دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

منتخب آثار وپژوهشهای دکتر حمید رضا ابراهیم زاده

دایره مینا

مجموعه مقالات. اشعار وآثار علمی .پژوهشی. فرهنگی. اجتماعی دکتر حمیدرضا ابراهیم زاده

این اسرا

سه شنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۶، ۰۸:۱۲ ب.ظ

گاهی وقت ها  ندونسته

با لبخندت

یکیو اسیر خودت می کنی  خودت  هم نمی دونی

گاهی وقت ها با نگاه ساده ات

 یا خیره ات 

یکیو مریض  وبد حال می کنی  خودت هم  نمی دونی

باید مواظب لبخند ونگاهات هم باشی

تاکه یه عمر خودت و  بقیه  رو ناخواسته  اسیر و بدحال نکنی

یااینکه نگاهتو برداری و کسی رو مریض وبی حال نکنی...

گاهی وقت ها یه نگاه میشه گناه  که باهاش یه عمر باید توبه کنی!

میگن که مواظب چشاتون باشید:

نه خودت اسیر بشی نه دیگرون

نه خودت مریض بشی نه دیگرون.

ازما گفتن بود

هرکی میخواد عجائب وخیر ببینه چشماشو درویش بکنه

لبهاشو بی موقع وا  پیش نکنه

دل آدم طویله نیست هرکی بیاد هرکی بره...

دل ما حرم امن خداست.

وقتی که وا بمونه چشم و دهان و سر و گوش ،  بی جهت و بی فهم و هوش.

دل ما آدما بر باد فناست...

العاقل یکفی به الاشاره

 

*

اشاره به آیات 30 و31 سوره نور وآیه ی32 سوره احزاب

 حدیث نبوی:غضوا ابصارکم ان ترون العجائب  (بحارالانوار، ج 101، ص 41)

چشمهایتان را (از نامحرم) بپوشانید تا عجایب و شگفتیها را ببینید.

 

حمیدرضاابراهیم زاده

8/10/1394




*تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف می باشد

  • حمیدرضا ابراهیم زاده

نظرات (۱۴)

هوا اسیدیه!
نفسم گرفته مرتب سرفه می کنم آخه تا کی ماسک!
ای خدا ی کم هوای پاک
از سیاهی هوا می ترسم
انگار بدی ها همه با هم بهمون حمله کردن
دارن از پا درمون میارن
این دوستم داشت می گفت
و بعدش دوباره سرفه کرد
گفتم : این آلودگی هوا جوری وجودمون رفته که نتوانیم هوای پاک تحمل کنیم !
گفت : اره دیگه مثل سیگاری ها معتاد هوای آلوده شدیم
گفتم : مثل گناه می مونه که اگه بهش عادت کنی دیگه نمی توانی بی قرار خداباشی!
گفت : هان!چه ربطی داره؟
گفتم : آدم خدا تو کاتالوگ (همون تکیه کلام استادمه)اش بی قرار حضرت اش آفریده (یعنی ذاتیه)
ولی با گناه پنهان میشه و اگر از راحت طلبی و لذت طلبی دست برداریم
شاید دوباره بی قرار خدا را احساس کنیم !
البته که سخته!
گفت : همون شعر معروف
اگر لذت ترک لذت بدانی دگر لذت نفس را لذت ندانی
گفتم : افرین
گفت : راستی چطور میشه آدم ها دیگه لذت مناجات با خدا درک نمی کنند
گفتم : همون درد الودگی به گناهه دیگه!
قانون خداست هر لذت حرامی تورا از شیرینی ی لذت حلال خدا دور می کنه
 و تغییر ذایقه ماست
که طعم لذت مناجات خدا را از مون می گیره !
گفت :کاش بهش بهتر فکر می کردیم!
گفتم :راستی که آقا رسول الله قشنگ گفته
که "اشجع الناس من غلبه هواه "
کاش همه شجاع بودیم
و....

تقسیم‌بندی حیا از نظر آیت‌الله مجتبی تهرانی حضرت‌آیت الله مجتبی تهرانی با تشریح سه بخش تشکیل دهنده حیا، به معرفی فرشته‌هایی که ناظر اعمال ما هستند پرداخت و گفت: بدترین اشرار کسی است که از مردم حیا نکند. مروری بر مباحث گذشته بحث ما راجع به «حیا» بود، گفته شد یکی از بزرگترین مشکلات جامعه ما ترویج بی‎حیایی در سه رابطه دیداری، گفتاری و رفتاری است. عرض کردم که حیا یک موهبت الهی و غریزه انسانی برای انسان است و در روابط گوناگون فردی و اجتماعی نقش بسیار بزرگی دارد. در جلسات گذشته رابطه حیا و عقل و رابطه حیا و تقوا را مطرح کردم. جلسه گذشته نیز رابطه حیا و ایمان را بحث کردم. تقسیم‎بندی حیا؛ عامل، عمل، ناظر حالا وارد بحث تقسیم‎بندی حیا می‎شویم؛ حیا در روابط گوناگون دارای اقسامی است. در ابتدا این مطلب را عرض کنم که چه بسا از تعریفهایی هم که از حیا کرده بودند، این تقسیم‎بندی به دست می‎آید؛ ما گفتیم که حیا عبارت است از آن انفعال درونی انسان که در ربط با عمل زشتی که از او سر می‎زند، پیدا می‎شود و از آن حالت به «انفعال نفس» یا «انکسار نفس» تعبیر می‎شود. ما در باب حیا یک عامل داریم، یک عمل داریم و یک ناظر. یعنی شخصی هست که عملی از او سر می‎زند، عملی که زشت و قبیح است و بعد هم ناظری هست که به آن عمل نظارت دارد. این حالت انفعال، به عامل در ربط با آن ناظر دست می‎دهد. علمای اخلاق هم در تعریف‎هایشان داشتند که این ناظر موجب سرزنش و نکوهش آن عامل در ربط با آن عمل قبیحی که انجام داده است، می‎شود. بنابراین ما سه چیز داریم: یک؛ شخصی که عمل زشتی از او سر می‎زند، دو؛ عمل زشت و سوم؛ مسئله ناظر است که عمل او را نظاره می‎کند و این در ربط با آن شهود شاهد است که منفعل و منکسر می‎شود.
انواع ناظر در اینجا یک تقسیم‎بندی در باب حیا نسبت به ناظر وجود دارد. در باب ناظر، یعنی به اصطلاح شخص دوم، می‎گویند ناظری که شهود می‎کند، یک وقت ناظری است که از نظر ظاهری «شهود ظاهری» دارد، نفس عمل را در خارج می‎بیند و خود ناظر هم مشهود است، به طوری که عامل او را می‎بیند و شهود می‎کند. یعنی شخصی که دارد کار قبیح را انجام می‎دهد در مرئی و منظر شخص دیگری است که آن شخص دیگر را هم این عامل به رؤیت ظاهریه می‎بیند. اما یک وقت هست که این ناظر، بیرونی است اما عامل، آن کسی که دارد عمل قبیح را انجام می‎دهد، از نظر ظاهر شهودش نمی‎کند، عامل او را نمی‎بیند ولی او هم عامل و هم عمل را می‎بیند. یک وقت هست که نه، آن کسی که ناظر است و عمل قبیح را شهود می‎کند، بیرونی نیست، درونی است. حالا من وارد همه اینها می‎شوم. یکی اینکه ناظر بیرونی نیست، درونی است، این‎طور نیست که مثل حسن و حسین و تقی باشد. دیگر اینکه، بیرونی است که من را می‎بیند و من نیز او را می‎بینم و دیگری اینکه بیرونی است که من و کار من را می‎بیند، اما من او را نمی‎بینم. یک قسم هم داریم که مافوق همه اینها است که بعد عرض می‎کنم. حالا اینها را فهرست‎وار جلو می‎آیم و بحث می‎کنم.
ناظر بیرونی و مشهود مسئله در آنجایی است که ناظر بیرونی است و من او را می‎بینم و او هم من را به رؤیت ظاهری می‎بیند. این فرد شاخصی است که ما در باب حیا مطرح می‎کنیم، یعنی در مرئی و منظر مردم عملی صورت می‎گیرد. عامل یک انسان است و شاهد هم یک انسان دیگر است که دارد می‎بیند عمل قبیح از کسی سر می‎زند. اگر این شخصی که دارد کار قبیح را انجام می‎دهد هنوز از نظر انسانیت مسخ نشده باشد، یعنی آن امر موهبتی الهیه، غریزه انسانیه که خدا در نهاد او قرار داده است از بین نرفته باشد، شرمنده و منفعل می‎شود که در دیدگاه شخصی مثل خودش، دارد این عمل زشت را انجام می دهد. قبلاً هم گفتم انفعال یک وقت حین عمل است، یک وقت بعد از عمل است، ما در اینجا مشکلی نداریم چون من بعد از عملش را هم بحث کردم که ممکن است غفلتاً عمل قبیحی از شخصی سر بزند بعد خودش پشیمان و منفعل ‎شود که چرا اینها را گفتم؟! و تکرار هم نمی‎کنم. بدترین اشرار کسی است که از مردم حیا نکند ما در روایاتمان داریم، چون روایات متعدد است من یکی را به عنوان نمونه می‎خوانم، بعد بحث نسبتاً مفصلی راجع به این مسئله داریم. روایت از علی(ع) است که حضرت فرمود: «شر الأشرار من لا یستحیی من الناس»(غررالحکم، ص257 ) یعنی اگر بخواهیم انسانها را دسته‎بندی کنیم و بگوییم یک دسته اشرار هستند، در برجسته‎ترین آنها از نظر شرارت آن شخصی است که از مردم خجالت نکشد؛
لذا ما حیایی داریم که «حیاء من النفس» است. اینهایی که می‎گویم همه‎اش معارف ما است. روایت از علی(ع) است که فرمودند: «حیاء الرجل من نفسه ثمرة الإیمان»(غررالحکم، ص89 ) ثمره ایمان این است که انسان از خودش حیا کند. روایت دیگری است که می‎فرماید: «من تمام المروءة أن تستحیی من نفسک»(غررالحکم، ص236 ) تمام جوان‎مردی این است که از خودت خجالت بکشی. حتی تعبیر این است که می‎فرمایند: «أحسن الحیاء استحیاؤک من نفسک»(غررالحکم، ص257 ) زیباترین حیاها این است که خودت از خودت خجالت بکشی. ما زیاد روایت داریم مثلاً تعبیر دیگری است که فرمودند: «غایة الحیاء أن یستحیی المرء من نفسه»(غررالحکم، ص236 ) که اصطلاح حیا از نفس را از این روایات گرفته‎اند. پس قسم اول حیا از مردم «من الخلق» است و قسم دوم؛ «حیا من النفس» است. اینها که من گفتم برجسته‎تر بود. انسان خلافی می‎کند و دیگری ایستاده است او را می بیند و انسان شرمنده می‎شود یا کسی نیست خودم هستم اما من خودم از خودم خجالت می‎کشم، البته تا وقتی که هنوز مسخ نشدم. به این می‎گویند «حیا من النفس».
ناظر بیرونی و غیر مشهود حالا سراغ بقیه اقسام می‎رویم. ادراک دو قسم اول که شخصی ایستاده است و مرا می‎بیند و این‎که خودم خودم را ادراک می‎کنم خیلی روشن است، چون اینها متعارف است. به تعبیر دیگر؛ اینجا لازم نیست که به آن اعتقاد و ایمان بیاوری، از این حرف‎ها خبری نیست، خودم خودم را درک می‎کنم یا تو را می‎بینم که به اعمالم می‎نگری، ظاهراً در آن پیچیدگی ندارد. در آن پیچیدگی ندارد. از تو خجالت می‎کشم، از خودم هم خجالت می‎کشم. این جزو محاورات عرفی خودمان هم هست. می‎رویم آنجایی که شخص دوم، یعنی ناظر، از نظر شهود ظاهری مشهود من نیست. این دیگر جنبه اعتقادی است. اینجا بحث، بحث ایمانی است. دو فرشته ناظر اعمال ما هستند کسی که مدعی است مسلمان هستم، کسی که مدعی است مؤمن هستم، کسی که می‎گوید من به قرآن اعتقاد دارم که کلام الله است، در قرآن این آیه را داریم: «اإِذْ یَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّیانِ عَنِ الْیَمینِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعیدٌ ؛ ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتید»،(سوره ق، آیات 17و 18 ) یعنی دو تا فرشته انسان را فرا می‎گیرد، یکی طرف راست، یکی طرف چپ، نگاه‎بانانی آماده و مهیا هستند، مواظب هستند که هرچه بگویی و هرچه بکنی آنها را می‎نویسند، پس دو تا ناظر اینجا شد یکی چپ و یکی راست. بعد هم می‎فرماید اینها هیچ چیز را از ذهن‎شان بیرون نمی‎ریزند، اصلاً هیچ چیزی را فروگذار هم نمی‎کنند. اینها به تعبیر ما مأمورهای ثبت اعمال هستند، اینها احاطه بر انسان دارند و تا نبینند نمی‎نگارند، باید کار را ببینند و بنویسند. برای این که در این شبهه‎ای نکنید این آیه را خواندم.
از این فرشته‎ها باید خجالت کشید روایتی است که پیامبر می‎فرماید: «قال رسول‎الله(ص) لیستحیی احدکم من ملکیه الذَینِ معه کما یستحیی من رجلین صالحین من جیرانه و هما معه باللیل و النهار» پیغمبر اکرم فرمود: از این دو تا فرشته‎هایی که با شما هستند خجالت بکشید همان‎طور که از دو تا آدم شایسته از همسایه‎ها که با آنها رودربایستی دارید و خجالت می‎کشید که نکند آبرویتان برود. هم همسایه چپ دارید و هم همسایه راست دارید. «و هما معه بالیل و النهار» این دو فرشته شب و روز رهایتان نمی‎کنند، از این دو تا خجالت بکشید. پیامبر هم ناظر اعمال ما است این قسم که شاهد، مشهود من نیست و من آن را به ظاهر رؤیت نمی‎کنم، مصادیق دیگر هم دارد. تا الآن یک مثالش را زدیم که دو فرشته‎ را نمی‎بینم، چشم ملکوتی‎ام‎ هم بسته است، کور باطن هستم، اگر کور باطن نبودم این دو تا را هم می‎دیدم. چه بسا اگر می‎دیدم خجالت می‎کشیدم. ما بحثی داریم که من این بحث را گذشته مطرح کرده‎ام و الآن یک اشاره می‎کنم و رد می‎شوم؛ در بعضی از روایات دارد که اعمال ما که این فرشته‎ها ثبت و ضبط می کنند، هر روز به پیغمبر اکرم عرضه می‎شود. در اینجا این پیش می‎آید که وقتی عرضه می‎شود، آیا نوشته را می‎برند که آقا می‎بیند که مثلاً چنین کاری کردم، خبر به آقا می‎رسد یا خود عمل را می‎برند؟ در همه اینها بحث است. اگر من بدانم کاری که دارم می‎کنم می‎نویسند و بعد می‎برند می‎دهند به شخصی مثل پیغمبر و ایشان از کار من مطلع می‎شود؛ یا اینکه نه، خود کار را می‎برند، نفس عمل را به پیغمبر اکرم عرضه می‎کنند، چه می‎شود؟ اینها اطلاع بر عمل است، صحبت در این است یک وقت اطلاع، اطلاع شهودی ظاهری است و یک وقت شهودیِ ظاهری نیست، اینها همه تحت عنوان اطلاع است.
از پیامبر خجالت بکش! روایتی از امام صادق(صلوات‎الله‎علیه) است که فرمودند: «قال(علیه‎السلام) إِنَّ أَعْمَالَ الْعِبَادِ تُعْرَضُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ کُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارَهَا وَ فُجَّارَهَا فَاحْذَرُوا فَلْیَسْتَحْیِ أَحَدُکُمْ أَنْ یُعْرَضَ عَلَى نَبِیِّهِ الْعَمَلُ الْقَبِیح»(بحارالأنوار، ج17، ص149 )خجالت بکش، حیا کن که یک وقت نکند عمل زشتت را ببرند نشان آقا رسول‎الله بدهند. برای این که تا حدودی این روایت را تثبیت کرده باشم، این آیه شریفه را می‎خوانم که می‎فرماید: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»(سوره التؤبه، آیه 105)هر کاری می‎خواهی بکنی بکن، امّا این را بدان که این عمل تو را خدا، پیغمبر و مؤمنین می‎بینند. «ائمه» ناظر دیگری بر اعمال ما اینجا در ذیل آیه روایتی داریم از امام صادق(ع) که فرمودند: «سُئِل الصادق(ع) عن هذه الآیه فقال: وَ الْمُؤْمِنُونَ هُمُ الْأَئِمَّ» (بحارالأنوار، ج23، ص351 ) بالاتر رفت، شاهدان بیشتر شدند، ائمه هم می‎بینند. ما روایات زیادی داریم که گناه نکن، با این گناهانت داری پیغمبر را اذیت می‎کنی، چون می‎بیند. امام زمان(عج) را اذیت نکن! او دارد می‎بیند. هنوز سراغ خدا نرفتم. او جدا است «أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى»،(سوره العلق، آیه 14) بعد سراغ خدا می‎روم. امام زمان را با معصیت نیازارید «حیاء از خلق، حیاء از نفس، حیاء از فرشتگان، حیا از پیغمبر، حیا از ائمه». اینها شخص دوم‎ها و ناظرهایی هستند که ما اینجا می‎توانیم درست کنیم. من از خودم نمی‎گویم، اینها در معارفمان هست. خیال نکنی اینها مطلع نمی‎شوند. نمی‎خواهم وارد این بحث شوم چون قبلاً این را بحث کردم. روایات متعدده داریم که می‎گویند ما را با این معصیت‎هایتان اذیت نکنید. وقتی می‎آورند وضع شماها را می‎بینیم، کاری نکنید که ما را اذیت کنید. شما نمی‎دانید حیا چه بحثی است، یک بحث ریشه‎ای است. من گفتم حیا برای انسان چه نقش تخریبی‎اش و چه نقش سازندگی‎اش زیر بنایی است، از آن طرف شما ببینید بی‎شرمی چه می‎کند.
خدا بالاترین ناظر فکر کردی در خلوت هستی کسی نمی‎بیند؟ پس دروغ می‎گویی من مؤمنم، مسلمانم، قرآن را قبول دارم. اگر راست می‎گویی که مسلمانی هیچ وقت تنها نیستی، تو سرّ و علن نداری، برای تو همیشه علن است. اینها تازه مراحل پایین بود که گفتم. مرحله بالاتر آن است که آن موجودی که بر تمام وجودت احاطه دارد، او دارد تو را می‎بیند. او «عالِم الْغَیْبِ وَ الشَّهادَة» است. اول این آیه شریفه را دقت کنید که چه قدر زیبا است وقتی که می‎خواهد مسئله فرشتگان را تعبیر کند اوّلش می‎گوید: «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرید ؛ إِذْ یَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّیانِ عَنِ الْیَمینِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعیدٌ»(سوره ق، آیات 16 و 17 ) اول می‎گوید من از رگ گردن به تو نزدیک‎تر هستم. اسم این حیا «حیا من الله» است. در مباحث معرفتی این را مطرح کردم و اینجا نمی‎خواهم مطرح کنم. «حیا من الخلق، من النفس، من الله» اینها همه معارف ما است. یاد این جمله امام(رضوان‎الله‎تعالی‎علیه) افتادم که فرمود: «عالم محضرخدا است، در محضر خدا گناه نکنید»، چه قدر زیبا گفته است. تو او را نمی‎بینی ولی در حضور او هستی. عمل زشت انجام ندهید.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی