْصَارِ فَقَالَ لَهُ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ هَلْ نَظَرْتَ إِلَیْهَا فَإِنَّ فِی عُیُونِ الْأَنْصَارِ شَیْئًا قَالَ قَدْ نَظَرْتُ إِلَیْهَا قَالَ عَلَى کَمْ تَزَوَّجْتَهَا قَالَ عَلَى أَرْبَعِ أَوَاقٍ فَقَالَ لَهُ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَلَى أَرْبَعِ أَوَاقٍ کَأَنَّمَا تَنْحِتُونَ الْفِضَّةَ مِنْ عُرْضِ هَذَا الْجَبَلِ مَا عِنْدَنَا مَا نُعْطِیکَ وَلَکِنْ عَسَى أَنْ نَبْعَثَکَ فِی بَعْثٍ تُصِیبُ مِنْهُ قَالَ فَبَعَثَ بَعْثًا إِلَى بَنِی عَبْسٍ بَعَثَ ذَلِکَ الرَّجُلَ فِیهِمْ .
ترجمه: ابوهریره رضی الله عنه می فرمایند مردی به نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آمد و گفت: من با زن انصاری ازدواج نموده ام ، سپس پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم برایش گفت: آیا او را دیده و به او نگاه کرده ای؟ زیرا در چشمان انصاری چیزی هست، (آن مرد) گفت: او را دیده و نگاه نموده ام (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: بر چه مهریه ای با او ازدواج نموده ای؟ (آن مرد) گفت : بر چهار اوقیه (یعنی: یکصد و شصت درهم) پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به آن مرد گفت: (مهریه ها را آنقدر زیاد می کنید) که گویا از پهنای این کوه نقر می کنید ، ما چیزی نداریم که به تو بدهیم (تا مهریه ی خانمت را بدهی)و لی شاید که ترا در گروهای جهادی فرستادیم تا از مال غنیمت چیزی گیرت کند (روای می گوید) سپس (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) گروهی را به سوی بنی عبس فرستاد آن فرد را نیز با آنها فرستاد.
(صحیح مسلم، حدیث شماره 2553)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اصل چهارم (4) در اسلام معیار ازدواج مال ومهریه نیست بلکه دین و اخلاق است.
عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ عَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ تُنْکَحُ الْمَرْأَةُ لِأَرْبَعٍ لِمَالِهَا وَلِحَسَبِهَا وَجَمَالِهَا وَلِدِینِهَا فَاظْفَرْ بِذَاتِ الدِّینِ تَرِبَتْ یَدَاکَ.
ترجمه : از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: زن ازدواج می شود بنا بر چهار چیز: 1- بنا بر مالش 2- بنا بر حسب و نسبش 3- بنا بر جمال و زیباییش 4- بنا بردینش ، پس با گرفتن زن دین دار خودت را کامیاب گردان سرنگون شده دستانت در خاک فرورود.
(صحیح بخاری، حدیث شماره :4700)
در حدیث صحیح دیگری چنین آمده : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِذَا خَطَبَ إِلَیْکُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دِینَهُ وَخُلُقَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوا تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الْأَرْضِ وَفَسَادٌ عَرِیضٌ.
ترجمه: رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هر گاه فردی برای خواستگاری آمد که از دین و اخلاقش راضی بودید به او زن بدهید زیرا اگر این کار را نکنید در زمین فتنه و فساد پنهاوری صورت خواهد گرفت .
(سنن ترمذی حدیث شماره 1004)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اصل پنجم (5) در اسلام مهریه زیاد دلیل خوبی نیست بلکه بر عکس مهریه اندک دلیل خوبی است، در این باره به دو حدیث زیر توجه فرمایید:
(1) عقبه بن عامر رضی الله عنه روایت نموده اند که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: (خیر الصداق أیسره) یعنی : بهترین مهریه آن است که آسان ترین و کم ترین آنها باشد.
( این حدیث صحیح است و تحت شماره : 3279 درکتاب؛ صحیح الجامع آمده است).
(2) عَنْ عَائِشَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ إِنَّ مِنْ یُمْنِ الْمَرْأَةِ تَیْسِیرَ خِطْبَتِهَا وَتَیْسِیرَ صَدَاقِهَا وَتَیْسِیرَ رَحِمِهَا.
عایشه رضی الله عنها روایت نموده اند که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: یمن و خوبی زن در خواستگاری آسانش و کمی مهریه اش و آسانی رحمش است.
یعنی: یمن و خوبی زن در این است که زمانی که مردی برای خواستگاریش می رود سختگیری نکند و مهریه اش را اندک و کم کند و زنی زایا باشد.
(این حدیث حسن است و درمسند احمد بن حنبل حدیث شماره: 23338، آمده است)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اصل ششم (6) زن می تواند به اختیار خود و بدون هیچ جبر و اکراهی تمام مهریه و یا بخشی از آن را برای شوهر خویش ببخشد.
در این باره به آیه زیر توجه فرمایید:
وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَکُمْ عَن شَیْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَکُلُوهُ هَنِیئاً مَّرِیئاً (سوره نساء، آیه: 4)
ترجمه : و مهریّه های زنان را به عنوان هدیّه ای خالصانه و فریضه ای الهی بپردازید . پس اگر(زنان) با رضایت خاطر چیزی از مهریّه خود را به شما (مردان) بخشیدند ، آن را ( دریافت دارید و ) حلال و گوارا بخورید (ومصرف کنید) .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اصل هفتم (7) مهریه حق زن است و نباید در این باره به او ظلم شود و یا حقش خورده شودو باید کاملا به او پرداخت شود.
در این باره به حدیث زیر توجه فرمایید:
عَنْ عُقْبَةَ بْنِ عَامِرٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَحَقُّ الشُّرُوطِ أَنْ تُوفُوا بِهِ مَا اسْتَحْلَلْتُمْ بِهِ الْفُرُوجَ.
از عقبه بن عامر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: حق دار ترین شروطی که باید به آنها وفا شده و کاملا پرداخت شود شرطهائی است که با آن شرمگاهای (زنان) را برایتان حلال نموده اید.(یعنی شروط زمان ازدواج از قبیل مهریه و دیگر شروط شرعی و مجاز).
(صحیح بخاری حدیث شماره : 2520)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اصل هشتم(8) اگر زن قبل از د خول و جماع طلاق داده شود و در حالی که برایش مهریه تعیین شده است نیمی از تمام مهریه به او می رسد، مگر اینکه شوهر با رضایت خویش بخواهد تمام مهریه را پرداخت نماید در این باره به آیه زیر توجه فرمایید:
وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِیضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إَلاَّ أَن یَعْفُونَ أَوْ یَعْفُوَ الَّذِی بِیَدِهِ عُقْدَةُ النِّکَاحِ وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (سوره بقره، آیه: 237)
ترجمه : و اگر زنان را پیش از آن که با آنان تماس بگیرید ( و جماع نمایید ) طلاق دادید ، در حالی که مهریّه ای برای آنان تعیین نموده اید ، ( لازم است ) نصف آنچه را که تعیین کرده اید ( به آنان بدهید ) مگر این که آنان ( حق خود را ) ببخشند و یا (شوهر) همان کسی که عقد ازدواج در دست او است ، (تمام مهریه را به داده و به زن) ببخشد ، و اگر شما ( مردان ) گذشت کنید ( ودر این صورت نیز تمام مهریّه را به زنان بپردازید ) به پرهیزگاری نزدیکتر است ، و گذشت و نیکوکاری را در میان خود فراموش نکنید . بیگمان الله به آنچه انجام می دهید کاملا بینا است .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اصل نهم(9) و اگر بعد از دوخول و جماع طلاق داده شود در این صورت تمام مهریه بزن می رسد در این باره به آیه زیر توجه فرمایید:
الله متعال در قرآن مجید می فرماید:
وَإِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّکَانَ زَوْجٍ وَآتَیْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَاراً فَلاَ تَأْخُذُواْ مِنْهُ شَیْئاً أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِیناً(سوره نساء، آیه: 20)
ترجمه : و اگر خواستید همسری را به جای همسری برگزینید (زنی را طلاق دادید و خواستید زن دیگری بگیرید)، هر چند خزانه ای (یعنی : مال فراوانی را که بعنوان مهریه به زنی که طلاق داده اید ) داده باشید ، برای شما درست نیست که چیزی از آن مال را بازپس بگیرید . آیا با بهتان و گناه آشکار ، آن را بازپس گرفته ودریافت می دارید ؟ !
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اصل دهم (10) اگر در زمان عقد مهریه ای برای زن تعین نشد و شوهر قبل ازجماع وفات نمود در این صورت همانند مهریه زنان قومش و هم عصرش به او داده می شود و کاملا مهریه به او می رسد و مهریه نصف نمی شود در این باره به روایت زیر توجه فرمایید:
عَنْ عَلْقَمَةَ وَالْأَسْوَدِ قَالَا أُتِیَ عَبْدُ اللَّهِ فِی رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً وَلَمْ یَفْرِضْ لَهَا فَتُوُفِّیَ قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ سَلُوا هَلْ تَجِدُونَ فِیهَا أَثَرًا قَالُوا یَا أَبَا عَبْدِ الرَّحْمَنِ مَا نَجِدُ فِیهَا یَعْنِی أَثَرًا قَالَ أَقُولُ بِرَأْیِی فَإِنْ کَانَ صَوَابًا فَمِنْ اللَّهِ لَهَا کَمَهْرِ نِسَائِهَا لَا وَکْسَ وَلَا شَطَطَ وَلَهَا الْمِیرَاثُ وَعَلَیْهَا الْعِدَّةُ فَقَامَ رَجُلٌ مَنْ أَشْجَعَ فَقَالَ فِی مِثْلِ هَذَا قَضَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِینَا فِی امْرَأَةٍ یُقَالُ لَهَا بَرْوَعُ بِنْتُ وَاشِقٍ تَزَوَّجَتْ رَجُلًا فَمَاتَ قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا فَقَضَى لَهَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بِمِثْلِ صَدَاقِ نِسَائِهَا وَلَهَا الْمِیرَاثُ وَعَلَیْهَا الْعِدَّةُ فَرَفَعَ عَبْدُ اللَّهِ یَدَیْهِ وَکَبَّرَ .
ترجمه : علقمه و اسود رحمهما الله می فرمایند: از عبد الله بن مسعود رضی الله عنه مسأله مردی پرسید شد که با زنی ازواج نموده و در حالی که زمان عقد برایش مهری تعیین کرده و این مرد قبل از جماع با خانم وفات نموده است (حکم این چیست؟) عبد الله بن مسعود رضی الله عنه فرمودند: از دیگر علما بپرسید آیا در این باره حدیث و روایتی می یابید (سؤال کنندگان) گفتند: ای ابو عبد الرحمن ما در این باره روایت و حدیثی سراغ نداریم. عبد الله بن مسعود رضی الله عنه گفت: من در این باره اظهار نظر شخصی می کنم اگر در واقع درست بود از جانب الله است (حکمش این است) که به زن باید همانند مهریه زنان هم نوع و همعصرش وکاملا بدون هیچ کم و اضافی داده شود واین زن از شوهر مرده اش ارث می برد و باید عده بگذراند، بعد (از این سخن ابن مسعود رضی الله عنه) مردی از قلبیه اشجع بلند شد و گفت همانند این فیصله شما رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در باره خانمی از قبیله ما به نام بروع بنت واشق که با مردی ازدواج نموده بود و شوهرش قبل از اینکه با اوجماع کند وفات نموده بود چنین فیصله ای نمود که به زن باید همانند مهریه زنان هم نوع و همعصرش کاملا وبدون هیچ کم و اضافی داده شود و این زن از شوهر مرده اش ارث می برد و باید عده بگذراند، (در این وقت) عبد الله بن مسعود رضی الله عنه دو دستش را بلند نمود و الله اکبر گفت.(و از اینکه فیصله اش با فیصله رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم برابر بوده خوشحال شد)
(سنن نسائی حدیث شماره : 3302)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اصل دهم (11) اگر در زمان عقد مهریه ای برای زن تعین نشد و شوهر قبل ازجماع آن زن را طلاق داد در این صورت زن؛ مهریه ای ندارد ولی سامان و هدیه ای به او داده می شود در این باره به دوآیه زیر توجه فرمایید:
(1) لاَّ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ إِن طَلَّقْتُمُ النِّسَاء مَا لَمْ تَمَسُّوهُنُّ أَوْ تَفْرِضُواْ لَهُنَّ فَرِیضَةً وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدْرُهُ مَتَاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُحْسِنِینَ (سوره بقره، آیه: 236)
ترجمه :اگر زنان را قبل از جماع (آمیزش جنسی) و تعیین مَهر ( به عللی ) طلاق دادید ، گناهی بر شما نیست ( و در این موقع ) آنان را ( با هدیّه ای مناسب حال خود ) بهره مند سازید . آن کس که توانائی ( مالی ) دارد ، و آن کس که توانائی ( مالی ) ندارد ، به اندازه خودش ، هدیّه ای شایسته بپردازد ، و این ( پرداخت هدیّه ) بر نیکوکاران الزامی است .

(2) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نَکَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَکُمْ عَلَیْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحاً جَمِیلاً (سوره أحزاب، آیه: 49)
ترجمه :ای کسانی که ایمان آورده اید ! هنگامی که با زنان مؤمنه ازدواج کردید و پیش از همبستری و جماع با ایشان ، آنان را طلاق دادید ، برای شما عدّه ای بر آنان نیست تا حساب آن را نگاه دارید . ایشان را از هدیّه مناسبی بهره مند سازید و به گونه محترمانه و زیبائی آنان را آزاد و رها سازید .
-نظر رهبر انقلاب


بیانات رهبر انقلاب در مراسم عقد و ازدواج

به تشریفات خیلی اهمیت ندهید. این که من گفته ام اگر مهریه بیشتر از این مقدار باشد ( 14 سکه )، عقد را نمیخوانم، از باب این نیست که اگر مهریه بیشتر از این مقدار باشد، عقد باطل است؛ نه، اگر شما مهریه را هزار برابر این مقدار، مثلاً چهارده هزار سکه، قرار بدهید، عقد باطل نیست و عقد درست است؛ منتها عقد یک معامله ی انسانی است و معامله ی دلها و جانهاست، که اگر پای پول و ثروت به میان آمد، تبدیل میشود به معامله یی بازاری؛ مثل این است که کالایی را داریم میگیریم و میدهیم. خب این کالا چیست، کیست؟

من میخواهم جلوی این را بگیرم که در چشم و همچشمی نیفتد. یک عده که مقداری پول دارند، به فکر بیفتند که مهریه های گزاف تهیه کنند، بعد هم با جهیزیه ی سنگین از آن طرف همراه شود. آن خانم بگوید همسایه مان، خواهرش، دختر عمویش و... فلان جور جهیزیه برده، اگر ما نبریم، بد میشود.

اینها را رها کنید و نگاه کنید به نیازها و همان حد لازم معمول؛ از آن حدود تجاوز نشود. مهریه‌ی سنگین مال دوران جاهلیت است. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آن را منسوخ کرد.

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از یک خانواده‌ی اعیانی است. خانواده‌ی پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، تقریباً اعیانی‌ترین خانواده‌ی قریش بودند. خود ایشان هم که رئیس و رهبر این جامعه است.

چه اشکالی داشت دختر به آن خوبی که بهترین دختران عالم است و خدای متعال او را «سیدة النّساء العالمین» قرار داد «مِن الاَوّلینَ و الآخِرین»، با بهترین پسرهای عالم که مولای متقیان است می‌خواهند ازدواج کنند، مهریه‌ی ایشان زیاد باشد؟ چرا ایشان آمدند و این مهریه‌ی کم را قرار دادند که اسمش «مَهرُ السُّنَّة» است.



پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
أفضَلُ نِساءِ اُمَّتِی أصبَحُهُنَّ وَجها وأقَلُّهُنَّ مَهرا ؛
بهترین زنان امّت من ، زیباترین و کم مهریه ترین آنان هستند .
بحار الأنوار: 103 / 237 / 25 منتخب میزان الحکمه: 254

حمیدرضا ابراهیم زاده
والی الله المصیر
7آذر1394

* تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

مهریه

پنجشنبه, ۲ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۳۲ ق.ظ


صادقانه باید گفت:

زن مجلای درک جمال وجلال الهی است. زنان قوه ی خیال برتری دارند

زن را باعقل خود درگیر نکنید

واززن پیروی از عقل نجوئید

زیرا عقل ازعقال می آید ومعنای آن لجام وافسار و نگهبان وبازدارنده ازاحساس است

احساسات زنان بازدارنده پذیر نیست وشاید ازاین رو ست که می گویند ناقص العقل.

یعنی احساس ومحبت زن  افسار پذیر نیست.

اگرازین زاویه  به این جمله بنگریم دیگر این واژه اهانت وهتاکی نیست.

لذا زن شرافت ونجابت خود راازخدا گرفته است ونه از مردها وشغل وشهوت و...

شعور زن باعث شد تا خداوند اورا  زایندگی ومادری هدیه کند

زن اصالتا ایثارگر وبا محبت است

برای دلخوشی هایش فدا می شود

بدون اینکه ازعقوبتش بهراسد

زن آینه جمال و مهر خداست

ازاین رو زن خدای عشق واحساس وطراوت است

وزن تنها مرجع فهم انسان ازدرک مهرورزی است

مهر همان بسم الله الرحمن الرحیم  است

که به کابین  خوبی های زن  می بندند

حال شما بگوئید قیمت وبهای این مهر چقدر است؟

مهر زن را باید عند المطالبه وناگفته وناخواسته داد.

زیرا مهریه هرگز قهریه نیست....

پس اگر مهرورزی ومهر زن را بی واهمه دیدید بدانید رحمتی برایتان  هدیه شده است...


حمیدرضا ابراهیم زاده   

سوم آذر1393 



تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف  محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده