دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب مقالات. اشعار و آثار پژوهشی. فرهنگی. اجتماعی حمیدرضا ابراهیم زاده

آخرین مطالب

۱۲ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

به دنبال الگو

شنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۰۰ ق.ظ

به دنبال الگو

جامعه برای پویایی وحرکت خود نیازمند راهنما والگوهای کارآمد است.

الگوهای نیک یا اسوه ی حسنه ، ابعادی متوازن ومتعادل  دارند

توازن وتعادل وپویایی درهویت هرکسی که به چشم بیاید آن فرد الگوست.

موفقیت های زیادی درتخصص های اجتماعی وفرهنگی وعلمی وارزشی وجوددارد.که موفقین آن تخصص ها بعضا الگوهای پیشرفت دیگران درهمان رشته ی تخصصی می شوند

تخصص هایی که بتواند به تولید دانش و اخلاق. عزت ملی. تولید اقتصادی و.... خدمت کند قهرمانانش الگو های ارزش در همه ی حوزه های دانشی. اخلاقی .اقتصادی  وارزشی جامعه می شوند ومورد توجه ودقت وتکریم مردم قرارمی گیرند.

به عقیده ی من نام آوران وممتازان تخصص ها گاه الگوهای چند بعدی جامعه می شوند.

 دانشمندان حوزه ی دانش های مولد فقط مدال آوران رشته ی علمی خود نیستند بلکه نام آوران شجاعت واخلاق و ادب ووقارند وازاین رو می توانندبه عزت وافتخارملی مبدل شوند.

بنابراین بسیاری از نام آوران می توانند بارعایت ادب ووقار وتهذیب در معاشرت واخلاق. درپوشش وگویش به  الگوهای ملی مبدل شوند

خدمت وخیانت بسیاری ازنام آوران در پیدایش الگوهای رفتاری و اخلاقی و اجتماعی پیداست.

هرنام آوری به صرف داشتن شهرت درتخصص خود نمی تواند ونباید نامنزه سخن بگوید ویا نامنزه لباس بپوشد ویا نامنزه افاضه ی فیض کند

هرمتخصص نام آوری به اندازه ی توانایی خود دررشته ی تخصصی اش حق اظهارنظر وافاضه ی فیض دارد .

اینطورنیست یک وزنه بردار.هنرپیشه  و...باهرپوشش وگویشی که خلاف شان خود و وقار ملی باشد به حوزه ی سیاسی و تخصص علمی ورود پیدا کند واسباب تزاحم ومداخله ی بیجا  شود وهم با پوشش وگویش متعارض ونامناسب، هویت فرهنگی واجتماعی جامعه را مخدوش کند  و اثری بد ومنفی درجامعه بگذارد وبرود.

نام آوران مسئولیت اخلاقی فراوانی را درجامعه دارند که باید به بایسته ها وظرافت های آن دقت کنند.

ادب حکم می کند الگوهای هررشته با درنظر گرفتن شرائط اجتماعی وفرهنگی جامعه ومقتضیات جامعوی وملی خود همراه باشند.

هنگامی که به دنبال کارآمدی الگو های نیک وجامعه شمول وحتی جهان شمول می رویم به هویت این الگو اضلاع وزوایای متوازن ومتعادل می دهیم

حقیقت این است که الگوهای نیک ،با تلاش خود وبا خودسازی درحوزه های اخلاقی درمعاشرت. درگویش. درپوشش ودرپویش های اجتماعی بخود وقار می دهند.

ومردم همواره به دنبال نیکی های جامعوی حرکت کردند

فطرت مردم زیبا پذیر است.زیرا آفریدگار اورا زیبا وزیبا دوست وزیبا پژوه آفرید.

انسان سالم یعنی زیبا پسند.

طبیعی است که بد سلیقی درهرضلع از هویت رفتاری نام آوران می تواند هویت جامعه را مخدوش کند

نام آوران درهررشته ای وظیفه دارند با توجه به مقتضیات نیک اجتماعی  پویا باشند.

خدمت وخیانت الگو های متخصص ویا نام آوران درهمین است که چقدر به عزت ووقارملی واجتماعی وفرهنگی خود پایبند ی داشته وبه هویت جامعه ی خود احترام می گذارند.

روح انسجام ملی و اجتماعی.نوع دوستی. همراهی باارزشها .صیانت از کرامت انسانی دروجود هر موفقی که باشد اورا مبدل به الگو خواهد کرد.

البته اسوه ی حسنه درقرآن* به صورت مصداق نام برده شده است که پیروی ازاین الگو ها برای ما فرض است.

ولی به پیروی ازاین الگو ها می توان الگو های بسیاری را درجامعه یافت وازآنان تجلیل وپیروی کرد.

الگوهای شجاعت درمبارزه با ترس وطمع. مبارزه با فساد وگناه. مبارزه با خیانت . مبارزه با نفس اماره .مبارزه بافقر. مبارزه با جهل ونادانی .مبارزه با توهم دانایی. مبارزه با رکود .مبارزه با بیماری و...

الگوهای موفق وموقری که درجامعه آنهارا پروفسورسمیعی. مریم میرزا خانی. ریزعلی دهقان فداکار . شهید حاج حسین بصیر. نابغه ی قرآنی محمدحسین طباطبایی. شاعره ی پارسا پروین اعتصامی. شاهکارنقاشی استاد فرشچیان. شاهکار آوازاستاد شجریان. وبسیاری از حاذق های هنرهای زیبا. دانشهای ارزشمند.کارآفرینان و... می شناسیم

اگر سپاسگزارشان نباشیم چگونه بتوانیم سپاسگزار آفریدگارشان بمانیم؟!


*پانوشت؛ الگوهای نیک درقرآن: سوره احزاب آیه 21 – سوره ممتحنه آیات 4و6

والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده


26تیر1396



 تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ می باشد
  • حمیدرضا ابراهیم زاده

بحران هویت

سه شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ۱۲:۰۰ ق.ظ

هویت

 هویت مجموعه ای از علائم، آثارمادی و معنوی، زیستی ،جامعوی وروانی است که موجب شناسایی فرد ازفرد،گروه ازگروه یااهلیتی ازاهلیت دیگر(فرهنگی ازفرهنگ دیگر می شود)

 هویت درمقیاس فردی بنا به تقدم تاریخی:

 هویت خونی.

هویت خاکی

وهویت فرهنگی تقسیم می شود که هویت دینی بخشی از هویت فرهنگی است.

 عناصرسه گانه هویت جنبه ی دهشی یا محوّل دارند که به فرد تحمیل می شود.

  هویت

  «هویت» در اصطلاح جامعه شناختی، به کوشش فرد برای تحقق یکتایی خویشتن در شرایطی که در حال شکل دادن به رفتار خویش است، گفته می شود.

 نیاز به داشتن هویت آن چنان بر روان و اندیشه جوان سایه می افکند که او را به تکاپوی خستگی ناپذیر در راه کسب آن وادار می کند.

  آرمان گرایی، عشق و محبت، تشخص طلبی، رقابت، هنرنمایی، استقلال طلبی و بسیاری از ویژگی های نوجوانی، از شاخص های مهم این حرکت است.

  جوان برای کسب هویت از عوامل گوناگونی همچون: خانواده، نهادهای تربیتی و پرورشی، رسانه های گروهی و مطبوعات اثر می گیرد که در این میان، دو عامل نخست، بیشترین و پایانی ترین نقش را بر عهده دارند.

  جوانان و نوجوانانی که هویت خویشتن را می شناسند و آن را به یاری با مربیان خود احراز می کنند، قدرت تحلیل و تفسیر رویدادهای فرهنگی و در نتیجه مقابله با تهاجم فرهنگی را نیز کسب می کنند و به افرادی توانمند و نفوذناپذیر تبدیل می شوند؛ از این رو، ضرورت تلاش برای شناساندن هویت نوجوانان و جوانان آشکار می گردد.

هویت فرهنگی

 برآیند هویت مذهبی، ملی و فردی را «هویت فرهنگی» می نامند.

  هویت دینی

  امروزه بعضا صاحبان فناوری با ابداع فرهنگ های مهاجم، در صدد مقابله با هویت دینی انسانها برآمدند و هر گونه ارتباط قدسی را در عالم انکار می کنند.

  فرهنگ کنونی در کشور ایران، آمیزه ای از باورهای اسلامی و ایرانی است که قدمت بس دیرینه ای دارد. از همان زمان که ایرانیان، فرهنگ اسلامی را مقابل خویش یافتند، آن را به گرمی پذیرفتند و آنگاه در ترویج و نشرش کوشیدند.

  هویت انسانی

  هویت انسانی، مقوله‌ای اجتماعی است. همه انسانها به هنگام تولد، فارغ از اینکه در کجای زمین به دنیا می‌آیند و یا از چه تعلق قومی و قبیله‌ای برخوردارند، دارای ویژگی‌های یکسان نوع انسانی، در میان انواع موجودات زنده هستند و هیچ گونه تفاوت ماهوی با یکدیگر ندارند؛ بنابراین، مقوله هویت انسانی که در دوران رشد و تکوین انسان در جامعه شکل می‌گیرد، کاملأ اجتماعی و جامعه شناسانه است و ربطی به خون و نژاد و رنگ پوست و … ندارد.

   هویت اجتماعی

  هویت اجتماعی انسان، از پنج مؤلفه پیروی می‌کند. به زبان دیگر، بر پایه پنج مؤلفه تأثیرگذار، شکل می‌گیرد؛

   ۱ ـ عوامل جغرافیایی ـ اقلیمی،

   ۲ ـ عوامل سیاسی و تاریخی،

  ۳ ـ عوامل اقتصادی و معیشتی،

   ۴ ـ عوامل فرهنگی (زبان و ادبیات و هنر، میراث اساطیری، سنن و آداب، اعتقادات و آیین‌ها و رسوم و یادمان‌ها)،

   ۵ ـ و مؤلفه‌های تربیتی.

  الف) عوامل جغرافیایی ـ اقلیمی:

    به مجموعه عواملی گفته می‌شود که برگرفته از ویژگی‌های مربوط به اقلیم، طبیعت و آب و هواست، که در قرون و هزاره‌ها، می‌تواند بر نوع رفتار زیست‌ محیطی افراد تأثیر گذاشته و هویتی اجتماعی خاص، یا احساس تعلقی به خصوص را در یک گروه انسانی، از گذر زندگی تاریخی، ایجاد کند؛ بنابراین، باید ریشه بخشی از احساسات مربوط به تعلق سرزمینی را در این عامل، جستجو کرد.

 اما وجه تشابه در میان یک گروه انسانی که تنها برگرفته از این عامل باشند، قادر به ایجاد هویت اجتماعی نیست، بلکه این عامل ـ همان گونه که پیشتر گفته شد ـ تنها می‌تواند یکی از عوامل گسترده ایجاد هویت و احساس تعلق به یک گروه خاص انسانی باشد.

   ب) عوامل سیاسی و تاریخی:

 به مجموعه عواملی گفته می‌شود که متأثر از سرنوشت سیاسی و تاریخی مشترک یک گروه خاص از انسان‌ها هستند. دقت شود که وقتی می‌گوییم: «یک گروه خاص از انسان‌ها»، منظورمان همزمان، آن گروهی از انسانها هستند که می‌توانند در میان خود، شامل گروه‌ها و دسته‌های متعدد انسانی در حوزه‌های گوناگون جغرافیایی باشند. یادمانده‌های تاریخی، شادی‌ها، غم‌ها و نبردها و شکست‌ها و پیروزی‌های مشترک، از جمله عواملی هستند که از منظر تحمل نوع نظام‌های سیاسی خاص و رخدادهای مشابه، می‌توانند تأثیرات ماندگاری بر احساس هویت مشترک بگذارند.

 

   پ) عوامل اقتصادی:

  عوامل اقتصادی در احراز هویت مشترک عبارتند از: شیوه تولید اقتصادی، روابط تولید، سطح و نوع تولید، ابزار خاص تولید و امکانات تولیدی یک گروه به خصوص از انسان‌ها که در یک اقلیم مشخص تاریخی، زندگی کرده و می‌کنند.

 بسته به اینکه این گروه انسانی مفروض، از گذر یک جریان (پروسه) تاریخی، در هر یک از عوامل نامبرده، متأثر از چگونه نظامی بوده‌اند، دارای ویژگی‌های مشترکی می‌شوند، که این ویژگی‌ها، نوعی خاص از احساس مشترک و تعلق تاریخی را ایجاد می‌کنند؛ برای نمونه، قرنها حاکمیت نظام زمینداری (فئودالیسم) در بین ملل اروپایی و یا حاکمیت نظام ارباب و رعیتی در ایران، منجر به ایجاد دو نوع متفاوت از احساس مشترک، نسبت به روابط تولیدی و رابطه انسان با انسان و انسان با زمین، در بین این دو گروه انسانی شده اند. تفاوت نوع نگاه به اشرافیت در جوامع اروپایی و فرهنگ برگرفته از آن، با نوع نگاه مردم ایران به همین مقوله، برخاسته از همین تنوع تولید، روابط و ابزار تولیدی متفاوت است.

   ت) عوامل فرهنگی:

  عوامل فرهنگی، عواملی هستند که از گذر زندگی مشترک اجتماعی و تحت تأثیر نوع روابط انسانی حاکم بر جوامع و متأثر از همه عوامل اقلیمی، سیاسی، تاریخی و اقتصادی، ایجاد می‌شوند. این تأثیرات در صورت تداوم تاریخی، زمینه‌های پیدایش نوعی خاص از جهان بینی، اعتقادات، زبان مشترک، هنر و سنن و آداب و آیین‌های اجتماعی منحصر بفرد را فراهم می‌آورند. این عوامل، به دلیل اینکه در زمانی نسبتأ طولانی ایجاد می‌شوند، به همان نسبت ماندگارتر و مستحکم‌تر از عوامل دیگر هستند و بخش اصلی از هویت اجتماعی انسان را شکل می‌دهند.

  عوامل فرهنگی به مرور زمان تغییر شکل می‌دهند و ممکن است تضعیف و یا تقویت شوند، اما بن‌مایه‌های تاریخی آنها، کمتر دچار تحولات آنی و دوره ای می‌‌شوند.

  بسته به اینکه انسان، در هنگام تولد در کدام حوزه فرهنگی قرار گیرد، طبیعتأ احساس هویت اجتماعی او دارای مشخصه‌های منحصر بفرد همان حوزه (در آینده) می‌شود. این مشخصه‌ها، با انسان و رشد اجتماعی او، از طرف محیط زندگی، محیط آموزش، محیط کار و مجموعه روابط اجتماعی، به وی، خودآگاه و یا ناخودآگاه، تزریق می‌شوند.

  همچنین اراده انسان بالغ، کمتر می‌تواند در این ماندگارهای ریشه‌دار، تغییر ایجاد کند، بلکه حداکثر، سمت و سوی رفتار اجتماعی را می‌تواند تا اندازه‌ای تحت تأثیر قرار دهد؛ بنابراین، هویت فرهنگی، امری نیست که از کسی گرفته شود یا بتوان به زور به وی تحمیل کرد. این هویت، در واقع، هسته اصلی تشکیل دهنده شخصیت اجتماعی انسان است و برای همین، طلبیدنی و خواستنی نیست!

  همانگونه که طرح شد، هویت اجتماعی انسان، از عوامل بسیاری برگفته شده است که رویدادها و تغییرات مقطعی، قادر به ایجاد تغییرات اساسی در بن مایه‌های آن نیستند و نمی‌توان با تکیه بر یک یا دو عامل تمایز، مثل زبان و یا اعتقادات، بین گروهی از انسانها، با گروهی دیگر، اعلام هویت مستقل کرد.

  گروه انسانی بدون هویت و یا سلب هویت شده، روی کره زمین وجود ندارد، چرا که انسان در جامعه زندگی کرده و رشد یافته است و تکامل او، اجتماعی بوده است، نه انفرادی؛ بنابراین، هر انسانی، در هر جامعه ای که زندگی می‌کند ـ جدا از مسائل حقوقی و سیاسی در یک مقطع خاص تاریخی ـ دارای هویت مشخص اجتماعی و تاریخی است.

بحران هویت

 یکی ازمظاهرتوسعه نیافتگی جعلی شدن هویت هاست

 بحران هویت بعنوان دغدغه اساسی درجامعه ما بسیاری از زیر ساختاهای اجتماعی وفرهنگی را تهدید می کند

 بنظرم دوحالت برای جعلی کردن هویت وجود دارد یا ترس از ایذا واذیت معنوی و فرهنگی وامنیتی وشخصی وشخصیتی است

یا طمع برای آزردن. اغوا. بیماری بازی کردن با حیثیت خود و احساسات دیگران.وبیکاری و...است.

 جامعه امروز ما  ازدو بعد فضای حقیقی وجامعه مجازی ویاسایه روبروست ومتاسفانه برهردو فضا بحران هویت  وجوددارد.

 تغییردرسبک زندگی شامل:

تغییراسامی متولدین جدید ودرخواست تغییردراسامی پیشین به ویژه درنسل جوان.

تغییر در مدل لباس. مدل آرایش. مدل گفتگو. استفاده ازواژه ها.

تغییر در ذائقه ی  خوردن.ساعات خواب وبیداری.دوست یابی. ازدواج.اشتغال.و....

مثلا : لباس وآرایش چهره ،هویت خاصی را از افراد و حتی جامعه نمایان می‌کند.

الگوهای مختلف پوشش و مد، ضمن ایجاد شخصیت و تبیین جایگاه فردی، بیانگر سنت‌ها، ارزش‌ها و نوع فرهنگ حاکم بر جوامع هستند.

لباس و پوشش وآرایش با هنجارها و ارزش‌های حاکم بر جوامع گره خورده است و می‌تواند به عنوان یکی از ابزارهای مهم در جهت شناخت رفتارهای  جامعه موثر باشد

همه این تغییرات ناشی ازتهی شدن قالب هویت ملیتی وقالب  هویت عرف وسنت است.که به دنبال خود مشکلاتی رادرحوزه اقتصاد. اخلاق. فرهنگ وسیاست بهمراه دارد

 درفضای مجازی نیز جعل هویت امری بدیهی ومعتنا به است.

 عوامل زیادی دراین رویکرد نابهنجار دخیل است.

 ازجمله این عوامل :

 

  - جدایی ازباورهای اصیل و اعتقادات

 - فقر فکری وفرهنگی  وپائین بودن درک نسبت به باورها وآموزه ها

  -  فقرسواد رسانه ای واجتماعی

  - بی تدبیری دولت وحکومت درزیرساختهای آموزشی وتربیتی.و اشتغال وازدواج

 -  جدایی وبی میلی حکومت ازنخبگان ومهندسان فرهنگی وعدم تعامل وتعاون فی مابین

-  تقابل فرهنگی بیگانه وتهاجم به باورها

 - عدم مسئولیت پذیری مهندسان فکری وفرهنگی ونخبگان

 -  جو زدگی وتغییر گرایی به بهانه مدرن گرایی

-  درگیریهای سیاسی واقتصادی واجتماعی داخلی ومنطقه ای وجهانی وفرسایش باورها ونیروها

- تبعیض واستبداد و....

  درنهایت همه ی این عوامل خلا ناشی ازنشاط وبی سوادی معاشرتهای اجتماعی وبی تدبیری مهندسان فرهنگی این فضاها مشهوداست. خلا  همواره جاذب است. ومانند بادکش و اسفنج عمل می کند

درحوزه مجازی نیز کاربران بدلیل وجود خلاهای ناشی ازدوری ازنشاط .بی اطلاعی. عقده حقارتهای شخصی وخلا دوستی ودوستیابی وآزادی های روابط مجازی ،رغبت به تغییردرهویت واقعی خود دارند

اساسا اگر کاربران مطلع باشند که رفتارشان دراین فضا برانگیخته شده از درون ومحتویات باطنی آنهاست هویت مجازی خود را تکریم می کنند.

 بهتراست زیر ساختهای فضای مجازی قبل ازاقدامات قهریه به اقدامات آموزشی منعطف شود. باوجوداینکه ازسال1390 درکشورماشورای عالی فضای مجازی تشکیل شده است اما بدلیل نو پا بودن نیازمند  به همکاری وحمایت نخبگان ومهندسان فرهنگی جامعه است که باید با تدبیر ومدیریت متقن ، جامعه ی مجازی را به پذیرش قوانین ملی ومذهبی ترغیب و ملزم نماید

 ودردرجه اهم آشنایی باحقوق شهروندی وهویت مجازی در قالب گفتمان ساده و تایم های کوتاه دررسانه ها آموزش داده شود. ازاین نگاه سواد رسانه ای  جامعه ما نیازمند تقویت ودقت وظرافت است....

 حمیدرضاابراهیم زاده

 مازندران

اول اردیبهشت 1392

 

تمامی حقوق مربوط به این اثردر انحصارمولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

این ناشیان بازار

دوشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۷، ۱۰:۲۲ ق.ظ


این ناشیان بازار در آشیان دل آزار...‍


 «...و تلاش میکنیم تا آبرو بخریم!

 و پول درمی‌آوریم تا برای آبروی مان هزینه کنیم.

اما گاه تلاش می کنیم که آبرو را هزینه ی پول مان کنیم.

 و گاه نیز با پولمان آبرو می‌خریم و گاه با آن آبروی خود و یا دیگران رامی‌بریم.

  گاه آبرو می‌فروشیم تا پولدارشویم!.

آنکه برای لذت و هوسش آبروی خود و دیگران را می‌فروشد جنایتکار است.

او تلاش می کند تا برای خود عذاب و سیاه بختی پس انداز کند؟

چه بسا که همه چیزش را می فروشد تا جهنم بخرد... 

معامله بر سر آبرو، زشت ترین و منفورترین تجارت هستی است.

و آبروفروشی برای خریدن پول ابلهانه ترین معامله‌ی دنیاست  .

* رفاه فروشی  نیز همینطور قبیح و منفوراست .

پول می‌دهیم تا رفاه بیاوریم گاه رفاه میدهیم تا پولدار شویم .

آیا کسیکه رفاهش را و آبرویش را هزینه‌ی پولدار شدنش می کند آزاده و عاقل است؟!!!!

عشق فروشی هم برای عاقلان همین حکم را دارد.

کسی که ادب عشق را نمی‌شناسد بی‌معرفت و زندانیِ تصلب عقل خویش است....

بیچاره عشق که در سریعترین زمان ممکن در دسترس فروش قرار می گیرد.

زیرا میخواهند با فروش و حراج  و فراموشی آن آبروی خیالی‌شان را بخرند و معصومیتش را به دست هرزگی و درنده خویی گرگ زرنگ بازی‌های روزمره  می‌درانند .

افسوس که تلخی این ظلم هرگز از کام بیرون نمی‌رود...

 قطعاً بازار تن فروشی و وطن فروشی  هم از جاده سیاه عشق فروشی می‌گذرد... 

    ای دریده پوستین یوسفان       گرگ برخیز از این خواب گران..»

 

                                       حمیدرضا ابراهیم‌زاده

 - 1391/4/14تبریز


 



بعلت  تاثر انگیزبودن این متن از ارائه کامل این اثر معذورم.

 

ولیکن العاقل یکفی به الاشاره



کلیه حقوق برای مولف محفوظ است.


 

 

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

روز زیبای دختر مبارک باد

يكشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۷، ۰۱:۵۰ ق.ظ


تولد حضرت فاطمه ی معصومه(س)

روز  دختــر شایسته 

مبارک باد



حضرت فاطمه‌ی معصومه نامی پر آوازه و ارزشمند برای ما مسلمانان بویژه ایرانیان است.

بانوی حکیمه و دانشوری که پارسایی و دانشش از دختر امام موسی بن جعفر(ع) و خواهر امام رضا(ع) بودن بیشتر اهمییت دارد. علم و حلم و پارسایی وجود و مهربانی و کرامت آن بانوی بزرگوار باعث شد تا او را نیز به معصومه یاد کنند.


             همــنام آن مظلــومــه‌ای                 دخــت نجــیـب حومــه ای


          در پهــن دشــت ایــن جهــان         قطعــا تــو هــم معصـــومــه‌ای   

 این ایام، بخاطر میلاد کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه(س) و ولادت برادر بزرگوارش امام رضا(ع) معدن جود و سخا به دهه کرامت نامگذاری شده است.


البته بانوان روز مادر و زن را از روز دختر جدا می‌دانند.

از این فاطمه تا این فاطمه راهی نیست اما این تفکیک باعث می شود تا لااقل در سال دوبار عظمت معنوی زن به رخ کشیده شود و یادمانی باشد برای قدردانی و سپاس از ایثار و محبت و کمال و جمالِ جنس فرشته خو.


مادر و خواهر و دختر و همسر و...، عناصر موثر در تربیت جامعه و عوامل بزرگ موفقیت مردان بزرگ.


شنیدید که می‌گویند پشت هر مرد موفق و بزرگی زن فداکار و بردباری ایستاده است.؟


شاید آنقدر این جمله در حد کلیشه و شعار تکرار شده باشد که بانوان محترمه متوجه اوج عظمت و ارزش تلاشهای خود و واقعییت بزرگ معجزه‌ی مهر و ایثار نشده باشند...


 حقیقت اینست که غالب زنان، وجود خود را ذره ذره در طبق اخلاص و جرعه جرعه در جام ایثار می‌ریزند و از شهد حیات خود به فرزندان و شوهران و برادران و پدرانشان می‌نوشانند. و خود را فدای ترقی و اعتلای عزیزانشان می‌کنند. تا به لبخندی، لذت خشنودی را بچشند.


اما پشتوانه یک زن موفق، غالباً همت و مهر و محبت و ایثار و خون‌دل خوردن‌های اوست.


البته زن موفق اگر درست معنا شود بسیار مفید فایده است.


متاسفانه امروزه زن موفق به کسی اطلاق میشود که فقط تحصیلات عالیه و شغل خوب و مکنت فراوان دارد. اتفاقا این موارد و آیتم‌ها نیز ستودنی است.

  




اما واقعییت اینست که زن موفق علاوه بر تحصیل کمال و ارتقای سیرت و بصیرتش کسی است که آسایش بیشتری دارد. و درپیشگاه وجدانش احساس عزت و لذت می‌کند...


در مقابل عزت مادرانیکه فرزندان برومندشان در عرصه جهاد علمی برگزیده‌اند. هیچ لذتی با حالِ این مادر قابل قیاس نیست. مادری که فرزندان نیکو می‌پرورد و شوهر موفق و خشنود به جامعه هدیه میکند و یا از وجود خود در اعتلای رفاه و عزت و سربلندی جامعه‌اش هزینه می‌کند...


برای من بهترین و ماندگارترین اساتید و معلمان  و دوستانم بانوانی از این طبقه بودند که از سر اخلاص و محبت و ایثار همه همت خود را برای ترقی و اعتلایم مصروف داشتند....و بی‌تردید برای اغلب مردم نیز این دیدگاه صادق است که زنان در عرصه آموزش و تربیت و حراست از کیان دانش و اندیشه و احساس، پیشتازان و نمادهای عشق و محبت جهان آفرینشند.


و دختران عزیز جامعه پیش بسوی عزت و افتخار، که عزت و افتخار با تحصیل و تهذیب بدست می‌آید.


پس گرامی باد روز دختر برهمه‌ی بانوان، و زنده باد بر شما منادیان عشق و محبت و ایثار و افتخار.


امیدوارم همای سعادت و سربلندی و سلامتی برای ابد بر دوش صبورتان جاخوش کند.


 دوام عزت و سلامتی و شادابی شما بانوان آرزوی ماست.

        

 

اشاره:

حضرت معصومه (س(

در اول  ذیقعده سال173هجری قمری

مطابق با دوشنبه ششم فروردین ماه سال 169در مدینه چشم به جهان گشود.



پدرش امام هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام و مادرش حضرت نجمه بود که به علت پاکی و طهارت نفس به او طاهره می گفتند.حضرت معصومه در 28 سالگی و در روز دوازدهم ربیع الثانی سال 201 هجری قمری  مطابق با دوشنبه نوزدهم مهرماه سال195 خورشیدی در قم به شهادت رسید که امروز بارگاه ملکوتی و مرقد مطهرش همچون خورشیدی در قلب شهرستان قم می درخشد و همواره فیض بخش و نورافشان دلها و جانهای تشنه معارف الهی است.
                          


آن حضرت در واقع بتول دوم و جلوه ای از وجود حضرت زهرا سلام الله علیها بود.

در طهارت نفس امتیازی خاص و بسیار والا داشت که امام هشتم برادرتنی آن حضرت او را (که نامش فاطمه بود) معصومه خواند. فرمود:

«من زار المعصومة بقم کمن زارنی» :

(کسی که حضرت معصومه علیها سلام را در قم زیارت کند مانند آن است که مرا زیارت کرده است).

               

                            حمیدرضا ابراهیم زاده     1391/6/26    

 



کلیه حقوق برای مولف محفوظ است. 

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

واژه ها بی تابند

شنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۷، ۱۰:۲۵ ق.ظ
 واژه ها بی تابند

واژه‌ها از پس خواب خوشی بیدارند

واژه‌ها راز رُزی هشیارند

واژه‌ها با دل خورشید و سما همراهند

واژه‌ها با تپش زلف صبا می‌آیند


 واژه‌ها می تابند


واژه‌ای در تپش چشمه‌ی جوشیده نهان می‌خواند

واژه ای تیغ  بدست منتظر جنگ عیان می ماند

واژه‌ای تاخت به تاخت پشت کمان می‌تازد

واژه ای قافیه را رقص کنان می بازد

واژه ای عکس رخش چون ماه است

واژه‌ای در راه است

واژه‌ای در تب و تاب

واژه‌ای پشت نقاب

 در کمند آداب

 از ادب می‌نالد.

واژه‌ها آدابند

واژه‌ها حرف دل مهتابند

واژه‌های ملکی واژه‌های فلکی

واژه‌های هوس و دلتنگی

واژه‌ها احبابند

واژه از بی کسی ما و شما می‌نالد

واژه از بودن نابودی ما می‌نالد

واژه از غربت تن در وطنش می‌بالد

واژه در ذوق وصال و عطشش می‌بالد

واژه از ترس فراق، داغ  بخود می‌مالد

واژه از شوقِ لقا، ماه صفت می‌تابد


واژه‌ ها اربابند

واژه‌ها در قفسی جای نفس می‌مانند

واژه‌ها در طلب جام عبس می‌مانند

واژه‌ گر میل کند پای قفس می‌ماند

واژه‌ات گفت چرا پای هوس می‌ماند؟

واژه‌ات قطاب است

واژه‌ات نایاب است

واژه‌ات عطر گُل مرداب است

واژه‌ات باب دل ارباب است

واژه‌ات در دل شب همدم من می‌ماند...

واژه‌ات پای دل چشمه‌ی تن می‌خواند


واژه‌ ات نالان است


واژه‌ات گریان است

واژه‌ات باز عطش می‌بارد

خبر از ماهرخ غالیه‌ وش می‌آرد

واژه‌ات ساز زنان می نازد

واژه‌ات قافیه را نازکنان می بازد


واژه ات شاداب است

واژه‌ات بی تاب است

واژه‌ات باز سوار تاب است

واژه‌ات پر آب است

مملو از آه دل میراب است

واژه آمیخته با آب دل و دیده و رو

واژه‌ای ساخته  با خُمّ و می و دُرد و سبو

واژه‌های نو و ناب

حرف‌های دل مسکین حباب

واژه‌ات کمیاب است.

نوش داروی دل سهراب است

واژه ات  مشهور است

واژه ای دل شده با عشق ولی مستور است

واژه ات پرنور است.

 واژه ات پر شور است.

 واژه ات پرآتش

 واژه ات چله کمان آرش

واژه ات چون عطشی منتظر سیلاب است.

 واژه ات تنگ دل و بیتاب است

واژه ات آب کنار آب است

واژه ات میراب است

 واژه ات در تپش دشت صدای آب است.

واژه ات عکس رخ ماهرخی درقاب است.

 

 واژه ات رقاص است

واژه‌ات دست فشان می رقصد

پا به پای من و این موج روان می رقصد

واژه‌ات با هوس سایه ی من می رقصد

واژه ات از هوس  واژه ی من می ترسد؟

واژه‌ات رایحه ی احساس است

واژه‌ات شعشعه ی الماس است

کس ندانست که این واژه چرا سیّاس است؟

واژه ات دلبرکی رقاص است

واژه‌ات زیبا بود

پوشش دیبا بود

واژه‌ات مِهری بود

بی‌گمان سِحری بود

 پر از احساس و درود

واژه‌ات عشق سرود...



5  تیر 1392

حمیدرضا ابراهیم زاده



کلیه حقوق برای مولف محفوظ است.



  • حمیدرضا ابراهیم زاده

آینه شدن

جمعه, ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ۰۹:۰۰ ب.ظ


همگام شدن. همنفس شدن. همراز شدن و محرم اسرار شدن و خود را به شباهت واگذاردن نسبت به طرف مقابل. 

زن خوب  آینه ی تمام نمای قامت شوهرش هست.

 اصولا مرد و زن آینه هم هستند و به هم نگاه می‌دهند و زیبایی های هم را ابراز می‌کنند.

و عیوب هم را بر طرف می‌سازند .

محرم شدن  و حرمت یافتن نسبت به هم آینه شدن برای تجلی زیبایی‌ها و برطرف کردن نواقص است.

هر چه آینه شفاف تر باشد زیبایی ها شفافتر ابراز می‌شود.

زیباییهای درون و بیرونِ همرازها  آنها را تا مرز خدا شدن هم پیش می‌برد.

وقتی جلوی آینه می‌ایستیم صداقتش باعث میشه که ازخود رفع عیب کنیم. هر چه هستیم مقابل آینه فاشیم.

آینه شدن صفا و صداقت و صمیمیت هست.

آینه هر چیزی را که در طرف  مقابل ببینه  بدون غلو وکاستی نشون میده.

خوردش هم بکنید باز کارشو می کنه. و با شکستن اصالت خودشو از دست نمی‌دهد.

مومن هم آینه مومن است. یعنی همین که هست.

آینه‌ها زیباترین صفحات و دوست داشتنی ترین و پرطرفدارترین اجسام تاریخ زندگی بشریتند.

مهمترین توانایی آینه آن است که از هر طرف و از  هر زمان و زاویه که نگاهش کنی واقعیت را به شما ابراز می‌کند.

اسرار آینه ها راهی برای شناخت خود و درک  خالق زیباییهاست.


                      نتیجه تصویری برای آینه من
                      

 

  گفتم اسرار یاد این رباعی آقا خیام افتادم:


اسرار ازل را نه تودانی ونه من

وین حرف معما نه توخوانی و نه من

هست درپس پرده گفتگوی من و تو

چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من.


گاهی وقتها اصرار نکنیم  که بعضی از اسرار برامون فاش بشه.

چون آن وقت آیینه اسرار چیزهایی را نشانمان می دهد که طاقتش را نداریم.


                      حمید رضا ابراهیم زاده        12 آبان 1392


تمامی حقوق نشر برای مولف محفوظ است.


 
  • حمیدرضا ابراهیم زاده

آینه خان

پنجشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۸:۲۶ ق.ظ

ای بسوزه پدراین ساعت کوکی

لامصب ونگ می زنه. من که هیچ. چند تا خونه اونورتر رو نگران می کنه که صاحاب ساعت شماطه دارم خواب نمونه...

پاشدم  رفتم گلاب به روتون دست به آب

باز این بی صاحاب آبش قطعه.

یادم رفت پمپ را بزنم. باید یه تابلو بزنم جلوی دست به آب لطفا پمپ را چک کنید...

به هرجون کندنی بود دل از دستشویی کندم.

یه قلوپ آب غرغره کردم .محتویاتش را مستقیم ریختم توی گلدون. ویتامین که به گل نمی دیم همینش هم ضد باکتریه. یحتمل ویتامین میتامینش هم خوبه  لابد.

اومد م دم در اتاق خوابم

شونه ام رااز روی میز کنار در برداشتم.

 یه نگاه به این گشنه ی دندون دراز انداختم. بهش  غر زدم کی میخام ازدست تو ی دله راحت بشم.

البته شونه  ی زبون بسته اینقدرام بد نیست.آخه  چهار سال آزگار اینجا لال وایستاده جیک هم نزده.

شونه ی شکلاتی شفاف یه خوبی داره تمام سهل انگاری های هفته قبل تاالان آدمو میاره جلو چشام.

 برداشتمش و رفتم جلوی آینه قدی . چشای خواب آلودم  رو بهش دوختم گفتم : نوکریم  به ملا.

بهش نزدیک شدم های دهنم که به آینه  خورد آینه عقش گرفت. وکدر شد

گفت :های عامو واستا عقب تر.

 بیست سانت کشیدم عقب .

گفتم:  بیخیال می رم مسباک.

 نه !. بزار اول راست وریست بشم بعد. خلاصه نوک دنده ی آخر شونه را انداختم وسط فرق سرم همینطوری شخم زدم اومدم اول پیشونی.

 ماه پیشونی  بختمو کجا می نشونی.؟!

تو هم که قدر منو ندونستی.

 بیا. اینم چپ . دستمو گذاشتم روی دنده های چپکی شونه وآروم همراه شونه موهامو نازکردم  تا اول زلف چپ.. چی ساختی واس خودت ؟!!

یادش بخیر بابام اونوقتا می گفت:  پسر اینقدر بخودت نرس کار دست منو خودت می دی.

پوزخندی به آینه زدم. گفتم :میخام کار دست خودم بدم. بابام که خدا رحمتی  نیست .تویکی  مثل مرد پشتم وایستا.

آینه نگاهی بمن انداخت ولیچارش را ونگ زد هو عامو روی من حساب نکن من روبروت واستادم. نری عشقمو دو دره کنی...

ای بابا اینم زبون درآورد.

یه نگاه  به شونه انداختم .

گفتم: با آینه خان کل کل کنم تا فردا باید واستم به پاش. ولش کن   همون آینه باشه  تا جونش درآد.

سگرمه هامو کشیدم توی هم،  یه نگاه  به آینه خان انداختم وگفتم : نمیخاد پشتم باشی. کتم میادپشتم وای میسته...

شونه را کانه  قمه ی  غلومی  هزاردستان بردمش بالای  فرق سرم

ولی آروم آوردمش پائین.

ازچپ که خیری ندیدیم میخام بزنم به راست.

راس راستکی دسته ی شونه را از فرق چپ راه انداختم به راست.  آروم با دست چپم شونه را هدایت کردم به بناگوش راست. صاف بدون دکنگ رسیدم ته جاده ی راست.

یه نگاه توی چشای آینه انداختم متلک بارونم کرد 

که  عامو  قواره ی آمیرزا  های بازار سد اسمال دهه بیست مده؟. ..

تحویلش نگرفتم

دنده ها را گذاشتم بیخ پیشونی ام فرستوندمش  بالا ... صاف رفتم تا ملاج.. .

دستی به طرفین کشیدم.  کشته های لشکر موهای شکست خورده را از لای دندونای شونه خلال کردم وجمعشون کردم  ریختم توی دستمال کاغذی انداختمش توی سطل فلزی زیر پای آینه.

رفتم مسباک...

 نیست که مسواک زدن حالمو بهم می زنه اینجای کار خودم عقم می گیره.

این دوسه دقیقه باور کن جونم میاد بالا  تا از شر مسواک راحت بشم.

 میگم ننه ی ما چه شانسی داره. دندوناشو میزاره کف دسش مثل کفش فرچه اش می کنه.

 ای خدا کی میشه منم یه فرچه بگیرم بزنم به این دندونای سفید یه دست. دیگه اینقد عقم نگیره.

ببین به چه روزی افتادم واسه ی دندون مصنوعی ننه هم باید حسرت بخورم.؟!

از روی میز ، شیشه ی خوشفرم و درشت اودوکلن بوس را برداشتم. یه نگاهی  بهش انداختم  اینم دیگه آخراشه.

یه تکونی به اندام کافه ایش دادم. وبعد  دوتا بوس به سمت چپ دوتا بوس به سمت  راست کتف وگردنم حواله کردم .

کت  خاکستری ام را تنم کردم. بهش قول دادم امروز ببرمش اتو شویی .دستی به سر وروش بکشم.

اومدم دم در کلی انتظار کشیدم تا جناب  فردین  خان بیاد و خیر سرمون بریم سرکار....

 حمیدرضا ابراهیم زاده

دوم مرداد1396



تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

پیشوای صادق

دوشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۸:۱۰ ب.ظ

 

شهادت ششمین اختر تابناک امامت و ولایت رهبرفقه پویای جعفری و پیشوای آزادگان جهان

حضرت امام جعفر صادق را به محضر حضرت ولیعصر وشیعیان جهان وعموم ارادتمندان

وعلاقمندان خاندان اهل بیت عصمت وطهارت تسلیت وتعزیت عرض می نمائیم.

 

                               مدیریت وبگاه دایره ی مینا 

 

 

زندگینامه امام جعفرصادق(ع)

 

نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفایده(

کنیه: ابو عبداللّه

لقب: صادق

نام پدر: حضرت محمد بن على (ع(

نام مادر: معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بکر

تاریخ ولادت: یکشنبه 17 ربیع الاول ، سال 83 هجرى

مطابق باسوم اردیبهشت سال81 خورشیدی

 


مکان ولادت: مدینه

مدت عمر : 65 سال

علت شهادت: مسمومیت

قاتل : منصور دوانیقى (خلیفه عباسى)

زمان شهادت: یکشنبه 25 شوال ، سال 148 هجرى

 

 

مطابق با26 آذرماه سال144 خورشیدی


مدفن مطهر: قبرستان بقیع ( مدینه (

زندگی امام جعفر صادق (ع)امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الاول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدینه دیده به جهان گشود. اما بنا به گفته شیخ مفید و کلینى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. لکن ابن طلحه روایت نخست را صحیح ‏تر مى‏داند و ابن خشاب نیز در این باره گوید: چنان که ذراع براى ما نقل کرده، روایت نخست، سال 80 هجرى، صحیح است. وفات آن امام )ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روایتى نیمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است. با این حساب مى‏توان عمر آن حضرت را 68 یا 65 سال گفت که از این مقدار 12 سال و چند روزى و یا 15 سال با جدش امام زین العابدین (ع) معاصر بوده و 19 سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زیسته است که همین مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار مى ‏آید و نیز بقیه مدتى است که سلطنت هشام بن عبد الملک، و خلافت ولید بن یزید بن عبد الملک و یزید بن ولید عبد الملک، ملقب به ناقص، ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد ادامه داشته است.

فضایل امام جعفر صادق (ع) 

مناقب آن حضرت بسیار است که به اختصار از آنها یاد مى‏کنیم. فضایل امام صادق بیش از آن است که بتوان ذکر کرد. جمله ای از مالک بن انس امام مشهور اهل سنت است که: «بهتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده و در هیچ قلبی خطور نکرده است.» از ابوحنیفه نیز این جمله مشهور است که گفت: «ما رأیت افقه من جعفر بن محمد» یعنی: «از جعفر بن محمد، فقیه تر ندیدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنویم ضریس می گوید: امام صادق در این آیة شریفة: کل شیء هالک الا وجهه، یعنی: «هر چیز فانی است جز وجه خدای متعال،» فرمود: «نحن الوجه الذی یوتی الله منهم» یعنی «ماییم آیینه ای که خداوند از آن آیینه شناخته می شود.» بنابراین امام صادق (ع) فرموده است او آیینه ذات حق تعالی است.

شیخ مفید در ارشاد می‏نویسد: علومى که از آن حضرت نقل کرده‏ اند به اندازه ‏اى است که ره توشه کاروانیان شد و نامش در همه جا انتشار یافت. دانشمندان در بین ائمه (ع) بیشترین نقل ها را از امام صادق روایت کرده ‏اند. هیچ یک از اهل آثار و راویان اخبار بدان اندازه که از آن حضرت بهره برده ‏اند از دیگران سود نبرده ‏اند. محدثان نام راویان موثق آن حضرت را جمع کرده ‏اند که شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقیده و گفتار، به چهار هزار نفر مى‏رسد.

بیشترین حجم روایات، احادیثی است که از امام صادق (ع) نقل شده است، اهمیت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به میزانی است که شیعه به ایشان منسوب شده است: “شیعه جعفری”. کمتر مسئله دینی (اْعم از اعتقادی، اخلاقی و فقهی) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. کثرت روایات منقول از امام صادق (ع) به دو دلیل است:

یکی اینکه از دیگر ائمه عمر بیشتری نصیب ایشان شد و ایشان با شصت و پنج سال عمر شیخ الائمه محسوب می شود (148 – 83 هجری) ، و دیگری که به مراتب مهمتر از اولی است، شرائط زمانی خاص حیات امام صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امویان، انتقال قدرت از امویان به عباسیان و آغاز خلافت عباسیان است. امام با حسن استفاده از این فترت و ضعف قدرت سیاسی به بسط و اشاعه معارف دینی همت می گمارد. گسترش زائد الوصف سرزمین اسلامی و مواجهه اسلام و تشیع با افکار، ادیان، مذاهب و عقاید گوناگون اقتضای جهادی فرهنگی داشت و امام صادق (ع) به بهترین وجهی به تبیین، تقویت و تعمیق هویت مذهبی تشیع” پرداخت. از عصر جعفری است که شیعه در عرصه های گوناگون کلام، اخلاق، فقه، تفسیر و… صاحب هویت مستقل می شود. عظمت علمی امام صادق (ع) در حدی است که ائمه مذاهب دیگر اسلامی از قبیل ابوحنیفه و مالک خود را نیازمند به استفاده از جلسه درس او می یابند. مناظرات عالمانه او با ارباب دیگر ادیان و عقاید نشانی از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهمیت این جهاد فرهنگی امام صادق (ع) کمتر از قیام خونین سید الشهداء (ع) نیست.

امام و فقه اسلامی :
فقه شیعه امامیه که به فقه جعفری مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زیرا قسمت عمده احکام فقه اسلامی بر طبق مذهب شیعه امامیه از آن حضرت است و آن اندازه که از آن حضرت نقل شده است از هیچ یک از (ائمه) اهل بیت علیهم السلام نقل نگردیده است. اصحاب حدیث اسامی راویان ثقه که از او روایت کرده اند به 4000 شخص بالغ دانسته اند.

در نیمه اول قرن دوم هجری فقهای طراز اولی مانند ابوحنیفه و امام مالک بن انس و اوزاعی و محدثان بزرگی مانند سفیان شوری و شعبه بن الحجاج و سلیمان بن مهران اعمش ظهور کردند. در این دوره است که فقه اسلامی به معنی امروزی آن تولد یافته و روبه رشد نهاده است. و نیز آن دوره عصر شکوفایی حدیث و ظهور مسائل و مباحث کلامی مهم در بصره و کوفه بوده است.

حضرت صادق (ع) در این دوره در محیط مدینه که محل ظهور تابعین ومحدثان و راویان و فقهای بزرگ بوده، بزرگ شد، اما منبع علم او در فقه نه «تابعیان» و نه «محدثان» و نه «فقها» ی آن عصر بودند بلکه او تنها از یک طریق که اعلاء و اوثق طرق بود نقل می کرد و آن همان از طریق پدرش امام محمد باقر (ع) و او از پدرش علی بن الحسین (ع) و او از پدرش حسین بن علی (ع) و او از پدرش علی بن ابیطالب (ع) و او هم از حضرت رسول (ص(بود و این ائمه بزرگوار در مواردی که روایتی از آباء طاهرین خود نداشته باشند خود منبع فیاض مستقیم احکام الهی هستند.

آثار امام صادق (ع  :(
غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر، کتابت مستقیم خود ایشان نیست و غالبا املای امام (ع) یا بازنوشت بعدی مجالس ایشان است. بعضی از آثار نیز منصوب است و قطعی الصدور نیست.

- 1
از آثار مکتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشی (غیر از نجاشی رجالی) است. نجاشی صاحب رجال معتقد است که تنها تصنیفی که امام به دست خود نوشته اند همین اثر است.

2
- رساله ای که شیخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روایت کرده است شامل مباحث فقه و کلام .

- 3
کتاب معروف به توحید مفضل، در مباحث خداشناسی و رد دهریه که املاء امام (ع) و کتاب مفضل بن عمر جعفی است.

4
- کتاب الاهلیلجه که آن نیز روایت مفضل بن عمر است و همانند توحید مفضل در خداشناسی و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.

 - 5
مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه که منسوب به امام صادق (ع) و بعضی از محققان شیعه از جمله مجلسی،‌ صاحب وسایل (حرعاملی) و صاحب ریاض العلما، صدور آن را از ناحیه حضرت رد کرده اند.

- 6
رساله ای از امام (ع) خطاب به اصحاب که کلینی در اول روضه کافی به سندش از اسماعیل بن جابر ابی عبدالله نقل کرده است.

 -  7
رساله ای در باب غنائم و وجوب خمس که در تحف العقول مندرج است.

8
-  بعضی رسائل که جابربن حیان کوفی از امام (ع) نقل کرده است.

 - 9
کلمات القصار که بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند که تماما در تحف العقول آمده است.

 - 10
چندین فقره از وصایای حضرت خطاب به فرزندش امام موسی کاظم (ع) سفیان شوری،‌ عبدالله بن جندب، ابی جعفر نعمان احول، عنوان بصری،‌ که در حلیه الاولیاء و تحف العقول ثبت گردیده است

ولادت امام و نامگذاری :  امام جعفر صادق، امام ششم شیعیان، در هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه متولد گردید. کنیه ایشان ابو عبدالله و لقبشان صادق می باشد. پدر ارجمندشان امام باقر و مادرش ام فروة است. رسول خدا سالها قبل ولادت آن حضرت را خبر داده و فرموده بود نام او را صادق بگذارید، زیرا از فرزندان او کسی است که همنام اوست، اما دروغ می گوید «جعفر کذّاب».


دوران قبل از امامت: در دوران قبل از امامت، حضرت شاهد فعالیتهای پدر خویش در نشر معارف دینی و تربیت شاگردان وفا دار و با بصیرت بود. امام باقر در مناسبتهای مختلف به امامت و ولایت فرزندش جعفر صادق تصریح فرموده و شیعیان را پس از خودش به پیروی از او فرا می خواند. لذا احادیث، زیادی مبنی بر نص امامت حضرت صادق نقل شده است.

امام صادق در سال 114 هجری قمری پس از شهادت پدرش در سن 31 سالگی به امامت رسید. دوران امامتش مصادف بود با اواخر حکومت امویان که در سال 132 به عمر آن پایان داده شد و اوایل حکومت عباسیان.

اوضاع جامعه در آغاز امامت حضرت :در آغاز امامت حضرت افرادی از شیعیان و حتی بستگان حضرت حاضر به قبول امامت ایشان نبودند، لذا حضرت از راههای گوناگونی کوشیدند آنها را به قبول راه صحیح وادار سازند و دراین زمینه به اذن خداوند معجزاتی نیز انجام دادند.

دوران امام جعفر صادق در میان دیگر دورانهای ائمه اطهار، دورانی منحصر به فرد بود و شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر آن حضرت در زمان هیچ یک از امامان وجود نداشته است و این به دلیل ضعف بنی امیه و قدرت گرفتن بنی عباس بود.

این دو سلسله مدتها در حال مبارزه با یکدیگر بودند که این مبارزه در سال 129 هجری وارد مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی گردید.

این کشمکش ها و مشکلات سبب شد که توجه بنی امیه و بنی عباس کمتر به امامان و فعالیتشان باشد، از این رو این دوران، دوران آرامش نسبی امام صادق و شیعیان و فرصت بسیار خوبی برای فعالیت علمی و فرهنگی آنان به شمار می رفت.

جنبش فرهنگی در دوران امامت حضرت :عصر آن حضرت همچنین عصر جنبش فرهنگی و فکری و برخورد فرق و مذاهب گوناگون بود. پس از زمان رسول خدا دیگر چنین فرصتی پیش نیامده بود تا معارف اصیل اسلامی ترویج گردد، بخصوص که قانون منع حدیث و فشار حُکّام اموی باعث تشدید این وضع شده بود. لذا خلأ بزرگی در جامعه آنروز که تشنة هرگونه علم و دانش و معرفت بود، به چشم می خورد.

امام صادق با توجه به فرصت مناسب سیاسی و نیاز شدید جامعه، دنباله نهضت علمی و فرهنگی پدرش را گرفت و حوزه وسیع علمی و دانشگاه بزرگی به وجود آورد و در رشته های مختلف علمی و نقلی شاگردان بزرگی تربیت کرد. شاگردانی چون: هشام بن حکم، مفضل بن عمر کوفی جعفی، محمد بن مسلم ثقفی، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، جابر بن حیان و . . . . تعداد شاگردان امام را تا چهار هزار نفر نوشته اند.

ابوحنیفه رئیس یکی از چهار فرقه اهل سنت مدتی شاگرد ایشان بود و خودش به این موضوع افتخار کرده است.

امام از فرصت های گوناگونی برای دفاع از دین و حقانیت تشیع و نشر معارف صحیح اسلام استفاده می برد. مناظرات زیادی نیز در همین موضوعات میان ایشان و سران فرقه های گوناگون انجام پذیرفت که طی آنها با استدلال های متین و استوار، پوچی عقاید آنها و برتری اسلام ثابت می شد.

همچنین در حوزه فقه و احکام نیز توسط ایشان فعالیت زیادی صورت گرفت، به صورتی که شاهراههای جدیدی در این بستر گشوده شد که تاکنون نیز به راه خود ادامه داده است.

بدین ترتیب، شرایطی مناسب پیش آمد و معارف اسلامی بیش از هر وقت دیگر از طریق الهی خود منتشر گشت، به صورتی که بیشترین احادیث شیعه در تمام زمینه ها از امام صادق نقل گردیده و مذهب تشیع به نام مذهب جعفری و فقه تشیع به نام فقه جعفری خوانده می شود.

حاکمان معاصر :همانطور که گفته شد امام بین دو دوره عباسی و اموی و دوران گذار از امویان به عباسیان می زیست. ایشان ازمیان خلفای اموی با افراد زیر معاصر بود:

- 1 
هشام بن عبدالملک (105- 125 ه. ق)
- ولید بن یزید بن عبدالملک (125-126(
- 3 
یزید بن ولید بن عبدالملک (126(
- 4
ابراهیم بن ولید بن عبدالملک (70 روز از سال 126(
- 5
مروان بن محمد (126-132(

و از خلفای عباسی نیز معاصر بود با :

 

- عبدالله بن محمد مشهور به سفاح (132-137(
- 2
ابوجعفر مشهور به منصور دوانیقی (137-158(

نباید تصور کرد که امام به کلی خود را از جریانات و امور سیاسی دور نگه داشت، بلکه همواره از وقتهای مناسب برای ترویج حقانیت خود و بطلان هیأت حاکمه بهره می برد و بدین منظور نمایندگانی را نیز به مناطق مختلف بلاد اسلامی می فرستاد.
عباسیان برای کسب قدرت و محبوبیت در دلهای مردم از وجهه اهل بیت پیامبر استفاده می کردند و حتی شعارشان الرضا فی آل محمّد بود. آنان به دنبال اشخاصی با وجهه مردمی بودند که هم از بستگان پیامبر باشند و هم درمیان مردم محبوبیت داشته باشند. لذا بهترین شخص در نظر عباسیان امام صادق بود.

امام صادق پیشنهاد آنان را رد کردند و فرمودند: نه شما از یاران من هستید نه زمانه، زمانه من است. حتی برخی از بستگان آن حضرت نزدیک بود با این پیشنهاد ها فریب به خورند، اما امام با روشنگری خاص خود به آنان فهماندند که به ظاهر توجه نکنند. امام می دانست که عباسیان نیز هدفی جز رسیدن به قدرت ندارند و اگر شعار طرفداری از اهل بیت را مطرح می کنند، صرفاً به خاطر جلب حمایت توده های شیفته اهل بیت است. امام می دید که سران سیاسی و نظامی عباسیان در خط مستقیم اسلام و اهل بیت نیستند و لذا حاضر نبود با آنان همکاری کرده و به اقداماتشان مشروعیت بخشد.

چنانکه در تاریخ می بینیم که چه جنایاتی کردند و چه خونهایی ریختند تا پایه های عباسیان محکم گردد.
از حوادث مهم در زمان امامت حضرت، قیام عمویش زید بن علی است که شکست خورد و با شهادت زید به پایان رسید.

 

شهادت حضرت صادق علیه السلام : پس از به قدرت رسیدن عباسیان، همانطور که آن حضرت پیش بینی کرده بود فشار بر شیعیان افزایش یافت و با روی کار آمدن منصور این فشار به اوج خود رسید. امام نیز از این فشار ها مستثنی نبود. این دوران، یعنی چند سال آخر عمر آن حضرت بر خلاف دوران اولیه امامتشان،‌ دوره سختی ها و انزوای دوبارة آن حضرت و حرکت تشیع بود. منصور شیعیان را به شدت تحت کنترل قرار داده بود.

 


سرانجام کار به جایی رسید که با تمام فشارها، منصور چاره ای ندید که امام صادق را که رهبر شیعیان بود از میان بردارد و بنابراین توسط عواملش حضرت را به شهادت رساند. آن حضرت در سن 65 سالگی در سال 148 هجری به شهادت رسید و در قبرستان معروف بقیع در کنار مرقد پدر و جدّ خودش مدفون گردید .

در زمینه فضایل و مکارم اخلاقی حضرت صادق روایات و وقایع بسیار زیادی نقل شده است. آن حضرت با رفتار کریمانه و خلق و خوی الهی خود بسیاری از افراد را به راه صحیح هدایت فرمود، به گونه ای که پیروان دیگر مکاتب و ادیان نیز زبان به مدح آن حضرت گشوده اند
  • حمیدرضا ابراهیم زاده

عشق وکفر

دوشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۶:۱۷ ب.ظ

* سلام  استاد......

 آیا عشق ورزیدن به همنوع  ازمراتب عشق  محسوب نمی شود وپرستش  عاشقانه معشوق کفراست.؟


بنام خداوندگار جان خرد

عشق اولین فکر وتجربه ی خداوندی است برای  ابداع عالم ایجاد همه ی ابداعات الهی ناشی از عشق است واین نبوغ  مادرش جز حب الخیر لشدید نیست

خدا وند جمال عاشقانه اشرا مخفی نمی کند وهرگز از ظرف عاشق نسبت به معشوقش انسان خارج نمی شود

به فرموده نبی اکرم : هل الدین الا الحب؟ هل الایمان الا الحب؟؟؟1

مرز کفر وایمان  راتردید هایمان مشخص می کند وگاه حجاب هایمان را می پرستیم وبه آن دل داده می شویم.

حجاب هایی که  باآن دلخوشی میکنیم. وهم وگمان ما ست   که بجای ایمان ،کفررا سوغات راهمان می کند.

 

از کفر من تا دین تو راهی به جز تردید نیست2

دلخوش به فانوسم نکن، اینجا مگر خورشید نیست

با حس ویرانی بیا تا بشکند دیوار من

چیزی نگفتن بهتر از تکرار طوطی وار من

بی جستجو ایمان ما از جنس عادت می شود

حتی عبادت بی عمل وهم سعادت می شود

با عشق آنسوی خطر جائی برای ترس نیست

در انتهای موعظه دیگر مجال درس نیست

کافر اگر عاشق شود بی پرده مومن می شود

چیزی شبیه معجزه با عشق ممکن می شود  

دانش وپارسایی فقط ره عشق را هموار می سازد ومیزان روشنایی زوایای  دوست داشتن و درک عاشق ومعشوق را نسبت به هم  فراترمی برد اما چون  غالب دانش عقلی ونقلی است چندان ارادتی به مبحث الهامی ووحیانی و عشقانی ندارد.

وقرآن یکی از عجایب است چون کتاب عقل بشری نیست واز راه سواد به پیامبر  تدریس نشد. بلکه  همه آموزه ها ومحتویاتش قلبی است وازراه دل به پیامبر  نازل شد و گفت بخوان به نام پروردگارت....

مبانی  حضور الهام وعشق و طهارت قلب پیامبر، اعتماد خدا به ایشان را می رساند

عاشق ومعشوق باید به هم کاملا اعتماد  واتکال داشته باشند ودراین مبحث معمولا معشوق باید اعتماد به عاشق را درک ولمس کند تاخود درآینه ی  عشق  به مرتبه عاشقی برسد . واگر بخواهد با دانایی کم خود وحسابگری هایش  ره عشق را طی کند این مسیر هرگز  فرجام خوشی ندارد.

   حضرت حافظ می فرماید:3

تکیه بر تقوی ودانش درطریقت کافریست

راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

لیکن معشوقه پرستی کفر نیست.معشوقه ها جلوه جمال حضرت جمیل می شوند واین ذوب در عشق مجازی شدن  آزمونی برای بشر محسوب می شود وبهتراست بگوییم  معشوقه همواره در ازمون ورزمایشی کالبدی ومجازی است برای درک حضرت عاشق. خدا تنها عاشق واقعی وتنها نیاز انسانیت است.ووقتی ما معشوقگان ،جمال عاشق ازلی وکمالش را دروجودمان لمس میکنیم یک عشق کامل دوطرفه بین ما وخدا ایجاد می شود وما عاشق وواله ی کسی می شویم که کلید عشق به دستش بازشد.

بالتبع انسان حریص دراین عشق دنبال بهیمیت است وخداوند اورا درکوره زندگی دنیوی می پزد وسمباده می دهد تا راه رسم عاشقی را بیاموزد ورنگ عشق را به تن بپدیرد. همه آیات قران مبین این اصل است که خداتنها دوست دار حقیقی انسان است.... اگرانسان این اصل رادرک کند ازشدت عشق قلبش می ایستد وخداوند کسی را که دوست ترش بدارد اورا می کشد ودیه اش را باقیمت خودش پرداخت می کند.4

اما درعشق زمینی پایه ها  وبنیان های نمادین ودرس آموزی نهفته است که بشر را متنبه  به عبرت میکند

حتا خود قرآن هم میفرماید از رفتا رووجود حیوانات درس بگیرید5

وَإِنَّ لَکُمْ فِی الْأَنْعَامِ لَعِبْرَةً

قرار نیست انسان بع بع کند. یعنی پندهایی که درباطن پدیده هاست را بکارگیرد. مثل همین نشخوارکردن چهارپا که هیچ چیزی را آنی نمی بلعد . سرفرصت همه ی محتویاتی که درروزبرداشت کرده را مورد ارزیابی فرار می دهد و  و مواد لازم را به خورد معده ی خود می دهد و  محتویات مشکل دار را حذف واخراج می کند

انسان هم می تواند بلعیده های فکریش را نشخوار کند وهر تفکر وحرف ورفتاری را به خورد وجودش نسپارد....

وعشق زمینی هم یکی از همین پدیده هاست:

 الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلًا ﴿الکهف: ٤٦﴾.6...

عشق زمینی ومجازی یک مشق هست. یک نردبان و یک مقطع کارآموزی است

 که المجاز قنطره الحقیقه  درنگاه عرفا وادبا ومتصوفه این سخن بسیار متین ومشهور است به همین معناست که اگر کسی طعم شیرین راازمزه ی  تلخ وسایر مزه ها نتواند تشخیص دهد چطور مدعی درک وفهم حلاوت عسل هست؟

 لذت های دنیا فقط محدود به اموزش درک ما نسبت به لذت بردنی هاست.واصالتی ندارد واعتباری است.

زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَٰلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاللَّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ 7

خلقت انسانیت یکباره تکامل نداشت. ومثل  کودک به تدریج به فهم وبلوغ  شعور می رسد. پس  دراین پروسه لازم است هم چیزهایی را بیاموزد وهم رشد کند. وغالب آیات وعده داده شده به پارسایان ازهمین بهشت دنیوی  تمثیل آورده میشود.  لذت های جنسی. آشامیدنی. آرمیدنی و...درهمین دنیا هم هست. چون فهم انسان  به حوزه کالبدی اش نزدیک است قرآن از اشارات اینچنینی برای تفهیم  حقایق به بشر استفاده میکند. ودرحوزه  عذاب هم همینطورهست. ازاینرو نافص الخلقه ها ومعلولین هم فهم آرامش و رفاه را در می یابند.

 لذا زن ومردی که هم دیگررا دوست دارند گرایش مجازی و زمینی عمیقی نسبت به هم پیدا می کنند.که منتهای حب مواقعه وآمیزش وجماع است.زن در مرد خدارا می بیند ومرد در زن نیز جمال خدارا.8 وگاه همدیگر پرستی به زبان وکلام می آید وبدین ترتیب اگر در همین صفت بهیمی غور وبررسی  شود  منجر به احساس دقیق پرستش  می شود و جایگاه عبادت وعبود یت برای زن وشوهر بااین تمثیل  تفهیم می شود.واما خداوند غیوراست وبه بنده اش یا معشوقش بی نهایت غیرت می ورزد وامر به غسل جنابت می دهد. که غبار تشبیه از دل وجان بنده اش شسته شود...

رویکرد عاشق غیرت است ومعشوق نامحدودیت طلبی.......

زن مجلا وآینه جمال حضرت  خداست ومرد مظهر وجلال خداوند است9 واین دو بعد ارز خلا  درانسان با عشق مجازی قابل فهم ودرک بیشتر است  ازاین جهت

زن را کشتزارمرد می داند

که: نِسَاؤُکُمْ حَرْثٌ لَّکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّىٰ شِئْتُمْ وَقَدِّمُوا لِأَنفُسِکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّکُم مُّلَاقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ 10

زنان شما، کشتزارهای شما هستند؛ پس هر زمان که بخواهید، می‌توانید با آنها آمیزش کنید. و (سعی نمائید از این فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نیکی برای خود، از پیش بفرستید! و از خدا بپرهیزید و بدانید او را ملاقات خواهید کرد و به مؤمنان، بشارت ده

واززاویه دیگر زن وشوهر را لباس هم می شمارد

هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّکُمْ کُنتُمْ تَخْتَانُونَ أَنفُسَکُمْ  11

لباس مهر ومحبت  . لباس عشق باید   به عشاق زمینی بیاید تا  چشمه های درک مهر وعشق ازلی برانسان بجوشد

وانسان به عنوان محور وصاحب کرامات وهدایای خداوند می تواند در قامت معشوق وعاشق حی لایزال واقع گردد12

والی الله المصیر

حمید رضا ابراهیم زاده

مازندران /نهم خرداد94

*- منابع

1- معانی الاخبار شیخ صدوق ص 20

2-شعر از افشین ید اللهی

3- دیوان حافظ

4- کلیات حدیث قدسی

5- نحل 66

6-کهف46

7-آل عمران14

8- فتوحات مکیه/ محی الدین عربی مبحث عشق

9-  نام کتاب ومضمونی از تفسیر آیت الله جوادی آملی زن آینه ی جمال خدا

10- بقره223

11- بقره187  

12- مقاله حقیقت عشق مجازی مولف د. حمیدرضاابراهیم زاده



* تلخیص این متن منتشر شده دریکی ازشبکه های مجازی

 

* تمامی حقوق مربوط به این اثردر انحصارمولف می باشد.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

این ها

دوشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۴:۵۹ ب.ظ


این ها

اینها و آنها همه همّازهمند

اینها می دانند و از دانایی شان گرفتارند

آنها نمی دانند و با نادانی شان بیمار

اینها یک طبقه اند و تمناهایشان انحصاریست

و آنها فوجی از ضد و نقیض های انفرادی

اینها می خواهند

و آنها نمی خواهند

اینها نمی توانند

و آنها می توانند

من همیشه حیران اینها و آنها هستم...

این و آن دو اشاره اند

و ما صاحبان انتخاب و اشاره

با اینهاییم  یا با آنها؟

ما بودن امتیازاست

اینها بودن ساخته‌ی عقده‌های ماست

وآنها بودن آفرینش غفلت‌ها ی پذیرفته شده ما

و ما هم امانت اینها و آنهای خودمانیم.

مهم اینست که او با کدام باشد.

همیشه با او بودن، اشتیاق درونی ماست

اما نمی دانیم که او با ماست یا ما با او...


 

حمیدرضا ابراهیم زاده.

کانی اسپیکا15/11/1391

  • حمیدرضا ابراهیم زاده