دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

مجموعه مقالات. اشعار وآثار علمی .پژوهشی. فرهنگی. اجتماعی دکتر حمیدرضا ابراهیم زاده

۴ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

خاطرات کودکی

دوشنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۲۳ ق.ظ


خاطرات کودکی



هنوزدلم باخاطرات کودکیم قایم باشک بازی می کند ، هنوز هم هوای کودکی سلسله ی مرا می آشوبد .

با وجوداینکه همه ی بکارتهای کودکانه مضمحل شده و هیچ چیزی سر جایش نیست ،ولی باز هم نغمه آواز خرامان کودکانی که در نهایت سبکبالی به خویش و دنیای خویش با همه کوچکی و بزرگی مشغولند مرا قلقلک می دهد .

و چرا رؤیاهایی که از حیاط کودکانه ی حیاتم به کابوس وحشت زندگی امروز گریختند هرگز باز نمی گردند ؟!

گاه یاد دوستان خردسالی و کودکی و نوجوانی ام می افتم .می بینم که از آنها نیز هیچ اثری از نشاط و طراوت و صمیمیت نمانده علاوه بر چندتایی که چهره در نقاب خاک کشیده اند . باقی مانده هایمان در صعوبات درّه نداری و قله ی دارایی زندگیمان کور و کچل و منگ و یابو و زرنگ و.. شده ایم .

به عکسها که نگاه میکنم می بینم :

سمت راست اولی که به طرز مهیبی به  دوربین زل زده  ضایعاتی شده وهمیشه خدا دنبال آهن قراضه وآبگرمکن شکسته می دود وانگار این تمنای سیری ناپذیربرایش  اشباع شدنی نیست

یکی معتاد شده وهمیشه به دنبال جیز است .

 آن یکی که تادیروز فکرمیکردم عاقد شده باشد .طفلک بزاز شده واز بد زندگی، همیشه ی  خدا دم در دادگاه طلاق  ودفترعقد وازدواج پلاس است ،

این  عزب اوغلی ازحمامی بودن نتیجه ی خاصی نگرفته بود.حالا شده سوپری محله شون.

اون یکی چند زنه شده و دیگر اثری از او نیست ، آخرین باریکی از بچه ها درسفرزیارتی آنتالیا ایشان رادیده بود که داشت به افق می نگریست.

کنارش این یکی بزچران زندان قصر شده ،چیزی نگفتن بهتراست .حاشای او دیوار  ما.

سمت راستش دروازه بان ما ساقی  تشریف دارند طفلکی بچه دار نمیشود و خودش را می کشد که یک انگل به جامعه اضافه کند .

اما این یکی که انگشت اشارت درغاربینی پنهان نموده است.رییس شرکت بزرگی شده و به مستعمره هایش جفنگ می گوید .

پشت سری این آقا هم  گفته می شود سرهنگ شده ومدام از معجزات  تفنگ می گوید.

  بغلیش  همین یکی وکیل شده و اصلاً هیچ کس را به یاد نمی آورد .

این یارگرمابه وگلستان ما هم انگارعمرش به دنیا نبود. داغش مونده هنوز توی دلم.

میرزا بنویس کلاس ما  دادستان شده و تا سلام و اظهار ادب می کنیم می گوید دفعه قبل واسه چی دیده بودمت ؟!

این شامورتی باز مشهور به اصغر گشنه  هست ایشان کل سال تحصیلی  ازصبحانه ی بچه ها تغذیه می نموده است. یه جورایی دوزیست کلاس  ما بود . شده بنگاهی و چه مطنطن و  مرتب هم میگه عزیزمی . ارادت...

اینی که دستشو گذاشت روی دوش این شامورتی باز  لکن معلم شده و توی راه با خودش حرف می زند ، معلوم  نیست چه می گوید  ازاولش هم باازما بهتران می پرید.

و این یکی هم  آجان شده .رد مظالم کیو نداده باباش طفلک باون سگرمه هاش سیگار را با سیگار روشن می کند وخود را می سوزاند.

بغلی هم مشهور به پاکوتاه است عاشق دلخسته ای بود واس خودش . نمیدونم به ورزشهای رزمی آشنایی دارید یا نه . یه روز توی راه  مدرسه به خونه  درحال متلک پرونی به یه خانم بلند بالا . یهویی دختره برمیگرده به عقب یه تی چاگی  مشت میکوبه به حلق این بینوا...

انگار مخ این بشر رگ به رگ شده. یه دل نه صد دل عاشق ضاربه ی مورد نظر میشه. جهنم که بهش نرسید ولی پاکوتاه قصه ی ما  استاد تکواندو شده الان. البته تااطلاع ثانوی  بابای 5تا بچه هم می باشد .

ای بسوزد پدر عشق

بغلی این استاد هم با مرگ وعزای ملت کاسبی کوچکی راه انداخته. بماند که ته صدایی هم داشت. وعقده ی داریوش شدن مونده انگار توی دلش .نکبت چه زبان بازی شده ارواح ...ش

مبصر کلاس ما خدا ازش نگذره شده سلمانی.ازاولش بین بچه ها  سرشناس بود.

 آخری سمت چپ ردیف اول  بانکی شده واز بالای عینکش چنان به توخیره می شود که گویی اولین بارآدم می بیند.

آن دیگری که پزشک شد مواظب است که دستت به دستش نخورد تا میکروب کنجکاویت  به حریم خصوصیش لن ترانی بخواند.

دیگری مدیرکل یک اداره است ودائما در جلسه پشت در بسته می خوابد.

این کچل قلی هم که استاد دانشگاه شده بی خود  وبی جهت می خندد و راه به راه بوق می زند و مواظب است کسی با وقتش تصادف نکند

این موقشنگ که همیشه ی خدا بایک مونث جدید ظاهر می شود . همچنان ازجیب  اجداد  میراث دارش تغذیه می کند.

اینی که یقه اش سفت بسته شده .گمونم الان  ازبچه های بالا ست. کسی  هنوز پیاده روئیتش نکرده  است.

این برادرکه  انگشتهاش را به علامت وی داده بالا مشهور به تیر دروازه ایشان درحال حاضر سوپور می باشند.

این چاقاله هم شده شب نامه نویس سیاسی که مدام حرف مفت وتوهم توطئه اش  باعث اضافه وزنش می شود.

ردیف دوم اولی مسعود نفهم هست.که شده مترجم زبان ودارالترجمه زده.منتهی زبونش نه حالیمون میشه نه زبون مارو می فهمه .

کناردستش دلقک کلاس مارا باش رستوران زده  ازترس اینکه گوشت الاغ به خورد  بچه ها بدهد کسی نزدیکش نمی شود.

مورد داشتیم که  یارو گشنه خان میره عرض ارادت و یادآوری عهد شباب . اینم اصغر را می بنده به شیشلیک الاغ میت. گشنه خان که  کیفورمیشه دلش میخاد ازطرز پخت این شیشلیک بازدیدی محرمانه بفرماید  ومطابق با کنجکاوی ژنتیکی اش که به دایی  کمیسرغضمفرش رفته.که هیچکی جلودارش نبود. منتها گندش اونجایی دراومد که گشنه خان میره پشت درخروجی آشپزخونه تف هوارکنه.. .چشمش میفته به سلاخ خان  وخلاصه  زل میزنه به سلاخی واون چیزی که نباید ببینه. چشمتون روز بد نبینه اصغر دیگه انگاربااین صحنه ی دلخراش  اکبرشده بود. آبرو واسه دلقک نمی زاره...

ای بسوزه این  پدر نداری

اینی که علم یزید کرده تنش هوشنگ شب پره هست تاجر ورشکسته ی فرش هست ازبد زمانه .بی ادبی نباشه مرتیکه افتاده توی بیزینس خاله خانباجی به کشورهای عربی.

این پائینی  راننده ی آژانس است وداخل ماشینش همیشه  ی خدا عروسی است  ...

یکی در کارگاه خیالش همچنان شعرهای غم انگیز می سراید و بغل دستی اش که همچنان گاب نه من شیر ده مانده است .

این یکی همچنان چپکی نشسته وفیلسوفانه به دار دنیا بددهنی می کند کسی را نیافته که نبرد مسلحانه بفرماید.

اینم که عینک پرفسوری  نصبیده  است بردماغش  عامی اوغلای شاپورشامپانزه است .فعلا حسابدار شهریدار می باشد.

اینم از شاپور شامپانزه که گشاد  راه میرفت. جاسوس مدیر هم بود. کارمند ارشد اداره راه شد. نمیدونم چرا همش فکرمی کردیم این بشر  حداکثر کارگر سیرک خواهدشد.

ای بسوزه پدر بد شانسی.

اینی که کنارم نشسته ودستش را زیرچانه اش استوار کرده کسی نیست جز فردین جان. فردین که معرف حضورتان هست .داستان دارم باهاش.

بگذریم : خلاصه  یکی آنقدر پول پارو کرده که خودش را گم می کند و دیگری آنقدر پولدار نشده که خودش را پیدا کند.

چندتایی  هم مثل من زیردست و پای اراذل و پولدارها و رییس بزرگ ها و خرشانس ها جا مانده ایم .

ستون فقرات جوانی ما ، درهم شکسته و خبری از عزت و لذت نیست ، به هر کسی که برسیم می گوئیم خوب دیگه چه خبر ؟!

اساساً گذر از جوانی و نوجوانی و رسیدن به عالم پدرشدن ومادرماندن ... می شود نوعی سوختن و ندامت .

کسی نیست که جواب کودکیمان را بدهد که با بی رحمی تمام زیر شلاق زمان برای همیشه جامانده ایم ، و در بازارچه شلوغ مادیات گم شده ایم .

کاش به همراه این همه اختراعات الکترونیکی، می شد دوباره به منوی اصلی بازگردیم .از دست دادن عمر ، پدر ، مادر وبستگان و دوستان وحتی فرزند هرکدام غمی و چینی پر پیشانی مان می گدازد و افسوس که در همین گیر و دار کارت دعوت حضرت اجل هم بما میرسد و ما هنوز هم به آرزوهامان نرسیده ایم .

 



حمیدرضا ابراهیم‌زاده

 ۱۳۸۷/۳/۱۶

کلیه حقوق برای مؤلف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

دم

چهارشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۰۶ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

مولانا:

سخن مایه ی حقیقت است وآدمی اسطرلاب حق

جان در پیش این سقف مینا چوخشخاشی است برروی دریا

نگرتامن ازاین خشخاش چندم   سزد گربرسبیل خود بخندم

اضطراب از عمق هستی می جوشد وازآن جایی که تنها انسان است می داند که باید بداند.

همواره مضطرب دلواپس ازجهل خویش است

واین اضطراب برجانش می توفد که این دایره ی مینا درکجاست؟

زین دایره ی مینا خونین جگرم می ده    تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی

صدباد صبااینجا با سلسله می رقصند   این است حریف ای دل تا باد  بپیمایی

 

از حضرت محبت آمده است که

ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضو لها لعله یصیبکم نفحه منها فلا تشقون بعدها ابدا

(رسول خدا/ سیوطی .جامع الصغیر ج1ص95)

اگر  آدم  «دم» برکوه می تافت چشمه های خون ازآن سرازیرمی شد

وقتی  دم برجان آدم انسان می تابد غیر ازخون جگر چه خواهد بود

-          ملک الشعرای بهار  چه نیک گفت:

امان از این عشق فغان از این عشق   که غیر خون جگر ندارد

-          حافظ شیرین سخن پاازین فراترنهاد فرمود

 

خوشا نماز و نیاز کسی که از سر درد. به آب دیده و خون جگر طهارت کرد

 

«دم » درمیان هزاران لحظه ی عادی گم   وناشناس است وباید آن را جست ومثل بارش باران دربارش دم تر وتازه شد

شب قدر یکی ازاین دم هاست که ارزش ان ازهزارماه یا83 سال بیشتراست

وماادراک مالیله القدر

بنده‌ی‌ عشقِ مسیحا دم آن دلدارم 

 که به یُمن قدمش، هستی‌‌ من دود نمود

 

83 سه سال یک عمر بلند ومطلوب است

به اندازه یک عمر به دنبال گشمده ی دم بودن  می ارزد

شاه نعمت الله ولی گفت:


عاشقانه گر بیابی جام جم

 همدم او باش چون ما دم به دم

 جام جم شادی جم یکدم بنوش

 دم به دم در دم به دم در دم به دم

 کرد عیسی مرده را زنده به دَم

 

آن دم ما بود آن دم از قدم

 از دم عیسی اگر یابی دمی

 

دم به دم در دم به دم در دم به دم

 گر دمی با همدمی باشی به هم

 

لذتی یابی ز همدم دم به دم

 بشنو آن دم را غنیمت می شمار

 

دمه به دم در دم به دم در دم به دم

 دمبدم دم می زند رند از ندم

 

تا چرا همدم نشد با جام جم

 تو غنیمت دان دمی گر یافتی

 

دم به دم در دم به دم در دم به دم

 تا کی آخر از وجود و از عدم

 وز خیالات محال بیش و کم


 این و آن بگذار و می گو دم به دم

 دم به دم در دم به دم در دم به دم

 

بی نوایانیم در ملک عدم

 وز نوای بی نوائی محتشم

 

همدم جامیم و با ساقی حریف

 دم به دم در دم به دم در دم به دم

 

رو فنا شو از وجود و از عدم

 تا حجاب تو نماند بیش و کم

 

با موحد گر دمی همدم شوی

 دم به دم در دم به دم در دم به دم

 

ماضی و مستقبل ای صاحب کرم

 از کرم بگذار ایشان را به هم

 

حالیا با حال خوش یک دم برآ

 دم به دم در دم به دم در دم به دم

 

یکدمی گر بار یابی در حرم

 باش محرم تا که باشی محترم

 

گر دمی محرم شوی با محرمی

 دم به دم در دم به دم در دم به دم

 

نعمت الله است در عالم علم

 واقفست او از حدوث و از قدم

 

دم بدم گوید که ای همدم بگو

 دم به دم در دم به دم در دم به دم

 

همدم جامیم و با همدم به هم

 این چنین همدم که دیده دم به دم

 

یار همدم گرد می یابی چو ما

 دم به دم در دم به دم در دم به دم

 

 

حرف و صوت وگفت را برهم زنم

تا که بی این هرسه با تو دم زنم  - نیما یوشیج

من که بودم؟!

اولم سرگردانی

آخرم افسانه

گارسیا مارکز میگوید:

دروغ در هنر وادبیات خطرناک تراز دروغ در زندگی روزانه است

ان الذئب یاکل الئب ویاکل بعضنا ببعضنا عیانا...

 

 امام صدر فرمود:

انسان به جایی می رسد که به حقانیت راه خود پی می برد

 

حمیدرضاابراهیم زاده

25اذر1378


تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف محفوظ می باشد


  • حمیدرضا ابراهیم زاده

حضرت دوست رادلگیرکردن نابخردی است

شنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۱۵ ب.ظ

هوالعزیز

حضرت دوست رادلگیرکردن نابخردی است


همه ی آیات قران بابرکت وپر رمز ورازند.

و بلکه شفابرای اهل باور وسم مهلکی برای ستمکاران  نیز هستند

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا ﴿۸۲سوره اسرا ﴾.

 دراین ماه آیه ی 53 سوره زمر برای اهل دل  وکسانی که دلشان ازخودشان مکدر و  تنگ شده تلالوی خاصی دارد

اهل معنا می دانند این آیه ازقرآن یکی از امید بخش ترین جمله های حیات  انسانیت است

آیه ی زیبایی که میفرماید:

قـل یـا عـبـادى الّذیـن اسـرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة اللّه ان اللّه یغفر الذنوب جـمـیـعـا انـه هـو الغـفـور الرحـیـم

به این مضمون که:

ای بنده های من

ای کسانی که در تلف کردن عمرخود زیاده روی کردید

از رحمت. بزرگواری. گذشت. ارفاق خدا ناامید نباشید

خدا همه ی گناهان. اشتباهات. گرفتاریها. زیان ها ی شمارا می بخشد

همه ی گناهانتان را نادیده می گیرد

قطعا ایشان آمرزنده ای مهربان هست.

بنده برای خدا بنده است. تبعیض نژادی وجنسیتی و ...ندارد.

پروردگارمهربان  با همه ی انسانیت سخن می گوید

مکمل این آیه را من در سوره ی فرقان دیدم.

یک معامله وسودایی است که آدم زرنگها می دانند این سوداگری  دوسرسود به معنای واقعی است.

 آیۀ مبارکۀ هفتادم از سوره فرقان

إِلاّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحًا فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللّهُ غَفُورًا رَحیمًا (فرقان- ۷۰ ).

حالا انسان درضرر کردن زیاده روی هایی دارد که سوره والعصر براش نازل شد

اصرار برگناه یعنی اصرار به خطا وانحراف.

کارغلط  وزیانباری را اصرار ورزیدن. چقدر سود دارد؟

گناه زیانی است که بر فرد مسلط می شود وفرد را ازامنیت.تکامل. سلامتی. موفقیت بازمی دارد

حالا هرگناهی که باشد

چوب لای چرخ موفقیت وتکامل فرد می گذارد

شما اشتباها پایتان را داخل مرداب ویا لجن زار ویاباتلاق  فروکنید.

فقط کفش ولباستان خراب نمی شود!

قطع یقین  امنیت و سلامتی و عزت تان. موفقیت در مسیرتان هم مخدوش می شود.

چه اصراری هست پای بعدی وقدم بعدی را  با آن مطابق وقرین  ومماس کنید؟

اینجا خداوند فرمود:

همه اشتباهاتتان  به ضررشماست. خسارت است مگراینکه   کسانی  پا پس بکشند.

یعنی پشیمان بشوند ودلشان نخواهد این مسیر را تجربه کنند

خوب

این گروه را درقران با واژه تائبین  وتوبه گران می شناسیم

خداوند برای این پشیمانی شان  ضرر وزیان و ... لحاظ نکرده است

بلکه این توبه وپشیمانی برای خدا قیمتی است

هرچه که بد وضرر بود را ازش بعنوان کالای واقعی می خرد!!!

اصلا جنس بدش را باجنس خوب معاوضه میکند. وخودش هم خریدارش می شود.

یبدل الله سیاتهم حسنات

زشتی را به  نیکویی  مبدل می کند

این آیه اگر پیشوند آیه ی قبلی  درنظرگرفته شود  نیک باوران را به بلوغ می کشاند

بالغ فکری فرد مومن را جان می بخشد

اما اگرنه برعکس عمل کنیم

غرور وتکبر ومن می دانم وحسابم حساب هست خودمان را به رخ خدا بکشانیم

اصلا واژه ی غرور یعنی فریب

حالا زرنگ بازی وفریب را شما حساب کتاب کنید بخواهید با خدا سودا کنید.

چه می شود؟

دیگر ممکن است خدا با عدلش با حسابگری هاش با حساب کتاب دقیقش با ما رفتارکند.

ما که به فضل خدا چشم دوخته ایم آیا طاقت حساب کشیدن هایش را داریم؟!

نه

ابدا

بهتراست

برای خدا بازی درنیاوریم.

حسابگری نکنیم

شریک براش قائل نشویم

 نگوییم اگر فلانی نبود.اگر فلان چیز نبود مشکلم. بیماری ام......حل نمی شد

واقعیت این است همه ی انسانها می توانند سرباز خدا باشند اما بعضی ها ازامرحق گریزانند. سست اراده اند وتنبل بازی درمی آورند

فرار از مسئولیت دارند و یا حسابگری وزرنگ بازی در می آورند

خوب اینها که سرباز خودشون هم نیستند چه برسد به سرباز خدا

برخی ازانسان ها. حیوانات. خس وخاشک. باد وآب وباران وابر وشن وسنگ و...می شوند سربازخدا

وخداوند امرش را به آنان محول می کند

میشوند نماینده ومدیر اجرایی خدا

حواسمان باشد

مدیراجرایی خدا رنگ ولعاب ندارد. اما کارش را بلد است

رنگش خدایی است.

خداوند ماموریتش را به آنان می سپارد

اگر درماموریت توانستند گره از کار دیگران. کمکی برای احقاق حق. سلامتی. امنیت و تعالی بشر ومحیط زندگی شان داشته باشند اینها می شوند اولیا ی حق

حالا هرچیزی که باشند. هرجنسیتی. هرقیافه ونژادی

پزشک. فرماندار. وزیر. کارگر انسان عادی. ...

گره ازکارکسی می گشاید ومی رود

پیامبراکرم   فرمود ( نهج الفصاحه ترجمه پاینده:حدیث144)

اگر خدا به بنده اش  چشمداشتی داشته باشد حوائج و گره گشایی از کارمردم را به عهده اش می سپارد

حالا هرکاری که مردم را خشنود نگه دارد.میشود سربازی برای خدا.

نمایندگی برای خدا!

خوب

بااینحال انسانی که ازیاد خدا غافل شد وگفت اگر فلانی نبود  من بیماری ام. وضع مالی ام . بحران زندگی ام  خوب نمی شد. یا می مردم. .و...

این یعنی همان غفلت ازیاد خدا

آدمها واشیا و... وسیله اند

خدا فاعل است

اراده خدا به بود ونبود وشد ونشد امور. کلید ویا مهم ترین اصل انجام کارهاست

که فرمود:

من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بلغ أمره و قد جعل لکل شی ء قدرا  (طلاق 3)

 توکل ووکالت دادن امور به خدا  زیرکی  پارسایان است .

خداوند هم به اراده ی حکیمانه اش .به  کرامت  وجودش وسایل وسربازانش را برای رفاه موکلش معمول می دارد.

وسیله کارش رامی کند اما نمی شود.یا می شود... به اراده ی خداست.

اگر خدا بخواهد حتما می شود

اذا قضی امرا فانما یقول له کن فیکون

کن

ف

یکون

هرچی دلش بخواهد هست

بنابرین دلخورمی شود ازکسی که اورا نادیده بگیرد

حواسمان باشد

قدرت خدارا در شنیدن .دیدن و درک کردن و...

ندیده نگیریم.

قدرت خدا به حکمت هایش وابسته است

یعنی حضرت  حکیم   تمام بسترها وظرفیت ها را ارزیابی می کند وآن  کار  را اراده به بود ونبود می کند.

 إِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِیدًا .. (نساء116)

خدارا با سهل انگاری وزرنگ بازی هایمان دلگیرنکنیم.

والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده

12خرداد1396



* تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

ساحت پلواریزم دینی

سه شنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۳۵ ق.ظ

 * مصاحبه

با سلام وادب

استادابراهیم زاده در صورت صلاحدید درموارد ذیل توضیح و شرح لازم را ارائه نمایید

در مورد پی آمدهای مثبت پلورالیسم دینی، کدام است؟ آیا این پی آمدها در دین اسلام به دست نمی آید؟

تفاوت جامعه ی اسلامی با جامعه ای که در آن، پلورالیسم دینی پذیرفته شده است، چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم

باسلام و ارزوی سلامتی وتوفیق روز افزون

پلوآر بمعنای تکثر گرایی است

پلوآریزم دینی ، تکثر درنحوه ی اجرای  فرعیات است.  وگرنه خدا یکی است وهدف انبیاهم مقسوم و معلوم هست

پلوار اسلامی هم  تکثر برروی سلایق اعمال فروعات دینی ومباحث کلامی است.

وهیچ خللی به اصل دین وارد نمی کند مگراینکه  مذهب علیه مذهب تکفیریه وتفسیقیه صادر کند.

تعداد مراجع در استنباط مباحث فقهی واصولی  زیاد هستند  غالبا  در دادن فتاوی متفق القول یا شبیه به هم عمل میکنند گروهی  بر گروهی  بخاطر آسان گیری یامسائل دیگر   مقلد پذیر تر می شود. نه قابل دفع هستند ونه ملزم به جذب.

این از ثمرات فقه شیعی است که به مراتب پلوارتیک تر از فقه اهل سنت است

گروهی   ذهنیتی را به ذهن مردم انداخته اند که  پلواریزم دینی حرام وباطل است.

 به این سند که  ان الدین عند لله الاسلام...(آل عمران 19)

درصورتیکه مفهوم واقعی آن اسلام  میانه رو هست. اسلام با مشی رسول خدا هست نه با مشی جناب معاویه وحجاج یوف ثقفی  واسلام دین ممتازی هست  چون  درآن کراهت واجباری برای  پیروی از فروع وجود نداره.

 اما آقایان مثل اینکه  فقط شمشیر بعضیها را به ارث بردند  وخلافت وولایتی برای خود قائل شدند وبه  شهروندان درجه ی حقوق شهروندی  می دهند و... روش فکری اینها ورهروانشان بنظرم نوعی داعش شیعی است .

  این نهجه فکری قابل قبول نیست. شرافت وفضیلت افراد به کرامت انسانی ومحتویات درونی افراد است. ومایلم بگویم  مشی  واستباط اینها را از دین نمی شود بعنوان سلوک  دینداری  پذیرفت.

حرفهایشان در حوزه فهم فلسفه ی دین مثل دخالتهایشان در حوزه سیاست است.

ومی شود گفت این تفکر وپیروان واصحاب این قلمرو  مقبولیتی در هیچ حوزه ای ندارند.

در تفکر نا به سامان ایشان سیطره دین وحاکم دینی بر گرده مردمان را خیلی عمیق وآسان کرده است وانسان را درخدمت دین مجبور می کند.

 وحال آنکه مکتب علامه امام موسی صدر را بعنوان دینداری متعادل خلاف آن را می گوید.ودین را درخدمت انسان می داند. وبعثت رارهاورد کرامت انسان می پندارد

به تعبیرآیه ی 99 سوره ی یونس نه پیامبر مجبور است مردم را وادار به ایمان اجباری کند ونه انسان مجبوراست به چیزی ایمان بیاورد که باوری بر آن ندارد و یا اجباری باشد

اگر مشیت خدا بر ایمان انسانها  بود همگی بی استثنا باایمان می شدند

اجبار واکراه خلاف حکمت و تکلیف است

پلوار دینی را باید با تسامح وتساهل در فروعات دینی وسلایق رفتار دینی ترجمه کرد.

یرید الله بکم الیس ولایرید بکم العسر-بقره185

وکذلک جعلناکم امه وسطا – بقره142

انی بعثت لمکارم الاخلاق.- حدیث

فقل لهم قولا میسورا سوره اسرا 17

ان هذاالدین یسر . باب الدین یسر- حدیث

الفطره الحنیفیه السهله السمحه- حدیث  نبوی- اصول کافی ج2 ص17

الطرق الی الله بعدد انفاس خلائق- حدیث نبوی:

راه برای رسیدن به خدا  به عدد همه آدمهاست

کوتاه آمدن فروعات دینی بر سر اضطرار- آیات وروایات متعدد

ولوشاء ربک لامن من فی الارض کلهم جمیعا افانت تکره الناس حتی یکونوامومنین- یونس 99

آسانگیری. سمحه وسهله - حدیث

فبما رحمت من الله لنت لهم – آل عمران169

لست علیهم بمصیطر –غاشیه26

وماانت علیهم بجبار- قاف 45

لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا..- آل عمران164

الذین یتبعون الرسول النبی الامی الذی یجدونه مکتوبا – اعراف157

انا هدیناه السبیل اما شاکرا واما کفورا – دهر3

 یرید الله لیجعل علیکم من حرج – مائده 6

لاجناح علیکم فی الدین...نسا101

وما جعل علیکم فی الدین من حرج – حج78

لا اکراه فی الدین...بقره 254

ولو تقول علینا بعض الاقاویل لاخذنامنه بالیمین ثم لقطعنا منه الوتین – حاقه 46

و ....

همه ی این آیات مبارکات دال براین مدعا هستند که دردین هیچ فشار واکراهی وجود ندارد وهمواره منطقه ی فراغی بین آسانگیری واصل نص قرآن هست.

ومصادیقی مانند نماز مسافر وعدم وجوب روزه برمریض  ومضطر و...پیش می آید.

این وسط این قدر دایه های مهربان ترازمادر زیاد هستند که  بعضا فکر می کنند قرآن را پیامبر نوشته که نعوذ بالله همان اول متوجه نشد شراب حرام است وچند سال طول کشید آیه اش ازآب دربیاید.  روزه  همینطور چند سال بعداز بعثت و هجرت واجب شد.العیاذ بالله لابد پیامبر دنبال ردیف وقافیه می گشت !!

ملتی که عفاف را نادیده می گیرند وبه حجاب اجباری تن می دهند وحجاب رامخدوش می کند واز هر حربه ای برای برون رفت از حجاب  بهره می جوید و از عفاف خارج می شود به نگاهم  از همین ایده های افراطی  به این روز افتاده اند

حدود وثغور  هر حکمی از احکام مشخص است دیگر حتی آقای خلیفه هم حق ندارد حلال خدا را حرام کند و....

این تفکر که اسلام دین بسته وستیزه جویی در مقابل عزت ورفاه بشر هست یک سادیسم وشیزوفرنی هست که در جان مدعیان فهم دینداری افتاده است.

چه افراط و چه تفریط در امر دینی برای لحاظ آرای شخصی، کاملا تحریف در دین است

تکثر گرایی بدلیل توسعه ی علوم وتکنولوژی وعدم رکود علوم روز طبیعی است.

همانطور که درفقه بسیاری از  توسعه های پزشکی پذیرفته شد . در تفسیر وفلسفه هم همینطور هست

دستاوردهای فقهی  فقها که وحی منزل نیست. 

فقه همراه با علوم  ومقتضیات دانش روز درجریان است و رکود وسقوط ندارد

این فقیه هست که باید به خودش زحمت حرکت بدهد واز رکود وتحجر برهد.

برای همین است  بقا برتقلید از فقیه ومجتهد میت  جایز نیست

قرائت های مختلفی از یک بیت شعر من  دربین دوستان پیش می آید؛

من زنده ام وخودم می دانم چه نوشته ام اما طرف ازمن هم به شعرم خودش را واقف تر می پندارد. وبرداشتهایی دارد که من خودم هم بهش فکر نکرده ام. ویا خلاف نظرم هست.

 طبیعی است که برای قرآن 604 صفحه ای 50میلیون صفحه تفسیر و شرح  پیدا می شود.

 کتابی که پیام آورش رسما1400 سال پیش مثل مردمان عادی  از دنیا رفته است وناطقانش حضور ندارند. بالتبع تفسیر پذیر می شود.

شما چندتا ترجمه یا شرح وتفسیر ازخلفا و ائمه هدا سراغ  دارید؟

به تعداد انگشتان  یک دست هم نیستند.  اگرچه همین تعداد اندک هم منسوبی هستند.

تفسیر  منسوب به امام عسگری. که این تفسیرهم منسوبی واحتمالی است.همین.

بنابراین  بخاطر عدم حضور عقول معصوم  روایتهای منقول ازایشان برای شرح آیات نیز دچار تکثر قرائات گردیده است وبالطبع عقول مستعده جدید خود را صاحب نظر می پندارد واز دانش جدید پرده برمی دارد ومی خواهد تطبیق قرآنی والهی برایش بیافریند

هم نقش اسطوره هااینجا اظهر من الشمس است وهم کارکرد قرائت های دینی در  بوجود آمدن نحله های دینی وعرفانی.

هرکدام که به فطرت وعقل وقرآن واجماع واهل بیت و قرآن نزدیک تر وسهل الوصول تر باشد همان هم مقبولیت پذیرمی شود وپیرو می یابد/

 دراین مقطع  تفکرات واقفیه گرایانه هم در تفسیق وتکفیر فعال ترمی شود وهرچه که به مشربش نزدیک نیست  محکوم به الحاد  است و سنگ قلاب می شود و...

اما ثمره ی  مثبت تکثر گرایی :

-          توسعه پذیری وهمگامی با مقتضیات عصر

-          - جوامع پلوراراتیک توسعه پذیر ترند

-          پذیرش وتشریع ظهور پدیده های نوین علمی  در حوزه دین   و تطبیق یابی آن هست.

-          تعامل دین با دانش نوین بسیار مطلوب نگاه اندیشمندانه معصومین هست کارکرد دین برای عزت ورفاه حال انسان است. اصلا دین قانون نیست چون احکام چند حوزه را بیشتر در برنمی گیرد وصراحت ندارد. ..

پس اسلام با توسعه مخالف نیست ومانند جسم بشر در مسیر تکامل از شیر مادر به خوراک  ومیوه های عادی متمایل می شود واسلام  هم با مجموعه مختصاتش  همراه با مقتضیات زمان حرکت می کند وپویاست.

ومهمتر ازهمه  سنت های اولیه ی الهی هرگز تجدید پذیر وتحویل پذیر نیستند ومثلا ؛کسی هم نمی تواند بنام توسعه ،آزادی همجنس گرایی را بعنوان ضرورت درجامعه  و دین بیاورد وبرایش مشروعیت بطلبد چون  با سنت اولیه وبیس  دین مشکل پیدا می کند و..

سنت الله فی الذین خلو من قبل ولن تجد لسنت الله تبدیلا – احزاب62

هیچ مسلمانی نمی تواند بخشی از اسلام را بپذیرد وبخشی را واگذارد. چیزی بنام اسلام وشیعه ی پاروقت نداریم.

آئین شکوهمند اسلام وابسته به فرد وشخص خاص وبا مرگ  ونسیان وبیماری وخطای  هیچ حاکمی دین اسلام تعطیل نیست

دین مبین اسلام درخود مدارا و کرامت انسان را نهادینه کرده است وازاین رو هیچ کس بر کسی برتری  ندارد.

واسلام علاوه بر مدارا با همکیشان.  مدارا ومشی و همزیستی مسالمت آمیزبا سایر ادیان را نیز تاکید فرموده است


گمان مبر که به پایان رسید کار مغان    هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است. (اقبال لاهوری)

 

والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده

16 اسفند1393

 

*  تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ است

  • حمیدرضا ابراهیم زاده