دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

مجموعه مقالات. اشعار وآثار علمی .پژوهشی. فرهنگی. اجتماعی دکتر حمیدرضا ابراهیم زاده

۸ مطلب در آبان ۱۳۹۵ ثبت شده است

چشمهای روباه

يكشنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ

 

شبی سرد و برفی در کوهستان دهکده با استاد تنها ماندم.
 پائیز و زمستان آن سال ، دهکده خالی از جمعیت شده بود .
و فقط استادم و چند خانواده در ده و من که به استاد دلبستگی داشتم، تنها ماندیم.

آن شب قبل از برف باد سهمناکی وزید و خرابی‌هایی به بار آورد.

وکوبه‌های در را به هم میکوفت و صدای نبرد حلب و باد از سقف   بلند بود.

از نعره  مقاومت حلب برای وفاداری چیزی نگفتن بهتر است.

 برق نداشتیم لامپایی روشن بود و استاد در حال تلاوت قرآن بود و من از پنجره به حیاط و کوچه می‌نگریستم.

روباهی مصمم از دور به طرف خانه‌ی ما می‌آمد شاید او هم می‌دانست اینجا چراغی روشن است.

استاد  داشت این آیه را می‌خواند: 

وَنَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَىٰ سُرُرٍ مُّتَقَابِلِینَ ﴿الحجر: ٤٧﴾

تا نگاهی به استاد کردم، نگاهمان به هم دوخته شد.

فرمود: سهم غذای روباه را جدا کردم  مهر کن و چند تکه نان و کمی آب ولرم را ببر پایین. بچه‌هایش گرسنه‌اند.

اورکتم را پوشیدم و چند تکه  نان و قابلمه‌ای آب ولرم را بردم پائین.

استاد از پای پنجره به کیفیت تکلیفم می‌نگریست ونمره می داد.

روباه خود را کنار دیواری پناه داده بود. متوجه بچه‌های کوچکش نشده بودم وقتی درب طویله را باز کردم و غذایش را روی زمین گذاشتم روباه با نجابت تمام نگاهم می‌کرد. رفتم کنار در.

روباه آرام و شمرده بطرف طویله قدم بر می‌داشت وزنجیره ی توله‌هایش  بدنبال مادر حرکت  کردند.

روباه به درون طویله مشرف شد . و من از پله‌ها بالا رفتم.و با چشم ودل خوش آمدشان گفتم .

گویا روباه با هماهنگی قبلی به میهمانی دعوت شده بود...

نگاهی به نور پنجره انداختم. لبخند رضایت استاد از پشت شیشه پنجره بر گل رخسارشان قاب شده بود.

رفتم داخل اتاق و پرسیدم آقا شما منتظرش بودید؟

گفت: بله  عزیز جان از سر شب منتظرش بودم... و...

برف سنگینی  بارید و من تا صبح به نگاه روباه می‌اندیشیدم.

نگاهی آشنا داشت.

گویا باچشمهایش با من حرف می‌زد .

برای اولین بار بود که به نگاه  نافذ یک حیوان فکر می‌کردم.

آن شب  دوبار برایش شیر و غذا بردم. حتی در طویله فانوس گذاشتم که  نگاه جذاب روباه  را بهتر ببینم.

روباه چندین شب و روز دیگر مهمان ما بود و من هر بار خیره‌ی نگاهش می‌شدم.

و بالاخره صبح یک روز آفتابی استاد گفت: با دوستت خداحافظی کن.مهمانت عازم است.

غذایش را بردم و باز روباه بمن چشم داد.

روی پاهایش نشست و چیزی نخورد اما بچه‌هایش خوردند.

  از گوشه‌ی چشمهای روباه مروارید اشک فرو می‌غلتید.

به او نزدیکتر شدم و صورت و گوشش را نوازش کردم هیچ حرکتی نکرد. حتی  نگاهش را از من نگرفت. دم زیبایش را نوازش کردم. گویا نوازشم را پذیرفت . کمی با او صحبت کردم وبرایش غزل خواندم  گویی گوش کردن را دوست داشت...

آخرش گفتم ببخش که بهتر از این پذیرایی نشدی.

اندکی بعد برخاستم و گفتم مواظب خودت باش...

و دیگر ندیدمش اما  چشمهایش هنوز هم با من است. 

سالهای بلند گذشت و من روزی عین همان چشم ها و همان نگاه را در صورت انسانی دیدم که در اولین برخورد بمن گفت: من گــرگ هستم.

گفتم : مطمئنی که روبــاه نیستی؟...


                                                



 
 

 

                  حمیدرضا ابراهیم زاده . تبریز    

بخشی از دلنوشته های روزاول آبان 1391- براساس خاطراتم در زمستان1373


کلیه حقوق برای مولف محفوظ است. 

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

زنده باد مگس

چهارشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۵، ۰۹:۳۸ ق.ظ


دیروز یک مگس از بد غریزه‌اش مرا از خواب ناز بیدار کرد و حس انتقام مرا برانگیخت.


مترصد به قتلش شدم  و با مگس‌کش این ابزار دهشتناک و تابو و گیوتین حشرات بر فرقش کوفتم.

حیوونکی روحش هم حیران مانده بود. که چطور دار دنیا را وداع گفته است.

در اوج بلند پروازیهای ساحرانه‌اش وبرموج قدرتش بر تأذی، منکوب و سرنگون شده بود.


سر روی بالش گذاشتم تا به تاوان این فرصت از دست رفته بقول ادبای قرن هفتم دمی بیاسایم.


هنوز لحظاتی نگذشته بود که لاشه‌ی آش و لاش مگس را بر دوش پرتوان جناب مورچه دیدم.


که ازگوشه ی میدان خوابگاه من خرامان می گذشت.

خواب از سرم پرید.!


جل الخالق! از فرصت طلبی و تَرصُّد مورچه.


عرض کردم اوستا خوب شد یه فروند مگس سرنگون کردیم. و گرنه  کلی باید معطل نون شبت می‌شدی. نه؟!


به آنی در ذهنم این مکاشفه سیلان کرد که مور گفت:


 برخیز عزیز که وقت  تنگ است         این خُفتن تو خِفَت و ننگ است...


نیم غلتی زدم و چانه به بالش قائم کردم و گفتم:


زنده باد مگس. که نمرود درون مرا تنبیه کرد. و با اتلاف و ایثار جان خود مرا بیدارم کرد.

دو روز است که میخواهم بنویسم. اما ایده ندارم.


جناب مگس هم با بلند پروازیها و آزار موذیانه‌اش ایده‌پرداز خوبی است که با مباشرت اوس مورچه مستبصرم کرد تا در باب اغتنام از فرصتِ سلامتی و جوانی تأمل و تعمق شایسته‌تری داشته باشم و هم اینکه فرصت شناسی را از مورچه بیاموزم. و بی‌محابایی را از مگس مزاحم.


و شاید حکمت دیدن مورچه‌ی فرصت طلب و مگس موذی بلند پرواز این بود که :

   برخیزم و بستیزم با خفتن و نادانی        بر خویش روا دارم آداب مسلمانی


                                      

                       حمید رضا ابراهیم زاده  11تیر ماه1392



کلیه حقوق برای مولف محفوظ است.




  • حمیدرضا ابراهیم زاده

این همه ازبلای تو

سه شنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۵، ۰۷:۳۶ ق.ظ


بسم الله الرحمن الرحیم


البلاء للولاء

 


بلا هدیه‌ای الهی برای مومن است . ( بحار ج 64 ص 207 )

قطعاً برای ستمکار ادب و برای مومن آزمایش و برای انبیاء درجه و برای اولیاء کرامت است.

( امام متقین بحار ج 64 ص 235 )

بلا زینت مومن و کرامت اوست برای اینکه با خودش مباشرت می‌کند و برآن شکیبایی می‌ورزد و با آن ایمانش را هرس می‌کند . ( امام صادق (ع) – مستدرک ج 2 ص 439 )

قطعاً خداوند بنده مومنش را با بلا تغذیه می‌کند ، همانطور که مادر به کودکش شیر می‌دهد.( پیامبر (ص) بحار ج 78 ص 195 )

بی‌تردید از نظر خداوند هر بنده‌ای جایگاهی دارد . به آن جایگاه نمی‌رسد مگر آنکه دو ویژگی داشته باشد؛ از دست دادن مال یا بیمار شدن. ( کافی ج 2 ص 257 امام صادق(ع) )

من بسیار متنفرم از اینکه مردی در دنیا دچار گرفتاری و بلایی نشود.(امام سجاد(ع)کافی‌ج‌3 )

مومن بمانند کفه ترازو است ، هر چه ایمانش بالا باشد بلایش افزونتر است

( پیامبر (ص) بحارالانوار )

در بهشت جایگاه ویژه ای است. بنده‌ای به بلندای آن نمیرسد مگر اینکه بلایی در جسمش باشد.

بلا برای مومن به اندازه ایمانش است .

بلا برای مومن به اندازه دوست داشتنش است .

بلا کرامتی است از ناحیه خدا برای مومن .

بلایا بخاطر دوستی‌هاست.

هر که در این بزم مقرب‏ تر است جام بلا بیشترش مى ‏دهند

 

   حمید رضا ابراهیم زاده

دوم خرداد 1390



تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

فیض الرحمان

پنجشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۵، ۱۲:۰۵ ب.ظ

 

سلام قولا من رب الرحیم

 

فیض روح القدس ار باز مدد فرماید

دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می‌کرد

 


برمی گردم به همان  نظریه ی همیشگی ام درباره برخوردتوقعات و آزادی های متعارض ونامتعارف با کرامت انسان:


هرآنچه که باعث تحمل تحمیل می شود درتضاد باکرامت انسان  است

وهرحرکتی که هویت ارزشمند بشر را تحقیر ومخدوش  کند وآزادی بشریت را دربند می کشد جرم است.


دوستان روانبخش ما هم از سرشکم پری باید یک هفته بیایند و جای  جامعه شناس ها بنشینند ودردهای سیاه وسفید وخاکستری  جامعه رالمس کنند.وببینند که پیشگیری ازآفات رفاه وآرامش خیلی مهمترازتجویز فلوکستین و...هست.

لااقل فرمول  تجویز قرص آرام بخش به آب شرب ملت را پیشنهاد نمی کنند

 داریم ذله می شیم که چرا ملت  با بالا رفتن هوشیاری شان ستمگر می شوند وخودآزاری و همنوع آزاری می کنند!!

 وچرابا پیشرفت تکنولوژی توقعات مردم نسبت به هم نامنزه وموذیانه شده است!

 وچراباافزایش فهم حقوقی، قوانین شتاب شان برای تحقیر کرامت انسانی وآزادی های مدنی بسیار است....

اونوقتش قورباغه رفقای روان شناس ما فک بسته ابو عطا میخونه....


*

  فیوضات رحمانی رب اعلا دل بخواهی هست.

می فرماید :

تعزمن تشاء.

یهدی من یشاء.

یهب من یشاء.

ترزق من تشاء. و....

 

خدا  خدای دلیه.

اصلا  خود  خدا  دله.

 نه حسابرس منکرات.

 شناخت حقایق رفتارشناسی خدا دقیقا برمی گرده به مهر خدا .

رحمانیت ورحیمیت خدا ممتازتر و اولی تر ازقهاریت و جباریت و...اوست.

 

لطف رحمان الرحیم

  مهراست وخلاق النعیم

 دلش می خواهد این گونه برمعشوق تجلی شود

 که خواستنی وزیبا ومهرورزانه است.

فیض راباواسطه ی فیض به ما می رساند.

حکمتها ونشانه های نهان وپیدای بسیاری است که خدا راعاشق خیررساندن به بشر نشان می دهد.

شناخت غامضات ورموز رفتارهای الهی نیاز به دقت و خوش دلی وبصیرت وبینش منزه  دارد

 

عشق به بنده ی خدا هم فیض محسوب میشه. 

 

بخش کالبدی انسان وابستگی عمیقی به رحم دنیا دارد

وحیوانیت خواهی انسان امری طبیعی ومطبوع بشراست که نیازمند به مدیریت نیکوست.

غرایزخوردن وخوابیدن وشهوت وکمال طلبی و برتری خواهی نمادهای کالبدی وحیوانی بشراست

همین بخش کالبدی بشراست که اورا انسان نشان می دهد.

ودلبستگی های عاطفی وغریزی دنیا به مثابه سمباده های ترقی برای رنگ پذیری ربانی آماده می کند ونردبان وپله ای برای پرش مابرای رسیدن به فیوضات رحمانی است

همه ی ابزارهای کاربردی که درمزرعه وکشت زار دنیا برای تحصیل توشه دراختیارماست می تواند برای انسان موجه مقدس شود

قربانی کردن. کشتن. جنگیدن. دفاع. دوست داشتن.خشم گرفتن. عاشق شدن. تشنگی چشیدن برای خشنودی خدا مقدس می شود

خوردن وخوابیدن ها وشهوتهای ما دراین گذار مقدس می شوند.

دراین باور:

 

همه ی آزمونها وبلایای دنیا برای درک بهترلذت های اصیل است.

 

 باورهای خوشایند ما گاهی توسط پروردگار حکیم راستی آزمایی وارزیابی وارزشیابی میشود و رنگ  ارزش به خود می گیرد.

اما گاه بسیاری از این باورها وارزشها نا آزموده با ما همنفس وهمراه وملازم وهمراز می شوند.وهمانند ماری درآستین با ما همراه می گردند ومی گزند وحجاب راه ومانع بینش درست ما می شوند.

نمازپرستی وبهشت خواهی وثواب خواهی ها باعث می شود که ازاصل ومتن خارج شویم واز رضای خداغافل بمانیم

حس لذت خواهی  حیوانی  همچنان درمعنویات با ما همراه می شوند.وبه بینش وقوه درک  ما حجاب می پوشاند.

 وبا انگیزه ی ثواب و تلذذ ازبهشت وبهشتیان ویاترس ازجهنم وجهنمیان از لطافت حضرت رحمان غافل می شویم.

 

حسنات الابرار سیئات المقربین.

 

ازاین رو خیلی از نیکوهایی نیکوکاران برای مقربین زشت وبزه محسوب می شوند.

انقلابات درونی ماآدم ها اغلب ناشی از افت وخیزهای فهم ودرک ما است .

 هنگامی که با فهم ودرک وبینش ما با انگیزه های ثواب خواهی وبهشت جویی وتلذذ خواهی های حیوانی از بهشت محجبه می شوند .ویا هنگامی که که این حجاب ها وپرده های پندار برداشته می شوند انقلابها ی درونی آغازمی شود.

وانسان درمعرض آزمایش برای تصحیح وتنبیه  یا امتیاز گرفتن آماده می شود.

وازهمین منظر دردهای ناشی ازآلام روحی بشردرشورشهای درونی  وبیرونی ورفورم های اجتماعیش تاثیر بسزایی دارد

پاره کردن پرده های پندار ویا تغییر درنحوه دیدن اغلب خوشایند است البته ممکن است بعضا باعث رسوب وحجاب های جدید تری هم بشود

اینجا راهنمای مدبر برای یک انقلابی لازم است.

ترک این مرحله بی همرهی خضر مکن   ظلمات است بترس ازخطر گمراهی . مولانا

 

 مرشد وراهنما وحرفهاش همه فصل الخطاب هستی اوست....

باهمه ی این اوصاف خوابیدن وخوردن و تلذذ بامعشوق زمینی که خدا را برامون تجلی می کنند  ازفیوضات رحمان هستند.

 حضرت حق جلال و جمالش برای رفاه وآرامش وتحول وکرامت بشر است.

وبشر تشنه ی جمال وجلال الهی است. وکسی جز خدا نیازش را اجابت نمی کند.


 

والی الله المصیر.

 

حمیدرضاابراهیم زاده

 

6آبان1394



* تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ می باشد
  • حمیدرضا ابراهیم زاده

آرامش

سه شنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۴۱ ق.ظ


انسان درجستجوی آرامش ،سریعترین دونده ی کائنات است.

 خواجه فرمود: مرغ زیرک چون بدام افتد تحمل  بایدش....

تکیه بر تقوا ودانش درطریقت کافریست     راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

 ضیق صدر یا دلتنگی باعث می شود  آدمیت آدم، زمین به این وسعت را برای خودش تنگ ببیند

دلتنگی یا ضیق صدرآفتی است که زمینیان به آن دچارند چون جنس کالبدشان  از خاک است.

ووقتی روحشان خاک مالی می شود حس شکنجه وسختی وحبس به آنها دست می دهد

می خواهند پروازکنند و خود را آرام کنند. به دنبال آرامش تقلا می کنند تا پا از باتلاق کالبد بیرون بکشند و...

ولی قدرت بلع وکشش باتلاق خامی کالبد وجودشان قوی تراست.

هرآنکه بیشتر دراین باتلاق  دل خوش می کند زندگیش بی برکت تر می شود

اما وقتی برکت به آرامش انسان می آید  صاحب سعه ی صدر می شود.

برکت در  جان .آبرو .شادابی وسلامتی و...چیزی است که درنگاه مردم ویا عوام ازچشم افتاده ولی سخت به آن نیازمندند.

وبی نهایت یکسویه به برکت درمال چشم دوخته اند  که یک هزارم ارزش را نسبت به سایر برکات ندارد.

برکت دررزق هم جدای از مال یابی ومال دوستی است.

والبته  رزق هم خورد وخوراک معنا نمی دهد بلکه همین آرامش وسلامتی وشادکامی معنا می دهد

برکت درمال هم  وقتی  خوب است که صرف در آرامش می شود وآرامشش را با آن را می خرد. نه اینکه  آرامشش را با مال خواهی خراب کند.

همواره حب مال باعث شود تا آرامش قربانی و هزینه شود...

مهمترین  اشتباه استراتژیک ما این است که آرامش ورفاه را می فروشیم تا پول بخریم.

 ای بسا فقرای مالی که با آرامش می خوابند وخانواده شان دورهم به هم محبت می کنند.

وای بسا که سرمایه دارانی که بخاطرحفظ  تمول آرامشی ندارند واعضای خانواده نسبت به هم نقشه ی کلاهبرداری و مرگ می کشند...

آرامش تنها خواسته ی واقعی  من وشما ویا هرکسی می تواند باشد. قیمتی هم نمی شود برایش گذاشت.

گران است وآسان بدست می آید وآسان می رود

گاه با یک لبخند ویک سلام  ویا یک خبراز دلخوشیهای مان آرام می شویم و گاه با یک اخم روزگارمان سیاه می شود


نتیجه تصویری برای آرامش


من آرامش را برهمه چیز این دنیا ترجیح می دهم. نیازی که خود خدا درآن وجود دارد .

والبته آرامش نامی از اسماء الحسنی است .

هروقت  کسی که بخواهد  آرامم کند یا اینکه باعث آرامشم شود، را یک فرشته ویا سربازی از جانب خدا می دانم.

وحس می کنم تکه ای از اعضای بدن  خداست.جگر گوشه ی حق است که درما وبقا ست...

دوستش دارم وفدایش می شوم آنکه فرشته خوست وماموریت دارد تا مرا وانسانیتم آرام کند...

ومن هم اگر سرباز خدایم باید این چنین بنمایم وبنمایانم./.

 

 حمیدرضا ابراهیم زاده

 

نهم آبان 1395




* تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

قیصرامین پور

شنبه, ۸ آبان ۱۳۹۵، ۰۷:۰۰ ق.ظ

قیصر امین‌پور در ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ در شهرستان شوشتر بخش گتوند (شهرستان امروزی) در استان خوزستان به دنیا آمد. دوره راهنمایی و متوسطه خود را دزفول گذراند و در سال ۱۳۵۷ در رشته دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد، ولی پس از مدتی از تحصیل این رشته انصراف داد

 

قیصر امین‌پور، در سال ۱۳۶۳ بار دیگر اما در رشته زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه رفت و این رشته را تا مقطع دکترا گذراند و در سال ۱۳۷۶ از پایان‌نامه دکترای خود با راهنمایی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی با عنوان «سنت و نوآوری در شعر معاصر» دفاع کرد. این پایان‌نامه در سال ۱۳۸۳ و از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد.

 

او در سال ۱۳۵۸، از جمله شاعرانی بود که در شکل‌گیری و استمرار فعالیت‌های واحد شعر حوزه هنری تا سال ۱۳۶۶ تأثیر گذار بود. وی طی این دوران مسئولیت صفحه شعرِ هفته‌نامه سروش را بر عهده داشت و اولین مجموعه شعر خود را در سال ۱۳۶۳ منتشر کرد. اولین مجموعه او «در کوچه آفتاب» دفتری از رباعی و دوبیتی بود و به دنبال آن «تنفس صبح» تعدادی از غزلها و شعرهای سپید او را در بر می‌گرفت. امین پور هیچگاه اشعار فاقد وزن نسرود و در عین حال این نوع شعر را نیز هرگز رد نکرد.



 

دکتر قیصر امین‌پور، تدریس در دانشگاه را در سال ۱۳۶۷ و در دانشگاه الزهرا آغاز کرد و سپس در سال ۱۳۶۹ در دانشگاه تهران مشغول تدریس شد. وی همچنین در سال ۱۳۶۸ موفق به کسب جایزه نیما یوشیج، موسوم به مرغ آمین بلورین شد. دکتر امین‌پور در سال ۱۳۸۲ به‌عنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزیده شد. وی درهشتم آبان  سال ۱۳۸۶ بر اثر بیماری کلیه وانفاکتوس قلب دار فانی را وداع گفت.

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

دلم راباختم

چهارشنبه, ۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۹:۳۰ ق.ظ

 

دلم راباختم

 

 در قمار

 

 صید قلب تو

 

منم بی آبرو

 

 پیش دل تو

 

 منم دل باخته

 

 وبازنده ی قلبم

 

 پی تو

 

 دلم را

 

 درقمار دیده ات باختم.

 

نمی بازم تورا

 

چون که قلب من

 

می تپد درسینه ی تو.../


حمیدرضاابراهیم زاده

27تیر1394
  • حمیدرضا ابراهیم زاده

شهادت

دوشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۵، ۰۶:۵۰ ب.ظ

    رخ یـارمقـام و مـنزلـت شــهدا


بسم رب الشهداء و الصدیقین

شهید از شهد حیات « باقی» نوشیده است.


برخی از صفات خداوند در انسان قابل تجلی است. غالب صفات فعلی ذات اقدس ربوبی برای انسان نیز در نظر گرفته شده است.« انسانی که جانشین خدا بر روی زمین است و صفاتی که باعث تقدّس انسانها شده است.» لذا صفاتی چون خالق و صابر و .... لطیف و شهید صفاتی هستند که در انسان هم قابل رشد است و قابل طول امّا شهید مفهوم گواه است، این ناظر یعنی نماینده ویژه باریتعالی. از آنجائیکه ذات اقدس ربوبی همواره حی است، بواسطه حیات بخش بودن خود بی­ گمان شهید و شاهد و مشهود نیز هست. پس « الشهید » واژه و صفت برجسته­ای برای معرفی کردگار است اما در انسان شهید به صورت و چهره خدا نگاه میکند «الشهید ینظرالی وجه اﷲ »1 مفهوم شهید هیچگاه به کُشته شده و خونریزی شده نیست، این تصور مختلط و غلط ­اندود شده­ای که در اذهان باقی مانده و یا نقش بسته شده است ثمره عدم درک و فهم صحیح از کیفیت شهادت است. با این حال این گروه از اهل ایمان که بواسطه حق ­طلبی جان خود را از دست داده ­اند بواسطه مرگ در راه حق زنده میشوند و به نشاط ابدی می­رسند. 

خداوند از شهید بعنوان گواه ودر مرتبه انبیاء و صدیقین یاد میکند .

« و من یطع اﷲ و الرّسول فأولئک مع الذین انعَمَ اﷲ علیهم مِن النبیین و الصِّدّیقین و الشّهداءِ و الصّالحین و حَسُن اُولئک رفیقا، ذلک فضل من اﷲ و کفی باﷲ علیما »2

« و الذّین آمنوا باﷲ و رُسلهِ اُولئک هم الصّدیقون و الشُّهداء عند ربهم لهم اجرهم و نورهم »3

هنگامیکه ما انسانها بواسطه ایمان برای احقاق حقیقت و دفاع از کیان و نظام الهی تلاش می­کنیم و این مجاهدت از نوشتن کتاب و مقاله و گرفته تا نجات جان انسانها به هر شکل و تا تلاش برای عزّت حُرمت انسانیت چه برای فرد و چه برای افراد و چه برای قانون اگر بقیمت اضمحلال مال و جانمان تمام شود. آنگاه به حیات جاویدان و طیبه متصل می­شویم زیرا خداوند مدافع کسانی است که از دین او دفاع می­کنند.4

خداوند به همه کسانیکه در راه او مجاهدت کردند و استقامت ورزیدند و فقط خدا را پروردگار خویش خواندند وعده بهشت داده و یاری فرشتگان را به آنها نوید داده تا هیچ حُزنی و نگرانی نداشته باشند.5

حیات طیّبه برای افراد با ایمان و اهل صلاح کمترین مُزدی است که خداوند وعده فرمود:

مَن عمِل صالحاً مِن ذکرٍ او اُنثی و هو مومن فلنُحیینّه حیوﺓً طیّبه و لَنجزینهم أَجرهم باحسن ما کانوا یعملون6

نوشیدن مِی باقی از ساقی حقیقی و حیات جاویدان آغاز لذّات شهداست.

آنانکه ره دوست گزیدند همه                    در کوی شهادت آرمیدند همه

در معرکه­ی دو کون فتح از عشق است       هر چند سپاه او شهیدند همه 7

وحلّوا أساورَ مِن فضّه و سقاهُم شراباً طَهورا.8

شهدا هم از لحاظ جسم و هم از بُعد روحانی در اوج نعمت و لذات هستند زیرا بواسطه فیوضات رحمانی و هم از بودن با ذات باریتعالی همه نعمات در دسترس آنها قرار می­گیرد. خداوند بواسطه حی بودن خویش باقی است و بواسطه عزیز بودنش توانمند و حکیم است و بهترین معشوقین خداوند شهدایند و اوست که برای شهید گواهی باقی ماندن می­نویسد.

« ما عندکم ینفذ و ما عنداﷲ باق »9

و خلوص شهید از او آینه ­ای صاف می ­سازد که حاکی از نهایت ایمان اوست.

«المومن مرآت المومن » و شهید براحتی آینه­ای است برای ظهور تصویر خالق خود. شهید پس از شنیدن این آواز از اعماق جان خود به قرابت با خدا رسیده است که این همخونی در هیچ موجودی وجود ندارد مگر در شهید و خدای شهیدان.

 و لَئن قُتلتُم فی سبیل اﷲ او مُتّم لَمغفرة من اﷲ و رﺤﻤﺔ مما یجمعون. 10

این همان ندائی است که شهدا برای پُر کردن پیاله ایمان خود به آن شده­اند و اسباب انعقاد این معامله بسیار سودبخش در همین است که خداوند باردیگر تأکید میکند« و لَئن مُت تُم أَو قُتِلتُم لَألَی اﷲ تحشرون »11

دیگر برای اهل ایمان هیچ شهبه ­ای باقی نمی­ ماند که با این سرمایه اندک که به جانش بسته است می­تواند به سرمایه و سود بسیار هنگفتی دست یازد که در هیچ جای زندگی­اش این خلاء پُر نخواهد شد. ذات ملوکانه­اش آنقدر به دوستان خویش عشق می ­ورزد که وکالت و دفاع از آن­ها را خود بر عهده گرفته و به کسانیکه آن سوی گود با دیده شک می­ نگرند میفرماید:

1) ولا تقولوا لمن یُقتل فی سبیل اﷲ اموات ، بل احیاءٌ و لکن لاتشعرون. 12

به کسانیکه در راه خدا کشته شدند مُرده ­اند، بلکه زنده ­اند و در نزد پروردگارشان ارتزاق می­شوند، خوشحالند بخاطر اینکه به آنها از فضل خود هدایا داد و بشارت می­دهند به کسانیکه هنوز به آنها نپیوسته ­اند و قرار است بعدها بیایند که نترسید و نگران نباشید. بشارت میدهند آنها را به نعمتهائی که از خداوند به آنها هدیه داده می­شود و مخصوص آنهاست. قطعاً خداوند پاداش اهل ایمان را ضایع نمی­کند.13

خداوندی که حتی به اندازه ارزنی خطاپذیری ندارد به همه اهل ایمان در همه اعصار و ادیان این نوید را داده که راه برای رسیدن به حیات جاویدان این است و بس. شهدا علاوه بر گواه بودن شفعای روز واپسین نیز هستند، شفاعت شهید نیز در مرحله دوّم شفاعت کنندگان از اهمیّت خاص برخوردار است، شفاعت شهدا شفاعت هدایت است، ظهور و تجسم حقایقی است که در دنیا وقوع یافته است.

و نشاط شهید در این است که هرگز مورد آزمایش و سوال جواب قبر و برزخ قرار نمی­گیرد.14

« احسب الناس أَن یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یُفتنون »15

تا جائیکه شهید مظهر و منشاء قداست­ هاست، شهدا همانند نشانه­ های قرآن مقدسند. فقط و فقط برای درجه بالای اخلاص و ایمان خود.

عاشق آنها کسی جُز خدا نیست اوست که ترانه­ی عشق برای آنها می ­سراید:

من طلبنی وجدنی من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبّنی و من احبّنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلیَّ دیتُه و من عَلیَّ دیّته فأنا دیّته. 16

آری خونبهای شهید قیمت خداست.

رسول اکرم میفرمایند : فوق کل ذی برٍ برٌ حتی یقتل فی سبیله اﷲ فاذا قتل فی سبیل اﷲ فلیس فوقهُ برٌ.17

بالاتر از هر خیر و نیکی، نیکی وجود دارد مگر شهادت « فوق کل برٌ بر ، اِلاشهادﺓ »

از آرزوهای رسول مکرم اسلام این بود که مرگش شهادت باشد. لذا میفرماید« شهادت برترین مرگ­هاست. دوست دارم که بارها کشته شوم و باز کشته شوم در راه خدا...»  

هیچ قطره­ای در پیشگاه خداوند محبوب­تر از قطره خون شهید نیست 18

لذا مقام و جایگاه شهید و شهادت آنقدر متعالی است که باید آنها را در آغوش خداوند جستجو کرد.

شهید همچون شمعی است که بر فراز راه تاریخ شعله می­کشد و فرهنگ­ها و تمدنها بلکه انسانیت را هدایت میکند، شهید بمثابه قلب است بربدن و کالبد زمان.

بی­ دلیل نیست که با دوستان شهیدان خاطرات زنده ­ای داریم گویا هر روز قرار است برایمان تکرار شوند.

بهترین نمونه از شهدا سیدالشهداست که برای احیای وصیت جدش که همان اصلاحات برای حیات اسلام بود، با فجیع­ ترین عمل در خشن­ ترین مکان و بحرانی­ ترین وضعیت و بدست شقی ­ترین افراد به شهادت رسید و فرمود »:

الا ترون اِلی الحق لایعمل به و اَلَّی الباطل لا یتناهی عنه لیرغب المومن الی لقاء اﷲ محقا.19

نغمه ی« اللّهم ارزقنی شهادﺓ فی سبیلک » مناجات مجاهدین و شب‌زنده­دارانی همچون نواب صفوی است که در احیاء حیات دینی به آرزویشان نائل آمدند اینان با خدا معامله کردند و بس.

                                         

شفاعت شهید

گرچه شهید مصداق عینی شهادت است که با انتخاب آگاهانه و در کمال خلوص هستی خود را یکجا به آفریدگار جهان تقدیم میکند و به سرچشمه بقا و حیات پیوند می­ یابد لیکن امام صادق میفرماید : لا تنالوا شفاعتنا من استخف بالصلاﺓ . هرگز مشمول شفاعت ما واقع نمیشوند سبک شمارندگان نماز. بنابراین سخیف است که گفته شود شفاعت گرانی چون ائمه هدی و شهیدان از نماز بگذرند در واقع، هیچ قطره­ ای در پیشگاه خداوند محبوب­ تر از قطره­ ی خونی که در راه خدا ریخته شود نیست.20

و خداوند محبوبیت شهید را برای شفاعت گری مقام وی در نظر می­گیرد زیرا او اولین کسی است که بر بهشت قدم میگذارد.21 بالطبع شفاعت وی امری بدیهی است.

امام صادق (ع) میفرماید : ثلاثة یشفعون الی اﷲ یوم القیامه فیشفعهم. الانبیاء ماتُم العلماء ماتُم الشهداء.22

سه گروه روز قیامت شفاعت آنان مورد پذیرش خداوند قرا میگیرد، انبیاء، علما، شهدا.

از رسول مکرم اسلام است که میفرمایند : « شهید هفتاد نفر از بستگانش را شفاعت میکند. »

امام خمینی رضوان اله در خصوص شفاعت شهدا میفرماید : « جلوه شفاعت شافعان در این عالم، هدایت آنهاست در آن عالم، باطن هدایت شفاعت است. تو از هدایت اگر بی بهره شدی از شفاعت بی بهره ­ای و بهر قدر هدایت شوی، شفاعت شوی.»23

با توجه به همه احادیث و گفته­ ها می­توان استنباط کرد که نقش شهدا درامتداد هدف انبیاء و علما برای هدایت مهم بسیار ارزشمند است. بنابراین وسعت دایره شفاعت شوندگان در آخرت وابسته به دایره هدایت شوندگان از شهادت شهید در این دنیاست و ممکن است شهادت شهید همچون ثاراﷲ (ع ) منشاء هدایت میلیونها نفر از انسان در این دنیا و شفاعتشان در آن دنیای باقی شود.

در روایتی از رسول اکرم (ص) نقل است : برای شهید هفت خصلت است که اولی آن عبارت است از اینکه « اول قطره­ای که از خون شهید بر زمین می­چکد تمام گناهانی که کرده است آمرزیده میشود. »,.... مهم­ترین آن اینست که شهید نظر میکند به وجه اﷲ و این نگاه به وجه اﷲ راحت است برای هر نبی و هر شهید. شاید نکته این باشد که حجاب­هائی که بین ما و خداست و وجه اﷲ و تجلیات حق­تعالی است، تمام این حجاب­ها منتهی می­شوند به حجاب خود انسان25.... انسان خودش حجاب بزرگی است که همه حجاب­هائی که هست، چه آن حجاب­هائی که از ظلمت باشند و آن حجاب­هائی که از نور باشند منتهی می­شوند به اینکه حجابی که خود انسان است. ما خودمان حجاب هستیم بین خودمان و وجه اﷲ و اگر کسی فی سبیل اﷲ و در راه خدا این حجاب را دارد این حجاب را شکست و آنچه که داشت که عبارتست از حیات خودش بود تقدیم کرد، این مبداء همه حجاب­ها را شکسته است، خود را شکسته است. خودبینی و شخصیت خودش را شکسته است و تقدیم کرده است و چون برای خدا جهاد کرده است و برای خدا دفاع کرده است. از کشور خدا و از آئین الهی و هر چه داشته است و در طبق اخلاص گذاشته و تقدیم کرده است. خود را داده است. این حجاب شکسته می­شود. شهدا، شهدائی که خدای تبارک و تعالی و در سبیل خدای تبارک و تعالی و راه خدای تبارک وتعالی جان خودشان تقدیم می­کنند و در عوض خدای تبارک وتعالی این حجاب که برداشته شد جلوه میکند برای آنها تجلی میکند برای آنها چنانچه برای انبیاء هم­چون همه چیز را در راه خدا میخواهند و آنها و آنها خود را نمی ­بینند وخود خدا را می­ بینند و برای خودشان شخصیتی قائل نیستند، حیثیتی قائل نیستند در مقابل حق­ تعالی. آنها هم حجاب را بر می­دارند.


« فلما تجلی ربّهُ للجبل جعله دکا »26 تجلی میکند خدای تبارک و تعالی در کوه طور و یا در جبل انیّت خود موسی و موسی «صعق» [ برایش پیش می­آید ]. آنها در حال حیات، انبیاء و اولیاء نظیر انبیاء وتالی تلو انبیا در زمان حیات­شان آن چیزهائی که حجاب بوده است بین آنها و بین حق­تعالی می­شکنند و صعق برای آنها حاصل می­شود و موت اختیاری برای آنها حاصل می­شود خدای تبارک و تعالی بر آنها تجلی میکند و نگاه می­کنند به حسب آن نگاه عقلی، باطنی و روحی و عرفانی و ادراک می­کنند و مشاهده می­کنند جلوه­ی حق­تعالی را و شهید هم به حسب این روایتی که وارد شده است نظیر انبیاء، وقتی که شهید شد همچون همه چیز را در راه خدا داده است، خدای تبارک و تعالی جلوه میکند به او و آن هم « ینظر الی » جلوه خدا، الی وجه اﷲ این آخر چیزی است که برای انسان، آخر کمالی است که برای انسان هست در این روایتی که در کافی نقل شده است، در این روایت، انبیاء را مقارن شهدا قرار داده است که در جلوه­ای که حق­ تعالی میکند بر انبیاء همان جلوه را هم بر شهدا میکند. شهید هم « ینظرالی وجه اﷲ » و حجاب را شکسته است. همانطوری که انبیاء حجاب­ها را شکسته بودند و آخر منزلی است که برای انسان ممکن است باشد. مژده داده ­اند که برای شهدا این آخر منزل که برای انبیاء هم هست، شهدا هم به حسب حدود وجودی خودشان به این آخرمنزل می­رسند.27

بی­گمان نگاهی به خصائل هفت­گانه28 شهیدان از نظر رسول اعظم (ص) نشانگر مقام والای کمال انسانیت است که میفرماید :

1)با اولین تراوش از قطره خون شهید همه گناهانش بخشیده می­شود.

2)بر بالای سرش حورالعینی واقع می­شود که غبار را از صورتش می­روبد و می­گوید این پاداش همان اعمال توست.

3) بر او خلعت بهشتیان می­پوشند.

4) پذیرائی کنندگان، بهشتیانی که وارد بهشت می­شوند بر سر اینکه کدامیک او را عطرآگین کنند از هم سبقت می­گیرند.

5) جایگاهش را می­بیند.

6) به روحش می­گوید در بهشت بهر روشی که می­ خواهی لذت ببر.

7)به صورت خدا می­ نگرد و این نگاه برای نبی و شهید راحت است.29

در حقیقت، خدا از مومنان، جان و مالشان را به بهای اینکه بهشت برای آنان باشد خریده است؛ همان کسانی که در راه خدا می­ جنگند و می­ کشند و کشته می­شوند این به عنوان وعده حقی است که در تورات و انجیل و قرآن که بر عهده اوست و چه کسی از خدا به عهده خویش وفادارتر است؟

پس به این معامله­ ای که با او کرده ­اید شادمان باشید و این همان کامیابی بزرگ است!29

 میدان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست          تو خود حجاب خودی حافظ اززمین برخیز

 

 این شهدا

( استناد به روایات) به چه کسانی شهید می­گویند؟

1)آنکه در راه دفاع از مالش کشته شود شهید است.(امام علی(ع- چهار صد باب علم حدیث 12)

2) وقتی که مرگ طالب علم فرا می­رسد شهید می­ میرد. ( نهج الفصاحه ح 195)

3)هر که ضمن دفاع از مال خویش کشته شود شهید است. ( نهج الفصاحه – 2820)

4) هر که دفاع از دین خود کشته شود شهید است. (نهج الفصاحه 2870)

5) هرکه به غربت بمیرد شهید مرده است. (نهج الفصاحه 2871)

6) مرگ غریب شهادت است. (نهج الفصاحه 3074 )

7) هر کس بر دوستی محمد و آل محمد بمیرد شهید مرده است. ( بحارالانوار ج6 ص184 مبحث مرگ پیامبر اسلام )

8) هر کس عشقی را پنهان دارد و عفت ورزی کند آنگاه در آن حالت بمیرد شهید است. ( پیامبر اسلام – کنزالعمال ج3 ص373)

9) هر کس با وضو بخوابد و آنگاه مرگ او را در آن شب در یابد، شهید مرده است. ( پیامبر (ص) مستدرک الوسایل ج1 ص 42 )

10) پیامبر اکرم (ص) از اصحاب خویش می­پرسند که شهید کیست ؟ اصحاب میگویند : « کسی که در میدان مقاتله کشته شود، شهید است. » پیامبر میفرماید : « در این صورت تعداد شهدا اندک می­شوند. » در این روایت تصریح شده است که کسی که در اثر بیماری طاعون و بطن  [ نوعی بیماری شکمی ] و غرق در آب و یا فرو ریختن ساختمان و دیواری بمیرد در حکم شهید است و در روایتی دیگر نیز وارد شده است که « الطاعون شهاده لکل مسلم » طاعون برای همه مسلمانان شهادت است. ( میزان الحکمه ج5 ص198 )

11) بنا به روایاتی از پیامبر اکرم (ص) : کسی که بخاطر جان خود یا اهل خود و یا بخاطر مال و ثروتش کشته شود اجر شهید را دارد.

1) هر کس بخاطر مال و حقش کشته شود، شهید است.

2) هر کس بخاطر مقابله ستمی که به اهلش روا داشته شده کشته شود، شهید است.

3) هر کس بخاطر ثروتش کشته شود، شهید است.

4) هر کس بخاطر برداشتن ستمی و ستمکاری کشته شود، شهید است. ( میزان الحکمه ج5 ص196 )

12) انتظار قائم برابر است با شهادت در راه حق. امام صادق(ع) میفرماید : « کسی که در انتظار ظهور قائم در گذرد همانند کسی است که (او) با قائم در خیمه وی است. » آنگاه درنگ فرمودند : « نه، بلکه مانند فردی است که در رکاب مهدی (عج) شمشیر زده باشد. » سپس فرمودند : « نه، به خدا سوگند همانند کسی است که در رکاب پیامبر(ص)شهید شده باشد.» ( امام صادق – بحارالانوار ج52 ص126 )

13) آنکس که در انتظار ظهور امر( ظهور امام عصر) به سر می­برد مانند کسی است که در راه خدا در خون خود غوطه­ور شود. ( امام صادق (ع) اکمال الدین- منتخب الاثر ص498 )

 

بالاترین مدال افتخار بعد از عصمت، شهادت است.

پیامبر : اشرف الموتِ قتلُ الشهادﺓ– بحار ج45 ص8

امام سجاد : کشته شدن سیره ما و شهادت کرامات ماست. القتل لنا عادةٌ و کرامتُنا الشهادﺓ - ( بحار ج45 حدیث 118 )

امام علی(ع) : و انا انسأل الله ﺳبﻌﺔِ رﺤﻤﺘﻪِ و عظیم قدرته علی اعطاءِ کل رﻏﺒﺔٍ ان یختم و لک بالسعادﺓ و الشهادﺓ (نهج البلاغه نامه53)

دعای امیرالمؤمنین : اللهم ارزقه الشهادﺓَ فی سبیلکُ المُراﻔﻘﺔ لنبیک (نبی السعاده ج2 ص108)

پیامبر : من طلب الشهادﺓَ صادقا اعطِها و لو لم تُصبه . (کنزالعمّال ج4 ص421 حدیث 11210) هر کس از روی صدق شهادت طلب کند خداوند به او ثواب شهید عطا می­کند ولو اینکه به شهادت نرسد.

امام باقر(ع) : اول قطرﺓٍ من دم الشهید کفارﺓٌ لذنوبه الا الدَّینَ فان کفارته قصاءُهُ. اولین قطره خون شهید کفاره گناهانش است مگر دِین­ها که کفاره­ی آن ادایی است. ( بر ورثه و بازمندگان واجب است دفع دین کنند. ) (وسایل الشیعه ج13 ص85 حدیث5 )

پیامبر: زمِّلوهم بد ماءِ هُم و ثیابهم . شهدا را با خون و لباسشان دفن کنید.

پیامبر : شفاعت هفتاد نفر از بستگان توسط شهدا ( کنزالعمال- ج4 ص401 )

امام صادق : سه گروه در قیامت شافعین هستند. (انبیاء- علما- شهدا )( بحار ج97 ص14)

پیامبر : خصایل شهدای غیر جبهه « من ارید ماله بغیر حقٍ فقاتل فهو شهید »(کنزالعمال ج4 ص420)

پیامبر : « من قُتل دون عیاله فهو شهید» هر که در راه دفاع از ناموسش و بستگان خود کشته شود، شهید است.( وسایل ج11 ص91 )

امام رضا : و اوّل مَن یدخل اﻟﺟﻧﺔ شهید. ( فروع کافی ج5 ص54 )

رسول اکرم : همنشینی-( فیّقُدون معی ومع ابراهیم علی مائدﺓِ الخُلد فینظرون الی اﷲ تعالی فی کل بکره و عشیه ) شهدا با من و ابراهیم(ع) در بهشت همنشین و در هر صبحی و شامی نظر به رحمت خدا می­ افکنند.( وسایل ج11 ص243 )

حدیث قدسی :

انا خلیفته فی اهله من ارضا هم فقد ارضانی و من اسخطهم فقد اسخطنی. من جانشین شهیدان در بین خانواده­ ی اویم و هر کس شهدا را راضی کند مرا راضی کرده و هر کس او را بیازارد مرا آزرده است.( بحار ج100 ص13 )

 

قبر و اجساد سالم

امام صادق (ع) : ان اﷲ عزّ و جل حَرَّم عِظامَنا علی الأَ رض و حرَّمَ لحرمَنا علی الدُّودِ ان یُطعَمَ مِنها شیئا. ( من لا یحضره الفقیه ج1 ص191 حدیث581 ) باب نوادر

میفرماید که خداوند متعال استخوانهای ما را بر زمین و گوشتهای ما بر کرم­ها حرام کرده، آنها هرگز چیزی از گوشت ما نمی­خورند.

در لب اللباب : علامه قطب الدین راوندی متوفای 573 در لب اللباب :

ده گروه در قبر نمی­پوسند. غیر از معصومین در کتاب لب اللباب از معصوم (ع) روایت میکند که لاتَبلَی عشرﺓٌ.

1-الغازی ( جهادگران ) 2- والمؤذن ( اذان گویان) 3- والعالِم ( دانشمندان ) 4- وحامل القرآن (حاملان قرآن ) 5- والشهید ( شهدا ) 6- والنبیُّ (پیامبران) 7- والمراﺓُ اذا ماتت فی نِفاسِها (بانوانی که در حال زایمان بمیرند) 8- و من قُتِل مظلوما ( کسانیکه به ستم کشته شوند)9و10- و مَن مات یوم الجُمعُه اولیلها (کسانیکه در روز یا شب جمعه بمیرند) ( مستدرک الوسایل ج2 ص50 بنقل از اجساد جاویدان ص18و19 )

لازم بذکر است مواردی را که در حدیث به آن اشاره شده است علّت تامّه نیست که حتماً جسدشان نپوسد بلکه مُعدّات هستند. یعنی هر یک از این موارد دهگانه مقتضیِ آن است که پیکرانسان درقبر نپوسد مگر اینکه شخص با اعمال ناشایست خود این اقتضا را باطل کند.(اجساد جاویدان ص21 ) مثلاً عالم و مؤذن و جهادگر، اقتضای علم و اذان و جهادشان اینست که در قبر نپوسند اما مشروط بر اینکه گناهان و قساوت توبه نداشته، انجام نداده باشند یا گناهانی داشته باشند که این اقتضا را ضایع کرده باشد مثل لامپی که همیشه اقتضایش روشنایی دادن است اما وقتی که کلید خاموش را بزنند یا با قطع برق یا سوختن و ترکیدن، این اقتضا را باطل می­کند.

در ضمن مثالهایی از اجساد سالم در قرآن وجود دارد مثل داستان عُزیر پیامبر در سوره بقره آیه 259 که عُزیر(ع) شاهد ویرانه­ای بود و از خداوند در مورد شگفتی­اش سخن گفت و خودش این مثل را  تمثیل کرد:  « فانظر الی طعامک و شرابک لم یتسنه » به غذا و نوشیدنی­ات بنگر که فاسد نشده است، یعنی حتما خود عُزیر هم در این صد سال مردن نپوسید...

و داستان اصحاب کهف : ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم و کانوا من آیاتنا عجبا (9 کهف)

داستان عجیبی که در آیات 16 الی 26 سوره کهف آمده است قابل تحلیل و عبرت است.


شهید از منظر مطهری (ره )

1)مثل شهید مثل شمعی است که خدمتش از نوع سوخته شدن و فانی شدن و پرتو افکندن است.

2) گریه بر شهید، شرکت در حماسه او و هماهنگی با روح او و موافقت با نشاط او و حرکت در موج اوست.

3)اسلام همیشه نیازمند به شهید است، چون همیشه نیازمند به حماسه آفرینی است و حماسه­های نو به نو و آفرینش­های نو به نو.« ویژه نامه سالروز استاد مطهری عس من 4 ندسا، »


امام خمینی( ره )

1)از هر سوی شهید و از هر قطره خونی که به زمین می­ریزد انسانهای مصمم و مبارزی به وجود می­آیند.

2)فتوای امام خمینی( ره )در 67/11/25 در خصوص انتشار کتاب آیات شیطانی

از مسلمانان غیور می­خواهم تا در هر نقطه که آنان ( رشدی و ناشرین ) را یافتند، سریعاً آنها را اعدام کنند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس در این راه کشته شود، شهید است انشاءاﷲ....

خداوند باریتعالی بر همه احوال مخلوقات خویش اشراف دارد و بواسطه قیومیّت خویش آگاهی و فرماندهی خویش را بر موجودات حاکم مینماید.

صالحین، صدیقین، انبیاء و اولیاء و شهدا جُزء ذات خدایند و بی­تردید هیچ جنبنده و باکتری حق تصرف و تغییر در اشیاء و بر اوضاع عالم نخواهد داشت مگر به اذن و اجازه ذات سبحانی.

طبیعی است که معجزات انبیاء عظام همچون شکاف دریا برای نجات قوم از فرعون گلستان شدن آتش بر ابراهیم و تولد حضرت مسیح (ع ) جُز همین قانون و اصل مهم اذن و اجازه و خداست ذات ملوکانه باشد.

بنابراین مرگ ناپذیربودن و یا اطاله عمرخضر نبی و الیاس و عیسی و ادریس و حیات امام عصر(عج) در خلال قرون متمادی از همین قانون خدشه ناپذیر و غیر قابل تخفیف و تحول سرچشمه می­گیرد.

«سنة اﷲ فی الذین خلو من قبل و لن تجد ﺳُﻧﺔ اﷲ تبدیلا» (احزاب 62)

«و کان امراللهِ قدراً مقدورا» (احزاب 38)

عالم امکان نیازمند اراده و خواست خدای خالق امکان است . هیچ تصرف و قدرتی بر اراده ذات اقدس ربوبی حاکم و قائم نیست بلکه اوست قائم و حاکم بر همه اراده­ها.

«انّما امره اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون» (یاسین 82)

یکی از مهمترین پدیده­های آموزنده­ی ذات رحمانی مرگ انسان به موازات دستور تصرف و تسلیم روح است به جانان. بالطبع نحوه مرگ انسان نیز به خواسته حقانی ایشان مربوط است. ساعت و زمان و مکان معین هر مرگی و تولدی به انضمام مجموعه مختصات و محتویات خاص آن برنامه در کتاب محفوظ در دوران قبل از تولد هر کس تعیین شده و حتی به اطلاع او رسیده است.

«لکل اُﻤﺔٍ اجل فاذا جاءَ اجلهم لا یستأخرون ساﻋﺔ و لا یستقدمون» ( اعراف 34 )

« وما کان لنفسٍ اَن تموت الا باذن اﷲ کتاباً مؤجلا » ( آل عمران 145 )

« و اذا اخذ ربک من بنی ادم من ظهورهم ذریتهم و اشهدهم علی انفسهم، الست بربکم قالوا بلی، شهدنا ان تقولوا یوم القیاﻤﺔ انا کنا عن هذا غافلین. »   ( اعراف 172 )

لذا بنا بر قانون کلی عدم تصرف و تحول در امور بدون اذن ربّ الجلاله، گاه ما متوجه می­شویم که در میان قبور کهنه و قدیمی اجساد سالم و تازه یافت می­شوند که نحوه سلامتی آن اجساد برایمان منظره جالبی پیدا می­کند.

همه ما بارها از دیدن اجساد سالم در قبور قدیمی شنیده ­ایم و یا به چشم خود مشاهده کردیم که پیکر سالم، با همان کیفیت حین دفن پس از گذشت سالیان متمادی، همچون خفته­ای است که در دل خاک آرام گرفته است و حتی کفن آنها نیز بعضاً در اثر مؤانست با بدنشان در سلامتی کامل است.

در قرآن کریم اشاره به داستان عُزیر نبی(ع) در خصوص پرسش او از خدا برای ازدیاد یقین قلبی اش در آیه 259 سوره بقره ذکر شده است که ایشان با طبیعت مرگ وحیات آشنا می­شوند در آیات ( 9-26 ) سوره کهف نیز از جوانمردانی سخن به میان آمده است که به منظور پاسداشت حقانیت توحیدی ذات اقدس ربوبی، پس از 300 سال از خواب بیدار شدند و ....

و در سوره یونس نیز از بلعیدن جناب یونس نبی، توسط نهنگ و سلامتی ایشان پس از مدت بلند از شکم ماهی سخن بمیان رفته است که در آیه 92 سوره یونس آمده است. پس آنروز بدن سالم تو را برای عبرت بردم از آیات خداوند به ساحل نجات برگردانیدیم و.... 

و سایر داستانها و لطائف و مجموعه­هائی که در قرآن کریم و روایات وجود دارند مبین این حکایت است که خداوند قادر به وضع قوانین غیر قابل توجیه عقلانی است که در منطق هیچ انسانی قابل تصور نیست مگر اینکه از اولیاء باشد.

الیس ذلک بقادر علی ان یحیی الموتی  (قیامت 40 )

بی­شک نظام خلقت و قانون رستاخیز یکی از همان قوانین خدشه ناپذیر الهی است که خداوند در آیات قرآن با استفاده از زبان و ابزار قصّه­های حقیقی به ما معرفی کرده است. بر همان اساس وجه خدا غیر قابل فانی است.« کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذولجلال و الاکرام » ( الرحمان 27)

« ما عندکم ینفذ و ما عند الله باق »  ( نحل96 )

امام صادق(ع)در خصوص آیه شریفه « کل شیءٍ هالَکٌ الا وجهه » (قصص 88) فرمودند : « من اتی اﷲ بما اُمر به من طاﻋﺔِ محمدٍ (ص) فهو الوجه الذی لا یهلک » ( کافی ج1 ص195 )

هر کس که آنچه پیامبر (ص) دستور داده بر جای بیاورد او وجه اللهی می­شود که هلاکت ندارد.

امام باقر (ع) میفرماید : ما وجه اللهی هستیم که در روی زمین با شما زندگی می­کنیم. (کافی ج1 ص196 )

شهدا، صدیقین، انبیاء، ائمه، صالحین از وجوه ذات اقدس ربوبی هستند و در کمال نور او مستغرقند. « و الذین آمنوا باﷲ و رسله هم الصدیقون و الشُهداء عند ربهم لهم اجرهم و نورهم...»( حدید 19 )

پیامبر مکرم اسلام میفرماید : هرکس با داشتن حُب آل محمد (ص) بمیرد، شهید مرده است، آنگاه باشید کسی که با داشتن حُب آل محمد بمیرد فرشته مرگ او را به بهشت مژده میدهد و سپس دو فرشته منکر و نکیر در عالم قبر او را به بهشت مژده میدهند. ( بحار ج6 مبحث قبر)

ابوالفتوح می­گوید :

در خبر آمده است که 4 گروه در قبر سالم می­مانند و نمی­پوسند : پیامبران، عالمان، شهدا و حاملان قرآن  (ذخیرﺓ العباد ج2 ص142 )

اعمال و حوادثی که آگاهانه می­تواند منجر به سلامت اجساد باشد.

من عمل صالحاً من ذکرٍ او اُنثی و هو مؤمن فلنحیینه حیوﺓً طیبه و لنجزینّهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون  ( نحل 96 )

علاوه بر روشی که خداوند حکیم و توانا برای حیات جاویدان و طیبه پیشنهاد داده و پیمان بسته متعاقب آن اعمال مُجرب و آگاهانه ایست که می­تواند در بروز این پدیده به مؤمن کمک کند که حتی دانش تاکی در می و مومیائی هم به پای آن نرسدو وآن سنت حسنه­ ی غُسل جمعه است. هر مؤمنی که مطیع خداوند و پیامبرش باشد و تمام واجبات را ادا کرده و از هر مُحرّمی خود را دور نگه دارد و بر مستحبات علاقمند و فعال باشد و از مکروهات بیزار باشد. می­تواند با این غُسل موجبات سلامتی پیکرش را در قبر تضمین کند.

در روایت است که هر کس 40 شب جمعه بطور مرتب غسل جمعه را انجام دهد جسدش بعد از مردن و دفن در دل خاک پوسیده نخواهد شد.

این غسل از شب جمعه یعنی غروب پنجشنبه و از طلوع صبح جمعه تا ظهر جمعه بصورت 40 جمعه متوالی قابل اجراست. ونیازمند هیچ دعا و پیش شرطی نیست فقط با نیت غسل جمعه برای تقرب به خداوند آغاز شده و مانند همه غسل­های دیگر بصورت ارتماسی یا ترتیبی صورت می­پذیرد.

نمونه­هائی از اجساد سالم که در تاریخ به ثبت رسیده است نیز جالب توجه است و فقط مختص به شهدای جنگ نیست بلکه مشمول شهدای فضیلت و علم و جهاد اکبر نیز شده است :

ü     بدن سالم حضرت رقیه دختر 3 ساله امام حسین (ع ) در اثر خواب یکی از بزرگان کشف و از آب­گرفتگی نجات یافته و مجدداً بخاک سپرده شد در صورتیکه بدن و کفن سالم بود.( منتخب التواریخ ص77 )

ü     بدن سالم حُر بن یزید ریاحی از یاران سیدالشهداء در روز واقعه، توسط شاه اسماعیل صفوی تعمداً نبش شده و بمنظور گرفتن دستمال حضرت طاهره (س ) که بر سر آن شهید توسط امام حسین بسته شده بود. باز شده و از سر مبارکش خون جاری شد ولی شاه نتوانست موفق به گرفتن دستمال شود. ( داستانهای شگفت شهید دستغیب ص61)

ü     جسد سالم 2 تن از شهدای اُحد : عمرو بن جموع و عبداله بن عمرو بن حازم که قبرشان در سیل ویران شد اما اجسادشان سالم بود و زخم­ها و جراحت­های تازه دستهایشان پیدا بود و دستی که بر روی زخم­ها گذاشته بودند را از جایش خارج کردند که مجدداً بطرف زخم برگشت.... ( ذخیرﺓ العباد ص142 ج2 )

ü     جسد سالم شیخ کلینی در بغداد که توسط حاکم غاصب بغداد نبش شده بود گویا برای هتک حرمت علمای شیعه این عمل صورت پذیرفته بود که منجر به عزت علمای شیعه گردید.... ( فوائد الرضویه ص658 )

ü     جسد سالم شیخ صدوق در سال 1238 قمری بدستور فتحعلی شاه قاجار کشف گردید و قبرش توسط وی مرمت گردید. ( داستانهای شگفت ص109 )

ü     جسد سالم و تازه امامزاده طاهر مدفون در شهر ری صحن شرقی حرم عبدالعظیم حسنی و....


اسناد

-حضور شهدا در خانواده و جامعه

- خاطره حجه الاسلام رحیمیان و سایت بنیاد شهید از یکی از شهدا (مصاحبه با شبکه اول سیما )

-امضاء شهید بقلم سُرخ بر دفتر تکالیف دخترش ( صبح صادق ش265 دوشنبه 30 مرداد)



-خاطره برادر پاسدار میراحمدی در خصوص شهید جانباز روحانی­ فر ( از شهدای کله ­بست بابلسر)

-حضور شهید برای تسلی دخترش  ( مصاحبه   با دخترایشان خرداد 83)

 - شهید سید محمد باقر صدر؛ نحوه دفن و کشف مقبره ایشان پس از سالها در داراسلام نجف (هفته­ نامه پرتو سخن ) 

- شهید سید احمد پلارک،  .

- روزنامه جمهوری سه­ شنبه 1375/5/30

- شهید سید صمد حسینی، موجود در پرونده اسناد شخصی خودم

- هفته­ نامه صبح صادق 30/5/1385

- امضای سُرخ

       باسپاس از همه دوستانی که در این اثر مرا یاری دادند بویژه مرحوم پدرم  زنده یاد حاج‌محمدرضا‌ابراهیم‌زاده که عمرش را در اشاعه فرهنگ ایثار و اخلاص و بصیرت دینی مصروف داشت و این اثر به سفارش ایشان گردآوری و تهیه شده  و همچنین از خواهرم‌مـهندس فـاطره نـعمت‌زاده که زحمت ویراست آن را تقبل نمودند و همچنین جـناب‌آقـای‌دکـتر‌سـید‌یـوسـف‌مـحی‌الـدیـنی که سعی وافر در تهیه منابع و مآخذ داشتند. امیدست خداوند  همه همکاران این اثر را ماجور داشته و سیدالشهدا را شفیع همه ما قرار بدهد 

 

حمیدرضا ابراهیم‌زاده  بهمن1384

 

 

منابع و مأخذ

2-سوره نساء آیه 69-70

3- سوره حدید19 

4- سوره حج38 

5-  سوره فصلت30 

6- سوره نحل97  

7-  ملاصدرا

8- سوره دهر21 

9-   سوره نحل 96 

10- سوره آل عمران157 

11- سوره  آل عمران 158 

12-سوره بقره154 

13- سوره آل عمران170-171

14- پیامبر اکرم کنز العمال ج4 ص401

15- سوره عنکبوت15 

16- حدیث قدسی  

17-  وسائل الشیعه ج11 ص10 ح21

18- امام زین العابدین  

19- لهوف سیدبن طاووس ترجمه لطفی ص125

20- امام سجاد وسایل الشیعه ج11 ص8ح11

21- پیامبر بحارج66ص393ح75

22- بحارج97ص14ح24

23- کنز العمال ج4ص401ح11119

24- وسایل الشیعه ج11باب1ح20

25- صحیفه امام خمینی ج13 ص515

26- سوره اعراف143 

27- صحیفه امام ج13 ص513-515

28و29- همان 

 

سایرمدارک ومطالعات : 

قرآن کریم ترجمه طاهره صفارزاده

المیزان علامه طباطبائی                              

نای نی – ادیان درخدمت انسان :امام موسی صدر

البیان علامه خوئی

میزان الحکمه ری شهری

نهج الفصاحه  ترجمه پاینده

فروع کافی

مستدرک الوسائل

منتخب الاثر

ناسخ التواریخ

و.....

 

  

                       14بهمن1384

 


  • حمیدرضا ابراهیم زاده